خانه » دسته بندی پست » پزشکی و سلامتی » چگونه نمی توانیم احساس گناه کنیم؟

چگونه نمی توانیم احساس گناه کنیم؟

برای رسیدن به اهدافمان موانع کافی وجود دارد ، بنابراین ما به یک مانع روانی دیگر نیاز نداریم. البته اگر فکر می کنید کاری که می خواهید انجام دهید کاملاً درست است ، پس سعی کنید بر احساس گناه غلبه کنید.

به گزارش آلاماتو و به نقل از سپیده دانایی؛ احساس گناه برای اکثر مردم یک تجربه آشنا است. دلیلی که می گویم "بیشتر" و نه "همه" مردم این است که برخی از افراد با اختلال شخصیت "ضد اجتماعی" احتمالاً نسبت به دیگران احساس گناه نمی کنند ، یا اگر این کار را انجام دهند ، بسیار کمتر از دیگران هستند. .

آنها به اصطلاح وجدان ندارند. ما ممکن است بتوانیم برخی از مجرمان را در این گروه قرار دهیم. بنابراین ، خواندن این مقاله می تواند برای همه مفید باشد.

اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که دائماً در تلاش برای موفقیت هستید و گاهی به نظر می رسد تمام ابزارهای مورد نیاز خود را برای این موفقیت و لذت در اختیار دارید ، اما با وجود تلاش های شما ، ممکن است موفق نباشید؛ یا شما جزو آن دسته از افرادی هستید که اگرچه در دنیای واقعی فردی با ارزش و با ارزش هستید ، اما در دنیای درونی خود احساس بی ارزشی و ناکافی می کنید ، حتما این مقاله را بخوانید.

"احساس گناه" ناشی از این احساس بی فایده و بی کفایتی و از این خودسوزی و خود ویرانی است. کسانی که احساس گناه می کنند ممکن است به توانایی های خود اعتقاد داشته باشند اما در استفاده از آنها احساس بی ارزشی می کنند و احساس بی ارزشی مانع عملکرد و لذت بردن موثر آنها می شود.

من می خواهم برای شما توضیح دهم که چه اتفاقی می افتد وقتی مردم از سنین پایین احساس گناه می کنند ، و سپس راه های غلبه بر آن احساس گناه را توضیح خواهم داد

قبل از آن ، بگذارید "گناه وجودی" و "گناهی" که در ادبیات روزمره از آن استفاده می کنیم ، مقایسه کنیم.

تفاوت بین "گناه" و "گناه وجودی"

احساس گناه وجودی به معنای حرکت به سمت خواسته ها و آرزوهای دیگران و نادیده گرفتن خواسته ها و آرزوها است. احساس گناه ناشی از آن است که کاملاً مسئول زندگی شخصی خود باشد.

در این نوع احساس گناه ، فرد مقصر است زیرا در مورد حق دیگری اشتباه نمی کند و یا اصول اخلاقی را نقض نمی کند ، بلکه به خاطر ظلم و ستم که به خود کرده است.

احساس گناه وجودی یا وجودی به طور مستقیم با استعدادها و تواناییها ارتباط دارد ، بنابراین در مواجهه با این احساس گناه ، فرد احساس می کند که هیچگاه از توانایی های خود به صورت واقعی و واقعی استفاده نکرده است.

هر انسانی از توانایی ها و ظرفیت های خود آگاه است و اگر در انجام و زندگی آنها به کمال تنبلی تنبلی داشته باشد ، احساس گناه می کند. در حقیقت ، احساس گناه در مورد زندگی وجود ندارد. در روان درمانی وجودی ، اروین یالوم به نقل از سوزیا ، یک خاخام یهودی که قبل از مرگش گفته است:

"وقتی به بهشت ​​می رسم ، آنها از من سؤال نمی کنند که چرا تو موسی نبودی؟ در عوض ، از آنها سؤال می کنند که چرا شما یک سوزی نبودید." چرا تو تنها کسی نبودی که می توانستی؟ ؟ "تفاوت دیگر بین گناه وجودی و گناه ، که در ادبیات عامه متداول است ، این است که گناه وجودی یک پیش شرط برای سلامت روان است و همانطور که رولو می بیان می کند ، یک احساس مثبت است.

اگر "گناه وجودی" مربوط به تواناییهای فردی باشد ، "گناه" در ما نسبت به دیگران شکل می گیرد.

احساس گناه نشانه یا تظاهر در یک رابطه نیست ، بلکه شکلی از احساسات کلی شخص در مورد خودش است. بگذارید ریشه های تکاملی گناه را بررسی کنیم.

چرا احساس گناه می کنیم؟

احساس گناه ناشی از احساس درونی در مورد "نبودن خوب" می شود و این احساس درونی در طول تاریخ زندگی ما شکل می گیرد. احساس گناه واقعاً تحت تأثیر رفتاری است که "دیگران مهم" کودک با او داشته اند.

این "دیگران" می توانند شامل والدین یا خواهر و برادر یا هر کس دیگری که از نظر عاطفی از نزدیک احساس کردید به عنوان یک کودک باشند.

اگر كودك به كودك پاسخ دهد ، نیازهای تهاجمی دارد یا به هیچ وجه به آنها پاسخ نمی دهد ، گناه در روان کودک رشد می كند. به عنوان مثال فرض کنید مادر بسیار مردود یا کمال گرا است. او همیشه ممکن است فرزند خود را به دلیل اشتباهات کوچک سرزنش کند. احساسی که این کودک همیشه از مادر خود دریافت می کند این است که "شما به اندازه کافی خوب نیستید" و احتمالاً باید بهتر باشید.

مطمئناً با من موافقید که برای چنین مادری ، "خوب بودن" پایان نمی یابد ، کودک هرچقدر هم که تلاش کند ، نمی تواند مادرش را راضی کند ، و همیشه احساس درماندگی و بی ارزشی در ذهن او وجود دارد. در حقیقت ، این زمانی است که "عشق و میل کودک" به مهمترین مسئله عاطفی (در اینجا مادر) برمی گردد و او همیشه نگران این خواهد بود که من بی ارزش باشم.

هرچه کودک بزرگتر می شود ، همه این احساسات ناکافی در کار ، روابط ، تحصیلات و به طور کلی زندگی نمایان می شود. در حقیقت ، گناه راهی برای برقراری ارتباط ذهنی با این "مهم دیگر" راهی برای ترمیم رابطه است. من احساس می کنم کمی سخت توضیح دادم ، اما آنچه در جهان درونی ما اتفاق می افتد اتفاق افتاده است.

چگونه بر گناه غلبه کنیم؟

احساس گناه گاهی اوقات می تواند بخشی از "خود" شخص باشد. یعنی برای آشنایی کامل با زندگی آنها. این نوع گناه واقعاً ناتوان کننده است. احساس گناه از این احساس ناشی می شود که "بخشی از من بی ارزش است". با این وجود روش هایی برای غلبه بر آن وجود دارد.

قبل از اینکه در مورد این روشها صحبت کنم ، شاید بخواهم توضیح دهم که گناه در بستر یک رابطه شکل گرفته و احتمالاً باید در بستر رابطه اصلاح شود ، اما هر رابطه ای نیست.

اگر شما احساس گناه عمیق را تجربه می کنید ، شاید رابطه ای که در روند "روانکاوی" یا "روان درمانی" اتفاق می افتد بهترین گزینه برای شما باشد.

از این احساس آگاه باشید

احساسی که اکنون تجربه می کنید احساس واقعی نیست بلکه احساسی است که دیگران در دنیای درونی شما القاء کرده اند.

این دیگران می توانند والدین یا خواهر و برادر یا هر شخص مهم دیگری در تاریخ زندگی شما باشند ، بنابراین احتمالاً باید از این احساس آگاه باشید. دانستن اینکه این احساس به دلیل "چیزهای منزجر کننده" در زندگی شما ایجاد می شود می تواند این احساس را تقویت کند که شما واقعاً با آن احساس برابر نیستید.

احساس گناه چیزی است که در درون شما اتفاق می افتد و لزوماً با توانایی های شما ارتباطی ندارد. روانشناسان بر این باورند که آگاهی مکرر ، بینشی در مورد موضوع ایجاد می کند و بینش مکرر شما را تغییر می دهد.

از مکانیسم های دفاعی چنین شرایطی آگاه باشید

معمولاً افراد هنگام احساس احساس گناه از مکانیزم های دفاعی خاصی استفاده می کنند ، مانند اجتناب از وضعیت یا رضایت از وضعیت موجود. بنابراین ، بهتر است دائماً این وضعیت و این "خود" بی ارزش را که برای خود ایجاد کرده اید ، تفسیر کنید و در مواجهه با این موقعیت ها ، پویایی را که به دست می آورید تحقق بخشید.

بعضی اوقات افرادی که احساس گناه بالا را تجربه می کنند ، تمایل به "توسعه نیافته" پیدا می کنند ، زیرا همیشه "خود مخرب" و "خود مخرب" هستند ، بنابراین میل به رفتن به مسیرهای آشنا ، میل به آشنایی ، تمایل به شناختن. و بدانید که چگونه کارها را انجام دهید و احساس آشنایی کنید ، شاید این تمایل ریشه در آن احساس داشته باشد.

مهمترین کاری که باید انجام دهید غیرفعال کردن سازوکارهای دفاعی منظم و جایگزینی آنها با موارد جدید است. مکانیسم هایی که بالغ تر هستند و گناه شما را تقویت نمی کنند.

ارزش خود را ایجاد کنید

هنگامی که شما از روشهای معمول برای کنار آمدن با این احساسات آگاهی پیدا کردید ، وقت آن است که روشهای جدیدتری را امتحان کنید و "خود ارزشمند" ایجاد کنید. توانایی های خود را از یک منظر واقع بینانه تر ببینید ، به اندازه خودتان و به اندازه کافی خوب هستید.

خوب بودن یا به اندازه کافی خوب بودن کاملاً به احساسات شخصی شما بستگی دارد و ملاک بیرونی نیست.

توانایی ها و استعدادهای خود را بپذیرید و برای رشد و بهبود آنها تلاش کنید ، شما همان چیزی نیستید که افراد "مهم دیگر" در زندگی شما به شما گفته اند ، گرچه هیچ فراری از آنها وجود ندارد ، اما می توانید شکلی را انتخاب کنید که سازگارتر باشد با پتانسیل خود وقتی این احساس گناه مرتفع شود ، احساس ارزش در کار و روابط و آموزش و زندگی افزایش می یابد.

همچنین ببینید

چگونه در هنگام راه رفتن وزن کم کنیم؟

در زندگی امروز ماشینی که همه ما به شکلی غرق در دنیای دیجیتالی و بی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *