خانه » دسته بندی پست » پزشکی و سلامتی » معنای احساسی بودن چیست؟ چرا من اینقدر احساساتی هستم؟

معنای احساسی بودن چیست؟ چرا من اینقدر احساساتی هستم؟

ما انسان ها مملو از احساسات مختلف هستیم ، به عنوان مثال ، وقتی اتفاقات خوبی برای ما رخ می دهد احساس خوشبختی می کنیم ، وقتی اقدامات ما به راه خود ادامه نمی دهیم عصبانی می شویم و وقتی اتفاق غم انگیز می افتد ناراحت می شویم و گریه می کنیم. ما انجام می دهیم بعضی اوقات ما چنان هیجان زده می شویم که مثل خرگوش از بالا و پایین می پریم و شادی می کنیم.

به گفته هیوماگ ، این احساسات متفاوت و توانایی ما در احساس آنها همان چیزی است که ما را به انسان تبدیل می کند. با این حال ، حساسیت ما و نحوه بیان احساساتمان متفاوت است. به همین دلیل بعضی از افراد نسبت به دیگران احساساتی تر به نظر می رسند.

بعضی اوقات ممکن است از خود بپرسید ، "چرا من اینقدر احساساتی هستم؟ چرا گریه می کنم یا عصبانی می شوم؟ چرا من نسبت به دیگران واکنش جدی نشان می دهم؟ " این ها چند پاسخ برای چرا هستند. با ما بمان.

همچنین بخوانید: احساسات از کجا می آیند؟
9 دلیل احساسی بودن

تو یک انسان هستی

برخی احساسات واقعاً عادی هستند ، به عنوان مثال ، همه در هنگام مرگ عزیزانشان احساس ناراحتی می کنند. حتی اگر بیشتر از دیگران گریه کنید یا در این شرایط احساس ناراحتی بیشتری کنید ، هنوز هم طبیعی است. به خود یادآوری کنید که انسانها متفاوت هستند. اگر دیگران به اندازه خود شما آزار دهنده و گریه نمی کنند ، این نشانه ای از احساسات مختلف آنهاست.

همچنین اگر احساسات شما فعالیتهای روزانه شما را مسدود نمی کند ، فقط نشان می دهد که شما نسبت به دیگران حساس تر هستید. بعضی اوقات ممکن است به دلیل عوامل مختلفی از جمله کمبود خواب یا استرس ، احساسات شما در یک زمان خاص افزایش یابد. شما نباید اجازه دهید تا این احساسات شما را بترسانند تا زمانی که احساسات زندگی شما یا زندگی شخص دیگری را مختل نکند. به یاد داشته باشید که شما انسان هستید و احساسات مختلفی را با شدت های مختلف تجربه می کنید ، یک چیز طبیعی است.

همچنین بخوانید: خصوصیات افراد عاطفی قوی

شما از نظر ژنتیکی حساس هستید

احساسی بودن یک ویژگی طبیعی است ، اما اگر افراد اطراف شما به شما بگویند بیش از حد احساساتی یا شخصاً احساساتی بیش از حد احساس می کنید ، می تواند نتیجه ژنتیک شما باشد. برخی از مطالعات نشان داده اند که اصلاح ژنتیکی می تواند مغز شما را نسبت به احساسات حساس تر کند.

ژن هایی مانند انتقال دهنده سروتونین (ژن آلرژی) ، ژن های دوپامین و ژن های کاهش احساسات می توانند فعالیت را در قسمت های خاصی از مغز افزایش دهند. این به نوبه خود پاسخ عاطفی و حساسیت شما را به محیط شما افزایش می دهد. همچنین ، اگر یکی از اعضای خانواده به اختلالاتی مانند افسردگی یا اضطراب مبتلا باشد ، به احتمال زیاد شما ارث اختلال عاطفی را به ارث خواهید برد.

اگر می خواهید بدانید چرا احساس این احساسات می کنید ، می توانید ژن های خود را بررسی کنید.

شما استراحت کافی ندارید

همه ما می دانیم که نداشتن خواب کافی می تواند به روحیه بد منجر شود. تصور کنید که بعد از ساعتها کار طولانی در شب تا اواخر ، سرانجام به رختخواب بروید ، بعد از سه ساعت تلفن همراه شما را به بیدار شدن از خواب هشدار می دهد و می گوید که باید به سر کار بروید. در این شرایط ممکن است آنقدر عصبانی باشید که دوست دارید ساعت را روی دیوار ببندید ، اما چاره ای جز بلند شدن و آماده شدن برای کار نیست. این احساس عصبانیت در تمام روز با شما خواهد بود و با هر تلنگر کمی تحریک می شوید و باعث می شود روز خوبی را تجربه نکنید.

اگر این کمبود خواب روزها یا هفته ها ادامه داشته باشد ، می تواند بر تمرکز شما تأثیر بگذارد و خطر افسردگی و اضطراب شما را افزایش دهد ، و همچنین تعادل جسمی شما را تضعیف کند. تضعیف تعادل منجر به پرخاشگری بیشتر و درنهایت رفتار نامناسب خواهد شد.

با این وجود استراحت کافی باعث می شود احساس خوب و رضایت داشته باشید ، بنابراین تحمل بیشتری نسبت به وقایع ناخوشایند خواهید داشت. خواب کافی و استراحت کافی تحمل شما را نسبت به احساسات منفی افزایش می دهد ، در حالی که بدون استراحت کافی تحمل شما پایین تر خواهد بود و شما از هر چیز کوچکی تحریک می شوید و ممکن است در نهایت با عصبانیت منفجر شوید.

همچنین بخوانید: علائم بی حسی

شما از مردم و وقایع دوری می کنید

دور نگه داشتن خود از افراد یا رویدادها می تواند بیش از حد احساساتی شود. البته اختصاص دادن وقت به خود و گذراندن وقت با خود بسیار عالی است و می تواند فوایدی داشته باشد ، اما به خاطر داشته باشید که وقتی شما & # 39؛ به طور مداوم به تنهایی و از افراد دیگر دور می شوید ، می تواند روحیه شما را تضعیف کند. باشد که محتاط تر یا خجالتی باشید.

اما گذراندن وقت با اطرافیان ، دوستان ، همکاران یا هر شخصی که دوست دارید می تواند ذهن شما را مشغول نگه دارد و شما را از نگرانی ها و مشکلات روزمره خود دور کند. علاوه بر این یاد خواهید گرفت که انتظارات متفاوتی از اخلاق و شخصیت های مختلف داشته باشید و بهترین راه های مقابله با آنها را خواهید آموخت.

با داشتن افراد اطراف خود می توانید عادت کنید که با افراد مهربان ، صبور ، سرسخت و یا عادی ارتباط برقرار کنید. با گذشت زمان ، یاد خواهید گرفت که در اطراف خود ، افراد منفی را نادیده بگیرید و احساسات خود را کنترل کنید. از طرف دیگر ، منزوی بودن و دور ماندن از جمعیت زمان زیادی را برای شما فراهم می کند تا بیشتر از هر زمان دیگری روی مشکلات خود تمرکز کنید. وقتی تنها هستید ، می توانید ساعت ها در فکر کردن درباره موارد اشتباه در زندگی خود باشید و احساس افسردگی یا اضطراب نسبت به آنها کنید.

همچنین ، هنگامی که همیشه تنها هستید ، دیگر فرصتی برای یادگیری چگونگی دفاع از خود در برابر افراد یا موقعیتهای منفی نخواهید داشت و کوچکترین چیزی که باعث تحریک احساسات شما می شود ، می تواند ناراحت و حتی شما را گریه کند.

رژیم غذایی ضعیفی دارید

دفعه بعد که از خود می پرسید ، "چرا من اینقدر احساساتی هستم؟" به رژیم غذایی خود نگاهی بیندازید. غذاهایی که می خورید یا از آنها غفلت می کنید می تواند به طور مستقیم بر احساسات شما تأثیر بگذارد.

به عنوان مثال ، شاید شما عاشق خوردن غذاهای کم ارزش مانند بستنی و شکلات باشید. در حالی که خوردن این موارد ممکن است در آن زمان لذت بخش باشد ، احساس نشاط از خوردن آنها گذرا و ناپایدار است.

شادی و هیجان که هنگام خوردن غذاهای کم ارزش احساس می کنید اغلب ناشی از انرژی مضاعف از مصرف قند زیاد است و این موقتی است. ممکن است بعد از خوردن آن احساس گناه یا عصبانیت کنید ، به خصوص اگر رژیم غذایی را دنبال کنید که نباید آن را بخورید!

اگر بعد از آن اخبار بد یا چیزهای ناراحت کننده دیگری دریافت کنید ، این احساس گناه به راحتی می تواند به یک احساس شدیدتر تبدیل شود.

خوردن غذاهای سالم مانند میوه ، پروتئین و سبزیجات همیشه شما را خوشحال می کند. در نتیجه ، شما بعد از خوردن این غذاهای سالم ، هیچ گونه احساس گناه یا احساس منفی نخواهید کرد.

همچنین بخوانید: چرا احساس گناه می کنیم؟

شما در حال ایجاد تغییرات اساسی در زندگی خود هستید

در حالی که تغییر یک بخش ثابت از زندگی است ، افرادی هستند که آن را قبول نمی کنند. این احتمال وجود دارد که شما یکی از آنها باشید. تغییرات زندگی گاهی اوقات می تواند خوب و دلپذیر باشد ، و گاه حتی ناگهانی و نگران کننده است و وقتی احساس می کنید که زمین از زیر پاهای شما بیرون کشیده شده است ، می توانید احساسات خود را کنترل نکنید. برخی از تغییرات عمده زندگی شامل حرکت ، ازدواج ، طلاق ، زایمان ، از دست دادن شغل ، شروع کار جدید ، از دست دادن یک فرد محبوب و غیره است.

این تغییرات زندگی اغلب با آسیب پذیری های اساسی همراه است که احساسات شما را افزایش می دهد. وقتی اتفاق خوبی رخ می دهد ، احساس شادی بیشتری از همیشه می کنید ، زیرا از یک وضعیت ناخوشایند به یک وضعیت خوب و لذت بخش رفته اید. از طرف دیگر ، اگر اتفاق بدی رخ دهد ، ناراحتی یا عصبانیت شدیدتر خواهد شد ، زیرا احساس ناپایداری خواهید کرد.

بنابراین اگر تغییری اساسی در زندگی خود تجربه کرده اید ، بیش از حد نگران نباشید. در طی چند هفته یا چند ماه از آن رویداد ، با شروع تطابق با وضعیت خود ، دوباره کنترل احساسات خود را به دست خواهید آورد.

شما تحت فشار و استرس هستید

استرس یکی از اصلی ترین دلایلی است که فرد در این حد احساساتی می شود. این استرس وضعیت جسمی و روانی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث می شود فرد نسبت به گذشته بسیار حساس تر و آسیب پذیر تر شود و حتی با یک تلنگر کوچک نیز از نظر روحی شکسته می شود.

به عنوان مثال تصور کنید که در شرایط استرس زا هستید و کودک شما یک کیسه شیر را درون آشپزخانه ریخته است. اگر در یک روز عادی اتفاق افتاد ، این اتفاق کوچک می تواند شما را برانگیزد یا حتی شما را گریه کند. شما بسیار منطقی تر از این رفتار کردید و به جای اینکه پرخاشگر باشید ، با لحنی آرام به او هشدار دادید.

استرسهای گذرا معمولاً تأثیر موقت دارند و با تغییر شرایط ، عواقب آن کاهش می یابد اما استرس مزمن می تواند اثرات دائمی بر روی بدن فرد داشته باشد. وقتی استرس دارید ، از روشهای زیادی برای کاهش آن استفاده کنید.

همچنین بخوانید: کاهش فوری استرس

ناراحتی

ناراحت بودن از دست دادن یک دوست عزیز یا یک رویداد غمناک می تواند احساسات شما را تا حد زیادی بالا ببرد و شما را حساس تر کند. بنابراین اگر به حافظه شخصی که از دست داده اید حساس تر می شوید ، نگران نباشید ، این طبیعی است. همچنین ، اگر در هفته های بعد از اینکه کسی را گم کرده اید حساس تر و واکنش پذیر تر شوید ، بدانید که این طبیعی است. تنها کاری که باید بکنید این است که صبور باشید و به خودتان فرصت دهید تا شفا پیدا کنید.

غم و اندوه به گم شدن یک دوست عزیز محدود نمی شود ، شما ممکن است این احساس را حتی پس از آن که فرصتی یا اشتباهی را از دست داده اید تجربه کنید. به یاد داشته باشید که میزان احساسات و حتی میزان احساسات در افراد مختلف متفاوت است ، بنابراین اگر بعضی اوقات بیشتر از دیگران واکنش نشان دهید یا احساساتی شوید ، طبیعی است.

شما صدمه دیده است

تروما دلیل دیگری است که افراد حساس تر می شوند. این اغلب پاسخ ناخودآگاه به یک واقعه هولناک است که منجر به آسیب جسمی یا روحی می شود. این تجربیات احساسات منفی از قبیل ترس ، عصبانیت ، وحشت ، گناه ، غم و اندیشه و گاهی اوقات برای ماهها یا حتی سالها پس از این رویداد ایجاد می کنند.

تجربیات آسیب زا مانند تصادفات ، ضرب و شتم های جنسی ، ضرب و شتم ، آدم ربایی و غیره می تواند منجر به افزایش احساسات شود. اگر یکی از این تجربه های آسیب زا را تجربه کرده اید ، نگران نباشید ، شما تنها نیستید. به جای اینکه احساس ناراحتی و ناامیدی کنید ، سعی کنید راه هایی برای غلبه بر آن و قوی تر از گذشته یاد بگیرید.

آیا احساسات بد است؟

تأثیر احساسات شما بر خود و اطرافیان تأثیر می گذارد و این چیزی است که تعیین کننده بودن آنها خوب یا بد است.

اگر هر وقت ناراحت یا عصبانی شدید به خود یا دیگران آسیب می رسانید ، واقعیت این است که این احساس بد است و باید یاد بگیرید که آن را کنترل کنید. حتی اگر شما شروع به گفتن چیزهایی کنید که مجبور نیستید وقتی بیش از حد هیجان زده اید ، انجام دهید ، باز هم باید آن را کنترل کنید.

اما اگر وضعیت عاطفی شما برای خود یا هر کس دیگری مضر نیست ، در این صورت هیچ مشکلی نیست. در این حالت ، احساسی بودن به شما آزادی بیان می دهد. این کار شما را از سرکوب احساسات یا رنج در سکوت باز می دارد. همچنین اگر احساسات شما به هیچ وجه مضر نیست ، احساسات بودن باعث می شود افراد با شما ارتباط برقرار کنند.

اما حرف آخر …

به عنوان یک فرد عاطفی ، شاید ارزش این را داشته باشد که از خود بپرسید ، "چرا من اینقدر احساساتی هستم؟" دانستن دلیل احساسات شما اغلب می تواند به شما در یادگیری کنترل آنها کمک کند.

اگر وضعیت عاطفی شما به دلیل عدم رژیم صحیح یا ورزش نکردن است ، می توانید روی آنها کار کنید و اگر به دلیل غم و اندوه یا تغییر در زندگی باشد ، می توانید به خودتان فرصت بدهید و به تدریج با این شرایط کنار بیایید. بیا.

سرانجام ، به یاد داشته باشید تا زمانی که وضعیت عاطفی شما باعث نشود کاری را انجام دهید که از انجام آن پشیمان هستید ، این احساس است که نباید از آن شرمنده شوید. این فقط به این معنی است که شما انسان هستید!

همچنین ببینید

7 راه آسان برای خوردن صبحانه کم کربوهیدرات

7 راه آسان برای خوردن صبحانه کم کربوهیدرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *