خانه » دسته بندی پست » اس ام اس های مناسبتی (صفحه 5)

اس ام اس های مناسبتی

اس ام اس و اشعار زیبا ویژه ولادت امام حسین (ع)

اس ام اس و اشعار زیبا ویژه ولادت امام حسین (ع)

رهائى فطرس امشب اى ياران نويد آورده ‏ام مژده از عيدى سعيد آورده ام

ماه شعبان است و ماه رحمت است غرق شادى قلب آل عصمت است

خاصه امشب سوم اين ماه نور ماه فيض و عزت و ماه سرور

ماه لطف و رحمت پروردگار جلوه‏ دار طلعت هشت و چهار

بس از اين مه پيك سرمد مى ‏رسد از فضا بوى محمد مى ‏رسد

امشب عيد افتخار آدم است عيد مولود عزيز خاتم است

مژده بايد گفت عبداللَّه را مولد مسعود ثاراللَّه را

امشب آرى مقتدا از ره رسيد سومين نور هدى از ره رسيد

عاشقان فيض جلى را بنگريد نور چشمان على را بنگريد

جبرئيل است و ملك در زمزمه روى آورده به بيت فاطمه

جمله سرمستند از بوى حسين شيفته بر روى دلجوى حسين

دم به دم گويند با شور و شعف تهنيت بر احمد و مير نجف

هم به زهرا مادر آن نازنين بر زبان دارند صدها آفرين

وقت آن شد فطرس آيد پيشتر آنكه باشد از همه دلريش‏تر

آنكه از قهر الهى سوخته ديده بر فيض حسينى دوخته

بال و پر بر مهد مولا مى‏ كشد پر به سوى آسمانها مى ‏كشد

بر زبان دارد به وجد و شور و شين اين منم آزاده ى دست حسين

هر كه از جا به عزّ و احترام سوى مولايم كند عرض سلام

اين ارادت را به تكريم و شتاب مى‏رسانم محضر آن مستطاب

اى خوشا تائب كه با شوقى تمام بر عزيز فاطمه گوئى سلام

اشعار ولادت امام حسین

امام عاشقان اى دل دوباره قلب ما را شاد كردند مرغ دل ما را زغم آزاد كردند

گفتند ميلاد امام عاشقانست زين مژده خيل عاشقان را شاد كردند

وقتى شكوفا شد گل رويش ملائك جشن طرب برپا در اين ميلاد كردند

امشب خطيبان فلك بر منبر نور در وصف و مدحش خطبه ‏ها ايراد كردند

وارستگان عشق با نور ولايش بنيان عشق و معرفت بنياد كردند

از تابش مهر هدايت بود از اول گم كرده راهان را اگر ارشاد كردند

هر كس چو فطرس روى بر اين آستان كرد او را ز بند درد و غم آزاد كردند

بوسيد تا زير گلويش را محمد قدوسيان از كربلايش ياد كردند

آن دم كه زهرا بر حسينش گريه مى ‏كرد پيغمبر و حيدر ورا امداد كردند

قنداقه‏ اش را تا خدا بردند و در عرش خاصان درگاه خدا را شاد كردند

روزى كه او را باز هم بر عرش بردند كروبيان ناله كنان فريادكردند

يك قطره از درياى وصف او نگفتند هر چه »وفائى« شاعران انشاء كردند

پیام تبریک سال 2021

مجموعه: اس ام اس های جالب

پیام تبریک سال 2021

 

امیدوارم سال جدید برای شما آرامش ، شادی و خوشبختی به ارمغان بیاورد.

سال 2021 مبارک 

 

پیام تبریک سال 2021

 

باورم نمی شود یک سال دیگر گذشته باشد. زمان وقتی پرواز می کند که با کسی باشید که او را دوست دارید.

 سال نو مبارک!

 

تبریک سال 2021

 

وقتی آرزومـــــو به بابانوئــــل گفتم.. اونم خندید

وقتی که فهمـــــید

آرزو کردمــــ یه بار دیگه بهمــــ نگــــاه کنی و بخندے

مگه آرزوی کمیه داشتن لبـــخـــند تو ؟

سال نو مبارک

 

متن تبریک سال 2021 

 

باشد که تمام گل های سرخ خوش بو باشند

دنیا روشن باشد و از تیرگی ها بدور و بچه ها لبخند بر لب داشته باشند

امیدوارم که تمام آرزوهایت به حقیقت بپیوندند

سال نو مبارک

 

پیام تبریک سال 2021

 

خدا کنه که خوشبختی و شادی همیشه

با تو باشه ُ خدا کنه که زنگ ها همیشه

به افتخارت به صدا در بیاد

خدا کنه که بابا نوئل همیشه

برات محبت و خوبی بیاره

سال 2021 مبارک 

 

متن رسمی تبریک کریسمس

 

حس نوئل و سال‌نو برام خیلی شبیه نوروزه ایرانه

به جای هفت‌سین میز میچینیم و درخت تزئین میکنیم،

به جای عیدی لای قرآن، کادو میذاریم زیر درخت 

به جای باقالی پلو با ماهی، بوقلمون آماده میکنیم

به جای حاجی فیروز و عمو نوروز، بابانوئل داریم

و به جای آجیل و میوه، خوراکی‌های خوشمزه‌ی دیگه میخوریم 

ولی نوروز یا نوئلش مهم نیست، 

مهم اینکه سعی میکنیم خوشحال باشیم، کنار هم جمع باشیم، به هم هدیه بدیم و سال خوبی رو برای هم آرزو کنیم

 

متن زیبا برای کریسمس

 

سال نو میلادی رو به همه شما تبریک می‌گیم و امیدواریم بهترین اتفاق‌ها نصیبتون بشه…

 

جملات تبریک کریسمس 2021

 

بیا به سالی که جدید و تازه است خوش امد بگوییم

بیایید لحظه هایش را قدر بدانیم

بیاییم سالی پر از نشاط را جشن بگیریم

سال 2021 مبارک 

 

تبریک کریسمس 2021

 

آرزو می کنم هر روز از سال جدید برای شما پر از موفقیت ، خوشبختی و سعادت باشد. 

سال 2021 مبارک 

 

پیام تبریک سال میلادی 2021 

 

همانطور که سال نو با امیدواری از نو به ما نزدیک می شود ، 

یک سال شگفت انگیز برای شما و خانواده تان آرزو کنیم.

سال 2021 مبارک 

 

پیام تبریک سال 2021

 

هر انتهایی آغاز جدیدی را رقم می زند

. روحیه و عزم راسخ خود را تزلزل ناپذیر نگه دارید و همیشه باید در جاده شکوه قدم بگذارید. 

با شجاعت ، ایمان و تلاش زیاد ، به هر آنچه می خواهید می رسید.

 آرزو میکنم سال خوبی داشته باشی.

سال 2021 مبارک 

 

تبریک سال 2021

 

همانطور که قدم به یک سال دیگر می گذاریم ، می خواهم از شما تشکر کنم که هر زمان که من افتادم مرا بلند کردید و من را تشویق کرد که جلو بروم.

 سال زیبایی داشته باشید!

سال 2021 مبارک

 

متن تبریک سال 2021 

 

من از همه تعطیلات سال نو که طی سالهای گذشته با هم به اشتراک گذاشته ایم بسیار سپاسگزارم 

و متاسفم که امسال نتوانسته ایم  به دیدار شما بیایم.

 امیدوارم که شما یک سال جدید شگفت انگیز داشته باشید و بتوانیم در سال 2021 پیشرفت کنیم .

 در امان باشید!

 

پیام تبریک سال 2021

 

ما برای شما یک سال نو بسیار مبارک آرزو می کنیم! 

می دانیم که این سال گذشته پر از چالش بوده است 

و دعا می کنیم که سال آینده زمان های بهتری را برای خانواده شما به همراه داشته باشد.

ارسال تمام عشق و آرزوهای خوب ما برای روزهای بهتر در آینده.

سال 2021 مبارک

 

 متن رسمی تبریک کریسمس 

 

با وجود این اوقات سخت برای شما سال نو بسیار شاد آرزو می کنیم. 

 واقعاً آرزو می کنیم کاش همه چیز متفاوت بود و می توانستیم به دیدار شما بیاییم ! 

 امیدواریم که سال جدید خانواده به شما را خوشبختی و سعادت فراوان بخشد و با گذشت زمان دنیا دوباره مکانی امن باشد

. مراقب خود باشید !

سال 2021 مبارک

 

تبریک سال نو به انگلیسی

 

پیام تبریک سال 2021 به انگلیسی

 

A New Year is like a blank book, and the pen is in your hands. It is your chance to write a beautiful story for yourself. Happy New Year.

 

پیام تبریک سال 2021

 

As the New Year approaches us with hopes anew, here is to wishing you and your family a wonderful year ahead.

 

تبریک سال 2021 به انگلیسی

 

As the New Year dawns, I hope it is filled with the promises of a brighter tomorrow. Happy New Year!

 

تبریک کریسمس به انگلیسی برای دوست 

 

Another year has passed, another year has come. I wish for you that, with every year, you achieve all of your dreams. May God pour love and care on you. Happy New Year.

 

تبریک کریسمس 2021 به انگلیسی

 

Every year we make resolutions and we vow to keep them. This year, my only resolution is to keep spending time with you.

 

تبریک کریسمس به انگلیسی

 

Happy New Year! As we prepare to farewell 2020, a year filled with more love, growth and understanding than I could have hoped for, I’m so excited to see what 2021 will hold for us. With you in my corner, I feel I can do anything. I am so lucky to have you.

 

پیام تبریک سال 2021 به انگلیسی

 

I’m so thankful for all the new year holidays we’ve shared together in past years, and I’m sorry we haven’t been able to visit you this year. I hope you have a wonderful new year and that we can catch up in 2021. Stay safe!

 

 تبریک کریسمس 2021 به انگلیسی

 

We wish you a very happy New Year! We know that this past year has been full of challenges, and we pray that the coming year brings more certain times for your family. Sending all our love and good wishes for better days ahead.

 

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

 

تصویر و جملات خاص ارتباط با خدا

جملات زیبا و احساسی کوتاه در مورد خدا

همه افراد حرف های زیادی دارند که به خدای خود بزنند اما گاهی بنا به دلایلی آنطور که باید نمی توانند با خداوند متعال درد دل کنند. همان خدایی که عاشق تمام مخلوقات خود است و عشق، محبت را نثار تمام بندگانش کرده است، چراکه حضور خدای بزرگ در زندگی تک تک ما انسان ها تسکینی برای همه نیازها و دردهایمان است. چنانچه طالب خواندن جملاتی آرامش بخش و زیبا درباره بخشندگی های بی بدیل خداوند هستید جملات ناب و تسلی بخش این بخش از نمناک را بخوانید و لذت ببرید و همچنین با ارسال آنها موجب دلگرمی و آرامش اطرافیان خود شوید.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺸﻤﺎﺭﺩ

ﺍﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ می تواند سیب های یک دانه را بشمارد.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خداوند، مدام در عشقی جاری و بی منتها

خود را بر تو می ریزد و تو را غرق لطف خویش می سازد.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

هر زمانی که فکر می کنید طرد شده اید،

خدا در واقع شما را به سمت اتفاق بهتری هدایت می کند.

از خدا بخواهید قدرت حرکت رو به جلو را به شما بدهد.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

عشق خدا به شما در یک لحظه از عشق دیگران به شما

در طول زندگیشان بیشتر است.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خدا هیچ وقت نمی گذارد ما شکست بخوریم

چرا که عشق او بی قید و شرط است.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ 

همه چیز دنیا فانی است،

هرقدر هم بگردی،

تکیه گاهی همیشگی و محکم تر از خدا نخواهی یافت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 برای صدقه دادن توی جیبهایمان بدنبال

کمترین مبلغ میگردیم آن وقت از خداوند

بالاترین درجه نعمتها را میخواهیم

چه ناچیز می بخشیم

و چه بزرگ تمنا میکنیم

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ 

کلید خانه ی دلت را به دست او بده

و دلت را به حضورش

قُرص کن تا هیچ کمبودی تو را از هم نپاشد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ای خالق من!

ای که در زندگی ام امنیت خاطر ایجاد کردی،

سایه رحمتت را بر سرم مستمر کن.

یاریم ده که در پناه تو نیرومند شوم

و این را بدانم که 

نیــروی اراده من بسیار ضعیف است

و وقتی با آن اقدام به عمل میکنم با بن بست تنهایی

و شکست مواجه میشوم…

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خدا همیشه و هر لحظه با توست

و اصلا چشم ازت بر نمی داره

خدا هیچ وقت تو رو به حال خودت رها نمی کنه… 

هر وقت تو اوج ناامیدی

یه جرقه امید به دلت زد بدون صدای خداست! 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ 

شعاع مهربانیت را 

روز به روز زیادتر کن 

آنقدر که روزی بتوانی 

همه را در آن جای دهی 

آن وقت تا خدا فاصله ای نیست…

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 اگر ذره بین نگاه قوی باشد،

در تمام صفحه های ورق خورده زندگی

اثر انگشت او دیده می شود.

چه بچه گانه است که فکر می کنیم

همه اش را به تنهایی، رنگ کرده ایم.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

یادخدااااااا

ارام بخش دلهاست…

در هر ثانیه

صــدایـش بــزن

روزت را

شبت را

هر دمت را

متبرک کن 

با نام و یاد خـــدا 

خـدا صدای 

بنده هایش را دوست دارد!

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

میان آرزوی تو و معجزه خداوند،

دیواری است به نام اعتماد.

پس اگر دوست داری به آرزویت برسی

با تمام وجود به او اعتماد کن.

هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست

زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد.

ای کاش ایمانی از جنس کودکانه داشته باشیم به خدا…

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 تمام غصه های دنیا را می توان با یک جمله تحمل کرد:

«خدایا می دانم که می بینی».

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ 

 آموخته ام که وقتی ناامید می شوم

خداوند با تمام عظمتش ناراحت می شود

و عاشقانه انتظار می کشد که

به رحمتش امیدوار شوم.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 آرامش چیست؟ نگاه به گذشته و شکر خدا؛ نگاه به آینده

و اعتماد به خدا؛ نگاه به اطراف و جستجوی خدا؛

نگاه به درون و دیدن خدا 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خدایا! تو تکراری ترین حضور زندگی من هستی

و من عجیب به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ﺯﻧـﺪﮔﯽ ﺭﺍ

به خــدا ﺑﺴـﭙﺎﺭ…

ﻭ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ

ﭘﺸﺘﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ؛

ﺗﻤﺎﻡ ﻫﺮﺍﺱ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿا

ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ…

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خدایا! گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیرد،

نگاهم را به سوی تو و آسمان می گیرم،

و آنقدر با تو درد دل می کنم تا کم کم چشم هایم

با ابرهای بارانیت همراهی می کنند

و قلبم سبک می شود.

آنوقت تو می آیی و تمام فضای دلم را

پر می کنی و من دیگر آرام می شوم

و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند

مرا از پای دربیاورد چون تو را در قلبم دارم.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خداوند نه به قدر رویاها بلکه به اندازه ایمان و اطمینان توست که می بخشد. 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_ 

 خدایا! تو می دانی ما را چه می شود و ما خود نمی دانیم که ما را چه می شود!

پس تو نجاتمان بده، ای آنکه بی آنکه بگویم شنیده ای.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

یک لحظه به خودت و به جهان اطرافت فکر کن!

تو در برابر کره زمین، منظومه شمسی، کهکشان راه شیری و فراتر از آن

خیلی کوچک هستی اما خدا فراموشت نکرده است.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خدایا! مرا از خودم رها کن و به خودت متصل ساز…

هیچکس به اندازه خودم مرا آزار نداد.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خدایا! قرارم باش و یارم باش، جهان تاریکی محض است.

می ترسم، کنارم باش.

خدایا مرا ببخش بابت هر آنچه کردم و نباید، و هر آنچه نکردم و باید…

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خدایا! تو می دانی ما را چه می شود

و ما خود نمی دانیم که ما را چه می شود!

پس تو نجاتمان بده،

ای آنکه بی آنکه بگویم شنیده ای.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ازخدا پرسیدم:

چرا وقتی شادم، همه بامن میخندند! 

ولی وقتی ناراحتم 

کسی با من نمیگرید؟

جواب داد: 

شادیها را برای جمع کردن دوست آفریده ام

ولی غم را برای انتخاب بهترین دوست…!!!‎ 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خدایا! در دوراهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم قرار بده

نکند که با نسیمی راهم را کج کنم.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 درست در لحظه آخر در اوج توکل و نهایت تاریکی نوری نمایان می شود،

معجزه ای رخ می دهد، لطف خدا از راه می رسد. 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 خدایا! خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم

بارانی بفرست، چتر گناه را دور انداخته ام.

 

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

 وقتی خدا از پشت دست هایش را روی چشمانم گذاشت؛ از لای انگشتانش

آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم او منتظر است تا نامش را صدا کنم.

نوشته های زیبا در مورد آرزو کردن های گوناگون

جملات ناب در مورد آرزو کردن

آروز کردن همیشه خوب است زیرا باعث میشود شما به آرزوتون نزدیک تر بشید و بیش تر برای آرزوی تان تلاش کنید در ادامه میتوانید با نوشته های زیبا در مورد آرزو کردن های گوناگون سایت تالاب را دنبال کنید.

 

 

اس ام اس آرزو

 

خدای مهربانم

در این صبح زیبای ملکوتی

برای دوستان و عزیزانم

سلامتی، نشاط، دلخوشی

عاقبت بخیری، عشق و محبت

خواستارم

امیدوارم زندگیتون

پر از عطر خدا باشد

 

پیامک آرزو کردن

 

امیدوارم

سالها بعد، در حالی که موهای سفیدت را در جلوی آینه تماشا میکنی

لبخند به صورت داشته باشی و بابت هر تار سفید مویت ،خاطره خوشی از سرت بگذرد

و به این فکر نکنی که تارهای سیاه موهایت را در انتظار  روز بهتر سفید کردی!!

زندگی همین امروز است پس زندگیش کن.

جملات زیبا در مورد آرزو کردن

 

آرزو میکنم

لبخند مهمون لبهاتون بشه.

 شادی از در و دیواره قلبتون

 سرازیر بشه.

سلامتی مهمون دائمی محفل 

خانواده تون بشه.

امیدوارم 

ساز دنیا کوکه خواسته های

 قلبی شما بشه.

الهی آمین…

 

آرزو کردن برای دوستان

 

امیدوارم خداوند 

برای امروزتون سبد سبد 

اتفاقهای خوب و خوش رقم بزنه

روز و روزگارتون خوش 

و دلتون از 

شادی لبریز باشه

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

سلام دوست من 

 امیدوارم روزت رو با یه دنبا امید 

یه بغل آرزو و یه عالم انرژی مثبت شروع کنی. 

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

خواهم که قلب گرمت، آماج غم نگردد 

باغ دلت الهی، دشت ستم نگردد

اشک ندامت ای جان، از چشم تو نبارد 

دنیای آرزویت، مرداب غم نگردد

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

مطمئن باش همون جوری که 

براثریه اتفاق همه چی رو

ازدست میدیم

یه بار هم بر حسب اتفاق

همه چی رو بدست میاریم

امیدوارم امروز،به دست بیاری 

همه اون چیزایی رو که

ناخواسته از دست دادی

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

امیدوارم سماور زندگیتون همیشه بجوشه و

چایی عمرتون حسابی دم بکشه و

قندون لحظه هاتون همیشه شیرین کامتون کنه!

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

“عشق و محبت” ردپای خدا در زندگیست

امیدوارم زندگیت پر از ردپای خدا باشد . . .

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

يك سبد محبت

يك دنيا عشق

يك عالم خوشبختى

يك دشت لاله

يك كوه دوستى

يك اسمان ستاره

يك جهان زيبايى

يك دامن نيك نامى

يك عمرسرفرازى

از خداوند خواهانم…

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

تنها موجى كه هيچ وقت ازجوش وخروش نمى افته

موجِ خداست همه ى جريانهاى زندگيتو ب موجِ خدابسپار 

به اميد روزى سراسرعشق

وآرامش و زيبايى براى همه شماعزیزان

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

امیدوارم 

زیباترین گلها زیر پایت

 قشنگترین 

چشمها بدرقه راهت

زیباترین 

لبخند بر لبانت 

و بلندترین 

دستها نگهبانت باشد.

“آمین”

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

امیدوارم امروز چشمانتان جز زیبایی چیزی نبیند

ودستانتون  سرشار از نعمت و برکت و بخشندگی باشد

امروزتون شیک و قشنگ 

روزخوبی پیش رو داشته باشید

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

سلام

روزتون پراز

عشق وامید

امیدوارم خداوند

برای امروزتون

اتفاقهای خوب وخوش

رقم بزنه و حال دلتون

مثل گل تازه وباطراوت باشه

 

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

زندگی بهشت است

برای آنهایی که

عاشقانه عشق می ورزند!

بی پروامحبت می کنند

وکمترازدیگران انتظاردارند

به زیبایی گل شکی نیست

اما زیباتر از گل شمایید

امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت باشید

 

نوشته های زیبا برای آرزو کردن

 

امیدوارم چشمهایتان

لبریز بارقه های امید

لبانتان با لبخند مهر

کلامتان آراسته به مهربانی

نگاهتان به محبت 

و زندگی به کامتان باشد

امروزتون بخیر و شادی

 

نوشته های زیبا در مورد آرزو کردن های گوناگون 

 

 

داغ ترین اس ام اس های جدید دی ماه

داغ ترین اس ام اس های جدید دی ماه

 

اس ام اس روز جدید
به کوچکی گناه نگاه نکن
به بزرگی کسی نگاه کن که از او نافرمانی کرده ای
آری، به خدا نگاه کن

.
.
.
.
اس ام اس روز
حوصلم سررفته بود به یه شماره ای اس ام اس دادم:
ببخشید میتونم شماره تونو داشته باشم؟
جواب داد :نخیر
اصلا اشک تو چشمام حلقه زد وقتی فهمیدم اسکل
تر از منم هست خدایاشکرت من تنها نیستم

.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
سعی نکن متفاوت باشی
فقط خوب باش
خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است

.
.
.
.
اس ام اس روز 
هر روز
به خودم قول می دهم که
فراموشت کنم
وقتی عکست را می بینم
تو را که نه
قولم را فراموش می کنم

.
.
.
.
اس ام اس های روز
زخمی که میزنید
دلی را که میشکنید
ارزان نیست
یک جایی باید بهایش را بپردازید
یک وقتی
شاید همین نزدیکی ها

.
.
.
.
اس ام اس روز 
تو را مثل قانون ؛
کسی رعایت نمی کند
چرا غمگینی دلم؟
تو را برای شکستن سرشته اند

.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
زندگی ؟؟؟
تهمتیست بر بیچارگان

 

هیچ کاری مزخرف تر از بیرون رفتن با یه زوج جوون نیس،
قشنگ حس دسته بیل بودن بهت دست میده

.
.
.
.
اس ام اس روز 
فقط یه دقیقه ب عصر ۳۱ شهریور فکر کن
.
.
.
.
من دیگه عرضی ندارم
دلگیرترین غروب تابستونه

.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
ﻣﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﺍﺑﺪﯼ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﻨﺪ

.
.
.
.
اس ام اس روز
آسمان چشم آبی خداست و نگران همیشه من و تو

.
.
.
.
اس ام اس های روز
نامه اى از من اگر سویت نمى آید نرنج
هر چه را من مینویسم اشک پاکش میکند

.
.
.
.
اس ام اس روز
ینی لذت کتکی که بعد از ناخونک زدن به سیب زمینیه سرخ شده از مامان هست
.
.
.
.
.
تو خوردن همون سیب زمینی سرسفره نیس

.
.
.
.
اس ام اس روز 
دو گروه دختر هستن که کشتن اینا، نه تنها مستحبه
بلکه واجبه شرعیه
۱٫ دارو فروشای تو داروخونه که حس میکنن دکترن
۲٫ بلیط فروشای آژانسای هواپیمایی که حس میکنن خلبانن!والاااا

.
.
.
.
اس ام اس روز 
میدانی؟
دلم یک آمدن میخواهد
بی هیچ رفتنی
و یک همدم
که خیانت نداند

.
.
.
.
اس ام اس های روز
خاموش کردن شمع فردی دیگر
باعث نخواهد شد که شمع شما درخشانتر نور افشانی کند

.
.
.
.
اس ام اس روز 
خدایا یا نوری بیفکن یا توری
که ماهیه کوچک و تنها از تاریکیه دریا میترسد

.
.
.
.
اس ام اس روز 
دوست دارم به اینده سفر کنم تا ببینم این پراید تا مدل چند ادامه پیدا میکنه و مسولین وقت چه فناوری برای نوشتن مدلش استفاده میکنن

.
.
.
.
اس ام اس روز 
وقتی انسان ها از تنهایی می نالند
منظورشان این نیست
که اطرافشان خلوت است
تنهایی این است که هیچکس
نمی فهمد چه می گویند

.
.
.
.
اس ام اس های روز
قانون بقای سریال در شبکه تلویزیونی:هیچ سریالی در تلویزیون از بین نمیرود
فقط از شبکه استانی به شبکه استانی دیگری منتقل می شود

.
.
.
.
اس ام اس روز 
ﺩﻟﻢ ﻗﻠﮏ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺷﮑﺴﺘﯿﺶ ﭼﯿﺰﯼ ﮔﯿﺮﺕ ﺑﯿﺎﺩ
ﻧﻬﺎﯾﺘﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ؟؟
ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ

 

 

اس ام اس عاشقانه ۱ – اسمس جدید

به وسعت قلب کو چکم دوست دارم یادت باشد که قلب هرکس همه ی زندگی اوست

شاید از من یا نه ، از همه بیزاره

نمیخواد درک کنه ، یکی دوسش داره..

اما باز فکر میکنم، شاید این تقدیره

که داره چشماشو از چشم من میگیره!

واسه این تنهایـــــی، بهت اصلا نمیاد که مقصر باشی

تو با این زیـبـایـــــی، نمـیتــونی از عشــق متنــفـر باشـــی

ﺁﻏﻮﺷﺖ
ﻧﻪ ﯾﯿﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻗﺸﻼﻕ
ﺁﻏﻮﺷﺖ
ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺍﺳﺖعشق زندگی را بر باد میدهد…
زندگیم حسین بود…
اربعین رو به خاطر عشقم از دست دادم!
تجارت ناشیانه ای کردم!ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ نباشمایکاش کنارت بودم تا زیباترین لالایی عاشقانه را برایت زمزمه کنم و تو اسمان قلبم را با مهتاب زیبای چشمانت نور باران کن تا خوابت ببردﻭﻗﺘﯽ ﯾﻪ ﺍﺩﻡ ﻣﯿﮕﻪ
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ ….
ﻫﻤﻮﻥ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﻪ …ﻣــﺮﺩ ﺑــﺎﯾـﺪ
ﺣــﺮﻓـﺶ…
ﻗــﻮﻟــﺶ…
ﻓــﮑــﺮﺵ …
ﻧـﮕـﺎﻫـﺶ…
… ﻗـﻠـﺒـﺶ…
ﻭ …
ﺁﻧــﻘــﺪﺭ ﻣــﺮﺩﺍﻧــﻪ ﺑﺎﺷﺪ…
ﮐـﻪ ﺑـﺘـﻮﺍﻥ ﺗﺎ ﺑـﯿـﻨﻬـﺎﯾــﺖ ﺩﻧـﯿــﺎ…
ﺑـﻪ ﺍﻭ ﺍﻋـﺘــﻤــﺎﺩ ﮐــﺮﺩ …کوتاه ترین و دردناک ترین داستان عمر من فقط چندکلمه میشود…
(او هست اما با من نیست…)گفتمش چقدر دوستم دارى؟
گفت به اندازه همه ى دنیا
گفت و خندید اما نمیدانست با این حرفش همه ى دنیایم را خراب کرد
چون من و همه ى دنیا را یک اندازه دوست داشتﮔﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ … ﮔﻔﺖ ﺑﭙﺮﺱ … ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﻡ

ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻨﺪﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﮕﺮﯾﺪ؟ …

ﻓﺮﻣﻮﺩ :ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﻡ

ﻭﻟﯽ ﻏﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ !…

هرچی تلخی بود امتحان کردم ولی دیدیم هیچی تلخترازندیدنت نیستگاهی آنقدر واقعیت داری که دستهایم هوایت را در آغوش میگیردچقدر خوشحــــال بود
شیطــان
وقتی سیب را چیدم
گمان میکرد فریب داده است مرا
نمی دانست
تو پرسیده بودی
مرا بیشتر دوست داری . .یا ماندن در بهشـــت را …دیدار تو گر صبحِ ابد هم دهدم دست من سرخوشم از لذت این چشم به راهیعـاشــق کـه شـاخ و دم نــدارد….
حــواست که نبــاشـد ؛
بی تــاب کـه بــاشـی ،
زُل بـزنی به یک نقطه !
دلتــنگ کــه بـــاشـی ….
همـه چـیــز تمــــام است !
محــکـوم میشـوی بـه عــــشــــــــــــق… !!!کـآشـ   مـــــی شـ ـد …
یکــ  لحظـ ـه  جآیمــآنـ  رآ  بآ همـ عوضـ   کنیمـ …
شآیـد  تو میفهمیدی  چهـ قـدر  بی انصآفی…

و  منـ    مـــــی فهمیـ ـدم    چـ ـرا…

تقدیم به مخاطب خاص عزیزم که خیلی وقته ندیدمش:
روی ماهت را ببینم….
دستان گرمت را بفشارم….
دیگر نمیذارم بروی، آمدنت با خودت بود! ولی…
پیش من بیایی رفتنی در کار نیست…از یه جایی به بعد…میشه نفست…دیگه نمیتونی بزاریش کنار،مگه اینکه قید زندگیتوبزنی.. .ﺷﺒﺎﻧﻪ
ﻣﺮﺩﯼ ﭼﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻓﮑﻨﺪ،
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﻥ ﺍﺵ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻭ
ﺩﻫﺎﻧﺶ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ.
ﺧِﻨﺠﯽ ﺧﻮﻧﯿﻦ
ﺑﺮ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ِ ﻧﺎ ﺑﺎﻭﺭ ِ ﺁﺑﯽ -!
ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻧﺪ .
ﮐﻨﺎﺭ ِ ﺷﺐ ﺧﯿﻤﻪ ﺑﺮ ﺍﻓﺮﺍﺯ،
ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻩ ﺑﺮ ﺁﯾﺪ
ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻡ ﺑﺮﺁﺭ
ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭوجودت در قلبم مثل نفس کشیدن است!!!
آرام……..
بی صدا……
اما همیشگی….چَـــرخش ثــــانیه هـا در ذِهنـم…

تــداعی گـر این جُملِــه لَعنتـــی استــــ:

ر ِکــــورد نَبــــودنَــت شِکســت…✔

ܔ دلــــم برای یواشکی هایمان تنگ شده … ܜܔ

و برای بوسه های پشت گوشی …

و با صدای آهسته گفتن “دوستـــــــت دارم “….!

بگـذار توے همیـن یـکـ جُــمله دوبـــاره عـآشقِ همـ باشیـمــ ….

مـטּ نـامت رآ صـدا مـے کـنـَمـ تـو بـگـو ” جانَـــــــــم ”

براےِ” تــــــــو ” کـہ مـُخـآطب خـآصِّ مَـטּ هَستـے✔

می آیی …
میروی…
و فقط یک سلام
و گاهی
یک خداحافظی
نه…
این انصاف نیست…
من و یک دنیا عشق و دلتنگی…
تو و یک دنیا بی تفاوتی….ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ
ﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ
ﺩﺍﺭﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻭﻥ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ .
ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﻩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻭﻥ
ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﻣﯿﻮﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻩ ﺍﻭﻥ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻪ . ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ
ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺸﻨﻮﯼ ﻭ ﺍﻭﻥ ﺑﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ
ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﺵ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ .
ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ ” ﺩﻭﺳﺘﺖ
ﺩﺍﺭﻡهرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینمدربت خانه ی خیالم از تو بتی ساختم که هیچ ابراهیمی راضی به شکستن آن نیست.کاش امشب کنارم بودی …
مردانه روبرویم می نشستی …
من از دوریت گلایه می کردم …
از بی مهریت ،از اشک هایی که می ریختم
و تو با یک بوسه تمام می کردی …
این همه درد را…ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ …
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻬﻤﻪ ﯼ ﮐﻮﺭ !
ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺷﻮﺭ
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ …
ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻣﺮﺩﻣﮏ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ
ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﮐﺒﺮﯾﺎ ﺑﺒﺮ !

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﮏﯾ ﺷﺒﮕﺮﺩ
ﺑﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺭﺳﯿﺪﻩ ،
ﺍﺯ ﺍﻓﻖ ﻫﺎ ﺩﻭﺭ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ .
*******
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺷﺶ ﺳﺮﺩ
ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺩﻭﺭ
ﺑﻪ ﺻﺒﺤﮕﺎﻫﺎﻥ
ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺳﺤﺮﮔﺎﻫﺎﻥ
ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺮ
*********
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﺒﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭﺩ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ
*******
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻧﻮﺭ
ﺑﻪ ﻟﻤﺲ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺮ !
ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ …
ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﮐﺒﺮﯾﺎ ﺑﺒﺮ

ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻗﻄﺎﺭﻡ …
ﻗﻄﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻣﻨﺪﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ
ﻧﯿﺴﺘﻢ …
ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺭﯾﻠﻢ !ومی خواهی بروی ؟
بهانه می خواهی ؟
بگذار من بهانه را دستت دهم،برو هرکس پرسید
بگو لجوج بود
همیشه سرسختانه عاشق بود!
بگو فریاد می کرد
همه جا فریاد می کرد
که فقط مرا می خواهد!
بگو دروغ می گفت
می گفت هرگز ناراحتم نکردی!
بگو درگیر بود
همیشه درگیر افسون نگاهم بود!
بگو بی احساس بود
به همه فریادها،توهین ها،اخمهایم
فقط لبخند میزد!
بگو او نخواست
نخواست کسی جز من در دلش
خانه کند…✔صدایت نمیکـــــنم که برگـــــردی
مهــــــم باشم
خودت برمیگردی . . .✔دَرد بُزرگے ـســــت
براﮮ کسـﮯ که مُتوجه نــَبودَنتــ نے ـستــ
پَرپَر شــَوے ………..من به خودم مثل یک مداد رنگی نگاه می کنم، شاید رنگ مورد علاقه تو نباشم ،اما می دانم روزی، برای کامل کردن نقاشی ات به من نیاز پیدا خواهی کرد…چمدانم را میبندم!
آری مسافرم…تا دیار آغوش چند
فرسخی بیش نمانده
بی تاب نباش،که این مقصد
هیچگاه مبدا نخواهد داشت
مهمان خانه ای که میزبانش
تو باشی هرگز رفتنی نیستزیباترین جهان را …

تو ساخته ای ….

اینجا در دلم وقتی که هستی ….!!!

در چشمِ من
این آرامگاهِ ابری
باران های زیادی مُرده اند …
برای تسلّی که آمدی
شاخه ای بوسه
آرام
بر سنگِ گونه ام بگُذار …می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم
دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود
کمی نزدیک تر بیا، می خواهم با تو بودن را حس کنمهیچ عطری
به خوش بویی
بویه کسی‌ که عاشقشیم نیست…..♥♥وقتی سایه تو بالای سر من است،
دیگر هیچ آفتابی نمیتواند مرا بسوزاند…
تو را دوست دارم و بس، ای که عاشقی با تو زیباست و بی تو بی معنی…ﺍﯾــﻨـﺠـــﺎ ﺩﺭ ﻣـــﻦ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺗـﻔــﺎﻗــﻬـﺎﯼ ﺑـــﺪﯼ ﻣﯿــــﺎُﻓﺘــﺪ !!
ﺍﯾﻨـــﺠــﺎ ﺩﺭ ﻣـــﻦ ﭼـﯿـــﺰﻫـــﺎﯾـﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻋـــﻮﺽ ﻣﯿــﺸـﻮﺩ !! . . .
ﻣـــﻦ ﺑﯿــــــﺪﯼ ﺷــﺪﻩ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﺑــﺎ ﻫـــﺮ ﺑـــﺎﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﯿـــﻠـﺮﺯﺩ …یواشکی هایمان را خیلی دوست دارم… جایی که فقط منم و تو و خدایی که شاهد عشقبازی ماست…ای کاش دکتر به جای آن همه قرص آرام بخش . . .

تو را برایم تجویز می کرد . . .

چه جوری باورم شد بدون من میمیری

چه جوری دلت اومد احساسمو به بازی بگیری

و شاید سال هـــا بعد
بـی تفــــ ـاوتــ از کنــار هم بگذریم و ..
بگوییم
آن غربیــــه
چقدر شبیه
خـــاطـــــــ ــراتـــمـ بود!گرمایعنی نفس های تو..
دست های تو..
آغوش تو..
من به خورشید ایمان ندارم!من فقط یه واسطه بودم!!!دل را خدا داد و تو هم بردى…می‌خواستم زیباترین کلام را برایت بنویسم
اما پنداشتم ساده نوشتن همچون ساده زیستن زیباست
تقدیم به کسی که شکفتن هیچ گلی زیباتر از لبخند او نیستدر قایق شکسته ی قلبم تو تنها کسی هستی که با الوار ویرانه ی خود به ساحال برمیگردی و در افق لاجوردی وجودم تو تنها کسی هستی که به شبهای تار و غم آلودم روشنایی میبخشیمن دیگه نمیخوام تو رو توی رویاهام تصور کنم
معنای با هم بودن یه احساس دیگه ای داره.ﺁﺧـــَﺮ ِ ﺑـــﺎﺯﯼ ﺳﺖ…
ﺳــــُﻚ ﺳـــــُﻚ….
ﭘـــــﯿﺪﺍﯾـــــَﺖ ﻛــــﺮﺩَﻡ…
ﺁﻧﺠــــﺎ !!!…
ﺩَﺭﺁﻏـــﻮﺵ ِ ﺍﻭ !!!…چقـدر سخــت اون لحـظــه ای که
یکـی مثـل اون
با همـون لـحـن
با همـون نـاز و ادا
با همـون تـن صـدا
… با همـون جـمله
یهـو صـدات کنـه بـبیــنی یکـی دیگـستتمام دلخوشی هامو به آغوش تو مدیونم…نازنین، با تو قند پهلو می شود تلخی آغوشم !وقتی سرم درد می کند، حتی قرص هم، جواب نمی دهد… من، چشمهایت را، از کدئین بیشتر قبول دارم!!!ﻭﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﺁﺷﯿﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯾﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﺮﻓﺮﺍﺯﻫﯿﭻ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺁﺷﯿﺎﻧﻪ ﻧﺴﺎﺧﺘﻪ ﺳﺖپرستوی فراری ازشبهایم،یه امشب میهمان این دیارم،به دیدارم بیا چشم انتظارم..کرمِ درونم پیله بسته است
به امیدِ روزی که
پروانه ای رویِ شانه هایت شود!وقتی ک عطرت را میخواهم به باد هم التماس میکنم.!?!
خدا که جای خود دارد… ,همان بالا بمان،لذت میبرم وقتی همه به من میگویند” تاج سرت زیباست”…عزیزم تو نزدیک من نیستی
اما میتونم بشنوم:
هرگز نترس
خاطره هات اینجا هستن
با شادی زندگی کن
دیگه اشک نریز
چون تو همیشه مال منیآنهایی که بی عاطفه هستند
روزگاری بسیار عاشق بودند . . .بوس چیست ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
این همه اومدی پایین که بفهمی بوس چیه !?!?!
یعنی نمیدونی ؟
زشته با این سنت
برو بالا
بدو تا کسی ندیده!!!!
*هرثانیه که میگذرد چیزی از تو با خود میبرد
زمان غارتگرغریبی است
همه چیز را بی اجازه میبرد
تنها یک چیز را همیشه فراموش میکند
حس دوست داشتن تو…یادته یه روزی بهم گفتی

هر وقت خواستی گریه کنی برو زیرِ بارون

که نکنه نامردی اشک هاتو ببینه و بهت بخنده …

گفتم اگه بارون نیومد چی؟؟

گفتی اگه چشم های قشنگ تو بباره آسمون گریه ش میگیره …

گفتم یه خواهش دارم ؛ وقتی آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار …

گفتی به چَشم … حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره …

و تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی …

پناهم….

با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگیم را…..!

ﭘﻠﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ‌ ﺭﻓﺘﻢ
ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻡ ،
ﻋﻄﺮﺕ ﯾﮏ ﺟﺎ
ﺑَﻨﺪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩبـوســـه های بــه لــب نـرسـیـده
حـــرفـــای نــزده
بــغــل هـــای نــشــده…
چــقـد بـدهــکـــاریــ ـم بـــه خــودمـــون..چه زیباست کسی رو
دوست داشتن بااو
عشق راساختن,
چه زیباست برای کسی سرودن اورابعد
ازخداستودن,اورادر
قصه هاشاه کردن,او
رادردل خویش جاکردن,چه زیباست
باعشق زندگی ساختن
عشق رایافتن وتاابد
بااوماندن.شب در خم گیسوی تو عابر میشد
با هر نفست بهار ظاهر میشد

ای فلسفه ی شگفت، افلاطون هم
با دیدن چشمان تو عاشق میشد…

گفت دوستت دارم…

گفتم دوستت ندارم…

این دروغ به آن دروغ در

ﺯﺑﺎﻧﻤـ ﻻﻝْ ﻣﯿﺘﺮﺳﻤـ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﯾڪﯽ ﺩﯾﮕـﺮ …
ﯾڪﯽ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﺗــﺮ …
ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺗــﺮ …
ﯾﺎ ڪﻼ ﯾڪﯽ ﺑﻬﺘــﺮ …✘ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﻣﯿﻦ ، ﭘﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ! ﺗــﺮﮐﺶ ،
ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ! ﺩﺍﺭ ، ﮔــــــﺮﺩﻧــﺖ ﺭﺍ ! ﻧﻤــﯿﺮﯼ !! ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺍﺕ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ !!!نمی توانم خودم را

از تــــو

دریــــغ کنم

وقتی که خیالتـــــ ــ . . .

به من می گویـــد

بیـــــــا…

عشقم به عشقت تشنم. عشقم بیا جلوی چشمم.؟؟ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺁﻣﺪﻡ ﺍﻣﺎ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﺸﻪ …
ﺍﯼ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﺎﻝ ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﮐﺴﯽ ﻧﻮﯾﺪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﺳﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺷﺎﯾﺪ …
ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ !به زمین خوردنم درخیابان خندیدی،ومن تمام حواسم به مردم شهربود…تاعاشق خنده هایت نشوند…نازم به ناز کسی که به نازش ننازد؟من حرفام منت نیست …..
همش عشقه…
حرفای بی تو بودنه …
شکست عشقمه…
درده دوریه…باکسی نباش که ازبی کسی اش می نالد باکسی باش که درجمع کسان تورا می خواهد.سلام ماه من…
دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!
گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..

احوال مهتابیت چطور است ؟!
چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!
چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!
چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !
می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟!
یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شوى…. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !
تو فقط ماه من بمون و باش !
ماه من !
مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان .. خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش !

فکر کنم شاهرگ احساسم را زده باشی اخر بند نمی اید دوست داشتنت.یادمه رفتم خاستگاری همه شروع کردن از من به تعریف ولی هیچکس از تو تعریف نکرد
جواب رد دادی همه شروع کردند از تو تعریف کردن
نمیدانم چرا یادشان رفت آن همه تعریف که از من کرده بودند….درسایه درختی ک یک نفرجاداردتوبمان! من به زیرآفتاب ماندن درکنارتوراضی ام…می پذیرم همه ی تاریکی ها را / غصه های تلخ دنیا را
غمهای ناتمام روزگار را / اما نمی پذیرم یک لحظه غم بی تو بودن راهر بار که میخاهم چهره ات را بیاد بیاورم قلبم به تپش می افتد انگار تو را با خودم یکی میبینم آری تو همان نیمه ی گم شدهی منی که مدتی است تو را پیدا کردم من و تو دیگر تمام شد ما درست است.دوستت دارم در حالی هنوز در واقیت تو را پیدا نکرده ام.اما امید دارم وقت موعود نزدیک است.همیشه به یادتم
قلبم فقط برا تو میزنه
عشق فقط باتو احساس کردم
زندگی دوباره منی نفسم
بیزآر میشم از خودم؛
وقتی تو ناراحتی و من نمیتونم آرومت کنم…؛دیروز ساعت پنج عصر
جسدم را در آلاسکا یافتند،
کالبد شکاف؛ امروز می خندید
که هنوز دوســتـت دارم در رگهایم می جوشدیه وقتایی لازم نیست
بین دو نفر حرفی زده بشه
همین که دستت رو آروم بگیره
یه فشار کوچیک بده
همیـــن تـمـوم گفـتـنـی هـــاســـت . . .ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﻋﺰﯾﺰﮐﻢ !!!
.
ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ ﺩﯾﺸﺐ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩ!
.
ﺩﻟﻢ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺖ (:با قلبی سرشار از شادی و شور خوشبوترین و لطیف ترین گلهای هستی را همراه با خوش آهنگترین ترانه گیتی به مناسبت سالروز ازدواجمان تقدیم می کنم دوستت دارمﺭﻭﺯﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﺎﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ
ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺎﮎ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩ. ﺍﺯ ﺍﻭ
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ؟
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻌﺸﻮﻗﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻩ ﺭﺍ ﺟﺎﺑﺠﺎ
ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﻭﺻﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻭﺻﺎﻝ ﺍﻭ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻩ ﺭﺍ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﻨﻢ. ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩ :
ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﻋﻤﺮ ﻧﻮﺡ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ
ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﯽ.
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ: ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻌﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ …
ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺯ ﻫﻤﺖ ﻭ ﭘﺸﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﻮﺭﭼﻪ
ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﮐﻮﻩ ﺭﺍ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ. ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ
ﻋﺸﻖ، ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁ ﻭﺭﺩمیخواهــ ـم یکے را پیــ ـدا کنم انقدر
برایــ ـش کسے باشم !
که دنبال کس دیگه ای نباشد…مخاطب خاص را حذف کردن چ سودی، ک وقتی انگشتت ب کلید های گوشی میرسد از روی عادت شماره اش را میگیرد.چگونه شبهایم به خیر بگذرد؟!

وقتی تو نیستی که بگویی: “شب به خــیـــــــر”

ﻟﺮﺯﺵ ﺩﺳﺘـَﻢ ﻭ ﺑﻐﺾِ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﻡ .
ﻣﻦ ﭼِﻢ ﺷﺪﻩ . ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﺠﺎﺱ. ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮﻩ !
ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮑﺎ ﭼﯿﻪ . ﺻﻮﺭﺗَﻢ ﭼﺮﺍ ﺧﯿﺴﻪ.
ﻣﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﺴﺘﺲ
ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ
ﺑﺎ ﮐﯽ ﻟﺞ ﮐﺮﺩﻡ؟
ﺧﻮﺩﻡ
ﺣﺎﻟﻢ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ، ﭘﻮﭼﻢ …
ﭘﻮﭺِ ﭘﻮﭺصد جام اگر آرند یک بار کند مستم،یک بار پیام تو صد بار کند مستمﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﺷﮏ
ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻲ ﺯﻧﻨﺪ
ﭼﻮﻥ ﻗﻄﺎﺭ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ
ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩﻩ .
ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺷﮏ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﻫﺎ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﺗﻮ ؟ !“بـا تـو بـودن را تـصـویـر کـردم…
بـی تـو بـودن را، تـجـربـه!
ایـن بـود سـهـم مـن از رویـا تـا واقـعـیـت … !! “ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﯽ . . .
ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺁﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﮕﺬﺭﻩ !ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ !
.
.
..
ﻋﻜﺎﺱ ﻣﺪﺍﻡ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺭﺍ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ .
ﺍﺻﻼ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ،ﻛﻪ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﺕ
ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﺮﺍﻱ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻧﻴﺴﺖﻣﺮﺍ ﺑﺍ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺯﻣﯿﻥ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭼﻪ ﮐﺎﺭ…..ﻫﻤﯿﻨﮑﻪ ﺳﺒﺰﯼ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮑﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﺮﻭﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺯﻧﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺑﯼ ﺗﺎﺑﻢ ﺷﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺱ ……مےدانم.. برایت سخت است
دیوانگے ھایم را بِبَخشے و فراموش کنے ..
چرا کہ ھنوز در بہترین خاطراتت,ردِّپاے کارھاے بےمنطق من دیدہ مےشود ..!!ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺎ ﻣَﻦ
ﭼﺸــــﻢ ﻫﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﺧﯿـــﺎﺑﺎﻥ
ﺩﻟَﺖ …
ﻭﺍﯼ ﺩﻟﺖ ..
ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧـــَ ﻡ !…اگر عاشق شدن دنیا دروغ ,,
چرا تو یار زیبا آفریدیقلبم را به تو میدهم
مدتش را هم خودت تعیین کن
اما گفته باشم
اجاره بهایش کمرت را میشکندﺑﺎﻻ‌ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪﻧﻢ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﮎ ﭼﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ؟میگی گل رو دوست داری ولی میچینیش…
میگی بارون رو دوست داری ولی باچتر میری زیرش…
میگی پرنده رو دوست داری ولی تو قفس میندازیش…
چجوری میخوای نترسم وقتی میگی دوسم داری؟؟؟زندگی تفسیر سه کلمست : خندیدنو بخشیدنو فراموش کردن پس بخند و ببخشو فراموش کنچه زیبا بود…

شبهایى که با آخرین پیام از تو…

چشمانم خمارى میرفت و تا صبح در اوج پرواز میکردم…✔

چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق
بیا که با همه افسونگریهات
برای درد دل تسکینی ای عشقصفایى بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولى من باز پنهانى, تورا هم آرزو کردمﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ “ﺑﻮﺩ” ، ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻳﮑﻲ ﺍﻡ ﮐﻪ “ﻧﺒﻮﺩ” …

.

لیاقت میخواهد..
بودن در قلب دخترکی که تمام دنیایش حرفهای نزده اش است…ﺩُﻧﻴﺎ ﻫَﻤﺎﻥ ﺩُﻧﻴﺎﺳﺖ . . .

ﺑﺎ ﺗـــــــــﻮ . . .

ﺑِﻬِﺸﺖ . . .

و . . .

ﺑـے ﺗـــــــــﻮ . . .

ﺑَﺮﺯَﺥ . . .

ﺍﺯ راه دور دوستت داشتم…

ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﻋﻄﺮﯼ

ﺁﻏﻮﺷﯽ

ﻧﮕﺎﻫﯽ

ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ

ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ …

ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ‌ ﺍﮔﻪ ﺩﻭﺭ ﺷﯽ …

ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ …

♥دل…..
این واژه ی بی نقطه،گاه به وسعت یک دنیابرایت تنگ میشود..!من نه تو رامیخواهم نه خیالت را، برو که زیادی شده ای در ذهنم،کاش می فهمیدی نبودنت چه چیزهایی رابرایم می آورد…هرروز..هرلحظه…هرثانیه..!دمی به ناز ، حجاب از رُخت کنار زدی

پرنده پر زد و آهو رمید و ماه گرفت

گفته بودی که طبیب دل هر بیماری
پس طبیب دل من باش که بیمار تواممی خواهَــمـــ یکـــ بار دیگـــر اِسمَتـــــ را صِــــدا بِزنَـــــمـــــ !مـی دانَـمـــ خوب مـی دانَـمـــ هَمیشــهـ دیــوانهـ ی این لَحظـــهـ هـــا بـــودی …کـــه مَـــن از اعمـــاق دل صدایَــمـــ را در گوشَتـــــ بریزَمــــ و تــو با بوســـهـ هـای پــی در پــی جوابَـمـــ را بدَهـی …و مَـن مَستــــــ از تــو …و تــو مَستــــــ از مَـن !!!بـهـ هَـمـــ آغــوشـی رویـاهـایمـــــــان بــرَویمـــــ …/عوض که نمیشی !!!!

خیالی نیست ——-
تعویض که می شوی!!!!!

ازدلم پرسیدم عشق راخلاصه کن*گفت آغازکسى باش که پایان توباشدﺗﻮ ﺁﺩﻡ ﻭ ﻣﻦ ﺣﻮﺍ
ﺳﯿﺒﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺖ ﺟﺎﺭﯾﺴﺖ
ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻃﻌﻢ ﺳﯿﺐ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪمن ..

با واژه ها بازی میکنم !..

تو ..

با زخم های من ….

Zendegi shayad hamin bashad;
yek faribe Sade o kuchak,
an ham az daste azizi ke to donya ra,
joz baraye ou va joz ba ou nemikhahi,
man ke bavar karde am in ra,
Zendegi bayad hamin bashadزیبایی جملات ریاضی به شمردن روزهای با هم بودن است…!با من بجنگ حتی اگه مشکلت باشم این روز ها همه با هم میجنگندﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﻮﺳﺖ !
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺗﺮﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ، “ ﻓﻘﻂ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ ”
ﻣﻦ ﺍﺷﮏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡهیج جای ایـن دنیا نیست مهربون تـر از تـو برا قلبم
و زیباتـر از تـو برا چشمام…ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺮﺳﯿﻢ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷﯽ
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ، ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ
ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺍﺳﺖ.از این بترس… وقتی که ناراحتم میکنی، یکی پیدا میشه که آرومم کنه…چه کنم که توان از من می گریزد
وقتی نام کوچک او را
در حضور من بر زبان می آورند .
از کنار هیزمی خاکستر شده
از گذرگاه جنگلی میگذرم
بادی نرم و نابهنگام میوزد
و قلب من در آن
خبرهایی از دوردست ها میشنود، خبرهای بد !
او زنده است … نفس میکشد !
اما … غمی به دل ندارد …ﭼﻴﺰﻱنیست که مرا سر شوق بیاورد…
.
.

.
جز تو…
که تو هم نیستی…!!!

نگاه تــــــو..
مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند..
چه معجــــــــونی می شود..
زندگــــــی..با لمس دستانِ تـــــــو..
با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو..ﻗﻮﻝ ﻣﻴﺪﻫﻢ ؛
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻳﮏ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺭﻭﻱ ﺯﻳﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺴﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ،
ﺗﺎ ﺧﻴﺴﻲ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﭘﺎﻱ ﺑﻐﺾ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﻱای کـاش تـنـهــا یـک نـفــر…
هــم در ایــن دنـــــیــــا مـــرا یــاری کـنــد ..
ای کـــاش مـــی تـــوانــستـــم …
بــا کـسـی درد دل کـنـــم تـــا بـگــویـــم کــه …
مــن دیــگــر خـســتـــه تـــر از آنـــم کـــه زنـــدگــی کـنـــم
تـــا بـــدانـــد غــم شـبــهـــا یــــم را….
تــــا بــفــهــمـــد درد تــــن خــستـــه و بـیــمــــارم را …..
قــانـــون دنــیـــا تــنـــهــایـــی مـــن اســـت
و تـنــهــــایــی مـــن قـــانـــون عــشـــق اســـت….
و عــشـــق ارمــغـــان دلــدادگــیــســت……
و ایـــن ســـرنــــوشـــت ســـادگـیــســـــت…..ﻏُــــــــــﺮﺑﺖ ؛

ﻳﻌﻨـﮯ ﮐِﻨﺎﺭِ ﺗـــــــــﻮ ﻧَﺒﻮﺩﻥ . . .

مــــــــــــــــــن
-_-_-_-_- و _-_-_-_-
تــــــــــــــــــو هــرگز…
هـرگز…
هرگز…
دوریمان معناندارد
چون توقلب منی
کسی دراین سوز و سرما دستهایت رانمیگیرد…
درجیب بگذارشان،
شاید ذره ای خاطره ته جیبت مانده باشد که هنوز هم گرم است!مئ خوائ یواشکئ ببوسمت…اون وقت بگم من نبودم لبم بود…تقصیر این دلم بود.عشق حرکت مشتاقانه ی دو نفر به سوی هم نیست،بلکه حرکت دو نفر در کنار هم ،به سوی مقصدی مشترک استدردهایم بیصداست
عشق من بی انتهاست!
رد اشک هایم را بگیر
تا بدانی خانه ی عشق کجاست!be andaze cheshmane kaftarbazi ke kaftarsh bar bam figari neshaste
bighararam.ﻬﺎﺭ ….
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺳﺖ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﺎﻧﺪ
ﻫﯿﭻ ﮔﻠﯽ ﻗﺪﺭ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﯿﺴﺖدوست داشتن به تعداد دفعات گفتن نیست حسی است که باید بی کلام هم لمس شودﺍﯾـﻦ ﺷــﻌﺮﻫـــﺎ
ﺑـــﺮﻭﻧــﺪ ﺑــﻪ ﺟــﻬﻨّﻢ
ﻣــﻦ ﻓﻘــﻂ
ﺩﯾــﻮﺍﻧـﻪ ﯼ ﺁﻥ ﻟﺤــﻈﻪ ﺍﻡ …
ﮐﻪ ﻗــــﻠﺒﺖ…
ﺯﯾــــﺮ ﺳـــﺮﻡ
ﺩﺳـﺖ ﻭ ﭘـــﺎ ﺑﺰﻧﺪ .…محبت را بازکن نترس “پوچ”””” هم ک باشد در دست تو “گل” میشودشادیهایم را به تو هدیه می کنم اندک بودنش را برمن خورده مگیر، این تمام سهم شادیهایم از روزگار استزیـن پـس آرام بــخـــواب عـشـق مـن!
مـــن تمام شب های نبودن تـــو را
بـایــد بـیـدار بـاشـم!!!
هر شب هزاران بوسه نذر کرده‌ام ..
خــــــدا مـی شــمارد..
مـــن می بوسم..و کنار می‌گذارم ..
آرزوهای دونفره‌مان را که درسر داشتم..
یــــک ، دو ، ســــه ، چهــار…
هـــزار و یـکـــ ، هــزار و دو…مثلا گوشی ات را بردار
بگو سلام
بگو ممنون
بگو خوبم
بگو خیلی دوستت دارم
فرض کن که من زنگ زده امیعنی خوشبختی چیزی جزء شنیدن صدای خنده های قشنگ و از ته دله توست؟
ﺑﻪ ﺗﻮ ﺣﺴﻮﺩﯾﻢ ﻣﯿﺸﻪ! ﭼﻮﻥ ﻗﻠﺒﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺘﭙﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯿﺘﭙﻪساقه شکستن ، قانون طوفان است . تو نسیم باش و نوازش کن .بـا هیچـ مـَزه اے عـَ وَضـ نمـے کـ ُ نمـ 

 نمکـ ِ چهـره اَتـ را 

 امـا مـُتـ ِـعـَجـبمـ از شیـــریـنــــی لَبـانـتـ  دَر ایـטּ نمکـ زار …
 
❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤

بی کلام اینجا باش!!
بودنت با دل من،
بی صدا هم زیباست…انگشتت را از روی ماشه بردار …
نگاهت خلاصم کرد …ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ
ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ
ﺑﺮ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺵ
ﺁﻩ ﺑﮑﺸﻢهرجای این سرزمینی باش!فقط هر روز خنده هایت رابرایم پست کن!قلب من برای تپیدن نیاز به انگیزه دارد…اول به نام عشق .دوم به نام تو.سوم به یاد مرگ.بر لوح شیشه ای قلبت بنویس :یا تو و عشق :یا:من و مرگنفسم ، تو در شمالی و من در جنوب

کاش دستی نقشه را از میانه تا کند . . .

در عجبم از کار خدا…تو را آفریده و انتظار یکتا پرستی دارد از من…!می گویی دوست دارم زیر باران قدم بزنم اما وقتی باران می بارد چتربه دست میگری.می گویی افتاب را دوست دارم.اما زیر نور افتاب به دنبال سایه می گردی می گویی باد را دوست دارم. اما وقتی باد می وزد پنجره را می بندی.حالا دریاب وحشت من را وقتی می گویی “دوستت دارم”ﺑﯿــــــــــــــــــــــــــﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕـــــــــــــــــــــــــــــــــــﺬﺍﺭﯾﻢ
ﮐﻪ . . .
ﻫﯿــــــــــــــــــــــﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿــــــــــﻢ !
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﻤــــــــــــــــــــــﯿﺸﻪ ﺍﺗﻔـــــــــــــــــــــــــــــﺎﻕ
ﺑﯿﺎﻓﺘﺪ !
ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﻬﺘــــــــــــــﺮ ﺍﺳﺖ ﻣﻦ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﻨﺘﻈــــــﺮ ﺍﺗﻔﺎﻗﻢ !
ﻣﻨﺘﻈﺮ ِ ﮏﯾ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮐﻪ ” ﺗـــــــــــــﻮ ” ﺭﺍ ﺑﻪ ” ﻣـــــــــﻦ ” ﺑﺮﺳﺎﻧﻧﺴﻞ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ
ﻧﺴﻞ ﻣﺎ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺭﻓﯿﻖ ﺭﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﮑﺮﺩ
ﻧﺴﻠﯽ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻧﻮﺷﯿﺪ
………ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺣﺮﻑ ﺯﺩ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﺮﺩ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻝ ﮐﺮﺩ
ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪ
ﻭ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ………
ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻓﻘـــــﻂ ..
ﺩﻭﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ..
ﺩﻝ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﻭﻧﻪ !…
ﺑﻮﺩﻥ …
ﻭ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻥ …
ﺩﺭﺩﺵ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩشاید بشه از حادثه ها رد شد ولی نمیشه از خاطره ها رد شد.دیگر کسی بعد از من آرامت نخواهد کرد
آغوش گرمم را کسی هرگز نخواهد داشت
لبخندهای من فقط سهم نگاه توست
لبخندهایم را کسی هرگز نخواد داشت
گاه می اندیشم…
به تو و آن سرگذشت…
به همان شب که به من میگفتی عهد و پیمان
میان من و تو همچنان روح مسیح
رو به سوی ابدیت دارد…
پس چه شد؟؟هان چه شد؟؟؟
پس چه شد آن همه عشق؟
پس چه شد آن همه شور؟آرزو دارم کــــه همیـــشه لبــــت خنـــدون بــاشــه وبـخنـــدے ……ایــــنو همــــیشه ازت خـــــواستـــم…..گـــــریهرمو به خنـــنده بفـــــروش کـــه خــــراب خنــــده هـــاتمهنــ ـوزم مثـــــل قدیمـــــامـــــن هــــوا دار چشــــﺑــﺨــــــﻨـﺪ !
ﻣﯿــــﺨــﻮﺍﻫــــﻢ ،
ﺗــــﺠــﺪﯾـــﺪ ِ ﺣــــﯿــﺎﺕ ﮐــــﻨـﻢآمدنت را یادم نیست،بیصدا آمدی،بی آنکه من بدانم”بی اجازه ماندی،بی آنکه من بخواهم”اما اکنون با ذره ذره وجودم،ماندنت را تمنا میکنم”مهمان ناخوانده قلبم،بمان که ماندنت را،سخت دوست دارمﭘﺮﺳﯿﺪﯼ “: ﻋﺎﺷﻘﻤﯽ؟”

ﮔﻔﺘﻢ “: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ”

ﺑﻐﺾ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺘﯽ : ﺍﻣﺎ ﻣﻦ “ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻫﺴﺘﻢ “…

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺑﺎ ”

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ” ﻣﻦ،
ﻭ “ﻋﺸﻖ ” ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺖ !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎ ﭘﯿﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ،

ﮔﺬﺷﺖ ﮐﺮﺩﻡ،

ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻡ،

ﺗﺎ ﭘﺎﯼ ﺟﺎﻥ ﺁﻣﺪﻡ ﺑﺮﺍﯾﺖ …

ﺍﻣﺎ ﺗﻮ، ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺸﻘﺖ !

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ، ﻧﮑﺮﺩﯼ…

ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺬﺷﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ، ﻧﮑﺮﺩﯼ…

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﮕﺬﺍﺷﺘﯽ، ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﯽ !

ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻼﻡ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻤﻞ،

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻦ،
ﺑﺮ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﭼﺮﺑﯿﺪ؟ !!!

نفهمیدم چرا نیازمندی های یک روزنامه
آگهی مرا قبول نکرد!….
آگهی درباره تو بود,نوشته بودم
به تو نیاز دارمباران بی وقفه این روزها هوای عاشقی
به سرم می اندازد …
لبـــــریــــزم از مهـــــر …….
اما استــــــــوار ……..رشته محبت راباید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد.نمیدانم چگونه گم شد…..
در شهری که..
تمام خیابانهایش را، باهم قدم زدیم….ﺑﻌﻀﻲ ﻭﻗﺘﺎ ﺁﺩﻡ ﻳﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﻭ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ ﻳﻪ ﻧﻔﺲ ﻋﻤﻴﻖ
ﭘﺸﺘﺶ ﻣﻴﮑﺸﻪ ﻭ ﺗﻮﻱ ﻳﻪ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻳﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻣﻴﺎﺩ ﺟﻠﻮ
ﭼﺸﻤﺶﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﻭﺍﺭ ﺩﻭﺭ ﺩﻟﺖ ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻋﺰﯾﺰﮐﻢ …
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ “ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺎﺭﺕ” ﺍﺳﺖ ،
ﺍﯾﻦ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ “ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺖ” ﺗﻌﺒﯿﺮ ﮐﻦﺩﻟﻢ
ﯾﮏ ﺑﻐﻞ ﺷﻌﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ
ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﺁﻏﻮﺵ ﺁﺑﯽ ﺁﺳﺘﺎﻧﺖ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺒﺎﺭﺩ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ
ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺸﻢ
ﺯﯾﺮ ﭼﺘﺮ ﺗﻮ…..عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود ، گاهی تمام من به تو تبدیل می شود .هواى فاصــله ســــرد است
ازکلاف دلـــــم
برایت خیال گرم مى بافم…bolandtatin fatyade donya ashki ast ke bi seda az gosheye cheshm jari mishavad…من یک دختـــ ـرم…
و ارزشم خیلے بالاتر از اون چیزیــ ـه که تو بتونے درکش کنے!!!
واسه بودنــ ـت همه ے احساس پاکمو گذاشتم گرو پیش دل سنگت…
صادق بودم باهات چون عشــ ـق جاے دروغ و ریا نیست..
حالا ببین اطرافتو!
من دیگه نیستم…
منو از دست دادے
منے که اینقدر عاشقــ ـت بودم

رفتے منتظر بودے التماست کنم تا بمونے؟؟؟
هه…
چیزے رو نمیخوام که به التماس باشه هروقت تونستی با دل خودت بمونے عاشقے اره جونم عشقت عشــ ـق نبود چیزے جز هوس نبود…
الان برو دنبال یکے مثل خودت باش
یکے که ن معنے عشق رو بفهمه ن دوست داشتن…
دیگه برنمیگردم
از تو هم نمیخوام که برگرے!!!
》خوش باشـــ با همونایے که هواییت کردن…!!!کاش رمز اون لحظاتی که پیشمیو میگفتی،تا از این به بعد با ۱۴۴ بزنم، بلکه بیشتر در کنارت باشم!!چقدر دلم هوایت را میکند حالا که دیگر هوایم را نداری….
بنددلم رابه کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم راباخودببری غافل ازاینکه توپابرهنه می روی وبی خبر.بوسه پلی است بین قهر و آشتی ، بیا هی قهر کنیم و آشتی !عشقم
چشماتو باز کن
من طاقت اینهمه
سکوتت رو ندارم
پاشو
پاشو
الان زوده واسه رفتنت
کما رفتی که رفتی
سعی کن هوشیار شیکل دنیا هم بگویند دوستم دارند…..
فایده ندارد!!
اما…….
دوستت دارم های “تو” چه غوغایی میکند…..دیگر نمیگویم گشتم نبود،نگرد نیست!بگذار صادقانه بگویم!گشتم!اتفاقا بود!فقط مال من نبود!بگذار دیگری بگردد،لابد مال اوست!از عرش به فرش ..
حالا معنای عشق را میفهمم ..زندگی و عشق تو نگاه کسی خلاصه میشه که مثل کوه پشتته..میگه دوستت ندارم بلکه عاشقتمﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺩﺭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺍﮐﻨﻮﻥ
ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﯼ ﻣﻨﯽهمیشه عشق دروغی نیست ولی ادموپیرمیکنه…..ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻘﻨﺪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮ…!
ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ!
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ!نگاه تو بمبی بود
کاشته شده در اعماق ذهن تاریکم
ثانیه ها میگذرند
من نمیدانم کدام رگم را بزنم تا خنثی شود؟
آبی یا قرمز؟؟؟؟ﺗﺎ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯼ،
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ!
ﮐﺎﺵ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﻓﯽ ﺑﻮﺩ !پرازتوام!
به تهیدستی ام نگاه نکن!
نگوکه هیچ نداری!
ببین…تورادارمﺑـــــﻪ ﭼــــﻪ ﻣﯿـــﺨﻨــــــــﺪﯼ ﺗـــــﻮ ؟
ﺑــــﻪ ﻧـﮕـﺎﻫـــــﻢ ﮐــــﻪ ﻣـﺴـﺘـــــــﺎﻧــــﻪ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﺑــﺎﻭﺭ ﮐــــﺮﺩ
ﯾــﺎ ﺑـــﻪ ﺍﻓـﺴـــــــــﻮﻧـﮕــــﺮﯼ ﭼـﺸـــــﻤـﺎﻧﺖ
ﮐــﻪ ﻣـــﺮﺍ ﺳـــﻮﺧﺖ ﻭ ﺧــﺎﮐـﺴـﺘـــــﺮ ﮐــــﺮﺩ ؟
ﺧـﻨــــﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ، ﺑـﺨـﻨـــــــﺪ !!کاغذتیم،تنها شدی احساستو روم بنویس،عصبانی شدی خط خطیم کن،بغض کردی اشکاتو باهام پاک کن،سردت شد منو بسوزون،گرمت شد عرق تنت رو بامن خشک کن،خواستی مچاله ام کن فقط(فقط دورم ننداز)ﭼﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺟﺎﻟﺒﯽ
ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ
ﺗﻮ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﯽ
ﺗــــﺎﺯﻩ
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ .
ﺍﮔـــــــــــﺮآدم….

مگر لب های حوا نبود؟!

چرا سیب را خوردی لامصب!!!


های جهان، فقط بر دوشم استآری زمین گرد است…اگرتاآخرش بروی به اولش میرسی..ولی وقتی تودویدی تازودتربروی وبرگردی…من دویدم تانگذارم بیشترازمن دورشوی..توتندتردویدی تابه من برسی ازپشت چشمهاموبگیریوبگی دیدی برگشتم؟من تندتردویدم ک تارسیدم درآغوشت بگیرم وبگویم دیدی نذاشتم بری؟اگه هرکدوممون۱ذره وایساده بودیم الان بهم رسیده بودیم..اونی ک نبودش ماروازخستگی ب نفس نفس میندازه عشق نیس..صبره..وایسم یاوایمیسی؟…ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻐﺾ ﻣﯿﮑﺮﺩ ..
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﺸﺪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺁﺭﺍﺍﺍﻡ ﻏﺮﻕ ﻣﯿﺸﺪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﯾﮑﻨﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﺪ ..
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ..
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ..
ﺗﺎ !…
ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻤﺎﻧﺪ
ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻨﺪﺩ
ﻭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ! ؟؟؟؟ای سیب غلت زنان در مسیر رود
یک شهر تا برسی به من عاشقت شدندشبی از شبها به من گفتی شب باش
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود
شبِ شب گشتم به امیدی که تو فانوس نظرگاه شب من باشیکفش هایم که جفت مى شوند دلم هواى رفتن مى کنه من کودکانه بى قرار تومیشوم بى آنکه بیندیشم چه کسى دلتنگ من خواهد بود.مرد نیستم! ‏
اما حرفم یکیست..
‏”تو‏”اﻧﺼـﺎف ﻧﯿـﺴﺖ ؛ ﮐـﻪ دﻧﯿـﺎ آﻧﻘـﺪر ﮐﻮﭼـﮏ ﺑﺎﺷـﺪ ، ﮐﻪ آدم ﻫـﺎی ﺗـﮑﺮاری را روزی ﺻـﺪ ﺑـﺎر ﺑﺒﯿﻨـﯿﻢ …. و آﻧـﻘﺪرﺑـﺰرگ ﺑـﺎﺷـﺪ ؛ ﮐﻪ ﻧﺘﻮاﻧﯿﻢ آن ﮐﺴﯽ را ﮐﻪ !!! … ﻣﯿﺨـﻮاﻫﯿـﻢ ﺣﺘـﯽ ﯾـﮏ ﺑـﺎر ﺑﺒﯿﻨﯿـﻢ……..ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﮐﺎﻓﺮ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ 
ﮔﻞ ﺁﻓﺘﺎﺑﮕﺮﺩﺍﻥ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ
 ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ!!چیستان فوق العاده زیبا:
بردی زدلم من از تو آن میخواهم
وزگمشده خویش نشان میخواهم
سر مصرع هر بیت تو حرفی بردار
هر انچه ماند من از تو ان میخواهم
جواب :بوسهدریچه های بسیاری مانده
است برای دیدنت
اما گامهای تو
روی مردمک چشم من میلغزند.من هرچه بگویم دوستت دارم …
تا در آغوشم این را حس نکنی ، فایده ای ندارد !ﻣﻦ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﯼ ﻣﯿﺰﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﺎﻓﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ
ﮐﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺗﺮ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ . . .
ﻭ ﻣﻦ . . .
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ . . .
ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ . . .
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯼ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﯾﮏ
ﺟﺎ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮیم…روزها رو که سر میکنم شبها رو نمیدانم باید چه کنم… خوردن قرصها رو تحمل کنم یا دردهای روی قلبم را!!؟قشنگ ترین غزلم را برای شب شعر چشمت نگه داشته ام

پس تو هم زیباترین لبخندت را برای لحظه دیدار نگه دار …

ﺳﻼﻣﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻔﺖ
ﻫﻮﺍ ﺩﻟﮕﯿﺮ؛
ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ؛
ﺳﺮﻫﺎ ﺩﺭ ﮔﺮﯾﺒﺎﻥ؛
ﺩﺳﺘﻬﺎ ﭘﻨﻬﺎﻥ؛
ﻧﻔﺴﻬﺎ ﺍﺑﺮ ، ﺩﻟﻬﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ
ﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺍﺳﮑﻠﺘﻬﺎﯼ ﺑﻠﻮﺭ ﺁﺟﯿﻦ
ﺯﻣﯿﻦ ﺩﻟﻤﺮﺩﻩ ، ﺳﻘﻒ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻮﺗﺎﻩ
ﻏﺒﺎﺭ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺎﻩ
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ !!!.چقدر روزها و شبها باهم متفاوتند
یادم نمیرود آنروزى ک ادعاى عاشقیه مرا کردى
شبش خواب از چشمانم زدوده شد
و یادم خواهد ماند امشبى را ک ب ناحق مرا نفرین کردى
نیمه شب است وخواب از چشمانم فرارى
کمى خودت بسنج! ! !میخواهم جاے کوچکی در قلب تو داشته باشم
یقین دارم قلب مهربانت اقیانوسی از نیکیهاست که قطرات آن را نمیتوان شمرد!ﺑﺨﺪﺍ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ، ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ، ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﯾﺎ
ﺑﺨﺪﺍ ﺩﻟﮕﯿﺮﻡ، ﺑﺨﺪﺍ ﻣﻦ ﺳﯿﺮﻡ، ﻣﻦ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﭘﯿﺮﻡ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭﯾﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺮﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﺍﺳﺖباز هم اینبار تو را آرزو کردم

نه…

آرامش تو را آرزو کردم

بگذار من دهانت را شیرین کنم

مثل دیروز هایی که گذشت و تو شیرینش کردی!

شاید این بهانه ای شود تا این بار خوب در چشم هایت خیره شوم

تا همیشه در باور نگاه هایم بمانی …

گناه نه!؟
چاره ای نبود!؟
طعم سیب میداد لبانت.
طاق زدم بهشت راباآغوشت..گفتی بازی برد و باخت دارد …
ولی زبانم بند آمد بگویم که من بازی نکردم ؛ من با تو زندگی کردم !!!♥ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﮐﻨﺎﺭ ، ﺗﻤﺎﻡ ِ ﭼﯿﺰ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺭﺍ ،ﺩﺳﺖ
ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ، ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ، ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ،
ﻫﻤﻪ ﺭﺍهیچ چیز در این دنیای بزرگ مال من نیست!!!
حتی خوابهایم…آنها را هم تصاحب کرده ای.می ترسم کسی بوی تنت را بگیرد.

دلت را ببرد.
و تو

خو بگیری به ماندنش.

چه احساس خط خطی و مبهمی است

این عاشقانه های حسود من….

ﻣﺎ ﺍﻭﻝ ﺷﺨﺺ ﺟﻤﻊ ﻧﯿﺴﺖ… ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ، ﺗﻮ ﺍﻭﻝ
ﺷﺨﺺ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺟﻤﻊ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ(|دست و بالم از حرف خالیست..

هرچه هست تویی

و تو حرف نداری …

ﺧﺎﻃــــﺮﺍﺕ ” ﻫﺮ ﭼﻪ ” ﺷـــــﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮ ” ﺑﺎﺷﻨﺪ . . .
ﺑﻌﺪ ﻫﺎ ﺍﺯ ” ﺗﻠﺨــﯽ ” ،
” ﮔﻠﻮ ﯾــﺖ ” ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺍﻧﻨﺪ . . .chera gofti ke to khabet shayad bazam mano didi chera engadr birahmi chetor bi man dari miri mage Mishe faramoshet konam beram bi to tanha mage Mishe??shodam asheg koja bi to beram akhe bedone to nemimonam dg khstam nemitonam to in donya nemimonam ke age bodio miiimondiiiii,torro mikham hamin hala man daram mimiram inja beres be dadamگاهی از ذهنم می گذرد اگر نباشی چه؟و اگر دوستم نداشته باشی چه؟
آنوقت میدانی چه میشوم؟
ناگهان انگار کسی به تمام دنیایم رنگ سیاهی می پاشد
تاریک می شوم مثل یک شب بی ستاره و بی فانوس!
اما نه چقدر اشتباه گفتم!
می دانی؟
بی تو هیچ میشوم،ناپدید می شوم.
دیگر نیستم که ببینم چه می شوم.درگلستان خیالم ندهدهیچ گلی بوی تورا.توگل نازمنی ازدورمی بوسم تو را.ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ ، ﺑﺮﮒ ﺯﺭﺩﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺮﮔﻬﺎﯼ ﺳﺒﺰ
ﺗﺎﺏ ﻃﻌﻨﻪ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﮐﺎﺵ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﯽ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﯿﺎﯾﺪمرا در آغوش بگیر

نترس تنهاییم

واگیر ندارد

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﮔﺮﻓﺖ
ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺑﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺩﻟﯽ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﻓﺴﺮﺩﻩ ﺁﻥ ﺩﻟﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻧﻔﺲ ﮔﺮﻓﺖﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﮕﯿﺮﯼﻣﯿﻔﺘﯽ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﺶ…من از تو سبز سبزم، پاییز اگر بخواند حتی اگر بماند آفت نمیرساندیک بوسه ، یک نگاه حتی حرامم باد … اگر عاشقم نباشی
عاشق هم که باشی,دنیا فقط حرف خودش را میزند
باز گاهی اتوبوسها خوابشان میبرد
سیگار کامیون ها از دستشان می افتد
و تو تازه میفهمی
با شعرهای خیالی هیچ گاه
کامیونها مهربان نمیشوند
وتو هرگز نمیتوانی با آمبولانسهایی که دیر آمده اند
دست ب یقه شوی
یا با مشت
نه نمی شود
وتو عاشق هم که باشی
باز پرستار
هرگز نمیتواند دروغ بگوید
نه نمیتواندچقدر لذت بخشه…
وقتی انتظارش رو نداری و دلتنگشی..
برات sms بیاد از طرفش بگه: هنوز قهری؟؟
و تو با لبخند جواب بدی نه عزیزم بهترنیست جای این همه دوستت دارم گفتن برات میمیرم دستای عشقت رابگیری فقط به چشمانش خیره بشی تامعنی واقعی عشقت رابفهمدوصیت نامه ی عشق

مرا در روزی بارانی دفن کنید تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتی بگذارید از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهایم را بر روی سینه ام قرار بدهید تا بدانند همیشه دوست

داشتم کسی را در آغوش بگیرم چشمهایم را باز بگذارید تا بدانند

همیشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذارید تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگی ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذارید تا بدانند عشق من شعله ور شد…

احساساتم سیلی خورده است…
وحشیانه ترین نگاه ها نگاهم را قاپیدند
هنوز درد خنجرت در پهلویت مرا به نفرت میکشاند
توکه روح شفاف مرا خاکستر کردی از ته مانده وجودم چه میخواهی ؟
تنهایم بگذار…
جادویی نیست که مرا باز گرداند
گذشته ی خسته ام سایه ایست که همواره با خود به همه جا میکشم
تمام من و تمام برگهای احساسم زیر پای عابران لگدمال شد…
خش خش !
صدای خرد شدنشان را نمیشنوی ؟؟!کوشش میکنم ولی نمیشود
سعی میکنم ولی نمیشود
تلاش میکنم بازهم نمیشود
خاطرتورا ازیاد برد…دیوانه ای را گفتند:چه خواهی از خدای خویش؟گفت:عقل سالم خواهم تا برای عشقم دوباره دیوانه شوم.ﻓﻘﻂ ﺑﺎﺵ !
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ
ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ
ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ
ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟
ﮔﻞ ﻣﯿﺨﺮﯼ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ
ﻧﺒﺎﺷﺪ ….
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺭﺧﺘﻤﺎﻥ ﺯﯾﺮ ﯾﮏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺧﺸﮏ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ
ﺩﻟﺨﻮﺷﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺷﯿﺮﯾﻦ …درد دارد ، وقتی چیزی را کسر می کنی که با تمام وجودت جمع زده ای…..ﺁﻫﺎﯼ ﺭﻓﯿﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﺸﯽ ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ
ﭘﺸﯿﻤﻮﻧﯽ ﭼﻪ ﺳﻮﺩﺕ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﺩﻟﺨﻮﻥﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ
ﭘﻨﺎﻩ ﻫﻖ ﻫﻘﻢ ﺑﺎﺷﯽ
ﺗﻮ ﺍﯼ ﻫﻤﺰﺍﺩ ﻫﻤﺨﻮﻧﻪ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺑﺎﺷﯽ؟روزا میگذرند و میرند با کسی باش که دوست دارهنفس نفسم نفستو خیلی میخواد اگه نفست نفسمو نخواد نفسم برای نفست بند میاد پس نفستو بانفسم یکی کن که نفسم برای نفست نفس نفس میزنه نفسمن و تو به رویاھایمان تنہا یک رسیدن بدھکاریممن بجادو اعتقادی نداشتم ولی حالا دارم عجب نگاهی داری تولعنتى هرجه داشتم رو کردم!
اما تو…
اسیر نشدى…
سیر شدى…چشمـــــــان زیبــــــایت مرا عاشقتــــــر می کنــــــــد؛

بگــــذار در چشمـــانت نگـــــاه کنـــم میخــــواهم از عشقــــت دیـــــوانه شـــوم…

دستهـــای گرمــــــت را میخـــــــــواهم؛

عزیـــزم دستهـــــــای سردم را بگیـــــــر تا آرام شــــــــــوم…

میخواهم نام مقدست را فـریاد بزنم و صدهــا بار بر گونه مهربانت بوسه بــزنم…

خیلــــی عزیزی بــــرایم، تو بهتریــــنی بــــرایم، تو زیبــــاتـــــرینی!!

در ایــن جـــــاده پر فـــــراز زنـــــــــــدگی دستـــــــانت را از من جـــــــدا نکــــــــن؛

مــــرا در این جــــاده های تشنـــــه و پر از درد رهــــا نکـــــن؛

با من بمـــان، بمان برای همیشـــه و مـــرا باور کن…

بـــاورم کن ای عشــــق، با بـــاور تو می تــــوانم خوشبختـــــی را نیز بــــاور کنــم…

چه لحظــــه های زیباییســـت آنگــــاه که در کنــــار تو هستـــم؛

چه لحظه رویــــایی است آنگــاه که دستــانت را میگیرم

و در زیـــر بـــاران بــا تو قــــدم میزنـــم….

ما پیغام دوست داشتنمان رابادود آتش به هم میرسانیم،نمی دانم آن سو برای توتکه چوبی هست؟من اینجا جنگلی را به آتش کشیده ام.کجاست هم نفسی که شرح غصه دهم،که دل چه میکشد از روزگارهجرانش؟؟؟دو نقطه های انتهای sms هایت را دوست دارم
دو نقطه های که سه نقطه نشده اند از حیا و خواهش نکردن برای ادامه و نقطه نشده اند از ترس پایان رابطهمی دونی قشنگی زندگی چیه ؟ اینه که تو بی خبر باشی یکی به خاطر تو با خدا راز و نیاز می کنه . تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی، ولی برای من تمام دنیا هستی.اگه کسی بخواد بخشی از زندگیت بشه حتمن میشه پس برای کسی که هیچ تلاشی برای ماندن نمیکند زحمت نکش جای رو براش نگه داریﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ! ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ! ؟
ﺑﻪ ﺷﻜﺴﺖ ﺩﻝ ﻣﻦ
ﯾﺎ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺧﻮﯾﺶ ! ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ !… ؟
ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻣﺴﺘﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻛﺮﺩ ! ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﺍﻓﺴﻮﻧﮕﺮﯾﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ
ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮ ﻛﺮﺩ !… ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ! ؟
ﺑﻪ ﺩﻝ ﺳﺎﺩﻩ ﯼ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ
ﻛﻪ ﺩﮔﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ ! ؟
ﯾﺎ ﺑﻪ ﺟﻔﺎﯾﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺯﯾﺮ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﻟﻪ ﻛﺮﺩ ! ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ ! ؟
ﺑﻪ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻏﻢ ﻫﺎ
ﯾﺎ ﺑﻪ ……..
ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ ….. ﺑﺨﻨﺪبعضی وقت هاهست که دوست داری یکی کنارت باشه.محکم بغلت کنه.بزاره اشک بریزی.بعداروم توگوشت بگه:
دیوونه من که باهاتم.دوباره فال حافظ میگیرم ، دوباره توی فالمی
همیشه در خیالتم ، اگر چه بی خیالمی . . .آخ که چه لذتی داره وقتی که میگه من الآن رسیدم پس تو کجایی؟؟؟ﺯﺧﻤﯽ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻗﺮﺽ ﻣﯿﺪﻫﯽ
ﺍﻣﺸﺐ ﺭﺍ ﻣﺮﺣﻢ ﺑﺎﺷﺪ …..محبوب من، نگاهت تلاطم رودخانه ایست که شب هنگام به شکار ماه آمده است
و سکون دشتی که در روز خود شکار خورشید استگفت بنویس می مانم 
نوشتم;میروم.
این غلط املایی مرا ویران کرد
و حالا روزی هزار بار تنهایی را مینویسمهنوز هم که هست.عکست درون طاقچه ی خرابه ی قلبم است
این خرابه را که با رفتن ب من هدیه دادی,با دل و جان از ان مراقبت خواهم کرد.
مثل یک مترسک در مزرعهعشقم یادته صدام میکردی عزیزترینم؟
یادت نمیاد؟ حق داری آخه عزیزترینت نبودم اگه بودم الان تنها نبودم.می خواهم به هر آنچه لمس نگاه تو را دارد جانانه مبتلا شومعشقم….کاش عاشق نمیشدیم!عشق من راستین بود و تو دروغین ….و این همه چیز را خراب کرددیشب ستاره روشنه رو بهم نشون دادی گفتی که اون ستارته…
ولی تک ستاره ی من توایی فقط.تا ابدﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﻨﻢ ;خوشحالم چون باوجود فاصله ها ;زیر یک سقفیمﮐـــﺎﺵ ﺍﻭﺭﮊﺍﻧـﺲ “ﺑــﻐـــــــﻞ” ﺩﺍﺷــﺘـﯿـﻢ!
ﺯﻧـﮕــ ﻣـﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﻣﯿﻮﻣﺪ،
ﺧـﻮﺩﻣــﻮﻥ ﺭﻭ ﻣـﯿﻨـﺪﺍﺧـﺘـﯿـﻢ ﺗـﻮﯼ ﺑـﻐـــﻠـﺶ …
ﺑـﺪﻭﻥ ﻓـﮑـــﺮ ﯾﻪ ﻧـﻤـﻮﺭﻩ ﺁﺭﻭﻡ
 ﻣـﯽ ﺷــﺪﯾـﻢ …وقتی‌ صدای عشق مان

قشنگ‌ترین ملودی دنیاست

پس بگذار

عشق را تن‌ پوش شب مان کنیم

تا شب در آسمان ما سحر کند

ای چهل چراغ زیبایی‌

حس تو ناب‌ترین حس عالم است

که بر لبان من همیشه عشق می‌‌شود

و بر چشمانم عشق می‌‌درخشد

هرچه دلم راخالی میکنم باز پرمیشود ازتو،عجب برکتی دارد دوست داشتنت!میترسم اگر یک شب هم راضی شدی به خوابم بیایی
من به یادت بیدار نشسته باشم…کاش قبل اینکه بهم تهمت بزنی و.برا همیشه بری صبر میکردی بهت ثابت کنم چقد دوست دارم بهت بفهمونم بی تو چقد زندگیم سخته کاش یه ذره تحمل می کردی کاشﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ
ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺁﺗﺶ ﺑﺰﻥ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻀﺤﮑﻪ ﺑﮕﯿﺮ
ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﮐﻦ
ﺑﺎﺩ ﻭ ﻧﻔﻬﻢ ﻭ ﮔﻞ ﺭﺍ ﻧﺒﻮ
ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﺯﯾﺮ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﻓﻦ ﺷﻮ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﺩﺍ ﻏﺮﻕ
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﮑﻦ
ﺍﻣﺎ …
ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ
ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﺖ
ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ♥دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـیده ام!!

و تـــو ،
ته هیچــــکدام نـبـودی….. !!

ﭼـــــــﻘـﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ..
ﮐــَﺴﯽ ﺑـﺂﺷﻪ …
ﺗــﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺶ ﻓــِﮑﺮ ﻣﯿﮑــﻨﯽ ..
ﺍﻧﻘـﺪﺭ ﮔــَﺮﻡ ﺑﺸﯽ ﮐﻪ ..
ﯾـﺂﺩﺕ ﺑــﺮﻩ ﺍُﺗــﺂﻗﺖ ﭼﻘﺪﺭ ﺳــﺮﺩﻩ !….قبلنا بزرگترین آرزوم این بود، که وقتی تو تنهاییام غرق در رویای تو بودم، در اتاق باز بشه و تو با اون لبخند زیبای جادوییت وارد بشی و بگی عزیزم من اومدم که دیگه تا ابد با تو باشم.

ولی

حالا آرزوم اینه که همون قد که من عاشقتم شما هم عاشقانه همو دوست داشته باشین.

من از آن روز
که دربند توام
آزادمکاش باورت نشــــــــــود !!!چقدر دوســـــــــتت دارم ….تا بتوانــــــــم تمام عمــــرم آن را به تـــــــو ثابت کنم …تن تو آهنگی است و تن من کلمه ای که در آن می نشیند تا نغمه ای بوجود آید سرودی که تداوم را می تپد.ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺭﺳﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯ ﻧﺨﺴﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺗﻮ ﻧﻤﯽ‌ﺭﺳﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﭘﯿﺶ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﭘﺴﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻢروبه روم
 
 روی صندلی بشین
 
 نگام کن
 
مدل ترانه هام باش
 
❤ ❤❤ ❤❤ ❤❤ ❤ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﻮﺩ ﻧﺴﻞِ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﭼشمانم … ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻓﻠﮏ ﮐﺸﯿﺪﻩ ام ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ام …می دونی اگه خورشید بمیره چی می شه. اونوقت زمین دورتو می گرده. ولی من نمی زارم چون فقط من باید دورت بگردمنزدیکی درفاصله نیست,دراندیشه است…و تو اکنون مهمان اندیشه منی…ﻗــﯿـﺎﻣـﺘﯽ ﺳـﺖ !
ﺍﺯ ﻟـﺤـﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺯﻧــﮓ ِ ﺗــﻠـﻔﻦ ﺑـــﻠـﻨﺪ ﻣـﯽ ﺷـﻮﺩ ..
ﺍﺯ ﺟـــﺎ ﻣــﯽ ﭘَـــﺮﻡ !
ﺗــﺎ ﻟـﺤـﻈﻪ ﺍﯼ ﮐـﻪ ..
ﻣــﺜـﻞ ِ ﻫـﻤـﯿـﺸﻪ ..
ﺗــــﻮ ﻧـــﯿـﺴﺘـﯽلبخند که میزنی در سردترین فصل سال هم که باشم بهار آغاز خواهد شد!!ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ …در دل ﻣﯿﻤﯿﺮﻧﺪ اﺷﮑﻬﺎﯾﻢ در ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﻣﻲ ﺧﺸﮑﻨﺪ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ از ﺣﺮﮐﺖ ﻣﻲ اﯾﺴﺘﻨﺪ …ﺑﻐﻀﻢ در ﮔﻠﻮ ﻣﯿﻤﯿﺮد ﻣﻦ ﻣﺪت ﻫﺎﺳﺖ ﺑﺮای ﺧﻨﺪﯾﺪن !!از ﻏﺼﻪ ﻫﺎﯾﻢ اﺟﺎزﻩ ﻣﻲ ﮔﯿﺮمومن با انکه میدانم توهرگز یاد من رابا عبور خودنخواهے برد؛هنوز اواره ے چشمان زیباے توام …برگرد!شیرینیت ،تلخی های زندگیم را، شست و با خود برد
مهربانیت ،غم های زندگیم را، شست و با خود برد
عطر تنت، بادهای مهاجم زندگیم را،شست و با خود برد
عشقت ،وهم های پوچ ذهن زندگیم را ،شست و با خود برد
وحالا فقط من مانده ام، شیرینترین شیریینی که ،
میکند فدا خود را، برای فرهادش…..میخواستم به هوای چشمانت نفس بگیرم…
نفهمیدم چشمانت چه حال وهوایی داشت که نفسم گرفت…!چتر???!!!
وقتی شانه هایمان بازهم خیس می شود…
چتر..بهانه خنده داریست برای در کنارهم بودن دونفر!!گنه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی آهنین بود
در آن خلوتگه آرام و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزیددنیاراگمشده ای درچشمانت میبینم ومن ذره ای از این دنیایممن می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

پس چرا { عاشق } نباشم

وقتی نیستی خاطره ها آزارم میدهند،
کاش
آنها به جای تو رفته بودندﺧﻮﺷﺎ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺳﻲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ /
ﺩﺭﻭﻧﺶ ﺭﺩﻱ ﺍﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ /
ﺩﺭﺁﻭﺭ ﮐﻔﺶ ﻭ ﺟﻮﺭﺍﺑﺖ، ﺑﻔﺮﻣﺎ /
ﺑﻪ ﺭﻭﻱ ﭼﺸﻢ ﻣﺎ ﺟﺎﻱ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ !ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ
ﺍﻭﻝ ﺟﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﺑﻌﺪ ﻧﻮﺷﺪﺍﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥلپت ماچ ماچ جیگرت گازگازچشات آخ آخ دیونتم آی آی .میدونی سخت چیه؟!
سخت اینه که کله زندگیتو. ارزوهاتو. ایندتو….
باحرفاش بسازی…
بعدبیادبگه همه چیو فراموش کن…ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﺮاﺷﯽ و ﻣﺮا ﻋﺬاب ﻣﯽ دﻫﯽ ﺑﻪ روح ﺑﯽ ﻗﺮار ﻣﻦ ﺗﻮ اﺿﻄﺮاب ﻣﯽ دﻫﯽ دﻟﻢ ﭘﺮ از ﮔﻼﯾﻪ ﻫﺎ ﺗﻨﻢ اﺳﯿﺮ درد و ﺧﻮن وﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﻬﺮ ﺑﺎ دﻟﻢ ﺑﺮای ﻟﺤﻈﻪ ی ﻣﮑﻦﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻳﻪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺧﻮﺏ ﮔﻴﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪ

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ؛ﭘﺮﭼﻤﺶ ﺑﺎﻻ ﺑﻮﺩ،ﺁﻓﺴﺎﻳﺪ !

هـــرکس هـــر جـــا که دلش مـــی خواهــــد، بنشیند!
امـــا مـــــن …
به کســی اجــازه اینکــه به جــای تـــــو در قلب من بنشیند را نخواهـــــم داد …
قلـــــــــــــب مــــــــن، فقــــــــط جـــــای توســــــــت …کاش میشد همیشه کنارت باشم کاش میدیدی شدم جسم متحرک بیتو کاش بودی تا بدانی زندگی بیتو هرگز زیبا نبود درد داره که همیشه

اونی که تو خیالته

بی خیالته ….

دوری مان برای تو نمی دانم چگونه می گذرد…
اما برای من…!
انگار بر گلویم خنجر گذاشته اند و نمی برند…!!!وقتی تو در خلوتم نیستی ترانه را قاب میگیرم باران را میهمان شب های تنهاییم میکنم..
در مه راه میروم وبه تمام کسانی که برای فرار از باران عجله دارند میخندم…می پرسی “حـالـت چـطـور” است؟؟
اگر راسـت بگویـم تـو را می شکنـم
و اگر دروغ بگویـم خـودم را..!
مـن به شکستـن عـادت کـرده ام تـا مبادا خنده هـای تـو تــرک بخـورند!
خـــوبــم ..!
مـانند هـر روز همیشـه خـوبـم!!….دعای قاصدکها ،برآوردن آرزوهای قشنگ انسانهاست،برایت هزاران قاصدک آرزومی کنم…تمام مزرعه کافر صدایش می زدند ، گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود !لایق پرستش است کسی مثل تو کسی که جواب محبت را با خوبی می دهد کسی که در جواب دوستت دارم نمی گوید مرسی لطف داری لایق پرستش است کسی مثل تو که در این بی مهری ها بی چشم داشت محبت می کندمرا به دیگری وا مگذار روزی میبینی مرا…
تاب نمی آوری…کمی رحم کن، لعنتی!

اینطور که راه می روی به ناز…

شهر بیچاره می شود!!

ﻣـــــــﺮﺍ ﺧـــــﯿـــــــﺎﻝ ﺗـــــــــــﻮ
ﺑـــــــــــﯽ ﺧـــــﯿــــــﺎﻝ عـــــﺎﻟـــــــــﻢ ﮐــــــــــــــﺮﺩ …!!!¡کاش یکی باشه همینجوری واسش إس بفرستی،فقط باشه..قشنگ ترین کنسرت دنیا
صدای نفس نفس زدن تو در آغوشم بود . . . !{پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کارمیکرد.اما به دخترک درموردعشقش هیچی نگفت.هرروزبه اون فروشگاه میرفت ویک سی دی می خریدفقط بخاطرصحبت کردن با اون…بعدازیک ماه پسرک مرد….وقتی دخترک به خونه ی اون رفت وازش خبرگرفت مادرپسرک گفت که اومرده ودخترک روبه اتاق پسرک برد….دخترک دیدکه تمامی سی دی ها بازنشده ….دخترک گریه کردوگریه کردتا مرد….میدونی چراگریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش روتوی جعبه سی دی ها میگذاشت وبه پسرک میداد!!}چــه کــردی بـا مـــن !!؟ کــه ایــن روزهــا… تــــــو را دیـگر فـقـط بـــه انـدازه یــک اشـتـبـاه مــــی شنــاســمﻣﻦ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ
ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺗﻮ
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ
ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ !!!ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﺟﺰ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ .با تو بودن اشتباه تورو دوست داشتن اشتباه ب یاد تو بودن اشتباه تو بهترین و زیباترین اشتباه زندگیه منی…میان مشغله ها گم شده ام
اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است…✔به ذهنم سپرده ام به جز تو به کسی فکر نکند…
به چشمانم یاد داده ام که جز تو نبیند…
من برای همسفر شدن با تو از تمام دلبستگیهایم گذشتم…
کاش بدانینگار من…..
شعله چشمانت هستیم را سوزاند اما…
ققنوس وجودم از شراره های نگاهت زاده شد
و افسانه با تو بودن را در سر پرورید
و تندیس این عشق را در قلبش حک کردگرمایی بوده ام همیشه. . .

ولی بین خودمان بماند ،

سرمایی می شوم. . . !

وقتی که پای ” آغوش تو ” در میان باشد. . . .

ﺩﻝ ِ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺰﻧﯽ ، ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ
ﺍﺳﺖ ؛ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﮑﻨﯽ ، ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﺍﺯ
ﺗﺮﮎ ﻫﺎﯾﺶ ﭼﮑـــــــــــــــﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ !!!ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﺮ ﭘﻠﮑﻬﺎﯾﻢ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ ﺑﻬﻢ ﺑﺮﺳﻨﺪ …
ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻋﺠﺐ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﻳﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺷﻪ ….. ﮔﺮﻡ ﮔﺮﻡ …. ﺭﻭﺷﻦ ﺭﻭﺷﻦ
ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻲ … ﻣﻨﻢ ﺑﺎﺷﻢ
ﮐﻒ ﺍﺗﺎﻕ ﺳﻨﮓ ﺑﺎﺷﻪ .. ﺳﻨﮓ ﺳﻔﻴﺪ .. ﺗﻮ ﻣﻨﻮ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻱ ﮐﻪ
ﻧﺘﺮﺳﻢ
ﮐﻪ ﺳﺮﺩﻡ ﻧﺸﻪ …ﻧﻠﺮﺯﻡ
ﻣﻲ ﺩﻭﻧﻲ ؟
ﺗﻮ ﻣﻨﻮ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻱ ﻃﻮﺭﻱ ﮐﻪ ﺗﮑﻴﻪ ﺩﺍﺩﻱ ﺑﻪ ﺩﻳﻮﺍﺭ
ﭘﺎﻫﺎﺗﻢ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻱ … ﻣﻨﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺟﻠﻮﺕ
ﺑﻬﺖ ﺗﮑﻴﻪ ﺩﺍﺩﻡ
ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﻣﻦ ﺣﻠﻘﻪ ﮐﺮﺩﻱ
ﺑﻬﺖ ﻣﻴﮕﻢ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﻣﻲ ﺑﻨﺪﻱ؟ … ﻣﻲ ﮔﻲ : ﺁﺭﻩ
ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﻣﻲ ﺑﻨﺪﻱ
ﺑﻬﺖ ﻣﻲ ﮔﻢ : ﻗﺼﻪ ﻣﻲ ﮔﻲ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ؟
ﻣﻲ ﮔﻲ : ﺁﺭﻩ
ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ ﺑﻪ ﻗﺼﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ
ﺁﺭﻭﻡ ﺁﺭﻭﻡ …….ﻗﺼﻪ ﻣﻲ ﮔﻲ
ﻳﮏ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻗﺼﻪ ﺑﻠﻨﺪﻭ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﻤﻮﻡ ﻧﻤﻲ ﺷﻪ
ﻣﻲ ﺩﻭﻧﻲ ؟
ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻡ ﺭﮒ ﺑﺰﻧﻢ ﺭﮒ ﺧﻮﺩﻣﻮ
ﻣﭻ ﺩﺳﺖ ﭼﭙﻤﻮ … ﻳﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺳﺮﻳﻊ .. ﻳﻪ ﺿﺮﺑﻪ ﻋﻤﻴﻖ
ﺑﻠﺪﻱ ﮐﻪ ؟
ﻧﻪ ﻭﺍﻱ !!! ﺗﻮ ﮐﻪ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻲ
ﻭ ﻧﻤﻲ ﺩﻭﻧﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻡ ﺭﮔﻤﻮ ﺑﺰﻧﻢ
ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺴﺘﻲ ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻲ …..
ﻣﻦ ﺗﻴﻎ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻴﺒﻢ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﺭﻡ …. ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻪ
ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻲ ﺑﺮﻡ
ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻪ ﺧﻮﻥ ﻓﻮﺍﺭﻩ ﻣﻲ ﮐﻨﻪ … ﺭﻭﻱ ﺳﻨﮕﺎﻱ ﺳﻔﻴﺪ
ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﻲ ﺳﻮﺯﻩ
ﻭ ﻟﺒﻢ ﻭ ﮔﺎﺯ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻡ ﮐﻪ ﻧﮕﻢ ﺁﺁﺥ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻲ ﻭ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﻴﻨﻲ
ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻱ ﻗﺼﻪ ﻣﻲ ﮔﻲ …
ﻣﻦ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﭘﺎﻣﻪ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﻣﻲ ﺯﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺯﺍﻧﻮﻡ
ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﮑﻨﻢ
ﺩﺳﺖ
ﭼﭙﻤﻮ ….. ﺧﻮﻥ ﺍﺯﺵ ﻣﻴﺎﺩ
ﺧﻮﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﻡ ﻣﻲ ﺭﻳﺰﻩ ﮐﻒ ﺳﻨﮕﻬﺎ
ﻣﺴﻴﺮﺵ ﻗﺸﻨﮕﻪ …..ﺣﻴﻒ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﻧﻤﻲ ﺑﻴﻨﻲ …..
ﺗﻮ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﺮﺩﻱ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻪ ﺳﺮﺩﻡ ﺷﺪﻩ
ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﺑﻐﻠﻢ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ ﮐﻪ ﮔﺮﻡ ﺑﺸﻢ
ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻪ ﻧﺎ ﻣﻨﻈﻢ ﻧﻔﺲ ﻣﻲ ﮐﺸﻢ
ﺗﻮ ﺩﻟﺖ ﻣﻲ ﮔﻲ ﺁﺧﻲ …………
ﻧﻔﺴﺶ ﮔﺮﻓﺖ .. ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﻫﺮ ﭼﻲ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﺮ ﺑﻐﻠﻢ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ
ﺳﺮﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺷﻢ … ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻔﺲ ﻧﻤﻲ ﮐﺸﻢ
ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ ﻭ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﻣﻦ
ﻣـــــﺮﺩﻡ
… ﻣﻲ ﺩﻭﻧﻲ ؟
ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪﻡ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﮑﺸﻢ
ﺍﺯ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻥ … ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﺮﺩﻥ … ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺩﻳﺪﻥ
ﻭﻟﻲ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﺮﺩﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﺘﺮﺳﻴﺪﻡ
ﻣــــــــﺮﺩﻥ
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ
ﺁﺭﻭﻣﻪ ﺁﺭﻭﻡ …ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻩ ﺗﻮ … ﻭ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﻪ ﺗﻮ …
ﮔﺮﻳﻪ ﻧﮑﻦ ﺩﻳﮕﻪ
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺷﺪﻳﺎﺍﺍﺍﺍ
ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﻮﺭﻱ ﻭﺳﻂ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﺕ ﺑﺨﻨﺪﻱ
ﮔﺮﻳﻪ ﻧﮑﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺧﺐ
ﺩﻟﻢ ﻣﻲ ﺷﮑﻨﻪ … ﺩﻟﻢ ﻧﺎ ﺯﮐﻪ …
ﻧﺸﮑﻮﻧﺶ ﺧﺐ ؟
ﻣﻦ
ﻣـــﺮﺩﻡ
ﻭﻟﻲ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻧﻤﻲ ﺷﻪ
ﺗﮑﻮﻧﻢ ﻣﻲ ﺩﻱ ﮐﻪ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻢ
ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻗﺼﻪ ﮔﻔﺘﻲ ﻭ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻡ
ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﻧﻔﺲ ﻧﻤﻲ ﮐﺸﻢ …. ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﻲ ﮐﻨﻲ
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﻐﻠﻢ ﻣﻲ ﮐﻨﻲ ﮐﻪ ﮔﺮﻣﻢ ﺷﻪ … ﺍﻣﺎ ﻓﺎﻳﺪﻩ
ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻣﻦ
ﻣـــــﺮ ﺩﻡ
… ﻭﻟﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ
ﺯﻧــــﺪﻩ ﺍﻡ
ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻍ ﺑﻴﺎ …. ﻭﻟﻲ ﮔﺮﻳﻪ ﻧﮑﻦ
ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻡ ﻳﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﻣﻲ ﺩﻭﻧﻲ ؟؟؟؟
ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ………… :””(پاک‎ ترین‎ هوای‎ دنیا‎ ، متعلق‎ به‎ لحظه‎ ای‎ است‎ که‎ دلمان‎ هوای‎ هم‎ را‎ می‎ کند‎ ….!‎khosro shakibaee mige:bazi vaqta yeki tury misozonatet ke hezar nafar nemotunan khamushet konan,bazi vaqta yeki tury khamushet mikone ke hezar nafar nemitunan roshanet konan.ﻋﺸﻖ ﺯﯾـــــﺒـﺎﺗـــﺮﯾــﻦ ﻟـــﺬّﺗـــﯿﺴﺖ ﮐــﻪ ﺑـﻪ ﻭﻗــﺖ ِ
ﺍﺭﺗـــﮑﺎﺏ ِ ﺁﻥ …
ﺧـــــﺪﺍ،ﺑـــــﺮﺍﯼ ِ ﺑـــــﺸﺮ …
ﺍﯾــــﺴﺘــﺎﺩﻩ “ﺩﺳـــﺖ ” ﻣــــــﯿـﺰﻧــــﺪ !…ﺩﯾـﮕﺮ ﮐـﻤﺘَـﺮ ﺍَﺷﮏ ﻣـﯽ ﺭﯾﺰَﻡ …
ﺩﺍﺭَﻡ ﺑُـﺰﺭﮒ ﻣﯽ ﺷَـﻮَﻡ ﯾﺎ ﺳَـﻨﮓ ؟!
ﻧِـﻤﯿـﺪﺍﻧَﻢ ! …کاش هایم را همین امشب…

به یادت کاشتم…

جز گل نبودنت…

چیز دیگری غنچه نداد…

همین…✔

مَـــטּ چـہ عآشقـآنـہ ؛

مـے پـرستـم . . .

تـمـام آטּ لحظــہ هآے

رآ کـہ بـہ نـآم مـےخـوآنمتـــ ؛

و تــــ ــو بـا جـاטּ گفتنهآیـتـــ

مـرا بـیخود کنـے از خـودم !!!

ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ:
ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻭﻝ :ﮔﻔﺘﻨﯽ ﻫﺎ
ﺩﺳﺘﻪ ﺩﻭﻡ :ﻧﻮﺷﺘﻨﯽ ﻫﺎ
ﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻮﻡ :ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻧﯽ ﻫﺎ
ﺩﻭ ﺗﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺳﺒﮑﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ…
ﺳﻮﻣﯽ ﺳﻨﮕﯿﻨﺖ…زندگی شگفت انگیز است.

فقط اگر بدانید که چه طور زندگی می کنید

کوچک باش و عاشق

که عشق می داند،آیین بزرگ کردنت را…

بگذار عشق خاصیت تو باشد
نه رابطه ی خاص تو با کسی….

آنچنان منتظرم در ره شوق ک اگر زود بیایی دیر است…دلم را آهنى کردم مبادا عاشقت گردد : ندانستم تواى ظالم دلى آهن ربا دارى.باران که می‌بارد، میل در آغوش کشیدنت و بوسیدنت افزون می‌شود و شعله‌های سرکش این میل جانم را
می‌سوزاند. زیر باران می‌روم و خیره به آسمان آرزو می‌کنم: ای کاش کنارم بودی دلارام من، زیر این باران
دوشادوش هم و دست در دست هم… عاشقتر از همیشه، شیداتر و دیوانه‌تر… فارغ از همه بایدها و نبایدهای
عالم، فارغ از حس پشیمانی و پریشانی… شاید مست مست، شاید مدهوش و مخمور، شاید… آری رها… رها
از همه بندهای این جسم و این عالم، رها از همه خط قرمزها و تابلوهای ممنوع… رها از هر چه قانون و قاعده و
محدوده… تو نیز عاشق‌تر و شیداتر… تو نیز مخمور و مست… اندکی عاشقانه‌تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده‌ام
تا بوسه‌ بارانت کند…گناهش پای خودت امروز روزه بودم که حسرت نبودنت را خوردم!مواظب خـــودت باش یعنی فکـــرم پیش تـــوئه !

… مواظب خودت باش یعنـــی برام مُهمی !

مواظب خودت بـــاش یعنی نگـــرانتم !

مواظب خـــودت باش یعنی دوستـــــــــــــــت دارم !

مواظب خودت باش یعنـــی به خدا مـــی سپارمت !

مواظب خـــودت باش یعـــنی از الان دلم واســـت تنگ شده!

مواظب خـــودت باش یعنـــی… واقعاً مواظـــب خودت باش

غرورم حتی تو را طور دیگری دوست دارد
به تو که می رسد
بی صدا می شکند!همین امروز قسم خوردم به هرچه دلدادگی است
خواهم بود
خواهم ماند
خواهم خندید
خواهم بخشید
فقط…..
تو باشﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮔﻮﺵ ﺑﻪ ﺯﻧﮓ ﺻﺪﺍﯼ ﺗﻮ
ﺗﮏ ﺗﮏ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﻪ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﻢ

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺗﻠﺦ ﻣﯽ ﺭﺳﻢ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﯽ!..ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺵ ﺳﺨﺘﻪ ؛
.
ﺍﻣﺎ ﺳﺨﺖﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ
.
.
.
ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﮐﺴﯽِ ﮐﻪ ﻧﺪﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﯾﺶ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﺭﯾﺶ . . .
“ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻼﺗﮑﻠﯿﻔﯽ”*144*تست عشق#انتقال اعتبارانجام شد.مبلغ:۲تابوس آبدار،کارمزد:۱ بغل محکم موجودی جدید:یه عشق شگفت انگیز…دلم تنگ است،تنگ بوسه هایت
نگاه ماهتاب بی قرارت
دلم تنگ است تنگ نازهایت
دو چشم مست و مشتاق بیانت
دلم تنگ است،تنگ دستهایت
نوازش های بی اندازه نابت
دلم تنگ است تنگ حرف هایت
زبان خوب گوی بی ریایتدردناک است. . .

تایپ کردن عاشقانه هایی که باید ،

گفته می شد. . . .

زندگی کن هرلحضه
بخند هر روز
عشق فراتر از یک کلمستنیمه ی پر عشقمان را ببین؛
من…
تو…
چای شیرین…
تو هم میزنی
من حل میشوم !!
عشق میماند و لیوان و تو همین…ﺧﺪﺍﯾﺎ …
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ …
ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺷﻤﺎ ….
ﻟﻐﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ …..
ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯽ …..بگذاراین مردم هرچه دل شان میخواهد، بگویند، تــــــــــو خورشیدمنی….. حتی اگرازپشت کوه آمده باشی.با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش..لبخند تو طلوع و بوسه ی تو غروب منه.ممنونم بخاطر اینکه بهترین و شگرف ترین دوست و همدم منیکــــــاش خیالــــــــــــت ،
دندان ِ مصنوعـــــــی بود،
که شب ها، موقع ِ خواب،
راحتمــــــــــ بگذارنــــــد!دراین شب های سرد …سخت محتاج گرمای پَرُ بالِ توام…ﻣﻦ، ﺑﻐﺾ، ﺷﺐ، ﻳﮏ ﺍﺗﺎﻕ..

ﺗﻮ، ﺍﻭ، ﺷﺐ، ﻳﮏ ﺍﺗﺎﻕ…

ﭼﻪ ﮐــــﻮﺩﮐﺎﻧـــــﻩ ﮔﺮﯾﺴﺘﻢ،
ﭼﻪ ﻣـــــﺮﺩﺍﻧـــــﻩ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺭﺩ ﺷﺪﯼﺑـــــﻌﺪ ﺍﺯ ﺗــــﻮ …. ﻟﺒﺨﻨـــﺪ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ
ﺗــــﻮﯼ ﺩﻓﺘــــﺮﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ !!!!!ﺑﻮﯼ ِ ﻣَﺮﮒ
ﺍِﻋﻼﻣﯿﻪ ﺗَﺮﺣﯿﻢ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺩِﻝ ﻫﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺯَﺧﻢ ﻣﯽ ﺧُﻮﺭﻧﺪ
ﻭِﺟﺪﺍﻥ ﻫَﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ .
ﭘﯿﺮﺍﻫﻦِ ﺳﯿﺎﻫَﻢ ﮐُﻮ ..ﮐُﺠﺎﺳﺖ.

ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺍﯼ ﺑِﺨﻮﺍﻧﻢ .
ﺑَﺮ ﺍﯾﻦ ﻫَﻤﻪ ﻭِﺟﺪﺍﻥِ ﻣُﺮﺩﻩ ﻭَ
ﺩِﻝِ ﺯَﺧﻤﯽ.
“ﺭﻭﺣِﺸﺎﻥ ﺷﺎﺩﺑﻲ ﺗﻮ
..ﺑﯽ ﺗﻮ ………ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺳﻴﺎﻫﻲ ﻭﻝ ﻧﻤﻲ ﮐﻨﺪ
ﻣﻮﻱ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ
……
ﺳﭙﻴﺪﻱ
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﮐﻪ ﻣﺎﻫﺖ ﺑﺎﺷﻢ
ﺣﺘﻲ

ﺩﺭ ﻣﺤﺎﻝاین شعر را نخوان !
واژه هاےَ ش
طعمِ اشک مے دهند …
مےترسم
تشنه تَر شوےدیریست که از خانه خرابان جهانم. برسقف فروریخته ام جلجله ای نیست. درحسرت دیدار تو آوره ترینم هرجند تا ننزل تو فاصله ای…..ﺗـﻮ ﭼـﻪ ﻣـﯿﻔـﻬـﻤـﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔـﺎﺭﻡ ….
ﺍﺯ ﺩﻟـﺘـﻨـﮕـﯽ ﺍﻡ …
ﮔـﺎﻫـﯽ ﺑـﻪ ﺧـﺪﺍ ﺍﻟـﺘـﻤـﺎﺱ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻢ …
ﺧـﻮﺍﺑـﺖ ﺭﺍ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢ …
ﻣـﯿـﻔـﻬـﻤـﯽ ؟!!
ﻓـــــﻘــــــﻂ ﺧـــﻮﺍﺑــــــﺖ ﺭﺍیکبار عاشقت شدم اما صدبار باورت کردم ؛ صدبار خواستم فراموشت کنم اما یکبار هم نتونستم !پاییز من،
گرمترین فصل هاست!
وقتی که تو میخندی….مـن عاشق نیستم
فقط گاهی حرف تو که می شود ، دلم مثل اینکه تب کند ، گرم و سرد می شود … آب می شود … تنگ می شود …یادتــــــــ باشد ؛
مــــــــــن اینجا،
کنار همین رویاهای زودگذر،
به انتظارآمدن تـــــــو ،
خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !ﭼﻪ ﺑﯽ ﺗﻔــــــــﺎﻭﺕ ﺯﻧﺪﮔــــــــﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺁﺩﻣــــﻬــــــــﺎ …
ﺑﯽ ﺁﻧــــــــﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨـــــــﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷـــــــﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﻧﯿــــــــــﺎ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺩﻧﯿـــــــــﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺷـﺪﻩ ﺍﻧــــــــﺪ !!!!..چرا بغل کردن حس خوبی به آدم میده ؟
چون در سمت راست بدن قلب وجود نداره و اونجا خالیه
ولی وقتی کسی رو که
دوست داری
بغلش میکنی
قلبش اون جای خالی رو پر میکنه و
انگار تو صاحب دو قلب عاشق شدی !دلتنگ از یاد رفته…
من روز تولد عشقم بزرگترین هدیه رو بهش دادم..
زندگیمو..امضا کردم که تموم شه..
آخه کسی که دوسش داشت منتظرش بود
همسرم..طلاق چیزی بود که اون میخواست..و من، کسی که او نمیخواست..و او کسی که عاشقانه دوسش داشتم..
با من انگار توی قفس بود،نمیتونستم عشقمو اسیر ببینم..
حالا هم روز تولدم دلم میخواد بفهمم که هدیه ی روز تولدشو دوس داشته..
ببینمش از دور که داره کنار کسی که بیشتر از من دوسش داشت میخنده..که خوشبخته..همین خوشحالم میکنهببین این اسمش دله
اگه قرار بود بفهمه فاصله یعنی چی
اگه قرار بود بفهمه که نمیشه
میشد مغز،دله دیگه،نمیفهمهﺑﺮﺍﻳﺶ ﻧﻮﺷﺘﻢ: “” ﺑﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﻓﺮﺩﺍﻱ ﺑﻬﺘﺮ .””
ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺷﻨﻴﺪﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ .
ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ” ﺍﻟﻒ ” ” ﻓﺮﺩﺍ ” ﺭﺍ ﻳﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﺑﻨﻮﻳﺴﻢسفره ی عشقمان را در طبیعت پهن کردیم . . .
زیر بیدی مجنون !
روی قامت کوتاه چمن ، کنار گل های یاس وحشی . . .
صنوبرهای سر به فلک کشیده نگهبانمان شدند ، بـلبـل با چشمانی بسته در آغـوش گل آواز میـخواند . . .
گنـجشک زیرکانه به هر سو پر میکشید , هر دانه ای که می یافت میبرد پشت درخت
و آن را در خـفا به معـشوقه اش تقدیم میـکرد !
شـاخه های بیـد با صـدای بـاد مجنـون ، میلـرزیدند و میرقـصیدند !
خـورشـید با نـاز ، گوشه ای از دامن نارنجی رنگ بلندش را در دست گرفت و آرام آرام پشت قاب آسمان محو شد . . .
و ابـرها چه زیـبا یـکدیگر را نـوازش میکردند
و از گـرمای عـشق عـرقشان بر روی زمیـن چـکانده میشد !دلم کسی را می خواهد که هر شب به من بگوید دوستت دارم ….
و هر روز آن را ثابت کند…!!پیری را گفتند چه دانی از عشق گفت هم این دانم که رنج است غم است ولی هر چه هست زیباستﺗﻮ + ﺧﺎﻃﺮﺍﺗـﺖ + ﭼـﺸـﻤﺎﻧـﺖ + ﺩﺳـﺘﺎﻧـﺖ + ﻟـﺒـﺨﻨﺪﺕ +
ﺍﺷـﮑـﺖ .…
ﭼـــﻨــﺪﻧــﻔـــﺮ ﺑـــﻪ ﯾــﮏ ﻧـــﻔــــﺮ؟ﺩﻭﺭﺗﺮﻳن ﺟﺎے ﺩﻧﻴﺎ ﻫم ﮐﻪ ﻫﺴﺘـﮯ . . .

ﺷﺐ ﻫﺎ . . .

ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎﻳﻢ ﻣـﮯ ﺭﺳﺎﻧـﮯ . . .

ببین چقدر عمرم براش کوتاه بود که به من میگفت” گلم “دوستی قطره اشکی است
که در معبد عشـــــق
هر کجایش بچکد
مهر و وفا میرویدﺩﻟﻢ ﺑﻬــــﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺯﻧﺪﮔــــﻲ …
ﻣﺜﻞ ِ ﻳﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﻋﺎﺷــــﻘﺎﻧﻪ
ﮐﻪ ﻳﺎﺩﻡ ﺑﻴــــﺎﻭﺭﺩ ﻫﻨــــــﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡﻗﻠﺐ ﮐﺎﻝ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ، ﻓﺼﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎ ، ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺼﻞ ﻫﺎ .
روزی خیانت به عشق گفت:دیدی؟من بر تو پیروز شده ام.
عشق پاسخی نداد.
خیانت بار دیگر حرفش را تکرار کرد؛ولی باز هم از عشق پاسخی نشنید.
خیانت با عصبانیت گفت:چرا جوابی نمیدهی؟
سپس با لحنی تمسخرآمیز گفت:انقدر بار شکست برایت سنگین بوده است که حتی توان پاسخ هم نداری؟
عشق به آرامی پاسخ داد:تو پیروز نشده ای.
خیانت گفت:مگر به جز آن است که هر که تو آن را عاشق کرده ای من به خیانت واداشته ام؟
عشق گفت:”آنان که عاشق خطابشان می کنی بویی از من نبرده اند”چرا که عاشقان هرگز مغلوب عشق نمیشوند…نبودن بهتر از وجود نداشتنه .به وجودت نیازمندم .کجایی…..؟؟؟؟ای عقل ..
دستم به دامنت….

دل،سوی چشم او رفته است!!

برنگشته است!!!

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺳﺒﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

ﺟﻮﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﺍﮔﺮ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽپرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده، تردید مبهم ات را به یقینی روشن تبدیل می کند: ” عاشق شده ای… “ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺩﺧﺘﺮﯼ
ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﯼ ﺗﻮﺳﺖ
ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮑﻦ
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ
… … … … … ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺕ
ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮﺳﺖ
ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮑﻦ
ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺭﺍ
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﯽ
ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ
ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺵ
ﺑﻪ ﺗﻮ ﺗﮑﯿﻪ ﮐﺮﺩﻩ

ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﺗﻮ
ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻮ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ
ﻗﺪﻡ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﺩ …ای که تنها میشوی راهی
ای که آسان می کنی دل
هنوزم سهم داری تو از این رویای بی حاصل
هنوز عطر نفس هایت میان لحظه هایم هست
غم بغض صدای تو میان گریه هایم هست
تو گویی هستی و خانه پر از حال و هوای تو
که می پیچد در آن گاهی صدای خنده های تو
هنوزم نم نم باران حدیث عشق می گوید
مرا تنها نمی خواهد تو را در کوچه می جوید
هنوز اندوه آن لحظه که رفتی هست در جانم
اگر رنگی ز تو دارد در آن اندوه می مانم
نمی دانم ولی شاید هنوز هستی که من هستم
که بین عالم و ادم به چشمان تو دل بستمدستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که از اوارگی بی تو بودن میترسمﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺍﻡ …
ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺟﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ
ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﺁﺗﺸﯽ ،
ﮐﻪ ﺑﺮ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺷﻌﻠﻪ ﺍﯼ ﻣﯿﮑﺸﺪ
ﺍﺯ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
ﺑﺮ ﺩﻝ ﺯﺧﻤﯽ ﺍﻡ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﮏﯾ ﺍﻧﺴﺎﻥ
ﮏﯾ ﻧﮕﺎﻩ
ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧَﺪ،
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﻣﻪ ﺁﻟﻮﺩ
ﺍﺯ ﭼﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺁﻫﻦ ﭘﺎﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﭘﺸﺖ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩ
ﺍﻣﺎ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﻟﻤﺎﺳﻬﺎﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪ !زندگی “باغی”ست
که باعشق “باقی” است. 
”مشغول دل” باش؛
نه”دل مشغول”.ﮐﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﻧﺴﻴﻢ
ﺍﺯ ﺧِﺮﺍﻡِ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ؟
ﺍﺯ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻣﻴﻼﺩِ ﮐﻮﭼﮑﺖ
ﭼﻨﺪ ﮔﺎﻩ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ؟
ﮐﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺁﺗﺶ
ﺷﻮﺭِ ﺳﻮﺯﺍﻥِ ﻣﺮﺍ ﻗﺼﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ؟،ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺗﻮی زﻧﮕﯿﻤﻮن “درد” ﺑﻮد ! ﮐﻪ ﻫﺮ ﻗﺪر ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ، ﭘﺎرﻩ ﻧﺸﺪﺩﻳﺮ ﮐﻪ ﻣـﮯ ﺁﻳـﮯ . . .

ﺩِﻕ ﻣـﮯ ﮐُﻨﻢ . . .

ﺣﺪﺍﻗﻞ . . .

ﺩﻳﺮ ﮐﻪ ﻣـﮯ ﺁﻳـﮯ ، ﺩﻳﺮ ﻫﻢ ﺑُﺮﻭ . . .

ﻧﻪ . . . !

“ﺩﻳـــــــﺮ ﺑﻴﺎ ، ﺩﻳﮕﺮ ﻧـــــــﺮﻭ”

رهایم کنید….میخواهم عشق بورزم و به من عشق بورزند
میخواهم دوست بدارم و دوست داشته شوم
میخواهم لمس کنم دستانی را که برایشان بیقرارم
میخواهم در اغوش بکشم کسی را که برای بوئیدن عطرش دلتنگم
میخواهم ببوسم لبانی را که تنها بوسه میتواند ارامم کند
برای ان کسی که تنها امید زندگیم است
میخواهم خیره شوم به چشمانی که مرا به ارامش میخوانند……
پمیخواهم نفس بکشم با کسی که نفسم است
نمیخواهم با شما نفس بکشم
نمیخواهم عمرم را با شما سپری کنم
میخواهم اشک بریزم
های های گریه کنم
ضجه بزنم
مثل دیوانه ها سرم را به دیوار بکوبم
به صورتم چنگ بیاندازم
میخواهم فریاد بزنم واسمش را در میان همه به زبان بیاورم
میخواهم اهی بکشم به سنگینی تاریخ
مخواهم با اه هایم جگرتان را سوزانم
میخواهم اهم دامان همه تان را بگیرد
میخواهم نفرینتان کنم
با شمام……………
با شما که به بی ستاره بودن اسمانم خندیدید
شما که نگذاشتید اه بکشم
شما که بدجور متنفرم کرده اید از خودتان
شما که زندگی را برایم جهنم کرده اید
شما که دلتنگی هایم را به تمسخر میگیرید
شما که ابریزش بینی سوزش چشم سیاهی رفتن چشم به زور قورت دادن دهانم
را به حساب سرماخوردگی میگذارید
شما که به خونتان تشنه ام
وحتی از دیدن لحظه شما
در فرارم
با شمام……………….
رهایم کنید……………….ظرف احساسم لبریز است از عشق….
مراقب باش نگاه سردت….
تلنگری به آن نزند….که می ریزددلــــــــــــــــم

آرامش میــــــــــــــــخواهد…

در بی دلـهـــــــــــــــره ترین آغـــــــــــوش دنـــــــیا

از مــــــــــــن نگیــــــــــــر

دنیــــــــــــاى مــــــــــــن را

کاش دلت لحظه ى به دل من مى اندیشیدتا بدانى از بى مهریت وجودم درآتش عشقت نزدیک به خاکسترشدن استای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن
فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من
تو رفیق شاپرکها من تو فکر گله مونم
تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نورم
دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور
دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یه گور
من دارم تو آدمکها میمیرم
تو برام از پریا قصه میگی
من توی پیله وحشت میپوسم
برام از خنده چرا قصه میگیعـــــشـــــق چیز عجیبیست عزیزدل:
همین که تو دلـــــت بگیرد ,من نفـــــسم.زیبا, هوای حوصله ابریست, چشمی از عشق ببخشایم , تا رود آفتاب بشوید دلتنگیم را. زیبا, هنوز عشق در حول وهوش چشم تو میچرخد. ازمن نگیر چشم , دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد. زیبا تمام حرف دلم این است, من عشق را با نام تو آغاز کردم. تو هر کجای عشق هستی آغاز کن…شعری خواهم سرود
از رسیدن
ازوصال
از هیجان یک عشق تمام عیار
لبخندهای زیبای دو عاشق را در بیت بیستم بیست می دهم
شعرم باید طعم عشق را شیرین شیرین بیان کند
واژه هایم بایدنرسیدن را به بند کشد.
محبت در قلب شعرم حکومت خواهد کرد.
و دو عاشق در آن زندگی …..ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵِ ﺗــــﻮ ﻣﺤﮑﻮﻣَﻢ . . .

ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣَﺒﺲِ ﺍَﺑَﺪ ﺧﻮﺭﺩﻩ . . .

کاش یادت باشد… روی آن نقطه پررنگ بزرگ… بین بی باوری انسانها… یک نفر میخواهد با تو تنها باشد… نکند کنج هیاهو بروم از یادتeshg dar darya gargh shodan ast va dust dashtan dar darya shena kardan!وقتی که تو نیستی
دنیا چیزی کم دارد،‏
مثل کم داشتنِ یک وزیدن، یک واژه، یک ماه.‏

من فکر می‌کنم در غیابِ تو…‏
همۀ خانه‌های جهان خالی ست،‏
همۀ پنجره‌ها بسته است،‏
اصلاً کسی حوصلۀ آمدن به ایوانِ عصرِ جمعه را ندارد.‏
پرده‌هایی که پیدایند
یک جوری شبیه دیوار دیده می‌شوند.‏

تـــــــو بخنـــــــد امـــا،
.
.
.
سرمایه خنــــــده تـــــــــو،
.
.
.
گــــــــــریه ے مـــــــــن بود…ﺍﺯ ﺟﻨﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﻋﺎﻟﻢِ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ

ﮔُﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ . . .

ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺳﻴﺮﻡ ، ﺯﻣﻴﻦِ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ

ﮔُﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ . . .

ﻧﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ، ﻧﻪ ﮐﺴـﮯ ﺍﺯ

ﺣﺎﻝِ ﻣﻦ ﺩﺍﺭﺩ ﺧَﺒﺮ . . .

ﺩﻝ ﻣﺮﺍ و ﻣﻦ ﺩﻝِ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﮔُﻢ

ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ . . .

تو خواب میبینی و من به تماشای چهره ات نشسته ام ، دقیقا رو در رو…روشنایی از پشت پنجره ملتمس چنگ به پرده میزند و من اجازه ی ورودش نمیدهم … به تو خیره ام … منحنی خطوط چهره ات را مشق میکنم! چه رازی ست که من نمیتوانم بفهمم؟؟؟؟ چشم که بازمیکنی آرام…!!! باز هم امان نمیدهی … این چه شراریست که ازچشمت به سمت دل پرتاب میشود و من…باز گر میگیرم!!!! آفتاب من طلوع کرد …عزیزم
پرده چشماتو آروم میکشم روی چشات
بوسه دوستت دارم رو میکیرم از کونه هات
شب بخیر احساس منلبخند که می زنم پیدایم می کنی
باران می بارد تو از کنارم می گذری
فریاد نمی کشم که بازگردی
می دانم امشب این آسمان تاب ماه را ندارد
لبخند می زنم
فراموش میکنم…دیوانه ام کاری کنید
در عشق زندانم کنید
باشد شفا چشمان او
او را پرستارم کنید…
الهی به اندازه ی مژه کوچیک ردیف پایین چشم چپ پشه,غم تودلت نباشه…شیشه عطربهار،لب دیوارشکست، وهواپرشدازبوی خدا.چه دعایی کنمت بهترازاین؟خنده ات ازته دل!گریه ات ازسرشوق! هرغروبت دلشاد! روزگارت خوش باد!واقعا مانده ام
در کار چشمانت
نگاه میکنی
عشق به پا میکنی
شعله می افکنی در وجودم
سراسر زندگیم را فرا میگیری
و در آخر که هیچ جز تو ندارم
به یک لبخندت خوشحالم و
دنیایم در تو خلاصه میشود
قول ها که هیچ
مرا هم له میکنی و میروی
اشکالی نداره
فقط من که ارزشی ندارم
مواظب خودت باش همه کسممیترسم
میترسم شبهاکه برایت مینویسم بیدارشوی
میترسم صدای قلمم ازارت دهدنکنددلت بلرزد…
ارام بخواب،،،ارام بخواب که اینجادلی هست که هرشب برای ارامشت دستی به اسمان دارد…
دلی که هرشب برایت مینویسد وتوهرشب،،،خوابی…?من

بی‌تو

در غریب‌ترین شهر عالمم

بی‌من

تو در کجای جهانی

که نیستی·

همه راهها که با پا پیموده نمی شوند

دستت را به من بده

رویاهایم منتظرند

روز وداع من کسی تنگ دلی نمی‌کند
بس که به دوستی او با همه شهر دشمنممن برایت می میرم توفقط وانمودکن تب کرده ای…همین کافیست…!ﻭﻗــﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺑﻪ،
ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ …
ﻣـﺎ ﺑﻪ ﻟﻨﮕﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ!هی پاک می کنم…
هی می نویسم…
املایم بد نیست،
از تکرار اسمت لذت می برم..هیچ ثروتی بالاتر از مهربانی نیست ، یادت باشه تو خیلی ثروتمندی ! یه خورده از ثروتت رو هم به ما بدی چی میشه آخه !؟عشق یعنی اینکه ما باور کنیم یک دل دیگر ا ارادتمند ماستﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻦ
ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﮏ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﯾﮏ ﺟﺎ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﻡ
ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺍﻡ
ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ .کجایی … ؟
هی پشت این گوشی جای شماره
گریه ام را میگیرم …امـتـداد بـازوانـت مـی شـود انـتـهـای دلـدادگـی …

مـی شـود هـمـان گـوشـه دنـجـی که راحـت مـی تـوان جان داد …

کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می ‌کشیدم ، تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدیﺁﺧﺮ ﻗـﺼﻪ ﺭﺍ ﺑــﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺑـﺎ ﺧـﻮﺩﺕ ﺑﺒﺮ …
ﻫﻤـﺎﻥ ﯾـﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﯾـﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ !
ﻫﻤـﺎﻥ ﮔﻨـﺒﺪ ﮐـﺒﻮﺩ ﺭﺍ ﺑـﺮﺍﯼ ﻣـﻦ ﺑﮕـﺬﺍﺭ ….
ﻣﻦ
ﺩﺭ ﻓﮑـﺮ ﺷـﺮﻭﻋﯽ ﺩﻭﺑـﺎﺭﻩ ﺍﻡﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺭﯼ …. ﺍﺯ ﺍﻭﻣﺪﻧﺎ ؛
ﺭﻓﺘﻨﺎ ؛ ﺷﮑﺴﺘﻨﺎ !
ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ یکی ﺑﺎﺷﻪ ، یکی ﺑﻤﻮﻧﻪ ﻧﺮﻩ
ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻤﻮﻧﻪ ….. …کاش میشد عشق آدم همونطوری توی رویاهامون بهش فکر میکنیم باهامون رفتار میکرد.چه رازی در چشمانت هست نمی دانم…..
که وقتی رمیده ترین هم که باشم
نگاهی از تو مرا کافیست!همه برسر زبانند وتو در میان جانی:چه مکانی بهتر ازجان که تودر میان آنی.نیازمن به حس تو مثل نمازعاشقاس….میگن حساب عاشقا ازهمه آدماجداس…و آنگاه که اشکهایت جامه شراب قلب من شد. قلب من از تپش ایستادآموختم که خدا عشق است و عشق تنهاخداست.آموختم که وقتی ناامید میشوم،خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد تا دوباره برحمتش امیدوار شوم،آموختم اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترش را درنظر گرفته،آموختم که زندگی سخت است.
” اما من از او سخت ترم” .رَفتَن حَقِّ آدمہاست …

اَمّا … اَگَرْ پیشَم بودْے

تابِستانَم قَشَنْگتَر مےشُد … !!!!

مے چینمت
حتے اگر قدم نرسد
تـــو
میوه ے ممنوعه ے منــــےﺟﺎﺩﻩ ﺑﺮﻓﯽ
ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ
ﺑﺎ ﺩﺭﮎ ﺗﻮ
ﻓﺮﺳﻨﮓ ﻫﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﺩ
ﮐﺎﺵ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ
ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺑﺮﻑ
ﺗﺎ ﺍﮔﺮ
ﺭﻭﯼ ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﻟﺖ
ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻧﺴﻮﺯﺩباورم نمیشود! دنیای کوچکم به وسعتِ عشقِ تو بزرگ شده است، باورت میشود؟
دنیایم شده جانم گفتن های گاه و بی گاهت!ﺯﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸﻘﻢ ﻧﺎﯾﺴﺘﻢ …
ﻣﻦ ﺍﺯ ﻗﺒﯿﻠﻪ ﺯﻟﯿﺨﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ …
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺟﺎﺭ ﻣﯿﺰﻧﻢ …
ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻒ ﺑﺰﻧﺪ …
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﺩﻡ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻓﺮﺷﺘﻪ …
ﺯﻧﺎﻧﻪ ﭘﺎﯼ ﻋﺸﻘﻢ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﻢ …
ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﺪﺍﺭ“بمیـــــــــــــرد” هر آن دل که خواهان “غمـــــــــــــت” باشد…یک نفر در همین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است …
خیالت راحت باشد
آرام چشم هایت را ببند
یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است
یک نفر که از همه زیبایی های دنیا
تنها تو را باور دارد …کاهى فرار میکنم از فکر کردن به تو….
مانند رد کردن اهنکى که خیلى دوستش دارم…ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﯽ،
ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻫﺴﺘﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺷﻢ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻧﮑﺮﺩﯼ .
ﯾﺦ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺗﻨﻢ ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﮔُﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﺗﻨﺖ ،
ﮐﻪ ﻧﺼﯿﺒﻢ ﻧﺸﺪ …مردمن تکیه گاهم باش..میخواهم سنگینی نگاه مردم حسوداین شهرراتوهم حس کنی…این هانمی توانندببینندکه ماتااین اندازه به هم می آییم.دلم را که مرور میکنم. . .

تمام آن از آن توست. . .

فقط نقطه ای مال من است. . .

روی آن نقطه هم. . .

میخ میکوبم. . .

و قاب عکس تو را می آویزم

“ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻤﺖ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ !”
ﺍﯾﻦ ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﺗﻤﺎﻡ ” ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾــ ♥ ــﻢ ﺑﺮﺍﯼ
ﺗﻮ”ﺳﺖ …عشق یه چیزیه بین ما !!!!
یه اتفاق قشنگ
یه هوای جاری
یه شیرینی خاص
یه آرامش عمیق
یه تکیه گاه محکم
یه نگاه متفاوت
یه دلگرمی بی پایان
عشق اون سیبی که حوا چید
و به خاطرش از بهشت روندنش نیست
عشق اون سیبیه که من چیدم وبه بهشت رسیدمچقدرنگاه کردن به چشم هایت واگیردارد هربارکه نگاهت میکنم پرمیشوم ازعشقتاینـقـدر از انـدامـمـ بـالـا مـیروی . . .

کـه نـیروی جـاذبـه هـم کـاری از دستـش بـر نـمی آیـد

بـرای ِ پـاییـن آوردنـت . . .

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند
همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب‌ها/ بدها
تو/مننیاز من تویی …
با من بمون ..
تا تو جاده تنها نباشم
همسفرم باش
تا ابد . . . . .ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺸﮑﻨﯿﺪ ؛
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺮﺍﺵ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﯾﻦ ،
ﺍﻭﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺮﺍﺗﻮﻥ ﻫﻤﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻤﯿﺸﻪ !
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ …دلم اونقدر تورو می خواست که با رویات خوشبخت بود که حتی باورش گاهی برای خودمم سخت بود…داری رد میشی از عشقی که چشماشو نمی خونی از این قلبی که عمریه خداشی و نمی دونی نفهمیدی نگاهم رو که از من ساده دل کندی حواست نیست چشماتو داری روی کی میبندی حواست نیست دل تنگی تورو تنها نمیزاره نمی دونی کسی جز من به تو ایمان نمیاره ندیدی کوه بغضی رو که که لبهامو بهم بسته نفهمیدی سکوتی رو که از عشق تو نشکسته کجا میری بدون من غم جاده نفس گیره داری می سوزی و دودش تو چشم هردو مون میره…سپرده ام قلبم رادر الکل بگذارند وروی شیشه اش بنویسند عشق هرگز نمی میردبعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه

محکم بغلت کنه

بذاره اشک بریزی راحت شی

بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم

دلم در حلقه غم هانشسته،زبانم بسته و سازم شکسته،وجودم پرز شعر عاشقانست،تو را می خواهم و اینها بهانست!کاشکی موبایل ها پیشرفت کنند که وقتی اس مس میزنی که کجایی ? دلم برات تنگ شده خودش جای اشکاتو که رو صفحه گوشیت ریخته هم بفرسته

Be vosaate havaye bi hamtayat,havaye to ra mikhaham dar in deltangi,amvaji az yade tora mikhaham dar daryaye be yad mandanie khatereye ham nafasi,ey ke ba to har nafas asheghtar mishavam.ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻘﺎﺵ ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ
ﺍمروز ﺩﻟﯽ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺷﺒﯿﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺳﯿﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﺮﺯﺵ
ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺭﻧﮕﻬﺎ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﺎﻧﺪ…فراموش کردنت کارآسانی است
کافی است درازبکشم چشمهایم راببندم ونفس نکشمهمه ی نیمکت های پارک دونفره ست…بیخیال روچمن میشینم!ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﺍﮔﺮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﮕﯿﺮ
ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻡِ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺭﺍ ﻭﺟﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ…
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ…
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻣﻦ
ﻋﺎﺷﻖِ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ!!!
تو آنجا…
من اینجا…
فاصله چیزی را عوض نخواهد کرد؛
ببین هنوز روبه روی تو ایستاده ام…
کتابت را که ورق میزنی
باد موهایم را با خود میبرد…
دست که بر صفحه ها می کشی
دکمه های پیراهنم
یکی یکی باز می شوند!
تو به خواب میروی و من،
آرام چشمهایم را میبندم…
کتاب از دست تو رها می شود
ومن تا صبح
سرم روی سینه ات می ماند…ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺯﻫﺎﯾﺖ ﻓﺎﺵ ﺷﺪ ﺑﻐﺾ ﺩﻧﯿﺎﺑﺸﮑﻨﺪ …….آنکس که گفت بحر تو میمیرم دروغ
گفت

من راست گفتم

من راست گفتم که برای تو
زنده ام

ﺍﺻﻼ ﺑﯿﺎ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ
ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﻞ ﺟﻦ ﻫﻢ ﻧﺮﺳﺪ
ﺳﭙﺲ ﻣﻦ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺭﻧﮓ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ،
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﯾﺴﻤﺎﻥ ﺑﺎﻓﺘﻪ
ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ‌، ﻟﺒﺎﺳﯽ ﻧﻮ ﺑﺮ ﺗﻨﺖ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ِ ﻣﺎﻫﺖ ﻋﻮﺽ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ
ﺭﻧﮓ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﮐﻪ
ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺧﺐ ‌ ، ﺣﺎﻻ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ
ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺩ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻭﺭﺩ
ﺧﯿﺎﻟﻢ ‌، ﺗﺨﺖ !ﯾﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ . . .
ﮐﻪ ﻣــــﺰﻩ ﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﯾﮑﯽ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﺯﯾﺮ ﺩﻧـــﺪﻭﻧﺖ
ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺯﺵ . . .
ﻫﻤﻪﭼﯽ ﻣﯽﺷﻪ ﺯﻫﺮﻣــــــــﺎﺭ !…..ﺟﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ “ﯾﮏ” ﭼﺸﻢ

ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﻧﮕﺮﻧﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺗﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ “ﯾﮏ ”

ﭼﻬﺮﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺭﻭﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

درخاک هم دلم به هوای تو می تپد…
چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو…به دریابزن قایقت میشوم حقیرم ولی لایقت میشوم من عاشق شدن رابلدنیستم تویادم بده عاشقت میشوم /وقتی می‌گویی حالت چه‌گونه است؛حالم خوب می‌شودازقندلبت بوسه ای چون قندگرفتم*ازقندلبت من مرض قندگرفتم,;;,دووووور بمان!
نزدیکی هیچ سودی ندارد
فقط…
معمولا همه چیزراخراب میکند!من هنوز عاشقم آنقدر که می توانم هرشب بدون آنکه خوابم بگیرد از اول تا آخر بی وفاییهایت را بشمارم و دست آخر همه را فراموش کنمدلمو برده حالا میخواد پسش بده
اخه چجوری بگم جنس برده شده پس گرفته نمیشه!مهربانم…!
تو که آمدی بارها به خودم میگم
من ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﻮﺩنت چه
ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ؟ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺭﻭﺯﻡ ﺷﺐ ﻣﯿﺸﺪ؟کافر عشقم ولی از بت پرستان نیستم چون گلی مثل تو دارم محتاج هیچ گل نیستمآنقدر آرام مرا می بوسی
که چشمهایم توان باز بودن ندارند
چشمهایم را که می بندم
چه دنیایی را پیش چشمانم ترسیم می کنیسازت اگر عشق را بنوازد همه ی خلقت به رقص می آیند..میگن عشق دوای هردردی است اما نمیدانن که از همین عشق دردها بسیاری خواهی گرفت زندگی…!زندگی جستجوی نیمه هاست.بایدازغیب رسد..ظهورکند…وبرتوظاهرگرددونیمه ات رادربرگیرد…نیمه ی گمشده ی ابراهیم چشمهی زمزم بود.و…ادم:حوا….محمد:قران….خسرو:شیرین….رود:دریا….شمع:پر
انه….مجنون:لیلی….تشنه:اب….خمار:شراب….تنها:همدم….وبرای من:تنها تو.لیوان به لبت بوسه زند ،من لب لیوان
دیدی زلبت بوسه گرفتم به چه عنوان
ازبس زلبت بوسه ای چون قند گرفتم
از قند لبت من مرض قند گرفتم:گفتی لب تر کن تا دنیا را به پایت بریزم..
حالا…
چشم تر کرده ام….
می آیی……؟؟؟؟؟چه چیزمیماندفرداازتوبرایم!جزپرچین های خاطره هایت!نگاه دل فریبت،وآن لبخند زیبایت.وانتظارتلخ وشیرین بودنت درکنارم.ﻧﺎﻇﻢ ﺣﮑﻤﺖ
ﺧﯿﺮﻩ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ
ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻣﻢ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ
ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺩﺭ ﮔﻨﺪﻡ ﺯﺍﺭ
ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎ …
ﺑﺎﻝ ﺑﻪ ﺑﺎﻝ ﺷﺮﺍﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺒﺰ
ﺩﺭ ﺑﯿﮑﺮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﭼﻮﻥ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﻣﺎﺩﻩ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺭﺍﺯﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ
ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﺴﻠﯿﻤﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪﺑﻌﻀﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻣﺠﺒﻮﺭﯾﻢ ﺑﭙﺬﯾﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻤﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ.
ㅊㅊآن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی ;روی خندان تورا کاشکی میدیدم.چه کسی باورکرد جنگل جان مرا عشق تو خاکستر کرد.میتوانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری ازمن آنچه را میبخشی.عاشق نشدیم کارنیکی بکنیم یااینکه گناه شیک وپیکی بکنیم عاشق شدیم تابدانند همه ماهم بلدیم جیک جیکی بکنیمﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺍﺯﺑﺎﺯﯼ ﮐﻼﻍ ﭘﺮ ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ !
ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ “ﺗﻮ ” ﻭﺗﻮﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮﻳﻲ ﭘﺮﺟﺎﻡ ﻣﯽ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﺴﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺮﺍ
ﺑﺮ ﺭﻧﮓ ﺭﺧﻢ ﺳﺮﺧﯿﺶ ﻫﺴﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺮﺍ
ﻣﺮﺍ ﺯ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﺸﺎﻧﺪﻩ ﺍﯼ
ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﺑﮑﺶ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺴﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺮﺍ…کاش به عظمت دریا بودم و تو را در خود غرق میکردم آنگاه که نسیم نگاهمان در هم میپیچید و طوفانی ناخواسته در دلهامان غوغا میکردزمانی به بی حسی دستم پی بردم  که  در لبه “پرت “گاه، معلق ماندن از شاخ و برگ ،
مرگ را به گرفتن دستم ترجیح دادی …
در جست جوی  عصبم گشتم اما در غضب، شاهرگم را یافتم….نه شاخ و برگ و نه شاهرگ هیچ یک مقصر نیستند….
سردی مزمن از دست، به سرم زده است…
دیگر من نیستم….خدا حافظ..اینروزا عشق بازیَم مثه دانلود یه آهنگ جدید شده!
باذوق وشوق دانِش میکنی هرشب گوشِش میدی
اما
بعد از چند وقت میشه برات تکراری/ میری سُراغ
اهنگ جدبدتر………..ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﻭﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﺅﯾﺎﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﮑﺸﯽ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯽ و بگی چرا واقعی نیستی لااااامصـــبﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
ﻭ ﻧﻪ ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﻋﺎﺟﺰﺍﻧﻪ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ
ﻋﺪﻝ ﻣﮕﺮ ﻧﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺮ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﺪ؟آنقدر ها هم

روی وقار من حساب نکن…

قطب زمین هم که باشم

تو را که میبینم

یخ هایم آب میشود….

بخواب تا نگاهت کنم و
برای هر نفس تو
بوسه‌ای بنشانم به طعم …
هرچه تو بخواهی…..نصفه شب بهت اس ام اس میدم که بگم دنیام تاریکه مثل شب، تنهام مثل ماه، کوچیکم مثل ستاره، اما دوست دارم قد آسمونی که اندازه نداره !بهم گفت :چجوری میشه عاشق کسی موند؟
گفتم :هر وقت عاشق کسی شدی دیگه به کسی نگاه نکن.
دفعه ی بعد که دیدمش نگاهم نکرد.!.!.!چه بی اعتبار شده دوستت دارمهایی که نثار همه میکنیم…نـیـاز کــه تـــو بــاشــی ؛

تـمـام ِ مــن

مـی شـود ” نـیـازمـنـدیـهـا “✔

یه روزبه دنیا اومدیم شدیم اسیر دنیا حالا هم که بزرگ شدیم، شدیم اسیر عشق فردا هم می میریم و میشیم اسیر خاک. پس تاهستیم به یادهم باشیم!سلام یه زحمت واست داشتم!هر وقت از جلوى ائینه رد شدى این دوست منم ببوسﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷـﻢ ﮐــ‌ﻩ ﻣﯽ ﮔـﯿــﺮﯼ
ﺁﻧﻘﺪ‌ﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣـﯽ‌ﺷــــﻮﻡ
ﮐﻪ ﻓـﺮﺍﻣــﻮﺵ ﻣﯽ ﮐــــﻨـﻢ
ﺑـﺎﯾـﺪ ﻧﻔـﺲ ﺑــﮑـﺸـــﻢ.پالتوی امسالت را به رنگ نگاه منتظرم بخر. . .

من سرقرارهمیشگی با احساس تابستانی با تردیدی زمستانی منتظرم. . .

به فکر پاهای سردم باش،
دیر نیا. . .

چشمان تو باغ لاله های واژگونیست که من عاشقانه نظاره میکنمش/ازدیروز تاتمام فرداهای امروزم.توبهار بی پایان دلم هستی؛ومن عاشقانه می خواهمت …..تورا….عاشق واقعی کسیه که تو سرمای زمستون با این که خودش داره یخ میزنه کتش رو در بیاره بده به عشقشهمه ی دنیامو خواهم داد که یک بار دیگر ببینمت
ولی دیگر حیف…
ﺧـﯿـﻠـﯽ ﺳـﺨـﺘﻪ
ﺩﻟـﺖ ﺑـﻮﺩﻧـﺶ ﺭﻭ ﺑـﺨـﻮﺍﺩ . . .
ﻭﻟـﯽ ﺑـﻪ ﻧـﺒـﻮﺩﻧـﺶ ﻋـﺎﺩﺕ ﮐـﻨـﯽ . ! . .ﻫـــﺮ ﺟـــﺎ ﮐـــﻪ ﻣــﯽ ﺑﯿﻨـــﻢ ﻧـــﻮﺷﺘـــﻪ
ﺍﺳـــﺖ :
” ﺧـــﻮﺍﺳﺘـــﻦ ﺗــﻮﺍﻧــﺴﺘـــﻦ ﺍﺳﺖ ”
ﺁﺗــــﺶ ﻣـــﯽ ﮔﯿــــﺮﻡ !
ﯾﻌﻨــــﯽ ﺗــــﻮ ﻧﺨـــﻮﺍﺳﺘـــﯽ ﮐـــﻪ
ﻧﺸـــﺪدستت را به من بده تا باهم ازین آتش بگذریم
آنها که سوختند تنها بودند !وقتی خیلی دیره که تازه می فهمی اونی که از همه ساکت تر بود بیشتر از همه دوستت داشت، ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغیه.شب بخیر ای آخرین امید من / نذار تاریکی تو قلبت بنشینه
چشاتو بروی شهر شب ببند / تا چشای مهربونت خواب ببینه…اشکهایم را میبوسم وقتی در نبودنت برایم خودکشی میکنند!دوست داشتن با ارزشتر است یا عشق؟بارها از خود این سوال را پرسیده ام و هربار وقتی تو آمدی فهمیدم از همه چیز با ارزشتری!ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ” ﺭﺳﯿﺪﻥ ” ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯾﻢ …بسیار نمى خواهم تنها کمى براى چشم به هم زدنى دستت را به من بده تا دلت را در آغوش گیرمگرچه ازدوری این فاصله ها مایوسم ولی از دور روی ماهت را میبوسمیکسره خواب خطوطی را می بینم
که بهم نمی رسند

کاش
قطار ها یک پا داشتند

تا با عصایی زیر بغل در ایستگاه ها
تو را گدایی می کردند !

روزی در بازار عشق میفروختند هرکه هرچه داشت آورد، دیوانه که هیچ نداشت گریست،
همه به او خندیدند،
ولی کسی ندانست که بهای عشق اشک است و بهای اشک عشق…ﻣﺪّﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭِ ﻗﻔﺲ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ

ﮔُﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﮮ . . .

ﻭﻟـے . . .

ﺍﻳﻦ پَﺮﻧﺪﻩ ، ﺭﻓﺘﻨـے ﻧﻴﺴﺖ . . .

من تسلیم…

دیگر تاب دوریت را ندارم

دوست دارم به جایی بروم

که فقط تو باشی و زمزمه ای که ازتو شروع میشود…

میخواهم به جایی بروم که نه ستاره ای باشد

و نه ماه پاره ای !فقط تو باشی ؛ چراغی که از خورشید روشن تر است…

من نیز گاهی به اسمان نگاه می کنم

دز دانه در چشم ستارگان

نه به تمامی انها

تنها به انها که شبیه ترند به چشمان تو

وقتـــــــــــــی حس میکنـــــــم واقعـــــــاً دوســـــــم داره بهتریــــــــــــن لحظـــــــــــه ی عمرمــــــــه!…گاه کوچکم می بینی و گاه بزرگ
نه کوچکم و نه بزرگ
خودت هستی که دور می شوی و نزدیک …ﮐﺎﺵ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﯾﮑﻢ ﺟﺮﺍﺕ ﺩﺍﺷﺘﻦ …
ﮔﻮﺷﯽ ﺭﻭ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺷﺘﻦ ﻭ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ :
ﺑﺒﯿﻦ ؛ ﺩﻟﻢ ﻭﺍﺳﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ،
ﻭﺍﺳﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﻫﻢ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﺩﻡ …دوست داشتن
این نیست وقتی که بر گشت
او را ببخشی
دوست داشتن
این است که وقتی میخواهد برگردد و نمیتواند به طرفش برویکدومو دوست داری واست بفرستم
قل(ب)م
ر(و)حم
ج(س)مم
یا حروف داخل پرانتزیه روز میبوسمت! فوقش خدا منو میبره جهنم!
فوقش میشم ابلیس!
اونوقت تو هم ب خاطر اینکه یه ابلیس تو رو بوسیده جهنمی میشی!
جهنم ک اومدی،من اونجا پیدات میکنم و دور از چشم خدا هر روز میبوسمت!
وای خدا چه بهشتی میشه جهنم من…دیروز
عبور ِتو در کوچه ها وزید
و هنوز، دهان ِپنجره ها باز مانده است…گرچه دوره ضرب المثل ها گذشت
ولی من هنوز امیدوارم که …
دل به دل راه دارد !هزار هزار بار خیالت را پی نخود سیاه فرستادم.بازهم…چه رویی دارد.وقتی زنی عاشق می شود
دست خودش نیست
با صدای آرام صحبت می کند
عشوه هایش بیشتر می شود
حسادت زنانه میکند چون نمی خواهد کسی حتی به عشقش نگاه کند
همیشه می گوید تو مال من هستی
دوست دارد عشقش از پشت دستانش را دور بدنش حلقه کند
گردنش را ببوسد
چشمانش خمار شود
به آرامی گوشه ی لبش را گاز می گیرد
صدایش می لرزد زیر لب می گوید
دوستت دارم
زن می داند که وجودش با عشق کامل تر می شود
و با بوسه ای “عاشقانه” به اوج آرامش میرسدفقط دوری نیست که آدم رو می سوزونه

بودن و مال تو نبودن دردش بیشتـره .

زمانی فردایت بودم ؛
در تمام لحظه های عبورت جاری
اما حالا را ببین
که در گوشه خاطرات دیروزت ، خاک میخورد یاد ثانیه های وجودم .پـــــیـــــچـــــک وحشی میشوم…!

میپیچم به پر و پایت…!

تا حتی نتوانی آنــــــــــی بی من بودن را

زندگی کنی…*

کمبود خواب
بایک روز استراحت حل میشود
کمبود غذا
با کم خوردن
سایرکمبودها نیز علاجی دارند
باکمبود دستهایت چه کنم؟✔سلام ازمعاملات عشقی مزاحمتون میشم ببخشیدقلب شمامستاجرنمی خوادسرما
بهانه ی زنانه ایست
عزیز من !
تو میفهمی …
هر روز
تمامِ لباس های گرمم را
جا می گذارم
که آغوش تو را تَن کنم
دلخواه ترین شال گردنِ زمستانی ام
نفس های توستاینو میدونم که میدونی یعنی از چشام میخونی که چقدر دیوونتم ولی باز قدر نمیدونی میدونم میدونی که اگه بخوای میتونی رو غرورت پا بزاری
نری منو تنهام بزاری نگو نمیدونی
کی شبا دلش میگیره کیه دلواپسته کی نباشی بی تو میمیره
نگو نمیدونی
کیه دل تنگه برات
کی واسه با تو بودن
با همه میجنگه برات
آروم آروم میری نمیگی بی تو میمیرم
نمیگی اگه نباشی افسردگی میگیرم
تو کل دنیا برام تو یدونه بودی
من مرد رویا و تو خانوم خونه بودی
آروم آروم میری نمیگی بی تو میمیرم
نمیگی اگه نباشی افسردگی میگیرم
تو کل دنیا برام تو یدونه بودی
کاش میدونستی
چه سخته وقتی نیستی پیشم
وقتی میبینم تو با یکی دیگه ای چه حالی میشم
کاش می فهمیدی
این احساسو که به تو دارم
تو بگو چجوری یکی دیگرو به جات بیارم
دود سیگار با یه روح بیمار
عکس دو نفره ی ما روی دیوار
دو سه روزه بیکار توی خونه بیدار
اشکایی که هی میچیکه روی گیتار اینو میدونم که میدونی
یعنی از چشام میخونی
که چقدر دیوونتم من
ولی باز قدر نمیدونی“عشق” یعنی :اختیار بدی که نابودت کند…
اما…
“اعتماد” کنی که این کار را نمی کند…!برای ترک ، دارو نیاز نیست !
گاهی سنگینی حرفی
تلخی نگاهی
خوب ترکت می دهد.–
ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ ؛ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﭼﻮﺑﯽ ؛ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ
ﺁﺏ ﻧﻤﺎﯼ ﺳﻨﮕﯽ .
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
– ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟

– ﻧﻪ .

– ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ؟

– ﻧﻪ .

– ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ؟

– ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ .

– ﭼﺮﺍ ؟

– ﺟﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ .

– ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ ؟

– ﻧﻪ .

– ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ
ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ .

– ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ ؟

– ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ

ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ ؛ ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ.

ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ ؛ ﮐﯿﻔﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ؛ ﻋﺼﺎﯼ
ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ

یک قانون کلی…
.
.
عاشق بی گناه است…Asheghesham Vali che Fayede ke Yek baram nagoft mikhametﭼﻨﺪ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ…….
۱ ….ﺷﺐ ﻭﺭﻭﺯ ﺗﻮ ﻓﮑﺮﺷﯽ
۲….ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺟﻮﻧﺘﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮش ﺑﺪﯼ
۳…..ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮش ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
۴……ﻭﻗﺘی ﻣﯽ ﺑﻴﻨﻴﺶ ﻗﻠﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺎﺏ ﻭﺗﻮﭖ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ
۵…….ﻟﮑﻨﺖ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
۶……ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺧﺮﻓﺘﻮ ﮐه ﺍﻧﺠﻮﺭﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ
ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺮﺍﻧﺘﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﻮﺩ ، ﻟﺒﺎﻥ
ﺗﻮﺳﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ …گفتم منوچقدردوست داری؟گفت اندازه جوهرخودکارم گفتم خیلی نامردیه آخه جوهرخودکارت که یه روزتمام میشه یه لبخندزدوگفت خودکارم که اصلاجوهرنداره.دســـتش کــه تـو دســتت بـاشـه…؟؟!!!
خــود بــه خـود کـــلـمه ای بـه نـام ِ “ســرما” از لــغت نـامـه ی مــغزت…
پــاک مــیشـه..مگه نه؟؟؟دلم میخواد یه جوری زندگی کنم که آدما بهش میگن عجیب

فقط به تـــــــو سلام کنم

فقط با تـــــــو حرف بزنم

فقط واسه تـــــــو دعا کنم

دستم فقط تودست تـــــــو باشه

فقط تـــــــو صدام کنی

فقط مال تــــــــو باشم

فقط برای تـــــــــو بمیرم

بجاش تــــــــــــــو ٬ هم فقط مال من باشی

اصولا آدم ها دودسته اند: تو وبقیه!پلکهای مرطوبِ مرا باور کن
این باران نیست که میبارد
صدای خسته ی من است که از چشمانم میبارد….وتو…
هنوز با تمام نبودنت
تمام بودن منی ..شیشه عطرم شکسته بود !
حیاط پراز بوی خدا شده بود!
ومن در اغوش ماه برای همیشه به خواب رفته بودم با گونه خیس و کبود سیزده سالگی که جای اخرین بوسه مادرم بودامل نیستم … عقب مانده نیستم !
فقط کسی را می خواهم که مرا برای دلم بخواهد …نه برای تنم …
تن فروش زیاد شده ؛ اما من چیزهای دیگری هم دارم که تو را غرق ِ لذت کند ! …مرا آنطور که هستم باور کنعمیقترین بوسه دنیا،تقدیم به عزیزترین یاردنیا،ازطرف عاشقترین کس دنیا،برای لطیف ترین لب دنیاتو …

این روزها…
برایم حکم باران را داری…

درست وسط کویر…

همان قدر زندگی بخش…
☆★همان قدر محال..

یه هدیه واسه تو
!
!
!

کسی کنارت نیست ؟

خب برو درو قفل کن

ارم

نترس !

دستت رو بیار

بگیرش

داغه

هر جا میخوای بزارش

این قلب منه هدیه واسه تو

دنبال بهانه نباش عزیزکم
چشم که گذاشتم
برو هر وقت خواستی برگرد
من تا بی نهایت شمردن می دانم !دوست می دارمـش … امـّـا …
می تـرسم بـگویــم و بگـویـد : ” مرسـی !! ”
یــا بگویـد بـه این دلـیـل و آن دلـیـل دوسـتـم نـدارد …
یــا چـه می دانـم …
مثـل خیـلیـهـا بگـویـد لیـاقـتـم بـیـشـتـر از این حرفـهاسـت …
می تـرسـم از اینــکـه
هـرچـیـزی بـگویـد جُـز :
” مــَــن هـم دوسـتت دارم …بی شک جهان را؛
به عشق کسی آفریده اند ..
چون من که آفریده ام از عشق؛
جهانی برای تو✔عشق یعنی اینکه جلومامان بابات تظاهرخوشحالی کنی ولی ازدرون داغون باشی و اشک بریزیگاهى فرار مى کنم از فکر کردن به تو….

مثل رد کردن آهنگى که خیلى دوستش دارم…ولى تحمل گوش کردن ندارم✔

ﺩﺳﺘــﻢ ﺭﺍ ﺑﮕـــــﯿﺮ ﻧـﺎﺯَ ﮐــَـــــــــﻢ
ﺭﻭﺯﻫــــﺎﯼ ﺳـﺨـﺘــﯽ ﺩَﺭ ﭘـﯿـﺶ ﺍﺳـﺖ ..
ﺑـُـﮕــﺬﺍﺭ ღ ﺗـﻮ ღ ﺭﺍ ﮐــَﻤــﯽ ﭘـﺲ ﺍﻧـﺪﺍﺯ ﮐــﻨـــــــــﻢاز خدا میخوام تو دنیای من و تو وجود داریم فقط یک ما وجود داشته باشه.
اونم ما باشیم.معلم ورقه ها را داد،همه مرا مسخره کردند….
اما باور کن درست نوشته بودم!خودش گفته بود جاهای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید!
مگر نه این که “تو” تمام جاهای خالی را پر میکنی؟؟؟….

من همه را نوشته بودم: “تو”….!!

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ؟
ﺧﺐ ﺑﺮﻭ …………..
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﻭﺣﺸﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﺑﺮﻭ ……………………………
ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﯾﯽ؟؟؟؟؟
ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺳﭙﺮﺩﻥ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟؟
ﺑﺮﻭ ..
ﺗﺮﺩﯾﺪ ﻧﮑﻦ
ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﺁﺧﺮ ﺍﺳﺖ
ﻧﺘﺮﺱ ﺑﺮﻭ …
ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯿﺮﺩ .. ﺑﯽ ﺷﮏ ﻣﺎ ﺑﻘﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ
ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ
ﭼﺮﺧﺪﺍﺭ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﺸﺴﺖ
ﺑﺮﻭ …
ﮏﯾ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﻠﺞ ﺗﻬﺪﯾﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﭘﺲ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺮﻭ
ﻣﺴﺎﻓﺮﯼ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﺸﺪ
ﻃﻔﻠﮏ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺶ ﺳﻼﺧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﺑﺮﻭهمین
;”” ””؛،,،؛”” ””;
””؛،, ,،؛ رودارم
””؛””
اونم فداى خوبیات.ازوقتی که رفتی،آینده نیآمد که هیچ،گذشته هم دیگرنگذشت!
بی انصاف….برگرد.
ببین آیینه توراقاب کرده!مرانشان نمیدهد!عـــآشـق شُــده است ای دل همان کسی که دوستش داشتی اما نه عآشق تو

غَــــــــم ـهآیَتـــــــ مُبـــــــآرڪــ ..

ﺩﺭﯾﻦ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺍﻡ ﮐﻦﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﯼ ﮐﺎﺭﺁﻣﺪﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻡ ﮐﻦﺍﮔﺮﭼﻪ ﺗﯿﻎ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻧﮑﺮﺩ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﻡ،ﺗﻮ ﺑﺎ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺍﺑﺮﻭﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍﻡ ﺍﻡ ﮐﻦﺑﻪ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺗﻮ ﺟﻤﻌﯿﺘﯽ ﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﻝ ﻣﻦﺑﮕﯿﺮ ﺗﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻭ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺍﻡ ﮐﻦﺷﻬﯿﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺑﻪ ﭘﺎﺱ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﮔﺸﺘﮕﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﻡﮐﻦﺷﺮﺍﺏ ﮐﻬﻨﻪ ﭼﺮﺍ? ﺧﻮﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ …ﺍﮔﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺏ ﺩﻟﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﻡ ﮐﻦﻟﺒﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﺭﺳﯿﺪ ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﻟﺒﻢﺗﻮ ﻣﺮﺣﻤﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻡ ﮐﻦبه گندم گفتن عاشق کی هستی،زرد شد.به گوجه گفتن قرمز شد،به یخ گفتن،آب شد و به من گفتن،سرمو با افتخار بالا گرفتم و گفتم کسی که این اس رو داره میخونهزیر باران بیقراری چشمهایم
با چتری از وجود او
آهسته قدم نزن
حسرت روزهایه بارانی را نمیخوری،
اینجا همیشه هوا بارانیستهمه ماهر شده اند…
یک نفر هزاران نفر را,
با هم دوست دارد…!
اما من!
ناشیانه به یک نفر,
دل میبندم هزاران بارغرورگفت:غیرممکن است تجربه گفت :خطرناک است عقل:گفت بیهوده است دل زمزمه کرد:امتحانش کن…امتحان کردم غرورم به خاک افتاد تجربه ام فناشد عقلم به بادرفتاگر بگریم گویند عاشق است،اگر لبخند بزنم گویند که دیوانست.پس میگریم و میخندم که بگویند عاشق دیوانه است.عشقت راپنهان میکنی که مردانگیت خدشه دارنشود مراشماخطاب میکنی که هوایی نشوم مرانگاه نمیکنی که دستت رو نشود ولی نمیدانی اینهاچقدربهت می اید ومن دیوانه ترمیشومﺣﺴﺮﺕ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﯾﮏ ﺩﻝ ﺳﯿﺮ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻨﻢ
ﺑﯽ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺩﻟﻬﺮﻩ؛
ﺳﮓ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﻻﻣﺼﺒﺖ
ﭘﺎﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺑﯽ ﺣﺴﺎﺏهی تو کمی نزدیکتر بیا
اما چیزی نگو
بگذار فقط بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــدﮔﺎﻫﻲکسی رادوست داری نمیفهمد گاهی کسی تورادوست دارد نمیفهمی گاهی هر دو هم رادوست دارید نمیفهمند
به امید روزی که بفهمد، بفهمی، بفهمند!طرف گذاشته رفته خودتم میدونی دیگه هیچی بینتون نیس!
اما بازم وقتی میبینی آنلاینه قلبت تند تند میزنه …!!!عاشق شده ام…
نشان به آن نشان که…
سرمصراع تمام شعر هایم…
تویی…ﮐﻤﯽ
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﻢ ﺑﮕﯿﺮ
ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﺮﺍ ﺳﯿﺮ ﺑﻮﺳﻪ ﮐﻦ
ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺑﺪﺍﻧﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺒﺎﻟﻢ
ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﮐﻢ ﮐﻦ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺱ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺗﻮ
ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﻡﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ :
ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻦ ……
.
.
.
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻢ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ
.
.
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺍﯾﺪچقدر متفاوتند ادم ها:
عشق برای یکی دلگرمی…
وبرای دیگری سرگرمی…نوشتن از تو لذت
نقاشی کردن از چشمان توستوقتی راضی ام تهدید به مرگم کنن اما نگن موبایلتوازت میگیرم به این معنی نیس که من آدم دنیادوستی ام،نه
این یعنی تنها رابط بین منو عشقم موبایلمه،هرکی تجربش کرده میدونه بد دردیه به خدابد دردیهشاید آرام تر میشدم
فقط و فقط ……..
اگر میفهمیدی…..
شعرهایم به همین راحتی که می خوانی
نــــوشته نشده اند!!ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺷﺪﯼ،
ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺁﺑﺴﺘﻦ ﺍﺳﺖ…ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺑﺨﻮﺭﻩ
ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻟﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻠﺮﺯﻩ
ﺧﻄﯽ ﻧﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﻭﺁﺯﺍﺭﺑﺪﻩ
ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﺩﻝ ﻣﻦ ﺩﻝ ﻧﯿﺴﺖبــعضیا دور عشق خط میکشند ، بــعضیا روی آنرا بــعضیا خودشان داد میزنند ، بــعضیا قیافه شان بــعضیا به پای هم پیر میشوند ، بــعضیا به دست هم اما باز عاشقی زیباست…….زندگی‌ خالی‌ نیست مهربانی هستسیب هست ایمان هستآری آری تا شقایق هست زندگی‌ باید کردمیان من وتو فاصله هاست گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی،این فاصله را برداری!!!اگه یه روزی فرشته ها بخوان تو رو زودتر ببرن
به اونا میگم:که از قدیم ماهی رو با تنگش میبرن……گاه فقط از کل دنیا…
دلت یکی را می خواهد
و می دانی تا ابد هم که خدا خدا کنی
به دستش نمیاری…
می دانی که باید،
بگذاری و بگذری…
و چه تلخ است دانستنش…چقدر عذاب آوره دوست داشتنه کسی ک دوست نداره و تو براش اشک میریزی و اون بهت میخنده…ازنسبتمان که بپرسند
میگویم من شاعرچشمانش هستم
ﺷﻮﺧﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ ؛
ﺩﺭﺩ ﺩﺍرﺩ !
ﺍﮔﺮ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩ ؛
ﮐﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻥ ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﺗﻪ ﻭ
ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﮐﺎﺭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻡکاش در آغوشم بودی …آنوقت فرق نیاز داشتن و دوست داشتن را به رخت میکشیدم……..بگذار هر که هرچه دوست دارد بگوید
مهم این است که تو در دل منی
و من از تمام خوبی های دنیا فقط و فقط تو را می خواهم
گرچه نه اسمت کنار اسم من
نه دستت در دست من است
نه سقفت هم سقف من!اگر چشماند لرزید بگو ندیدمش…
اگه گوش هایت پرسید بگو نشنیده ام…اگر دست هایت لرزید بگو هیچی نیس مال سرماست!
اما اگر دلت لرزیدبه خودت دروغ نگو عزیزم،تو عاشق شدیمیدونی فرق تو با خون چیه ؟ خون میره تو قلب و برمیگرده اما تو میری تو قلب و برنمیگردی!!!!یـــاد قلبــت بــاشد یک نفـــر هسـت کــه دنیـــایش را

همـــه هستــی و رویــایش را بــه شکـــوفایی احســاس تــو پیــوند زده

و دلــش می خـــواهـد لحظـــه هــا را بــا تــو بـه خـــدا بسپـــارد . . .
..

صبر کن ، برگرد ،

چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی !

*ماندن به پای کسی که دوستش داری *
* قشنگ ترین اسارت زندگی است *مردن برای عشق هرگز سخت نیست پیدا کردن عشقی که برات بمیره سخته!ﻓﺮﻗـــــﯽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨـــــﺪ …
” ﺑﯿﺎﯾـــــﯽ ”
ﯾـــــﺎ
” ﻧﯿﺎﯾـــــﯽ ” …
ﻣـــــﻦ ﺩﯾﮕـــــﺮ ﻫﯿﭽﻮﻗـــــﺖ ……
ﺣﺎﻟـــــﻢ
” ﺧـــــﻮﺏ ”
ﻧﻤﯽﺷـــــﻮﺩ …………!♥♡عشق همین خنده هاى ساده ى توست,وقتى با تمام غصه هایت میخندى تا از تمام غصه هایم رها شوم…ﺧﻴﻠﻲ ﺍﺯ ﻳﺦ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﻱ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻧﻴﺴﺖ !!!
ﻟﺤﻦ ﺑﻌﻀﻲ ﻫﺎ
ﺣﺮﻓﺎﺷﻮﻥ
ﮐﺎﺭﺍﺷﻮﻥ
ﺯﻣﺴﺘﻮﻧﻴﻪ !!!!اتل متل یه فانووس/فرستادم برات بووس
گرفتى بگو اره/نشد بگو دوبارهﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﻢ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :
ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ؟؟؟؟
ﺩﺧﺘﺮﻱ ﮐﻪ ﭘﺎﻱ ﭼﺸﻤﺶ ﮐﺒﻮﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻲ ﺭﺍﻩ
ﻣﻲ ﺭﻓﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻓﺎﺣﺸﻪ ﭘﺪﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻛﻮﭼﻪ
ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻫﺎ ﻻﺱ ﻣﻴﺰﻧﺪ ﻭ ﻫﺮﺷﺐ ﺑﺎ ۱ﻧﻔﺮ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﺪ …
ﺍﻣﺎ …
ﺍﮔﺮ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﻑ ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﺑﻴﻨﺪ
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﭼﻴﺴﺖ ﺑﺪﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺑﺎ
ﮐﻤﺮﺑﻨﺪ ﺳﻴﺎﻩ ﻭ ﮐﺒﻮﺩ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ !!!شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند …
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته …
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت …
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت …
خدا گفت : دیگر تمام شد … دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود …
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود ، زمین برایش کوچک است … و
فرشته ای که مزه عشق را بچشد ، آسمان برایش کوچک .ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ…
ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ِ ﺑﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺑﻮﺩﻥ ِ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘ!
ﺷﺎﯾﺪﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﺗ ﻮ ﺳﺮﺍﻍ ﻧﺪﺍﺭﻡ……چه رویایست، لمس دستانت بوسیدن گونه هایت احساس گرمای آغوشت! چه رویایست؟!؟؟ دیدن تو در اتاقم چه رویایست زنده شدن من مردن درد! عاشق شدن ماگاهى دلتنگی ها زیر نقاب سکوت پنهان مى شوند: پس
بازهم بی صدا دلتنگتمسبد قلبم را پر خواهم کرد از عطر تنت،
تا که یادم باشد روزی اینجابودی…
نزدیک تر از من به خودم…!ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﻣﻮﺧﺖ
ﺗﻨﻬﺎ ﮏﯾ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺳﺖ
“ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ ”
ﻭﻟﯽ ﺩﻕ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﮕﺬﺭﺩ ..ﺑﺮﻭ . . .

ﻓﻘﻂ ﺩُﻋﺎ ﮐُﻦ ﮐﻪ ﺁﻟﺰﺍﻳﻤِﺮ ﺑﮕﻴﺮﻡ . . . !!

هــــــــــــــــِی رفیــق…!!!

آنکه در آغوش توست…!!!

آرزوی من بود…!

خوشبحالت

زندگى باغى است که با عشق باقى است.ﺍﻫـﻞ ﭘـﻨـﻬـﺎﻥ ﮐـﺎﺭﯼ ﻧـﯿـﺴـﺘـــﻢ !..
ﺍﻋـﺘـﺮﺍﻓــ ﻣـﯽ ﮐـﻨـــﻢ .. :
ﺯﻣـــــــﺎﻧــــــﯽ ﺩﻝ ﯾـــﮑــﯽ ﺭﺍﺳــﻮﺯﺍﻧـــﺪﻩ ﺍﻡ !!
ﺣــﺎﻻ ..
ﯾـــــﮑـــــﯽ ..
ﯾـــــﮑــــــﯽ ..
ﯾـــــــ ﮐــــــــ ﯼ !!
ﺩﻟــــﻢ ﺭﺍﻣــﯽ ﺳــﻮﺯﺍﻧـــﻨـــــﺪ …دلم می میرد…
برگرد!

تاحجم زیبایی های دنیا رابه توتقدیم کنم!

من بیش از این تاب نبودنت را ندارم.

پاییز تو راهه؛پاییزو باور کن…با خاطراتمون پاییزتو سر کن…وقتی زمستون رفت؛وقتی بهار اومد…شاید با این غصه قلبت کنار اومدﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ……
ﺩﯾﺮﯼ ﻧﻤﯽ ﭘﺎﯾﺪﮐﻪ ﻗﻨﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﺩ…
ﻋﺠﯿﺐ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﻫﻮﺍﯼ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖنزدیکت می شوم بوی دریا می آید
دور که می شوم صدای باران
بگو تکلیفم با چشمهایم چیست ؟
لنگر بیندازم و عاشقی کنم ، یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟مــَــــــن…
شیفتـــــــه ی آن بوســـه ی
هول هولــَـــــکی ام
کـــِـه
دیرتـــــــ شده اما
از خِــیــــــــرَش نمی گـُـــــــذری…لعنت به قلم من اگر دوباره از تو بنویسدکاغذ امشب مثل ابر بهار گریست وقتی به نام تو رسیدم لعنت به شعر مندر کنار هم قدم می زنیم زیر باران
لحظه ای بایست
سجده شکر به جا اورم
رسیدن به نهایت ارزو زانو زدن هم دارد.ﺑﺎ ﻫﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﻮﺳﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﭼﯿﺰﯼ ﺯ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ
ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺮﮐﻪﺍﯼ، ﻧﻔﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩﺳﺖ
ﺍﯼ ﺳﯿﺐ ﺳﺮﺥ ﻏﻠﺖﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺩ
ﮏﯾ ﺷﻬﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺳﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩﺳﺖ
ﭘﺮ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭ ﻭﺍﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﭘﺮﻧﺪﻩﺍﯼ
ﮐﺰ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﻠﺔ ﻗﻔﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩﺳﺖ
ﺁﯾﯿﻨﻪﺍﯼ ﻭ ﺁﻩ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ
ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖآخ که چقدر دوست دارم منم تو جشن عروسیش باشم و به داماد بگم…مواظب عشقم باش…غصه مرا کشت!!

وقتی دیدم..

دست به سینه ایستاده ای!!‏

و من تمام راه را..

برای آغوشت دویده بودم!‏

یه گلی تو زندگیمه، که نقش آرایه ادبی ” مراعات نظیر ” رو بازی میکنه،
بدجور به جسم بی جان ما روح و جان بخشیده…
هرجا که هستی. خودش پشت و پناهتعاشق شدن چیز ساده ایست
مهم عاشق ماندن است ،
بی انتها …
بی زوال …
تا ابد …
بی منت …همیــــشه جایی در حوالی دلتــنگی من جــاری می شــوی…

جــاری می شــوی در ابـــریِ چشــمانـــم…

و می بـــاری آنقــدر تا زلال شـــوم…

تا آســمانی شــود هــوایِ دلــم…

آنقــدر که با همـــه روحـــم حــس کنـــم…

داشتــــن تو …

می ارزد…

به تمـــام نداشــته هـــای دنیــــا…

گاه نمیدانم چه پیامى را بهانه کنم تا از حال آنکه جانم با اوست آگاه شوم،این بار که دلتنگى را بهانه کردم فردا را چه کنم؟شبی درشهرچشمانت فقط یک رهگذربودم ندیده دل به تودادم شدی سلطان ومعبودم.عادت نکرده ام هنوز…
خیال می کنم
روزی باز میگردی
آرام از پشت سر می آیی
مرا که به انتهای خیابان خیره شده ام
با نام کوچک صدا می زنی
و عمر تنهاییم به پایان می رسد…دنیا مثل یک فنجان قهوه است گاهی اوقات تلخ، گاهی اوقات شیرین اما طعم قهوه مهم نیست مهم اینه اون رو با چه کسی بنوشی!!عشق ب معنای یافتن انسان بی نقص نیست!
بلکه بی نقص دیدن انسان ناقص است..قفس
یعنی دهان من
وقتی زبانم
روی اسم تو قفل می شود…کنیز که میشوی ؟غلام تو منم
جواب که میدهی ؟سلام تو منم
چولب بگشایی به مدح عشق
ببینی که بوی عطر کلام تو منمبعضــی اشک ها هستند
بـی دلیل ، بی بهانه ، یک دفعه ، نصف شبی
عجیب ، آدم را آرام می کنند . . . !ﻣﺴﺎﻓﺮﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻢ
ﺩﺳﺖ ﺧﻄﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ ﺑﺮﺍﯾﺶ
” ﺯﻭﺩ ﺑﺮﮔﺮﺩ “
ﻃﺎﻗﺖ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ  . . .فـــقط لطفـــا” قلبم را ندزدیـــد
من عاشق نمیشوم
حتـی به قیمت پوسیدن فقط یه ثانیه مثل من عاشق باش.
نمیتوانی عاشقی من دست کمی از زلیخا ندارد تو یوسف منی ولی راه من قابل برگشت نیست.
عشق من!

بیا!

قول می دهم که قایقت شوم..

تو فقط بادبانم باش….

بگذار هر چه حرف پشت سرمان می زنند

باد هوا باشد
و
دورمان کند از این آدمها….

ﺍﻳﻦروزهایم به تظاهر می گذرد….تظاهر به بی تفاوتی,تظاهر به بی خیالی,به شادی,به اینکه دیگر دیگر هیچ چیز مهم نیست….اما….چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش”عشق شاد بودن در شادی دیگران و محزون در غم دیگران، با هم در روزهای خوش و با هم در دوران دلتنگی بودن، عشق سرچشمه توانایی است.ناگهان از تصور آنکه

دلت برایم تنگ شده باشد

دلم ضعف می رود

چه آرزویی بالاتر از اینکه

تو عاشقم باشی…..!✔

ﺗﻠﺦ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ !…
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻭ… ﮐﻪ ﺍﺭﺍﻡ ﺟﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ
ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﺴﺎﺯﻡ…ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ،
ﯾﺎ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺗﻮ ﺳﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ،
ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﺗﻮ ﺷﺪ،ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮ
ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺷﻮﺩﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ،
ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﺮﻭﯼ ، ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻥ ﺗﺎ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻦ
ﺩﯾﺮ ﺷﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ، ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻋﺸﻖ ﺯﻣﯿﻨﮕﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ،
ﯾﺎ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺳﯿﺮ ﺷﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭ ،
ﺷﻮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻭمیشه از عشق تو گفت…
میشه با ستاره های چشم تو…
مغرب نو…
مشرق نو…
بر پا کرد…
میشه از برق نگات خورشیدو خاکستر کرد…
اره از عشق تو دیوونگی هم عالمی داره…ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻛﻪ ﺯﺩﺗﻮﻳــِ ﭼــﺎﻝ ﮔﻮﻧــﻪ ـَـﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡﭘــﺎﻱ ﻣﻨﻄﻘــﻢ ﺷﻜﺴﺖ ..!ﻭ ﻣﻦﻋــﺎﺷﻖ ﺷﺪﻡمن تا همیشه می توانم تو را از میان تمام مردم دنیا تشخیص دهم ! به شرط آنکه چشمانت را نبندی.ﺍﺯ ﻣـــَﻦ ﺧـــُﺮﺩﻫـ ﻧﮕﯿـــﺮ
ﺑـــﺎﻭﺭ ﮐـــُﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫــــﺎ ﺧﻮﺍﺑـــ ﻫﺎﯾـَﻢ ﺍﺯ ﺗﻨﺒﻠــﯽ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺧــﻮﺍﺏ ﻫــﺎﯼ ﮐﺸﺪﺍﺭ ِ ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎﯾﻢ ﺗﻨﻬــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻓــَﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﻫﺠـــﻮﻡ ﺍﻓﮑـــﺎﺭﯼ ﺍﯾﺴﺖ
ﮐﻬـ ﭼﻨﺪﯼ ﺍﯾﺴﺖ ﺩﯾﮕـــﺮ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫــَﻤﺸــــﺎﻥ!دفترم پر است. .

از عاشقانه هایی که. . .

سالهاست مخاطب خواصش

تویی…

ﻭ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ
ﻣﻦ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮏﯾ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﺍ
ﺭﻭﯼ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻮ
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﮑﺸﻢ
ﺣﺎﻻ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ
ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﻢ ﻭ
ﺧﻂ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﮐﻨﻢ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﻧﮕﯽ ﺗﺮ ﺑﻤﺎﻧﯽ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺳﺘﻢ ﺧﻂ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺭﻭﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻦ ﺗﻮ
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺛﺒﺖ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺗﻮ
ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺤﯽ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻫﻢ ﺁﻏﺎﺯ ﺷﻮﻡمن

آدم بی تو بودن نیستم

باور کن….

نگاهت غریبه ایست که بر درقلبم میکوبدﭼــﻪ زﯾﺒــﺎﺳﺖ وﻗﺘـﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤـﯽ ﮐﺴـﯽ زﯾــﺮ اﯾـﻦ ﮔﻨــﺒﺪ ﮐﺒــﻮد اﻧﺘﻈــﺎرت را ﻣﯿـﮑﺸـــــﺪ، ﭼــﻪ ﺷﯿﺮﯾﻦ اﺳـــــﺖ ﻃﻌــﻢ ﭘﯿﺎﻣﮑﯽ ﮐــﻪ ﻣﯿﮕـــﻮﯾﺪ: “ﮐﺠﺎﯾـﯽ “یادت باشه تو وجودم یه جای همیشگی داری یه جای کوچیک به وسعت یه قلبﺗﻤـﺎﻡ ِ ﺍﯾﻦ ﭼـﻨﺪ ﺳـﺎﻝ ﻭ ﺍَﻧــﺪﯼ ﻋــﻤﺮﻡ ﺑـﻪ ﮐــﻨﺎﺭ …
ﻣـﻦ ﻓـــﻘﻂ ،
ﺑـﻪ ﺍﻧـــﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻫﻤــﺎﻥ ﺻَــﺪُﻡ ﻫـﺎﯼ ِ ﺛـﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ،
ﺩﺭ ﻫــﻮﺍﯼ ِ ﻋﻄـﺮِ ِ ﺁﻏــﻮﺷﺖ ﻧﻔـﺲ ﮐـﺸﯿـﺪﻡ ،
ﺯﻧـــﺪﮔـﯽ ﮐــــﺮﺩﻡ !!دیروز چک عشقت رو ، به بانک محبت بردم ، باز هم حساب خالی بود ، این بار چک رو به اجرا گذاشتم تا حکم جلب قلبت رو بگیرم.ﺁﻏـــــــﻮﺵ ﮔـَــــــﺮﻡ ﺗـــــــــــــــﻮ
ﺁﺭﺍﻣـــِــﺶ ﺑــَﺨــﺶ ﺗَــﺮﯾــﻨـــ
ﺟــــﺎﯾـــﯽ ﺑــــﻮﺩ ﮐـِــﻪ
ﺷـــﯿــﺮﯾﻦ ﺗـَـﺮﯾــﻦ ﺧــــــﻮﺍﺏ ﻋُﻤــﺮَﻣﻮ ﺗـَــﺠـــﺮُﺑِﻪ ﮐَﺮﺩَﻣــــنمیبینمت
هر چند تو را جستجو میکنم
بیشتر گم میشوی
میان رد پاهایم
چه راز عجیبی ست…
چه حس قشنگی ست…
رفت تو، آمدن من
دیریست به همین دنباله بازی ها دل خوش کرده امگل یا پوچ؟! چه فرقى مى کند؟؟
تنها، تو بخند،
دست دلم را همین شعر، پیش تو رو خواهد کرد.مـیان هر نفــــسی کـه میکـشم همهمـه ای است از همــه پنـــــهان…
اما از تــو چــــه پنـــهـان ؟
میان هر نفـــسی کـه میکـشم
تــــــو هــستــی کـه میــکِـشــم تــــو را ،
که میکُـشی مـــرا …ائ کاش تیم احساسم انقدر قوئ بود که هیچ کس جرات بازئ باان رانداشت،…شبــــــی غمگیـــــن، شبـــــی بارانــــــی و ســرد
مـــــــــرا درغـــــــربت فــــــردا رهـــــــا کـــــرد
دلـــــــم در حســرتــــــــ دیــــــدار او مـــــــــــــاند
مــــــرا چشـــــــــم انتـــــــــظار کـوچــــــــه کــرد
بـــه مـــن مـــی گفـتــــ تنهـــایی غــــــریب اســـت
ببــــین بـــا غـــــربتشـــ بــا مــن چــــه هـــا کــرد
تمــــــــــام هستیـــــــــم بــــود و نـــــــدانستــــــــــ
کـــه در قلــبـــــم چـــــه آشـوبــی بـــه پــــا کـــــرد
خــــــودش هــــرگــز شکســــــــــتم را نفهـمیـــــــد
اگـــــــــــرچــــــه تـــــا تـــــه دنیـــــــا صــدا کــردبا کسی نباش که از بی کسی اش مینالد..
با کسی باش که در جمع کسان تو را می خواهد…گلی دادم به سویت؛ توبوکن…اگررفتم توباگل گفتوگوکن؛ اگرماندم که بازآیم به سویت؛
اگرمردم فدای تارمویت…وقتی پیامک نمیدم خیال نکن که بی خیال ازتوو روزگارتم
تو فکرتم
به یادتم
زنده به انتظارتم
اونجوری که تو فکرتم
حس میکنم کنارتم!نمی دونید چه لذتــــــــــی داره .. وقتی میشینی به روزایه اول رابطتون تا الان فکر میکنی و خاطراتتو مرور می کنی یه لبخند از سر لذت و خوشبختی میاد رو لبات و خدارو شکر می کنی که تو زندگیت هست و برات حکم نفس داره….چون همونیه که میخاستی …” ﻣﯿـــﺨﻮﺍﻫــﻤـــﺕ ” …
ﺍﯾﻦ ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ،
ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻋﺎﺷﻘــــﺎﻧﻪ ﺩﻧـــﯿﺎﺳﺖ !!!…ﺣﺲ ﺧﻮﺑﻴﻪ ﮔﺸﺘﻦ ﻻﺑﻼﻱ ﻻﻳﻜﺎ ، ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻻﻳﻚ ﻳﻪ ﺁﺩﻡ ﺧﺎﺹ (:
ﺣﺲ ﺑﺪﯾﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﻻﯾﮏ ﯾﻪ ﺁﺩﻡ ﺧﺎﺹ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺱ
ﻧﺪﺍﺭﯼ ): ღﻋﺰﻳﺰﻡ . . .

ﺗﻮ ﺑﻪ ﺭﻓﺘَﻨﺖ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ . . .

ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎ . . .

ﻫﻤﺎﻥ ﺁﺑﻴﺴﺖ ﮐﻪ پُﺸﺖِ ﺳَﺮِ ﻣُﺴﺎﻓﺮ ﻣـے ﺭﻳﺰﻧﺪ . . .

پشتم گرم است….گرم خیال تو
گرم نگاه تو
گرم دستان تو
گرم بودن تو
حتی اگرخیالی باشی….
ازهیچکس نمیترسم…بگذارهرچه میخواهدبگویددنیامن تورادرقلبم دارم….
بیخیال دنیا….شعر…
صدای نفس های توست!
وقتی سر بر سینه ام میگذاری
و کلمات
گورشان را گم میکنند!ﺷﺐ . . .

ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭِ ﺗـــــــــﻮ . . .

ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣـے ﺷﻮﺩ . . .

قَواعـــد ِ بازے را خوب مے دانــیم
چشم مے بَنــدے تا من پنهان شَوم
و منـــ بهتـــرین جا را براے قایم شدنَم مے یابم
گوشــه ایے از آغوشت بهتـــرین مأمنــ براے من اَست
و تو ساعتــ ها سراغ ِ آغوشت را نمے گیرے
مَبــــــادا کــ پیــدا شومــــ
و از آغوشت بیرون بیایم
مے بینــی دلکمــ ! این مے شود عشق بازے ِ هاے ِ ما.آنقدرعزیزی که وقتی دربهارقدم میزنی برگ درختان برای بوسیدن جای پایت انتظارپاییز رامیکشند.نمى نوسم….چون میدانم هیچ گاهه نوشته هایم رانمى خوانى!حرف نمى زنم…..چون میدانم هیچ گاه حرف هایم را نمیفهمی!نگاهت نمى کنم چون تو اصلا نگاهم را نمیبینی صدایت نمى زنم…زیراا اشک هاى من براى تو بى فایده است!فقط میخندم….چون در هر صورت میگویی من دیوانه اموقتى قرار شد من بیقرار تو باشم وتو تنها قرار زندگیم باشى….از هر چه قرار است غیر تو باشد …..خواهم گذشتﻣﻦ ﻣُﻌﺘﺎﺩِ ﺩﺭﺩﻫﺎﻳﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ . . .

ﺭﻭﺯے ﮐﻪ ﺩﺭﺩﻫﺎﻳﻢ ﺩﻳﺮ ﻣـے ﺷﻮﺩ . . .

ﺩﺭﺩ ﻣـے ﮐﺸَﻢ . . .

او تردید داشت که با نبودنت
آرام میشود یابا بودنت خوشبخت…
و حتی شک داشت که آرامش رامی خواهد یا خوشبختی را…!!!!همین روز ها میان دستگیرت می کنن دسبند به دست میان می برنت
جزئیات جنایت هنوز مشخص نیست اما اثر انگشتت روی قلب شکستم مونده…..اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان
ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کندهرچه بار داری از روی شانه هایت بردار و بگذار روی شانه های من
میخواهم شانه هایت برای سر من سبک باشد….✔شربت روز جدایی مثل زهر قاتل است: آشنایی کردم ترک جدایی مشکل است…ﺗﻮ ﺁﺑﺮﻭﻣﻮ ﺭﯾﺨﺘﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ، ﻣﻨﻮ ﺍﺭﺯﻭﻥ ﻓﺮﻭﺧﺘﯽ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﻟﻢ ﺍﺯﺣﺮﻓﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺗﻮ ﺷﮑﺴﺘﻪ، ﺑﺎﺯﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻋﻤﺮﻭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻪ.وقتی من نیستم دنیا فقط یک”من”کم دارد
ولی وقتی تو نیستی من یک”دنیا”کم دارمکاش تسبیح خسته من
میتوانست ثابت کندچقدر ذکر “برگرد” “برگرد” گفتم و نیامدی…می خواهم بگذرم
از هر آنچه که تو ندیدی و من احساس کردم…
تو نشنیدی…
هرچند بار که من گفتم و تکرار کردم…
ساختم و تو خراب کردی…
و من چقدر تشنه ی حرفهایی بودم که تو هرگز نزدی…
اشک ریختم…
برای روزهایی که چقدر نیازمند بودنت بودم…
برای خودم که چگونه غرق تو شدم…
و به یاد می آورم خودم را…
که چگونه یر آرزوهای بزرگ بودم…
پرواز را دوست داشتم…
و تو را که بالهای مرا شکستی…
همچون قلبم
می خواهم بگذرم از تو
از عشق ویران کننده ی تو…
از منی که با تو به وجود می آمد..
و چه غریب بود…
همه چیزبرای رسیدن به تو

از مزرعه های برهنه ی بی احساس
عبور کردم
و در جاده های بی قرار
فقط (من) بودو درختان به خواب رفته ی زمستان
(من) بود و کوله ی کوچک تنهایی
(من) بود و پاهای رفتن
و در امتداد این رفتن ها
روی دیوار های شهر
آینه هایی دیدم
که به جرم صداقت جان داده اند
و کلاغی دیدم
که هنوز به خانه اش نرسیده
درست مثل من که به تو…!!

وقتی بهت گفتم دوست دارم فکر کردم عشقم را باور میکنی اما وقتی بخودم اومدم دیدم که هرروز بیشتر از من فاصله میگیریمن, او را دوست می داشتم ولی او نفهمید
او مرا دوست داشت ولی به من نگفت
آه سرنوشت من تو چه بازیها که با من نکردی!نامت را..
خاطراتت را..
بوسه هایت را..
لمس حس بودنت را..
همه و همه را سپردم به باد
یادم تو را فراموش…۳ستاره تقدیم تو
۱ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه
۱ستاره پر امید واسه هر کس که تو را دید
۱ستاره پر رویا که قشنگه با تو دنیاشیرین قصه های من….بدون تومرده ی متحرکم …هرکه مرامیبیندمیگویدچرامثله مردهاشدی؟؟چه شده؟؟بیاتامن به همه نشان دهم اگرباشی شادترینم بی توداغونترین…مقابل دریا که میرسم ،

فقط برای دیدن چشمهایت دعا می کنم

اما تو هرگز مستجاب نمی شوی

ﭘﺎﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ….ﺑﻌﻀـــــــﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺍﻧﺪ،
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ ﺑﺮﻭﻧــــﺪ، ﺁﺧــــــﺮﺵ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ …
ﺑﻌﻀـــــﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ،
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ،
ﺁﺧــــــــﺮﺵ ﻣﯽ ﮔــــﺬﺍﺭﻧﺪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧــــــــﺪ …
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨـــــــــﯿﺪپنجره ها را می بندم…

وقتی نیستی

و امیدی به آمدنت نیست

قدم به قدم از بوی بهار بیزار می شوم

بــــــــــهـــا ر من تویی

بیا و با آمدنت

یک دل طوفانی را تحویل کن✔

آﺭﺍﻡ ﺑــﺎﺵ
ﺣﻮﺻـــــــﻠﻪ ﮐﻦ
ﺁﺏ ﻫــــــﺎﯼ ﺯﻭﺩﮔــــﺬﺭ،
ﻫــــــــــــﯿﭻ ﻓﺼـﻠﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫـﻨﺪ ﺩﯾـــــــﺪ،
ﺍﺯ ﺭﯾـﮓ ﻫــﺎﯼ ﺗــــﻪ ِ ﺟـﻮﺑـﺎﺭﻩ ﺷــﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ …
ﻣـﻬـــﻢ ﻧﯿﺴـﺖ ﮐــﻪ ﻣـــــﺮﺍ
ﺍﺯ ﻣــــﻼﻗﺎﺕ ِ ﻣـــﺎﻩ ﻭ ﮔــــــــﻔﺘﮕﻮﯼ ﺑـﺎﺭﺍﻥ
ﺑـﺎﺯ ﺩﺍﺷـــــﺘﻪ ﺍﻧﺪ .
ﻣﻦ ﺑــﺮﺍﯼ ﺭﺳـــــــــــــــﯿﺪﻥ ﺑــﻪ ﺁﺭﺍﻣــﺶ
ﺗﻨـــــــﻬﺎ ﺑــﻪ ﺗـﮑـــــــــــــــﺮﺍﺭ ِ ﺍﺳــﻢ ِ ﺗـﻮ
ﺑﺴـﻨـﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫـــــﻢ ﮐـﺮﺩ .
ﺣﺎﻟـﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺑـﺎﺵ
ﻫﻤــــــﻪ ﭼﯿـــﺰ ﺩُﺭُﺳـــﺖ ﺧﻮﺍﻫـــﺪ ﺷــﺪ …چقدر سخته مجبور باشی بخاطر به دست آوردنش یه دهه صبر کنی و مطمئن نباشی که آخرش اون مال تو میشه یا نهﺑﻌﻀﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺴﺮﺍ ﻫﺴﺘﻦ …

ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻃﺮﻓﺸﻮﻧﻮ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻥ ..

ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ ..

ﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻠﺸﻮﻥ ﻭﺍﯾﺴﻪ ﺑﮕﻪ :

ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺑﯽ ﻟﯿﺎﻗﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺍﺫﯾﺘﺶ ﮐﻨﯽ !!

ﺳﺨﺘﻪ … ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﯽ ﻭ ﭼﺮﺍﯾﯽِ ﺭﻓﺘﻦِ ﯾﮑﯽ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﺯِ ﻗﺒﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ …ﺍﮔﺮ . . .

ﺍِﻣﺸﺐ ﺁﻣﺪﮮ . . .

ﻧَﺮﻭ . . . !!

ﻗﻮﻝ ﻣـﮯ ﺩَﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﻧَپَﺮﻡ . . .

اشک رازی است ، لبخند رازی است ، عشق رازی است

اشک آن شب ، لبخند عشقم بود♥

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرمعشق یعنى عشقتو جورى نگاه کنى که انگار تنها ادم روى زمینهﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﭼﯿﻪ؟

ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭﻟﯽ
ﯾـﮑـﯽ ﺩﯾـﮕـﻪ ﺑـﻪ ﺧـﺎﻃـﺮﺕ ﺑـﺎ ﺧـﺪﺍ ﺭﺍﺯﻭ ﻧـﯿـﺎﺯ
ﮐـﻨـﻪ !……………

امشب برایت غزلی می سرایم نازنین،بی دغدغه فردا،نان عشق تومراسیرمی کند،نگران نباش…تلخ است….
هوسی که علاقه شود…
علاقه ای که عادت شود….نمیگـــم مــــــــــــال من باش ..
نمــــــــــــیگم کــــــنارم باش…
حتی نگفتم با این و اون نباش…
فقط گفتم اگه کسی دلت رو شکست …
به یاد اونکه دلشو شکستی باشﻣﻘﺼﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻡ !!!
ﺍﺯ ﯾـﮏ ﻗــــﻬﻮﻩ ﯼ ﺗﻠـــﺦ ﺍﻧﺘــﻈﺎﺭ ﻓﺎﻝِ ﺷﯿــﺮﯾﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ !!!میلیــــاردهــــا آدم تـــوی ایـــن دنیـــا هســــت ;

کـــه همــــه مـــی تواننــــد بـــــدون ” تـــــو ” زنـــدگـــی کننــــد …

آخــــه لعنتـــی مـــن چـــــرا نمیتـــــونـــــــم …؟

دنیا فهمید خیلی حقیر است وقتی گفتم : یک موی تو را به او نمیدهم …کاش مونده بودی و میشد بهت بگم : من عاشقت شدم..ما در هیچ جایی زندگی نمی کنیم،
منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم.نیوتن هرگز نخواهد فهمید
که در نگاه من جاذبه یعنی:
نگاه معصومانه تودلم میخواد بیام پیشت بذارم سر روی دوشت بگم میمیرم از عشقت؛برم گم شم تو آغوشتمیدونی سخت ترین لحظه داغون بودن کیه!؟
وقتی که کسی را انتخاب کرده باشی برای وقتایی که پر ازسنگینی بغضی ولی سنگینی بغض کمرت را خم کرده باشدو متوجه شوی همان کس دلیل بغض های سنگین تو شده !!!
من بغضهایم سنگین، تو رفتارت سنگین تر
من ،دردهایم رنگین، تو گوشهایت سنگین تر
من تنم سرد، تو نگاهت سردتر
من پر از درد ، تو که نه، من برگهایم شده زردتر
مرحم زخم هایم کنج لبان توست، بوسه نمی خواهم فقط با من سخن بگوﺎﻻﺧﺮﻩ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮑــﯽ ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘـــــــ
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﻌﻨـــﯽ ﺑﯿﺸﺘـــﺮﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﻪ
ﺗﺎ ﺟﺎﯾـــﯽ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺸﻪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺗــــــ ﺷﺒــــــ ﻧﺸﻪصبح زمانیست که توبیدارمی شوی ساعت من به وقت جشمان توتنظیم است سلامزندگی جیره ی مختصریست ، مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است ، مثل یک حبه قند ، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد .وقتی عطر تنت را میخواهم، به باد هم التماس میکنم، خدا که جای خود دارد!نامم را پاک کردی ، یادم را چه می کنی؟
یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟
اصلا همه را پاک کن
هر آنچه از من داری
از من که چیزی کم نمی شود…
…فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟
شاید ؟
نکند آن را هم گم کرده ای ؟
نـــــــــــــــــــــــــه
شدنی نیست…
نمی توانی آنچه را نداشتی پاک کنی..ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮای دورﺑﯿﻦ ﻫﺎ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ زﻧﯽ

درﯾﻐﺎ ﻣﻦ

ﮐﻪ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﺑﻴﻨ ﺍﻡ

ﺁﺩﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﯿﻦ ﻣﺮﺳﻮﻟﻪ ﭘﺴﺘﯽ ﺳﻔﺎﺭﺷﯽ ﺑﺎﺷﻪ
ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺷﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﺑﮕﯿﺮﻩ ، ﺑﮕﯿﺮﺗﺶ ﺗﻮ ﺑﻐﻞ
ﺍﻣﻀﺎ ﻫﻢ ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ !ﻫـﻤـﭽـﻮﻥ ﺳـﺎﻋــﺖ ﺷﻨﯽ ﺷــﺪﻩ ﺍﻡ
ﮐــﻪ ﻧــﻔـــﺲ ﻫـﺎﯼ ﺁﺧــﺮﺵ ﺭﺍ ﻣـﯿـﺰﻧـﺪ
ﻭ ﺍﻟـﺘـﻤـﺎﺱ ﻣـﯿـﮑــﻨــﺪ ﯾـﮑـﯽ ﭘـﯿـﺪﺍ ﺷـﻮﺩ ﻭ ﺑـﺮﺵ ﮔــﺮﺩﺍﻧـﺪ
ﻣــﻦ ﻫــﻢ …
ﻧﻪ …! !
ﻟـﻄــﻔـﺎ ﺑـﺮﻡ ﻧـﮕــﺮﺩﺍﻧـﯿـﺪ ! ! !
ﺑــُﮕـﺬﺍﺭﯾــﺪ ﺗــﻤﺎﻡ ﺷــﻮﻡ…“تو”
را باید به دستور زبان فارسى اضافه کرد.
.
.
.
“تو”
ضمیر ناخودآگاه شعرهاى منى…..ﺑﻐﺾ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﻧﺒﺎر

ﺧﺸﮏ ﺷﻮ ﺍﻣﺎ ﻧﺮﻳﺰ…

ﺩﻳـــــــــــﺮ ﮐــــــــــﻦ…

ﺍﻣـــــﺎ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧــــــــــﺪﺍ ﺑﻴــــــا…

مثل بارانی،کسی به امدنت عادت نمیکند ،هروقت بیایی دوست داشتنی هستی.تــــو
غرق شده ای در دریای خیال من
بیــــا
مرا از آغوش خیالت بیرون بکش
و با واقعیت ،
با خودت روبرور کن
حال از خواب برخاسته ام
بی حس
بی حال
کمی منگ …
بگو!
دیروزها خواب بود یا بیداری؟
مثل ماهی ای که از حوض بیرون پریده باشد
نفس نفس می زنم
به دادم برس
همین حالا
که بیدار شده امﭘﺎﯾﯿـــــــــﺰ ﻣــﺮﺍ ﻋـــﺎﺷـــﻖ ﻣــﯽ ﻛـﻨـــــــﺪ
ﺑــــﺎﺭﺍﻥ ﻋـــــــﺎﺷـــــــــــﻖ ﺗــــــــــــــــﺮ
ﺣــﺎﻻ ﺗـﻮ ﺑﮕـــــﻮ
ﺍﯾـــﻦ ﺑـــﺎﺭﺍﻥ ﭘـﺎﯾـﯿـــــــــﺯﯼ ﺑـﺎ ﻣـــﻦ ﭼـــﻪ ﻣــــــﯽ ﻛـﻨـــــــــﺪ…کسی چه می داند
شاید دست هایت را در جیبم جا گذاشته ای
که همیشه در میان آن به دنبال چیزی می گردم!ﻋﺸﻖ ﺑﺎ
ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻳﺪﺍﺭ
ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ…ﺍﯾﻦ ﺣﻖ ﻭ ﺑﻬﺖ ﻧﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﻦ ﻭ ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ
ﺍﻭﻥ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯽ !
ﺍﻭﻧﺎ ﺯﻧﺪﮔﯿـﻪ ﻣﻦ ﻟﻌﻨﺘـــﯿﻪ، ﺯﻧﺪﮔـــــــــﯽ …
ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ……………. ؟یه حساب تو دلتنگی هات برام باز کن شاید برنده کل دلتنگی هات شدم…وقتی تو نیستی …
غریبانه زیستن کار من است!
وقتی تو نیستی …
” واژه ها هم خساست می کنند نه دلبری ”
کم آورده ام !
غریبی را بر این دو واژه ی ” دوستت دارم ” حک کن !
بی هوا نوشتم ، به هوای کسی …زولف زنجیرینه عقل،ایله اسیر اولمامیشیق،
عشق دیوانه سی ییک،باخما بو نقصانیمیزابودنت را دوست دارم… وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی و با آغوش سفت مرا میفشاری… و وادارم میکنی که به هیچکس فکر نکنم جز تو…

تقدیم به اونی که شبا تابراش نخونم خوابش نمیبره ╰(*´︶`*)╯♡

ضربان قلب من
با تو :_/_/_/_
دور از تو:____
بدون تو:________دوست دارم و دانم که تویی دشمن جانم/ز چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانمﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻱ “ﺩﻝ” ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﺋﯽ ﺟﺎ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ…!!هوسولوموجوکوبولوفومولو خوندى؟خوبه فقط میخواستم لبات غنچه بشه تا ببوسمشونوقتی صدا میکنم “تو” را…
این “جانمی” که میگویی جانم را میگیرد !
نزن این حرف ها را،
دل من جنبه ندارد…
وقتی که نیستی دمار از روزگارم در می آورد !می توانم تمام دنیارا یک دستی فتح کنم…
به شرطی که دست دیگرم را تو گرفته باشی:)عاشــــــــــق آن لحظه ام که کنارت هستم و کــــــــودک درونم از اشتیاق باتو بودن می خواهد زمین و زمان را بهم بزند.یادش بخیر در خیابان ها چیزی نمیخوردیم تا کسی دلش نخواهد اما حالا چه قدر آدم میبینم که با همند من هم میخواهمﻓﺮدا ﯾﻚ راز اﺳﺖ ﻧﮕﺮاﻧﺶ ﻧﺒﺎش دﯾﺮوز ﯾﻚ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﻮدﺣﺴﺮﺗﺶ را ﻧﺨﻮر و اﻣﺎ اﻣﺮوزﯾﻚ ﻫﺪﯾﻪ اﺳﺖ ﻗﺪرش راﺑﺪان،ﻧﻤﯿﺘﻮان ﺑﺮﮔﺸﺖ وآﻏﺎز ﺧﻮﺑﻰ داﺷﺖ ﻣﯿﺘﻮان آﻏﺎز ﻛﺮد،وﭘﺎﯾﺎن ﺧﻮﺑﻰ ساختﺷﺪﻩ ام ﺳﻨﮓ ﺻﺒﻮر روزﮔﺎر …دارد ﺗﻤﺎم ﻏﻢ ﻫﺎی دﯾﺮﯾﻨﻪ اش را ﯾﻚ ﺟﺎ ﺑﻪ ﺧﻮردم ﻣﻲ دﻫﺪﺗَﺐ ﻣـے ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﻳَﺖ . . .

ﻣَﺮﺍ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑِﺒﻮﺱ . . .

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﻧﻮ
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻬﺎ ﺑﺪﻫﯽ،
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺗﻼﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺳﺮﺩ ﻣﯿﺸﻮﺩ،
ﮐﻼﻣﺶ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ،
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﯾﺦ ﺯﺩﻩ،
ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﻮﯼ ﺩﻝ ﻣﺮﺩﮔﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ!!!
ﻭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺑﻮﯼ ﻫﻮﺱمادرم گفت درد بی علاج بگیری…مادر کجایی که ببینی با آن دله پاکت نفرینت گرفته است…عاشق شده ام…خودت علاجش را هم برایم از خدا بخواه …ﻃﻌﻢ ﺳﯿﺐ ﻣﯽدهد ﻟﺐﻫﺎﯾﺶ ﻭ ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭﺗﺮﯾﻦ ﺣﻮﺍﯼ ﺯﻣﯿﻨﻢ
ﺑﻬﺸﺖ ﻫﻤﯿﻦجاست، ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻟﺐهای ﻣﻤﻨﻮﻋﻪات…درخطاب “تو”

انگشتانم ازهوش رفتند…

ﺗـــــــﻮ
ﺑﺎ
ﻣﺤﺒـﺖ
ﭘﺎﺑﻨـــــــﺪ
ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯼ !..
ﻣـــــــﻦ
ﻫﻢ
ﮐﺎﺭ
ﺩﯾﮕﺮﯼ
ﺑﻠـــﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ … !قــصــه بــگــو تـا بـخوابـم…

امـشـب قـصـه آمـدنـت را مــیـخـواهــم…

مــیــخـ ــوانــ ــی؟!

من “ها” میکنم
پنجره ی تورا بخار میگیرد
تو روی بخار لبخند میکشی
شمعدانی های من می شکفند
میبینی??زمین کوچکتر از ان بود که فکر میکردیمعشق را با تو تجربه کردم
و زندگی را با تو آموختم
ای کاش بدانی در تک تک لحظه هایم جا گرفتی
و برای من!
هیچ چیز آرامش بخش تر از با تو بودن نیست…تو اى زیبا ترین شعر رهایی تو اى گلبرگ سرخ آشنایی میان کوچه هاى قلب تارم به دنبال تو میگردم کجائی؟‎عشق اون نیست که ۱ میلیارد تو حسابت پول باشه بری آیفون واسه دوس دخترت بگیری…
عشق اونه اگه ۲ هزار تومان پول داری ۱۵۰۰تومنشو بدی دلستر با دوس دخترت بخوریمن او را درک کردم اما او مرا ترک کردنمیدانم لذت این همه بی وفایی و تنهایی و بغض و اشک در چیست که باز هم عاشق میشوی!!!عشق یـــعنی
با وجود هـــــــزار دلیل برای رفتــن …
دنبال یه بهونه باشی ؛ واسه موندن … !!!دریا هم باشی بالاخره برای رسیدن باید غرق شد!!!
اما من به شوق پرواز پریدم از پرتگاه آرزوها…
این چه سقوط سختی بود که نفس هایم را در قفس باورهایم عقیم کرد… ارزش دل قد ۱مورچھ است، خواستھ یا ناخواستھ زیر پا لھ میشودمیــگویــی :
عشـق نـیست !
بـــــــــرایِ مـن امّــا…
انــکـارهــایــت ،
بهــــترین شـعرهـایِ عـاشقـانـه انـد …!ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ
ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺑﯿﻦ ﮐﻠﻤﺎﺕ ﺧﯿـــــــﻠﯽ ﮐﻤﻪ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﻌﻨﯽ ﺧﯿـــــــﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻧﺪ!!!!!
ﻣﺜﻼ
)ﺷــــــﺐ ﺧـــــﻮﺵ (
ﯾﻌﻨﯽ
ﻓﮏ ﮐﻦ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺧﻮﺵ ﺑﮕﺬﺭﻩ
ﭘﻮﺳﺘﺖ ﮐﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺣﺎﻻ ﺑﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯽ
ﺣﺎﻻ ﺯﻧﮓ ﻧﻤﯿﺰﻧﯽ
ﺣﺎﻻ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﯼ
ﺍﺻﻼ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﮐﯽ ﻭ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ
ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺎﮐﯽ ﺍﻡ
ﺑﺪﻭ ﺑﯿﺎ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻩ
ﺑﺪﻭ ﺑﯿﺎ ﺁﺭﻭﻣــــﻢ ﮐﻦ
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺧﻨﮓ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ
ﻧﻤﯿﺘﻮﻧــــــﻢ
ﻭ ..
ﺍﻣﺎ
) ﺷـــــﺐ ﺑﺨﯿـــــــﺮ (
ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻓﺮﯾﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩﯼ
ﺑﻪ ﺧﯿﺮ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺸﺐ
ﺑﺪﻭ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﭼﯽ ﭘﯿﺶ ﻣﯿﺎﺩ
ﺍﻣﺎ
) ﺷــــــﺐ ﺑﺨﯿــــﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ (
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ..
ﺷﺐ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺧﻮﺑﻪ ﻭ ﺻﻠﺢ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻩ
ﺍﻣﺎ
)ﺷـــــﺐ ﺑﺨﯿــــﺮ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﯼ ﺧﺒﺮ ﺑﺪﻩ (
ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻬﺖ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ
ﻣﻮﺍﻇﺒﻢ ﺑﺎﺵ
ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺧﻮﺩﺗﻢ ﺑﺎﺵ
ﮐﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻢمیفرستم این پیامک را به دوست/اى پیامک صورت او را ببوسسنگینی دردهایت را به دوشم بگذار
من اما
نمی خواهم
بال پروانه ای کوچک حتی
به دوشت سنگینی کند …تمام نفسهای امروزم را تقدیمت میکنم تا به دوست داشتن دیروزم شک نکنیممنونم که هستی
ممنونم که با بودنت بهم جرات زندگی میدی
ممنونم که با مهربونیات بهم امید میدی
ممنونم که تنها دلیل نفسهام شدی
هرچه دارم ازتودارم
آغوشت رابرایم بازبگذار…
من همیشه به آغوشت نیازمندم….ﻫﺮﭼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ، ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﻭ ﺑﺰﻥ
ﺩﻝ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﺕ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ، ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
ﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮ، ﻗﯿﺪ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ
ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺍﺯﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺨﻮﺍﯼ، ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﻡ ﻭ ﺑﺪﻡ
ﻫﺮﭼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ، ﺣﺮﻓﺎﯼ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺑﺰﻥ
ﺩﻝ ﺧﻮﺷﯽ ﻫﺎﺕ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ، ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
ﻣﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮ، ﻗﯿﺪ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ
ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺍﺯﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺨﻮﺍﯼ، ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﻡ ﻭ ﺑﺪﻡ♡ای تمام زندگی و هستی ام، عشق را با تو تجربه کردم و بدان مروارید زیبای عشقت همیشه در صدف سرخ قلبم جای دارد. بهترینم، به پای همه خوبیهایت برایت خوب بودن، خوب ماندن و خوب دیدن را آرزو می کنم.دوست داشتن تو چنان تاوان سنگینی داشت که برای همه عمر باید آنرا بپردازم …می فهمی؟… همه عمر …داغ تو بر پیشانی و دلم نشسته است …و مرا از او هم جدا می کند …تو نمایش زندگی مرا چنان در هم پیچیدی که هرگز از آن بیرون نیایم ….ﺳﺮ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ.
ﺣﺎﻝ ﻋﺠﯿﺒﯿﺴﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼعــشــق فــقــط عــزیزم و دوســـتت دارم نــیــســــت !

عشق اینه که :

تو هر شرایطی باهاش باشی ؛
حتی اگه نفهمه …

ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ …
ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﯿﺘﺮﺳﻢ …
ﻓﻘﻂ ….
ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ …
ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ….
ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﺗﻮﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻢ ….من لیموشیرین زندگی توبودم
تموم شیرینی های زندگیموبه تودادم
اماچه زودتلخ شدم…..
وچه ساده منودورانداختی…….برایت دعا می کنم که …
ای کاااااااش خدا از نو بگیرد …
هرآنچه را که خدا را از تو می گیردﻧـﮧ ﻧﻤـﮯﺪﺁﻧـﮯ !

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤـﮯﺪﺁﻧﺪ. . .

ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﭼـﮧ ﻣـﮯﮕﺬﺭﺩ…

ﻧﻤـﮯﺪﺁﻧـﮯ !

ﮐﺴﯽ ﻧﻤـﮯﺪﺁﻧﺪ. . .

 ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺶ  ﻇﺎﻫــﺮ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ  ﻧـﺎ ﺁﺭﺍﻡ ،

 ﭼﻘﺪﺭ ﺧﺴﺘـﮧ ﺍﻡ ﻣـﮯﮑﻨﺪ . . .

Mehrabaniyat ra be dasti bebakhsh ke midani ba an mimani vagar na hasrati migozari bar deli ke doostat darad.چشمانم را بستند تا پنهان شدنت را نبینم …یک , دو , … ده سال می گذرد,هزار ده شمرده ام و تو هنوز نگفته ای : بیاMaN khodaMaN ,Shabihe kaSi NisTaM …
agar Mikhahi Mesle BaghiYe BashaM !!
BaghiYe HaSTaN….ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻫﺸﻮﻣﻲ ﺩﺯﺩﻳﺪ ﻭﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪ ,ﺣﻖ ﺩاﺷﺖ ﺷﺎﻳﺪ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ اﻱ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ.ﺩﺭﻛﻢ ﻛﻨﻴﺪ ﺩﻳﻮﻭﻧﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺨﺪاﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ
ﻣﯿﺪﺍﻧﻨﺪ ﭼﻪ ﺁﺩﻡ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﻫﺴﺘﻢ ؛
ﻭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ….
ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ !می ترسم ازآن روزی که بغض آسمان بترکد ومن تنهای تنهازیرباران قدم بزنم،بدون دستهای تو✔وقتی دودلی هایت رامی بینم گفتن ” دوستت دارم ” هایت فقط تنهاترم می کندﺻﺒﺢ ﺑﺨﯿﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺕ ﻭ
ﻟﻤﺲ ﺑﺮﻕ ﻧﮕﺎﺕ ،
ﻧﻮﺍﺯﺷﺖ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺕ ،
ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻫﺎﺕ ،
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺳﮑﻮﺕ ،
ﺑﺪﻭﻥ ﮐﻼﻡ ،
ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻭ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﻢ ﻣﯿﺬﺍﺭﯼ ،
ﻓﻮﻭﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﻭ
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﯿﺮﯾﻨﺖ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﻣﯿﺪﯼ ،
.
.
.
ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻤﺖ ، ﺻﺒﺤﺖ ﺑﺨﯿﺮ ﺑﺎﺷﻪکاش می فهمیدی برای این که تنهایم تو را نمیخواهم ؛
برعکس …. برای این که میخواهمت ؛
تنهایم … !!!راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم ، میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم ، میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد…
تو فقط برای منیﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﺳﺮﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺗﻮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻋﻤﺮ ﺩﻧﺒﺎﻟﺸﻮﻥ ﻭ ﮐﻨﺎﺭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺪﺳﺘﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﺭﯾﻢ،ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯﺷﻮﻥ ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺒﺸﻮﻥ ﺑﺸﯿﻢ.ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎﺕ ﻧﺒﺎﺵ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﺎﻝ ﺗﻮﺳﺖ.ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ
ﻟﺐ ﻃﺎﻗﭽﻪ،ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺎ ﺩﻡ ﻣﺮﮒ
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻦ…کاش…. شبی، روزی، جایی بر لبان تو تکرار می شد…. نامم!نگارم…
دار و ندارم…
زندگی قشنگمو مدیون قلب مهربون تو و چشمان پر امید تو هستم
عشق پاک و مقدست رو با تمام وجودم حس می کنمﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯼ ﻋﻤﺮﻡ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ
ﺍﮔﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ” ﻋﺸﻖ ” ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ
ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩﯼ ؟؟؟؟قشنگیه زندگی اینه:
بی خبر دعات کنن
نبینی و نگات کنن
ندونی و یادت کنن.احکام عشق : دیدنت واجبه ، بوسیدنت مستحبه ، سکوتت مکروهه ، نبودنت حرامهﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ
ﺁﻏﻮﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻑ
ﺷﺨﺼﯽ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﻪ ﺳﻮﯾﺖ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺗﻮ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ
ﺗﻌﻠﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺩﺭﺩ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ…وقتــی با گفت و گو مشکلمون حل نشد …. وقتی بحثـــمون به بن بست رسید …. فقط …. بغلـــــم کنﻫﻴﭽﮑﺲ ﻧـﻔﻬﻤﻴـــــﺪ ﮐﻪ ﺯﻟـﻴﺨـــــــﺎ
ﻣــَـــــــــﺮﺩ ﺑـﻮﺩ !!….
ﻣﻴــــﺪﺍﻧﻲ ﭼــــــــــــﺮﺍ ؟؟؟
ﻣـــــﺮﺩﺍﻧـــﮕﻲ ﻣﻴــﺨﻮﺍﻫـــــﺪ !
ﻣــــــــﺎﻧﺪﻥ ، ﭘــﺎﻱ ﻋﺸــــــﻘﻲ ﮐﻪ ﻣـُـــﺪﺍﻡ ﺗـﻮ
ﺭﺍ ﭘـــﺲ ﻣﻴــــﺰﻧــﺪ …**چه کسی گفته به خاطرت تا قیامت گریه خواهم کرد….
نه…..
تو باور نکن هیچ بارانی سرخ نیست
این قطره ها از رگ غیرتم بود برایت سر بریدم بی تو بد جور بی غیرت شده بود…ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺪ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ
ﺑﺎ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻧﻔﺮ ﻏﯿﺮ ﻣﻦ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﻨﯽ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ
ﺁﻥ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ
ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﯾﺴﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
” ﺁﻥ ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﺤﺮﻭﻡ ﮐﻨﺪ”دوریت زمستانی دیگر است
کمتر از من دور شو…
باز هم سرما خورده امﻣﯿﺎﻥ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﯼ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻣﺘﻼﻃﻢ
ﮐﻪ ﻣﺪﺍﻡ
ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﺒﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﻢ ﻣﯿﮑﺸﺪ
۱ ﺑﻮﺳﻪ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﺗﺎ
ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻦ ﺷﻮﯼ…
.
.پشت این روزها فردایی‎ ‎اگر نباشد
و پشت این ابرها،خورشیدی
پشت پلک‌‌های تـــو اما ؛
نگاهی هست که دوستش دارمﺑﯽ ﻫﺪﻑ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥِ ﭘﺴﺮﻫﺎﻣﺜﻠﻪﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥِ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﺳﺖ …!!برای عشق تمنا کن ولی خارنشو
برای عشق قبول کن ولی غرورت راازدست نده
برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو
برای عشق مثل شمع بسوزولی نگذارپروانه ببینه
برای عشق پیمان ببندولی پیمان نشکن
برای کسی جون خودتوبده ولی جون کسی رونگیر
برای عشق وصال کن ولی فرارنکن
برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن
برای عشق بمیرولی کسی رونکش
برای عشق خودت باش ولی خوب باش.ﺑﻪ آﺧﺮ ﺗﻠﺨــــﯽ ﻧﺰدﯾﮑﯿــــﻢ !
ﻣﮕﺮ دﺳــــﺖ ﻫﺎی ﺧﺪا ﺷﯿﺮﯾﻨﻤــــﺎن ﮐﻨﺪ!و اون یکی همیشه عاشقتره.
برای اینکه یکی

به آرزوهاش برسه ، یکی دیگه باید قید آرزوهاشو بزنه

دﻟﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮد ، ﺗﻮ وﻟﯽ ﺳﺮد ﺷﺪی آﻧﻘﺪر ﺳﺮد ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎر ﮔﺮﻣﺎﯾﻢ را ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﯿﺪم و ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺗﻬﻤﺖ ﺳﺮد ﺷﺪن زدی …یه سلام آلبالویی به تو که خیلی هلویی،یه سلام توت فرنکی به تو که خیلی قشنکی،یه سلام برتقالی به تو که خیلی باحالی….دلم دیگر به زندگی گرم نیست
مادر می‌گوید :باید کمی به خودت برسی!
اما چگونه؟ وقتی از هر طرف میروم به تو می‌رسم؟!ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را

به رُخـم مـے کـشـنـد

چـه مـے دانـنـد . .

فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم

و چـه شـب هـا کـه

خـواب ِ شـیـریـنـَت را نـمـے بـیـنـَم . . .

ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﯼ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﻣﻦ ﻣﻬﻤﺎﻥ
ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻫﺴﺘﻢ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﻢ ﺭﺍ ﺣﺘﯽ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢمى گویند هر چه قسمت باشه
نمى دانند دل این حرف ها را نمى فهمد من تو را مى خواهم لعنتى گور باباى سرنوشت…..من فکر می کنم که فقط عشق می تواند

پایان رنج ها باشد

به همین خاطر

همیشه آوازهای عاشقانه می خوانم

من همان سربازم

که در وسط جنگ

محبوبش را فراموش نکرده است!

آتش روشن کردم و تا خاموش شدنش دعایت مى کنم. می دانم به آنچه می خواهی می رسی، زیرا من هر بار یک هیزم اضافه می کنم.میدونید عشق چیه؟ عشق همون چیزیه که بخاطرش ۱۰ روز خودمو توی خونه حبس کردم تا از سرم بپره،آره از سرم پرید ولی از دلم . . .هنوز پیاماشو میخونمو میگم کاش . . . کاش نمیدیدم داره با یکی دیگه. . .ولش کن عشق به ما نیومده. . .هربار صفحه نیازمندی های دلم را زیر و رو میکنم
هزاران بار خط میکشم به دور اسم تو
که در هر خط دلم نیازمند بودن آغوش توستاز این دنیا و آدماش یاد گرفتم… یاد گرفتم حتی اگه عاشق شدم به رومم نیارم که اصلا” کسی هست که من عاشقش شدم…ﺑﺎ ﮐﻠﻴﺪﯼ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺁﻳﯽ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﺳﺖِ ﺧﻮﺩ
ﺍﺯ ﺁﻫﻦِ ﺗﻔﺘﻪ
ﻗﻔﻠﯽ ﺑﺴﺎﺯﻡ.
ﮔﺮ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺭﺍ،
ﺗﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﺖِ ﺧﻮﻳﺶ
ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﭘﺎﺭﻩ ﺳﻨﮓ
ﺩﻳﻮﺍﺭﯼ ﺑﺮﺁﺭﻡ. ــ
ﺑﺎﺭﯼ
ﺩﻝ
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﻫﻮﺕ
ﺩﻳﮕﺮﮔﻮﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻣﯽ ﻃﻠﺒﺪ.ﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﻧﻪ ﺷﺐ !…
ﺗﻨﻬﺎ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﻱ ﺗﻮ
ﻋﻤﺮ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ …تو اغوش تو که میخوابم دیگه ترسی ندارم….دیگه مهم نیست کسی بهم چیزی بگه آخه حس میکنم یه کوه و پشتم دارم….همیشه بمون عشقه منکلنگ و تیشه ام را آورده ام…

تو فقط بگو کدام کوه؟!؟

فقط کمی شیرین باش…✔

دیدی آقای پر ادعا؟
دست های مردانه ات که حرفش را میزدی
نتوانست نگه دارد…
دلم را،
بغضم را،
احساسم را،
آرزوهایم را..
دنیایِ تو همین جاست
کنارِ کسی‌ که قسم می‌‌خورد به حرمتِ دست‌هایِ تو
کنارِ کسی‌ که با خدای خود قهر می‌‌کند ، با موهای تو آشتی‌
کنارِ کسی‌ که حرام می‌کند خوابِ خودش را بی‌ رویایِ تو
کنارِ کسی‌ که با غمِ چشم‌هایِ تو غروب می‌کند
غروب محبوب من !!!
غروب !!!
همان جایی‌ که اگر تو را از من بگیرند
سرم را میگذارم تا بمیرمیه لحظه عاشقت میشم دوباره،فقط برای اینکه اشک بریزم،فقط برای اینکه یادم نره یه روزی عاشقت بودم عزیزم،اشکامو پاک میکنم،فقط برای اینکه یادم بیاد خیلی تنها شدمصداى قلب نیست/ صداى پاى توست که در سینه ام مى دوى/ کافیست کمى خسته شوى,,,,,,, کافیست کمى بایستى…..آرزو دارم که ضربان قلبت؛
به لبخندهای مکرر تکرار شود؛
و هر آنچه به دل آرزویش داری؛
به هر بهانه ای از آن تو باشد…بیشتر موقع بشت جمله(عیب نداره مهم نیست)
یه دل شکسته خوابیده…باز هوای عاشقانه ات به سراغم آمده است
دیروز به تمام دوستت دارم ها که نگفتی فکر کردم
و امروز باز باور تو در من زندگی می کند .
بیا به باور من
سکوت من منتظر است به سرود تو
بخوان و برگردآغوشت همانند”جنگ ویتنام”است هر که رفت بازنگشت یااگرآمد دیوانه برگشت…شجاعت یعنی؟؟
بترس
بلرز
ولی یک قدم بردار…بگذارشیطنت عشق,چشمان تورابرعریانی خویش بگشایدوکوری رابخاطرآرامش تحمل نکن.کاش گردنبند سینه ات بودم تابه هنگام دویدنت به ضربان قلبت بوسه میزدم.بیا ,خر, هایت را بگیر دیگر توان عبور دادن آن ها را از پل ندارم وقتی میدانم که در آخر مثل همیشه خواهی گفت, ما به درد هم نمیخوریم,شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند عشق بورز به آنها که دلت را شکستند و دعاکن برای آنها که نفرینت کردند.من که جز تو کسی را ندارم !
ولی چرا تو را هم ندارم ؟ !سیب می افته فقط بخاطر تو
چون توتنهاجاذبه زمین هستیهیچ آبنباتی به شیرینی تو نیست
هیچ گلی به خوش بویی تو نیست
هیچ آهویی زیبایی تو را نداره
هیچ فرشته ای به خوبی تو نیست
خوش به حال من
که بهترینو دارم
تو روآرزوهایم هوایى میشوند …
دود میشنود .!. به باد میروند .!. ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﻌﺘﺎد ﺣﺴﺮت ﻫﺎﯾﻢ ﺷﺪه ام !.می سپارمت به خدا …

کاش خدا هم روزی تو را به من بسـپارد !!!

یک بار عاشقت شدم
اما صد بار باورش کردم.
صد بار خواستم فراموشت کنم
اما یک بارم نتونستم.شیرین ترین و گوارا ترین شبنم شادی رو بر لبانت آرزو دارم ..
نه برای امروزت ..
برای فردای هر روزت..ﺳﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﯽ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ
ﯾﺎ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ(♥_♥)آخرین حرف دلم : عشق هرگز نمیمیرد مگر اینکه عشاق بی وفا باشند . ..✔دوست دارم تا همیشه برای من ساحلی آرام باشی تا من همچون دریایی بی قرار عاشق تو باشمبرای دادن گل به دیگران

منتظر مراسم تدفین آنها نباشین…

بعضى وقتا عجله بد نیست…✔

من بدم…توخوب باش…دیگرسراغم رانگیر, خودم رادرجایی دراین زندگی گم کرده ام دنبالم نگرد…پیدایم نمیکنی…نفس بکش…بجای من هم اگرتوانستی مهربانی کن وبعدازمن…شبها به ستاره ها لبخندبزن وماه که کامل شد, ازجانب من آرزویی کن خودت هم منت برسرم بگذاروفراموشم کن که زمانی بوده ام خودم نیز, چنین حال شده ام, مثل یک معما…راست میگفتی خیلی ساده ام…گفته اند : جای گنج در ویرانه هاست ، راست گفتند چون وجودت در دل ویران ماست …..!میدانم ؛
دیگر برای من نیستی !
اما ….
دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد…Mara papate mekhanad…..ou Ke Dar Rahesh kafsh hayam pare shod.وقتی که نیستی همه چیز تنگ میشود، نفسم دنیایم دلم، بگذارخیس و مچاله در آغوشت بمانم از پهن شدن بر بند خاطرات بیزارم…تقدیم به آنکه دوریش غمم ،
خانه اش قلبم و فراموشی اش مرگم است:
زندگی عشق است،عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است ک به یادش باشی….می خواهم ” ذره ذره ” داشته باشمت
اما
برای همیشه
همینقدر که سایه ات بر تنهایی ام باشد
کافیست
… …”خورشید” نمی خواهم
تو را پنهان می خواهم
برای خودم
تنها برای خودمعشقم وقتی ازت دورم، فکر نکنی فراموشت میکنم، نه! فقط بهت فرصت میدم دلت واسم تنگ بشهآن روزها…
وقتی که من بچه بودم…
غم بود…
اما…..
کم بود….ﻏـــﺮﯾﺐ ﯾﻌﻨـــﯽ ﮐﺴــــﯽ ﮐـــــﻪ ﺗﻨـــــﻬﺎ ﭘﻨــﺎﻩ ﺧﺴﺘﮕﯽ
ﻫﺎﯾــــﺶ ﻫﻤﯿـــــﻦ ﮐﻠﻤــــــﺎﺕ ﭘـــــﺮ ﺍﺯ ﺑﻐـﻀـﻨﺪغیرت دارم روی
خاطراتمان
برای هر کسی
تعریفشان نمی کنم
تو فقط مرد باش و
انکارشان نکن…ba to zire baranam, chatr baraye che?!
khiyal ke khis nemishavad…ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ
ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻤﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ” ﺯﻧﺪﮔﯽ ” ﺩﻋﻮﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ .
ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻪ ﻣﻨﺼﻔﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮدم در ﻗﻠﺐ ﺗﻮ ﻣﺤﮑﻮﻣﻢ ﺑﻪ ﺣﺒﺲ اﺑﺪ : ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎره ﺟﺎ ﺧﻮردم وﻗﺘﯽ زﻧﺪان ﺑﺎن ﺑﺮ ﺳﺮم ﻓﺮﯾﺎد زد !!! ﻫﯽ ﺗﻮ آزادی !!! و ﺻﺪای ﮔﺎﻣﻬﺎی ﻏﺮﯾﺒﻪ ای ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻠﻮل ﻣﻦ ﻣﯽ آﻣﺪ . .”” م ”” .
 ح /_ ت
 ”” . ب . ””
محبتت دردلم روزوشب نداره…هستن دخترایی که وقتی باهاشونی خودشون و نمیگیرن.دوست دارن باهات قدم بزنن.وقتی میخوان باهات بیان بیرون مدل ماشینت براشون مهم نیست.وقتی یه پسر خوشکل تر از تو میبینن خودشو بیشتر بهت میچسبونه که تو کم نیاری.وقتی تولدشون فقط یه شاخه گل میگیرن بازم با خوشحالی میبوست و میگه مهم خودتی.miss. نمیندازن کارت شارژ گدایی کنن.و…بخدا اینا فرشته ان دختر نیستن لایق دوس داشتنن .این نامه زمن که از تو دورم، خاموش چو راه بی عبورم، از یار جدا شدن چه زشت است، این بازی تلخ سرنوشت استﺩﻻﯾﻞ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭﺍ ﻣــــــــﺮﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ !
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺗﻌﺪﺍﺩﺷﺎﻥ ﮐــــــــﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺷﻤﺮﺩﻣﺸﺎﻥ
ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ !..
ﺁﻧﻬــــــــــﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ !بگذار سرنوشت راهش را برود…
من همینجا،کنار قول هایت…
روبروی دوست داشتنت و در عمق نبودنت محکم ایستاده ام….عاشقانه دوستت دارم.نه برای اینکه چند سال به من وفادار بودی و بهم عشق ورزیدی.نه به خاطر دلبستگیت یا وابستگیت.نه به خاطر کمکی که تو زندگیم از من دریغ نکردی.نه به خاطر همه احساس قشنگی که به من دادی.دوستت دارم چون تو لایق عشق ورزیدنی.تو حتی دلیل نوشته های منی.دلیل زندگیم.هم نفسم این روزها روزهای قشنگیست در دفتر زندکی هر دوی ما.هیچ چیز لذت بخش تر از خوندن دوباره ی اس ام اسایی نیس که شبا خودت و عشقت بهم میدین اونم فقط ۵ دقیقه بعد از شب بخیر گفتن به هم دیگه، یه لبخند خاصی میاره رو لبت و احساس میکنی عاشقشی شاید بیشتر از همیشه . . .نفسم هستی چون وقتی باهام قهری می گیره ،دلمی وقتی نیستی غمگین پس می گم انگیزه ی انتظار همیشگی مننیا باران …
عاشقانه اش نکن …

من و او “ما” نشدیم …نازنینم…
در خاطرم موندگارى
از طلوع این سرزمین
تا غروب واپسین….
بیشتر از من کسى تو رو دوست نداشت و نشناخت…
شاید روزى انکار کنى دوست داشتنم رو…
اما بدون دوست داشتنم مثل هوا,ساکت ولى همیشه در اطراف توست…
پس دلت قرص…..
چشمانت براق…
لبانت تشنه…..
نگاهت ب انتظار دیدارمان باشد….شاد بودنت را در کف دستانم می نویسم ، تا در وقت دعا اولین خواسته ام از خدا باشد .بهت تبریک میگم بدون تعارف سلیقه ات.واسه انتخاب نمونه ات.باید حدس میزدم که دیر میکردی ترافیک خیابونا بهونه است.ازت اینطور رکب نخورده بودم.تو این مدت که با همدیگه بودیم.مشخص شد که حدسم واقعی بود.ولی ما که واسه همدیگه بودیم.لحظه به لحظه حرومت باشه.هر کاری کردم حرومت باشه.اشک تو چشمام بغض تو حرفام حرومت باشه حرومت باشه.همونی که بخاطرش نموندی.همون که اسمشو انکار میکردی.اره همونیه که گفته بودم.میری دکش کنی و برمیگردی.حالا که جای من پیشت نشسته.مثل چشات ازش مراقبت کن.اگه منم باهات تماس گرفتم.به احترامش گوشی قطع کن.لحظه به لحظه حرومت باشه.هر کاری کردم حرومت باشه.اشک تو چشمام بغض تو حرفام.حرومت باشه حرومت باشه.چه خوب که توهم تاب نیاوردی،..
مثل من که در کوره گداخته تحمل آب می شدم،..یادم کردی،..
من مثل نسیمی به فرمان چشمهایت آواره شهر و دیار احساس شدم،..
شوق قلبم را چگونه تفسیر کنم؟..
این باور عظیمی راکه اندک اندک مرا در کام خود فرو می کشد چطور برایت شرح دهم؟..
در این روزگار سیاه که باران دعاهامان رنگ تیره دلها را نمی شوید،..
تو نوری آفریده ای عشقی بنا نهاده ای،.. تو…
مرا دوست بدار تا در جویبار نگاهت معنای دقیق زندگی را بفهمم،..
به من بیاندیش تا در آرامش باتو بودن هستی بگیرم،..
مرا بخواه،..
مرا بفهم تا دشت محبت روزگارم را رنگ آبی بزنم. …گا هــــــــــــــــــــــی اونقدر دلتنگ میشی که فقط

میخواهی ببینیش…..حتـــــــــی با کس دیگه ای!!✔

ﺑﺎ
ﺍﻭ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ
ﺣﺮﺻﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﯼ
ﻻﺑﺪ ﻓﺮﺩﺍ
ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ
ﺗﺎ
ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﯿﺎﻭﺭﯼ
ﺍﺯ
ﺗﻮ
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ …ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺧﺎﺹ!
ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ!
ﺩﻟﯿﻞ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ!
ﻫﻤﻪ ﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺸﻘﻢ
ﺑﻪ ﻫﺮﻧﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺪﺍﻥ
آﺭﺍﻡ
ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺟﺎﻥ ﻣﯿﺪﻫﻢدوست دارم با تو باشم با تو هم بستر شوم با تو در آتش بسوزم با تو خاکستر شوموطنم تویی
همین تو
که مرزهای مرا
برده ای با خودت…میدانی فرق تو با بقیه مردها چیست؟؟؟
اینکه اگر یک تار مویم بی هوا بیرون باشد. با آن تبسم همیشگی ات میگویی:
خانمم حواست به موهات هست…
زنان بی حجاب را که می بینم شک ندارم که همچون تویی را ندارند و
مردانشان در بی غیرتی خود مشغولاند…ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﺭُﮊ ﻟﺐ ﮔﺮﻓﺘﻪ !
ﺩﯾﮕﺮ ﺻﻔﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﮐﻬﻦ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺣﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺳﻘﻒ ﺍﺗﺎﻕ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ !
ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎچـه بد عـادت شده اند , لب هایم !..همین که تو را می بینند ..
نجوای ِ “مرا ببـوس” سَر می دهند ..باتوام عشقم
اے خداےبتکدہ ےقلبم
ای تنہاتندیس ماندہ درسنگ دلم
قلبم ازسنگ سیاہ است
سیاہ ازبیکسی
از دردھاوذخمہای فراوان
این سرزمین آشفتہ وسنگ شدہ درحسرت دیدار توستدل بری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت ,هرچه کردم ناله از دل ,سنگدل نشنیدو رفت گفتمش ای دلربا,دلبر زدل بردن چه سود ,از ته دل بر من دیوانه دل خندیدو رفتگفتی:به نظر تو دوست داشتن بهتره یا عاشق شدن؟
گفتم دوستـــــــــــــــــــــــ داشتن…
گفتی:مگه میشه؟ آدما همه دوست دارن عاشق بشند.
گفتم:اون کسی که عاشقه مثل این میمونه که
داره تو دریا غرق میشه ولی اون که دوستــــتـــــ داره
مثل این میمونه که داره تو همون دریا شنا میکنه و از شنا کردنش لذت میبره.
تو چشمام نگاه کردی و گفتی تو چی عاشق منی یا دوستــــمــــــ داری؟

خیــــلیــــــ آروم گفتم من خیلی وقته غرق شدم!!!

َهرچه دلم راخالی می کنم .. دوباره پرمی شود از تو ..چه برکتی دارد این عشقت …!ﺩﺭ ﻋﺠﺒﻢ!ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰﺵ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭﻟﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﭘﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ.کره ی زمین به این بزرگی…
اما نمی دانم چرا جز آغوشت به هیچ جای دیگری تعلق ندارم…بعضی وقتا کسی تو زندگیت هست که اصلا لازم نیست تو آغوشت بگیره ، فقط با نگاه گرمش بدون حتی گرفتن دستات میتونه قلبتو بوسه بارون کنه !!!ﻫﺮﺍﺱ ﻣﻦ
ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﺪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﻮﺩ کابوس میدیدم ،از خواب پریدم که به آغوش تو پناه ببرم….افسوس یادم رفته بود که از نبودنت به خواب پناه برده بودمدیدگانت را نبند نگاهت را ندزد تو که میدانی آیه آیه زندگی ام از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود.وقتی سردم میشود کافیست حریر نازک خیالت را دور تا دور خودم بپیچم ؛ تا ابد گرم گرمم …اونقدر عاشقت میمونم..؛ تا دلت برام بسوزه… یا غمت برای قلبم..؛ پیرهن سیاه بدوزه….ﭼﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮐﻠﯽ ﺻﺒﺮ
ﻋﺸﻘِﺖ ﺑﺸﻪ ﻫَﻤﺴَﺮِﺕ….دوستی کلبه ایست چوبی،بادیوارعشق،هیچ طوفانی آنراخراب نمیکندمگربی وفایی.ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﯼ ﺣﺮﻓﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﻧﺸﯿﻨﻢ… ﻧﺸﯿﻨﻢ… ﻋﮑﺲ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﺗﻮﺭﻭ ﻧﺒﻮﺳﻢ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﭙﻮﺳﻢ… ﻫﻤﻪ ﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻬﺖ ﻧﮕﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ.آنقدر خوب و عزیزی که به هنگام وداع
حیفم آید که تو را نزد خدا بسپارمعشق یعنی لحظه های خیلی خاص که خدا هم فکره ماست همهء دنیا اینجاست یه شروع ، یه نگاه ، لبمون بی صداست عشق یعنی دوتا احساس بی تاب به قشنگیه یه خوابدو نفر تو یک قابیه نگاه ، تو چشام ، دله من تو رو خواست هرچی میگم همه حرفای دلمه عاشقتم حالا برو بگو به همه بگو یه حسه عجیبی تو دلمه مثه یه تب توی تنمهﺗﺎ ﮐﺪﻭﻡ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﮐﺠﺎ ﺑﻲ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ

ﻣﮕﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺮﻳﺪ ﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺑﮕﻮ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻡ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻢ

کاش ی اسم عجیب غریب داشتی ک کمتر تو همه جا شنیدن اسمت دلم رو میلرزوند…عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید،
ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است…؟مرا به ذهنت نه…
به قلبت بسپار…
من از گم شدن در جاهای شلوغ میترسم…یک
;”” ””؛،,،؛”” ””;
””؛،, ,،؛”” قلب
””؛”” سرشارازمحبت ویک دنیاعشق تقدیم به کسى که هروز بیشترازدیروز دوستش دارم …ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ،
ﻣﮑﺚ ﻗﺼﻪ ﮔﻮ ﺑﺎﺷﺪ
ﻣﯿــــــﺎﻥ
“ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ … ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ .. ”★ خــ ـ ــآطِرہ ھآیِ آدَم مِث تیغ کُند میمُونِہ کِــ ـ ــہ رُوی رَگِت میکِشی! نِمیبَرہِ، وَلی تــ ـ ــآ میتونِہ زَخمیت میکُنِہ…ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﻭﻡ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ
ﮔﺮﻳﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﺳﻔﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﺑﻮﺱ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺮﻭﻡ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻛﻪ ﭘﺎ ﺭﻭﻱ ﭘﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ
ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺁﻳﻴﻨﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻣﻦ ﻧﻜﺸﻴﺪ
ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﺍﻍ ﺟﻨﻮﻥ ﺑﺮ ﺟﮕﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ
ﭼﺸﻤﻲ ﺁﺑﻲ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﻡ ﻛﺮﺩ
ﺑﺲ ﻛﻨﻴﺪ ﺍﻳﻨﻬﻤﻪ ﺩﻝ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪ
ﺁﺧﺮﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺯﻣﻴﻨﻲ ﻧﺸﻮﻳﺪ
ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻲ ﺧﺒﺮﻡ ﻧﮕﺬﺍﺭﻳﺪمن بروم ؛ آب ار آب تکان نمی خورد!تو نرو که بی تو دنیا به هم می خورد …ﺧﺪﺍﯾــــــــــــﺎ ﺍﻟﺘﻤـــــــــــﺍﺳﺖ ﻣــــــﯽ ﮐﻨـــــــــﻢ
ﻫﻤــــــﻪ ﺩﻧﯿــــــــــﺎﯼـــــــﺖ ﺍﺭﺯﺍﻧــــــــــﯼِ ﺩﯾﮕــــــــــــﺭﺍﻥ !
ﻭﻟــــــــــــــــﯽ ;
… … …
ﺁﻧــﮑـــــــــــﻪ ﺩﻧـﯿــــــــــﺎﯼِ ﻣﻦ ﺍﺳــــــــــﺖ
ﻣـــــــــــــــــــــﺎﻝِ ﺩﯾــﮕـــــــــــﺮﯼ ﻧﺒــــــــــﺎﺷـــﺪ ..ای کاش یاد میگرفتم اگر در رابطه ای حرمتم زیر سوال رفت

برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم

و به طور احمقانه ای منتظر معجزه نباشم . .

آنها که میدانند با آنهایی که نمیدانند برابرند !؟ دانستن گاه آنقدر سنگین تر است که صدبار میگویی ای کاش ای کاش ای کاش … هیچ نمیدانستملبخند بزن!
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند.
گاه قوسی کوچک،میتواند معماری بنایی را نجات دهد…!چقدر خوبه آدم یکى رو دوست داشته باشه ، نه به خاطر این که کسى رونداره ، نه به خاطر اینکه تنهاست ، نه از روى اجبار بلکه به خاطر اینکه اون شخصیت ارزش دوست داشتن دارهراستى عزیزم بگو ببینم چه رنگ روزگارت، خیلی دوست دارم تومهتاب بشینم ى شب کنارت،سرتوبا مهروبونی بزاری به روى شونم،توفقط واسم دعا کن اخه دنبال بهونم. حالمو اگه بپرسی خوبه تعریفی نداره چون بلاتکلیف عاشق اخه تکلیفی نداره،نکنه ازم برنجی تشنه ام تشنه ی بارون چقدرازدریا مادوریم بی گناهیم هردوتامون..ﺩﻟَـــــﻢ ﯾﮑـــــ ﮐــﻮﭼــــﻪ ﻣﯿﺨـــــﻮﺍﻫَــــﺪ
ﺑـــﯽ ﺑــــﻦ ﺑَﺴﺘــــ . . .
ﻭَ ﺑــــﺎﺭﺍﻧـــﯽ ﻧَــــﻢ ﻧَــــﻢ . . .
ﻭَ ﯾﮑـــــ ﺧـــــﺪﺍ ، ﮐـــــﻪ ﮐَــــﻤﯽ ﺑــــﺎ ﻫَــــﻢ ﺭﺍﻩ ﺑــــﺮَﻭﯾـــــﻢ !!
ﻫَـﻤـﯿــ ـﻦ …یواشــــکی دوستم داشته باش !
آدمای دنیـــــــای من،
چشـــم دیدن عشــــق رو ندارن !برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم
که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را
برای بار دوم برایت باز گوید.
چرا مرا شکستی ؟چرا؟
اشعاری برایت سرودم
که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند
چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟
چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم
چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟
زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم.
خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم.
چرا این چنین شد/؟چرا؟
من که بودم؟
که هستم به کجا دارم می رومدلتنگم از این لبخندهای خشک ،
احوال‌پرسی‌ های معمولی !
چشمانِ من تصویری از جنسِ تو می‌خواهد . .ای پرنده های غمگین از چشم های من نترسین/ادما گریمو دیدن، برین از اونا بپرسین
منم اون مترسکی که، شده عاشق کلاغا/واسه من عبد بریدن، میون حصار باغا
آخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا/آدما رو دوست ندارم، عاشق شمام کلاغاﺩﯾـﺪﻩ ﺍﯼ ﺷــﯿﺸــﻪ ﻫـﺎﯼ ﺍﺗـﻮﻣﺒــﯿﻞ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﺿﺮﺑــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧـﻮﺭﻧـﺪ ﻭ ﻣـﯽ ﺷـﮑﻨـﻨـﺪ !؟
ﺩﯾــﺪﻩ ﺍﯼ ﺷـﯿﺸــﻪ ﺧــﺮﺩ ﻣــﯽ ﺷــﻮﺩ
ﻭﻟــﯽ ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧﻤــﯽ ﭘﺎﺷــﺪ !؟
ﺍﯾـــﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﻫﻤـــﺎﻥ ﺷــﯿﺸــﻪ ﺍﻡ ؛
ﺧــﺮﺩ ﻭ ﺗــﮑـﻪ ﺗــﮑــﻪ ،
ﺍﺯ ﻫــﻢ ﻧـﻤـــﯽ ﭘــﺎﺷـﻢ ﻭﻟـــﯽ ﺷــﮑـﺴﺘـــﻪ ﺍﻡ . . .
::” تو ” 
عزیز خواهی ماند 

حتی اگر سختی راه ” نگاهت” را از من دور کندلذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر .سینه ی پر درد و آه جانگدازم را ببین
چشم گریان و نوای بی نوایم را ببین
سوختم جان و دلم را از غم هجران تو
شعله ام نیست،دوچشم خونفشانم را ببینتو مثل رازپاییزی ومن رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شدنمیدانم!!!!

تومثل شمعدانی هاپراز رازی وزیبایی
ومن درپیش چشمان تومشتی ازخاک گلدانم

تودریایی ترینی؛ابی وارام وبی پایان
ومن موج گرفتاری اسیردست طوفانم

☆●•●☆●•●☆●•●☆●•●

اسمان را فدای توخواهم کرد برای اینکه همیشه کنارم بمانی
پرنده ی شکسته بالنامت را باید با خط بریل نوشت…
صدا زدنت کافی نیست…شکوه اسم تورا باید لمس کرد…از هرچه فاصله گرفتم ودور شدم هی کوچکتر و کوچکتر شد جز درد دوری تو
که هر چه از تودورتر شدم هی بزرگتر وبزرگتر شد.لبخند هایت وقتی زیباست که می دونم دلیلش خودمم . . .اینا تقدیم به تو عشقم
。☆。*。☆。
★。\|/。★
♥—–^_^.—-♥
★。/|\。★
.。☆。*。☆.¸¸.•*`*•.چندیست که..
سکوتم را ب دار آویخته ام ..
تا فریادهایش راخفه کنم..
نام تو..
باید فقط ورد زبان من باشد …من به دنبال کسی میگردم که بداند تپش قلب دلیلی دارد…be salamatie kasi ke behesh zang mizanio khabe vali vase inke deleto nashkane mige khob shod zang zadi bayad bidar mishodam…..be salamatie on dokhtari khoshbakhti ra diroz be haraj gozashtand Ama che konam ke man zadeye emrozam
khodaya jahanamat fardast pas chera emroz misozam…….. hazere zir baron khis she vali savare mashine hich pesari nashe……be salamatie on pesari ke to khiabon negash be ye dokhtare Nazo khoshgel miofte ,saresho mindaze payino mige age akharesham bashi angosht kochikeye eshgham nisti ……..be salamatie darya ke hame ba labesh khatere daran ………be salamatie pesar bachehaye ghadim ke posht labeshono ba zoghal sish mikardan mesle babashon Shan na javonaye emroz ke abroshono bar midaran mesle mamaneshon Shan……اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اینطور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده .دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟
حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی عزیزم هرچی پرستو تو هواست/هرچی فرشته تو آسمون هاست
همه فریاد میزنند،خانه ات گرم زمهر
گریه ات از سر شوق/خنده ات از ته دل
هرغروبت شاد/روزگارت خوش بادهمه میگن ادم بایدبرای رسیدن به عشق ازتموم دنیا…توکه تموم دنیای منی چطور ازت بگذرم؟؟یادش بخیر شبایی که تا صبح اس ام اس بازی میکردیم و آخرشون مینوشتیم کاش الان پیشت بودم …مـــن از تـــو ســبـز مـیـشـوم و تـــو از مـــن …
بـه هــم کـه گـره بـخــوریـم بـخــتـمـان بـاز مـیـشــود …
و
خــوشــبـخـتـی قـسـمـتـمـان …نمی دانم چه دردیست دوست داشتن
همین که پای کســـی به دنیایت باز می شود
پایت از این دنیـا بریده می شوددلت به وسعت دریاس
دریای خروشان دلت با من
تو فقط عمق احساس آن را به من ببخشﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ !!!
ﺑﻐـﻀﺖ ﺭﺍ ﻫﯿـﭻ ﺁﻫﻨـﮕﯽ ﻧﺸـﮑﻨــﺪ ، ﺟﺰ ﺻﺪﺍﯼِ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ ….دیروزدردادگاه دلم،مغزمن قاضی بود،متهم قلبم بود،جرم من عشقم بود،عشق من یادتوبود،آیاحق من اعدام بود؟؟؟گفت میخوام خوشبخت شی برا همین جدا میشم گفتم من عشقو به خوشبختی ترجیح میدم ولی باز جدا شد آره عاشق نبودخدایا . . .
من از تموم دنیات ،فقط یه نفر رو خواستم !!!
خیلی زیاده ؟ ؟ ؟ ! !هنر عاشقی من این بود که
بی تو
با تو بودم,بی تونه دنیایی دارم نه جانی
بی تو زندگی نه مهری داره نه وفایی
منکه تورودارم همه دنیارودارم
ای همه هستیم ایکه همیشه برای من هستی
تقدیم به همسرممن عاشقش بودم فقط عاشق اون، ولی برچسبِ آویزونی بهم زد، دیگه تو خوابتم نمیبینی عاشقت باشم…یادمه اون روز تو ازم پرسیدی تا کی عاشقم میمونی؟
من هم میگفتم همیشه عاشقم خودت این و میدونیمی خواهم غزلی را برای پرواز بهانه کنم
و پرواز را برای رسیدن به تو
و تو را بهانه ی زندگی
آن پیرهن قرمز پولک دارت را بپوش و مثل یک ماهی به آغوش من بیا
من هنوز دریا دریا تو را دوست دارم…ﺳﯿﺎﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﺁﻣﺪ …
ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ !
ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ…
ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻪﺍﻡ ﮐﺸﯿﺪ، ﺗﺒﺮﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ
ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺯﺩ … ﺯﺩ … ﻣﺤﮑﻢ ﻭ ﻣﺤﮑﻢ
ﺗﺮ…
ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺒﺎﻟﯿﺪﻡ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺘﻢ
ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺎﺷﻢ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭ
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ !
ﺳﻮﺯﺵ ﺗﺒﺮ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺷﺪ ﮐﻪ
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ
ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺍﻭ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪﺗﺮ ﺑﻮﺩ…
ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﺯﺧﻢﻫﺎﯾﻢ ، ﺍﻭ ﺭﺍ
ﺑﺮﺩ … ﻭ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭﺧﺖ
ﺑﻮﺩﻡ، ﻧﻪ ﺗﺨﺘﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻣﺪﺭﺳﻪﺍﯼ، ﻧﻪ
ﻋﺼﺎﯼ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩﯼ…
ﺧﺸﮏ ﺷﺪﻡ.عاشقانه هایم را نبر تنها یادگار با هم بودنمان است،میخواهم نمک زندگیم باشدکاش یه نفر بود و میگفت همه آن من از آن تو باشد وقتی دلت میگیرد.دیشب غیبتت بود با خاطراتم…
چه تماشایی شده بودی با تاج غروری که بر سر داشتی…لــَبــانَـت طَعمـــِ ســیبـ مــیدَهَند مـــﮯ خـواهــﮯ آدَمَــم کُــنـــﮯ…؟!عشقم؟! …. ازت ممنونم که با بودنت لحظه هامو رویایی میکنی…
ازت ممنونم که هستی … و این روزای پاییزی رو برام بهاری میکنی…
.
.
زنده باد همه ی عشقای بزرگ که حتی بدترین شرایط نمیتونه از بین ببرشون.بعضی حرفا رو نمی‌شه اس‌ام‌اس کرد،نمی‌شه توی چت تایپ کرد نمی‌شه پای تلفن گفت…
بعضی حرفا واسه وقتی‌اند که اونو بغلش کردی…ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻭﻧﯽ ﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ
ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ
ﯾﻬﻮ ﺭﻭﺗﻮ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻭﻧﯽ
ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎﺗﻮ ﻣﯿﺒﻨﺪﯼ
ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺭﻭ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪﯼ …. ﺑﻪ ﺳﺨﺘﯽ
ﻧﯿﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﺶ ﻧﯿﺴﺖ …
ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﻗﻄﺮﻩ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺷﺎﺥ ﺷﻪ … ﻣﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﺕ
ﺁﺭﻩ … ﺍﮔﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﯿﺎﺩ ﺗﻮ ﺧﺎﻃﺮﺕ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻧﯽ ….ﻭ ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻮﻥ ….
ﺭﻭ ﺗﻮ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻭﻧﯽ ﻭ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ …ﻭﻟﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﺴﺘﯽ ﺟﺰ ﺍﻭﻧﺠﺎ
ﻫﻨﻮﺯﻡ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ … ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ … ﺣﺎﻟﻤﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﻪ
ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻦ ….
ﻫﻤﯿﻦ …
ღ ღ,../””L””o
تعجب نکن ،دارم سجده شکربجامیارم که عزیزی مثل شما دارم!چه قدر هیچ کس شبیه تو نیست . . . . . !ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ، ﺑﯿﺎ ﺑﺒﯿﻦ “ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ” ﻣﻦ ﺑﺎ
ﺧﻮﺩﻡ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﻢ !بعضیا هم هستن اینقد ماهن که میخوای هی نگاشون کنی
چیه؟
چرا زل زدی به من؟این تکه گوشتی که بهش میگن دل اگه فراموشت کنه میزارمش زیره گل…هــر شــــب به خودم قـــــول میدَهـــَــم
که ،
تو رآ فَـــرامــوش کـُــنـــَـم ..
امآ ،
عکســَــــت رآ که میبینـــَــم ،
تــــورآ که هیـــــچ
قولــَــم رآ فــَــراموش میکـُــنـــَــم !!آتش میزنم دنیارابه عشق کسی که آتش مردانگیش جنگل نامردی راخاکسترمیکندگفته بودی برایت چیزی بنویسم
چیزی نمی نویسم !
چشم هایم را که بخوانی
برای ســـــــــــال ها از تو نوشتن کافی است . .اگر عاشق شدی پای عشقت بمون
به هر قیمتی
اگه نشدی هم بدان هنوز زوده تا مفهومش رو درک کنی
یا عاشق نشو
یا اگه شدی سنگ تموم بزارع.ش.ق با غرور زىباست,ولى اگر عشق را به قىمت فرو رىختن دىوار غرورت گداىى کنى دىگر عشق نىست صدقه استکاش میدانستم دوست داشتن راچگونه دوست میداری تاهمانگونه دوستت بدارمشمع تصمیمش را گرفت….
لبخند زد….
سکوت کرد…
و برای همیشه خاموش شد….
تا دیگر هیچ پروانه ای این چنین عاشقانه نسوزدبوسه هایم را فروختم

دفتر خاطرات و تمام شعرهایم را سوزاندم

چمدانم را برداشتم و رفتم دنبال کار خودم

ب قیمت یک عمر آزادی . . .

ﺩﺭﻣﻦ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﻲ ﺳﺖ ﻃــــــﻮﻻﻧـــــــﻲ

ﺑﻬـــــﺎﺭﺑﺎﺵ

ﺑﺒﻴﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﻴﻤﻴﺮﻡ

اى کاش میشد به همه فهموند,که اى مردم عشق پ و ل ى نیست!!!! اینو بفهمیدمن از ””تو”” هم بگذرم ،

از رئیس کارخانه ای که هنوز به تولید ””عطر تو”” ادامه می دهد

نمی گذرم . . .

لباسهایم ادم نمی شوند حتی زمانی که انها را به بند دار میزنم!
هنوز بوی تو را می دهند…دوست داشتم در دلواپسی هایت..لحظه های تنهاییت..لحظه های نمناکی چشمانت..
برایت اغوشی باشم گرم و مهربان

تا امن ترین و آرام ترین پناه دنیا باشم

برای خراشهای دل دریاییت…
نمیدانی
چه میکند،نا آرامی هایت با این دل عاشقم…

تو اتاقم تنها نشسته ام تو فکر حرف هات با یادت خوشم…صدای گریه میاد میرم و میبینم آبجیمه بغلش میکنم و با خودم تو اتاق تنهاییم میارم کنارم رو تخت درازش میکنم و واسه اینکه آروم شه پیشونیشو میبوسم…آروم میشه و با لبخند به خواب میره…اما من اشکهام شروع میشه آخه یاده وقتی میوفتم که تو واسه آروم کردنم پیشونیمو میبوسیدیومحکم تو بغلت فشارم میدادی…هوا پر است از دوستت دارم هایی که به باد سپردم کاش پنجره ات باز باشد.درانتظارقطارم!
قطاری که مسافرم درآن نیست من درایستگاه نیستم روی ریلم!یه موقع هایی بودکه وقتی کاربدی میکردم کلی 
ازم دلخور میشد بعد وقتی میدید ازاشتباهم پشیمونم
بااخم میومد میگفت دفعه اخرت باشه ها!بعدبغلم میکرد….
اخ که چقدر دلم برای اون روزا تنگ شده….ﻋﻤﺮﻱ ﺑﺎ ﻏﻢ ﻋﺸﻘﺖ ﻧﺸﺴﺘﻢ
ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﻴﻮﺳﺘﻢ ﻭﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺴﺴﺘﻢ
ﻭﻟﻴﮑﻦ ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﺍﻳﻦ ﺳﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﺩ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ. ﭘﺮﺳﺘﻴﺪﻡ . ﺷﮑﺴﺘﻢدیریست غریبه ای مرا میپاید
عاشق شده بر دو چشم مستم شاید
امروز دلم حقیقتی را فهمید
دیوانه ز دیوانه خوشش می آیدادعای بی تفاوتی سخت است!
آن هم
نسبت به کسی که
زیباترین حس دنیا را،
با او تجربه کردی‌.!دردم این نیست که او عاشق نیست!
دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است!
دردم این است که با دیدن این سردی ها، من چرا دل بستم…؟ هذیــان میگوید لبــانت چیــزی شبیه
دوستــت دارم” بر خلاف چشمانــت!!!چه زیباست بخاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن، و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن، ای کاش میدانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است!چقد سخته تنهایی برگردی جایی که
یه عالمه خاطره های قشنگ ازشون داری…ﺩﺭ ﻭﺟـــﻮﺩ ﻫــــﺮ ﻣــــﺮﺩ،
ﭘﺴﺮﺑﭽﻪ ﯼ ﭼﻬﺎﺭﺳﺎﻟﻪ ﯼ ﺑﺒﯿﻦ …
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ،
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﮔﯿﺮ، ﻧﻮﺍﺯﺷﺶ ﮐﻦ …
ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﺭﺍﺣﺖ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ،
ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽﺭﻭﯼ،
ﻃﻮﺭﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺣﺎﺻﻞ ﮐﻨﺪ !!!
ﻣﺮﺩﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻣﺴﯿﺮ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽﮐﻨﺪ
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﮐﻦ ﻭ ﺑﮕﻮ، ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭ :
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ !
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ …زندگی یعنی چکیدن

همچو شمع از گرمی عشق

ﺑــــﺎﺧـــﺘــﻢ ﺗـــﺎ
ﺩﻟـــــــﺨــــﻮﺷـــﺖ ﮐـــﻨـــﻢ !!!
ﺑـــﺪﺍﻥ ﮐـــﻪ ﺑـــﺮﮒ ﺑـــــﺮﻧــــﺪﻩ
ﺍﺕ ﺳـــﺎﺩﮔـــﯿـــﻢ ﻧــــــﺒـــﻮﺩ !
ﺩﻟــــــــــــــــــــــــــــــﻢ
ﺑــــــــــــــــــــﻮﺩ
ﻟﻌﻨﺘــــــــــــــــــــــــــــــــــﯽ !!!کاش زندگی یاباتوبود یااصلن نبودپاییز که بیاید
فراز بر برگ‌ خشک
با تو قدم خواهم زد
و در سکوت عشق
صدای ضجه‌ی برگ تنها را
با تو خواهم شنید

پاییز که بیاید
به آغوش عشق
حمایل خواهم نمود
آرزو را با تو
به سینه‌ی گرم

پاییز که بیاید
گام به گام تو
عبور خواهم نمود
از مسیر بادخیز خزان
برای رسیدن
به جاودانه‌ی احساس

وقتی دلم برات تنگ میشه یه ستاره ازاسمون می یفته. اگه آسمون بی ستاره شد تقصیرخودتکلمه هایی که مرا به یاد تو می آورند…

از قوم مغول اند!!

می آیند…

آتش میزنند…

می سوزانند…

و…

می روند…!

موهایم را که جمع میکنی …
قشنگترین گل سر دنیا میشود
دستهایت …ﯾﻪ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﻧﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺭﮐﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ ﻧﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺭﺩﺷﻮﻥ ﮐﺮﺩ
ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻦ .… ﺯﻝ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ….این روزها کودکــــ درونم بازیگوشی را فراموش کرده استــــ

راستش را بگــــو !

خودم به درکــــ ! قلبـــــ اینــــ رو هم شکســــته ای؟؟!

ﺩﺭ ﺳﯿﺮﻙ ﯾﺎ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ! ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﻛﻪ ﺗﻠﺦ ﺑﺎﺷﺪ،ﺩﻟﺖ ﻛــﻪ ﺧﻮﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﭼﻪ ﻓﺮﻗﯽ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻟﻘﻜﯽمیدانی که دلم اسیرقلبت شده است
میدانی نفسم بند نگاهت شده است
میدانی که تنم خمارنوازشهای گاه گاهت شده است
میدانی که لبم تشنه لبانت شده است
کاش باران به کویردلمان بباردتاازرنگین کمانش پلی بسازیم برای دیدار…دلم کسی را میخواهد…… کسی که از جنس خودم باشد…… دلش شیشه ای … گونه هایش

بارانی… دستانش کمی سرد… نگاهش ستاره باران باشد….. دلم یک ساده دل میخواهد……..

برای مردن لازم نیست عزرائیل بیاید همین که خبری از تو نباشد کافیست….ساده لوحند آنان که می پندارند من قاب عکس تو را به دیوار خانه ام آویخته ام. . . .

من دیوار خانه ام را به قاب عکس تو آویخته ام. . . .

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺣﻀﻮﺭﺕ ﻫﺴﺘﻢ !
ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ..دستهایم را رهانکن،این دستهایمان است که پلی است برای پیوند قلبهایمان.دوری از این دیده ، اما باز یادت میکنم / حرمت این آشنایی فرش راهت میکنم
در فراقت ، غم حصار خنده هایم را شکست / باز هم از انتهای دل صدایت میکنم.قبول!
عاشقانه ها را نباید نوشت باید گفت،
اما به چه کسی؟
راستش را بخواهی من پشت تاریخ انقضاء
یک عشق فاسد شده ام…ﺗــــﻮ
ﺍﮔــــﺮ
ﻧﮕﺮﺍﻧﻤـ
ﺑﻮﺩﯾـ
ﻧﻤﯿـ ﺭﻓﺘﯿـ …می خواهم یادت را طلاق دهم ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم …روزی ما به هم پیوستیم
من برای تو ،تو برای من
من برای دل تو،تو برای دل من
تو هزاران فتنه در نگاهت،من بدنبال نگاهت به بلا افتادم
روزها در پی هم،تو جدا از من و فارغ از غم
اما دست در دست هم از گذرگاه زمان میگذریم تا در بهاری دیگر و غروبی غمگین…
دل نومید مرا که به پایت نشسته است،زیر پا بگذاری و بگذری
چه کسی خواهد دید….
مردنم را بی تو…..؟!از سفره دلم کنار کشیده ای
چشمم شور بود یا دستم بی نمک؟؟؟؟؟؟؟؟؟♥چقدپرمیکشد دلم!

ب هوای تو..!

انگار تمام پرنده ها درقلبم

اشیانه کرده اند. . .✔

نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم

نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم

می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم

می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنه

ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ ، ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ

ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ

ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﻣﯿﺒﺴﺘﻢ ،

ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯿﺸﻮﯼ

وقتی نامش راصدامیکردم پسوندش یک جان ازاو.. یک جانت سلامت ازمن حالاهرچقدرصدایش میکنم حتی کسی نیست بگویید هان؟؟مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد
طعنه های دیگران است!
شاید اگر این”دیگران “نبودند ،
تو زودتر از اینها
برای من مـُرده بودی…ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺳﺖ …
ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﻋﺸﻖ ﺗﺎ ﻋﺸﻖ ﺩﯾﮕﻪ،
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﻗﻬﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺍ ست!میخواهمت بی هیج تردیدی چون دلم میخواهدچه خوش خیال است!!! فاصله را میگویم!!! به خیالش تو را از من دور کرده..نمیداند تو جایت امن است،اینجا…درقلب من!!!ما چه زود تمام شدیم
یک دل سیر نگفته بودم
قدِّ هوا می خواهمَ ت!کاش میدانستی ک من سیب را چیدم تا ب تو بفهمانم تورا میخواهم نه بهشت راطعم لبهای توشایدجزءچهار مزه ی اصلی نباشه lمااصلی ترین مزه های زندگیه!ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ،

ﭘﻴﺶ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﺴﺘﯽ

هرشب گریه میکنم برای توگریه میکنم برای خودم برای تموم اونایی ک خواستن گریه کنن ونتونستن برای اون چیزایی که خواستی ونبودم.هرشب گریه میکنم به وسعت دریا ب وسعت بیشه به وسعت دلی ک عاشق شدبرای تو…برای تو و ب پاس تمام احترامات تحقیرهای دیگران ک شنیدم ولی هنوزشکست نخورده ام ومیگویم دوست دارم…مهم نیست *کوتاه* یا *بلند* بودن عمرم…..مهم نفس هاییست که با تو *کوتاه*و بی تو *بلند* کشیده میشود….دیگر از صدایم دل زده شدی
از حرف زدن با من خسته شدی
دیگر بودنم برایت مهم نیست
ولی من هنوز همان عاشق همیشه گی ام
هر روز نگران تر از روز قبل
و تو هر روز بی تفاوت ترگفته بودی تو بگو…
چه بگویم ای دوست…
چه بگویم که سزاوار شنیدن باشد…
زیر شلاق سکوت بهتر از ناله دیدن باشد…
اشتیاقم بس نیست??!
با توامممم….
طرز نگاهم بس نیست??!!ﻫـــﻤــﯿــﺸــﻪ ﻧــــﻪ
ﻭﻟــــﯽ ﮔـــﺎﻫـــﯽ
ﻣــﯿــﺎﻥ ﺑـــﻮﺩﻥ ﻭ ﺧـــﻮﺍﺳــﺘـﻦ
ﻓــﺎﺻـﻠــﻪ ﻣـــﯽ ﺍُﻓــﺘــﺪ
ﻭﻗـﺘــﻬــﺎﯾـــﯽ ﻫـــﺴــﺖ ﮐـــﻪ
ﮐــﺴــﯽ ﺭﺍ ﺑـــﺎ ﺗــﻤــﺎﻡ ﻭﺟـــﻮﺩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫـــﯽ
ﻭﻟــــــﯽ ﻧــﺒـــــﺎﯾــــﺩ ﮐــﻨـــﺎﺭﺵ
ﺑــــﺎﺷـــﯽ …اﺻﻼ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺒﯿﺮﻩ اﺳﺖ ….
اﮔﺮ ﺑﺮای ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﺗﻮ …….
ﮐﻪ ﻣﯿﺸﺪ ﺳﻬﻢ ﺧﻮدم ﺑﺎﺷﻲ ……
دﻋﺎ نکﻨﻢ……

(O_x)

Khoda tanha rozane omidist ke hichgah baste nemishavad ,tanha kasist ke ba dahane baste ham mitavan sedayash kard,ba paye shekaste ham mitavan soraghash raft,tanha kharidarist ke ajnase shekaste ra behtar barmidarad, tanha kasist ke vaghti hame raftand mimanad, vaghti hame posht kardand aghush migoshayad,vaghti hame tanhayat gozashtand mahramat mishavad va tanha soltanist delash ba bakhshidan aram migirad na ba tanbih kardan,khoda ra barayat arezoo daram.عاشق واقعی فرهاد بود که وقتی خبر مرگ شیرین رافشنید از جان هم گذشتمثل همیشه برای تو می نویسم تو به نیت هر کی دوس داری بخوان…ﺗﻮ ۱۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﻣﺎﻣﺎﻥ ، ﺑﺎﺑﺎ ﻋﺎﺷﻘﺘﻮﻧﻢ ”
ﺗﻮ ۱۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﻭﻟﻢ ﮐﻨﯿﻦ ”
ﺗﻮ ۲۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺑﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯿﺮﻥ ﺭﻭ ﺍﻋﺼﺎﺑﻢ ”
ﺗﻮ ۲۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺰﻧﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ”
ﺗﻮ ۳۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﺣﻖ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩ ”
ﺗﻮ ۳۵ ﺳﺎﻟﮕﯽ : “ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ”
ﺗﻮ ۴۰ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻡ ! ”
ﺗﻮ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺳﺎﻟﮕﯽ : ” ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺭﻭ ﺑﺪﻡ ﺗﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﻻ‌ﻥ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﻦ . . .
ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺍﺯﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻻ‌ ﻗﺪﺭ ﭘﺪﺭﻭ ﻣﺎﺩﺭﺍﻣﻮﻧﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ . . .
ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ، ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ  . . .باران
بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی
ای کاش….نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می امد…!لب های خشکیــــده ام را
همیشه دوست دارم،
چون دلداری ام می دهند …
که تو در خواب ،
مرا بوسیده ای …!!سوت‌ می‌کشد در هوا ، کابل‌ تلفنی‌ که‌ می‌توانست‌
زیباترین‌ عبارات‌ جهان‌ را
از عاشقی‌ به‌ عاشقی‌ برساند . . . !عشق درد سری است که باید برای فراموش کردن ان عشق تازه ای را پیدا کردما که ندیدیم ولی میگن:
خیلی شیرینه وقتی تو مسج بازی های شبانه خوابت میبره صبح بلندمیشی میبینی مسیج اومده: قربون عشقم برم که خوابش برده!عشق یعنی اینکه یکی گوشه دنیا باشه که قلبش پناه خستگیات باشهکجای بازی ما اشتباه بود ؟!! که تو همبازی من نیستی و من هنوز گرگم به هوای توسلامم رادرصدف عشق میگذارم تارودخانه محبت آنرا به اقیانوس دلت برساند..ﺍﻣﺸﺐ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ . . .
ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻡ . . .
ﺑﻐﺾ!سردفتر عالم معانی،عشق است
هربیت قصیده جوانی،عشق است
ای آنکه خبرنداری ازعالم عشق
این نکته بدان که زندگانی،عشق استدرست مثل یک برکه آرام و ساکتم این روزها سنگ نیندازو آشوبم نکن!
فقط بگذار، عکست آرام و نرم، توی دلم بیفتد.دوست داشتن یعنــــی اونی که اگه صــــــد دفعه هم ناراحتــــش کنی ،هربار میـــــــگه این دفعه آخـــــریه که می بخشــــــمت و با اخـــــم میاد توی بغــــــلتفدایت شوم با من حرف بزن
همدم تنهاییت منم
نگو که تنهایی
تو مرا داری عزیزترینم
نگو تنهایی
تو همه دنیای منیچشمانت اتش به جان کدام راه گم کرده ای میزند باز که از حرارتش دل بی قرار من اینگونه میسوزد.. چند نگاه خسته دیگر به انتظارت بنشینم .. چند شبانه.. چند عاشقانه..میگویند: ارزشمندترین مکان های که می توان در دنیا حضور داشت؛ در فکر کسی،در قلب کسی،و در دعای کسی ست… تو در قلب من ِ فکرِ من و تک تک دعاهای من هستی و من هم …وقتی نیستی …
نبودنت…
همه جا هست…یک ساعت تمام بدون اینکه صحبت کنم نگاهت می کردم . در انتها خسته شدی . فریاد کشیدی: آخر چیزی بگو خفه شدم .گفتم : نشنیدی . برو ……!از روزی که نامت ملکه ذهنم شد احساس میکنم جمجمه ام باشکوه ترین امپراطوری دنیاست…من
دستم به جایی بند نبود
او
دلش..عمرم را جمع می کنم

و برای دیدن تو

آماده می شوم

عجله کن

فرصت فکر کردن نیست

با همین یک نگاه

باید عاشق شویم …

نه از سرم می افتی
نه از چشمم
کجای دلم نشسته ای
که جایت این قدر امن است؟میدونی امروزچ روزیه؟زیادفکرنکن امروزروزیه ک دلم واست تنگ شده!دوست داشتن یعنی
وقتی تو اوج خوش گذرندون با دوستات هم باشی
باز جای خالیشو کنارت حس کنی و به یادش باشییکی از قشنگترین حس ها اینه که بعد یه دعــوا ، از نگاهش بفهمی که هنوزم دوســـت داره …یه دنیاعشق تقدیم به کسی که ازپشت آسمون تنهایی سراغ ازدل ابری ما میگیرهوقتی تو آمدی و دستت را به سویم دراز کردی ، گفتم

از قفس چه می دانی ؟ گفتی : آزادی

از تنهایی ؟ گفتی : همزبانی

از محبت ؟ : عشق

از دوستی ؟ : صداقت

از بهار ؟ : طراوت

از سفر ؟ : انتظار

از جدایی ؟؟؟ : ….

باز هم گفتم جدایی ؟ سکوت تو مرا شکست و به گریه انداخت .

به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو …

تو آغوشت را به رویم گشودی و گفتی :جدایی ، هرگز … بی تو من میمیرم…

قلب من سه بخشه

۱-خدا

۲-پدر

۳-مادر
.
.
.
.
نگران نباش تو ضربان قلبمی!!!

دلم میخواست در عصر دیگری دوستت می داشتم…
در عصری مهربان تر و شاعرانه تر…
عصری که عطر کتاب…
عطر یاس و عطر آزادی را بیشتر حس میکرد…
دلم میخواست تو را…
در عصر شمع دوست می داشتم…
در عصر هیزم و بادبزن های اسپانیایی…
و نامه های نوشته شده با پر…
و پیراهن های تافته ی رنگارنگ…
نه در عصر سی دی…
ماشین های فراری و شلوارهای جین…
ولی افسوس!
ما دیر رسیدیم..
ما گل عشق را جست و جو میکنیم…
در عصری که با عشق بیگانه است!پیشی کوچولو کجایی ؟ تو در حال چه کاری ؟ جوجو تو دوست میداری؟جوجو دلش تنگته ؟ تنگ دل سنگته ،میبوسمت هزارتا ، جواب می خواد د یالا ﺭﺍﺳﺘﯽ ﭼﯽ شد؟
ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻡ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﻣﯿﮕﻢ ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺗﻮﺳﺖ ﺗﺎﮐﻢ ﺷﻪ ﺍﺯﺟﺮﻡ ﺧﻮﺩﻡ…کشیدنِ انگشتــان کشیـــده تو روی گــونـــه هــای من

لــــذتی انـــکار ناپـــذیر است

من دنبـــال بهــانـــه می گــــردم

تـــا آسوده دستـــان شفـــابـــخش تو را در دست بگیــــرم . . .✔

ممنونم که سادگی هایم باعث شد چشم هایم بیشتر بازکنم.
من بی تجربه بودم حال دنیایی از تجربه دارم.
برای اینکه دنیایی از احساسم با دیگری ب اشتراک گذاشتم فهمیدم احساس درک شعور آدما چقدر متفاوت هست.
برای اینکه دنیای از عشق خدا گونه در من بود مثل همه آدما افسوس درک نشد.
غرورم شکستم حرکات که دوست نداشتم تحمل کردم بخاطر اینکه فکر می کردم عاشق شدم حال میدانم زود نباید وابسته و عاشق شد.
حال تنها با کلی تجربه های تلخ شیرین تنها مرا ببخش. خودم که فریب خودم عذابت دادم. در جستجوی هوای تازه ام . پاییز فصل خزان فصل از ریختن …هــی کــافــه چی لعنــتی
دو نفــره های کــافه ات رو مخــم هســتن
لا اقــل تــــو بیــا در کنــار مــن بشــین
تــا مــــا هــم دو نــفر بشــیم…!!ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ
… ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ ﻏﺮﻭﺭﺕ ﺭﺍ
ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻨﻢ !
ﻗﻠﺒﺖ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺘﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ

ﺑﻔﺸﺎﺭﻡ
.
ﺗﺎ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺍ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯾﯽ ﺑﻔﻬﻤﯽ !…ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺟﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻗﻠﺐ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺖ
ﺁﻧﺮﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻨﺪ !..
ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﮑﻨﻨﺪ …با تمام وجود منتظرم
نمیدانم برایه کی
نمیدانم برایه چی
و نمیدانم تا به کی
مزخرف است عاشقه کسی باشی که نمیدانی
کیست و کجاست و کی میایدﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﯽ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﺗﺮﻡ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺗﻠﺦ ﺗﺮﻡ
ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺧﺎﻟﯽ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺑﯿﭽﺎﺭﮔﯽ ؟
ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺭﻫﺎ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺩﻟﺴﭙﺮﺩﮔﯽ ؟
ﻣﻦ ﺭﺍﻩ ﻧﯿﺎﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﻨﻮﺯ
ﺭﺍﻫﯽ ﯾﺎﻓﺘﯽ
ﺟﺎﯾﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ
ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﺮ
ﺭﻫﺎ ﺷﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ
ﺭﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺍﺯ ﺗﻮمثل قطاری که دودش برمیگرده،من میرفتم…دلم برمیگشت .پنجشنبه روزگار ما دلگیر نیست درگیر است بین جمعه های قبل آمدنت وجمعه های نیامدنت…هه!مرا چه به فلسفه؟من هنوز در منطق چشمانت مانده ام!ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ، ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ …
ﺷﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻤﮕﺸﺘﻪ ﯼ ﺍﺯﻟﯽ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﯽ.
ﻫﻤﺎﻥ ﻧﯿﻤﻪ ﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﯼ ﺭﻭﺡ ﻧﺎ ﺁﺭﺍﻣﻢ.
ﻫﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻠﺒﺶ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﮔﺸﺘﻢ،
ﻧﯿﺎﻓﺘﻢ ﻭ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺑﻪ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩﻧﺶ.

ﻫﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺒﻮﺩ
ﻭﻟﯽ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻧﺎﮔﺮﯾﺰ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺍﺭﺯﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﻬﺎ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ…
ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ،
ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻃﻠﺒﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺗﻮ ﭘﯿﻤﻮﺩﻡ.
ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻣﻘﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻨﻢ؛
ﭘﺲ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ،
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎ ﺻﺒﻮﺭﯼ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑﺎﺷﻢ…

شبی از راه تو رفتم به بن بستی رسیدم باز

در آن شب مرگی کابوس,شکستم باز شکستم باز

تو و ناز دو چشمانت منو بهت و پریشانی

دراین خلوتگه خاموش صدایم در گلو جاری

در ان اشفته بازاری دلم لبریز عشقت شد گناهی بود کار دل که چشمانت تلسمم شد.

میگن دنیا خیلی بی ارزش و کوتاهه. ولی نمیدونم تو چرا اینقدر بزرگ وباارزشی.کفش های بندیت رابیشتر دوست دارم!!
که ماندنت را دقایقی فقط دقایقی بیشتر میکندمنو ببخـــــــــش………….میدونم منم یه خیانتکارم……………..!من انقدر که با یادت بودم………….با یادت خندیدم…با یادت خوابیدم…… با یادت لذت بردم….با خودت نبــــــــــــــــــــودم………..دلم کسی را می خواد که وقتی به زور لبخند می زنم مرا در آغوش بگیرد و بگوید :می دانم عزیزم سالهاست که دیگر خوب نیستیﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻧﺸﺪﯼ ﻭﻟﯽ ﺍﺯﺕ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ !!!!!.
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﯽﮑﯾ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻢ !!!!.
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻫﯿﭻ چی ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻣﻮ
ﻧﺪﺍﺭﻩ!!.
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻫﺮ
ﺭﻭﺯ ﺩﻟﺸﻮ ﺑﻪ ﺑﻬﻮﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺸﮑﻨﻢ !!!!.
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻨﻢ !!!!!.
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﺪﻡ !!!!.
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻡ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﻋﺎﺷﻖ
ﻧﺒﺎﺷﻢ هرچی هم پیش بیاد گناهش گردنه توهنوز جای بوسه ات…

در خاطر پیشانی ام ،

همچو آغوش گرمت داغ مانده!!

برگرد ! ببوس !

بخاطر من نه!

بخاطر پیشانی ام

که نرمی لبهایت را بهانه میگیرد…✔

آموختم بهار را به عشق
تابستان را به شادی
پاییز را به غم
و زمستان را به امید
و بودن را با “تو”عاشـــــقـــــانه هایـــــم را برای که مــــیــــگــــویــــــم؟؟

برای قــلـبــــی خائــــــــــــــــن ،
برای چشـــمانی هـــوســـــــــران ،

برای گـــــــوش هایی کــــــــر ،
برای چشــــــــــــمانی کـــــــــور ،

یا برای دســـتـــــــانی بی حـــــس؟؟؟
نه برای تو نـــــــمـــیـــــــگـــویـــم مـــــرد مغـــــــرور

که از قـــلــبــــی شـــکــســـته ،
از دخـــتـــری با چــــــشــــم هایـــــی زلال ،

با قــلـــبـــــی پاکـــــــــــــ با دســـتــانــی وفــــادار ،
با عـــشـــقـــــــــی ابــدی و با ســـرشــتــی خـــدایـــــی

خـــــبـری نــــــمــیــگــــیــــری .

برای تو نــــــمــــــــیـگـــویـــــــم و نـــــــــمیـسـرایم
که مـغـــــرورتــــــــر و ســــــــخـــــت تـــــر شـــــــــــوی ،

تـنـــــها عــاشـــــقـــانه هـــایــــم را با چــشــــمانـــی تــــر ،
با بـــغــــضــــی خــفــــــه شده و بـیــــــصدا ،

با اشـــــــک هــایــــی روان برای دل عـــاشـــقـــم
و
خــــدای عـــاشــــقـــــان خــــــــواهـــ

ﻣﻦ که وﻗﺖ رﻓﺘﻨﺖ ﺳﭙﺮدﻣﺖ به ﺧﺪا ﭘﺲ ﻛﻨﺎر او چه ﻣﯿﻜﻨﻲ؟؟؟ .. ﻻﻣﺼﺐ ﺧﺪارا دﯾﮕﺮ ﭼﻄﻮر ﭘﯿﭽوﻧﺪی؟؟؟ﺑﺎﺯ ﻫﻢ پاﯾﯿﺰ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﻮ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﻬﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﺸﻨﺪ
ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟
پﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻣﺎﻥ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪﻧﺪ
ﺗﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯾﻢ ﻭ
ﺑﯽ ﺣﺮﻑ
ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﯾﻢ..من خود به تو پر پرواز دادم، اما….
به همه گفتم درب قفسش باز بود و…. پرید….!ﺻﻔﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﻬﺘﺎﺑﺶ
ﻧﻨﺎﺯﺩ . . .دروازه ی بهشت چشمهای تو بود

بستی تا در این جهنم یخ بزنم !

چشمــانـــــم خسته است. . . .

و نبــض ذهنـــــــم افتاده . . . .

کـــــــــــاش نــگاهت

یک قدم نزدیک تر بود . . . .

موهــــای بلنــــدم را
هیــــچ دوســــت نــــدارم
وقتــــی طنــــابِ دارم می شـــوند
بـــی نــــوازشِ دســــت های تـــــــو . . .ﺳﻬﻢ ﻫﺮ ﮐﺴ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯿ ﺧﻮﺵ ﺑﻬ ﺣﺎﻟ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ آخه ﭘﺎﯾﯿﺰ و زمستونش ﻣﯽ‌ﺷﻪ ﺭﻧﮓ بهارشﭼﻨﺎﻥ ﭘﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ
ﮎ ﺟﺎﯼ ﺁﺝ ﻫﺎﯼ ﺗﻪ ﮐﻔﺸﺖ ﺭﻭﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﻘﺶ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،
ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻓـــــــــــــــــ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﻫــــﻤﯿﻦ..ﺻﺪاﯾﺖ ﻧﻤﯿﮑـــــﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﮔـــــﺮدی
ﻣﻬــــــﻢ ﺑﺎﺷﻢ
ﺧﻮدت ﺑﺮﻣﯿﮕﺮدی…..
شماهم گاهی وقتا بزرگترین آرزوتون این میشه که دستاش به دستات قفل شده باشه.شماهم این آرزوهارو میبینین؟یک کوچه یباریک و خلوت.با اون باشی.ی بو۳ ی لطیف…ولی همه ی اینارو توخواب…کاش واقعی میشد…چرا آخه خداااااااا؟؟؟؟؟؟ﻘﺎﺵ ﺑﺎﺷﯽ !…. ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ !?…
ﺑﯿﺎﯾﯽ ﻭ ﺻﻔﺤﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﻩ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﮐﻨﯽ .. ؟
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻟﻢ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺁﻓﺘﺎﺑﯿﺒﮑﺸﯽ …ﮐﻪ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺗﺎ ﻣﯿﺎﻧﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﺁﻣﺪﻩ
ﺑﺎﺷﺪ ….
ﺭﺍﺳﺘﯽ … ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﯾﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ، ﻧﺮﺥ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ .. ؟؟گاهی…آنقــَدر واقعیــَـت داری…که دستهــایـَم” هوایـَت” رادر آغـــوش میگیرند…“تــــــــــــــــــــــو” یادگار روز هایی هستی که نه فراموش می شوند و نه تکرار …ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ…
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺧﯿﺲ ﻣﯿﺸﻮﻡدنیا که شروع شد زنجیر نداشت
خدا دنیای بی زنجیر آفرید
انسان بود که زنجیر را ساخت
شیطان کمکش کرد
دل زنجیر شد، عشق زنجیر شد،زن زنجیر شد
و انسان ها همه دیوانه ی زنجیریﺁﻗـﺎﯼ ِ ﺷﻬـﺮﺩﺍﺭ … ﺑـﮕﻮﯾﯿـﺪ ﺍﯾـﻦ ﻗـﺪﺭﻋـﻮﺽ ﻧﮑـﻨﻨـﺪ …
ﺭﻧـﮓ ﻭ ﺭﻭﯼ ِ ﺍﯾـﻦ ﺷــــﻬﺮِ ﻟـﻌﻨﺘـﯽ ﺭﺍ … ﺍﯾـﻦ ﭘﯿــــﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﻫـﺎ … ﻣﯿـﺪﺍﻥ ﻫـﺎ … ﺭﻧـﮓ ﻭ ﺭﻭﯼ ِ ﺩﯾـﻮﺍﺭ ﻫـﺎ …
* ﺧـﺎﻃﺮﺍﺗـﻢ* ﺩﺍﺭﻧـﺪ ﺍﺯ ﺑﯿـﻦ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـﺪ !گوشی را بردار
فقط پشت تلفن نفس بکش
همین هم ارامم میکند
چشمانت که خیس میشود
تمام زندگی ام را سیل برمیدارد
بی خانمان میشوم؛ویران میشوم
بخند مهربانم………..به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید.
به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید.
به باد گفتم عشق چیست؟ وزید.
به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید.
به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد.گاهى تو…
گاهى یادتو…
گاهى غم تو…
آخراین”تو”کارمراتمام میکند…!عشق آدم را داغ میکند و دوست داشتن آدم را پخته..

هر داغی روزی سرد میشود

اما…

هیچ پخته ای خام نمیشود

ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺍﺷﯿﺎ ﺣﺲ ﺩﺍﺭﻧﺪ …
ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ … ﻣﺜﻞ ﺑﺎﻟﺶ ﻣﻦ …
ﻫﺮﺷﺐ ﻏﺮﻕ ﺍﺷﮏ ﺍﺳﺖ … (-_//)وای چه لذتی داره اونی که با همه وجودت دوسش داری یهو صدات کنه:
“عشــــــقـــــم”کاش حرف دل من هم وقتی به گوش دلت می رسید ، “پیغام تحویل” میداد !!!قبول نیست!

این بارتو چشم بگذار

من فراموشت می کنم

فقط تا صد بشمار،

آهسته آهسته

راستی ،

من بازی را خوب نمی دانم،

خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را ؟

تورافراموش کنم

یا خاطره را ؟

این بازی کی تمام می شود؟

من از لبه تو منتظره یه حرفه تازم
تا از حرفه تو قشنگترین قصه ی دنیارو بسازم
همه تردید های دنیا را بگذار روی طاقچه
تو برای ما بودن باید با ما باشی..چه کاری ازمن برمی اید؟
وقتی عشق
تمام خودش را
می ریزدتوی چشم های توو
نگاهم میکند…ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻧﺎﻡ ﻧﯿﮏ ﻧﯿﺴﺖ …
ﺧﻮﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ …
ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ !پیاز هم که خورد میکنی برایش اشک میریزی…. 
از پیاز هم کمتر بودم که مرا خورد کردی و خندیدی.؟؟بـــاور کنـــیــد …!

یکــــ جایـــــی
کــــــه هـــنــوز نــمـــی دانـــم …
در زمـــــــانی
که هــــــــنوز نمـــی فهــــــمم …

کنـــــار کسـی
که هـــنوز نمی شــــــــناســم …

جــــــای مـــــن خـــــــالی ســـــــت …
باور کنـــــیـــــــــد …!

ﺳــــﺮ ﺯﺩﻩ ﺑﯿــــــﺎ …
ﮐﻤــــــﮯ ﺁﺷﻔﺘــــﮕﯽ ﺑــــﺪ ﻧـﯿﺴﺖ …
ﺁﻥ ﻭﻗــــــﺖ …
ﺗﮑــــــﺎﻧﺪﻥ ِ ﺷﺎﻧــــــﻪ ﻫﺎﮮ ِ ﭘُـﺮ ﻏُـﺒــــــﺎﺭ
ﻭ ﻣُﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ ِ ﻣﻮﻫــــــﺎﮮ ِ ﭘﺮﯾـﺸــــــﺎﻧﺖ ،
ﺑﻬﺎﻧـــــــﮧ ﺍﮮ ﻣـﮯﺷﻮﺩ ﺑﺮﺍﮮ ِ ﺯﻧﺪﮔـــــــﮯﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺭﺍﺳﺘﻢ ﺍﺷﮏ
ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﭼﭙﻢ ﺧﻮﻥ !
ﻣﯽﮔﺮﯾﻢ …
ﻣﯽﮔﺮﯾﻢ ﺑﺮ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﻧﺎﺭﻭﺍﺳﺖ !
ﺑﺮ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥِ ﺑﯽﺷﻤﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺁﺑﺴﺘﻦِ ” ﮐﻮﺯﺕ” ﺍﻧﺪ
ﻭ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﺍﻥِ ﻣﻌﻄﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻣﻄﻠﻖﺍﻧﺪ
ﻭ ﻃﺎﻟﻊ ﺳﺒﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻌﻞِ ﺍﺳﺐ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ !نگاه کن بانو…
فقط ویرانه ای باقیست….
از آن آغاز رویایی
از همان روزی که پشت هیچستان تنهایی
خیالت اشک شدﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ یک ﻧﻔﺮ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺑﻤﻮﻧﯽ،ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻬﺶ
ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﻣﻮﻧﺪﻥ ﻧﺪﻩ
ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯽ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮﻩ،ﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ
ﺑﻪ ﻋﻤﻠﻪ،ﻋﻤــــــــــــــــــــــﻞاولین فصل کتاب عشق؟؟؟صداقت)))(((ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﻣﺜﻞ
ﺷﺎﺧﻪ ﯼ ﺧﺸﮑﯿﺪﻩ ﯼ ﺩﺭﺧﺖ
ﮐﻪ ﺗﺤﻤﻞ ِ ﭘﺎﯼ ِ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩﻣﻰ ﺑﻮﺳﻢ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻡ ﻛﻨﺎﺭ !
ﺗﻤﺎﻡ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺭﺍ !
ﺩﺳﺘﻬﺎﻳﺖ ﺭﺍ …
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺖ ﺭﺍ …
ﻋﺎﺷﻘﻰ ﺍﺕ ﺭﺍ …
ﻫﻤﻪ ﺭﺍ …
ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﺧﻮﺍﻫﺶ …
ﺍﻳﻦ ﺩﻡ ﺁﺧﺮ …
ﻟﻄﻔﻰ ﻛﻦ
ﻭ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ ﻭﻧﮕﻮ
ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺒﻮﺩ
ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺒﻮﺩ
” ﻟﻴﺎﻗﺖ ﺗﻮ ” ﺑﻮﺩﺟﻬﻨﻤﯽ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ
ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩﻩشعرهایم را شبیه کوه می نویسم تا به رسم نقاشی های کودکانه از میانشان طلوع کنییه جایی باید دست آدما را بکشی نگه شون داری ..صورتشون رو میون دستات محکم بگیری بگی : ببین من دوستت دارم .. نرومی فشارد قلب من را اسم تو، جسم من جاری شده با جسم تو”” گاهی از من عاشقانه یاد کن، توبه یادم بوسه ای برباد کنﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﻣﻦ ﻗﯿﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ

ﺗﻮ ﻫﻢ ﺭﻭﺵ

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ….

دور تر بایست!!!
مهربانی هایت “دلتنگی ام” را بیشتر میکندسرم درد میکند
برای
عاشقی با طعم تو!!!ﺟﻐﺪ ﻧﺰد ﺧﺪا ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺑﺮد:اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ آواز ﻣﺮا دوﺳﺖ …ﻧﺪارﻧﺪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ ﺟﻐﺪ ﮔﻔﺖ:آوازﻫﺎی ﺗﻮ ﺑﻮی دل ﮐﻨﺪن !ﻣﯿﺪﻫﺪ و آدﻣﻬﺎ ﻋﺎﺷﻖ دل ﺑﺴﺘﻦ اﻧﺪ دل ﺑﺴﺘﻦ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﮐﻮﭼﮏ و ﺑﺰرگ:ﺗﻮ ﻣﺮغ ﺗﻤﺎﺷﺎ و !اﻧﺪﯾﺸﻪ ای و آﻧﮑﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪو ﻣﯽ اﻧﺪﯾﺸﺪ,ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ دل ﻧﻤﯽ .ﺑﻨﺪد !!!دل ﻧﺒﺴﺘﻦ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ و ﻗﺸﻨﮕﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎر دﻧﯿﺎﺳﺖ اﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺨﻮان و ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺨﻮان ﮐﻪ آواز ﺗﻮ ﺣﻘﯿﻘﺖ !است و ححقیقت همیشه تلخ …….:-)ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺑﺪﻭﻥِ ﮔﺮﯾﻪ، ﺑﻐﺾ ، ﺩﺍﺩ ، ﻫﻮﺍﺭ ﻭ …
ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﯼ ….
ﻫﻤﯿﻦ !!!
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ………ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺍﻧﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﺮﮐﺎﻧﺪ

 ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ

 ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺍﺑﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺍﻧﺪ

 ﭘﺎﯾﯿﺰﺗﺮﯾﻨﯽ ﺗﻮ !

وقتی عاشقی زندگی رو مثل رنگین کمون رنگارنگ میبینی اما وقتی عاشق نیستی زندگیت سیاهو سفیده !!! به امید روزی که زندگی همه رنگارنگ باشهچقدر بگویم؟؟ قرص آرامم نمیکند… آغوش تو… آرامش بخش من است.ﻃﺒﯿﺒﯽ را ﮔﻔﺘﻨﺪ درﻣﺎن ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ ﺷﺶ ﺑﻮﺳﻪ از ﺷﺶ ﮔﻮﺷﻪ ﻟﺐ، دو ﺗﺎ ﺻﺒﺢ دوﺗﺎ ﻇﻬﺮ دو ﺗﺎ .ﺷﺐﺣﻮﺍﺳﺖ ﻧﺒﻮﺩ
ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻡ …
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﻧﺒﻮﺩ
ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﻡ …..
…ﺣﻮﺍﺳﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺎﻣﺪﯼ ……
ﺣﻮﺍﺳﻢ ﻧﺒﻮﺩ
ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻧﻤﺎﻧﺪﯼ ….
ﺣﺎﻻ ﻫﻢ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻛﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺷﺪﻡ !!..ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ
ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ،
ﮐﻪ ﮐـُﺸﻨﺪ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﭼﺮﺍﯾﯽ؟ !من همین حوالی توام، شاید کمی دورتر وتو درحوالی دلم ; باورکن نزدیکتر!این روز ها دنیایم به اندازه ی یک نفر کوچک شده، و یک نفر به اندازه ی خدا برایم بزرگ است. قمار بزرگی کرده ام، اگر برود دین و دنیایم را باخته ام.ﯾـــﮑﯽ از همین روزها
ﺑﺎﯾـــﺪ ﺧﺪا را ﺻﺪا ﺑــــــــــﺰﻧﻢ
ﯾﮏ ﻣﯿــــــــﺰ دو ﻧﻔــــــــﺮه
دو ﺻﻨـــــــــﺪﻟــﯽ ﯾــــــــﮑﯽ ﻣـــــــﻦ ﯾـــــــــﮑﯽ ﺧــــــﺪا
ﺣــــــﺮف ﻧﻤـــــــﯿﺰﻧﻢ
ﻧـــــــﮕﺎﻫﻢ ﮐﺎﻓﯿــــــﺴﺖ ” تو ” را از تویش میخواند ،

ﻣﯿـــــــــﺪاﻧﻢ …..
ﺑﺮاﯾـــــــــﻢ خیلی اﺷــــــــﮏ ﻣﯽ رﯾــــــــﺰد. . . .
میدانم. . . . (︶︿︶)

ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ
ﻣﻨﻪ …
ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﻣﻨﻄﻖ
ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﻪ، ﺑﺎﺯ ﺩﻡ
ﺩﻣﺎﯼ ﺷﺐ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﯽ ﺍﺯﻡ ﻣﯽ
ﭘﺮﺳﻪ ﭼﺮﺍ؟برآورده می شوند…

حتی محال ترینشان…

وقتی از زبان تو آرزوهایم…

به گوش خدا برسد…✔

بـایـد کـسـی را پـیـدا کـنـم کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـد (!)
آنـقـدر کـه یـکـی از ایـن شـب هـای لـعـنـتـی

آغـوشـش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتـگـی اَم بـگـشـایـد… هـیـچ نـگـویـد! هـیـچ نـپـرسـد…

فـقـط مـرا در آغـوش بـگـیـرد…

بـعـد هـمـانـجـا بـمـیـرم..

پیک هارا یکی یکی خوردم تا مستی مرا بگیرد برای ساعتی هم شده بیخیالت بشم،وقتی مستی از سرم پرید تازه فهمیدم همه را به سلامتی تو خوردمسهم من از زندگی دستان پر مهر تو شد
می ستایم من تو را تا آخر عمر ای عزیزم
در میان اوج تنهایی تو با من مانده ای
تا تو باشی من چه غم دارم ز دنیا ای عزیزملعنتی دلم تموم لحظه های با تو بودن رو بهم وصله کرده از اون به فیلم ساخته ک هر لحظه تو ذهنم تماشاش میکنمآنجا بود که از عشق متنفر شدم
وقتی مورچه ای خودشو به لیوان میکوبید وعاشق تفاله چای شده بودﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ
ﻣﻨﺘﻬﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ !
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯾﺖ
ﺑﺎﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﺼﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﻢ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﻣﺖ !
ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ
ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ
ﮐﺎﺵ ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺑﻬﺎﯾﺶ ﻧﺎﻧﺠﯿﺒﯽ ﻧﺒﻮﺩ !
ﺗﺎ ﻣﯿﺪﯾﺪﯼ
ﮔﺎﻩ ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﻧﻔﺴﻬﺎﯾﺖ
ﺷﻌﻠﻪ ﺩﺍﻍ ﻟﺒﻬﺎﯾﻢ
ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﺭﻋﺪ
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻋﺒﻮﺭ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ !..ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﻣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺗﻮ ﻣﺸﺘﺖ ﭼﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟
ﮔﻔﺖ :ﺧﻮﺩﺕ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ
ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ
ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﺵ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺒﻮﺩ !
ﮔﻔﺘﻢ؟ : ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ !
ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﻓﺸﺮﺩ
ﮔﻔﺖ : ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﻻ ﻫﺴﺖ .
ﺩﺳﺘﺎﻡ ﮔﺮﻡ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻭﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ♥نامه عاشقانه
۱٫محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز می کردم.
۲٫دروغ و بی اساس بود و در حقیفت نفرت من نسبت به تو
۳٫روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را میشناسم
۴٫به پستی تو بیشتر پی میبرم
۵٫این احساسات در قلب من قوت می گیرد که بالاخره روزی باید
۶٫از هم جدا شویم و دیگر من مایل نیستم به هیچ وجه
۷٫شریک زندگی تو باشم و اگر چه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهاری کم بود اما
۸٫توانستم به طبیعن پست و فرومایه تو پی ببرم و
۹٫ بسیاریاز صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم
۱۰٫این خودخواهی و حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و اگر با این وضع
۱۱٫ازدواج ما سر بگیرد تمام عمر را
۱۲٫به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند.بنابراین با جدایی از هم
۱۳٫خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان
۱۴٫از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و بازهم مطمئن باش
۱۵٫این حرفها را از روی عمق احساساتم مینویسم و چقدر برایت ناراحت کننده است اگر
۱۶٫ باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی ،از تو میخواهم که
۱۷٫ جواب من را ندهی ،چون حرفهای تو تمامش
۱۸٫ دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمی توان گفت ک داری کمترین
۱۹٫عواطف ،احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه
۲۰٫ تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنمو نمیتوانم قانع شوم که
۲۱٫تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم
و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه من را نسبت به خودت بدانی از شماره های فرد را بخوان…زندگى زیباست حتى اگر کور باشى
خوش آهنگ است حتى اگر کر باشى
اما بى ارزش است اگر ثانیه اى…… نباشى!!!من نمیخواهم که زاده آمال وتصوراتم باشی.
من فقط میخوام که دوستــــم داشتی باشی..کاش در حنجره ام قدرت فریادی بود تا بدانی که تورا می طلبم هر لحظه………..ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺧﻮﺑﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ . . .
ﻳﺎ
ﺳﻘﻂ ﺷﺪﻧﺪ !
ﻳﺎ
ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺁﻣﺪﻧﺪ !کــــاش بـرایــم کمـی حرفــــــــ مـی زدی!
ایـن روزهـا دلـــم صـدای تـــو را کـم دارد…
صــدای پـــای بهــــارشنیــده مـی شـــود امـا دل مـن بهـاری جـداگـانـه مـی خـواهد!میگن دلتنگی قشنگ ترین هدیه عشقه حالا من با این هدیه قشنگ تو چکارکنم؟دوستت دارم شاهزاده قلبم!هر کس هر جا که دلش می خواهد بایستد !
به کسی اجازه اینکه به جای تو در قلبم بنشیند نخواهم داد !ساعتهامیگذرندولی من هنوزبیدارم
چشمم را دوخته ام به گوشی که شاید..
به خودم دلداری میدهم که او به توخیانت نمیکند
امامیدانم الان بوسه هایش برای دیگریست ومن……دوست دارم ولی چرا نمیتونم ثابت کنم
لالایی میخونم ولی نمیتونم خوابت کنم
دوست داشتن منو چرا نمیتونی باور کنی
آتیش این عشق و شاید دوست داری خاکستر کنیﺍﺯ ﺑﺲ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ “ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻣﯽ‌‌ﺁﯾﺪ”
 ﻣﯽ‌ﮔﻮﯾﻢ “ﯾـــــــﺎﺭﻡ ﻣﯽ‌‌ﺁﯾﺪ”
 ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﯾﺎﯼ‌ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ…هه.. اونی که اونهمه بهش خوبی کردم؛ پاک و صادق میخواستمش.. اونی که بهم میگفت عاشقمه اونم با اشک تو چشماش با یه بار امتحان بی وفا از آب درومد! جالبه انتظار داره دروغاشو باور کنم!!! هرچند دلم میمیره ولی به جان خودت قسم که بزرگترین قسمم بود ولت میکنم.. برو و بگو بی گذشت بود….آسان تر نگاهم کن ! دلم تا عشق بیشتر نمی داند !هنگام بارش بـــــــاران

سرت را رو به آسمان

نگیـــــــــــر مــــــن به

بوسه های باران روی

صورتت هم حسودی

میکنم

گاهـــــــــی دلــــــم …
تفـــــــریح ناســـــ ــــالم می خواهـــد …
مثـــــــل …
فکـــــــر کــــــردن بــــــه ” تـــــــــو ” ……….!اسمم را
سنگی نگه می دارد
خودم را گوری
ویادم را…
مهم نیست!وقتی تو باز می گردی
کوچکترین ستاره چشمم خورشید است
و اشتیاق تو
لمس غریب دستهایم را
مغلوب می سازد
وقتی تو نیستی
باغبان پیرخاطره ها هم
شاخه ای تبسم به غمگینی چهره ام نمی فروشدﺩﯾﮕﺮ ﺗﺤﺴﯿﻨﺶ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ …
ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻋﺎﻗﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻧﺒﻮﺩ !!….یک روزقشنگ یک دل خوش یک لب خندان یک تن سالم دوجیب پرپول دعای امروزمن برای هرروزتو…اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم .عزیزترازجانم،آسمان باش تاعمری برای دیدنت سربه هواباشمﺩﺭﺩ ﻫﺎﻳﻢ ﺩِﻟﻨِﺸﻴﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . . .

ﻭﻗﺘﯽ ﺩَﺭﻣﺎﻥ ﺗــــــﻮﻳـﮯ . . .

ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮ ﻣﺤﺒّﺖ
ﺑﻪ ﻋﺸﻖ 
ﻣﻦ ﺑﺪﯼ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺜﺒﺖ
ﺗﻮ ﺑﯽ ﻟﯿﺎﻗﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ”ﻧﻪ”
ﺍِﻧﺪِ ﺣﻤﺎﻗﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﮕﯽ “ﻧﻪ”
ﻓﺪﺍﯼ ﺍﻭﻥ ﮐﻪ “ﻧﻪ” ﻧﻤﯽ ﮔﻪ ﻣﯽ ﺷﻢ
ﻋﺎﺷﻖ 
ﯾﮏ ﺩﻟﺒﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯽ ﺷﻢ
ﺍﮔﺮ ﺟﻮﺍﺏ “ﻧﻪ” ﺑﯿﺎﺩ ﺗﻮ sms  ﻭ ﻧﺎﻣﻪ ﺕ
ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﻗﻬﺮ، ﻗﻬﺮ ﺗﺎ ﻗﯿﺎﻣﺖ!فقط میدونم میمونم
نمیدونم
کنارت میمونم
یا به یادتﻋﺸﻖ
ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﻌﻮﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻋﺸﻖ
ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﺳﻘﻮﻁ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺳﺖ . . .ﭼﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺗــ ــــ ـــ ــﻮ
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﺮﺳـــ ـــ ــﻢﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ !
ﭘﻨﺎﻫﺶ ﺑﺎﺵ ، ﯾﺎﺭﺵ ﺑﺎﺵ
ﺟﻬﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ
“ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ” ، ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﺎﺵچقدر دوست دارم که یکیو داشته باشم،
ماله خود خودم،
یکی که نگرانم باشه،
یکی که براش مهم باشم…
یکی که مثل تو پشتمو خالی نکنه…
دلم یکی میخواد که وقتی بهش خوبی میکنم فکر نکنه محتاجشم،
کسی که جواب محبتامو با محبت بده…
دلم کسی رو میخواد که بتونم بهش ببالم…
دلم کسی رو میخواد که جلو دیگران با افتخار بگم این ماله منه،
این دنیای منه…
دلم این روزا یه مرهم،یه دوست داشتن واقعی میخواد…
یکی که رفیق باشه،
یکی که دستاشو بگیرمو با هم یه عالمه قدم بزنیم…
دلم یه دوست داشتن میخوادمن تورا به کسی هدیه میکنم که از من عاشق تر باشد واز من برای تو مهربانتر من تو را به کسی هدیه میدهم و او را که از من بر تو عاشق تر است هزار بار میبوسمایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را
به رُخـم مـے کـشـنـد
چـه مـے دانـنـد . .
فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم
و چـه شـب هـا کـه
خـواب ِ شـیـریـنـَت را مـے بـیـنـَملبهای تو هوس انگیزترین تجربه جهان است، وقتی مرا به نام می خوانی فاصله هوس تا گناه، فاصله نام من تا نام توست.ﺑﺎ ﺭﻓﺘَﻨَﺖ . . .

ﺧَﻃَﺮﻧﺎﮎ ﻣـے ﺷﻮﻧﺪ . . .

ﺧــــ ـﺎﻃـ ـﺮﺍﺕ . . .

شهامت میخواهدسردباشی…وگرم لبخندبزنی…!وقتی روزی رسید که من نبودم، تمام وصیتم به تو این است…
“خوب بمان”…
از آن خوبهایی که من عاشقش بودم!ﺷــــﺐ ﻫـــﺎ ﺑـﻪ ﻭﻗـــﺖ ﺧﻮﺍﺏ
ﺍﺯ ﻃــــﺮﻑ ﻣﻦ ﻭﺟـــﺪﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺒـــﻮﺱ
ﺍﮔــﺮ ﺑﯿـــﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﺑﭙـــﺮﺱ ﭼـــﻄﻮﺭ ﻣــﮯﺗﻮﺍﻧﺪ ﺷــﺐ ﻫـﺎ ﺑـﻪ ﺍﯾـــﻦ ﺭﺍﺣـــﺘﯽ ﺑـــﺨﻮﺍﺑﺪ ؟ﭼﻪ “ﺷﻮﺭﯼ ” ﻣﯿﺰﻧﺪ ﺩﻟﻢ
.
ﻭﻗﺘﯽ
ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
.
.
.
ﺍﻧﻘﺪﺭ “ﺷﯿﺮﯾﻦ ” ﻣﯿﺸﻮﯼ !عشق وجود ندارد وقتی تو نباشی کس دیگه جایت را برایش پر می کنددل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من // دیدی چه آوردی ای دل از دست غم بر سر منهیچ….
گفتم نرو
رفتنت تداعی ِ مردن است
رفتی
بی دلیل
و من زنده ام هنوز
تو مرده ای
در دل
در یاد, در فکر
و کشف شد رابطه ی رفتن با تفریق
ارزشت شدید کاهش یافت
مثل صفر در جمع و تفریق
که در بود و نبودش هیچ فرقی نیست
صفر شده ای, ای هیچچشم من بسته به مژگانه دو چشمت .کجایی تا ببیمم اسمت ای یارﺣﻤﺎﻗﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺗﻮ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﻣﻨﻮ ﺁﺭﻭﻡ ﮐﻨﯽ
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﭘَﺴَﻢ ﻣﯿﺰﻧﯽ
ﻭ ﻣﻦ …
ﺑﺎﺯﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺸﻢ
ﺣﻤﺎﻗﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﻣﻦ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺑﺎ ﺗﻮﯾﯽ ﻫﺴﺘﻢ
ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻨﯽ !…..
ﻣﻦ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺍﺣﻤﻖ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﻴﺴﺘﻢ !….
ﻭﻟﻲ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻓﻬﻤﻴﺪ ﻛﻪ ﺣﻤﺎﻗﺘﻢ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﺩﺭﺩﻱ ﻧﺨﻮﺭﺩ ﺟﺰ ﺩﺭﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩﻡ ..کاش می فهمیدی وقتی یه مرد برات گریه می کنه از همه چیزش برات گذشتهو عشق؛؛
تنها گناهیست که به وقت ارتکاب آن،خدا برای بشر ایستاده دست میزند.اشک تنها خاطره ایست که این روزها از تو
به “یادگار” دارم….زندگی وقتی قشنگه که دلی برای دلی تنگ میشه…الان زندگیم خیلی قشنگهپاکی الفبای عشق را آموختم،نوای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم،به تو و کلبه ی عشقمان بالیدم،تو هم گمشده ام شده ای؛حال که چنین شیفته ی تو ام؛باش تا درکنارت آرامش یابمچقدر طول میکشد آدم صدای کسی رو که دوستش داره رو فراموش کنه ….
چقدر طول میکشه که وقتی آهنگ عاشقونه گوش میدی دیگه یادش نیوفتی…
اصلا چقدر طول میکشه که دیگه دوستش نداشته باشی……قشنگترین صدایی که می تونین از عشقتون بشنوین وقتیه که از خواب بیدار میشه و گیج حرف میزنه هر صبح آفتاب، هر صبح یاد تو !!!بدترین ظلم این است :
معشوقت میداند که چقدر عاشقشی ؛
اما …. باز عذابت میدهد … !!!همیشه دلم میخواست در آغوشش باشم. دلم آرامش میخواست. دلم امنیت میخواست. دلم میخواست حتی در تملکش باشم. دلم میخواست حتی یک لحظه جزو داراییهایش باشم. خیلی وقتها، آغوشش را کم می آورم. این وقتها، نبودش نیست که آزارم میدهد، بلکه اینکه ایمان دارم هیچوقت این اتفاق نمی افتد، چنگ به دلم میزند. اما امروز جور دیگری هستم. امروز دلم میخواهد او در آغوشم باشد. امروز دلم آرامش او را میخواهد. امروز دلم امنیت او را میخواهد. امروز دلم او را میخواهد. امروز دلم گریه با صدا میخواهد. امروز دلم هق هق میخواهد. خسته شدم ازین گریه های بی صدا. ازین گریه هایی که بیشتر راه نفس را میبندند. خسته شدم ازین همه خودسانسوری. خسته شدم ازین همه دروغ. من امروز خسته شده ام. من امروز کم آورده ام. من امروز دلم فرار میخواهد. فرار از همه این مردمانی که مرا نمیفهمند. فرار از همه مردمانی که عاشق دروغ گفتنند. فرار از همه مردمانی که میترسند حرف بزنند. فرار از همه مردمانی که روی دروغگویت را بیشتر دوست دارند. میدانید؟ به ندرت پیش می آید گریه کنم. بغض میکنم اما نمیگذارم اشکهایم بریزند. اگر گریه کردم، پس بدانید که اوضاعم خیلی خراب است. دیروز گریه کردم. دیروز وقتی خواستم بگویم برایم مهم است، اشکم ریخت. امروز هم گریه کردم. وقتی گفته بود:” حال من خراب است، خرابترش نکنید”، باز هم اشکم ریخت. دلم میخواست بروم یقه اش را بچسبم، توی چشمانش زل بزنم و بگویم که چرا این حرف را میزنی؟ چرا اینگونه فکر میکنی؟ چرا هنوز نشناختی مرا؟ در تمام این مدت، چه رفتاری از من دیدی که حالا همچین حرفی میزنی؟ دلم میخواست بگویم پسر خوب بفهم! بفهم که من دختر مغروری هستم. دم بر نمی آورم مگر اینکه کارد به استخوانم رسیده باشد! مثل امروز که کارد به استخوانم رسیده بود و خواستم فقط بگوید که حالش خوب است یا نه. بگویم که بیا سرم بشکن، دلم را زیر پا له کن،! اما به غرورم کاری نداشته باش. بیا توی گوشم بزن اما هی غرورم را نشانه نگیر. شاید هم آخرش بگویم بغلم کن که کم آورده ام. که بگویم  لحظه ای شانه هایت را به من قرض بده. بگویم مدتی است از همه خورده ام، دستانم را بگیر که سردم است. بگویم دیگر از همه میترسم، بیا برای لحظه ای هم شده آرام جانم باش. که بگویم بیا…. که بگویم دوستت دارم…..که بگویم درست است کوه صبر شده ام اما درونم دارد از بیقراری متلاشی میشود….وقتی خواستی ترکم کنی،چینی قلبم شکست،صداش رو شنیدی ولی بازهم رفتی!بعد ها فهمیدم که صدای شکستن قلب من نبود،قلب تو بودکه حالا از کار افتاده!ببین چه کم حرف است آرزوی من”تو”شانه هاى عاشقان تکىه گاه اشک هاست…پس چرا بر شانه ما اشکى نمى رىزد کسىمینویسم با عشق!
دوست دارم
نقطه نمیگذارم اگر ماندنی بودی تو بگذار!عاشق شدم وعشق مرابدنام کرد،داروغه بشنیدومرازندان کرد،درخلوت زندان به خودنالیدم،عاشق شودآنکس که مراعاشق کرد!بگذار همه زندگیم گره ی کور بخورد،
دستهای تو که باشد ملالی نیست…
با نگاه تو گره از همه چیز باز می شود،
حتی از دل گرفته ی من
فقط مرا از خودت باز نکن…یه روز خودم ودلم عاشق یکی ودلش شدیم،ولی اون من ودلم رو ازخودش ودلش روند.دیروز بایه دسته گل اومددیدنم ویه نگاه مهربون،نگاهی که سالهاازمن دریغ میکرد،گریه کردوگفت که دلش برام تنگ شده.من فقط نگاهش میکردم چون کاری نمیتونستم بکنم.اونم کاری نکرد فقط بااشکاش سنگ قبرموخیس کرد.اگه پیشت نبودم نگونیست بگوبه یادمه/اگه ازت دورم نگودوره بگوقلبش بامنه/اگه ناراحتت کردم نگونامرده بگومی بخشمش/اگه رفتم نگورفت بگوزودبرمیگرده…ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺧﻮﺵ ﺑﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻭﺝ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﯿﻪ… ؟
ﺧﻨﺪﻩ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ! …
ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﺸﻦ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﺸﻦ ،
ﺍﻭﻥ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ! …اهای مرغ عشق به من تنها فخرنفروش… معشوقه ی تو هم به لطف قفس است که وفادارمانده…ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﻭﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﯿﺪ …
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺑﮕﯿﺮ
ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﻠﺒﺶ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ ..
ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻥدیگر تب هم ندارم

داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام

سرد … سرد

شاید دق کرده ام

کسی چه میداند

نقشه را تا می زنم و جهان را توی جیبم می گذارم تو فقط چند سانتیمتر… از من دوریﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﺸﻢ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ
ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻝ …
ﭼﺸﻢ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﺩﻝ ،ﻫﺮﮔﺰ …
ﭘﺲ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ
ﺩﻝ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ..
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺷﺪ …سرمایه ام تنها دلم بود دیروز تمامش را صدقه دادم…
به هوای لبخندت…!آموختم که خدا عشق است وعشق تنها خداست.آموختم اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا برایم بهترش رادرنظر گرفت. وآموختم که زندگی سخت است ولی من از او سخت تر.بِبَخش اگر..
خودم را بہ مریضے مےزنم..
نمیدانے چہ لذتے دارد وقتے..
با چشمھایے نگران..
تمامِ تَََنَم را چِک میکنی..!ﺑــــﺎﺯ ﻫـــــﻢ ﺧﯿﺎﻝ ﺗــــﻮ
ﻣــــﺮﺍ
“ ﺑﺮﺩﺍﺷــــﺖ”
ﮐﺠــــﺎ ﻣﯽ ﺑــــﺮﺩ ﻧﻤــــﯽ ﺩﺍﻧــــﻢ !یک جفت چشم سیاه
یک جفت چشم آسمانی
یک جفت چشم سبز
خیلی ها برای اینها شعر مینویسند
اماتو
صاحب آن چشم های قهوه ای ساده هستی
که شعرت را
تنها من میدانم.چشمان شیطان تو
ابلیس را باز نشسته کرد
میترسم روز قیامت
خدا تمام گناه انسان ها را گردن تو بیاندازد
چشمانت را پشت عینک دودی پنهان کن
در بهشت لازمت دارم
هرچندسیاهی شب زیبانیست اماچون سکوتش توروبه یادم میاره شب رامیپرستم!گفتم غمه تودارم گفتا غمت سراید بدونه تو این دنیاراچه کنممن حرفهای زیادی برای گفتن دارم.
چشمهایم را ورق بزن!
حرفهای ناگفته ام را خودت بخوان…بوسه یعنی وصله شیرینه دو لب
بوسه یعنی خلصه در اعماقه شب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب لذت از دیوانگی,,,,,بزرگترین هدیه ایی که میتوان به کسی داد ؛…..زمان است !
هنگامیکه برای یک نفر وقت میذاری ،قسمتی از زندگیت را به او دادی ….
که باز پس نمیگیری !
دقت کنیــــــــــــد که دارین واسه کی وقت میزارین … !!!؟؟؟وقتی می آیی کفش بنددار بپوش تا وقت رفتن اندکی ببشتر ببینمت.گاهی وقتا چقدر اذیتت میکنه، این دروغی که پشت فراموش کردن پنهون شده،
زبونت میگه فراموشش کردی، ولی دلت هنوز داره با یاد وخیالش زندگی میکنهخوبه ادم یکی را دوست داشته باشه نه به خاطر اینکه نیازش رو برطرف کنه نه به خاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه به خاطر اینکه تنهاست و نه از روی اجبار بلکه به خاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشتن رو دارهﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ِ ﻫﯿﭻ ﻓﺼﻠﯽ …
ﺧﯿﺲ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ …
ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﺪﻡ …به خاطر عشق گریه کن، ولی کسی را به خاطر عشق به گریه ننداز ! با عشق بازی کن ، ولی هرگز کسی را با عشق بازی نده!ما عشق را پاس میداریم حتی با سکوت. به قول پائولو کوئلیو : بادها میوزند و شنها را جا به جا میکند ولی صحرا همچنان صحرا باقی میماند! عشق ما نیز چنین است!!!گاهی با نگاهت پر از خاطره میشوی !
گاهی گرفته ای …
گاهی تمام رسیدن به تو میشود:” یک نگاه ”
گاهی همان را از من دریغ می کنی !
اما همیشه می مانی…
این بودن همیشگی ات است در لحظه لحظه ام که ” از ان منی”
حتی اگر نباشی …
حضور سبز خاطره هایت همیشه ماندنی است…(سلام) در انبوه خداحافظ گم شده است   یابنده عزیز !   با اولین قاصدک آن را به من برسان !   (قلبم) در در انبوه فریاد ها گم شده است   یابنده عزیز  !   با اولین قناری آن را به من برسان !   (عشق) در کتاب های شعرم گم شده است   یابنده عزیز  !   با اولین نگاه آن را به من برسان !!!ﺑﯽ ﮐﺴـــﯽ ﯾﻌﻨـــﯽ …ﻻﯼ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﻤﮏ ﺑﭙﺎﺷﯽ …ﻭ ﺯﺧـــﻢ ﻫﺎﯾـﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺕ ﺭﺍﻩ ﺑﯿﻔﺘﻨﺪ …
ﻭ ﻣﻌــﺘﺎﺩ ﺩﺳﺖ ﻫـﺎﯼ ﺷﻮﺭَﺕ ﺷﻮﻧﺪنمی دانم کجای بازی ما
اشتباه بود
که تو دیگر همبازی من نیستی
و من هنوز
گرگم به هوای تو…اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
اگه تویی اون که فقط دلم میخواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم
منو ببخش اگه بهت خیلی میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یک فرشته ای و من اگه فقط یه آدمم
منو ببخش اگه برات میمیرم و زنده میشم
اگه با دیوونگی هام پیش تو شرمنده میشم
منو ببخش اگه همش میسپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببخش من نمیخوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونیتو نه به شب و نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه میخوام تو رو فقط واسه خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدمسهم تو از من هرچه بود…
ســپردى اش به باد…!

سهم من از توهر چه بود…
هـســـت…به همان طراوت و گرماى آغازینوعزیز میدارمش…

تا آخرین نبض بودن….تا لحظه سـپردن به خاک…!

بی معرفت یکم از قیصر معرفت یادبگیر .اون به عشق خودش دست رد زد چون میدونست زنده نمیمونه که خوشبختش کنه.! ولی تو که زنده بودی خاک بر سرتﺩﻟﻢ ﺁﻏـــﻮﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ …
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺷـــﻬﻮﺕ …
ﻫﻤــــﺪﺭﺩ ﺑﺎﺷـــﺪ …رشته محبت را پاره میکنم شاید گره بخوردو به تو نزدیکتر شومممنون که هستی
وهستی رارنگ می آمیزی
هیچ چیز از تو نمی خواهم
فقط باش مهربانم ….من ازاعدام نمیترسم!نه از سیمش،نه ازدارش،من ازپایان بی دیدارمیترسم!!ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ …

ﻫﻢ ﺁﻏﻮﺷﯽ،ﺑﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ …

ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﯿﺮﻭﻡ .… !

ﺑﻠﻮﻍ ِ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ،ﻣﯿﺎﻥ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺗﻮ …

ﺭﻭﯾﺎ ﺭﺍ ؛ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِﻣﺤﺾ
ﻣﯽ ﮐﻨﺪ …

چشمانم خسته است و نبض ذهنم افتاده ,کاش نگاهت یک قدم نزدیکتر بودهر از گاهی دریا هوس میکنه، به ساحل سربزنه براش مهم نیست ساحل تحویلش بگیره یا نه! مهم اثبات وفاداری دریاست…درعشق توام نصیحت و پندچه سود،،زهراب چشیده ام مراقندچه سود،،،گویند مراکه بندبرپاش نهید ،،دیوانه دلست پام دربند چه سود؟؟؟؟╱◥◣
│∩ │◥███◣ ╱◥███◣
╱◥◣ ◥████◣▓∩▓│∩ ║
│╱◥█◣║∩∩∩ ║◥█▓ ▓█◣

تو شلوغی این شهر…

… ی وقت فراموشم نکنی!

ﻣﺎ ﺩﺭﭘﯿﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ
ﺑﻪ ﮐﻨﺪﻭﯾﯽ ﺍﺯﻫﻮﺍﯾﯿﻢ .
ﺍﺯﺩﻭﺳﻮﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯽ ﻓﺮﺳﺘﯿﻢ .
ﭼﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺩﺭﯾﭽﻪ ﺍﺵ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖو اما بعد از مرگم . . .
قلبم را جدا از من خاک کنید . . .
من و دلم هیچ گاه
آبمان توی یک جوی نرفت . . .ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺮﺳﻲ
ﻭ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ !…
ﺯﻳﺮﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻦ،
ﮐﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﺩ …
ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﻳﺴﺘﺪآرام بىا
باز هم آرامتر
اىنجا دىو تنهاىى ب خواب عمىقى فرو رفته…!
آنقدر خواب است ک نفهمىده تو اىنجاىى…!
مواظب باش آرامشش را بهم نزنى
بگذار بخوابد
بگذار رهاىم کند…دگر آرزو نجویم پى آرزو نپویم
همه از تو شکر گویم که تویى شکارم امشبچترم باز باشد یا بسته فرقی نمیکند بی تو آسمون دلم همیشه بارونیست.وقتی”تو در من هر لحظه مرور میشوی”
چگونه بیخیالت شوم!
“ای خیال خوب من”… :”” (چشمانت سودا گرانی هستن که عشق رابه تجارت می برند!ﻧﺴﻠﯽ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺒﻮﺩﻳﻢ ﻫﻢ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻜﻮﻥ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ …میخوام این بار با همه عاشقا فرق داشته باشم میخوام عاشقت باشم ولی خیلی متفاوت
عزیزم من آشغطم
متفاوت متفاوتعشق یک کلمه است ولی برای مردم هزاران معنا دارد ولی جدایی هزاران معنا دارد ولی برای مردم یک کلمه ویک معناادم باید یک تو همه جا داشته باشد که هر وقت از همه چى خسته و ناامید بود بهش بگه مهم اینه که تو هستى …بىخیال دنیادکتـر نیستم..

اما برایتان ده دقیقه راه رفتـن روی جدول هایِ

کنار خیـابـان را تجویـز میکنم.. !

تا بدانید..

تعــادل چیز مهمی ست امـا،

دیوانـه بودن قشنـگ تر است

ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﯿﺴﺘﻢ . . .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻣﺎ (!)
ﻫﻨﻮﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻮﯾﺰ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﭙﯿﮑﺮ ﻣﯿﺎﻓﺘﺪ . . .
ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺩ ! ! !
ﺷﺎﯾﺪ ” ﺗﻮ ” ﺑﺎﺷﯽ . . .
.ﻭﺍﯼ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺶ
ﺩﺍﺭﯼ ﯾﻬﻮﯾﯽ ﺻﺪﺍﺕ ﮐﻨﻪ:
ﻋﺸــــــــــﻘــــــﻢ…تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک زن آسانتر است…
ناپلیون بناپارتﺩﻝ ﻣﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﮔﺮﺩ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺴﺎﻃﺶ ﺭﺍ ﻳﻜﺠﺎ
ﭘﻬـــﻦ ﻛﻨﺪ،
ﺩﻝ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻛﻨـــــﺎﺭ ﺩﻝ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ،
ﻧﺨﻮﺍﺳﺘـــﻲ ﺍﺵ ….
ﻛﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﻛﺮﺩﻡ،ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻛﺸﻴﺪﻡساکتم… هیچی نیستم! حتی انقدر آدم نیستم که عاشقم باشی؟؟ 
اما کاش میفهمیدی من در برابر دل های بی احساس این شهر شلوغ، فقط یه پسر ساده ی ساده ام…وفقط آغوش توست که به اغتشاش میکشد افکار مرا هرشب…ﺳﻼﺧـــﯽ ﻣﯽ ﮔﺮﯾﺴﺖ
ﺑﻪ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ …ﻫﺮﺑﺎرﮐﻮدﮐﺎﻧﻪ دﺳﺖ ﮐﺴﻲ راﮔﺮﻓﺘﻢ, ﮔﻢ ﺷﺪم! آﻧﻘﺪرﮐﻪ درﻣﻦ ﻫﺮاس ﮔﺮﻓﺘﻦ دﺳﺘﻲ ﻫﺴﺖ, ﺗﺮس از ﮔﻢ ﺷﺪن ﻧﻴﺴﺖدیشب یکی ازم پرسید :خیلی دوستش داری؟
تازه فهمیدم
“خیلی” چه قدر کمه..عشق چیست؟
کلمه ایست سه حرفی که مخفف جمله ” علاقه شدید قلبی ” است و حسی است که وقتی کسی به آن مبتلا میشود، به کلی مبهوت طرف مقابل خود یعنی معشوق میشود!شاعرها “هجران” می کشند،
نقاش ها “تابلو”
زندانی ها “تنهایی”
دزدها “سرک”
مریض ها “درد”
بچه ها “قد”
و من برای کشیدن “نفسهای تو” را انتخاب می کنم،
من برای نفس کشیدن “هوای تو” را انتخاب می کنم.گفتند که تماشای تو هرلحظه گناه است
من گرد گناهی بروم که درآن برتونگاهستپلاک، کوچه، حتی آدرس خانه ام را عوض کرده ام… چه فایده!
یاد تو در پرت ترین خیابان های این شهر هم مرا به راحتی پیدا می کند…نیمه ى گمشده ام نیستى که با نیمه ى دیگرم به جستجو یت بر خیزم تو تمام گم شده ى منىﺩﺍﻏﺘـــﺮﯾـﻦ ﺁﻏــــﻮﺵ ﻫـــﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻨـﺘــــ

ﻭ ﺷﯿـﺮﯾـــﻦ ﺗـﺮﯾــﻦ ﺑــﻮﺳـــﻪ ﻫـــﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻟﺒـــﺎﻧﺘــــ

ﺑﯿـــﺮﻭﻥ ﻣﯿﮑﺸـــﻢ

ﺑــﻪ ﺗـﻠـــﺎﻓـﯽ ﺗﻤـــﺎﻣـ ِ ﺭﻭﺯﻫــﺎﯾـــﯽ ﮐـــﻪ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﻫﻤﺘــــ

ﻭ ﻧﯿﺴـﺘـــﯽ  . . .

شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی ؟
باتوأم، خانه تنهایی من دور که نیست

آنکه با دسته گلی حرف دلش رامیزد
پردرد است ولی مثل تو مغرور که نیست

تو نگفتی به من اما خودم میدانم
تو نمیخواهی عزیزت بشوم زور که نیست

ﺷﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺗــﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ
ﻓﻘــﻂ ﻭ ﻓﻘـــﻂ …
ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ،
ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘــــﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽ
ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪزیرسایبون چشمات توشبستون نگاهت،یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتومیگیرم،بین پایزوزمستون انتظار و نم بارون،میون نامهربونی تابخوای برات میمیرم.من هر روز می نویسم و “تو” هرگز نمی خوانی…
و این “تلخ ترین “حقیقت زندگی من استآهای آدما …
پاسخ ” دوست دارم ” مرسی نیست…!!ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﻣﺮﺍ ﺁﺯﺍﺭ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ..
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ !
ﺗﻨﻬﺎﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﻣﺮﺍ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ..
ﺗﻨﻬﺎ … ﯾﮏ ” ﻥ ” ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ “ﺑﻮﺩﻧﺖ “ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖشبها
تنها از پشت پنجره
به آسمان نگاه نکن
چشمک زدن ستاره ها
به تو را
تاب نمی آورم….میگن لبخند ربطی به مرگ نداره ولی تو بخند تا من برات بمیرم.ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ
ﺭﺍﺯﯼ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍﯾﯽ
ﻗﻠﺒﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺻﻔﺎﯾﯽ
ﺯﻟﻔﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻝ ﭘﺮﯾﺸﯽ
ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻋﺬﺍﺑﯽ
ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﺟﻔﺎﯾﯽ
ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺳﮑﻮﺗﯽ
ﻧﻪ ﮐﻼﻣﯽ ﻧﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ
ﻧﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻭ ﺻﺪﺍﯾﯽﺑـــــﻪ ﺁﺩﻣـــــﻬﺂ ﺗﮑـــــــﯿﻪ ﻧﺰﻥ!
ﺁﺩﻣــــﻬﺂ ﻫﻢ ﻣﺜﻞِ ﺩﯾـــﻮﺁﺭ
ﺑـــﺂ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﯼ ﻧﮕــــــﺂﻩِ ﺩﯾﮕـــﺮﯼ ﭘﺸﺘﺖ ﺭﺍ ﺧـــــﺂﻟﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨــــﺪ …می شود به فنجانی چای مست شوی به سیگاری نئشه و به لبخندی کامیاب!اگر “او” یی که باید … روبرویت نشسته باشدشچــقَــدر پَــــر
مــی کـِــشَــد دلــَــــمــ

بـــه هَـــــوآی تـُــُــــُـو

انگـــآر تَمــآم پَــرَنـده ـهـآی جَـهآن در قَــلبـــــم

آشیــــــآنـِه کَـرده اَنـــد

ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﺮﻓﺖ…
ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺷﮏ
ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻪ
ﻋﮑﺴﻢ ﺭﺍ…
ﻋﮑﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ:
“ﭼﻬﻞ ﺭﻭﺯ ﮔﺬﺷﺖ”ﺩﯾﺮ ﺁﻣﺪﯼ ﻋﺸـــﻖ ﺩﯾﺮﻭﺯﻡ
ﺩﻟﻢ ﺩﯾﮕـــﺮ ﺑﻪ ﺑـــﻬﺎﻧﻪ ﯼ ﺩﯾﮕـــﺮﯼ ﻣﯿﺘﭙـــﺪ
ﻭ ﻋﺸـــﻖ ﺗــﻮﺭﺍ ﺻﺎﺩﻗـــﺎﻧﻪ ﯾﮑـــ ﺍﺷﺘـــﺒﺎﻩ ﻣﺤـــﺾ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ
ﺑــــﺮﻭ !!!!! ﺟـــﺎﯼ ﺗـــﻮ ﺩﯾﮕــــﺮ ﺩﺭﺍﯾـــﻦ ﻗﻠـــــﺐ ﻧﯿــــﺴﺖکمترین آرزویم این است که باچشمان مهربانت هرگزنامهربانی روزگار رانبینیﻧﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ …
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻧﺎ ﺁﺭﺍﻡ
ﭼﻘﺪﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !…زیباتراز گل های ارغوان
آبی ترازشکفتن روح حقایقی
دستان توست سایه ی صدهاگل غریب
توشرح حال سوختن شمع عاشقی
یادم نمی رودکه چه کردی برای من
گلدان آرزوی مرا آب داده ای
درسایه ی روشنی که پرازعطرقلب توبود
من را به روی ثانیه ها حاکم کردیگیرم تمام دنیا بگوید ما مال هم نیستیم …
ما به درد هم نمی خوریم! نه! ما به درد هم نمی خوریم ….
“ما کنار هم دردی نداریم” .. مگر نه؟
گیرم برای زیر یک سقف رفتن،
عشق، آخرین معیار این جماعت باشد …
گیرم دوست داشتنِ بدون سند، حرام باشد …
عجیب باشد .. باور نکردنی باشد …
گیرم تا آخر عمر تنها بمانم …
گیرم هرگز دستانت در دستانم قفل نشود …
گیرم آغوشت هیچ گاه مال من نشود …
من اما …
گیر این گیرم ها نیستم …
من …
تا ابد …
گیر چشمان توئم …
گیر دوست داشتنت !!چه سنگینند لحظه ها و چه لطیفند واژه ها …
تو آسمون دلم یه تیکه ابر سرگردان مشغول گریستنه .
تو این شب که رویاهای اساطیری ام دنبال یه بهونه اند ،عشق تنها واژه ی روشن قلبمه …منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
در چشمانت خیره شوم دوستت دارم
را بر لبانم جاری کنم
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم
سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..
از داشتن تو…اشک شوق ریزم
منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم
بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم
وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایماینو بدون وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو داره گریه می کنه عاشقته!!!!ﺑﺎﻟﺶ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺯﯾﺮ ﺳﺮﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ
ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﺷﺎﯾﺪ . . .
ﺩﻟﯿﻞ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﻫﺎﯾﻢ،
ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ . . !!!.وقتی نیستی دلم داغونه واسه دیدنت
ولی وقتی می بینمت دست و پام از کار می افته
توان راه رفتن ندارم که خودمو ازت قایم کنم تا منو نبینی
چیکار کردی با من ؟!میدانم که ﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﯿﻢ
ﺍﻣّﺎ
تو هم بدان ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﺕ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ…گل من پرپر نشوی!

که بلبلی در باز شدن غنچه لبخند تو، زبان به سرود باز کرده است

شمع من خاموش نگردی!

که چشمی در پرتو پیوند تو،به دیدن امده است.

ساقه گلبن بهار من نشکنی!

که دلی در رویش امیدوار تو دل بسته است.

آفتاب من غروب نکنی!

که شاخه آفتابگردانی به جست و جوی تو سربر داشته است…

من و تو
آن دو خطیم.
موازیان به ناچاری
که باورمان ز آغاز
به یکدیگر نرسیدن بود.دعواست اینجا
دلم آغوش می خواهد
خودم اما نه
بیا دلم را با خودت گوشه ای ببر و آرامش کنﺑﻬﺘﺮﯾﻨﻢ, ﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻨﻢ, ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺘﺮﯾﻨﻢ
ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺑﺎﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺍﻡ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﺮﺩ….سالهاست به دنبال تومیگردم

بدنبال احساسی که قلبم را بلرزاند

بدنبال نگاهی که خون رگهایم را منجمد کند

وصورتم گُربگیرد ازاین عشق

سالهاست بدنبال تومیگردم

بدنبال احساسی که بابودنت

صدای تپشهای قلبم دوبرابرشود

وقتی صدایم میکنی

“جانم” را ازاعماق جانم نثارت کنم

وآنگاه که بامن همنفس می شوی

نفسم بند بیاید ازجذبه نگاهت

سالهاست بدنبال تومیگردم ای عشق

طفلی به نام شادی،
دیری است گم شده است!
با چشم‌های روشن براق،
با گیسویی بلند، به بالای آرزو!
هر کس از او دارد نشان،
ما را کند خبر!
این هم نشان ما:
”یک سو خلیج پارس،سوی دگر خزر”ﻣﻦ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﺧﺪﺍ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺗﻮ
ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻟﺐ ﻭ ﺩﻫﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ…ﻋﻄﺮِ ﺗﻨـــــــــﺖ ﺭﻭﯼ ﭘـــــﻴـــﺮﺍﻫﻨَﻢ ﺟـــــــــــــﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ…
ﺍﻣـــــــــﺮﻭﺯ ﺑﻮﻳﻴـــــــﺪﻣﺶ؛
ﻋﻤﻴﻖِ ﻋﻤـــــــــــﻴﻖ…
و ﺑـــــﺎ ﻫﺮ ﻧَـــــــﻔَﺲ ﺑﻐﻀـــــﻢ ﺭﺍ ﺳﻨﮕﻳــــﻦ ﺗﺮ ﮐـــــﺮﺩﻡ
و ﺑـــــﻪ ﻳﺎﺩ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐــــــــﻪ ﺩﻳﮕـــــﺮ ﺗﻧـــــــــَﺖ ﺳﻬـــﻢ ﺩﻳﮕﺮﻳـــــﺴﺖ
و ﻏَﻤـــــَﺖ ﺳﻬــــﻢ
“ﻣَـــــــــــــــــــﻦ”…ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ
ﭘﺎﯼ ﺁﻣﺪﻥ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ،
ﺿﺮﯾﺢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﭼﻨﺎﺭ ﻫﻢ
ﺩﺧﯿﻞ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ‏
بفهــــــــــــم!
اگر تلافی نمیکنم ،
نـَه اینکه بلد نیستم …
اگر تلافی کنم ،
به دوستت دارم هایی که به “تو” گفتم ؛ توهین میشه …
و این توهــــــــــین به خودمه …شاید زندگی آن نباشد که ارزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شدی تا می توانی زیبا زندگی کن….فقط یک پیک از شراب نگاهت خوردم
چند ساله بودند این چشمانت؟
عمری گذشت و هنوز وقتی به تو فکر می کنم، تلو تلو می خورم..هی فلانی!
از من که گذشت…ولی بدان تو تا آخر عمر درگیر من خواهی بود اما تظاهر میکنی که اینطور نیست،مقایسه تو را از پا در می آورد،من میدانم به کجای قلبت شلیک کردم…ﻗﯿﭽﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻣﯿﻨﮕﺮﻡ
ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﯿﻞ ﺗﻮ
ﻭ ﻗﻄﻌﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﺎﯾﯽ
ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ
ﺑﯽ ﺭﺣﻤﺎﻧﻪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺸﻮﺩچه زندانی خوشبختی است لب هایت
محکوم به گرمی لبخند شده اند !!
و تو شاکی !بـگو تـمام تـــو مـال مـن اســت…
دلـم مـی خـواهـد حـسادت کـنـم بـه خـودم… .!عصاره تمام مهربانی ها را می گیرم و از آن فرشته ای می سازم همچون “خودت”دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست!
مرا شاد میکند!
لبخند را به دنیایم هدیه میکند…
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم!
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز تو این دنیا دوست دارم!زیبا ترین آغاز را با تو تجربه کرده ام
پس تا زیبا ترین پایان با من بمان…دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی”بی تو بودن”میترسم…چـه فرقـی دارد یـقـه ی لبـاسـم چقـدر بــاز باشــد ….
یـا دامنــم چـقـدر کوتــاه …
هنـگـامی که رو به رویـم نشســته ای …
من تنــها یک چیـز را می بیـنـم …
نگاهـت را …
که خـــیره شـده به چشـــم ها و زنـانگــیه من♥لطفا پلک مرا بردار به ابرویم گره بزن تا دیگر اشتباهی خواب آمدنت را نبینم…ارام ارام می بوست انقدر که طرح لبهایم روی تمام آندامت جا بمآند بگذار بدانند اغوش توتنها قلمروی من استسلام عزیزم، خواستم بگم… واقعابدجوری تودلم نشستی… پاشودرست بشین!تصویرها برفکی بود بهتر بود آخر تکلیفت روشن بود سفید سیاه
عمریست که وقتی تمام میشوی رنگ به رنگ میشوی تکلیفم روشن نیست که با کدام رنگ توام…..ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ……
ﺷﻴﺮﻳﻨﻲ ﺍﺵ ﺗﻠﺦ ﺗﺮﻳﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻡ ﺷﺪ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺒﻮﺩﺕ !..همیشه مهم توبودی اگه غروری بود برای تو بود……

اگه احساسی بود بازم برای تو بود….

ومن قانع به یه نگاهت بودم……..نگاهی که همیشه یه چیزی شبیه غم غریب

یا یه غروب پاییزی

توش بود ………

ﺑﺮﻗــــﺺ ﺑﺎ ﺳــــــﺎﺯﺵ ؛
ﺷـــــــــــــﻮﺭ
ﯾﺎ
ﺷﯿـــــﺮﯾـــــﻦ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺟــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﺒﺎﺭﯾــﺴﺖ …عاشق همه سان مست و رسوا باد
دیوانه و شوریده شیدا باد
با هوشیاری غصه هر چیز خوری
چون مست شوی هر چه بادا باداعشق و غرور دست من رو شد در این قمار … بازی نکرده باختم ، با حکم روزگار … در قمار زندگی ، عاقبت من باختم … بس که تک خال محبت بر زمین انداختم …ﺍﮔﺮ ﺣﺮﻑ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻋﺠﯿﺐ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ…….ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺟﻮﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻤﺮ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺑﮑﺸﺪ!!هرگاه مرادوست نداشتی فریادنکن،آرام درگوشم بگوتاآهسته بمیرم.گوش کن…

باران می آید …

با آمدن باران دوباره چشم هایم بارانی می شود…

چه کنم که تــــــــو بوی باران می دهی..

من تو شدم تو من شدی من تن شدم تو جان شدی تا کس نگوید من دگرم تو دگریوقتی میرفتی،
حواست نبود که
دستهایت را لای موهایم جا گذاشته ای!
ولی من، یادم می ماند
که بعد از تو دیگر،
موهایم را باز نگذارم!
آخر می ترسم یک وقت
دستهایت را هم به باد دهم…هیچ فکر کردی اگه هر ماه قبض کارکرد قلبمون رو میدادن
کدوم یکی از ما عاشقتر بودیم!آهای آقا….
اگه یه دختربهت دل می بنده فکر نکن خیلی آدم خاصی هستی….
اون خاص می بیندت….هــــر چــــه دادم بـــه ” او ” حلالش بـــاد

غیــر از آن ” دل” کــــه مُفــت بخشــیدم

نمیدانم که کجایی .تنها چیزی که از تو میدانم این است که
دست هایم به عشق تومی نویسندوقلبم سراغ از روزهای باتوبودن رامی گیرد.
نمیدانم که امده ای یا که سراب دارم می بینم سرابی شیرین مثل روزهایی که
دستهایت را در دست می گرفتم و به چشمهای زیبایت خیره می شدم و درعمق
وجودم فریاد شادی سر میدادم.
کاش بودی والان با طنین صدایت می گفتی من امده ام،امده ام تا به حرفهایی که
زدم عمل کنم امده ام تا پیشت بمانم و بر زخم قلبت مرحم بزارم به راستی این تو
هستی ای عشق پاک من که امده ای یا این سراب است که می بینم.قدر بودنت را میدانم
اما تو ندانستی
قدر داشتنت را میدانم
تو ندانستی
تنها مال تو بودم
اما تو چی
آیا تو هم همان طور که شب روز از تو میخوانم و می نویسم
شب ها میگریم
و روز ها انتظار می کشم
برای یه لحظه آمدنت
تو نیز این گونه ای؟!عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگی یک ولنگاری موقتی است . عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که در عالم مستی و هشیاری تکرار میکنند پیدا کرد ….اصلا مهم نیست تو چند ساله باشی من هم سن وسال تو هستم
مهم نیست خانه ات کجا باشد،برای یافتنت کافی است چشم هایم را ببندم
خلاصه بگویم،حالاهر قفلی میخواهد در خانه ات باشد
عشق پیچکی است که دیوار نمی شناسد.عشق مثله یه دریاست پر از امواج پر از سکوت حالا که خواستی دلتو به این دریا بزنی پس ناله نکن سرتو بالا بگیرو مثله یه ناخدای نترس کشتیتو هدایت کن .کاش بدانی نبض حیاتم بعد از خدا به امید توست که میزند…..وقتی به هم میرسیم
هردو ساکتیم
چون چشم هایمان هستند
که یک دنیا حرف دارند
!نمی ترسم تو در آغوش کسی بروی ترسم از اینه تو اغوش من را می خواستی و من نمی دانستم.میدوزم

شادی را به غم

زیاد را به کم

درخت را به ریشه

گاهی را به همیشه

ستاره را به اسمان

زمین را به کهکشان

کهنه را به نو

و

.

خودم را به تو✔

تمام رژهای دنیا را هم که برایم بگیری
باز ترجیح می دهم…
لب هایم را…
با دندان های تو سُرخ کنم..!!برای مرد عــــشق و زندگی دوچیز جداازهم هستندولی برای زن عـــشق تمام زندگی اوســــــت.لبخند کم خرج ترین آرایش چهره است،چهره ات به این آرایش همیشه آراسته باد……از ماجرای عشقت
رو سفید بیرون آمدند
موهایم. . .بوسه هایت به دلم نمیچسبد
وقتی درنگاهت خیانت موج میزند
دلم میگیرد ازین ۲رنگ وصدرنگ بازیهاﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﮐﻮﭼﯿﮑﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺷﻢ ﺩﯾﮕﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ !

ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺁﻏﻮﺷﻢ …

وقتی دستت تو دست عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده…
بی تفاوت ازین فشار رد نشیا
داره باهات حرف میزنه
میگه دوست داره!
میگه هوات و داره!
میگه حواست به من باشه!
میگه حواسش بهت هس!
میگه تنها نیستیا!فرهاد???دیگر صدای تیشه هایت نمیاید
نکند
شیرین,ی
زندگیت رفته است????چقدر دوست دارم با خیال راحت …
یک نفس عمیق بکشم …
نفسی که پر باشد …
از بوی آرامش وجود تو …گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت
تو در میان گل ها چون گل میان خاریدیگه از چشم افتادی . می فهمی؟ …………..صاف افتادی تو قلبمبـوی تــو می آیـــــــد

و مـن مُـــــدام فکــــــر مـی کنــــم

بایــــد در آغــــوش کشیـــــده شَـــوَم

مَست از تو
می رَقصم تا سَرگیجه
تا تار شدن اتاق
تا سیاه تر شدن چَشمم
تا نبینم
نبودن بی دَلیلت را…نمیتوانم در خیالم روزی را ببینم که تو نیستی
من در کوچه ها آواره و سرگردان باشم
و هر کس مرا ببیند بگوید در جستجوی کیستیﻣﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﻬﺮﻡ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﻣﺤﺒﺖ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪ
ﺑﺒﯿﻦ ﺑﺎ ﻣﻦ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﺸﮑﻮﮐﻢ…ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻟﻢ
ﻭﻗﺖ ﺩﻗﯿﻖ ﺁﻣﺪﻥ ﺗﻮﺳﺖ !
ﻣﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ :
ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺳﺮ ﮐﻮﭼﻪ
ﺑﺎ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺁﻏﻮﺵ
ﺑﺎ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯼ ﺍﺯ ﺑﻮﺳﻪ
ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺍﻣﺎ !
ﻣﻦ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ :
ﺑﺎ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ
ﺑﺎ ﺑﺮﮒ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﻣﻦ !
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺷﻌﻠﻪ ﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﺗﻮﺳﺖ !
ﻫﺎ . . . ﭼﺸﻢ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﻡ
ﻫﺎ . . . ﮔﻮﺵ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﺑﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﺸﺎﻣﻢ
ﺍﯾﻨﮏ :
ﻭﻗﺖ ﻋﺒﻮﺭ ﻋﻄﺮ ﺗﻦ ﺗﻮﺳﺖباسلامت محکم کردی گره عشق رو نامت روگفتی واژه صداقت رواثبات کردیﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺮﻕ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ
ﮐﻨﯽ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﮐﻪ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺯﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺗﺮﻧﻢ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﻮﺳﻨﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﭙﺶ ﻫﺎﯼ ﻗﻠﺒﺖ ﮐﻪ ﻧﺒﻀﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺩﻥ ﻭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺷﺒﻢ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭﺩ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ !!!!…
)ﺗﻮ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩﯼ
ﻭﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺵ ﭘﺮﻫﺎﯼ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺍﺕ
ﻭﺿﻮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﻭﺑﺮﺳﺮ ﺁﺑﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﻫﺎ
ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻢاو سوم شخص مفردنیست،او تمام دنیای من است…وقتـــــــــی تــــــــــــــــو

نیستــــــــی نگاهــــــم

حوصله نمیکند پــایــــش

رااز چــشــــمم بیـــــرون

بگـــــــــــذارد.♥

میدانی! خاصیت یک آدمهای معدودی این است که حتا وقتی کنارت هستند هم، دلت برایشان تنگ میشود✔روزی که مرا برگل رویت نظر افتاد، احساس نمودم که دلم در خطر افتاد،تا چشم من افتاد به گلبرک جمالت،زیبایی گلهای بهار از نظر افتاد.میگه عاشقتم پس چرابرای گوشیش قفل میذاره؟چراوقتی میرم سمت موبایلش میگه یه وسیله ی شخصی؟چراوقتی داره باگوشیش ور میره میرم طرفش دست پاچه میشه؟چرا؟چرااااااااااا؟میدونی معنی LOVE چیه
L=لایق دوست داشتن
O=امیدوار به آینده
V=وفادار به عشق
E=اعتماد به هم
دوستت داشتم…
زیاد…
کمش کردی…
کمترش کردی…
بی تفاوت شدم…
لااقل دیگر مرا به نفرت نرسان لعنتی…عاشق واقعی اونیه ک معشوقه خودشو ب قدری درک کنه ک وقتی عشقش بگه ببخشید بهش بگه میفهممت نیازی ب ببخشید نیستﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺷﺖ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻣﺎ
ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻟﺨﻮﺵ ﺑﻪ ﻣﺘﺮﺳﮑﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﮐﻼﻫﺸﺎﻥ
ﮐﻼﻍ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺍﺳﺖ”
ﺩﺍﻏﻮﻧﺘﺮﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ …
ﻫﯿﺸﮑﯽ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﮔﻮﺵ ﻧﻤﯿﺪﻩ …
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻥ؛
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ … !!!نفس بکش….برای روز های مبادای من …که مبادا بیاید آن روز که نفس های تو را .نفس نکشم …عمیق تر نفس بکش..!ﻋﺸﻖ ﮔﺎﻫﻲ ﺍﺯﺩﺭﺩﺩﻭﺭﻱ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﻋﺎﺷﻘﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﻭﻟﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﺻﺒﻮﺭﻱ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﺗﻮﻱ ﻗﺮﺁﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﻳﻌﻘﻮﺏ ﻳﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺮﺕ ﻭﻗﺘﻲ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻮﺭﻱ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖدیدی غزلی سرود
عاشق شده بود
انگارخودش نبود
عاشق شده بود
افتاد، شکست، زیرباران پوسید…
ادم که نکشته بود،
عاشق شده بوددر کویر سوزان تنهایی دلم عطش دیدار هر چند کوتاه تو دارد
در این کویر بی انتها .تنها یاد توست که
مر حم زخمهای بی قراری من است
ای نازنین:بدان که بر شاخسار زبای طبیعت
می توان نوشت که برگها می ریزند
گل سرخ پرپر می شود وقطره اشک شبنم
روزی عمرش به پایان می رسد
اما عشق همواره پررنگتر می شوددلایـــــــل بـــــــــــودنم را مــــــــــرور مــــی کنم هــــــــــرروز! هـــــــــر روز تعدادشان کــــــــــم مــــــــــی شود، آخـــرین بـــــــــــاری کــــــــــــه شمردمشان تنهــــــــــــا یکـــــــــــــــــ دلیل برایم مــــــانده بـــــــــــــــــود آنهـــــــــــــــــــــــــــــم “دیـــــــــــــدن” تــــــــــــــــــــــــــــو بــــــــــــــــود.ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﭘﯿﺪﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ، ﺗﻮ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﯼ
ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽ ﮐﺸﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩﯼ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﻣﺸﺐ ﺍﯾﻦ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺗﺎﺏ ﻣﺎﻩ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ،
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ .نــــــے بتـــــــراشــــــم از هــــــــر استخــــــوانم نامـــــه اے گیـــــــــرم از پـــــــــــرده دل نـــــویـــــــسم بــــــه هــــــر یــــــار مهــــــربانــــــــــمⓐکمی بالاتر از چانه ام
لبخندیست برای تو
تقدیم اش کرده ام به همه نگفته هایی که به شانه ام سنگینی می کنددیگه قلبمه جونمه عشقش توخونمه می مونه همیشه، اسمش ورد زبونمه ارومه جونمه بی اون نمیشهمدتهاست ک کوهستان دلم به حرمت ردپایت به برفهایش اجازه اب شدن نمیدهد…این بار که آمدی

دستانت را روی قلبم بگذار

تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد

میلـــرزد

غریب که میشوی انگار تمام دنیا غریبه است..
ای آشنا بترس وترک آغوش آشنا نکن….دلــــم میخواهد هیــــچ کس کـــــنارمان نباشـد
تنهـــــــا تــــو باشــــیــــــ
و مــــــن باشــــمــــــ
انگاه گرمترین اغــــــــوش ها را از تنتـــــــ
و شیــرین ترین بوســه ها را از لبانــت میگیرمــ … !!!نمی‌گویم دوستت می‌دارم
عشق ِ به تو
اعتراف سنگینی‌ست
در روزگار ِ عدم ِ قطعیت
لیلی ِ تو بودن
متهم‌ام می‌کند
به چشم‌های ِ سیاهی که نداشته‌ام
می‌نویسم دوستت می‌دارم و
قایم‌اش می‌کنم…
تو به درد زندگی نمی‌خوری
تو را باید نوشت و گذاشت
وسط ِ همان شعرها و قصه‌هایی
که ازشان آمده‌ای…آغوشی باش… و مرا… به اندازه تمام اشتباهاتم بغـــــل کن!   بدون آنکه حرفی میانمان رد و بدل شود.فقط نگاه باشد و نفس…        زندگی آنقدرها دوام نمی آوردهمین حالا هم دیر است…!!!می خواهم فاصله میان دلهایمان را وجب کنم!
چمدانم را برمی دارم،جهانگردی آغاز می شود…از آبشار زیبای چشمانت به تماشا صعود میکنم به بالا ترین قله ی صورت ماهت تا بوسه ای بردارم از چشمانتﺑﺎﺭﺍﻥ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺭﺩ
ﮐﺎﺵ
ﺍﯾﻦ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﻣﻌﻠﻖ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ
ﺳﻘﻮﻁ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ…این عصرهای بارانی عجیب بوی نفس های تو را می دهد
گویی
تو اتفاق میفتی
و من دچار می شوم
تمام “من” دارد “تو” میشود.چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم درکنار تو تویی که برام از همه بالاتری و از همه کس و همه چیز عزیزتری میخانمت تا دلم ارام گیردپرسه زدن درخیالت،زیباترین نیازمن است.هوایم باش،تانفسم نگیرد…مثل یک سکوت تلخ چه
ساده باختــــــــم میان
بی توجهی های
تـ ـــــــ ــــــ ــــو.چﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ
ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﯽ ﮐﻪ
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﭼﻘﺪﺭ
ﺑﺪﻩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺭﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﺍﯾﻨﻮ ﻧﺘﻮﻧﻪ
ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻪ.
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ
ﺗﻮ ﭼﺸﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﻭ ﺍﺯﺕ ﺩﺯﺩﯾﺪ
ﻭﺑﺠﺎﺵ ﯾﻪ
ﺯﺧﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯿﺮﻭ ﻗﻠﺒﺖ ﻫﺪﯾﻪ ﺩﺍﺩ ﺯﻭﻝ ﺑﺰﻧﯿﻮﺑﺠﺎﯼ
ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﻟﺒﺮﯾﺰ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻧﻔﺮﺕ ﺷﯽ ﺣﺲ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ
ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ.
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ
ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺳﺮﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺪﯼ ﮐﻪ
ﯾﺒﺎﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﻟﻪ ﺷﺪﻩ .
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ
ﺗﻮ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯽ ﺍﻣﺎ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯾﺶ ﻫﯿﭽﯿﺰﯼ ﺑﺠﺰ ﺳﻼﻡ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺑﮕﯽ .
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﺘﺖ ﺑﻬﺸﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﺷﮏ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺗﻮ
ﺧﯿﺲ ﮐﻨﻪ
ﺍﻣﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﺸﯽ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﺗﺎ ﻧﻔﻬﻤﻪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺶ
ﺩﺍﺭﯼ.
ﭼﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ
ﮔﻞ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﺗﻮ ﺗﻮ ﺑﺎﻍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻭ ﻫﺰﺍﺭ
ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺸﮑﻨﯽ ﻭ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺁﺭﻭﻡ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺑﮕﯽ
ﮔﻞ ﻣﻦ
ﺑﺎﻏﭽﻪﺀ ﻧﻮ ﻣﺒﺎﺭﮎبهانه هم اگر می گیری بهانه ی مرا بگیر
من تمام ِ خواستن را وجب کرده ام
هیچ کس به اندازه کافی عاشق نیست
هیچ کس!
هیچ کس به اندازه ی من
عاشق ِ تو نیست…لبانم را دوخته ام…

مبادا بگویم دوستت دارم…

که هر بار گفتم…

تنهاییم بزرگتر شد…

مالکیت آسمان را بنام کسانی نوشته اند که دل آسمانی دارند…
مانند تو…آن روز با تو بودم

امروز بی توام

آن روز که با تو بودم

بی تو بودم

امروز که بی توام با توام

مهربان تر از من دیدی نشانم بده!!
کسی که بارها بسوزانیش و باز با عشق نگاهت کند!قشنگه وقتی بهش میگی بیا تموم کنیم…اونم میگه غلط کردی فکر کردی به این راحتی ولت میکنم هر کی هر چی ام میخواد بگه بگه من تو رو میخوام….به عشــق در نگــاه اول اعــتقاد نــدارم ، ولــی بــه ” از چشم افتادن در یکــ لحــظه ” عجـیــبــــــ معــتقــدم . .قشنگترین ساعتم را شکستم چون لحظه های بی تو بودن رابه رخم می کشید.قرار ما،اولین پنجشنبه ای که نیستم…
نه گل،نه گلاب و نه خیرات…”تو”را میخواهم
که پای هیچ یک از قرار ها نیامدیﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ …
ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﻧﺒﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻘﺼﺪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻣﺒﺪﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﺑﺎﻧﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺩﯾﮕﺮ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ !گذشته در چشمانم مانده است

عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است

چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی

صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم

که نفهمی هنوز هم دوستت دارم

میدونی بدترین درد چیه?!
ایـنکـه بعد از سـالـها انتظار نیـمه گمشـدت رو کـامل ببینی و تنهـا کـاری کـه از دستت برمـیاد ایـنکه زیر لب آروم زمزمه کنی:”خوشبخت بشی عزیزکم”کاش کمی املایم قوی بود..تو همیشه مرا دک میکردی و من آن را درک میخواندم….به این سادگی بود که عاشقت شدم…من

شعرم ،
نفسم

به چشمان تو بند است. . . .

نبندشان !

وقتی مرا به میهمانی چشمانت دعوت کردی
پنداشتم که به جشن ستاره ها می روم
افسوس
ستاره ها که نبودند، هیچ…
همه ی شمع های امیدم را خاموش شده یافتم!تا این که میخواهم از تو دل بکنم صبر می اید
چقدر این عطسه های پاییزی را دوست دارم.از نگاهت تا دلم رنگین کمان گل می کند …
با تو باید مثل باران حرف زد !یه بوسه یه حقه عاشقانست برای وقتی که کلمات در بیان احساسات عاجز است
میبوسمتلذتی که در فراق هست در وصال نیست.چون در فراق شوق وصال است و در وصال بیم فراقعطر های خوب حتی شیشه خالیشان بوی خوب میدهد درست مثل جای خالی تودیوانه نمی گوید دوستت دارم
دیوانه می رود تمام دوست داشتن را به هر جان کندنی جمع می کند از هر دری…
می زند زیر بغل می ریزد پای کسی که قرار نیست بفهمد دوستش دارد…
ﻧﻔﺲ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﻱ ﺗﻮ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻛﻪ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺷﻮﻱ
ﻧﻔﺲ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﺍﺯ ﻳﺎﺩﻡ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ !….عشقه من، مرد باش
وقتى تنهام پشتم باش
وقتى ناراحتم همدمم باش
وقتى بهونه میگیرم حوصله کن
وقتى میطلبمت کنارم باش
وقتى باهات بد میشم تو خوب باش، عشقه من کنارم باش مردونه، باابهت، با صلابت، عشقه من تکیه گاهم باش، دراین صورته که مالک جسمو روحم میشىچقد دلم تنگ شده واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت … که نفس هام رو به احترامش نگه میداشتم …….۳….۳….۳٫…۳ هرچقدر بشماری ۴ نمیشه چون تو ۳ تاره ی قلبمیآغوش ِ تو
تَخفیف ِ عُمر ِ مَن اَست…،
دُچارَت که باشَم
هَر شَب سالی نوری می‌شود…
میان ِکَهکِشان ِ راه ِ شیری ِ تَنَتاگه تونستی بدون اینکه کسی را لمس کنی عاشقش شوی
تازه اون موقع میفهمی لیاقت عشق را داری….!چشاتو ببند
میبینی همه جا تاریکه؟! این دنیای منه وقتی که تو با من نیستی!ﺩﺳﺘــﻢ ﺭﺍ ﮔـﺮﻓﺘــﮯ ﻭ ﮔـﻔﺘـﮯ :
ﺩﺳﺘـﺎﻧﺖ ﭼﻘــﺪﺭ ﻋﻮﺽ ﺷـﺪﻩ …
ﺳـﺮﮮ ﺗﮑـﺎﻥ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻝ ﮔﻔﺘــﻢ : ﺑـﮯ ﺍﻧﺼـﺎﻑ !!
ﺩﺳﺘـﺎﻥ ﻣﻦ ﺗﻐﯿﯿـﺮﮮ ﻧﮑـﺮﺩﻩ .. ؛
ﺗــﻮ ﺑـﮧ ﺩﺳﺘــﺎﻥ ﺩﯾﮕـﺮﮮ ﻋــﺎﺩﺕ ﮐـﺮﺩﻩ ﺍﯾــﮯ !!…یک روز که باران می بارد
.
یک روز که چتـرمان دو نفره شــده
.
یک روز که همه جا حـسابی خـیـس اسـت
.
یــک روز که گــونـه هایــت ،
از سرما
سرخ ِ سرخ . . .
.
آرام تر از هر چـه تصـورش را کنی
آهــستـه
.
.
.
می بوسمت . . !ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ؛
ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ
ﺧﻼﺻﻪ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻋﺒﺎﺭﺕ :
ﺑﻪ ﺩﺭﮎعشقم ,ومن
© ♥ ©
/█./█
.||. .||.عشق خالص .مطمءن بیماری که دکترا نمی تونن درمانش کنند.وقتی به هــــــــــــوای دیدنت
قلـــــــــــــــب ابرها هم
تند تند می تپد
یادتو
مثل چیزی
… شبیه یک قطره بــــــــــــــــــاران
بر لبهای خشک و ترک خورده ام
لیـــــــــــــــز می خورد !!!!نمیدانم
سر سفره دلت
چه به خوردم دادی
که هنوز هم نمیتوانم
نمکدان بشکنم؟!✔ﺩﺭﺩ ﻣـﻦ ﺗﻨﻬﺎﯾـﯽ ﺍﻡ ﻧﯿـﺴﺖ ..
ﺩﺭﺩ ﻣـﻦ ﺍﯾـﻦ ﺍﺳـﺖ ﮐـﻪ ﻫـﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﻡ ﻣـﯽ ﭘﺮﺳﻢ ،
ﻣـﮕﺮ ﺧـﻮﺩﺵ ﻣـﺮﺍ ﺍﻧﺘـﺨﺎﺏ ﻧـﮑﺮﺩ ؟ ..ﺑﺎﺯﯼ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺑﻮﺩ
ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ
ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﺮﺩﻭ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢ
ﻣﻦ ﮐﻪ “ﻫﻤﻪ ” ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﻭﺧﺘﻢ
ﻭ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ” ﻫﯿـــــــــــــــــــﭻ ” ﻓﺮﻭﺧﺘﯽ…پـر می‌کشی…
و وای بـه حـال پرنـده‌ای…

کـه از پشت میلـه قفسـی عاشـقت شده‌ است!!

زن و شوهری در طول ۶۰ سال زندگی مشترک، همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در طول این سالیان طولانی آنها راجع به همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از هم پنهان نمی کردند.تنها چیزی که مانند راز مانده بود، جعبه کفش بالای کمد بود که پیرزن از شوهرش خواسته بود هیچگاه راجع به آن سوال نکند و تا دم مرگ داخل آن را نبیند.روزی حال پیرزن بد شد و مشخص شد که نفس های آخر عمرش است. پیرمرد از او اجازه گرفت و در جعبه کفش را گشود. از چیزی که در داخل آن دید شگفت زده شد!دو عروسک و شصت هزار دلار پول نقد! با تعجب راجع به عروسک ها و پول هااز همسرش پرسید.پیرزن لبخندی زد و گفت: ۶۰ سال پیش وقتی با تو ازدواج می کردم، مادرم نصیحتم کرد و گفت: خویشتندار باش و هرگاه شوهرت تو را عصبانی کرد چیزی نگو و فقط یک عروسک درست کن!پیرمرد لبخندی زد و گفت:خوشحالم که در طول این ۶۰ سال زندگی مشترک تو فقط دو عروسک درست کرده ای! پیرزن خنده تلخی کرد و گفت: هیچ می دانی این پول ها از کجا آمده است؟پیرمرد کنجکاوانه جواب داد: نه نمی دانم. از کجا؟پیرزن نگاهش را به چشمان پیرمرد دوخت و گفت: از فروش عروسک هایی که طی این مدت درست کرده ام!!ﺩَﺭﺩﻫﺎﻳﻢ ﺯﻳﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ . . .

ﺍﻣّﺎ ﺗَﻤﺎﻣِﺸﺎﻥ ﻳﮏ ﺩﺭﺩﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ . . .

ﺁﻥ ﻫﻢ “ﺗــــــــﻮ ﻳـﮯ”

ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ” ﺑﺎﯾـــــﺪ ” ﺑﻨﻮﯾﺴـــــﻢ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨـــــﮑﻪ ﻫﻤﻪ ” ﺑﺨﻮﻧـــــﻦ ” ﻭ ﺑﮕﻦ
” ﻋﺎﻟﯿﻪ ” ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨـــــﮑﻪ
” ﺧﻔﻪ ﻧﺸﻢ ” ﻫـﻤـﯿـــﻦﻫﯿﭻ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ..
ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺕ
ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺭﻗﺺ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ .
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ..
ﺍﻣﺎ ﻧﯿﮏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ..
ﺍﯾﻦ ﮏﯾ ﺧﯿﺎﻝ ﺍﺳﺖ ..
ﺑﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎمن با تو فاصله ای ندارم!!

مثل هوا

کنارت هستم…!

فقط ، کمی مرا نفس بکش…

حبسم کن درون سینه ات….

یادِشــ بخیــر
بازیـی”یادم فراموش”
یادتـــ هِســتـــ
همیشه تُو یاد بودی و مـن فرامـــوشــــــ…روی گــونـه هــایــمـ سـد میســازمــ!

هــر قطــره از ایــن اشکــ هــا

شهــری را شــاعــر خــواهـد کـــرد!!!

یادشیرین توزندگی رابرمن تلخ کرد…
کلیددلم رازیرهمان گلدان همیشگی گذاشته ام؛
خاطرت هروقت آمدپشت درنمیماند.وقتی نیستم میخندی ومن اینگونه عاشق رفتن شدم…ﺍﮔـــﺮ ﺷــﺪﻩ
ﺣﺘــﯽ
ﺍﺷﺘﺒـــﺎﻫﯽ …
ﮐﻤــﯽ ﺑﻐﻞ ﮐﻦ
ﺧﯿﺎﻟـــﻢ ﺭﺍصبرت که تمام شد نرو…..
منتظر بمان
شاید
قشنگ ترین احساس از آن لحظه باشدمن اینجایم ، او آنجاست ، این ترانه هایی که از آنجا به اینجا می آید ، مرا به آنجا می افکند ، او را به اینجا .
من آنجا هستم تا او اینجا بیاید ، نمی توانیم همدیگر را ملاقات کنیم تا این موسیقی تمام نشود.دل ﺁﺩﻡ ﮔﺎﻫﯽ ﭼﻪ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺑﻪ ﯾﮏ ” ﻫﺴﺘـــــــــــــــــــــﻢ ” ؛
ﺑﻪ ﯾﮏ ” ﻧﺘــــــــــــــــــــــــﺮﺱ ” ،
ﺑﻪ ﯾﮏ ” ﻧـــــــــــــــــــــــﻮﺍﺯﺵ ” !
ﺑﻪ ﯾﮏ ” ﺁﻏـــــــــــــــــــــــﻮﺵ” …دیوانه ام می کند…

فکر اینکه زنده زنده نیمی از من را از من جدا کنند…

لطفا! تا زنده ام بمان…

ﮐﺎﺵ ﺩﺭ ﺣﻨﺠﺮﻩ ﺍﻡ ﻗﺪﺭﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩﯼ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﯽ ﻃﻠﺒﻢ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ………..برای من نوشته گذشته ها گذشته /تمام قصهام هوس بود/برای اون نوشتم که برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود“آشوب” همان حس غریبی است که دارم!،وقتی که به لبهای لبخند نباشد!Dar galuyam,boghze kuchaki khane karde ast !!!!
in boghze laanati chizi kam darad….
chizi shabihe attre hozure to….
mishavad mara dar aghush begiri..????!!!!وقتی “دل” تو “تک” است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همیشه برنده ای………………………..
فرقی نمی کند “حکم” چه باشد
تو همیشه” لازمی……………………….وقتی پایت خواب میرود نمیتوانی راه بروی لنگ میزنی..وقتی قلبت خواب میرود نمیتوانی درست فکر کنی عاشق میشوینــــــــــــه

تو دروغگو نیستی

من حواسم پرت است!

گفته بودی دوستم داری بی اندازه

خوب که فکر می کنم

تازه می فهمم که “بــــــــــی انــــــــــدازه” یعنی چه!

گفتمش : زیباترین لبخند چیست؟
گفت: لبخندی که عشق سربلند وقت مُردن بر لب مردان نشاند…man Az cheshmane to chizi nemikhaham joz negahiiوای از خیال تو که وقتی می آید دلم را گرم میکند و چایم را سرد.لگد میزند! یادت در دلم .همین روزاست که از یادت فارغ شوم!رسم عاشقی این نیست که بگویی مرا دوست داری و بعد از مدتی مرا تنها بگذاری.

رسم عاشقی این نیست که مرا به اوج قله احساسات ببری و بعد مرا از همان جا رها کنی.این رسمش نیست که پا به پای من بیایی و روزی رفیق نیمه راه شوی.

این رسمش نیست که قلبم را بگیری و آن را بازیچه خودت کنی.این رسمش نیست که مرا در آغوش بگیری و هوس را به جای عشق برایم معنا کنی.

وقتی دلت تنگ شد ,هر وقت چشمت تر شد ,وقتی دیگه نبود کسی امید و یا هم نفسی ,بدون که هست اینجا کسی که تو براش همه کسیمن هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند
و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی
چه بلاتکلیفند خاطراتمان ورد زبونه همه اینه ، که صدای من نفرتیه ، ولی واسه تو عزیز من سر آمد عاشقیهﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺁﻏﻮﺵ ، ﻻ‌ﻣﺼﺐ ﺩﻭﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﺭﺩﯾﻪ
ﺍﻭﻥ ﺩﺍﺭﻭ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ !بگذار تمام جهان بفهمند تو مال منی و من مال تو … کلاغ های باغ قرار های پنهانیمان را دیده اند…اگه گریه کنی میگن کم آوردی

اگه بخندی میگن عشقیه

اگه دل ببندی تنهات میزارن

اگه عاشق بشی دلتو میشکنن

با این حال

باید لحظه ای را گریست

دمی را خندید

ساعتی را دل بست

و

عمری عاشقانه زیست

ﺩﺭ ﻋﺠﺒﻢ …
ﺍﺯ ﺳﯿﺐ ﺧﻮﺭﺩﻧﻤﺎﻥ ! …
ﮐﻪ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﻘﻂ ﭼﻮﺑﺶ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ …
ﻣﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﭼﻮﺏ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﯾﮏ
ﺳﯿﺐ …ﺷﺮﻭﻉ ﻧﺸﺪ؟؟؟از میان مداد رنگی هایم
«سفیدِ کمرنگ» را
بر می گزینم
و
حضورت را
نقاشی می کنم…! //ﺗﮑﻠﯿﻔﻢ روﺷﻦ ﺷﺪ
ﺧﺎﻣﻮش ﻣﯿﺸﻮم ﺷﯿﺮﯾﻨﻢ. . .!
ﻓﺮﻫﺎدوار اﯾﻦ ﺑﺎر ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺟﺎی ﮐﻮه دل ﺑﮑﻨﻢ. . . !ومن باز امشب چشمانم را میبندم وبا خیال تو چشمانم را میبندم و با دلی اروم بودنت را دعا میکنم ای کاش صبح کنارم باشی!!!ﻣﺒﺎدا ﺑﺎزﯾﭽﻪ اش ﮐﻨﯽ
ﻣﺒﺎدا ﺑﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺶ ﺑﺎزی ﮐﻨﯽ . دﻧﺒﺎل ﯾﻪ وﺟﻮد آﺳﻤﺎﻧﯿﻪ
دﻧﺒﺎل ﮔﻮﺷﻬﺎی ﺷﻨﻮا واﺳﻪ درد دل دﯾﮕﻪ
دﻧﺒﺎل دﺳﺘﻬﺎی پﺮ اﺣﺴﺎﺳﻪ دﯾﮕﻪ اﺳﻤﺶ ﺑﺪ در رﻓﺘﻪ دﯾﮕﻪ
درﺳﺘﻪ ﺻﺪاش ﺧﺸﻨﻪ
درﺳﺘﻪ پﺮﺧﺎﺷﮕﺮه
پﺴﺮه دﯾﮕﻪ

مبادا دلش رو بشکنی

گفتــم: دوستــت دارمـ ـ
عاشــقتمـ ـ
میمیــرم بــراتــ ـ
و تــ ــو با لبـ ـخند گفتـ ـی “مـ ـزه نـ ـریــز…”
بـ ـایــد میدونستـ ــم…
مـ ـزه عــشقـ ـم دلتـ ـو زده بــود…!!!نه دیگه گلایه دارم ازت نه واست اشک میریزم من به امید تو زنده ام خوبه خوبم عزیزم ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﭘﯿﻠﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﺎ ﺗﻮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ
ﺷﺪﻥ ﻭ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﭘﺮﺩﺍﺩﻥ ﻣﻦ ﻭ ﺍﺑﺮﯾﺸﻤﯿﻦ ﺗﺮﯾﻦ
ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺷﺪﻧﯽمى خواهم
گره بخورم در تو !
آنقدر سخت که با دندان بازم کنى!!!هیچ جای این شهر از یادت در امان نیستم…
حتی به کوچه علی چپ که میرومﻧِﮕﺎﻫَﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣَﮕﻴـــــــــﺮ . . .

ﺑُﮕﺬﺍر ﮐﻪ پَــــــــﺮﻭﺍﺯ ﮐُﻨﻢ . . .

من به عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم

اما به عاشق تر شدن با هر نگاه بدجوری معتقدم

چشمت، ستاره اش را، چندان چراغ وسوسه خواهد کرد تا من به آفتاب بگویم: نه!فــرقی نــدارد .. چــه ڪسی چــہ می گــویــد ،
” تــــــــــو ” !!
همــانــی ڪـه همــیـشـه
” دوســتـش دارم ”
همــانـی ڪـه تــا غــصـّـه ام می گیــرد ســر و ڪلّـــه اش پــیــدا می شود
و تــا مــرا نـخنـدانـد دســﭞ بـردار نمی شود
هـمـانی ڪـه همــیــشـه پـــُـر اسـﭞ از
شـور و شـادے و زنـدگے … یک نفر
هر روز
به من
بی اعتنایی تزریق می کند
با
دوز بالا
سنگ
نمی شوم
چرا
در شگفتمﺧﺪﺍ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﻋﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻮﯾﻠﺖ ،
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ :
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺩﻟﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺼﯿﺒﻢ ﮐﻦ !
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﻗﻮﻝ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻨﺖ باشمبه خوابم گام میداری…
و در عمق نگاهت….
خوشه ای از عشق می لرزد
سکوتت می زند بر التهاب لحظه ها دامن
کجا رفته است فرهادی…
که عشقش می تراشد….کوه چون آهن
نگاهت می پرد از خواب رویایم
تو گویی که فراموشت شده
قانون دلتنگی….
و یاحتی نمی خواهی بشویی
از رخ آینه ها ….رنگی
به خواب کودکی سوگند
که از یادم نخواهی رفت….
همیشه در افق های طلایی رنگ احساسم
بسان چوبی قابی که بر دیوار می خشکد…
عزیز و جاودان هستی
*نیروانا*ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﮐﻠﺎﻓﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ…
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﺟﺮ ﻧﺪﻫﻢ…
ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ…ﻋﺸـــــﻖ ﯾــﻌﻨﯽ ﺣـﺘﯽ ﺍﮔـﻪ ﺑﺪﻭﻧـــﯽ ﻧـﻤﯿﺨﻮﺍﺩﺗــــــ
ﺑﺪﻭﻧــــﯽ ﻧﻤﯿﺸـــــﻪ,
ﺍﻣــﺎ ﻧﺘـــﻮﻧﯽ ﺗﺮﮐــﺸﯽ ﮐﻨـــﯽ . . .
ﻧﻪ ﺧــــﻮﺩﺷﻮ , ﻧﻪ ﻓﮑـــــﺮﺷﻮ . .چقدر سخته کسی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری وچقدربده که کسی تورو دوست داشته باشه واینو نتونه بهت بگه . . .ﺭﺳﻮﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

ﺑﺎ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ

ﻭ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ!!

ﺣﺒﺴﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ

ﻻ‌ﺑﻪ ﻻ‌ﯼ ﺍﯾﻦ ﺑﻐﺾ

ﺍﺯ ﭘﯽ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ

 

ﺍﮔﺮ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ

ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻨﻨﺪ!!

وقتی به تو می اندیشم صدایی نیست…
سکوت همیشه رابط ماست…
بی تو و دور از تو بودن…
هنر عشق و وفاست…وقتی دربهار قدم میزنی برگ درختان برای بوسیدن جای پایت،انتظار پاییز را میکشندفرصتی نمانده بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا یا من تو را میکشم یا تو چاقو را در آب خواهی شست…
همین چند سطر دنیا به همین چند سطر رسیده که انسان کودک بماند بهتر است
اصلا این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر عقب که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود که میدود در دشت های دور
آنقدر که عصاها پیاده به جنگل برگردند
و پرندگان به زمین زمین…
نه…به عقب تر برگردان
بگذار خدا دست هایش را دوباره بشوید … در آینه بنگرد….
شاید تصمیم دیگری گرفت…ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ،ﺧﻮﺏ ﻳﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ!…
ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳــﺖ,
ﺧﻮﺏِ ﺧــــﻮﺏ‎‎ﺍﮔﺮ ﺩﺭﯼ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ ، ﻣﯽ ﮐﻮﻓﺘﻢ ، ﺩﺭﻫﻢ ﻣﯽ ﮐﻮﻓﺘﻢ !
ﺍﮔﺮ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ ،ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ، ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻡ ، ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺭﯾﺨﺘﻢ !
ﺍﮔﺮ ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻮﺩ ، ﭘﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮ ﻧﻘﺸﻪ ﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﻧﻘﺸﻪ ﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪﻡ !
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺴﺖ ﻫﯿﭻ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﯿﭻ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺮﺩ !هر جا باشی
هر جا هستی
هر جا میری
فرقی نمیکند
نه اینکه نگرانت نباشم
بیش از این به وجودم اعتماد دارمتلخ است این روزها که قرار است از این به بعد برای خودم از تو یک رهگذر “معمولی” بسازم…لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای خیره به آسمان و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند.زیرلب میگویی:دیگه مهم نیست!و یک چیزی توی زندگی ات تمام میشودبترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشیهرگز فالگیر نبودم
تنها
می خواستم
دستت را بگیرماین روزها تنم گرمی اغوشی رامیخواهد باطعم عشق نه هوس!
لبانم خیسی لبهایی رامیخواهد باطعم محبت نه شهوت!
گیسوانم نوازش دستی رامیخواهد باطعم نازنه نیاز!
تنی رامیخواهم که روحم را إرضا کند نه جسمم را….یادت،
در دموکراسی
خاطراتم سلطنت می کند…هیچ میدانی??!
زیباترین عاشقانه ات وقتیست که اسمم را با میم به انتها میرسانی..نمیدانستــــم کـــه دلــــت هنـــــــــــــــوز مهمــــان دارد ،

دم در خـــــــوب است

مزاحــــــــــــــم نمیشــــــــوم…

زیبایی ات
دیکتاتوری است
که کلمات را در من به گلوله می بندد
هر لحظه
شعری در من شهید می شود

پیامک تبریک ماه رمضان

آمد رمضــــــــان و التــــــــهابــــــــی ست به لــــــــب
هر لحظـه مــــــــرا حسرت آبــــــــی ست به لــــــــب
با شــــــــوق لــــــــب تــــــــو “ربنــــــــا” می خوانـــم
هر بوسـه به پــای تـــــو دعای مستجابی ست به لــب
اللهــــــــم عجــــــــل لــــــــولیــــــــک الفــــــــرج

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

رمضان خوش آمدی من به تو عادت دارم
از تو با نغمه ی پرسوز شفاعت دارم
گرچه دیریست خدا رفته زیاد دل من
من به ایام خدا ولی ارادت دارم . . .
فرارسیدن ماه رحمت و مغفرت الهی مبارک باد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اولی :امسال روزه می گیری؟
دومی :آره اگه خدا بخواد…
اولی :منم میگیرم ولی آخه کدوم پزشکی این همه سختی رو برای بدن تایید میکنه؟
دومی :همونی که وقتی همه پزشکا جوابت کردن برات معجزه میکنه …

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

روزه هنگام سوال است و دعا
پر زدن با بال همت تا خدا
شهر بی رنگی و بی آلایشی
ماه تقصیر و گنه فرسایشی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مسافر پرواز رمضان :
پروازت بی خطر، امیدوارم توشه ات فراوان
وسهم سوغات من، دعای شبهای قدرشما باشد . . .
التماس دعا

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

رمزها در رمضان است، خدا می داند
برتر از فهم و گمان است، خدا می داند
موسم بندگی چشم و زبان و گوش است
نه همین صوم دهان است خدا می داند
بار عام و، همه مهمان خداوند کریم
ماه آزادی جان است، خدا می داند

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

رمضان ماه عبادت فرصت بنده شدن
رمضان شوق اطاعت از گنه کنده شدن
رمضان بهار روح و به خدا پیوستن
رمضان شوکت زیبایی و زیبنده شدن
فرا رسیدن ماه رمضان بر شما مبارک

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ای آنکه تویی ز سوز جانم آگاه
به درگهت آورده ام از غصه پناه
رسم است که تفحه ای بر دوست دهند
این تحفه ماست کوله باری ز گناه
التماس دعا در لحظه های قشنگ خداییتان

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ماه رمضان امد و دلت جشن گرفت
گلبرک خنده ها بر روی لبت نقش گرفت
اشک شوق می رقصد و می لرزد بر گونه هات
نغمه ی یارب یارب بر کلامت اهنگ گرفت
التماس دعا

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

رمضان ماه عبادت فرصت بنده شدن
رمضان شوق اطاعت از گنه کنده شدن
رمضان بهار روح و به خدا پیوستن
رمضان شوکت زیبایی و زیبنده شدن . . .
فرا رسیدن ماه رمضان بر شما مبارک

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‏کند
بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست
دیگران را عید اگر فرداست ما را از این دهست
روزه داران ماه نو ببینند و ما ابروی دوست . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه روزه داران واقعى
و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده داران
و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران
و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان
و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

می شود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد
می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل نرگس باشد
السلام علیک یا ابا صالح المهدی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

این هلال از طرف باغ جنان می آید / هوش باشید که ماه رمضان می آید
در شب اول این ماه پی ماه مرو / ماه این ماه شب نیمه آن می آید . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

این بزم را خداوند، برای تو آماده کرده است تا رستگاری‏ات را تضمین کند
بزمی که در آن تنها تو هستی که باید سرنوشت خویش را
به سمت رستگاری سوق دهی ،مهیای سفر شو . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

باز امشب حق صدایم کرده است
وارد مهمانسرایم کرده است
با همه نقصی که در من بوده است
بازهم او دعوتم بنموده است
حلول ماه مبارک رمضان بر مهمان ضیافت الهی مبارک باد

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

ماه رمضان، ماه شکستن «بت های نفس»
و سجدهء عشق بر درگاه
«عاشق و معشوق آفرین نامتناهی» است» . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦♦ اس ام اس ماه رمضان ♦♦♦♦♦♦♦♦♦

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا
از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا . . .

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه (س) و ایام فاطمیه (7)

مجموعه: اس ام اس های جالب

متن تسلیت شهادت حضرت زهرا (س)

 

خدا داند دلم خون گریه می کرد

به حالم دشت و هامون گریه می کرد

ندیدم زخم پهلو را در آن شب 

ولی دیدم کفن خون گریه می کند

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا

 

سخت بود تا که بگویم عدو

شرم نکرد از کتک فاطمه

ازچه بگویم نوک مسمار ، یا

پهلوی خورده ترک فاطمه

واشده یک در ولی بسته است 

دستعلی یار تک فاطمه

 

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت زهرا

 

مـــــدینه شـــد گـُل یاسَت کجا نیلوفری

 کدامین کوچه دارد داغ مـرگ مادری

مـــــدینه در کــــجاست، مــزار فاطمه  

کـــجا گــــشـته خـــزان، بـهار فاطمه

 

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه زهرا

 

یا فاطمه ، تویی چشمه ی برکات

پیرهن مشکی ، پوشیدم برای عزات

می ریزم ستاره برات

آرزومه که بمیرم توی روضه هات

شده جاری کوثر چشم گریه کنات

شد فاطمیه ، فصل اشک و عزا

 

 شهادت حضرت فاطمه

 

کمی آهسته تر ای در، مدارا

که پشت در رسیده باز زهرا

چرا ای در نداری رحم هرگز

شده روی سرم ویرانه دنیا

 

پیامک شهادت حضرت فاطمه

 

فاطمیه اول غمهای ماست 

فاطمیه موسم حزن وعزاست 

فاطمیه ثلمه بر عالم بود 

فاطمیه فصل غمهای خداست 

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا

 

واویلاه داره می سوزه هستم

زندگیم داره می ره از دستم

زهرا ببین که از غم رسیده جون من بر لب

زهرا اگر بری تو چی کار کنم من با زینب

 

متن تسلیت شهادت حضرت زهرا

 

چشم ما دریا – آه و واویلا – همه جا پیچیده ناله ی زهرا

کوچه ها پر خون – چادری پر خاک – شده پر ز گل لاله ی صحرا

چه خبر شده توی این شهر – چه بلایی سرش آوردن – تو کوچه سپاه نمروده

 

اس ام اس دهه فاطمیه

 

شعله ور شد آتش از خانه ی حبل المتین

دست بابا بسته و مادرم نقش زمین

ای مغیره مادر ما را مزن

لاله ی پیغمبر ما را مزن

وای مادرم مادر

 

شهادت حضرت فاطمه زهرا

 

مادر امشب زینبت را ناز کن

 چشمهای بسته ات را باز من

یا مکن مادر از این خانه سفر

یا که زینب را به همراهت ببر

 

اس ام اس شهادت حضرت فاطمه زهرا

 

کدامین شب از آن شب تیره تر بود

که زهرا حایل دیوار و در بود

شبی کاندر هجوم تیغ بیداد

سرت را سینه زهرا سپر بود

زمان بر سینه خود سنگ می کوفت

زمین از داغ زهرا شعله ور بود

 

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

پیامک تسلیت شهادت امام جعفر صادق (ع)

متن و جملات مناسب شهادت امام جعفر صادق (ع)

امام جعفر صادق (ع) فرزند امام محمد باقر و ششمین امام ما شیعیان است که در 17 ربیع الاول 83 هجری قمری در مدینه بدنیا آمد و در 25 شوال 148 هجری قمری در سن 65 سالگی در مدینه به شهادت رسید. امام جعفر صادق در دوران امامت خود به جهت آزادی عملی که بر اثر درگیری امویان و عباسیان به وجود آمد، توانست در حد وسیعی به توسعه فکری مذهب تشیع بپردازد، به همین دلیل این امام بزرگوار را احیاگر آیین رسول گرامی اسلام و مذهب شیعه می دانند.

به مناسبت شهادت این امام بزرگوار در این بخش از نمناک گزیده ای از پیامک های حزن انگیز مربوط به شهادت امام صادق (ع) را گردآوری کرده ایم و در ادامه این مطلب آورده ایم.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک.

مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است.

امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشک‏های غربت شیعیان است و دانش،

بحارالانوار اشکی است که به تمامی برگ‏های زرین احادیث، تسلیت می‏گوید.

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

امشب شب شهادت صادق آل پیامبر است؛

شبی که خورشید مدینه دانش، چهره فروزانِ اهل بیت و وارثِ علومِ رسالت،

در ظلمتکده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست.

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

شهادت امام صادق (ع)

مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری،

تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد!

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

«مدینه» همچنان مظلوم است و … «بقیع» مظلوم¬تر!

رنج نامه نانوشته شیعه، بر خاک و سنگ مزار صادق آل پیامبر 

گویاتر از هر زمان به شِکْوه و شهادت ایستاده است.

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

سبز آمدی، سرخ رفتی، حال آنکه سپید سپید زیستی و صداقت

تنها واژه‏ای است که برازنده نام توست

تو از زلالی آینه، هر آینه فراتری. در تو کرامت باران موج می‏زند

با تلاوت قرآن هم آغوشی و دست‏هایت، مونس آسمان مدینه ‏اند

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است

خون جگر به دیده آل پیمبر است

شهر مدینه گشته عزا خانه وجود

رخت سیاه بر تن زهرا و حیدر است

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

آخر ز زهر منصور، مولا فدا شد

اعضای او چو قرآن، از هم جدا شد

تا بوت او به دوش اهل مدینه

زهرا زند از این غم بر سر و سینه

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

در تو کرامت باران موج می‏زند

با تلاوت قرآن هم آغوشی و دست‏هایت، مونس آسمان مدینه‏اند

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

65سال، عاشقانه زیستی و 34 سال را صادقانه امامت کردی

تا پر پر دانه ‏های نجابتت به انگور زهرآلود منصور آغشته شد

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ز غربتش چه بگویم که سینه ها خون است

برای صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت

که داغ غربت لیلی حدیث مجنون است

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ای ششم پیشوای اهل ولا

خلق را رهبری به دین هدی

پای تا سر خدانمایی تو

هم ز سر تا بپای صدق و صفا

زهر منصور زد شرر به دلت

آب شد پیکرت ز زهر جفا

خون شد از داغ تو دل شیعه

عالم از ماتم تو غرق عزا

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

به جرم پاسداری از حریم عترت و قرآن

رئیس مذهب و الگوی عدل وداد را کشتند

به جای اشک و خون دل ببار ای آسمان زین غم

که نور دیدگان سید امجاد را کشتند

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

در این شب ها بود روشن مزار بی رواق او

که باشد اشک مهدی چلچراغ حضرت صادق

خزان هرگز نمی گردد بهار دانش و بینش

از آن گل ها که بشکفته به باغ حضرت صادق

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

معطر می کند بوی دل آویزش فضای جان

همان گل های علم باغ و راغ حضرت صادق

نشسته در عزا موسی بن جعفر با دلی سوزان

زند آتش به جانش سوز داغ حضرت صادق

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

زین ماتمی که چشم ملایک ز خون، ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده، کزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و دل ها پرآذرست

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

مُلک و مَلَک به ناله و افغان و اشک و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان

زیرا که قلب عالم امکان مکدَّرست

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خدایا بحق امام صادق علیه السلام

ایمان عارفانه و عمل صادقانه به همه ما عنایت بفرما . . .

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

جان عاشقان و شیفتگان تو، در آتشی از ماتم می‏سوزد و شراره‏اش دنیا را می‏سوزاند

هق‏هق گریه، رخصت تسلیت‏گویی نمی‏دهد و طاقت شانه‏ها را می‏گیرد

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

بحارالانوار اشکی است که به تمامی برگ‏های زرین احادیث، تسلیت می‏گوید

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ای ششمین ستاره تابناک امامت و ولایت، صادق آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلّم)!

نامت را با افتخار به دل‏های غریبمان می‏سپاریم تا یادت آرام بخش سینه ‏های بی‏تابمان باشد.

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

بنال ای دل که در نای زمان، فریاد را کشتند بهین آموزگار مکتب ارشاد را کشتند

اساتید جهان باید به سوگ علم بنشینند که در دانشگه هستی، بزرگ استاد را کشتند

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

صادق که اساس دین از او شد معمور

بودند ملایک پی امرش مامور

آخر ز جفا، ناصر احکام خدا

مسموم شد از ظلم و جفای منصور

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

الا ای لاله ی خوشبو، عزیز آل پیغمبر

که بهر دین و قرآنت چنین گردیده ای پرپر

شده زین غم، گل خاتم، مدینه غرق در ماتم

دوصد لعنت به آنکس باد که مسمومت نمود از زهر

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

هر زمان رنگ جفا را می‎دید

کوچه و کرب و بلا را می‎دید

خانه‎اش چونکه در آتش می‎سوخت

خیمه‎ی آل عبا را می‎دید

شهادت امام جعفر صادق بر شما تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

بار دیگر ظالمانه، خیل جلادان شبانه

با دو دست بسته بردند یک غریبی را ز خانه

بار دیگر دست گلچین در مدینه آتش افروخت

بار دیگر آشیانی در میان شعله ها سوخت

داغ یک دسته شقایق، بر دل خونین صادق

بار دیگر شد شکسته حرمت قرآن ناطق

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

شد رئیس مذهب ما از جفا خونین جگر

این مصیبت کرده دلخون مردم آگاه را

آن که با خون جگر بر شیعیان هموار کرد

در خط سرخ ولایت تا قیامت راه را

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین

امّا به خُلد، غمزده زهرای اطهرست

او گرچه کشت خسرو دین را ولی به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

استاد کل هستی با جسم خسته

رفته از این جهان با دل شکسته

دردا که کشته منصور مولای ما را

فرزند زهرا و حجت خدا را

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

داغ صادق شرر سینه ام افروخته کرد

جگری سوخته یاد از جگر سوخته کرد

جگری سوخته کز داغ بر افروخته بود

باز هم از اثر زهر جفا سوخته بود

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

قامت خمیده،تن شده مانند شمع آب

این شاهد جنایت منصور کافر است

بر او بریز اشک که این گریه نزد حق

با گریه بر حسین ثوابش برابر است

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

دانشگاه شیعه که وجودش همۀ فخر است

از توست گوهر بار شده حضرت صادق

تا یاد کنم ظلم پر از کینه منصور

ان جا بصرم تار شده حضرت صادق

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

دلم هوای بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکی به دست دل گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

اس ام اس های جدید خدایا کمکم کن

پیامک خدایا کمکم کن

همۀ وقت توکل داشتن بر خدا یکی از موفقیت هایي هست که در آینده نصیب افراد میشود ، به شرطی این که کمک خواستن از خداوند حقیقی باشد .

 

جهان همون جایی هست که خدا تو رو فرستاد ، تا ارزش هاي قلبت رو معلوم کنه…

گاهی برات جهنم می شه ، گاهی بهشت! بستگی به کردارت داره…

 

به گزارش تالاب ولی یادت باشه تمام زیبایی هاي عالم در لحظات سخت خلق میشه، تمام ایثار و بخشش و گذشت و فداکاری ها و زیبایی هاي جهان در شرایط بحرانی خلق شده… پس شاید این شرایط بحرانی حکمت خداست…

 

اکنون که در این آزمایشگاه جهان گرفتارم ؛ ایمانم… قد و قواره ام، ارزشم معلوم میشه… عده قلیلی در این شرایط ناسزا میگویند، و خیلی ها می‌گویند، خدایا اگر گرفتارم ، حتما حکمت توست و دلیلی دارد…

 

شاید اگه در سختی نباشی؛ شب و روزت بخور و بخواب بشه… در صورتی که اومدی به این جهان تا ارزش هاي درونت متجلی بشه…

وقتی میگی خدایا کمکم کن، دلم گرفته گرفتارم؛ یادت باشه که خدا به کسی ظلمی نکرده، و اگه یک بدبختی تو زندگیت متجلی شده، از کردار خودت بوده…

 

اگه امروز کارت به خدا افتاده از اعمال قبلی خودته؛ و مطمئن باش خدا ظالم نیست…

 

خدایا کمکم کن مثل تو صبور باشم…

 

قـطـب شیطانی ام با انرژی منفی اش می‌گوید: نمیتوانی ، نا امید شو …

و قطب خدایی ام وحی میکند که: می‌توانی کمی صبور باش.

 

گزینه من خداست، پس بردبار بودن را می پسندم.

 

هر کس انتخابی دارد که بر مبنای آن ، زندگی اش ترسیم می‌شود. من این اهریمن زشت خو را نمی‌خواهم؛ خدایا کمکم کن مانند تو صبور باشم، در این سختی ها… شکیبا باشم.

 

…God, help me, Like you, be patient

 

 

 

خدایا کمکم کن گرفتارم…

 

صبور بودن ، علت نمیشه که در برابر سختیهای پیچیده و بغرنج این جهنم صبر کنم. منتظر باشم دیگران کمکم کنند، باید بجنگم ، زندگی سراسر مبارزه هست. با خودم، با شیطان، و با مشکلات پیش رو…

 

از خودم می پرسم: جهنم چگونه هست؟ چه فرقی با زندگی امروز من دارد؟ و به خودم می گویم:

 

هر بدبختی که تا حالا کشیدم از لیاقت کمم بود، باید لیاقتم رو اکثر کنم تا سختی ها کمتر بشه… باید در گیر رشد روح خود شوم…

 

پس صفات خدا را در خودم پر رنگ تر می‌کنم، صفاتی همچون بخشندگی، مهربانی ، دانایی، توانایی، امیدوار بودن به نیکی و به خوبی، به تکامل و پیشرفت…

 

من از جایم بلند می‌شوم، و بر قامتی که خدا عطایم کرده می‌ایستم. با نفس عمیقی که می‌کشم، انرژی رایگان خدا را ، در رگهای خشکیده ام جاری میکنم.

 

درسته گرفتارم، و کسی حاضر نیست کمکم کنه، ولی میتونم تدریجی تدابیر گوناگونی رو برای بدبختی هام پیدا کنم. افسردگی مریضی شیطانه، من برمی خیزم و نبرد طولانی ام رو شروع میکنم. پیشرفت می‌کنم…

 

شاید از حادثه و مریضی بمیرم ، اما از افسردگی نــه ، هنوز کمی شادابی آسمانی ام را با خود دارم…

 

مـن بـتـدریـج در ایـنـده اي نـزدیـک ؛ شـدیـدا عـوض خـواهـم شـد.

…God, help me, I’m busy

 

خدایا کمکم کن…

 

خدایا مرا ببخش…

مردم نمی‌دانند ولی خودم میدانم که هر چه می‌کشم از کردار خویش بوده و خدایا تو بی گناهی، اما در برابر مردم ، از خجالت اعمالم، تقصیر را بر گردن تو می اندازم و می‌گویم: خدایا مگه من چه کردم که آن گونه از جهان میکشم… خدایا تو بی گناهی و پاک و منزه… حتی چرخ گردون و فلک هم بی گناهند…

 

تا نبخشی، چیزی نمیشوم، عفو کردن و امرزیدن تنها برازنده توست… خدایا به من بصیرت و زندگی جدیدی عطا کن, که در آن خود را و تو را پیدا کنم.

 

خـداونـد ا ، مـرا آن ده کـه آن بـه…

 

خدایا منو ببخش کردار زشتم را، پندارم که هرگز نیک نبود، و گفتاری که دل آزار بود.

 

خدایا مرا ببخش و عفو کن، که آمرزش تنها از تو بر می‌آید…

…God forgive me

 

بت هاي قلبت رو بشکن

 

خدایا کمکم کن مانند همۀ وقت…

همۀ وقت در آخرین لحظه، در لبه پرتگاه، دستمو گرفتی، خدایا این بار اکثر از همۀ وقت چشم براه مساعدت آسمانی توام.

اي روح عالم، هرگز از لطف تو نا امید نبوده و نیستم ، خدایا تو… از همۀ مهربانان عالم مهربان تری…

 

خدایا کسی چون تو نیست… هرگز به هیچ بنی بشری جز تو التماس نمی‌کنم و برای همۀ وقت، همواره در تماس با تو… و تنها پابوس درگاه توام اي یگانه بی شریک…

 

خدایا همواره کمکم کن و دست گیرم باش.

God help me, as always

 

خـدایـا کـمـکـم کـن…

می‌دانم از کارهای مفید و بد من ، بهشت و جهنم در اطرافـم ، در زندگیم متجلی میشوند؛ وقتی جهان بهشت می‌شود که هیچ ، سرخوش و شادمانم؛ برعکس زمانی که با اعمال زشت ، جهنم از هر طرف به من نزدیک می‌شود، سر و کارم به تو میوفتد…

 

خدایا؛ از ته دل التماس می‌کنم کمکم کن گرفتارم ، دوباره کاری کردم که پنجه تقدیر یقه ام را گرفت، پروردگارا ، مرا ببخش و یاری ام کن…

 

چه فایده ؛ چه سود… که دلی را شکستم، تدریجی جهان ؛ دوزخ من شد!

 

اي خداوندگار پاک، خسته شدم تکیه بر تو ، اکنون کمکم کن…

Lord, help me

خدایا کمکم کن گناه نکنم، خدایا دوستت دارم…

 

خدایا کجایی که سوختم ؛ در آتشی که خود افروختم…

خدایا ، چه صبور و آرامی ، شاید تو هم آشفته اي … و صبر را بر خود فرض کردی؟

 

خدایا نمی‌بینی که گرفتارم؟ در جایی که، در جهنمی که با پدر و مادرم ساخته ایم ، می سوزیم… و اگر میبینی مگر دوستم نداری ، خدایا چرا فریاد نمیکشی که بس هست، این همۀ سختی…

 

چرا عقربه هاي ساعت، عصاره افسردگی شیطان را، در معجون زمان تو حل نمی‌کنند…

 

از کجا معلوم، شاید تو هم پریشانی و صبر می کني… چرا که عدل را بر خود فرض کرده اي…

Lord, where are you?

 

 
اس ام اس هایی در مورد خداوند

 

خدایا یاری ام کن، اگر چیزی شکستم دل نباشد…

متاسفم ولی، شکستم آن دلی که سزایش نبود… و اکنون در جهنم اعمالم گرفتارم. قلب آن مظلوم… میوه ممنوعه اي که گفتی از آن دور شو…

 

و من به مرکز آن میوه نزدیک شدم. از خودخواهی ام دلی شکست و امروز محتاج لطف توام که مرا ببخشی…

 

خدایا بعد از انکار تو ، چیزی در این جهان نیست که مهلک تر از دل شکستن باشه…

 

پروردگار هستی… کمک کن، دل و جرات بده اگر دلی شکستم، دوباره بدست بیارم، حتی با یک معذرت خواهی ساده…

God help me now, if something broke is not hearts…

 

خدایا، اي عشق حقیقی: دوستت دارم خیلی چندان…

نامت چیست؟ الله، یزدان، ایزد پاک، یاهو… هر چه هست… اگر نبودی، امروز دیو یا حیوانی بیش نبودم، یا در دسته اراذل پیرو آن دیوصفت بودم… خدایا با عشق تو اي نور هستی، زنده شدم… مانند بوته ریحان که از خورشید جان می‌گیرد… و بدون آفتاب می میرد… خدایا به عشق آسمانی تو گرفتارم…

 

خدایا خیلی دوستت دارم اونقدر چندان ، که وقتی به بزرگترین آرزوهام فکر میکنم، تنها یک آرزو… تمام افکارم را شعله ور می‌کند، در کنار تو بودن پس از مرگ و گذشته از آن…

 

خدای من؛ کی میشه تو رو ملاقات کنم و از نزدیک بهت بگم که: دوستت دارم خیلی چندان…

من عاشق لطیف ترین وجود عالم شدم… خدایا کمکم کن زیارتت کنم…

God, I love you so much (true love)…

 

خـدایـا شکــرت…

شکرت که تو هستی، چه بدبختند کسانی که تو رو در کنارشون حس نمیکنند، و چه سعادت مندم من، که تو خداوند آسمان را ، از رگ گردن به خود نزدیک تر می‌بینم

 

خدایا تشکر بخاطر همۀ حمایت ها و پشتیبانی و نعمتهایی که دادی؛ و ببخش اگر با پایی که به من دادی قدم در آن راه گذاشتم که تو نمی‌خواستی… و با زبانی که دادی آن گفتم که نپسندیدی؛ خدایا شکرت که به من پا و زبان دادی

خدایا کمکم کن تا وقتی نوکر تو هستم؛ نوکر هیچ مزدور پست فطرتی نباشم…

خدایا سپاسگزاری ام را تقدیمت میکنم اي گل زیبای هستی.

 

 
پیامک هایی در مورد خداوند

 

خـدایـا دلـم گـرفـتـه، بـی تـو خـیـلـی تـنـهـام…

خسته شدم از این آدمای ناهنجار و بد خلق… و دلگیر از خودم ، هدف بسیار بزرگتری دارم”رسیدن به تو”

 

خدایا چیکار کنم که بتونم قلب تو رو شکار کنم، با نیکی و پرهیزگاری، یا پاک کردن مروارید سیاه درونم؟

 

چه کنم که راضی شوی، در آغوشم بگیری، اگر بوی گناه می‌دهم؛ خدایا تو بگو حمام آب گرم توبه کجاست؟

 

خدایا دلم گرفته از این که نمیتونم مانند تو پاک باشم، یکی گفت: همینکه در مسیر پاکی باشی کافیست، ولی آیا این برای تو کافیست؟

 

آیا در این مسیر رشد میکنم؟ عضلات افکارم تقویت میشود؟ آن قدر که برای رسیدن به دنیای بعد کافی باشم؟

 

ایزد مهربان، یار و یاور من باش… بی تو خیلی تنهام؛ دارم خفه میشم ، دلم بدجور گرفته کجاست آغوش پاک تو…

 

خـدایـا کـمـکـم کـن، دیگـه گـنـاه نکـنـم…

یا هر معصیت و خطا يي ، که بین من و تو فاصله می اندازه؛ خدایا لذت بدکاری زودگذره … و لذت تو ابدی هست.

 

چه میشود که این قوم ، زودگذر را با تو ابدی معامله میکنند؟

 

۵۰ ٪ عمرم یعنی نیمی از فرصتی که دادی رفته و چیز زیادی باقی نمانده، خوشحالم که به لحظه هاي ملاقاتت نزدیک میشوم؛ هر چند که در برابر تو ، حرف زیادی برای گفتن ندارم، باید پیشرفت کنم…

 

با تمام عیب و تقصیر ، که بر صورتم نقش بسته، با کوله باری از گناه و جرم… خدایا با پر رویی تمام به درگاه تو پناه می آورم و بسویت باز می‌گردم…

 

جای دیگری ندارم جز خاک پای تو… بدکرداری ام را ببخش، فساد کردم ببخش اي پاک منزه…

 

خـدایـا اي آسـمـانـی؛ کـمکـم کـن دیـگــه گــنــاه نکـنـم…

 

خدایا کمکم کن و در وصف خود ؛ جذاب ترین جملات را به من الهام کن…

 

تا تو را با شوق بسرایم ، در وصف بوی تو اي گل آسمان، جملات جذاب یم را از دل بر زبان آورم… خدایا کمکم کن.

 

خـدایـا کـمـکـم کـن، خـوب بـاشـم…

یادم نمیره که بزودی باید تو خوش نام رو ملاقات کنم؛ شرمنده و سرافکنده؛ و گرچه عاشق ، عاشق تو اي نیک روی ؛ خدایا تنهایی نمیتونم ، کمکم کن مفید باشم؛ آن طور که تو می پسندی باشم.

 

کمکم کن مروارید نیکوی درونم را به سیاهی و پلیدی آغشته نکنم. تا پس از مرگ ، در بازار مروارید فروشان، تو مهربان تنها خریدارم باشی، مرا بپسندی و جاودانه نزد خود بداری…

 

خدایا رهایم نکن، کمکم کن مفید باشم. و حتی گذشته از مرگ؛ از وجود من در راه خیر و نیکی بهره گیری کن، در راه خودت… خدایا در خدمت تو و در راه تو باشم اي خوشگل ، اي پاک ترین…

 

منبع : تالاب