خانه » دسته بندی پست » اس ام اس های مناسبتی (صفحه 4)

اس ام اس های مناسبتی

روز جهانی زنبور ؛ این حشرات شگفت انگیز

همه ی ما با زنبورها آشنا هستیم و میدانیم که نتایج تلاش آنها چه تاثیرات مثبتی در زندگی مان میگذارد پس اختصاص یک روز جهانی به این حشرات عجیب نیست. اخیراً نگرانی ها در مورد زنبور عسل افزایش پیدا کرده، زیرا بعضی از آن ها در معرض خطر هستند و باید کاری برای آن ها انجام داد. روز جهانی زنبور عسل برای آموزش دادن به افراد، در مورد اهمیت زنبور ها و چگونگی کمک آن ها به حفظ طبیعت و آینده ایجاد شده است. اگر می خواهید به حفظ این حشرات از خطر انقراض کمک کنید، باید بدانید که روز جهانی زنبور عسل به چه منظور ایجاد شده است.

تاریخچه روز جهانی زنبور عسل

سالهاست که روز 20 ماه می میلادی به عنوان روز جهانی زنبور تعیین شده است. روز جهانی زنبور عسل، مربوط به یک فرد بسیار مهم و اثرگذار می باشد که نام آن “آنتون جانسا” است، فردی که تکنیک های نگهداری از زنبور عسل را در قرن 18 معرفی کرد و یکی از اولین افرادی بود که اهمیت زنبور عسل را در کل جهان اعلام کرد. از آن زمان به بعد، نگهداری از زنبور عسل، یک کار ضروری در اکوسیستم جهانی و سیستم اقتصاد شد.

چنانچه در نمناک اشاره شده است بسیاری از افراد اهمیت زنبورعسل را نمی دانستند و یا اینکه نمی دانستند چگونه باید از آن ها محافظت کنند تا اینکه روز جهانی زنبور عسل بدین منظور نامگذاری شد.

بسیاری از کشور ها روز جهانی زنبور عسل را برای افزایش آگاهی در مورد اهمیت زنبورها تعیین کردند، زیرا زنبور ها در معرض خطرات شدید به دلیل فعالیت های انسانی هستند. علت آن هم استفاده از آفت کش ها برای کشتن حشرات دیگر، سموم کشاورزی، تغییرات کاربری زمین و سایر مشکلات است که به طور مداوم اثر مخربی روی کلونی زنبور ها دارد.

روز جهانی زنبور عسل به انسان ها کمک می کند تا بفهمند اهمیت زنبور عسل چیست و آن ها چه کاری برای محیط انجام می دهند. تقریباً 35 درصد دانه های کشاورزی در کل جهان وابسته به فعالیت زنبورهاست. 90 درصد رشد گیاهان با گل های وحشی وابسته به زنبور عسل هستند.

آنها هم چنین به اکوسیستم موجود در کل جهان کمک می کنند به همین دلیل کشور های بزرگی با انجام این محاسبات، برنامه های متنوعی را در سراسر جهان تعیین کردند تا آگاهی افراد را در مورد نگهداری از زنبور عسل و کاری که می توانند انجام دهند، افزایش دهند.

در این روز همچنین به گرده افشان های دیگر مانند پروانه ها هم اشاره می شود که همگی حیوانات ضروری برای اکو سیستم محسوب می شوند. زنبورها و دیگر مخلوقات خداوند به مبارزه با مشکلات در سطح جهانی مانند گرسنگی جهانی کمک می کنند و خودشان را با شرایط اقلیمی سازگار می کنند.

اگر به زنبورها به عنوان مخلوقات اعجاب انگیز نگاهی بیندازیم، متوجه کار مهم آن ها می شویم. جالب است بدانید که زنبور ها با حرکات خاصی شبیه به رقص با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و عسلی که درست می کنند؛ به عنوان درمان برای دهها بیماری همچون زخم ها و سوختگی ها استفاده می شود.

هزاران سال است که زنبور ها در کره زمین وجود دارند و اولین زنبور تقریبا 100 میلیون سال پیش وجود داشته است. زنبور ها اولین گونه هایی هستند که مورد شناسایی قرار گرفتند. آن ها از گرده گل، شهد و همچنین دیگر حشرات تغذیه می کنند و برای زمین و اهالی اش بسیار فایده دارند.

جملاتی به مناسبت روز جهانی زنبور

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ Pleasant words are like a honeycomb they can help to sweeten your soul and to calm your bones. Wish you a very happy world Bee Day.

کلمات خوشایند شبیه به کندوی عسل هستند و می توانند به شیرینی روح و آرام کردن درد استخوان ها کمک کنند. امیدواریم که در روز جهانی زنبور، اتفاقات خوبی برایتان رقم بخورد.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ Home is where the honey is. Best wishes on World Bee Day.

جایی را می توان خانه نامید که در آن عسل وجود داشته باشد. بهترین آرزو ها برای روز جهانی زنبور.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ The busy bee has no time for sorrow or sadness. Wish you a very happy world Bee Day.

یک زنبور آنقدر مشغله دارد که زمانی برای غم و ناراحتی نخواهد داشت. روز شادی را در روز جهانی زنبور برایتان آرزومندیم.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ On the day on the world Bee Day we must remember that we need bees in our ecosystem and not killer seeds. Happy world Bee Day.

در روز جهانی زنبور باید به خاطر بیاوریم که ما در اکوسیستم به زنبور ها نیاز داریم تا محصولات کشاورزی از بین نروند. روز جهانی زنبور مبارک.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ Plant a number of seeds in clumps and not a single plant to be able to attract pollinators. Help to save and protect them. Best wishes on World Bee Day.

چند دانه را به صورت خوشه ای بکار . فقط به یک گیاه جداگانه اکتفا نکن تا این گیاهان در کنار هم بتوانند گرده افشان ها را به خودشان جذب کنند و با انجام این کار به حفظ و مراقبت محیط زیست کمک کنند. بهترین آرزو ها در روز جهانی زنبور.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ Create awareness and help to draw the attention of the people to the essential role bees and other pollinators play in keeping people and the planet healthy. Happy World Bee Day.

آگاهی ایجاد کن و توجه دیگران را به نقش ضروری زنبور ها و دیگر گرده افشان ها برای حفظ سلامت سیاره زمین بالا ببر. روز جهانی زنبور مبارک.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ Handle a book like a bee handles a flower. With love. Extract its sweetness but do not damage it. Best wishes on world Bee Day.

شبیه به یک زنبوری که گلی را نگه می دارد ، یک کتاب در دستت بگیر و با عشق این کار را انجام بده. شیرینی آن را بیرون بکش اما به آن آسیب نزن. بهترین آرزو ها در روز جهانی زنبور

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ Remember on the occasion of World Bee day that when all the bees thrive, we thrive with them. Wish you a very happy world Bee Day.

در این روز مهم به یاد بسپار تا زمانی که همه زنبور ها زنده باشند، ما هم زندگی می کنیم. آرزوی یک روز شاد در روز جهانی زنبور.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

_ To get the honey out we always need a bee. Wish you a very happy world Bee Day.

برای استخراج عسل، همیشه یک زنبور نیاز است. برایت شادترین روز جهانی زنبور را آرزومندم.

 

_ On the occasion of this World Bee Day take an oath to not use pesticides in your garden to save and protect the bees. Happy World Bee Day.

در روز جهانی زنبور با خودت عهد ببند که برای حفظ زنبور ها در باغچه ات از آفت کش استفاده نکنی. روز جهانی زنبور مبارک

_ Life is like a flower and love is like the honey in it, its essence and bees the measure to get the essence. Best wishes on World Bee Day.

زندگی شبیه به یک گل و عشق شبیه به عسل داخل آن است. ضرورت وجود عسل و گل فقط توسط زنبور شناسانده می شود. بهترین آرزو ها در روز جهانی زنبور

جملات ناب و پند آموز در مورد زندگی اشخاص

جملات ناب و پند آموز در مورد زندگی اشخاص

همیشه برای موفقیت در زندگی باید درس هایی بگیرید در ادامه با جملات ناب و پند آموز در مورد زندگی اشخاص سایت تالاب را دنبال کنید.

 

پندهای زندگی,زندگی یعنی

بعضی آدمها، انگار چوب خشک اند …

تا عصبانی می شوند، آتش میگیرند؛ و همه جا را دود آلود میکنند؛ همه جا را تیره و تار میکنند؛ اشک آدم را جاری می کنند …

 

ولی بعضیها این طور نیستند؛

 

مثل عودند …

وقتی حرفی میزنی که ناراحت میشوند و آتش میگیرند، بوی جوانمردی و انصاف میدهند؛ و هرگز نامردی نمیکنند …

 

این است که میگویند :

هر کس را میخواهی بشناسی، در وقت عصبانیت و در وقت خشم بشناس

كاش باهوش بودن!

‏اونايی که خيلی دوسشون داريم

فكر ميكنن ،هميشه هستی

ميتونن بی خبرت بذارن

ميتونن هميشه سرِت داد بزنن

هميشه سرد رفتار كنن

هميشه تو بايد خوشحالشون كنی و

اونها وظيفه ای ندارن

تو نفرِ اوّلِ روزای بَدِ شونی

و نفرِ آخرِ خوشي هاشون

ولی نميدونن كه

دلِ آدمای عاشق ديگه يه جايی

میبُره

می بُره

می بَره

می بَره دلشو

اونوقت دل می بَره

نه از تو

از اونی كه دلش براش ميره…

يك روز آرزو كردم زودتر بزرگ شوم، كه كفش هايم پاشنه هاي بلند داشته باشد و ديگر جوراب هاي سفيد تور دار و جوراب شلواري هاي عروسكي نپوشم، دلم مي خواست بزرگ شوم تا دستم به كابينت هاي بالاي آشپزخانه برسد، بتوانم غذا درست كنم و وقتي از خيابان رد مي شوم مادرم دستم را نگيرد، فكر مي كردم بزرگ مي شوم و دنيا سرزمين كوچكي ست پر از شادي و من موهايم را به باد مي دهم ، رژ لب هاي مادرم را مي زنم و عشق را تجربه مي كنم، همان عشقي كه بين صفحات رمان ها و داستان ها مي چرخيد،

 

حالا من بزرگ شده ام، تعدادي كفش پاشنه بلند دارم، هنوز دستم به كابينت هاي بالاي اشپزخانه كمابيش نمي رسد اما يك أجاق گاز براي خودم دارم، حالا من دست مادرم را مي گيرم و او را از خيابان ها رد مي كنم، موهايم را به هر رنگي در مي آورم و اشك هايم را به باد مي دهم، عشق را تجربه كرده ام همانطور كه خيانت، دروغ، زخم را تجربه كرده ام، حالا مي دانم دنيا سرزمين بي انتهاييست ، پر از آدم هاي عجيب و بزرگ شدن بدترين آرزوي همه زندگي من بود كه بر خلاف تمام آرزوهايم به دستش آوردم.

یک راند دیگر مبارزه کن

وقتی پاهایت چنان خسته اند که به زور راه می روی…

 

یک راند دیگر مبارزه کن

وقتی بازوهایت آنقدر خسته اند که توان گارد گرفتن نداری…

 

یک راند دیگر مبارزه کن

وقتی که خون از دماغت جاریست و چنان خسته ای که آرزو میکنی حریف مشتی به چانه ات بزند و کار تمام شود…

 

یک راند دیگر مبارزه کن

و به یاد داشته باش مردی که تنها یک راند دیگر مبارزه می کند هرگز شکست نخواهد خورد…

 

برترین مجموعه اس ام اس جدید روز آذر ماه

برترین مجموعه اس ام اس جدید روز آذر ماه

اس ام اس های به روز irani
زندگی معنای پیچیده ای ندارد..
همین ک تو عشق من باشی..
یعنی زندگی
.
.
.
.
اس ام اس های به روز iran
به لب های تو می سازم کلامی
سرود آشنایی یا سلامی
ندارم جز غم عشق تو در سر
ولی افسوس ها از من جدایی
.
.
.
.
اس ام اس های به روز  
لبخند که می زنی یوسفی می شوم که بی هیچ برادری در چال گونه ات گم می شو
.
.
.
.
اس ام اس های به روز ایرانی
اگر می خواهی احساس ثروتمندی کنی
تموم چیزهایی را بشمار که داری
و پول قادر به خریدشان نیست
.
.
.
.
اس ام اس های به روز جدید  
دستم نمی رسد به بلندای چیدنت باید بسنده کرد، به رؤیای دیدنت

 

خانمی؟؟
درشیارهای قلبم بدنبال چه می گردی؟؟
عشق من درآیینه ایست که توهرروزبه آن می نگری
.
.
.
.
اس ام اس های به روز ایرانی
خدا را دوست دارم
حافظ را هم
ولی خداحافظ را نه
.
.
.
.
اس ام اس های به روز فارسی
بزرگی روحت را
میان دستانت پنهان کن
که بزرگ بودن
میان مردم کوچک سخت است
.
.
.
.
اس ام اس های به روز جدید
دلم در حلقه غمها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانست
تو را می خواهم و این ها بهانست
.
.
.
.
اس ام اس های به روز 
امشب دلم هوای آن کافه را کرده
که چایش از مهر تو
و قندش محبت تو باشد
و تنها مشتری کافه من باشم
.
.
.
.
اس ام اس های به روز فارسی
طوری بخند
که حتی غم بهت لبخند بزند
طوری بجنگ
که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد ،
طوری عشق بورز
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود
و طوری خوب زندگی کن
که حتی مرگ از تماشای زندگیت سیر نشود
.
.
.
.
اس ام اس های به روز ایرانی
انسان نقطه ای میان دوبی نهایت است..بی نهایت لجن.بی نهایت فرشته(دکترشریعتی)
.
.
.
.
اس ام اس های به روز پارسی
در فصل تگرگ عاشقت میمانم
با ریزش برگ عاشقت میمانم
هر چند تبر به ریشه ام میکوبی
تا لحظه مرگ عاشقت میمانم
.
.
.
.
اس ام اس های به روز فارسی
اشک خشک می شه
خنده محو می شه
اما یاد تو فراموش نمی شه
.
.
.
.
اس ام اس های به روز persian
ﺯﻥ ﻣﻌﻨﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ .
ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﭼﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻗﻠﺒﺶ ﺍﺳﺖ !
ﭼﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﻒ ﺍﻧﺪﺍﻣﺶ
.
.
.
.
اس ام اس های به روز roz
تمام دکترها جوابم کرده اند
عجب سرطان بدخیمیست دوست داشتنت
.
.
.
.
اس ام اس های به روزجدید new
وقتی تنها میشوی
بدان خدا همه را بیرون کرده
تا با تو تنها باشد
.
.
.
.
اس ام اس های به روز jadid
عشق
اون نیست
که در اوج رابطه پاک بمونی
عشق اونه
که در اوج اختلاف
خیانت نکنی
.
.
.
.
اس ام اس های به روز farsi فارسی
این روزها
بره باشی
گرگ روحت میشوند
گرگ باشی
حس تنهایی شکارت می‌کند
مانده ایم حیرااااان
.
.
.
.
اس ام اس های به روز فارسی
مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند
مهم ، نفس هایی ست که با تو کوتاه و بی تو بلند کشیده می شود
.
.
.
.
اس ام اس های به روز جدید
همتا هم نداری که
وقت نبودنت به دلم وعده بدهم
شاید ” مثلش ” را پیدا کنم
.
.
.
.
اس ام اس های به روز 
حوصله ی جمع و تفریق ندارم ، یه ضرب خرابتم
.
.
.
.
اس ام اس های به روز 
ای کسایی که از حرف زدن پدر و مادرتون سوتی میگیرید..
یادتون نره که اونا حرف زدن رو به شما یاد دادن
.
.
.
.
اس ام اس های به روز ایرانی
هر پرهیزکار گذشته ای دارد
و هر گناهکار آینده ای
پس ، قضاوت نکن

 

 

اس ام اس با طعنه – اسمس جدید

اعتماد مثل کاغذه که اگه مچاله شد.هرچقدر هم صافش کنى،محاله به حالت اولش برگرده.

ﺍﺷﮏ ﻫﺎﮮ ﻓــــــــــﺮﻫﺎﺩ . . .

ﺷﻴـــــــــــــﺮﻳﻦ ﺑﻮﺩ . . .

مرد نبود…
اندام مردانه اى داشت فقط!نه این تو نیستی
که مرا از یاد برده ای
این منم
که به یادم اجازه نمیدهم
حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند….
صحبت از فراموشی نیست
صحبت از لیاقت است…!دلم مثل سیرو سرکه میجوشد.تو اما سفره هفت سینت را بچین…سیروسرکه اش با من!ﺳﺮﺭﺍﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﯼ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭﭘﺸﺖ ﺩﺭ…ﺑﺪﺟﻮﺭﺷﮑﺴﺘﻪ ﻡ!!ﺷــﯿــﺮ ﻫﻢ ﺭﺍﺿﯽ ﺳﺖ ،
ﺑﺎ ﺩُﻣﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﻟــﺶ …روزگارغریبیست: دهقان فداکارپیرشده.چوپان دروغگوعزیزشده. شنگول ومنگول گرگ شدن.کوکب خانم حوصله مهمون نداره. زاغ و روباه دستشون تو یه کاسه اس. حسنک گوسفنداشو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده.آرش کمانگیرمعتادشده. شیرین خسرو وفرهاد وپیچونده وبا دوست پسرش رفته اسکی.رستم اسبشو فروخته وموتورخریده وبااسفندیارمیرن کیف قاپی.واقعاچه بر سرما آمده؟!دلم نفس نمی کشد
دستانم کمی میلرزن
در پاهایم توانی نیست
چشمهایم را تا نیمه باز کردم
ضربه اش سنگین بود,,,!
خونی نمیریزد! فقط درد پشت درد،،، زندگی عجب خنجری را ب پشت خود قایم کرده بودی,ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻲ ﻫﻮﺍ ﮔﻴﺞ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ !
ﺍﺧﺮ ﻣﻴﺪﺍﻧﻲ؟
ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﻣﻴﺰﻧﺪ …کاش قلبی که هرلحظه قسمتش شکستن است لااقل ازسنگ بودتاخنجرهایی که ازپشت یکی پس ازدیگری می آیندفقط خراشی بیندازدوتاعمق وجودت رابه آتش نکشد.کاش کاش…وچه فایده ازکاشها!سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس
چگونه شبها را آسوده میخوابد…؟یکرنگ که باشی زودچشمشان رامیزنی،خسته میشونداز رنگ تکراریت!این روزهادوره رنگین کمان هاست!ﺍﺷﮑﻬﺎ ﺑﻪ ﺑﻬﺎ ﻭﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺑﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ
تمام داراییم را گرفتی دیگر هیچ ندارم !! حتی دوستت…رفتـن کسـی کـه لایـق نیسـت … نـعمـت اسـت نـه فـاجـعه . . .ﺟﻤﻼﺕ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻫﺸﺖ ﺭﯾﺸﺘﺮﯼ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺷﺮﯾﮏ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﮐﯿﺴﺖ …
ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ،
ﺷﺮﯾﮏ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽدوست داشتن کسی که لایق دوس داشتن نیست اصراف محبت استسالهاست من به هیچ دردی نمیخورم…
این درد ها هستند که، از چپ و راست یکی یکی به من میخورند…ﺍﺯ ﺩﻝ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺗﺮ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﯾﻢ ﺩﺭ ﻋﻼﺝ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﻡسر به هوا شده ام،
تو هم زیر سرت بلند شده……
چقدر عجیب….
فکر میکردم قلب همیشه گرفتار میشود
اما انگار سر، نقش کلیدی تری دارد در این ماجرا……..!عشق نه پول میخواد نه خوشگلی نه ماشین نه هیچی دیگه….
فقط دو تا آدم میخواد!رابطه ها شدن قضیه ی اون یارو که پوست موز دید گفت : اه باز بایدبخورم زمین ..!مرا با “حقیقت” بیازار ؛ اما …. هرگز با “دروغ” آرامم نکن … !!دنیا را در ۸۰ روز دور زده اند… ما که دیگر جای خود داریم!!!!!!!دوستت دارم را هزار بار دیگر تکرار کن ….

اینجا نه بینى کسى دراز مى شود …
نه گرگى به گله ات مى زند…

می گویند عشق آن است که به او نرسی و من می دانم چرا !زیرا در روزگار من، کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد.ﺗﻮ ﺑﺮﻭ
ﺑﺮﻭ ﺗﺎ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ
ﺗﻜﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺑﻨﺪ ﺯﻧﻢﻮﺍﺳﺘﻢ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ !!!…..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺩﯾﺪﻡ ﻃﺎﻗﺖ ﺍﺳﻢ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻡ …زدست عشق در عالم هیاهوست…تمام فتنه ها زیر سر اوستعشق یعنی هیچ وقت از نگاهش سیر نشی حتی وقتی اون نبینتت…ﺑﮕﻮ ﭼﻪ ﻣﺨﺪﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ بودنت ﮐﻪ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﻢ؟ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ”
.
ﺍﮔــﺮ ﻣﯿــﺨﻮﺍﯼ
” ﻣـــﻦ ﺭﻭ ﺍﺯ ﻣــﻦ ﺑـــﮕﯿــﺮ”
ﺍﻣﺎ
.
.
.
ﮐﻤـــﯽ ﺍﺯ ﺧـــﻮﺩﺕ ﺭﻭ
ﺑـــﺮﺍﻡ ﺑــﺬﺍﺭ …ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎی ﺧﺮاب آﺧﺮ, ﯾﺎ آﺧﺮ از ﻫﻤﻪ اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﯾﺎ دور اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ;
دﺧﺘﺮک ﭘﺎک ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮدت ﮔﻨﺪ ﻧﺰن!!!!!ﻫﻨﻮز ﻫﻢ وﻗﺘﯽ ﺑﺎران ﻣﯽ آﯾﺪ ﺗﻨﻢ را ﺑﻪ ﻗﻄﺮات ﺑﺎران ﻣﯽ ﺳپﺎرم . . .

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎران رﺳﺎﻧﺎﺳﺖ ، ﺷﺎﯾﺪ دﺳﺘﻬﺎی ﻣﺮا ﻫﻢ ﺑﻪ دﺳﺘﻬﺎی ﺗﻮ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ . . .

راستش را بخواهید ،

””اسم من””
قسم راست هیچکس نبود. . . .

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ !
ﺧﺮﺩ ﻭ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ…
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﭘﺎﺷــــــــﻢ
ﻭﻟﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦآدم باید یه مراسمی واسه خواب داشته باشه!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه ماچی ، بغلی، شب بخیری چیزی….
آدمیم مثلا،
لپ تاپ که نیستیم درشو ببندی خاموش شه 😐دیگر عاشقانه نمینویسم …
اگر نوشتم مخاطب خاص ندارد چون کسی ارزش خاص بودن را ندارد !در لابـ ِ لایـ ِ دلشورهـ ها و ترسـ ها یمـ لبــ پرتگاهـ ایستادهـ امـ ـمیدانمـ دستمـ را نمیگیری فقطـ محضـ رضایـ خــــ ــ دا پرتمــ نکــنـ !در مدرسه از نشاط من کم کردند…
از فرصت ارتباط من کم کردند…
هروقت به هم عشق تعارف کردىم…
از نمره ى انضباط ما کم کردند…با وجود تو “عشق”درمن تغییر معنا داده است..
به لجن کشیده ای واژه ها را!
웃◎ازبخت بدم آیینه فروش شهرکوران شدم……….دیروز به پیر زنی که وسایل سنگینی می برد کمک کردم و او آخر سر گفت پیر شی الهی جوون،
ولی او نمی دانست که چندیست است که پیر شده ام.ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﻧﺸﺎﺀ ﮔﻔﺖ ﻋﻠﻢ ﯾﺎ ﺛﺮﻭﺕ
ﺑﮕﻮ ﻫﯿﭻ ﮐﺪﻭﻡ،ﻓﻘﻂ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﻣﻨّﺖﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻫﻢ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﻲ!….
ﺩﺭﮐﺖ ﻣﻴﮑﻨﻢ !
ﻫﻤﺨﻮﺍﺑﻲ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﻗﺘﺖ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ …..سر به شانه من بگذار و ارام بگو دوستت دارم….
از چه میترسی؟! فردا دوباره میتوانی انکار کنی.دلم شکست

بندش زدم !!

اما دیگه هیچوقت مثل اولش نشد . . . . .

سخت شد ،

سرد شد !!

تنگ شد . . . . . .

ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ، ﺑﺪﻭﻥ ﭼﺘﺮ ..
ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ،
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﻢ …
ﺗﻮﯼ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭ ﻫﺎﯼ ﺁﺏ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﯼ ﺷﻬﺮ …
ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ …
ﺧﻮﺍﺏ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺑﻮﺩ …
ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻡ …
ﻧﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﺎﺭﺍﻥ ، ﺍﺯ ﺍﺷﮏ …شــیر آب را می بنــدم

بــرق ها را خــاموش می کنم

دوشـاخه ها را در می آورم

حــالا…

تنـــهاچیزی که هـــدرمی رود

لحــظه های بدون تـــوست…*

کــه چه تلـــخ اسراف می شـــــود!

ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎﯼ ﻛﻮﺗﺎﻩ
ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻫﻔﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ….
ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺻﺎﻑ،ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ
ﺷﯿﺸﻪﺍﯼ ﺷﻔﺎﻑ،
ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺗﻮ،
ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﻣﻦ،
ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﺑﺴﯿﺎﺭﻧﺪ .
ﺁﻩ …….
ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﺁﯾﯿﻨﻪﺍﻧﺪ،
ﺁﯾﯿﻨﻪﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﻧﺪسلام عمَر من این مطلبےرو کہ بہ اشتراک گذاشتےداخل فیسبوک با عکسش دیدم دگرگون شدم تا یہ ماہآدمہآ
محض رضآے دلتآن آغوشتآن
فقط بہ اندآزھ ے
حوآے خودتآن بآشد
حوآھآے دست خوردھ مقصر نیستند
آغوش ھآے آدمہآ زیآدے بزرگ است!ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﺕ
ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﺮﺩﻥ …ﮔـﺬﺷـﺖ ﺍﻣـﺎ ﺑـﺪﺍﻥ . . .
””ﺗـﺎ ﺁﺧـﺮ ﻋـﻤـﺮ”” ﺩﺭﮔـﯿـﺮ ﻣـﻦ ﺧـﻮﺍﻫـﯽ ﺑـﻮﺩ !
ﻭ ﺗـﻈـﺎﻫـﺮ ﻣـﯽ ﮐـﻨـﯽ . . .
ﻧـﯿـﺴـﺘـﯽ !!
ﻣـﻘـﺎﯾـﺴـﻪ ، ﺗـﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘـﺎ ﺩﺭ ﺧـﻮﺍﻫـﺪ ﺁﻭﺭﺩ . . .
“ﻣـﻦ ”
ﻣـﯽ ﺩﺍﻧـﻢ ﺑـﻪ ﮐـﺠـﺎﯼ ﻗـﻠـﺒـﺖ
ﺷـﻠـﯿـﮏ ﮐـﺮﺩﻩ ﺍﻡ . . .ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ِ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ
ﺩﺳﺖ ِ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻏﯿﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮﻩﺍﻡباور کن…. نه درگیر تو شده ام. نه حسی دارم به تو….
اصلا می خواهی همه چیز را برگردانم به روز اولش…؟!!!!
تو یک دوست معمولی شوی و من…… نه (!) ممکن است دوباره عاشقت شوم لعنتی…..!!سخت است،فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن “حقوق” می گیرد!روزﮔﺎر ﻏﺮﯾﺒﯽ اﺳﺖ . . .

ﯾﮑﯽ در آﺑپﺎش ﮔﻼب دارد و ﯾﮑﯽ در ﮔﻼب پﺎش آب ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ . . . !!

زندگی سرگذشت درگذشت آرزوهاست…با تو زیر بارانم ، چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود !ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﮐﻼﻫﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮐﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﯽ ؟آخنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من
ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشتدل نوشته:
تو که ادعات میشد رفتی.،من که ادعام نمیشد چرا موندم؟؟؟؟؟؟؟وای…چقدر به تو می آمدم
اگر تو هم …
کمی قدم رنجه میکردی…
و به من می آمدیﺣﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺁﺭﺯﻭﯾﺖ ﺑﺎﺷﻢ …
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ
“ﺍﻭ”
ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ

ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺍﻭ
“ﺩﯾﮕﺮﯼ” …ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ،
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﭼﻮﻥ ﻧﺎﺷﻨﺎﺳﺘﺮﯾﻦ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﺎ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﺪ
ﻭ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺪﺍﻧﯽ ﭼﺮﺍ؟ﯾـﻪ ﭼﯿـﺰﯼ ﮐﻪ ﻫﯿـﭻ ﻭﻗـﺖ ﻓﮑـﺮﺵُ ﻧﻤـﯿﮑـﺮﺩﻡ

ﮐـﻪ ﺑﻪ ﺍﯾـﻦ ﺯﻭﺩﯼ ﺑﻬـﺶ ﺑـﺮﺳـﻢ

ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗـﻮ ﺍﯾﻦ ﺳـﻦ ﺑﺸﯿﻨـﻢُ ﮔـﺎﻫـﯽ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔـﺎﻩ

ﻧﻔﺴﻬـﺎﯼ ﻋﻤﯿـﻖ ﺍﺯ ﺗـﻪ ﺩﻝ ﺑﮑﺸـﻢ…

ﻭﺍﺳـﻪ ﮐﺸﯿـﺪﻧـﺸﻮﻥ ﺣـﺎﻻ‌ ﺯﻭﺩ ﺑﻮﺩ …!!!! ﺧـــــﯿــــﻠﯽ ﺯﻭﺩ!!!

بعضی ها عددی نبودند..
ما اونارو به توان رسوندیم که الان شدن این…سال دیگر را که میداند حیات/یا کجا رفت آن که با ما بود یار..ﺣﺎﻝ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻢ …
ﻗﺎﺻﺪﮐﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﺶ ﺣﺘﯽ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﺴﯿﻢ ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻓﻮﺕ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ !برو به جهنم
‏.

‏.

‏.

چون فقط تویی که میتونی بهشتش کنیﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺘﺮﺳﮏ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﭘﻬﻨﺎﯼ ﻭﺟﻮﺩﺵ
ﻭ ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺧﯽ ﺁﺭﺯﻭﯾﺶ
ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﯾﮏ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻡ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩ . .عاشقی مثل فوقبال میمونه ، اگه مهربونی کنی گل میخوری . .زلیخا! جان یوسفت راستش را بگو:.. به خدا چه گفتی که خودش اینطور پا در میانی کرد!؟؟؟؟مرز عشق این روزها شباهت عجیبی به آدامس دارد: اول شیرین ،بعد دوست داشتنی سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور انداختنی!!!ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻮﻡ
ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﭘﯿﺪﺍﯾﻢ ﻧﮑﻨﺪ
ﺧﯿﺎﻝ ﮐﻨﺪ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﺩﻭﺗﺎ ﺭﻭﺡ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖامشب انگار قرصها هم آلزایمر گرفتن …لعنتیا یادشون رفته که خواب آورن نه یــــــــاد آور …اگر یروزی توی جنگل خرس دنبالت کرد نترسی اخه اونم فهمیده چه عسلی هستیدلمو شکسته بودن… اومدش… گفتم مواظب دل من میشی آخه تنهاس میترسه!!!
ی نگاه کرد پوزخند زد گفت دلت اگه ارزش داشت کسی نمیشکستش!!!
راست میگفت……ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺗﺎ ﻣﺮﺩ ﺷﻪ،
ﺍﻣﺎﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﯾﺪ ﻋﺸﻘﺶ ﺯﻥ ﺷﺪﻩ !ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ …
ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ …
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﮔﻢ ﺷﻮﻡ …
ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﯿﯿﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﺍﺷﮏ ﻧﺎﻣﺶ
“ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺳﺖ ”
ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ …
ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ” ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ” ﺗﻨﮓ ﻧﺸﻮﺩ …
ﺭﺍﺳﺘﯽ …
ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ …
ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ …
ﺧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺏﺷﮑﺴﺘﻦ
ﺧـــﺮﺩ ﮐﺮﺩﻥ
ﺳــــــــﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ­
ﺧﺎﮐﺴـــــﺘﺮ ﮐﺮﺩﻥ
ﺑﻪ ﺑﺎﺩ ﺩﺍﺩﻥ …
ﺍﺯ ﻫﺮ ﺍﻧﮕﺸﺘﺖ ﯾﮏ ﻫﻨﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩسلام قلب لعنتى…
این حرفاروواسه تونوشتم…
راستش دیگه ازت خسته شدم ,دیگه بهت افتخارنمى کنم!
دیگه واسم مهم نیست کى یاچى رودوست دارى ،اصلابه من چه…
وقتى خودت بلدنیستى حرف بزنى ,قلب کسیوبشکنى ,دروغ بگى … به چه دردمن مى خورى؟!
ازت مى خوام خودت استعفابدى…ضمیرها را از من سوال نکن …
اینجا فقط اول شخص ِ مفرد مانده است !
بقیه رفته اندﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺮﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﺩ!!!من جای تو امروز شما میگویم
از فاجعه فاصله ها میگویم
در واژه تو خون صمیمی جاریست
لایق به تو نیستی ،شما میگویمﺍﻭﻝ ﻣﻄﻤﺌــﻦ ﺑـــﺎﺵ ﮐــﻪ ﻧﻤــﯽ ﺭﯾــــﺰﺩ
ﺑﻌــﺪ ﺗﮑﯿـــﻪ ﮐــــﻦ ،
ﻫــﺮ ﮐﺴــﯽ ﻭﺍﺳــﻪ ﺁﺩﻡ ﺗﮑﯿــﻪ ﮔـــﺎﻩ ﻧﻤــﯽ ﺷــﻪ . . .آهای تو که همیشه بدیاو سختیای زندگیتو می بینی و ناله میکنی!
هیچ می دونستی همه ی آدمای دنیا وقتی می خندن قشنگترن؟! واقعا چرا بعضیا فقط مو قع عکس گرفتن اونم به زور کلمه ی “سیب” می خندن…؟ حواست باشه همه دوست دارن تورو قشنگ ببینن!
پس بخند….دیگراز عشق داستانی ب بلندی شنگول و منگول نمیتوان نوشت چه رسدبه شیرین و فرهاد.ﺳﺨـــﺖ ﺍﺳﺘــــ
ﺍﯾﻨﮑــــﻪ ﻧﻤـــﺮﺩﻩ ﺑــﺎﺷـــﯽ ،
ﺍﺯ ﺗـــﻮ ﺑﺨـــﻮﺍﻫـﻨـــﺪ
ﮔــــﻮﺭﺕ ﺭﺍ ﮔـــــﻢ ﮐﻨــــﯽ ..بعضیا دنیا را در۷۰ روز دور زده اند … ما که دیگر جای خود داریم !!!Sabr kardan dardnak ast va faramush kardan dardnaktar,vali az in 2 dardnaktar in ast k nadani bayad sabr koni ya faramush…دیگر کمتر اشک میریزم ، دارم بزرگ میشوم یا سنگ نمیدانم ..!یخ بیاورید من اولین جسدى هستم که داغ مانده …دنیای من
پر از دستهایست
که خسته نمی شوند
از نگه داشتن
نقابها. . . !روزگاری همه اهل زمین دلشان درد نداشت ، هیچ کس دغدغه ی انچه میکرد نداشت ، چشمه ی سادگی از قلب زمین میجوشید ، خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت !!!ازدواج هم با یک دروغ بزرگ شروع میشه:عروس رفته گل بچینه!ﺧﺎﻃﺮﺍﺗَﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ . . . !!

ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﻣﻦ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﻢ !
ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ
ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ !
ﻻﺷﻪ ﯼ ﯾﮏ ﺩﻝ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩبعضی ها به ما نمی خوردن! ما جا خالی دادیم خوردن به شما! مبارکتون باشه!ﻟﺒــــﺨـﻨﺪ ﮐـﻪ ﻣــﯽ ﺯﻧـــﯽ ..
ﯾـــﻮﺳﻔـﯽ ﻣـﯽ ﺷـــــﻮﻡ ..
ﮐـﻪ ﺑـﯽ ﻫﯿــــﭻ ﺑـَــﺮﺍﺩﺭﯼ ..
ﺩﺭ ﭼـــــﺎﻝ ِ ﮔــــﻮﻧـــﻪ ﺍﺕ ،
ﮔــُـــــــــــﻢ ﻣﯽ ﺷـــﻮﻡﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘنت ﻣﺸﻐﻮﻟﻢ …
ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ؛ ﺩﺭ ﻣﻘﺮی ﻣﺘﺮﻭﮐﻪ ،
ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺟﻨﮓ ،
ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ…!مهم نیست که بادیگریست.(..اوپس مانده ی من است…)همیشه یک نفر هست
که آدم بخواد با اون “درد دل” کنه
ولی وای به اون روزی که
اون خودش “درد دل” آدم باشهآدمارسمشونه پابنددلدارنمی شن خوب گرفتارمیکنن اماگرفتارنمیشن آدمارسمشونه شاخه به شاخه میپرن دل بیمارمیکنن اماپرستارنمیشن….دیدم روی قلبی نوشته بود شکستنی است مواظب باشید,اما من روی قلبم نوشتم شکسته است راحت باشید.ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ …
ﺗﺮﮐﻢ ﮐﺮﺩ !دوستی بهترازرفاقت؟
دوستی:رازهادردل…دارد.
رفاقت:نیش عقرب…!عشق همیشه نافرجام است برای درختان به آسمان هم که برسند به همدیگر نمی رسند ؛ تبرها مگر کاری کنند.به “در” میگید که “دیوار” بشنوه ولی فکر اینجاشو نمیکنید که شاید “در” عاشق شما بشه!ﻟﯿـ ـﻠـﯽ؛
ﻧـﺎﻡ ِ ﺩﯾـﮕﺮ ِ ﭘـﺎﯾـﯿـ ـﺰ ﺍﺳــﺖ …
ﺯﯾﺒــﺎﺳـ ـﺖ،
ﻋﺎﺷـــ ـﻖ ﻣـﯽﮐﻨــﺪ،
ﻣـﯽﮐـﺸــ ـﺪ!هم عاشقتم،هم ازت متنفرم،میانگین که بگیری میبینی برام مهم نیستی!!ﻗﺪﺭ ﭘﺎﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ …
ﻣﻦ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ …
ﭼﻪ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﺴﻮﺧﺘﻢ …ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﭘﯿﺶ
ﻓــــــــﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺴﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺗﻮ ﺷﻮﻡ
ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ
ﻫﯿـــــــــــﭻ ﮐﺲ ..
ﺷﺒﯿﻪ ﺗــــــــﻮ ﻧﯿﺴﺖ …از پسر بچه ای فال فروش پرسیدن چه میکنی؟گفت به کسانی که در دیروزشان ماندند فردایشان را میفروشم.زندگى یک بازى درد آوراست -زندگى یک اول بى آخر است-
زندگى کردیم واما باختیم-کاخ خود را
روى دریا ساختیم –
لمس بایدکرد این اندوه را -برکمر باید کشید این کوه را-
زندگى را با همین غمهاخوش است- با
همین بیش وهمین کمهاخوش است-
باختیم وهیچ شاکى نیستیم- برزمین خوردیم خاکى نیستیم…ﺑﺎ ﭼﺴﺐ ﻳﮏ ﺩﻭ ﺳﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﭼﺴﺒﺪ . . . !

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺷﮑﺴﺘﯽ . . .

امروز روز جهانی خوشگل هاست، مبارکت باشه! این پیامو برای خوشگلایی که میشناسی بفرست، فقط تورو خدا منو بیخیال شو! تا همین الانم،بالای “دههزارتا” پیام برام اومده!!!؟ازوقتی زبانهاچرب شد،!!دلهااز رونق افتاد…!گاهی به دلت شک کن
ع . ش . ق
شاید یک شایعه باشد…!ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯼ ﻧﺒـــــــــــــــــﻮﺩﻧﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﭽﻢ ﺑﺴﺘﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ، ﺣﻠﻘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻧـــــــــــــــــﻢ !ﭼﯿـﺰﮮ ﻧـﻮ ﺑﯿـﺂﻭﺭ …
ﺣـﺮﻓـﮯ ﺗـﺂﺯﻩ …
ﺟﻤـﻠــﮧ ﺍﮮ ڪﮧ ﺑــﮧ ﻫـﯿـﭻ ڪـﺲ ﻧﮕﻔـﺘــﮧ ﺍﮮ …
ﺣـﺂﻝ ﻣـﺮﺁ ﺑــﮧ ﻫـﻢ ﻧـﺰטּ !
ﺗـﻮ } ﺩﻭﺳـﺖ ﺩﺁﺭﻡ { ﻫـﺎﯾـﺖ ﺭﺁ ﺑــﮧ ﻫـﻤــﮧ ﻣﯿﮕـﻮﯾـﮯعاشق شدن بی فایدست:
چون یا تو دل اونو میشکنی
یا اون دل تو رو
یا دنیا دل هر دوتونو!به او بگویید :کمتر برایم بمیرد! دیگر نمیدانم…
کجا خاکش کنم…!ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﻧﻘﺎﺷﯿﻬﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻟﺖ ﭼﻪ
ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ !
ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﺖ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ
ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﯽ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﺖ ﺍﺳﺖﻣَﻦ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﯽ ﮐﻪ
ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺗﻮﺳﺖ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ♂سفت بغلش کن ؛
محکم ببوسش ،
نگران نباش !
کم کم به این یکی هم عادت می کنی ….
زانو رو میگم … !!!هزاران غریبه پاروی دمش میگذاشتند و رد میشدند صدایش هم درنمیامد؛؛؛
امااز صدمتری قلاده اش رابرای من میبرید…!گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند به جای شمع دور چراغهای بی احساس خیابان میمیرند!مجنون….
به قصه ات برکرد…
اینجا همه فاحشه ها لیلى شده اند….ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕِ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ … ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺷﯿﻢ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﻭ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ، ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺧﻮﺷﯿﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻦاونکه بهت ۳بار مهلت میده،پین کده گوشیته…
نه من!ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ “ﺍِﺻﺮﺍﻑ” ﺍﺳﺖ . . .

بعضی عشقا مثل داستان حضرت ابراهیمه
باید خودتو قربونی کنی
بعضی عشقا مثل داستان حضرت عیسی میمونه
آخرش به صلیب کشیده میشی
امابعضی عشقا مثل داستان حضرت موسی میمونه
وقتی چند وقت نیستی یه گوساله جاتو میگیرهاگر احساسم را هم خواستی بخری، به روی بسته اش دقت کن… نه قیمت دارد، نه تاریخ انقضاء برعکس احساسات تو که بارکد دارد! حساب شده ی حساب شده!شباهنگام که تابوتم به دست نا آشنایان رهسپار منزل نو میگردد..
پس تو ای آشنای سنگدل ز خانه بیرون بیاوبگو
منزل نو مبارکﺩﻝ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ

ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ

ﺁﺧﺮ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﻲ

ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺖ

ﺩﻭ ﺩﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ !

آهای انگشتت رو از دماغت در بیار
قراره ۲۴با همین حماسه ایجاد کنی…من را ببخش که ساده بودنم دلت را زد.
من را ببخش که عشق ورزیدنم چشمانت را بست.
میروم تا انانکه تواناترند تورا به پوچ بودنت برسانند.از همان کودکی به ما هشدار دادند و جدی نگرفتیم…
یادت هست؟
در دفتر مشقهایمان خطوط فاصله همیشه قرمز بود!ﺩﻝ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯽ! ﺩﻝ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ !
ﺁﺧﺮﺵ ﻧﮕﻔﺘﯽ : ﺗﻮ ، ﺩﺭﺩﯼ ﯾﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ؟من تمام عمر خود را کوچک او کردم
اما یک بار که منتظر ماندم بگوید ببخش
رنگ موی سر و دندانم یکی شد
ولی من یاد گرفتم
با گرگ ها کمی گرگ بودن بد نیستازتنهای گریزنیست!بگذاراغوشم یخ بزند!نمی خوام کسی شال گردن اضافه اش رادورادم برفی احساسم بیندازددست از پا خطا کنى تعویض میشوى
همین حوالى کسى شبیه توست!
این است پیام عشق هاى امروزى…
ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﮐﻪ ﻋﻨﮑﺒﻮﺗﺶ ﺳﯿﺮ
ﺑﺎﺷﺪ . . .
ﺗﺎﺯﻩ ﻗﺼﻪ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . .
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﺪ . . .
ﻧﻪ ﺑﻤﯿﺮﺩ . . .ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ “ ﺧﺪﺍ ” ﺧﻮﺩﺵ ﺑﯿآﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻀﻤﯿﻨﺖ؛
ﯾﺎ ﺷﯿﻄﺎن رو ﺑﻔﺮﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻘﺼﯿﺮﺕ!!
ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻩ………
“ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪ ﺗﺼﻮﯾﺮﺕ ”ﺍﯾﻨﺮﻭﺯﺍ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﯾﺮ ﺁﺑﯽ ﻣﯿﺮﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﮕﯽ :
ﻣﻦ ﻧﯿﮕﺎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﻻ ﯾﻪ ﻧﻔﺴﯽ ﺑﮑﺶ ﮐﻪ ﻻﺍﻗﻞ ﺧﻔﻪ ﻧﺸﯽ …لیاقت میخواهد

بودن در شعرهای دختری که

با تمام عشقش نبودنت را اشک میریزد. . .

تعجب نکن!

در بی لیاقتی تو شکی نیست.

اینجا دلیل بودنت میان بغضهایم

خریت خودم است

نه لیاقت تو. . .

salhast ke bar chobe tir barane zendgi avizanam…..
afsos ke az shelik khabari nist….بد جوری جو گیر شدی..
از بودنم سیر شدی؟..
رفتی و پشت سرم حرف زدی؟فکر کردی شیییییییییییییییییییر شدی؟؟؟♥♥شاید با دروغ هایت مثل شب آرام باشی

اما برای من مثل روز روشنی

ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺩﻡ ﮔﻮﺷﻢ ﮔﻔﺘﯽ
ﺣﺎﻻ
ﺷﺎﻫﺪ ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﺑﻴﺎﻭﺭﻡ ..ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻧﮑﻦ
ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﺑﺎ ﺷﺐ ﺑﻤﺎﻥ
ﺷﺐ ﮔﺮﭼﻪ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮏﯾ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖزندگی ی روی خوش بهم نشون بده…ﻛﻠـﻤﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑـﺎ ﻳـﺎﺩ ِ ﺗـﻮ ﻣـﻲ ﺁﻳﻨـﺪ ،
ﺍﺯ ﻗـﻮﻡ ِ ﻣﻐـﻮﻟﻨـﺪ !…
ﻣﻲ ﺁﻳﻨـﺪ ، می کشند ، ﻣﻲ ﺳـﻮﺯﺍﻧـﻨﺪ ﻭ ﻣﻲ ﺭﻭﻧـﺪﻧﻤﻚ ﭘﺮﻭﺭﺩﻩ ﺍﺕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺑﺲ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ
ﺑﻪ ﺯﺧﻤﻬﺎﯾﻢ …
ﻧﻤﻚ ﻣﻰ ﭘﺎﺷﻰ …..سربسته می گویم
آنی که زمان درمانش میکند خراشست
زخم موجود دیگریست ..سلام روزگار
چه می کنی با نامردی , نامردان… من هم اگر بگذارند دارم خرده های دلم را چسب میزنم…. راستی این دل , دل می شود؟!!!دوست داشتن راه و روش نمیخواد بلکه دل میخواد و من با دل دوستش داشتم اما او فقط راهش را بلد بود نه دلش را…ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ !…
ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ …
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺷﺘﻢ …
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺨﻨﺪﻡ!ﺟﺪﯾﺪﺍً ﺑﺎ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ
ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ، ﺍﺯ ﺷﺨﺼﯿﺘﺶ ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﺍﯾﯽ …
ﻣﺤﮑﻤﻪ …..
ﺛﺎﺑﺘﻪ …..
ﺁﺭﻭﻣﻪ …..
ﻏﻠﻂ ﻧﮑﻨﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩﻫﯿﭽﮑـــــــــﺲ ﻧﻔﻬﻤـــــــﯿﺪ ﮐـﻪ ﻣﻦ ﺑــﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿــــﺪﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﺩﻟــــــــﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﯾـــــــﺎ ﺯﺩﻡ ﮐـــــــﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻭﺍﻫـــــــﻤﻪ
ﺩﺍﺷــــــــﺖﺣِﺴﺎﺑﯽ ﻣَﻨـــﻮ ﺩﻭﺭ ﺑِﺰﻥ
ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﺳَﺮﺗــــ ﮔﯿﺞ ﺭَﻓﺖ
ﻣﯿُﻔﺘـــﯽ ﺟِـــﻠﻮﯼ ﭘــﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ ..ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼِ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺍﻧﺒــﺎﺭ ﻣﯿﮑُﻨــﻢ ..
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺒــﺎﺭ ﮐُﻨـﯽ ﮔِﺮﺍﻥ ﻣﯿـﺸــَﻮﺩ !!!..صداقت؟… یادش گرامی… غیرت؟…..به احترامش یک لحظه سکوت… معرفت؟….. یابنده پاداش میگیرد… مرام؟… قطعه ی شهدا…. عشق؟… از دم قسط… واقعا به کجا چنین شتابانﻣــــﺮﺍ ﺍﺯ ﺑـﻨــﺪ ﺁﻭﯾــــﺰﺍﻥ ﮐـﻨـﯿــﺪ !
ﺳــــﺮ ﻭ ﺗـــﻪ !….
ﺷــﺎﯾـﺪ ﻓـﮑــــﺮﺵ ﺍﺯ ﺳــﺮﻡ ﺑـﯿـﻔـﺘـــﺪ … !!!صبر کن سهراب!گفته بودی “قایقی خواهم ساخت؛دورخواهم شدازاین خاک غریب…”قایقت جادارد؟من هم ازهمهمه ی اهل زمین دلگیرم…ﻣﺮﺍﺭ ﺑﻬ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﺴﭙﺎﺭ ﻧﻪ ﺑﻬ ﺩﻟﺖ ﭼﻮﻥ ﻣﻨ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺯ ﮔﻤ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺷﻠﻮﻏﯽ میترسمآنقدر خرابت شدم که هر کس از کنارم رد میشه میگه این خراب شده مال کیهﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺮ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﻭ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﯾﺪﻣﺖ …
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ
“ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺍﺳﺖ”ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍسقـــــوط…
تـاوان پریـــــــدن بـا بعضـــی هــاستدلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم ولی معنیشو نمیدونن
از آدمایی که دوست دارن مال اونا باشی ولی خودشون مال تو نیستن
از اونایی که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی آفتاب میشه همه چی یادشون میره…عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ؛ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮﯼ ﭼﺸﻤﻢ !
ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﺳﺖ …ﮐﺎﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮ ﻋﮑﺲ ﺑﻮﺩ . . !!!.
ﺁﺩﻣﺎ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﻤﯽ ﺷﺪﻧﺪ. . !!!.
ﻋﺎﺷﻘﺎ ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ. . !!!.همیشه که در دسترس باشى
مهربون که باشى
، مدام که خوشحاشون کنى
نه نگى
اعتراض نکنى
تموم تلاشتو بکنى که حالشونو خوب کنى
از خودت که کم بذارى، به خاطر اونا،
هیچى دیگه،
فقط راه رو براى اینکه راحت تر ترکت کنن هموار کردىدوست دارم تکیه کلام تو بود…
من بی جهت به ان تکیه داده بودم…ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﻤﺖ !
ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻦ
ﻫﯿﭻﮐﺲ
ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﻤﯽﺑﺨﺸﺪروزی خواهد رســــــــید….
که دیگـــــــــر….
نه صدایم را بشنــــــــوی…
نه نگــــــــاهم را ببنی…
نه وجودم را حس کنـــــــــی….


و میشویی…با اشکت….
سنگ قبر خاک گرفته ی مرا…..
….
و ان لحظه است…که معنی تمام حرف های گفته و نگفته ام را میفهمی
ولی….من …دیگر …نیستم….ﻫﻮﺍﻱ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺳﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻛﻼﻑ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺮﻡ ﻣﻴﺒﺎﻓﻢزندگى به من آموخت
چگونه اشک بریزم ولى اشک نیاموخت چگونه زندگى کنم…….آدامس ها بزرگترین اساتید معنویت هستند ….از کودکیمان تلاش می کنند به ما بفهمانند:هیچ شیرینی ای ماندگار نیست..ﺷﺮﺍﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﻢ…ﺩﺳﺖ ﺭﻧﺞ ﺗﻮﺳﺖ…ﺑﺨﻮﺭ ﺑﺴﻼ‌ﻣﺘﯽ ﺩﻟﺒﺮ ﺍﻣﺮﻭﺯﺕ…دل را بدنام نکنیـــــــــــــــــم …
آنچه بعضی ها در سینه دارند
کاروانسراست؛از هر جای زندگی می نالی,می گویند:نیمه پر لیوان را ببین…یکی به من بگوید;لیوانی که همه جای آن شکسته,چه جای پری برای نگریستن دارد?!در کوچه های عشق دنبال تو می گشتم / حقیقت شب بود ترسیدم و برگشتمبـــه مــن کـــه رســـــیدی ؛

چــــه سَـــرِت شــــلوغ شــد

میـــدونســـتم پــاقــدمـــم خــوبـه

امــــا نــــه دیــــگه این قــد…

یه وقتایی یه غریبه میتونه بهترین دوستت بشه همونطور که
بهترین دوستت هم
میتونه یه روزی برات یه غریبه بشه …………………………!میخواهم حرفهایت را قاب بکیرم….
همکى عکس شده اند…ﺑﻬﻢ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﻮﺿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ !ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻔﺖ !!! ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻪ ، ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﻮﺿﻢ ﮐﺮﺩ !عتیقه شدم
در یادها
بی آنکه
” قیمتی ”
داشته باشم…!ایـنـجــا

حـتـی آجــرهـا دارنــد بــوی غـریـبـگـی مـیگـیـرنــد

بــس کــه حـضــور تـــو

بــه تـمـامــ روزمــرگــی هـای ایــن خـانــه

طـعـنــه زده اسـتــــ ……

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﻜﻨﻢ ؛ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺁﺭﺍﻣﻢ ﻧﻤﯽ ﻛﻨﺪ !!!…دلم می خواست بهانه‌ای باشی برای فراموش کردن همه چیز…
اما حالا دلم می‌خواهد بهانه‌ای باشد برای فراموش کردن تو…دروغ میگویند:»سخنی که از دل برآید،لاجرم بر دل نشیند«آنقدر از دلم حرف زدم که درد دل گرفتم،ولی بر دل کسی ننشستﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯽ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ
ﻋﺠﯿﺐ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ
ﯾﮑﯽ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﻭ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﻣﯿﭙﺮﺩﺍﺯﺩ !…..ﻣَــــﺮﺩ …
ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻨﻪ !
ﻣَﺮﺩ ﮐﺴﯽِ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﻨﺪﺍﺯﻩ .. !!روزگار با ما خوب ” تا ” نکرد .. ولی ما رو خوب ” تا ” کرد ……!ﺑﺎ ﺗﻮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻧﻢ ، ﭼﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ؟ ﺧﯿﺎﻝ ﮐﻪ ﺧﯿﺲ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ !ﺍﻓﺴﻮﺱ…
ﻻﻻﯾﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪ ..ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﯾﺴﺖ .ﺍﯼ ﮐﺎﺵ
ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﯾﺪ
ﮐﻪ ﻭﻗﺖ ﺭﻓﺘﻦ
ﻧﺮﻭﺩ …قدیما میگفتن هر کس “نونِ” قلبش رو مى خوره…!
اما رو راست باشیم این روزا هر چى خوبى کنى ، فقط”چوبِ” قلبت رو مى خورى…!ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ !! ﻋﻤﻖ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ
ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺯﺩﻡ . . .موندم ادمایی که با یه شکست ساده ی من اینقد خوشحال میشن….با شنیدن خبر مرگم چیکار میکنن!!! ………….ﺑﺎﻭﺭﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺁﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﺏ ﻣﺮﺍ ﺁﺗﺶ ﺯﺩسرد است اما

سرما نمی خورم

تو نگران نباش

کلاهی که سرم گذاشتی

تا گردنم را پوشانده است

اگه یه زن تو رواونقدر دوس داشته باشه
که از آرزوهاش به خاطرت بگذره
از خدا یه عمر تازه بخواه چون
یه عمر واسه خوشبخت کردنش خیلی کمه…هی فلانی…..!نردبان هوس رابردار؛واز اینجابرو بااین چیزهاقدت به عشق نمیرسد!عشق،بال میخواهد که تونداریﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ ﺩﻟﻢ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻏﻮﺷﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ،
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ …
ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﻟﻄﺎﻓﺖ …
ﻧﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺖ …
ﺍﻣﺎ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ !!!!!!دل زار دل همه است تو دل زار نداری پس همه نیستی جزی کم ی اندوه برای باختنآقایان معتقدند آدم باید مرد باشد و خانم ها معتقدندمرد باید آدم باشد !زندگی ام بسته به تار مویت انقدر زندگی ام را پشت گوش نیندازﻋﺎﺷﻖ ﻛﻪ ﺷﺪﻡ
ﺩﻧﻴﺎ ﻳﻪ ﺑﺎﺩﻛﻨﻚ ﺑﺰﺭﮒ ﻗﺮﻣﺰ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺭﻓﺖ
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺭﻓﺖ
ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﭼﺴﺒﻴﺪ ﻭ ﺗﺮﻛﻴﺪ
ﺣﺎﻻ ﻣﻮﺍﻇﺒﻢ ﺩﻓﻌﻪ ﺑﻌﺪ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻡ
ﻳﻪ ﻧﺦ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺒﻨﺪﻡ
ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﺎﻻ ﻧﺮﻩ
ﺁﺧﻪ ، ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ، ﻳﺎ ﮔﻤﺶ ﻛﻨﻢ ﻳﺎ ﺑﺘﺮﻛﻪ !
…………..ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ …
ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ …
ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺩﻝﺕ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺩﻝﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﺖ …….ﻋﻄﺮ ﻫﺎی ﮔﺮون ﻗﯿﻤﺖ رو ول ﮐﻦ ، آدم ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮی اﻋﺘﻤﺎد ﺑﺪه …آخه خداجون قربونت برم این چه حسیه که اسمشوگذاشتی عشق.این چه فیلمیه که میلیونهاسال سکانس آخرش غمست وجدایی؟همه چیز تغییرکرده توهم سناریوآخروعوض کن.به خاطر من بخند…حتی به دروغ!گاهی باید به کسی تنفس مصنوعی داد!…..ﺩﯾــــﮕَﺮ ﺩِﻟﻮﺍﭘَﺴَـــــــــــــــــــﻢ ﻧﺒﺎﺵ ﻧﺎﻣﻬــــــﺮﺑﺎﻥَﻡ !
ﺁﻧﻘﺪﺭﺿﻌﯿـــــــﻓَﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ
ﺳﺮﻣﺎ ﻫَﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭَﺩ !!….رخ به رخ که شدیم من مات شدم ! و تو چون پادشاهی که از این فتح ها را زیاد دیده است بی اهمیت رد شدیﻣﯽ ﺩﻭﻧــ ﯼ ﭼـــ ﯼ ﺿَﺠْـــ ﺭﻩ؟
ﻣﯽ ﺩﻭﻧــ ﯼ ﭼـــ ـﯽ ﺁﺩﻣــُ ﻣﺮﯾــــ ـﺾ ﻣﯽ ﮐُﻨــ ﻩ؟
ﺍﯾﻨــ ﮐــ ـﻪ ﯾﻪ ﺣَﺮﻓﺎﯾـــ ﯼ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺗــ ﺑﺎﺷــ ﻩ
ﻧﺘﻮﻧــ ﯼ ﺑﻪ ﺍﻭﻧــ ﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨــ ﻭﺍﯼ ﺑﮕــ ﯼ !
ﭼﻮﻧـــ ﻣﯽ ﺩﻭﻧــ ﯼ ﮐﻪ ﺁﺩﻣــ ﺵ ﻧﯿﺴـــ ﺕ!زندگی درک همین امروز است
ظرف دیروز پر از دیدن توست
شاید این خنده که امروز دریغم کردی
آخرین فرصت همراهی ماستدر فلسفه وفا چنین آمده است…
دل وقف شکستن است؛
بیهوده مرنج…!
ﺁﺭﺯﻭﻱ ﻗﺸﻨﮕﻲ ﺳﺖ ؛
ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺭﺩ ﭘﺎﻱ ﺗﻮ ﻛﻨﺎﺭﻩ ﺭﺩ ﭘﺎﻱ ﻣﻦ ؛
ﺑﺮ ﺩﺷﺖ ﺳﭙﻴﺪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺑﺮﻑ ؛
ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﺑﺮﻑ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﻧﻪ ﺗﻮ ..بودن با بعضیا لیاقت نمیخواد ، اعصاب میخواد !عاشقانه هایت را که میفرستی ابتدا ذوق میکنم سپس دلم میگیرد که چه کسی انها را برای تو فرستاده است…عشق تو!
عبور ماه است از خیابان
در شب حکومت نظامیدلت را خوش نکــــــن

به این “دوستت دارم”ها !!

تمـــــامشان

تاریخ مصــــــرف دارند

قبل از اینکه کسی درب دلتو بزنه
آیفون قلبت رو تصویری کن !
چون اگه بیاد تو و بشینه دیگه نمیشه بیرونش کرد !
مهمان حبیب خداست !ﺧﺪﺍﯾﺎ . . .
ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻫﻢ ﭘﯿﺮ ﺑﺸﻦ . . .
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﻢ ! . .ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻧﯿﺴﺖ . . .
ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺕ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺷﻮﻡ . . .
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺑﮕﯽ ﻭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻧﺼﯿﺒﻢ ﺷﻮﺩ . . .
ﺁﺧﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﭘﺴﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ .ضربان قلبم رو روی خنده های تو تنظیم کردم.پس بخند تا زنده بمونم!ازطرف کسی که قابلش ندونستی…!دلم را مبتلایت کرده بودم
خودم را خاک پایت کرده بودم
ندانستم که بی مهری وگرنه
همان اول رهایت کرده بودم..ﻫﺮ ﺁﻫﻨﮕﯽ ﮐﻪ ..
ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻫﻢ ..

ﺑﻪ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ..

ﺑﻐﻀﻢ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ …

ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ …
ﺑﻐﻀﻢ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻧﯿﺎ
ﻣﺴﻠﻂ ﺍﺳﺖ !!!…

ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﻮﯼ ِ ﺳﯿﺐ ﻣﯿﺪﻫـﺪ
ﻣﯿﺨـﻮﺍﻫﯽ ﺁﺩﻣـــــﻢ ﮐﻨﯽ ؟زخم که میخوری مزه مزه اش کن…حتما نمکش اشناست..!آزارم میدهد…
دیدن ترس درختان بزرگ،از تکه آهنی به نام تبر!!!!
بگفتم علت چیست؟؟
پاسخ آمد…
ترسم از تکه آهن نیست ترسم از دسته آن است که خود ساخته ام!!!!!ﺍﺯ ﺗـــــﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿـــــــــﺎ
ﺷﺎﻧــﻪ ﺍﯼ ﻣــﯽ ﺧﻮﺍﻫـﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺳـــﺮﻡ ،
ﻭ ﺳــــﺮﯼ ﺑـــــــﺮﺍﯼ ﺷــــــــــﺎﻧــ ـــﻪ ﺍﻡ !
ﮐﺴــﯽ ﺧﺴﺘــــﻪ ﻧﯿﺴـﺘـــ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻟــﺶ ﻫــﺎﯼ ﭘَـــﺮﯼ ؟دلیل پیشرفت منی
نه تو کارام
توی دردام
واسه اشکایی که سر خورده رو لبهام
دلیل پیشرفت منی
نه تو کارام
توی دردام
واسه بیشتر شدن سوزش زخمام…. من فکر می کردم ک تو همدردی…
اما حالا فهمیدم:
ک تو هم دردی…ﺑـﺎ ﻋﺸــﻖ ﺑﺎﺭﯾﺪﻡ ﺍﻣـﺎ ﭼـﻪ ﺣﯿﻒ ﮐﻪ…
.
.
.
.
.
.
ﺑﺎ ﭼﺘـﺮ ﺁﻣـﺪﯼ …کسی که بزرگترین دغدغه زندگیش ست کردن رنگ رژ لبش با لباسش است,
تاب درد دل یک مرد را ندارد…!
درد دل یک مرد را یا یک مرد میفهمد یا دود سیگارش…!!!اگه کسی بهت گفت خوشکله اول یه لبخند ملایم بهش بزن بعد یکی با مشت بزن تو چشمش تا دیگه مسخره نکنهﺣﺎﻓﻈــﻪ ﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻱ ﻏﻤﮕﻴـــﻦ ﻗﻮﻳــﺴﺗـــــــــ ..!
ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨــﺪ ﮐﺠــﺎﻱِ ﮐــﺪﺍﻡ ﺧﻴــﺎﺑــﺎﻥ …
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ …
ﻣُـــــﺮﺩﻧﺪ …ﯾﻪ ﺯﺩ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ !!….
ﺗﻮ ﺟﺎ ﺯﺩﯼ ؛
ﻣﻦ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ !….
دور گردنش شال پیچیدند و سرش کلاه گذاشتند و رفتند…
کسی نفهمید همین محبت ها آدم برفی را آب کرد…!ﺩﻟـــﻢ
ﺗﺮﺱ ﺑــﺮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺁﺧﺮ ﻗﺼﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﻣـــﺎ ﻣﺎﻝ ﻫﻢ ﻧﺒﺎ ﺷـــﯿﻢ؟زندگی …
سزای کسی ست ،
که به شکم مادرش لگد میزنددلمو شکستی بازم دوبـــاره
اما بدون چوبه خدا صدا نداره
تنها آرزوم اینه که یه روزم برسه
چشمای تو مثل ابرا ببــــارهزندگی رابه پایان میبرم
شاید او به جای تو مرا در اغوش کشید..آهنگ زنگ من روی موبایلت با بقیه فرق داشت،ولی آهنگ زنگ تو روی موبایلم مثل بقیه بود ….
.
تو به خطار اینکه بفهمی منم و من بخاطر اینکه فکر کنم تویی …ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﯽ ! ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﻦ !
ﺯﻣﯿﻦ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ
ﮔـِـﺮﺩ
ﺍﺳﺖاگه با طرفت حرفی داری، اگه باهاش مشکل داری…
اگه…
اگه…
اگه….
اگه….
اگه….
اگه….
خیلی راحت حرفتو بهش بزن!
“تیکه” ننداز…
آدما یهو می بُرَن… اینو همیشه یادتون باشه…به بعضی ها تو زندگی باید گفت: من چشم میذارم،تو فقط گمشو…ﺗﻮ ﻣﯽ ﺁﺋﯽ ” ﮐﺠﺎﯼ ِ ﺩﯾﻮﺍﻥ ِ ﺣﺎﻓﻆ ﺍﺳﺖ … ؟ﻧﮑﻨﺪﺻﺒﺮﻳﮏﻓﺮﻳﺐﺑﺰﺭﮒباشدچون سالهاست باغوره ها کلنجارمیروم،حلوا نمیشوندبه بعضی ها از کودکی به جای شیر مادر باید شیر سگ داد…
تا وفادار بمانند!ﺷﺒﻬﺎﯾﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ،
ﻭﻗﺘﮯ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍﻍ ﺍﺗﺎﻕ ﺍﺕ ﺭﺍ
ﮐﺪﺍﻡ ﻟﻌﻨﺘﮯ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﮯ ﮐﻨﺪ !…دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یار ترین

چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین

ﺩﻟﮕﯿﺮ ﺑﻮﺩﯼ ﯾﺎ ﺩﻟﺖ ﮔﯿﺮﺑﻮﺩ!!!
ﭼﺮﺍﺭﻓﺘﯽ…؟دلم پراست مثل توپخانه ای که زیرتفاهم نامه ها تن به صلح میدهد …رورزگار اما وفا باما نداشت. طاقت خوشبختی مارا نداشت. پیش پای ما سنگی گذاشت. بیگمان از مرگ ما پروا نداشتگاهی عشق همان چوب خداست بی صدا….ولی از دست عزیزت می خوری!شکستن دل کسی که عاشق توست کار ساده ایست. اگر راست می گویی دل کسی را بشکن که عاشقش هستی…اینهمه اسرار به رفتنم مرا مصمم تر میکند به ماندم…یک معادله ساده را درک نمی کنی؟؟؟ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺍﺣﻤﻖ ﻓﺮﺽ ﻧﮑﻦ
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﮐﻪ ” ﻫﻔﺖ ﺧﻂ ” ﺑﺎﺷﻨﺪ !!..ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺣﺲ ﺻﻔﺮﻱ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺪﺩ ﻣﻴﺎﺩ …

ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻫﻴﭻ ﻟﺰﻭﻣﻲ ﻥـﺩﺍﺭﺩ …

صدات می کنم تا همه بشنون
جواب صدام غیر پژواک نیست
من اونقد شکستم فک میکنم
که هیچ ارتفاعی خطرناک نیستگاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند,بجای شمع گرد چراغهای بی احساس خبابان میگردند و جالب میمیرند…..”دست روی دلم نگذار میسوزی…داغ خیلی چیزها به دلم مانده!!دست پختت هنوز هم معرکه است…
ممنون از آشی که برایم می پزی…مار در استین شرف دارد به تو مار را خودم پرورش دادم نیش تو دست پرورده کیستﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺁﺧﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ !
ﺩﻧﯿﺎ ﭘــــــُﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻗﺎﺻﺪﮐﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﺭﺍﻫﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ! !
ﻧـــــــﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺩﻫﯽ
ﻭ ﻧــــــــﻪ ﺧﺒﺮﯼ ﺑﮕﯿﺮﯼ !من در خواب راه میروم!
مواظب باش دست وپایت را له نکنم؛
من که غفلت کردم و
کسی که خودش را به خواب زده بود،
قلبم را له کرد…ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺣﺘﯽ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﺮﺩﺍﺩ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺪ
ﺭﻃﻮﺑﺖ ﺟﻨﮕﻞ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺗﺒﺨﯿﺮ ﮐﻨﺪ !…سرم سنگین شده از هجوم این خیال های خا م . . .
خیالهای درهم تنیده ای که دلم در پستوی ذهن م تلنبارکرده . . .
این خیالهای تلخ . . .از یه جایی به بعد اگه ببخشی
دیگه خیلـــــــــــــــــــی بی شخصیتــــیروزی میرسد که آدم دست به خودکشی میرند . نه اینکه تیغ بردارد رگش را بزند . نه ! بلکه قید احساس اش را میزند…!دلگیرم ن واسه خاطراینکه دلمو شکستن
دلگیرم ن بخاطرزخمهایی ک بهم زدن
دلگیرم ن واسه عمرو دقایقی ک بابغض گذروندم
دلگیربخاطراینکه مردم سرزمینم شرط میبدن روی دل شکستنو خردکردن همدیگه…..
ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﻋﺠﺐ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽگذشت اون دوره که پروانه روی شمع میسوخت.الان میاد جلوش اینقدر ادا درمیاره تا به خودش میاد میبینه شمعو خاموش کرده!عاشقـــــــــــــم گر نیستی
لطفی بکن
نفرتــــــــــــ بورز…..
بی تفاوت بودنت هرلحظه آبم میکند…آهاى دنیا …
به اندازه خوشیهایت ناخوشم ،خیالت راحت …همیشه بعد از جدایی از عشقمون فداکاری هایی که میکردیم برامون یه معنی دیگه پیدا میکنن.رک بگم:خریت!♥آنقدر مرا از رفتنت نترسان ….
قرار نیست همیشه بمانیم !
روزی همه رفتنی اند …
.ماندن به پای کسی معرفت میخواد…
نه بهانه.بهم گفتی دوست دارم! گفتم چقدر؟!
گفتی از خودت تا خدا…
اشک توی چشمام جمع شد اخه یادم افتاد که گفتی خدا از همه چیز ب ما نزدیک تره!!!روزگــــــــار عزیــــــــــز!
سـازهایت دیگر گوشـــخراش شده اند
لطفــــــــــــــــــــا
.
.
.
.

کمــــی کوکشــــــان کن!

زندگی چه شیرین می شد زمانی که عشق متفاوت تراز انچه هست می بودنمیتوانی!!…
میدانم ک نمیتوانی…
ذاتت مشکل دارد خمیره ات فاسد است!
کاش میتوانستی…
حتی برای یک بار هم که شده کاش میتوانستی برای یک نفر…
وفادار باشی و به او خیانت نکنی…
شاید طعم انسان بودن به ذائقه ای خوش می آمد!!
بیزارم از اینکه…
اسم هرزگی هایت را “آزادی”و
اسم نگرانی هایم را “گیر”میزاری و…
برای بیتفاوتی هایت اعتماد را بهانه میکنیمن ” ندار ” بودم عروسک قصه ام پرید…
” دارا ” که باشی ” سارا ” با پای خودش سراغت می آید…!آینه؛ تو از شکستن چه میدانی
که شکسته شدنم را
اینطور به رخم میکشی؟؟من خـودم را کوچک کـردم… تا تـو خودت را کوچک نبـینـــــی
امــا تـــو… کوچکتــر از آن بـــودی
کـه بـا ایـن حرف هــا بـــزرگ شـــویﻫﻤﺪﺭﺩﺕ ﺑﻮﺩﻡ ….
ﻭﻗﺘﯽ ﮐــﻪ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺭﻓﺘﯽ ,
ﻣـﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺎﮔﻔﺘــﻪ !قدیـــما گنجشــک رو رنگ میکـردن و جای قنـاری میفروخـتن !
ایــــن روزا

هـوس و رنگ میکنـن و جای عشــــق میفروشـن …!

ﺷﺎﻝ ﮔﺮﺩﻥ ﮔﺮﻣﻢ ﺭﺍ ﺏ ﮔﺮﺩﻥ ﺳﺮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺖ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯ، ﺗﺤﻤﻞ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺩﯼ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ.شکسته این جماعت بال ما را

پریشان کرده ماه و سال ما را

تو هم ای بی وفا از ما بریدی

نمی پرسی دگر احوال مارا

ﻧﺴﻠﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺎﭼﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻬﻢ ﻻﯾﮏ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ !!!!..سفر،همیشه حکایت آمدن تو بود.
ما باهم بودیم،این راز را مادرم می دانست.
وجاده ای بلند از بادهای رو به شمال، که از مخمل ماه و نازکای آواز ما
می گذشت.
ومن آنقدر دوستت
می داشتم که حسادت شبیه شیر پرنده وموی کف دست فرشته بود.
کاش مرا میفهمیدﺗﻤـــﺎﻡ ﺯﻧــﺪﮔﯿـــﻢ ﺑــﺎ ﻫﻤـﯿـــﻦ یک ﻋﺒــﺎﺭﺕ
ﻣﯽﮔـــﺬﺭﺩ . !!! . . “ ﺑـــﯽ ﺧـــﯿـــﺎﻝ ”یه لحظـه گـوش کـن خـــدا ؛  جـدی میگــم . . .  نه بچـه بـازیِ نـه ادا و اطــوار ،  تو این دنــیا . .  حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست !  یـه دسـتی بـه زندگیـشون بکـش  لــــــــــــــــــــــــ ــــطــفا”ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺣﺮﺍﺭﺗـــــ ـ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺘــــــ،
ﮔﺎﻫﯽ
ﺍﺯ ﺳــــــﺮﺩﯼ ﮏﯾ ﻧﮕﺎﻩ
ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ
ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺘـــــــــــ ـ …ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﯾﮏ ﺍﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﺻﻼ ﻃﺮﺍﺣﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ, ﻭﻗﺘﯽ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ, ﻭﻗﺘﯽ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ ﺩﺭ ﺍﻏﻮﺷﺖ
ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻧﺪ, ﻭﻗﺘﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩﺳﺮﺷﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ, ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﺤﺾ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﺳﺨﯽ ﺗﻮ ﻫﻢ
ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ, ﯾﮏ ﺍﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺴﺎﺯﻧﺪ .ﺍﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺗﻮ …کمی دروغ بگو پینیکیو…
دروغ های تو قابل تحمل ترند….
به خاطر کودکی بود و شیطنت…
به خاطر این بود که دنیای آدمها را تجربه نکرده بودی،
که ببینی یک دروغ چه ها میکند….
اینجا آدمها دروغشان به بهای یک زندگی تمام میشود
به بهای یک دل شکستن…
اینجا دروغ ها باعث مرگ عشق و اعتماد میشود…
اینجا ادمها دروغ های شاخ دار میگویند،
بعد دماغ دراز خود را جراحی پلاستیک میکنند…دیگر ندیدنت و نبودنت برایم مهم نیست… از اول هم اشتباه بود عاشقانه هیم را نثارت میکرد…تو فقط تنت را خوب عرضه میکنی وگرنه دلت لاشه ای بیش نیست.زندگی زیبایی غریبی ست!
سراسر شگفتی و دگرگونی! بی اراده متولد میشویم، با حیرت زندگی میکنیم و با حسرت میمیریم! بی آنکه بدانیم چرا میخندیم و گاه غمگین و مضطرب به آینده می اندیشیم! با غم ها میسازیم و با دورنگی ها کنار می آییم! و ناخودآگاه در مسیر زندگی♥عشق♥را طی میکنیم و زمانی به ارزش آن پی میبریم که جدایی با حسرت ناموزون جلوه گر میشود!!!
مرا در اوج حسرت ها رها کرد ؛ عجب یار وفاداریست دنیا!!!…گفت حالت رانمی پرسم میدانم خوبی عکسهایت همه بالبخندند!!!ونمی دانست عکاس که می گویدسیب من یادحماقت حوامی افتم وپوزخندمی زنم!ﻫﺮ وﻗﺖ ﮔﻠﻰ رو ﺑﻮ ﻛﺮدى ﻫﺮﮔﺰ اوﻧﻮ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻧﻜﻦ،ﭼﻮن اﮔﻪ ﻧﮕﺎﻫﺘﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺴﭙﺎرﻩ ﺷﻮق !دوﺑﺎرﻩ دﯾﺪﻧﺖ اوﻧﻮ ﭘﺮﭘﺮ ﻣﯿﻜﻨﻪ.سال هاست وفا مرده
از بس سرمان شلوغ شده به تشیع جنازه و مجلس ختم هم نرسیدیم….راست میگن روزگار معرفت نداره…

یه روزى همه ى آرزوت این بود…

یه بار اشک منو ببینى…

بیا…بیا تا ببینى چه کردى با چشمهاى من…

” ﺩﻝ “
ﺟﺎﯼ ِ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ِ ﭘﯿﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﯿـﺴﺖ
ﻣﻦ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﭘـﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻧﻢبه بعضى ها باید گفت :تو سیرابى گاوم نیستى چه برسه به جیگر ما…..ﻣﻦ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﺭﻳﺎ ﻗﻬﺮ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
ﺑﻪ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﭘﻴﻮﺳﺖ …بی حسم کرد
نسبت به همه ی حس های دنیا…
نترس!!!!
باتونیستم!!!!من که برم جابرای خیلی هابازمیشود،انگار توی دلش زیادجاگرفته بودمروزگارى بود براى سلام کردن به جنس مخالف صداها میلرزید,

روزگارى بود براى گفتن دوست دارم قلب ها میلرزیدند

وحالا روزگارى شده که به راحتى حرف از تن ها میزنند و تنها تخت ها میلرزند.

می بینی رفیــــق…؟
چقدر ســــاده…
همین که پای “نــــون” وســـط می آید…
دوستــــــت دارم، میشـــــــود:
“دوســــتت ” ن ” دارم…زمین گرده
ینی با من شروع کردی بامنم تمومش میکنی :|!!!
بازم میل خودته….
برو دوراتو بزن!!!ﺑــﺮﮔـﺮﺩ
ﻧـﻪ ﺍﯾﻨﮑــﻪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾــﺖ ﺗـــﻨـﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺎﺷـﺪ
ﻧــــﻪ !
ﺧﻨـﺠــﺮﺕ ﺟـﺎ ﻣـﺎﻧـﺪﻩ ﺍﺳﺖ ……….
ﻧﻤﯼ ﮔـﺬﺍﺭﺩ ﺗﮑﯿــﻪ ﺑـﺪﻫــﻢ !!!…..ﺍﯾـ ــﻦ ﺭﻭﺯﻫـ ـﺎ ﺟﺎﮮ ﺧﺎﻟـ ـﮯ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﺑـﺎ ﻋﺮﻭﺳﮑﮯ ﭘـﺮ ﻣﮯ ﮐﻨـﻤـ ..
ﻫﻤـ ـﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺳـﺘـ …
ﻣـ ـــﺮﺍ ﺩﻭﺳـ ــﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ .. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﺩ …
ﺍﻣﺎ ﻫﺮﭼــﮧ ﻫﺴﺘـــ
ﺩ ﻝ ﺷﮑـﺴﺘﻦ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘــدلیل کمبودهایم، کم بودن‌هایت بود…
و چه شباهت عجیبی بین ماست، من دلشکسته‌ام و تو دل شکسته‌ای
و فکر میکردم تو همدردی…. اما نه! تو هم دردیبعضی ها میتونن خودشونو گاو فرض کنند. ولی دل ما رو نمیتونن طویله فرض کنندﻭ ﻋـــﺸـــﻖ

ﻗﻴﭽﻲ ﺷﺪ

ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮﺳﻨﮓ ﺷﺪﻱ

ﻭﻣﻦ

ﻛﺎﻏﺬ ﺑﻲ ﺭﻧﮓ

ﻫﺮﮐﺲ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪ !

ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯽ ﺩﻭﺯﻡ …

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ، ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ !

آدم تنها دلش به چیزهای کوچک خوش است. . . .

به بازی بچه ها. . .
به لبخند آدم ها. . .

به دست های گره خورده ی عاشق ها در خیابان. . .

به جیک جیک گنجشک ها دم صبح. . .

آدم تنها دلش به همین چیزها خوش است. . . .

ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﻗﺼﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎﺱ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻣﯿﮑﻨﻪ…..ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺑﺎﺷـے . . .

و ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺖ ﻧﺮﺳـے . . .

ﺯﻭﺩ ﺑﻪ پﻴﺮے ﻣـے ﺭﺳـے . . .

. . . نـسـل مــטּ نـسـلـے اســـت ،ڪـہ غـــرق در مـعـشــوقــہ هــاے פֿـیــالـےپــیـــر مـیـشــــود . . .ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﺎﻟﺸﻢ ﺭﺍ ﮔﻮﺍﻩ ﺑﮕﯿﺮ …
ﺍﻭ ﺣﺘﻤﺎ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻢ !مغرورباش، دورازدسترس باش، مبهم باش، سرسنگین باش، خاکی که باشی آسفالتت میکنند واز رویت رد می شوند…ﺭﻗﺎﺹ ﮐـﮧ ﺑﺎﺷﮯ ، ﺩﯾﮕﺮ ﺁﻫﻨﮓ ﺧﺎﺻﮯ ﻣــﻌﻨﮯ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﺁﻫﻨﮕﮯ ﺑـﺎﯾﺪ ﺑﺮﻗـﺼﮯ !!!
ﻭ ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـﺎ . . .
ﭼﻪ ﺑـﺪ ﺁﻫﻨﮕــ ﻫﺎﯾـﮯ ﻣﮯﺯﻧـﺪ ﺭﻭﺯﮔــــﺎﺭ ،
ﻭ ﻣـﻦ . . .
ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻣﮯﺭﻗــﺼﻢ . . !!..✘ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﻢ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ،ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ؟
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ …ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮔﻠﯽ ﺑﻮﺩ..

ﮐﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺁﺑﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ…!

سپیدی موهایم را سرسری نگیر. اینجا سالهاست که برفی نباریده…دلمو ادمهایی مث تو شکستن.زیاد تو هوا نباش وای از اون روزی که توهم سقوط کنیﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ “ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ” ﺯﯾﺮ ﺳﺮ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ…ﺍﻳﻨﻄﻮﺭ ﮔﻮﻳﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻭ ﻗﺒﻞ ﻭ ﺑﻌﺪﻱ ﺩﺍﺭﺩ…

ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻦ ﺷﺎﻳﺪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ…

اب زیر کاه یعنی اینکه بخاطر خدا هم که شده نگاه به ناموس کسی نکنی اولش سخته کم کم اسون می شه برات لذت می بری که چنین مردی هستی از همین حالا شروع کن.ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺰﻩ ﺍﺵ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﺍﻧﻢ ﻧﺮﻓﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻋﺸﻘﻢ ﻭ …. ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺩﺍﺩﯼ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻭﻝ ﻫﻢ ﻃﻌﻢ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖﮔﻔﺘـے ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺰﻥ . . .

ﻏﺮﻳﻘــــــﻢ ﺷـــــﻮ . . .

ﺑﺒﻴﻦ . . .

ﻏـــــــــﺮﻕ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ . . .

دیروز توی ایستگاه مترو عابری پوزخند زد به من که روی صندلی خیره به حرکت مترو اشک میریختم،یادم به تو پوزخندهایت به اشک هایم افتاد…
یعنی تو هم عابر بودی و نمیفهمیدم…؟؟؟ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯼ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺷﻨﯿﺪﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻪ ؟

ﻣﺘﺎﺳﻔﻢ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺴﺘﻢ !

ﻭﻟﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﯿﺎﺩﺗﻢ . . .

ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ …
ﭼﻪ ﮐﻢ ﺧﺮﺝ ﺍﺳﺖ …
ﻧﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ، ﻧﻪ ﺧﻮﺭﺍﮎ ..!!!نزن”” فرهاد ””نزن عشق تو بی تیشه هم صدا میدهد
ولی…
عشق امروز با هزاران تیشه هم صدا نمیدهد!!!یادش بخیر!
ی روزی آدما ب جای شماره ب هم دل میدادن!دیروز، پینوکیو آدم شد
و امروز، آدمها پینوکیـو

من از عاقبت مادربزرگ می ترسم

اگر، فردا، شنل قرمزی گرگ شود..

عشق گاهی آسمانی است، گاهی زمینی و گاهی هم زیرزمینی..

عشق گاهی پاک است، گاهی ناپاک و گاهی لجنی..

عشق گاهی مردانه است، گاهی زنانه و البته، گاهی بچگانه..!

عشق گاهی در زمین نمی‌گنجد و گاهی در یک جیب هم جا می‌شود..

عشق گاهی مژه برداشتن از روی گونه است و گاهی سیلی..

عشق گاهی به سفر می‌انجامد و گاهی به تخت بیمارستان..

عشق گاهی نگاه است و گاهی آغوش..

و من میدانم که عشق‌های ده ساله نیز روزی می‌میرند و هیچکس برایشان مرثیه‌ای نخواهد خواند..!

ولی دیده‌ام که برای عشق‌های یک هفته‌ای سالها سیاه پوشیده‌اند…!!!

دیگرآنقدر دراین شهر قدم زده ام
تمام خیابانهارا یاد گرفته ام
تمام کوچه هارا بلد شده ام
ایستگاههای اتوبوس را یک به یک سرزده ام
حتی باورت میشود سنگفرشهای خیابان هم مرامیشناسند
باورت میشود چراغهای راهنمایی هم چهره مرا به یاد دارند
حالا دیگردراین شهر گم نمیشوم
اما
هنوزگاهی میان آدمها گم میشوم
هنوزآدمها را خوب بلد نیستمﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﺑﻮﺩ ؛
ﻧﯿﻤﮑﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﺑﻮﺩ ،
ﺷﯿﺮﺍﯼ ﺁﺏ ﺧﺮﺍﺏ ﺑﻮﺩ !
ﺯﻧﮕﺎﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎ ﺧﺮﺍﺏ ﺑﻮﺩ ….
ﻭﻟﯽ ….
ﺁﺩﻣﺎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩﻥ … !!!دردم این است که درکت به دردم نمی رسد …-ﺑﻬﺘﺮﻩ ﻛﻪ ﺧﻮدت ﺑﺎﺷﻲ و دوﺳﺘﻲ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻲ ﺗﺎ اﯾﻨﻜﻪ ﺷﺒﯿﻪ دوﺳﺘﺎت ﺑﺎﺷﻲ و >ﺧﻮدی>> عزیزم . . . تـــو روی پاهات نمی تونی وایسی ؛ چه برسه به حرفات…ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ . . .
ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﭘﺴﺮﮐﯽ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻫﯽ ﻗﺮﻣﺰ
ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ . . .آنقدر دست هایت را بازنکن مترسک،کسی تو را در آغوش نمی گیرد…ایستادگی تنهایی می آورد؛من امتحانش کرده ام…ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﻡ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ !
ﮔﻔﺘﻦ : ﯽﭼ ﻣﯿﮑﺸﯽ ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺯﺟﺮ !
ﮔﻔﺘﻦ : ﻧﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﯽﭼ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟
ﮔﻔﺘﻢ : ﺯﻧﺪﮔﯽ … !ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ
ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟
ﻣﯽ ﮔـــــــــــﺮﺩﻡ
ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﻨﮓ ﺗﺮﺍﺷﯽ ﻣﺎﻫﺮ
ﺑﻪ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﺳﻔﺎﺭﺷﯽ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻗﻠﺒﯽ ﺍﺯ ﺳﻨﮕـــــــــــــــــــــ ﺑﺘﺮﺍﺷﺪ
ﺷﺎﯾــــــــــــــــــــــــــــﺪ
ﭼﺎﺭﻩ ﺩﺭﺩ ﻣـــــــــــﻨــــــــــــ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑﻬﺎﯾﺶ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﻡ
ﺁﻫــــــــــــــــــــﺎﯼ
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺳﻨﮓ ﺩﻝ
ﺍﯾﻦ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺳﻨﮕﯿﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﺍﺯﺍﯼ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﻡمشکلم این بود هر وقت رنجیدم،لبخند زدم
فکرکردند درد نداشت محکمتر زدند..نترس جانم!
ظرفیت باور من به اندازه تمام دنیاست
تو دروغت را بگو…در میان ادمیان به حسابت آوردم دور برداشتی . . . . دیگر کلا به حسابت نمی آورم .روزگاریست که شیطان فریاد میزند:
آدم پیداکنید
سجده خواهم کردسرت گرم است مزاحمت نمیشم اما بدان حرارت سرگرمی هایت “مرا “سوزاندﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺖ
ﺧﻮﺏ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻦ
ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺰﺋﯿﺎﺗﺶ
ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﯿﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ
ﺑﻪ ﺳﺒﮏ ﺍﺩﺍﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺶ
ﺑﻪ ﺷﯿﻮﻩ ﯼ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺶ، ﻧﺸﺴﺘﻨﺶ
ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯾﺶ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮ
ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﺕ ﺑﺴﭙﺎﺭ
ﮔﺎﻫﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺳﺮﯾﻊ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ ،
ﮐﻪ ﺣﺴﺮﺕ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺳﺮﺳﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻧﺪ !چه فرقی میکنه که من عاشق توباشم یاعاشق رنگین کمــــان وقتی هردو هفت خطــــــید!!!دیگر احتیاط لازم نیست…
شکستنى ها شکست /هرجور مایلید حمل کنیدﺑﺪ ﺑﯿﺎﺭﯼ ﻣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯿﻪ ﮐﻪ , ﺑــــﺪ ﺑﯽ ﯾــــــﺎﺭﯼ … !!!عشق کلیدقلب است،امیدوارم قفل دلت هرزه نباشه که با کلید هر کس و ناکسی باز شود…ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ . . .ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻡ !ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ! ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ . . .ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍﻫﻨﻮﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﻓﺎﻝ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ . . !!!ﻳﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ ،
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻴﮕﯽ : ” ﻭﺍﯼ ! ﻣﻦ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ
احمق ﺑﻮﺩﻡ ” …ﻋﺠـﺎﯾﺐ ﻫﺸﺖ ﮔﺎﻧﻪ ﺍﻧﺪ …
ﺁﻏـﻮﺵ ” ﺗـــــــــﻮ ”
ﻫﯿﭻ ﺑﻌـﺪﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ..
ﻭﺍﺭﺩﺵ ﮐـﻪ ﺷﻮﯼ ،
ﺯﻣـﺎﻥ ﺑﯽ ﻣﻌﻨـﺎ ﻣﯿﺸـﻮﺩ …
ﺑﯽ ﺁﻧﮑـﻪ ﻧﻔـﺲ ﺑﮑﺸﯽ ﺭﻭﺣـﺖ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ
ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺣﺮﻑ
ﺩﺍﺷﺘﻢ !…
ﺍﻣﺎ …دوستش دارم ولى اودیگران رادوست دارد…برخلاف عشق ازمابهتران رادوست دارد…هرکجاپامیگذارم درگذرگاه نگاهش من زمین میشوم اوآسمان رادوست دارد…ساده ام عادت ندارم عشق رابازى بگیرم اوولى درعاشقى بازیگران رادوست داردﺩﻝ ﻣﻦ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺻﺪﻗﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ ،
ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺳﮑﻪ ﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﻧﺪﺍﺯﯼ
ﻭ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍﯼ ﺩﻟﺖ
ﻓﺨﺮ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺘﺤﻘﯽ ﺭﺍ
ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ !…آرامترعزیزم!
اینگونه که
تندمی روی،
به اوهم
نمیرسى…میدانى د نمیدانى ! اشک سه حرف ندارد ‌ ، اشک خیلی حرف دارد!!!✔ﻟﺒﺨﻨﺪم…
ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﻴﺴﺘﯽ !کاش بفهمند تو هم می فهمی
آنگاه که بیصدا میگذری از همه چیز، میفهمی
آنگاه که از بغض و کینه میگذری میفهمی
آن دم که دل و لبت سکوت میکند، می فهمی
کاش بفهمند می فهمی
اما آنقدر خسته ای که به روی خودت نمی آوری ” ﺗـــــﻮ”
ﺁﺯﺍﺭﺕ ﺑﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﯿﺪ
ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﺎﻧﺪﯼ؟
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺭﺍ ؟ !دلم را چند فروختی
چه تجارتی به راه انداختی
خوبه
تاجر خوبی شدی
با کلی مال و منال
فقط حالم از این که دل خرید و فروش میکنی بهم میخورهدنیای دست ها ازهر دنیایی بی وفاتر است!امروز دست هایت را می گیرند،قصه ی عادت که شدی همان دست ها رابرایت تکان می دهند…شعــر هــای عاشقانه ام را که فقط برای تو می نوشتم … برای ایـن و آن می فرستـادی !. دنیــا را عاشق کرده ای و خود… از هـفــت دولــت آزادی !!!هی رفیق . . .؟
زخم هایت را پنهان کن اینجامردم زیادی با نمک هستند…ﻣﻴﮕﻔﺖ:ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ…ﺣﺎﻻﻣﻌﻨﻰ ﺣﺮﻓﺶ ﺭﺍﻓﻬﻤﻴﺪﻡ!ﺩﺭﻭﻥ ﺩﻟﺶ ﺟﺎﻧﻤﻴﺸﺪﻡخیلی وقتا بهم گفتن چرا میخندی بگو ما هم بخندیم …
اما هرگز نگفتن چرا غصه میخوری بگو ما هم بخوریم …✔بــبــیــن , ﻣَـن ﺁﺭﻣـﯿـن ﻧﯿـﺴـﺘَم!

ﺍﮔـه ﺍﻭن ﻣﯿـﮕـﮧ ﺍﮔـﮧ دﯾـﮕـﮧ ﻧَـداری
ﺭﻭم ﻫﯿـﭻ ﻣﯿـﻠــی
ﺍﮔـﮧ ﻣَـﻨـﻮ ﻧﻤﯿـﺨـﻮﺍی ﻧَـدﺍﺭﻩ ﻋـﯿـﺒــی. . .
ﻣَـن ﻣﯿـﮕَـم ﺍﮔـﮧ دیـﮕـﮧ ﻧَـدﺍﺭی ﺭﻭم
ﻫﯿـﭻ ﻣﯿـﻠــی
ﺍﮔـﮧ ﻣَـﻨـﻮ ﻧﻤﯿـﺨـﻮﺍی ﺑـﮧ دَﺭَڪــ
ﻫِـــــــﺮرری. . .

آنکه با زندگی میسازد،زندگی را میبازد.
با زندگی نسازیم،
زندگی را بسازیم.ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻗﯿﻤﺘﯽ؟؟؟
ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﻡ
ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﻗﯿﻤﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭ ……. ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺴﻮﺯﻡ ﮐﻪ ﺣﺮﺍﺟﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ……ﻣﯿﺰ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﯼ ﻣﺎ
ﺩﯾﮕﺮ » ﻣﺎ « ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﮔﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻢ
ﮔﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﯾﮑﯽ
ﻣﺒﺎﺩﺍ ﮐﺴﯽ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ . . .من هیچوقت واسه کسی شاخ نشدم . فقط شاخ دراوردم از شاخ شدن خیلیا !من دلم گرم تو بود ، تو سرت گرم دلمآخه چرا یکی تو عشق موفق نبوده همه نا امیدن اینجا اینجوری که بدتر غصه میخورن@¥

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش با موضوع علم بهتر است یا ثروت را بخواند.

پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام!

معلم با خط کش چوبی پسرک راکتک زد ، دستهای قرمز و باد کرده اش را به هم میمالید زیر لب میگفت آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را مینوشتم!

ﺑﺎﺯﯼ ﻣﺎ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ.
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ…
ﺍﻣﺎ….
ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺩﻥ ﻗﺮﺍﺭﻣﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩچه‎ رسم‎ جالبیست‎:
محبتت‎ رامیگذارندپای‎ احتیاجت‎…
صداقتت‎ راپای‎ سادگیت‎…
سکوتت‎ راپای‎ نفهمیت‎… نگرانیت‎ راپای‎ تنهاییت‎… وفاداریت‎ راپای
بی‎ کسیت‎…
و‎ آنقدرتکرارمیکنندکه‎ خودت‎ باورت‎ میشودکه‎ تنها‎،بیکس‎ ومحتاجی‎ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮑﯿﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ
ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺑﻘﯿﻪ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺕ ﻫﺴﺘﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ
ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ
ﺁﺧﺮﺵ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺎﯼ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ
ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻣﺎ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻮﻧﺪﻥ
ﻧﻪ ﺍﻭﻥ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ !!!ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ !
ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯿﺒﻨﺪﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﺳﺖ .می گوید: کلمات گـــــــــــاهیبار معناییخود را از دست می دهند …این روزها ” دوستـــــت دارم ” ها دیگر قلــــــب کســـی را به تپش وا نمیدارد !و گونه کسی را سرخ نمیکند !می گویـــــــــم : مشکل از دوست داشتننیست مشکل از تکـــــــــرار است
دیـار عــــاشقی هم شهر هـــرت داره!
خیلـی راحتــ دل مـی دزند، دل می بــرند ،دل می شکنـننددر کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ،
که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،
تشنه ی“بازی کردن” با آدم هایی؟!امشب انگار قرصهایم هم آلزایمر گرفته اند.!
لعنتیها یادشان رفته خواب آورند نه یادآور…اون دوره گذشت که عشق وعاشقی برایم رنگی داشت یادگرفتم…… دستانم این بارکه یخ کرد دیگر دستانت رانگیرم، آستین هایم ازتو باارزشترو ماندنی ترند…من خودم
شبیه کسی نیستم…..
اگر می خوای مثل بقیه باشم
بقیه هستنشاید تکراری باشم
اما
شک نکن
تکرار نمیشومدیگر نگو جایت در قلبم است.تو خوب می دانی که از مکان های شلوغ بیزارم…هنوز هم عاشق “تو أم”
نه این “تویی”که هستی!
“تویی”که در ذهنم ساخته بودم. . .ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﻫﻤﭽﻮ ﻧﺴﺘﻌﻠﯿﻖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﯿﻤﻪ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ !…zaban ostokhan nadarad vali ostokhan mishekanadچه ﺗَﺷﺎﺑُﻪِ ﺑـﮯ ﺭَﺣﻤـﮯ . . .

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩُﻭﺭِ ﺗﻮ ﻣـﮯ ﮔَﺸﺘﻢ . . .

ﺗﻮ ﺩُﻭﺭ ﻣـﮯ ﺯﺩﮮ ﻣَﺮﺍ . . .

ﻓــــــﮑﺮ ﮐــــﻨﻢ
ﺑﻪ ﺑﻮﯼ ﻋﻄﺮﺗﻮ ﺣـــــﺴﺎﺳــﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺫﻫــــــﻨﻢ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﺪ
ﺍﺯ ﭼـــــــﺸﻤﻢ
ﺍﺷـــــــﮏ ﻣﯽ ﺁﯾﺪبعضی وقتا دیگه عزیزمو جونمو قربونت برم جواب نمیده
باید دستاتو با حرص باز کنی و در حالی که دندوناتو فشار میدی بگی:
بیا بغلم کصافط لعنتـی!دلم میسوزد..
نه برای خودم
نه برای تو
برای کسی که بعد از من می آید
و تو باز هم هنرپیشه میشوی!

باز هم دیالوگت “دوستت دارم”را تکرار میکنی. . .

‏لیاقتت همون گوسفندایین که هرشب میشمُری تا خوابت ببره
نه اون شب بخیرایی که هرشب بهت میگفتم…ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺍﻡ ، ﺍﺯ ﺻﺎﻓﯽ ﺭﺩﻡ ﮐﻦ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﮐﻪ ﺟﺰ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﻢ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ .دیگر نه باز با باز است ،
نه کبوتر با کبوتر ،
این روزها زاغ هم براى
مرغ عشق لاف
…عاشقى….
میزند.دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست
شکسته باد آن که دلش این چنین می خواست…دل کاسه صبر است اما تا یه جاهاییﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﻧﮓ ﭘﺮﯾﺪﮔﯽ ﺧﺰﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺩﺭﺍﮎ ﮐﺮﺩﻩ
ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺭﻧﮓ ﺭﻧﮓ ﺩﻝ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺴﺖ
ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻝ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺴﺖدوستی شوخی سرد آدمهاست …بازی شیرین گرگم به هواست… واسه کشتن غرور من و تو …
دوستی توطئه ثانیه هاست.زیر بارون با تو پرسه میزدم
تو همون کوچه که عطر تو رو داشت
منو تا مرز جنون کشوند و رفت
کسی که شبیه چتر تو رو داشتمی دانی چرا دوستت داشتم ؟؟ چون در ان زمان مترسکی بیش نبودم که به دوستی با کلاغ هم رضایت داشت✔ﻧــﻪ … ﻧــﻪ ! ﮔــــــﺮﯾـﻪ ﻧﻤــﯽ ﮐﻨـــﻤـ
ﯾــﮏ ﭼﯿــــﺰﯼ ﺭﻓﺘـــﻪ ﺗـــﻮﯼ ﭼﺸﻤـــﻤـ ! ﺑـﻪ ﮔﻤـــــﺎﻧـﻤـ … ﯾـﮏ
ﺧــــﺎﻃـــــﺮﻩ ﺍﺳـﺖ !!!چند بار بگویم…
این دنیا ظرفیت عشق های فوق العاده را ندارد…!
عادی باشید
همین…an kas ra dost daram ke eshge bozorge darad na an kas ke eshg khod ra mifroshadﻫــﻨــﻮﺯ ﺩﻟــﺨــﻮﺷــﻢ ﺑــﻪ ؛
ﺧــﺪﺍ ﻧــﮕــﻬــﺪﺍﺭﺵ …
ﺍﮔــﺮ ﻧــﻤــﻲ ﺧــﻮﺍﺳــﺘــ ﺑــﺮﮔــﺮﺩﺩ
ﺍﺻــﺮﺍﺭﻱ ﻧــﺒــﻮﺩ ﮐــﻪ ﺧــﺪﺍ ﻣــﺮﺍ ﻧــﮕــﻪ ﺩﺍﺭﺩﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ
ﺍﺯ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﻮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ …
ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ !…ﺯﻣــــــــــــــــﯿﻦ …
ﺧـﻤﯿﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﮑﺶ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﭘــﺎﯼ ﻣﻦ !!! …
ﻓـــــــــــــــــــــــــــــــﻘﻂ
ﻫـــــــــــــــــــــــــــــﻣﯿﻦهى (راه)آمدم باتو…
هى (ه ار) شدى با من..ﺍﮔــــــﺮﻣـﯿـﺨـﻭﺍﻫــــــﯽ ﺑــــــﻪ ﻣــــــﻦ ﺗـﮑـﯿــــــﻪ ﮐـﻨــــــﯽ ,
ﺗـﮑـﯿــــــﻪ ﮐــــــﻦ …
ﻓـﻘـــــﻂ ﺑــــــﺪﺍﻥ ﮐــــــﻪ ﻣــــــﻦ ,
ﺩﯾــــــﻮﺍﺭﯼ ﺗــــــﺮﮎ ﺧــــــﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ !!…
ﺗـﺤـﻤـــــﻞ ﺗـﮑـﯿـــــﻪ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﻣــــــﺎ ﺿــﺮﺑـــــﻪ ﺭﺍ ﻧـــــــﻪ ……ﺧﺪاﯾﺎ !ﮐﻮدﮐﺎن ﮔﻞ ﻓﺮوش را ﻣﯿﺒﯿﻨﻲ؟ …ﻣﺮدان ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ دوش …دﺧﺘﺮﮐﺎن ﺗﻦ ﻓﺮوش …ﻣﺎدران ﺳﯿﺎﻩ ﭘﻮش …ﻣﺤﺮاﺑﻬﺎی ﻓﺮش ﭘﻮش …ﭘﺴﺮان ﮐﻠﯿﻪ ﻓﺮوش …زﺑﺎﻧﻬﺎی ﻋﺸﻖ ﻓﺮوش …اﻧﺴﺎﻧﻬﺎی آدم ﻓﺮوش ﻫﻤﻪ را ﻣﯿﺒﯿﻨﻲ؟ .ﻣﯿﺨﻮاﻫﻢ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ از آﺳﻤﺎن را ﺑﺨﺮم, دﯾﮕﺮ زﻣﯿﻨﺖ ﺑﻮی زﻧﺪﮔﻲ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ …اﺣﺴﺎس ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺪ ﺑﺎزی را ﺑﺎﺧﺘﻢ !!ﺣﻮاﺳﺖ ﻫﺴﺖ ﻣﻦ ﯾﺎرت ﺑﻮدم…ﻧﻪ ﺣﺮﯾﻔﺖاسمان ما یکی باشد و برای به هم رسیدنمان
پا درمیانی نکند
اسمان نیست،
سنگ است.زمانــه ی بـدی شـده است
ایـن روزهـا دیگــر قلـب را نـمی شکننـد
بلکه…
ازجـا در می آورند و بـا خـود می بـرند !عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه می بیند. زمین از تو بعید است
لرزش کنی
بر مردمانی
که از درون ، مدت هاست شکسته اند.نیا باران زمین جای قشنگی نیست ، من از اهل زمینم خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ، ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست می دارد !ﻭﺍﺣﺪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﯿﺮﯼِ ﻓﺎﺻﻠﻪ ” ﻣﺘﺮ ” ﻧﯿﺴﺖ؛
” ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ” ﺍﺳﺖ..
ﻣﺸﺘﺎﻗﺶ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﻗﺪﻡ ﻫﻢ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﺩﻭﺭ
ﺍﺳﺖ.اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی دیگه من نیستم!
من همینی ام که میبینی
مغازه که نیست دکور بچینم برات..!!کنج تنهای من قشنگت ترازبودن باکسی ست .ک هرباردلش ب هوای دیگری میپرد.بعضی ها مثل قرص جوشانند،در لیوان آب که بیندازیشان،طوری غلیان کرده و کف میکنندکه سر میروند.
بعد میبینی از نصف لیوان هم کمترند!!♥♥سهم شاخه از نشستن و برخاستن پرنده
لرزیدن بود و دیگر هیچ…زندگی کل سرخیست که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعیست.ای دل با تو نگفتم حذر از روز عاشقی؟رفتی بسوز این همه آتش سزای توست…!ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺩﻝ ﺑــﮑـَـﻨَﻢ . . .
ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻧﺸـــــﺪ؛ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﺷـــــــــــﺪ !
ﻓﻘﻂ …
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫــــــــﺎ . . .
ﺑﺪﻭﻥِ ﺩﻝ ﭘﺮﺳﻪ ﻣـﯽ ﺯَﻧﺪ ﺑَـــــــــﺪَﻧﻢ . . !.این اواخرهمه بهم میگن چشام قشنگ شده بین خودمون باشه آخه عکس توتوىچشامهسالها بعد وقتی از کنار یکدیگر رد شویم خواهی گفت:
این شخص چقدر شبیه خاطرات من است!!!!وقتی دهکده ای آتش می گیرد همه دودش را می بینند اما وقتی قلبی آتش می گیرد کسی
شلعه اش را
نمی بیندراست میگویی زندگی یک بازی است برد و باخت دارد. تو که میبری خوب میدانی که تمام احساسم در این بازی شرکت کرده است. بالفرض باخته ام چطور میتوانی بیرونم کنی وقتی این بازی را من به پا کرده امﺩﻝ ﻣﻦ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﺗﻬﻤﺖ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﻨﺪﻡ؟؟؟
ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ!!اىن روز ها هواى مرا ندارى, خفه نمى شوى؟بى هواى من!ﺑﻨـــﺪ ﺩﻟـــﻢ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ﮐﻔـــﺶ ﻫﺎﯾﺖ ﮔـــﺮﻩ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﻫﺮ ﺟـــﺎ ﺭﻓﺘـﯽ
ﺩﻟــﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺒﺮﯼ
ﻏــــﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ
ﺗﻮ ﭘـــﺎ ﺑﺮﻫﻨـــﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ
ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒــــﺮ …ﯾـﺎ ﺩﯾـﻮﺍﺭ ﻫـﺎﮮ ﻣـﺎ ﻣـﻮﺵ ﻧـﺪﺍﺭﻧـﺪ ﯾـﺎ ﻣـﻮﺵ ﻫـﺎ ﮐـﺮ ﺷـﺪﻩ ﺍﻧـﺪ ،
ﻭ ﻧـﻤـﮯ ﺷـﻨـﻮﻧـﺪ ﺻـﺪﺍﯼ ﻧـﺎﻟـﻪ ﻫـﺎﮮ ﭘـﺮ ﺍﺯ ﺑـﻐـﻀـﻢ ﺭﺍ . .
ﻣـﻮﺵ ﻫـﻢ ﻣـﻮﺵ ﻫـﺎﮮ ﻗـﺪﯾـﻢ . .اونی که با ما راه نمی آمد.برای دیگران مث سگ دوید…صبح ماجرای ساده ایست/ گنجشک ها بیخودی شلوغش می کنند…می دونی چی زجره

می دونی چی ادمو مریض میکنه
اینه که یه حرفایی تو گلوت باشه ولی نتونی بهش بگی
چون میدونی که ادمش نیست

ب بعضیا باید شیر سگ داد تا شاید کمی وفادار شوند!!!ﻧﻴﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ …
ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻧﻜﻦ!
ﻣﻦ ﻭ ﺍﻭ ﻣﺎ ﻧﺸﺪﻳﻢ !!!ﺁﺩﻡ ﻫـــﺎﯼ ﮐﻨــــﺎﺭﻡ ﻣﺜﻞ ﺟُــــﻤﻌﻪ ﻣﯽ ﻣــــــﺎﻧﻨﺪ
ﻣﻌﻠــــــــﻮﻡ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ “ ﻓــــــﺮﺩ ” ﻫﺴﺘــــﻨﺪ ﯾﺎ ” ﺯﻭﺝ” …
ﭘُــــﺮ ﺍﺯ ﺍﺑـــــﻬﺎﻣﻨﺪ …آسمان میگوید:توکجایی سهراب؟آب راگل کردند،چشمها رابستندوچه بادل کردند..صبرکن سهراب…قایقت جادارد؟من هم ازهمهمه ی داغ زمین بیزارم…صبر یک فریب است…
سالهاست که با غوره ها کلنجار میروم…
حلوا نمیشوند…صداقتت را دوست می دارم هر چند سخت در اشتباهی آنچه را که صادقانه بر زبان می آوریدر عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است
وقتی با این انهدام سخت از چشمانم افتادی.دنیا استاد فراموشی هاست تو شا گرد این دنیا مباشدنیا را بهتر شناختم پس از آنکه تو را شناختم …ﻓﮑﺮﺕ ﺍﺯ ﺳﺮﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩ …
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ !!!…
ﻧﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﯿﺮﻩ ﻭ ﺗﺎﺭ ﺷﺪ …
ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺳﺮﻡ ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ !
ﺍﻓﺘﺎﺩﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺳﻂ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ …
ﺑﺎ ﻫﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﯼ ﺍﺷﮑﻢ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﯼ …
ﻭ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ !!!…
ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ !!!…
ﻭ …
ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ..با بعضی ها زیادی که صادق باشی رودل می کنند
دیگر هزار عرق نعنا هم جوابشان را نمی دهد.مردم عوض شدن ، زمونه عوض شده ، میدونى این روزها وقتى با یه نفر دست میدى ﺑﻌﺪش ﺑﺎﯾﺪ اﻧﮕﺸﺘﺎت رو ﻫﻢ ﺑﺸﻤﺎری و ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ۵ ﺗﺎ رو پﺲ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ …ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮔﻢ ﺷﺪﻡ ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺮ ﺟﺎﻳﻢ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﺗﺎ ﭘﻴﺪﺍ ﻳﻢ ﮐﻨﻨﺪ….. ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﺴﻲ ﻣﺮﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻤﻲ ﮐﻨﺪ!!!دیگر نی نخواهم زد!
گوسفندانم را هم خواهم فروخت،
میخواهم کمی گرگ چرانی کنم…
ما آدمهای احساسی برای بعضیا حکم استامینوفن و کدئین و داریم!!!
.
هر وقت حالشون بد میشه میان سراغمون…
هرچند تو را. . .

بی “حد”میخواستم. . .

اما در “حد”من نبودی…!✔

اینقدر کــﮧ برای “خـــر” کردن من سـعے کـردے
بـراے خـودتـــــ وقتــــ میگذاشتے حتمــا “آدمــــــ” میشدےصدایم بزن نه اینکه بگی دوست داری نه فقط میخواهم بدانم اسمم رافراموش نکردی…سیب سرخی که حوا چید
فریب شیرین عشق بود،
آدم اگر نمی خورد،
آدم نبود !ﺩﻝ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺑـﺲ ﻓﻨـﺠﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺳﺮ ﮐـﺸـﯿﺪﻩ
ﺍﻡ،
ﻭ ﺗﻮ . . .
ﺗﻪ ﻫﯿـﭽـﮑﺪﺍﻡ ﻧـﺒـﻮﺩﯼ . . .ڪـآش دُنیــــــآ برعڪس بـــود

به جای اینکه آدمـــــا عـــاشق بشونــــد

عــــاشقــــا آدمـ میشدنــــد

عشق را
با تمام وجود فریاد خواهم زد
تا به دنیا ثابت کنم
تمام مسیرها به مشترک مورد نظر
اشغال نمیباشد!!ﺷﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﺴﯽ ﺑﯿﻦ ﻣﺎﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﻦ ﺑﯿﻦ ﺩﻭﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻡ …عاشق که می شــوی زیاد نگـــران نبــاش . . .دیگرشب هایت به ایــن سادگی ها صبــح نخــواهنــد شــددیــــگَر دِلواپَسَـــــــــــــــــــم نباش نامهــــــربانَم! آنقدرضعیـــــــفَم کرده ای سرما هَم مرا میخورَد….!!روزشد و من هنوز بیدار
غروب شد و من هنوز بی یار
شب شد و من هنوز بیمار
میگذرد
عقربه های مرگم
اینگونه بدون تو،
ای بی عار….!!!ﻣــﻦ ﻫﯿﭻ ﮐﺎﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﻧﮑﺮﺩﻡ ؛
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﯼ
ﺩُﺭﺳﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺑﻮﺩﻡ …کفش های آخرین دیدارمان را برق می اندازم اما…
چقدر برای پاهایم کوچکندﻣﺤﺼﻮﻟﻬﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ، ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻣﺘﺮﺳﮑﻬﺎ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ
ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ . .دل تخته سیاه نیست که هرکی اومد اسمش رو روش بنویسه وهرکی هم رفت,اسم رو به راحتی پاک کنه.ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﯾﻪ ﺣﻠﻘﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻌﻬﺪ
ﻭﻟﯽ ﺣﻠﻘﻪ ﺷﻮﻥ ﻣﻮﻧﺪ ﻭ ﺁﺩﻣﺶ ﻧﻤﻮﻧﺪادامـــــسمـــــُـــو

با اون همـه “شیــــــــک” بودنش،

بعد “نیــــــــم ساعـــــــت”

زیر “کــفـــشــــم لــِه” میکنم…!

“”تــــــو””

که جـــــــای خــود داری عـزیـــز دلــــم!!!

میخواهم گیاه خوار شوم از دستت…بس که مرا خر فرض کردی!!!ﺭﻭﻱ ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭘﻨﺠﺮﻩﺍﺕ ﻗﻠﺒﻲ ﻛﺸﻴﺪﻡ ﺯﻳﺒﺎ، ﺗﺎ ﺍﺭﺯﺵ
ﻋﺸﻖ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﺴﻲ ﺭﺍﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ
ﺭﻭﻱ ﻗﻠﺒﻢ ﻣﻲﻧﻮﺷﺖ: ﺯﺑﺎﻟﻪﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺤﻞ ﻧﮕﺬﺍﺭروزگارلعنتی به من اموخت پروازکن انگونه که میخواهی وگرنه پروازت میدهندانگونه که میخواهند!بعضی آدما توزندگی مث شربتن واسه ما اگرچه تلخ ولی بدرد بخور…ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾـﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑـﻬﻢ ﻗﻔـﻞ ﮐﻨﯿﻢ
ﻓﻘﻂ ﯾـﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻠﯿـﺪ ﺭﺍ ﺟﺎﯾـﯽ ﺑـﮕﺬﺍﺭﯼ
ﮐﻪ ﯾـﺎﺩ ﻫﯿـﭻ ﮐﺪﺍﻣـﻤﺎﻥ ﻧـﻤﺎﻧﺪ ..نترس حوا !!
سیب را با عشق گاز بزن…
آدم لیاقت بهشت را ندارد!بعضی فکرا و حرفا یه طوریه که هر چی توش عمیقتر میشی بیشتر دردت می گیره ! مثل فکر اون الان چیکار داره میکنهﻟﻄﻔﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﯿﺎﯾﺪ
ﺍﻣﺸﺐ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺑﻪ ﮐﺎﺑﻮﺳﻬﺎﯾﻢ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ !روزگار عجیبى شده…

حتى وقتى مى خندیم…

منظورمان چیزه دیگریست

ﻣﻰ ﭘﺮﺳﻪ: ﺑﻴﺪﺍﺭﻯ ؟
ﺁﺭﻩ ﺑﻰ “ﺩﺍﺭ “ﻡ !!!
ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ “ﺩﺍﺭ” ﻯ ﺩﺍﺷﺘﻢ , ﻳﺎ ﻗﺎﻟﻰ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻰ ﺑﺎﻓﺘﻢ
ﻳﺎ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ
“ﺩﺍﺭزیادی صاف نباش…
آدمـا تـو جـاهـای صـاف بـیـشـتـر ویــراژ مـیـدن !قابل توجه عشاقی که حرف ابلهان ، عشقشان را کم رنگ کرده است …!

در نگاه کسی که درکی از پرواز ندارد ، هر چه اوج بگیرید کوچکتر خواهید شد .

ایکاش
شاه کلید قلبم را گم نمیکردى…
حالا دیگر نمیتوانم جز تو کس دیگرى را راه دهم…
قفل را زدى..
پس چرا رفتى؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﺍ
ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮﻭﯼ
ﻣﯿﺮﺳﯽ
ﺑﻪ ﺩﻭ ﺭﺍﻫﯽ
ﯾﮏ ﺭﺍﻩ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﺘﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ،
ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺧﺘﻢ ﻣﻦ . . .✘ﺳﺎﻋﺖ ﻣُـﭽﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﮐﻪ ﻧــﮕﺮﺍﻥ ﺩﯾﺮ
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﯾـــﮑﯽ ﺑﺎﺷﻪ …
ﻭﺍﺳــﻪ ﻣﺎ ﺍﺿــﺎﻓﻪ ﻭﺯﻥ ﻣـﺤﺴﻮﺏ ﻣﯿﺸﻪ !ﺗﻮ ﺑِﺸﮑَﻦ . . .

ﺧﻮﺩﻡ ﺟﻤﻊ ﻣـے ﮐﻨﻢ . . .

ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺯﺧﻤـے ﺍﺕ ﮐُﻨنﺪ ﺧُﺮﺩه ﻫﺎﮮ ﺩﻟﻢ . . .

هر چقدر که بعضی آدمها رو بیشتر میشناسی، تنهاییت دلچسب تر میشه.من از بچگی باید کارگردان میشدم،چون الان هرکی بهم میرسه داره فیلم بازی میکنه!ﻣـــﻦ Remove ﺷــﺪﻡ ﺍﺯ ﺯﻧــﺪﮔﯽ ﮐﺴــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺑــﻮﺩﻧﺶ , ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘــﻨـﺶ ﺧﯿــﻠﯽ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺯﻧـــﺪﮔﯿــﻢ
Block ﮐــﺮﺩﻡاینو بدون که؛بدون من هوا سرده،الان گرمی نمی فهمی…ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻢ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ
ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻲ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻱ ﺗﻮ
ﺑﺎ ﺟﻴﺐ ﻫﺎﻳﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻧﺪ !!“دوست دارم” چیست؟جمله ای که هیچوقت درمعنای اصلی خودبکارنمیرود……✔قصه اصحاب کهف شوخیست،اینجا یک روز بخوابی از یاد میبرنت…اگر دوست داشتی با کوله ای پُر از خاطره بپر از ارتفاع زندگی..
ولی باور کن بعد از رفتن تو…هیچ اتفاقی برای زمین نمی افتد..ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮔﯿﺮ ﮐﻨﻪ ، ﻗﻠﺐ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻗﻼ‌ﺑﻪ !تازگیا یه حس عجیبی دارم
فکرکنم عاشق معرفتشون شدم
ایرانسل و همراه اولو میگم
هر روز اس ام اس میدن
همراه اول که تولودمم تبریک گفت
پس من
خدارو شکر من تنها نیستمﻭﻗﺘﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻤﺖ ﻭ ﻧﻴﺴﺘﻲ …
ﺍﺗﻔﺎﻕ ِ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﻧﻤﻲ ﺍﻓﺘﺪ؛
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ …
ﺫﺭﻩ ﺫﺭﻩ ﺍﻳﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﻡ !!!……روز مرگی دمار از روزگارت در می آورم
اگر بخواهی
وارد عشق من شوی
من فنون بازیگر را اجرا میکنم
برای عزیزترینم
تو نمیتوانی او را از من بگیریصداقت:فصل اول کتاب عشق/میون این همه نامهربونی صداقتو از کجا پیدا کنیمﺗﻮﻯِ “ﺯﻧﺪﮔــ ــ ــ ــﻴﺖ” ﺟــﺰﺀِ ﺍﻭﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺍَﻓـــ ـــﺮﺍﺩﻯ ﺑﺎﺵ
ﮐﻪ : ﺍﮔﻪ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﭘُﺸﺖ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮ ﮔﺮﻓﺖ ، ﻓﻘﻂ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ ﺗﻮ
ﺫﻫـــﻨﺖ ﺑﻴﺎﺩ ، ﻧﻪ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ…از صمیم قلب برای بعضی از خاطرات آرزوی فراموش شدن میکنم …دل من دروازه نیست! دل من کوچیک و تنگه..دل من میشکنه زود! تو خیال کردی دلم یه تیکه سنگه؟که بیای و بری عین خیالش نباشه؟؟؟ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻫﺮ ﮐﻲ ﮐﻪ ﺯﺩﻳﻢ ﺭﻓﺖ !
ﺑﺰﻧﻴﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻏﻢ !
ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻭﻧﻢ ﺭﻓﺖ ..چه روزگار غم انگیز زندگی سوزیست/ که هیچ رنگ محبت به زندگانی نیست
چه زندگانی دلتنگ غربت آلودیست/ که در نگاه کسی نور مهربانی نیستﺑﯽ ﺑﺎﮎ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺭ ﺧﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﯾﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﯾﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﺗﺮﯾﻦ
ﮔﻨﺠﻬﺎ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻫﺎ ﺟﺎﯼ ﺩﺍﺭﻧﺪروزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شایدامروز نیز روز مبادا باشد !
اگه پرسیدی :چی شده… و گفتم :هیچی… ..
گورتو گم نکن و نرو… .. ..
دو دیقه بشین دوباره بپرس میگم چه مرگمه….سر تا با سوال بودم….
وقتى که مرا جواب کرد…ای “روزگار” چه روان و دردناک میگذری!… بعدازرفتنش!…£ ^ژنرال^ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻗُﺮﺹ و ﺩﺍﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩَﻡ ﻧﺪﻫﻴﺪ . . . !!

ﺩﺭﺩُ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻡ . . .

ﻧﻪ ﺩﺭﺩِ ﺩﻝ . . .

ﻣﻦ ﺯﺍﻧﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ؛ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺯﺍﻧﻮ
ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ …
ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻏﻢ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺵ ﺑﮑﺸﻨﺪ … !
ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ …
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﺑﺎﻻ …
ﻭ ﺑﮕﻮﯾﻢ :
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝﺍﯼ ﺭﻭﺯﮔــــــــــــــــــﺂﺭ …..
ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺭﺳﻤﯿﺴﺖ ! !
ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﺷﺒﺎﻫﺘﯽ ﺑﻪ ﯾـــــــــﻮﺳﻒ ﻧﺪﺍﺭﻣـــ ! !
ﻧﻪ ﺭﺳﻮﻟﻤــــــــ ،
ﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﻤــــــــــ ،
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﻋﺰﯾﺰﻣــــــ ،
ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻫـــــــﯽ ﺩﺍﺭﻣـــــــ ،
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ”””” ﭼـــــــــــﺎﻩ ”””” ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻣــــــشکسته ام ،
می فهمی ؟!
به انتهای بودنم رسیده ام ،
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشت لبخندی که خیلی درد می کندهمیشه قلب های پاک

مهمانسرای

سنگدلانی

بی رحم می شوند

جلو کوه داد بزنی محبت
بر میگردد محبت!

تو از سنگم کمتری؟؟ 

به خمیازه دچار است ..
…نگاهت !عاشق بودن دل می خواد نه عقل. تودلشو نداشتی عقلتو برداشتی رفتی…ﺍﻣﺸﺐ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎﻳﻢ ﺍﻟﺰﺍﻳﻤﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ،ﻟﻌﻨﺘﻲ ﻫﺎ ﻳﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﺭﻧﺪ ﻧﻪ ﻳﺎﺩﺍﻭﺭﺍﻣﺮﻭﺯﺩﺭﺧﺘﯽ ﺭﺍﺑﻌﺪﺍﺯﯾﮑﺴﺎﻝ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺸﮑﯿﺪﻩ
ﺑﻮﺩﮔﻔﺘﻢ ﺩﺭﺧﺖ ﺗﻮﭼﺮﺍﺧﺸﮑﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﮔﻔﺖ
ﺑﻌﺪﺍﺯﺁﻥ ﺭﻭﺯﮐﻪ ﺗﻮﺭﻓﺘﯽ ﯾﺎﺭﺕ ﺭﺍﺑﺎﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﯾﺪﻡ
ﮐﻪ ﺯﯾﺮﺳﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﻨﺸﺴﺖ ﻭﺑﻪ ﺗﻮﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪسهراب گفتی ….چشمها را باید شست
شستم ولی…….
گفتی…جور دیگر باید دید…… دیدم ولی….
او نه چشمهای خیس وشسته ام را…
نه نگاه دیگرم را…..هیچکدام را ندید….
فقط در زیر باران یا طعنه ای خندید و گفت …..
دیوانـــه باران ندیده…………….چقدر کوشیدند که آغوش و بوسه را از عشق حذف کنند ؛اما فقط عشق را از آغوش و بوسه حذف کردنددست روی دلم نذار …
پا گذاشتی کافیست …من گفتم خاکیـــــم….ولی نباید آسفالتم کنی دیگه..ساعت عشق به سر میکوبد که زمان رفت نیامد یارت

***

گفتمش ساعت دیوانه بخواب تا نگاهم ندهد آزارت

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای !

این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند،

صحبت از فراموشی نیست،

صحبت از لیاقت است که تو نداشتی!

عسل

به چشمانت بیاموز
که هر کس أرزش دیدن ندارد ……

ﻟﻄﻔﺎ ﭘﻠﮏ ﻣﺮﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﻭﯾﻢ ﮔﺮﻩ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ .ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻢ…ناراحت نشو اگه کسی یه نفر دیگه رو به تو ترجیح داد ، چون تو نمیتونی یه میمون رو متقاعد کنی که عسل شیرین تر از موزه.ﺍﯾﻨﻄــ ـﻮﺭ ﻧﻤــﯿﺸـ ـﻮﺩ
ﺑﺎﯾـ ـﺪ ﯾﮑــ ﻏـﺮﯾـﻘــ ﻧﺠــﺎﺗـ ﻫﻤﯿﺸﻬـ ﻫﻤـﺮﺍﻫﻤـ ﺑﺎﺷـﺪ
ﻏــﺮﻗـ ﺩﺭ ﻓـ ﮐﺮﺗـ ﺷﺪﻧـ ﺍﺻـﻼ ﺩﺳﺘـ ﺧﻮﺩﻣــ ﻧﯿﺴﺘـﺳﻼ‌ﻡ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﻮﺷﯽ ؟
ﻫﻨﻮﺯﻡ ﻣﺜﻞ ﻗﺪﯾﻤﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﻭ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﺸﯽ ؟ !آهاى دنیا با این که مارو این همه سر کار گذاشتى ولى بازم پا به پات موندیم و خوندیمﺩﻳﺸﺐ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﻣﺪ … ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺭﺍ
ﺑﮕﻴﺮﻡ ……
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﻣﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﭘﻴﺪﺍﻳﺖ ﮐﻨﻢ، ﺯﻳﺮ
ﭼﺘﺮ ﺩﻳﮕﺮﺍﻧﻲ!!!ﺟﻠﻮ ﮐﻮﻩ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﯽ ﻣﺤﺒﺖ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﺩ ﻣﺤﺒﺖ !
ﺗﻮ ﺍﺯ ﺳﻨﮕﻢ ﮐﻤﺘﺮﯼ؟؟ﺍﺯ ﻣَـــــــــن . . .

ﻓَﻘَﻂ ﻫَﻤﻴﻦ ﻣﺎﻧﺪﻩ . . .

“ﺗـــــــــــﻮ”

ﻧﻤــــﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﻢ … .
ﻭﻟــــﯽ … .
ﺷﺎﯾﺪ … .
ﺍﮔــﺮ … .
ﭼﺸﻤــ ﻫــــﺎﯾﺖ … .
ﺑﻪ ﺗﺎﺭﯾـــﮑﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨــــﺪ … .
ﺑﺒــــﯿﻨﯽ … .
ﮐﻪ ﻣﻦ … .
ﮐﻨــــﺎﺭﺕ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ …an haye ke harf baraye goftan kam daran…..dard baraye goftan;zeyad darandبی خیالت شدم !!
چون به شدت مخالف کودک آزاریم
اگر بزرگتر شدی بیا تا به خدمتت برسم !!به بعضی ها هم باید گفت:
دوست من زیاد خودتو نگیر,ماست میشی!این روزها به خوابم هم نمی آیی….
درکت می کنم….
هم خوابی با دیگران تمام وقتت را گرفته…..میگفتن علف باید به دهن بزی شیرین بیاد… یه عمر خودمونو کشتیم شیرین ترین علف دنیا بشیم غافل از اینکه اصلا طرف بز نبود … گاو بود .دوستت دارم”

زیباترین واژه ای ست

که لیاقت میخواهد

و حیف است

این واژه

بین من و تو حرام شود

شیر نری دلباختهی آهوی ماده شد.شیر نگران معشوق بود و میترسید بوسیله حیوانات دیگر دریده شود.از دور مواظبش بود…پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست،شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد.دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود،…گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت.با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جاایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد.و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهوخورده شد…نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوقتون نباشید !!اگه یه روزهمه فراموشت کردن من باتوأم،
اگه همه بهت بدکردن من با توأم،
ولی اگه همه دوستت داشتن، شرمنده؛من با اونام!ﻋﻤﺮﻡ ﺭﻓﺖ ،ﻣﻮﻫﺎﻳﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﺷﺪ،ﻛﻤﺮﻡ ﺷﻜﺴﺖ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻝ … ﺗﻮ ﺧﻮﺑﻲ ﺁﻗﺎﯼ ﺩﻳﻮﺍﺭ ؟ !دوست دارم برم قطب جنوب اگه قراره یخ بزنم اونجا بمیرم تااینکه زیرنگاه سردت روزی هزارباربمیرموزنده بشم….دلم براى عشق میسوزد…
این روزها هرکس نام هرزگى خود را عشق گذاشته است و نمىداند که عاشق دلداده است نه تن داده…این شبهاکه گذشت ونبودی دعاکردم: یکی بهترازمن بیایدودلت خوش شودبه خنده اش! ملالت سبک شود… امادروغ چرا؟!! هیچ کدام “آمین” نداشت…ﺩﻝ ﺑﺴﺘــﻪ ﺍﻡ ﺑــﻪ ﭘــﺎﯾﯿــﺰ …
ﺷـــﺎﯾــﺪ …
ﺩﻭﺑـــــﺎﺭﻩ …
ﺳــﺮ ِ ﻣِﻬــــﺮ ﺑﯿـــﺎﯾــﯽ !…زخم شدم
شیشه به زخمم نشست..
شیشه شدم
سنگ سرم را شکست..
یارب اگر
‏‎ ‎سنگ شوم لحظه بردل این سنگ چه خواهد گذشت؟ﺍﺯ ﻭﻗﺘﻲ ﺷﻮﺧﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺪ
ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻴﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺗﻮ ﺩﻝ ﻛﺴﯽ ﻧﻤﻮﻧﺪ !..ﻧـﺸـﺴﺘـﻪ ﺍﻡ …
ﺑـــﯿـﺎﺩ ِ ﮐــﻮﺩﮐــﯽ ﻫـــﺎﯾــﻢ،
ﺩﻭﺭ ِ “ ﻏــﻠـﻂ”ﻫــﺎ،
ﯾـﮏ ﺧــﻂ ِ ﻗﺮﻣﺰ ﻣـﯽ ﮐـــﺸـﻢ !
ﺣﺘﯽ …
ﺩﻭﺭ ِ ﺗــــــــﻮﺳﺎﻝ ﻫــــــــــــــﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌـــــﻨﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬــــــــﻤﻢ
ﺭﻓـــــــﺖ ﻭ ﺁﻣـــــــــــﺪ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ﯾــــــــــــــــﺎ ….
ﺁﻣــــــﺪ ﻭ ﺭﻓــــــــــــﺖ … ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ﺁﺩﻡ ﻫـــــــــــــﺎ ﻣﯿﺮﻭﻧــــــــــــﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻧــــــــــــــﺪ
ﯾﺎ ﻣﯿﺎﯾــــــــــــــﻨﺪ ﮐﻪ ﺑـــــــــﺮﻭﻧﺪ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﻣﺶ
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻮﺩ
ﺗﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺷﻌﺮ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻧﻮﺷﺘﻢ
ﻧﻘﻄﻪ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻢ !عشق دوطرفه فاعل و مفعول نمیخواد صبوریت و گذشت دوطرف رو میخواد
تو که نمیتونی قوانینی که خودت میذاری رو رعایت کنی چرا قانون وضع میکنی!ﺗــــــــﻮ ﺷﺮﯾﮏ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﯿــــــــﺰ ﻫﺎﯼ ﻣﻨــ ــــــــﯽ !!!
ﺣﺘـــــــــﯽ ﺷﺮﯾﮏ ﺭﮊ ﻟﺒـــــــــﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮔﺎﻩ ﻭ
ﺑﯽ ﮔﺎﻩ ﻣﺼــــــــﺮﻑ ﻣﯿﮑﻨﻢ !!…..ﺗﺎ ﺩِﻝ ﺑﻪ ﺗــــﻮ ﺩﺍﺩم . . .

ﺑِﺸﮑَﺴﺘـﮯ . . .

ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﺷﻜﺴﺘﻨﻲ ﺭﻓﻊ ﺑﻼﺳﺖ…
ﺍﻱ ﺩﻝ ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻦ ﺷﺎﻳﺪ ﺣﻜﻤﺘﻴﺴت…ﻫـــــﺮ ﺗﺒﯽ
ﺗﺐ ﻋﺸـــــــــﻖ ﻧﯿﺴﺖ ،
ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ،

ﺑﻌﻀﯽ ﺗﺐ ﻫﺎ ،
ﺍﺯ ﻋﻔــــﻮﻧﺖ ﻫـــــــﻮﺳﻪ …..!!

دنیای عجیبیست نه؟ حتی وقتی میخندیم منظورمان چیز دیگریست!ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭﺩﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍﺑﻪ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺳﭙﺮﺩﻡ؛ﭼﻪ ﺻﻴﺪﻱ ﻛﺮﺩﺻﻴﺎﺩ؛ﺍﺯﻣﺎﻫﻲ ﻫﺎﻱ ﺩﻕ ﻛﺮﺩﻩ !نمی دونم.بعضی ها تو دل شون چند دست مبل دارن که هر روز یه نفر به دلشون می شینه!ﻫﻤﻪ ﻱ ﭼﻴﺰﻫﺎﻱ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﻳﮏ ﺭﻭﺯ
ﺑﺮﻣﻴﮕﺮﺩﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻳﺎﺩ ﻣﻴﮕﻴﺮﻳﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﻧﺪﮔﻲ
ﮐﻨﻴﻢ!!!…ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧـــــــﺪﺍ ﺩﺭ ” ﺻﺪﺍﯾﺖ ” ﮐﺪﺋﯿﻦ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﮐﺮﺩﻩ . . !!.
ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ
ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﻣﯿﺪﻫﯽ…ﻣﻦ ﻭ ﺗــــــــﻮ
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩﻓﺎﺣﺸﻪ ،
ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﺬﺕ ﺟﻨﺴﯽ
ﭘﻮﻝ ﺑﻪ ﺯﻧﯽ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯﻣﻨﺪ ﺍﺳﺖ .!!!..ﺗـــــــــﻮ . . .

ﻳﮏ ﺍﺗﻔﺎق ﻧﺒﻮﺩﮮ . . .

ﮐﻪ ﺑﺎ ﻳﮏ ﺍﺗﻔﺎﻗ ﺑِﺮﮮ . . .

ازت ممنونم هرشب میای توبغلمو هرچه قدرفشارت میدم یه آخ هم نمیگی!
عاشقتم بالشت عزیزم!ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﮯ
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺣﺎﻟﮯ ﺍﺯﺕ ﻧﻤﮯﭘﺮﺳﻪ
ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺷﮏ ﻣﮯﮐﻨﻪ
ﻧﮑﻨﻪ ﻣُﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩساده لوحی ازآنجاشروع میشودکه میگویی,این بابقیه فرق داردﺗــــــــــﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﻮ !!!
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ
ﻧﮕﺎﻫــــــــــــــــﺖ ﺭﺍ
ﺭﻭﯼ ﮐﺪﺍﻣﯿﻦ ﮔــــــــــــــــﺴﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ؟ …….
ﮐﻪ
ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ
ﺷﺐ ﻭﺭﻭﺯ ﺩﻟﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻟــــــــــــــﺮﺯﯾﺪﻥ ﺍﺳﺖدوری و دوستی
به درد همین وقت ها میخورد!
که هزار آرزو در سر داری و من
در هیچ کدامشان
جایی ندارم!درددل هایت رابه کسی نگو…بعضی هایاد میگیرند چگونه دلت را به دردآورند!ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﺍﻟﻤﺎﺳﯽ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺭﻥ، ﺑﻌﺪ ﭼﺸﻤﺸﻮﻥ ﺑﻪ ﯾﻪ
ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ، ﺩﻭﻻ ﻣﯿﺸﻦ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭﻥ، ﺍﻟﻤﺎﺳﻪ ﻣﯽ
ﺍﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﯿﺐ ﺯﻣﯿﻦ، ﻗﻞ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﺗﻮ ﻋﻤﻖ ﭼﺎﻫﯽ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﺮﻩ،
ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ؟ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﻮ، ﯾﻪ ﺩﻫﻦ ﺑﺎﺯ، ﯾﻪ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﭘﻮﮎ
ﻭ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺣﺴﺮﺕ .نمی خواهم بعد از مرگم به احترامم یک دقیقه سکوت کنی
اکنون که زبانت نیش دارد دهانت را ببند.کاش برای یک لحظه به گذشته برمیگشتم. نه برای اینکه دوباره با تو باشم. نه اشتباه نکن!!! برمیگشتم فقط برای بستن حساب هایی که بی حساب و کتاب روی تو باز کردم…زنگ میزنم از طرفت به خودم!!!حرف میزنم به جایت با خودم!!!راستی صدایت چه قدر شبیه هق هقم شده استنمی دانم بگویم بمان یابرو؟؟؟چرا که باورکرده ام به هیچ فعلی پایــــبند نیستی؟؟؟؟؟دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود ٬ غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بودهر چقدر هم که پای یه علف هرزه آب و کود بریری، واست میوه نمیاره!!

ببین وقتت رو با کی پر میکنی…!

سرمایه های ماورایی هر دلی *حرفهایست که آن دل برای نگفتن داردمن همینم..
برای تو حاضر نیستم..
کسی باشم که نیستمسعدی!! 
کجایی که ببینی 
بنی آدم فقط ابزار یکدیگرند!!!در چنین عهدی که نزدیکان زهم دوری

یاری غم بین, که از من یک نفس هم دور نیست

دنیای عجیبیست؛اینجا لبخند راهم، باید کتک زد.ﺩﻟﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻤﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺳﯽ!
ﺍﻣﺎ ﭼﻪﮔﻮﻧﻪ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻃﺮﻑ ﻣﯽﺭﻭﻡ، ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽﺭﺳﻢ؟!دیگه به آینه ها هم اعتماد ندارم، کلاهی که سرم گذاشتی رو نشون نمیدن!!در ﺟﺴﺘﺠﻮی ﭼﻪ ﺟﻮاﺑﯽ ﻫﺴﺘﯽ وﻗﺘﯽ ﻋﺎﺷﻘﺖ را آزار ﻣﯽ دﻫﯽ و ﺑﻌﺪ از او ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ: دوﺳﺘـــــــــــــــﻢ داری…ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ …میگویند عشق ان است که به ان نرسی و من میدانم چرا…!
زیرا در روزگار من،کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستند…in roza riazim zaeif shode dg Adam hesabet nemikonamدوستت دارم هایت را باور می کنم مثل امضای آخر نامه ات ؛که می گویی خون است ؛ ولی طعم آب انار می دهد…!!!ازدواجی که با آزمایش جیش شروع بشه باید توش پی پی کرد 😀ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﯿﺮ ﮐـُـﻨﻪ ﺑﻪ ﻗﻼﺏ
ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﯼ ﮐﻪ
ﺩﻟﺶ ﻣﺎﻫﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ؛
ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﯼ.هیچ میدانی؟
جای قول و قرارهایمان امن است. زیر پاهای تو!ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﻮﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺭﻓﺖ !

ﻣﻦ ﻫﻢ ﻭﻗﺘﻲ ﭼﻤﺪﺍﻧﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﮔﺮﻳﻪ ﺷﺪ ﺭﺍﻩ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﻢ …

اگر عاشق شدی در شهرغربت
اگه دیدی ز دختر خیانت
خرت را بردار جیگربرگرد ولایت…ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺳـــﻼﻡ ﻣــــﺮﺍ ﺑــــــﻪ
ﻏـــﺮﻭﺭﺕﺑﺮﺳــــــﺎﻥ
ﻭ ﺑـــﻪ ﺍﻭ ﺑﮕــــﻮ
ﺑـﻬـــﺎﯼ ﻗــــــﺎﻣــﺖ ﺑــﻠﻨــــﺪﺵ
ﺗــﻨــﻬــﺎﯾـﯿـﺴبعضیا باید انقدر بمـونن تـو “کفت” کـه خوب تـمـیـز شن…ﻗﺮﻋﻪ ﮐﺸﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ …
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ …
ﺗﻘﺪﯾﺮ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ …
ﺍﻣﺎ ﻻ‌ﺍﻗﻞ ﺍﺳﻢ ﻣﺮﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﺕ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯽ !صدای زندگی را میشنوم همه جا ، فرا میخواند ما را
ترا ! برای در آغوش کشیدن معشوق ات
مرا ! برای در آغوش کشیدن زانوی غمﻫﻤﻴﺸﻪ ﻣـﮯ ﮔﻔﺖ “ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻦ ﺍﺳﺖ” . . .

ﺧﻴﻠـﮯ ﺩﻳﺮ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﮐﻪ . . .

ﺧﻮﺍﺳﺘه ے ﺍﻭ “ﻧَﺨﻮﺍﺳﺘﻦ” ﺍﺳﺖ . . .

شک ندارم

سفره ی دلم را که وا کنم …

همه سیـــــر می شوند…

صدای بغض رویاهایم را بشنو
نگاه کن،
چگونه در سوگ خاطره ها ناله میکند!
اینگونه مغرور نباش
فقط مواظب باش
خاطراتم را گم نکنی!فاصله انسانها
هنگام آشنایی: } {
وقتی آشنا میشند: } {
وقتی سیر میشند: { {دیگر نخواهم گفت :
آدم ها یا به عشقشان می رسند یا نمی رسند
می دانی چه می گویم ؟
خواهم گفت : آدم ها به لیاقتشان می رسند و این برای تو بهتر است چون به لیاقتت رسیدی
من نیز به لیاقتم خواهم رسیدﻣـــﻦ ﺑـــﺎ ﺗـــﻮ ﻓـــﺮﻕ ﺩﺍﺭﻡ …
ﺗﻨﻬــــﺎﻳﻴــــﻢ ﻓــــــَﺮﺵ ﻧـﻴـﺴـﺖ ﮐــﻪ ﺯﻳــﺮ ﭘـﺎﻱ ﻫـﺮ ﮐــﺲ ﻭ
ﻧــﺎﮐـــﺲ
ﺑــﻨــﺪﺍﺯﻡﺍﻭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ….
ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﻟﺬﺕ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ
ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺳﮕﯽ ﺯﯾﺒﺎﺋﯽ ﻫﺎﯼ ﮏﯾ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ ﺭﺍ
… … … ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺎﺑﺶ ﺁﻓﺘﺎﺏ … ﭘﺲ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ .
ﻭ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻋﺴﻞ ﻣﺴﺤﻮﺭ ﺭﻧﮓ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ….
… ﺍﻭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺭﺍ ……
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﺪ ؟ ! ؟ !
ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻓﻘﻂ ﻃﻮﻝ ﻭ ﻋﺮﺽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺩﺭﮐﯽ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ
ﻧﺪﺍﺭﺩ .
ﺳﮓ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﮐﻮﺭ ﺭﻧﮕﻨﺪ !!!!
ﺍﻭ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ؟ﺑﻪ ﺳﻼﻣــﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫـــﺮ ﺍﻧﮕﺸﺘﺸـــﻮﻥ ﯾـﻪ ﻫﻨــﺮ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ
ﻣﯿـــﺮﻧﺠﻮﻧﻦ … ﻣﯿﺴـــﻮﺯﻭﻧﻦ … ﻣﯿﺸﮑـــﻮﻧﻦ …ﻟِــــﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦﺻﺪﺍﻣﻴﮑﻨﻢ”ﺗﻮ”ﺭﺍ…

ﺍﻳﻦ”ﺟﺎﻥ”ﮐﻪ ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ

ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍﻣﻴﮕﻴﺮﺩ…!

ﻧﺰﻥ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﺭﺍ

ﺩﻝ ﻣﻦ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ

ﻣﻮﻗﻌﻲ ﮐﻪ ﻧﻴﺴﺘﻲ…

ﺩﻣﺎﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ…

ﺩُﻧـﺒـﺎﻝ ِ ﮐَـﻼﻏـﯽْ ﻣﯽ ﮔـﺮﺩَﻡ ،
ﺗﺎ ﻗـﺂﺭﻗـﺂﺭَﺵ ﺭﺁ ﺑـﻪ ﻓـﺎﻝ ِ ﻧـﯿـﮏْ ﺑـﮕﯿـﺮَﻡ ،
ﻭﻗـﺘـﯽ …
ﻗﺂﺻـِﺪَﮐـْ ـﻬـﺎ ﻫـﻤـﻪ ﻻﻝ ﺍﻧـﺪ…ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ :
ﻭﻗﺘﻰ ﻛﺴﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ !
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺵ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﻢ …
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺷﻜﻬﺎﻳﺶ ؛
“ﺷﻜﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﺵ ” …
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻯ ﺷﻜﺴﺘﻨﺶ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻯ ﺑﻰ
ﻗﺮﺍﺭﻳﺶ ….
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺮﻭﺩ !
ﺩﺭ ﺟﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻭﺭﺩ ….
ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺷﺪ …ﺣﻤﺎﻗﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ
ﭼﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﻟﻮﺣﺎﻧﻪ “ﭘﺎﯾﻪ” ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ …
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﯿﺎﻟﺖ
ﮐﻪ “ﺗﺨﺖ” ﺷﻮﺩصدای عشق صدای گیتار نیست

صدای پیانو هم نیست.

صدای عشق صدای فنرهای تخت است

عاشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی

و با افتخار می گویی ،
که عشق برایت این چنین است !

و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند!

دلم میخواست چشاشوبگیرم تودهنم وهااااا کنم تاگرم بشن!
ازبس ک سردنگام میکردبی معرفت!!!چه حق انتخاب قشنگی برایم گذاشته ای یا برو یا نمان
بین این دو راهی گیرکرده ام.ﻭﻟﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻡ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻫﺎ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﺯ ﻧﺨﻮﺩﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡﻫﻮﺍﺷﻨﺎﺳﯽ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﮐﺮﺩ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ!عجب نقاش ماهری است فکر و خیال
وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کندﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﮔﻮﯾﺎ ﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺁﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﭼﺮﺍ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻃﺎﻗﺘﻢ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﺳﺖ ؟
ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﻧﺪﻧﻢ ﺭﺍﻫﺴﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ….
ﺍﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ …
ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ !
ﻭ ﺑﺎﺯ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ …
ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ !!!سیر شدم از بس از ادمها زخم خوردم خدا خیرتان دهد به من محبت دوروغین تعارف نکنید من سیرم.آدمی که غرق شود قطعا می میرد …
چه در دریــــــــــــــا
چه در رویــــــــــــــاﺁﻧﻘﺪﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ ،
.
“ﺧﻂ ﻫﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪِ ﻭﺳﻂ ﺟﺎﺩﻩ . . “.
.
.
.
.
.
ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﻮﺭﺍ ﻧﺪﺍﻧﻨﺪ !!!شیوه عاشقانگی دیده ودلبرانگی
بوسه شرم پیش رو تعنه بی بهانگی….اگر جرأت عاشق شدن را نداری حداقل شعور معشوق بودن را داشته باش…!شاید تند رفتم . . .
ولـی هرگز نشُــد از تُـــــو سبقت بگیرم . . .
اما تُـــــو آنقدر با گذشت بُــــودی . . .که از مــــن هم گذشتــــی !!!ﺩﻫﺎﻧﻢ “ﭘﺮ” ﺍﺯ ﺣﺮﻑ ﺍﺳﺖ …
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻥ “ﭘﺮ” ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩمیدانستی…
نه فرصتی دارم برای فراموش کردنت و نه جراتی برای دوست نداشتنت…
مهم نیست میتوانی مثل همیشه خیال کنی بی عرضه ترین فرد جهانم…عاشق منت بسیارکشد

تالب دجله به معشوقه رسید
نشده ازگل رویش سیراب
که فلک دسته گلی دادبه اب

میگن آدما ۱۰۰۰رنگ هستن اما تو ک واسه من۱رنگ بودی اینو ثابت کردی همیشه حق با اکثریته!!واسه من که هیچی، واسه قلبی که به بازی گرفتیم هیچ،…اما لاآقل واسه خودت یکم ارزش قایل می شدی…دستهایم بالین کودک فردایم خواهد شد…
بی حرمتش نمیکنم
و به هرکس نمیسپارمش…ﺩﺳﺘﻢ ﺑـﻪ ﺳﻤـﺖ ِ ﺗﻠﻔُـﻦ ﻣـﯿﺮﻭﺩ ﻭ ﺑـﺎﺯ ﻣﯽﮔـﺮﺩﺩ ﭼـﻮﻥ
ﮐﻮﺩﮐـﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻪﺍﻧﺪ ﺷﯿﺮﯾﻨـﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﯿـﺰ “ ﻣــﺎﻝ ِ
ﻣﻬﻤﺎﻥﻫـﺎﺳﺖﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻧﺎﺯﮎ ﺍﺳﺖ

 ﯾﺎ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺗﯿﺰ

 ﻫﺮﭼﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﻭﺯﻡ

 ﺑﻨﺪ ﺩﻟﻢ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺷﻪ

اندامت “رعنا”
چشم هایت “شهلا”
صورتت “فریبا”
طعمت “شیرین”
لبانت “عسل”
رحم کن دختر،
چند نفر به یه نفر؟ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺩﺭ ﮐﺪﺍﻡ ﺑﺎﺯﯼ ، ﺭﺍﻫﺖ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ، ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ، ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ، ﺗﺸﻨﻪ ﯼ “ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩﻥ” ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯾﯽ ؟
ﮔﻔﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﯾﺴﺖ ،
ﺗﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ
ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺩﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻠﺪﻧﯿﺴﺘﻢ
…رسم امانتداری دنیا عوض شده
سالم دل میدهی
ولی شکسته پس میگیری…الهی‎ مورچه‎ گازت‎ بگیره‎، شامپو‎ بره‎ تو‎ چشمت‎، مگس‎ بره‎ تو‎ گوشت‎، تو‎ خواب‎ جیش‎ کنی‎ اگه‎ منو‎ فراموش‎ کنی‎ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﻣﺜﻞ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺎﮐﺘﻮﺱ
ﻫﺮﭼﯽ ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳﯿﺐ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ..ﺧﺪﺍﯾﺎ
ﺍﺯﻡ ﺩﻟﺨﻮﺭ ﻧﺸﻮ ……
ﺁﺳـــــــــــ ـﻤﺎﻥ ﻫـﻤـ ﮔــﺎﻫــــــ ـﯽ ﺩﻟــﺶ
ﻣـﯽ ﮔﯿـــ ـﺮﺩ
ﻣـَـــــــ ـﻦ ﮐــﻪ ﺁﺩﻣــــــ ـﻢاین روزها دلم بیمار است…
هی بالا می آورد
پس مانده های تورا…!زیر بارانم بی چتر …
تن با بینی سرخم لو میدهد مرا که باریده ام همراه ابرها اما تابلوی قشنگی شده ایم “من و جاده و بارانسایه خودت معلوم نیست کجاها باهاته اونوقت… از آدما چ إنتظار داری…؟روزانــه هزاران انســان به دنیــا می آینـــد امــا نسل ” انســانیت ” در حال انقــراض است!عادت …! چه طعم تلخی دارد وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری …..!رابطه های این دوره زمونه طوری شده که به من میتونی دست بزنی اما به گوشیم نه!!!دل زخامی ها فریب چشم شهلا می خورد ،ساده دل درزندگی ازاین وآن پا می خورد، در گذرگاه زمان بی دست و پا بودن خطاست،توپ چون بی دست وپاست از این و آن پامی خورد..ﺍﺯ ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺳﺮﻡ ﺁﻣﺪ !
ﮐﺎﺵ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺑﻮﺩﯼﺗﮏ ﺩﺭﺧﺘﻢ ﺳﻮﺧﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺟﻨﮕﻞ ﻫﻢ ﺑﺴﻮﺯﺩبلوتوس قلبت رو روسن کن,میخوام تمام هستیم رو واست بفرستم,
هه هه هه,ویروس داشت الان میمیری!!صدای خرد شدن برگها را در زیر پاهایم دوست دارم،
راستی خرد شدن ادم ها هم به همین زیباییست؟؟؟؟؟!!!ﻭﻗﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺍﺷــﮏ ﺑﺮﻳﺰﻱ
ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭﻱ ﺑﻐﺾ ﻫﺎ ﺭﻭﻱ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺟﻤﻊ ﺷﻮﻧﺪ ….
ﺗﺎ ﮐـــــــﻮﻩ ﺷﻮﻧﺪ ،ﺗﺎ ﺳﺨــﺖ ﺷﻮﻧﺪ ،

ﻫﻤﻴﻦ ﻫﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻴﺴﺎﺯﺩ…
ﺳﻨــــــﮕﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩﺵدلگیــــرم …

نه این که دلم گیر باشد
نه!

دیگر بریده ام
از “تــــو”
و از تمام چیزهایی که
مرا به ” تو “وابسته میکند

فقـــط
بهم میریزم…

وقتی یادم میاید

شــــب هایم
پای “عاشــــقانه”نوشتن
برای کسی گذشت

که
هیــــچ گاه
معنیه
هیـــــچ کدامشان را

نفهمیــــــــــــــــــد!!!

کبریتهای سوخته هم روزی درختان شادابی بودند!!
مثل ما
ک روزی می خندیدیم
قبل از این ک “”*عشق*””روشنمان کند!!با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است ،نه خواب میخواهد نه خوراک!!!!!ﺧﺪاﯾﺎ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻣﻨﻮ وﺳﻂ ﻣﯿﺪون ﺷﻬﺮ ﻧﻮﺷﺘﯽ ﺑﺲ ﮐﻪ ﻫﺮﮐﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ رﺳﯿﺪ ﻣﻨﻮ دور زد …ﻣﺎ ﺁﺏ ﺭﺍ …
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﯾﺴﺘﻦ
ﻧﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢﻭﻗﺘـے ﺑﻪ ﻧﻴﻤﻪ ے ﮔُﻤﺸﺪﻩ ﺍﻡ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﻡ . . .

ﮐﻪ ﺗﻤــــــﺎﻡِ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ . . .

گاهی عمری را تلف می کنیم برای کسانی که حتی ارزش ثانیه هم ندارنﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ
ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ :
ﻣﻦ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﯽﮑﯾ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﻭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ .
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﻮﺩﯼﻳﮏ ﺭﻭﺯ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﻳﺪﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺟﺎﻱ ﻣﻄﻤﺌﻨﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﺑﺎﺷﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻡ .ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺲ
ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺁﻥ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺷﮑﺴﺖدرختان به من آموختند …پایبندی هرکس به اندازه ریشه اوست …به هر درختی نمی توان تکیه کرد !ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻋﺸﻖ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ؛ ﺻﺒﺮ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺗﺤﻤﻠﺶ ﮐﻨﻢ؛ ﺍﻣﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ﻟﻬﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ!…ﻧﺪﯾﺪﯼ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻢ
ﻧﺪﯾﺪﯼ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﻏﻢ ﺩﺭ ﺻﺪﺍﯾﻢ
ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻫﺎ ﮐﻤﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯾﻢترسو بودی…
جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام…
اما!
چه شجاع شده ای…ﺧــﺪﺁﯾـﺂ !
ﺍﯾــ ﻥ ﻫﻤــ ﻩ ﺁﺩﻣـ !
ﻣــ ﻥ ﺧـﯿﻠﯽ ﺷــﮑﻨﻨﺪﻩ ﺗــَﺮ ﺍﺯ ﺍـﯿﻦ ﺣـــﺮﻓﺂ ﻫﺴﺘــــﻢ ﮐـــ ﻩ
ﺑﺘﻮﻧﻤـ ﺑـــﺮﺁﯼِ ﺁﺩﻡ ﻫــﺂﯼِ ﺗـــﻮ
ﺑـــﺂﺯﯾﭽـﻪ ﺑــــﺂﺷﻤـ !!.سرد خواهد شد روزها,بی آغوش من!
بر تن کن..
دروغ هایی را که بافتی…شبم را میگذرانم با
افسردگی
غم
ناراحتی
سکوت
بغض
تنهایی
شکست
تلخی
دود
گریه
این بود یادگاریهای از نبودت که این روزگار به من هدیه داد.عشق در حیطه فهمیدن ما نیست
بیا برگردیم
آسمان پاسخ پرسیدن ما نیست
بیا برگردیم
گریه هامان چقدر تلخ رنگ ترحم دارد
تا زمین دشمن خندیدن ما نیست
بیا برگردیمغریبه نمیدانم گنجشک ها که آنقدر شبیه همند چطور همدیگر را میشناسند.
نمیدانم چقدر شبیه من هست که تو دیگر مرا نمیشناسی!زندگی سوختن و ساختن است-زندگی تجربه آموختن است
زندگی کهنه قماری بیش نیست-این چه قماریست که همش باختن استبعضـــی از آدمـــا ” خــــوب نمی بینــــن
امـــا بدتـــر از اون اینـــه کــــه :
بعضـــــی دیگـــه
“خوبــــــی رو نمی بینـــــنشیشه ای می شکند… یک نفر می پرسد…چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید…شاید این رفع بلاست. یک نفر زمزمه کرد…باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شکست.

کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد… تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد…

اما امشب دیدم… هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید… از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟دل من سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت ..

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﺁﯾﻢ
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺳـﻬﻢ ﻣـــﻦ
ﻓـﻘـﻂ ﻗــﺪﻡ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﺟـــﺎﯼ ﭘـــﺎﯼ ﺗــــﻮ ﺑﺎﺷﺪ..امیدوارم امشب که میخوابی قشنگ ترین و بهترین ادم رو تو خواب ببینی
ولی بهش عادت نکن!
اخه من هر شب نمیتونم بیام تو خوابت…به بعضی ازآدمهابایدگفت:اگه مهم بودی زیرت خط میکشیدم،نه دورت!ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﯾﮑﺠﺎ ﻣﯿﺨﺮﻡ !

ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ …

ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻔﺮﻭﺷﯽ …✔

درود بر آدمایی که :

وقتی می‌فهمن

چقدر دوستشون داری…

بازم آدم می مونن..!

::یه زمانی میرسه که خاطره های خوب هم آدمو دیوونه میکنن ….
.
وقتی من ، آن “مشترک مورِد نظر” نیستم …
چه فرقی دارد در دسترس باشم یا نباشم … ؟؟؟ساکت که میمانى مى گذراند به حساب جواب نداشتنت
عمرا بفهمند داری جان مى کنى تا حرمت ها را نگه داریگـفــت: دُعــا کـنـی می آیـــد

گــفــتم: آنــکــه بــا دعـایــی بـیـایــد بــه نـفـریـنـی مـیــــرود

خـواسـتــی بــیــایــی بــا دُعــا نـیــا

بــا دل بـیــا

بــا دل✔

ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ را ﺟﻠﻮ ﮐﺸﯿﺪﻩ اﻧﺪ ! ﺣﺎﻻ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﻤﺘﺮ از ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽﺑﺴﺘﺮﯼ ﻧﺮﻡ ﺟﺰ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻭﯼ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ …
ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﺨﺖ ﺍﺳﺖآنقدر به فریادهایم سکوت کرده ام که اگر به چشمانم بنگرید …کر میشوید..دلم را تهدید کرده ام بهانه ات رانگیرد وگرنه،میدهم دوباره بسوزانیش!!!!دنیای قشنگی نیست ..

روزهایم را رنگی نقاشی میکنم ..

اما آدمها نقاشیم را سیاه میکنند ..

کاش همه میدانستندکه دل بستن به کلاغیکه دل دارد،بهترازدل باختن به طاووسى است که فقط ظاهرقشنگ دارد…بزرگترین اشتباهم این بود التماست کردم بمانی نمی ارزیدی!!!! دیر فهمیدم….دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت:
تورا چه به عشق؟!
گفتم چرا؟
گفت :تو خوابی و عشقت در آغوش دیگری..
لبخندی زدم و گفتم :خدایا این مخلوق توست!
شاید تو در خوابی، خبرازرسم دنیا نداری..!این جماعت می گفتن اشک هایت را خرج رفتنش نکن راست می گفتن بی من تو مفت هم نمی ارزیفکر میکردم که برام یه رفیق و همدمی

تو کویر آرزو باران رحمتی

به گمونم آخر عاشقای عالمی

بذار راحتت کنم ، فکر میکردم آدمی

فکر نمیکردم چوب “صداقت” اینقدر “درد” داشته باشه .ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ !!!
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻣﻦ
ﺧﯿﺲ ﯾﺎﺩ ﺗﻮﺍﻡ ؟ !!ﻗﻬـــــﻮﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺼـﻔﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ ؛
ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﺗﻪ ﻓﻨﺠــــــﺎﻥ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪ !… هیچ وقت، اگه تو رو با کس دیگه ببینم حسودی نمی کنم……
آخه مامانم یادم داده اسباب بازی هامو بدم به بدبخت بیچاره هااصلاً نه تو ، نه من …
تقصیر هیچ کس نیست …!
از خوبی تو بود
که من ،
بد شدم …✔آنقدر زیبا عاشق او شده ای که آدم لذت میبرد از این همه خیانت..روزی هم
اینگونه عاشق من بودی,یادت هست ؟✘♡به بعضیا باس گفت :اون پین کد گوشیته که ۳ بار بهت مهلت میده
نه من…دویدم ودویدم شعری بچگانه بود اما واقعیتی بزرگانه شد از این میترسم که دروغهایت دربچگی امروز به حقیقت بپیونددومن بفهمم که تو جز من خیلی هارا دوستداری…لقمــــه بزرگتر ازدهانت بودم
برای همین بودکه مرا خرد میکردی
تا انـــدازه شوم.اگر روزی عاشق شدی قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن . این روزها چشم حسودها به دود اسپند عادت کرده است.درکوچه عشق عاشقی کمرنگ است
حرف دل عاشقان چه رنگارنگ است
وقتی که ریا روی محبت باشد
انگار تمام قلبها از سنگ است…زندگی پراز دورنگی هاست کاش یک رنگ بیشترنباشیم حتی اگر آن یک رنگ سیاه باشد…طبق اخرین آمار ,آدم های دنیا ۲دسته اند
۱:دوست دارم ها….و منم همینطور ها……ﻣﺮﮒ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺳﻦ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ …
ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ … !سر راهت که میروی،من را هم جمع کن بگذار پشت در… !
شکسته ام…!!!ﻣﻦ ﺧﺎﻃِﺮَﺕ ﺭﺍ مـے ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ . . .

ﻧﻪ ﺧﺎﻃِﺮِﻩ ﺍﺕ . . .

اتاقم
دیگر برایم اتاق نمی شود!
باید بدهم
در و دیوارش را بدجور بسابند
عطر تو به همه جای خانه چسبیده!ﺁﺥ ﻋﺸﻘﻢ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯽ …
ﺧﻂ ﺑﻪ ﺧﻄﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ …
ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ …
ﻣﻨﺘﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ!ﺩﻧﯿﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻧﻤﯿﺸﻪ!
.
.
.
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﯼ ﺩﻧﯿﺎﻥ (^_^)دیروز اتفاقی تو را جایی دیدیم …تنها نبودی!!!اما خوشبخت هم نبودی.ﺧﺘﻢ ﻛﻼﻡ : ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨـــﯽ ﯾــــــﮑــــــﯽ ﺑــــــــــــــــﻮﺩ ﻭ
ﯾﮑـــــــــﯽ … ﻧــــﺂﺑــــــــــﻮﺩ !!!!!!!مورچه ای رو مسخره میکردم که عاشق یه تفاله چایی بود،

خودمو فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر میکردم آدمه…

عاشق هرکی شدم/فک میکردم تنهاست/فک میکردم خوبه/فک میکردم با ماست/کی ازآدم عشق خواست/کی از آدم دل خواست/عاشق هر کی شدم/شارژ ایرانسل خواستمرا در میان سگان دفن کنید!!!میخواهم کمی در میان باوفایان باشم…“زندگی” بـه من آموخـت . . .

آدمها نـه ” دروغ ” می گویند

نه زیر ” حرفشان ” می زنند .

اگر ” چیزی ” می گویند . . .

صرفا ” احساسشان ” درهمان لحظه سـت

نبـایـد رویش ” حساب ” کرد

باغبان خوبی نبودم برایت. . . .
زود هررررررز رفتی…….ﻧـــﺪﯾـــــــﺪﻩ ﺍﯼ ؟ﻫﻤـﺎﻥ ﺍﻧـﮕﺸﺖ ،ﮐﻪ “ﻣـﺎﻩ” ﺭﺍ ﻧﺸـﺎﻥ ﻣﯿــﺪﺍﺩ ..”ﻣــﺎﺷــﻪ” ﺭﺍ ﮐـــﺸـــــﯿـــﺪ !من عاشق کسی شدم که عشق را با الف می نوشت …
طفلی چه میدونه عشق چیه. بی لیاقت…دلم صاف نمی شود با تــو حالا تو هــی به مهـربانی ام دخیل ببند.ﺩﻣﺶ ﮔﺮﻡ … ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ؛ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
“ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ ؟ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻦ ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﺎﺕ ﻣﯽ
ﺑﺎﺭﻡ….همیشه تو نخِ کسی هستیم که سوزنش یکی دیگستﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺮﻭﺳﮑﻢ
ﻫﻨﻮﺯﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﻡ ….
ﺑﺎﻭﺭﻧﺪﺍﺭﯼ؟؟؟
ﺍﺯﺍﻭﻝ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﻢ ﮐﻦ ….
ﺩﺭﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﻗﺼﺎﻧﻢ
ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺮﻭﺳﮑﻢبعضی ها را باید در جوب شست تا لجن ها خوش حال بشن که از خودشون کثیف ترم وجود دارهﯾﻪ زﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻦ از ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎش ﻣﯿﺸﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪ راست میگه یا دروغ … اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا که با چشمشون هم دروغ میگن ..ﻥ
ﺁﻧﮑﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ..
ﻭﻟﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ،
ﻏﺼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ،
ﺑﻐﺾ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ،
ﺍﺷﮏ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﻭﺣﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺗﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﻭ
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺸﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ
ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ….
ﺁﺭﯼ ، ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺧﺎﺻﯿﺖ ﻋﺸﻖ ﯾﮏ ﻃﺮﻓﻪکمی دروغ بگوخسته ام پینوکیو …این جا آدم ها دروغ های شاخدار می گویندو دماغِ درازخود راجراحی پلاستیک می کنندشکستن

خـــرد کردن
ســــــــوزاندن
خاکســـــتر کردن
به باد دادن…
از هر انگشتت یک هنر می بارد !

ﺷﺮﺍﺏ ﻫﻢ
ﺑﻪ ﻣﺴﺘﯽ ﺍﻡ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺧﻤﺎﺭ ﮏﯾ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ………….ﻋﺠﺐ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﯽ; ﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌کنﻪ ﺟﺎﯾ ﺗﻮ خالیستآدم برفی ازخجالت آب شدوقتی دیدکودک گرسنه ای به هویج دماغش زل زدهکاش من زمین بودم و تو ماه اونوقت ماهی یکبار بیشتر دورم نمیزدی…
به بعضی ها باید گفت “قـــــــربـــــــونـت” یه برنامه بزار دیگه نبینمت.اونقدر در جواب ابلحان خاموش ماندیم که گفتند حرف حق جواب ندارهآخر نفهمیدم “عوضی” بودن یا…..
“عوضی” به پست ما خوردن !!ﻗﺮﺍﺭﻣﺎﻥ… ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﯼ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﯿﺎ !!!.نمی دونم چرا چیزای تلخ این همه طرفدار دارن..شراب.قهوه.شکلات.زیتون.روزگار…تـــــو . . .ﺻﺒـﺮ ﮐـﺮﺩﻥ ﮔﺎﻫـﯽ ﻣﻌﺠـﺰﻩ ﻣـﯽ ﮐﻨﺪ
ﺗﻨﻬﺎﯾـﯽ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﯿـﺶ ﻓـﺮﻭﺵ ﻧﮑﻨﯿـﺪ
ﻓﺼﻠـﺶ ﮐـﻪ ﺷـﻮﺩ، ﺑـﻪ ﻗﯿـﻤﺖ ﻣـﯽ ﺧﺮﻧﺪ !!!همیشه درد از دیگران است!!!
گاه از نبودشان…
گاه از بودنشانعاشقانت همه نام و نشانی دارند ، آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم .ﯾﮑﯽ پﻮل ﺧﺮج ﻣﯿ ﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮود درﺑﻨﺪ . . .

ﯾﮑﯽ ﻫﻢ پﻮل ﺧﺮج ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﺮود درﺑﻨﺪ . . .

بــراے اینــ ـ کـه هنـ ـ ـوز بــ ـه تــ ـ ـو فکـر مے کنـم
هنـ ـ ـوز نگـ ـ ـرانـتـ مےشـوم
هنـ ـ ـوز دلتنگـت مےشـوم
وهنـ ـ ـوز♥دوسـتـتـ ـ ـ♥دارم
از خــ ـ ودم متـــنـفّـ ـ ـرم !شَهر در غُربتِ بی همنفــــــــسی می میرد . . .

دست هایی که کُنَد پنجــــــــره ای باز . . . کَم است . . .

ﺗﻮ ﻫـﻢ ﺷﺪﻩﺍﻱ ﺍﻧﻘـﻼﺏ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﻣــﻦ !!!
ﺣـﺎﻻ ﻫـﺮ ﺁﻧـﭽـﻪ ﺩﺭ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﻣـﻦ ﺍﺳﺖ ﺗـﺎﺭﻳـﺦ ﺩﺍﺭ ﺷـﺪﻩ ….
ﻗـﺒـﻞ ﺍﺯ ” ﺗـﻮ!”
ﺑـﻌـﺪ ﺍﺯ ” ﺗـﻮ”کاش ما آدما شبیه قو بودیم که وقتی جفتمون می میره اونقدر فریاد می زدیم تا بمیریم.ولی حیف که ما آدما وقتی جفتمون می میره فریاد می زنیم که نکنه از تنهایی بمیریم…اون چیه که از گل بهتره؟
از حوری قشنگ تره؟
از دنیا با ارزش تره؟
از فرشته پاک تره؟
.
.
.
.
.
واقعا که تو هنوز منو نشناختی؟ﻣَـــﻦ ﻟُﻘﻤــﻪ ی ﺑــُـﺰرﮔﺘـــﺮ از دﻫـــﺎﻧَـﺘـــ ﺑـــﻮدَم ﺑـَــﺮای ﻫﻤﯿـــﻦ ……ﻣـــَـــﺮا ﺧُـــــﺮد ﻣــﯽ ﮐـــﺮدیبعضیا هیچی نیستن به جز ۴ حرف :
“ادعـــــــــــــــا”نیوتن اگر جاذبه را درست میفهمید، معشوقه اش از درخت متنفر نمی بود و در دفتر خاطراتش نمی نوشت:
“اشک های من هم به زمین می افتد اما تو سیب را ترجیح دادی!”ﺩﺭﺩ ﻫــــــــــﺎﻳﻢ ﺭﺍ . . .

ﻳﮏ پﺰﺷﮏ ﮐﻪ ﻫﻴــــــــــﭻ . . .

ﻳﮏ ﺩﺭﻣﺎﻧﮕﺎﻩ ﻫﻢ ﺩَﺭﻣﺎﻥ ﻧﻤـﮯ ﮐﻨﺪ . . .

دنیا سرای بشکن بشکن است ….
چنان میشکنند تو را که خودت کیف کنیﻗـﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺗــﮑـﻴﻪ ﮔﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷـﻲ
ﻧـﻪ ﺍﻳـﻨـﮑﻪ ﮔﺎﻫـﻲ ﺑﺎﺷـﻲ ،
ﮔﺎﻫـﻲ ﻧﺒﺎﺷـﻲ !!ﺍُﻣـﯿــــﺪﻭﺍﺭﻡ … ﺷﯿــﺮﯾـﻨــﯽ ِ ﻟﺤـﻈــﻪ ﻫــﺎﯾـﺖ ﺑـﻪ ﺍﻧــﺪﺍﺯﻩ ﺗـﻠـﺨــﯽ ِ ﻟـﺤـﻈــﻪ
ﻫـﺎﯾــﻢ ﺯﯾـــﺎﺩ ﺑـﺎﺷـــﺪ !!✘زندگی ما پر از قلاب هاییست که وقتی اسیر طعمه اش میشویم تازه میفهمیم ماهی ها چه بی تقصیرند…عشق مانند باران است
آنگاه ک نیست همه آرزویش را دارند
وقتی هم ک میاید همه می گریزندمقصر خود ماییم

عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که

از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند

ﺍﯼ ﺍﺑﺮﻫﺎ ………. ﻧﺒﺎﺭﯾﺪ .
ﻣﻦ ﺩﺭﯾﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺶ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ…من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.. تویى که تو از من می‌سازى کمبودهایت هستند! من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى.. نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى! می‌توانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستمﻫﺮ ﺑﻐﻠﺶ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻣﻴﺰﺩ. ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺑﻐﻞ ﻛﺮﺩﻧﺶ ﺩﻭاﻥ ﺩﻭاﻥ اﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺸﺪﻭ اﻭﻥ ﻧﻔﺲ ﻧﻔﺲ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮاﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﻭﻳﺪﻩ………….ﻋﮑﺴـــــﺖ ﺭﺍ ﻧﮕــــﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨــــﻢ
ﺁﺥ ﮐــــﻪ ﺍﯾــــﻦ ﻋﮑـــﺲ ﭘﯿـــﺮ ﻧﻤﯿﺸـــﻮﺩ ﺍﻣــــــﺎ ،
ﭘﯿـــــــﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨــــﺪرو به روی من بنشین
لبخند بزن!

شـیـک و مصـنوعــی
یک جوری که انگار عـاشــقـمی

مـُدلِ شـعــرهـای مــَن باش. . . . .

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺪﻧﺖ ﺗﻮ ﺑﮕﻮ ﺳﻨﮓ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﻮﻡ،ﮐﻪ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺷﻢ
ﯾﺎ ﺻﺒﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺳﻨﮓ ﻧﺸﻮﻡ …ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺖ ..
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ..
ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﯼ ﺭﺍ ..
ﺷﺒﯿﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ..
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﺎ ” ﺗﻮ ” ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ..
ﯾﺎ ” ﺗﻮ …”
ﻏﺮﯾﺒﻪ !!.آدم فهمیده ای بود !
خوب می‌دانست کجاها خودش را به نفهمی‌بزند …روزگار کودکی یادش بخیر،یاد شبهای خوش وشادش بخیر،زندگی مثل سلامی ساده بود،زندگانی صبح وشامی ساده بود،سفره نان و پنیری داشتیم،در نداری چشم سیری داشتیم،وقت بخشش دست ما لرزش نداشت،مال دنیا اینقدر ارزش نداشت،آدما تاب وتحمل داشتند، برخدا خیلی توکل داشتند…این روزا گویی انسان ها بیشتربه دست یکدیگر پیرمیشوند تابه پای یکدیگرﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺍﯾﻮﺏ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ …
ﻭﻟﯽ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﮐﻦ !
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺮﯾﺪﻩ ﺍﻡ …لحظه زندگی، تو از دست می رود/وقتی کسی که هستی تو است، می رود
/شاید که اندکی بنشیند کنار تو/اما کسی که بار سفر بست، می رودﺳﻼ‌ﻡ. ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺍﺧﻼ‌ﻕ ﺑﺪﯾﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺮﺍ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺲ ﻧﻤﯽ ﺩﯼ؟
ﻧﻤﯽ ﮔﯽ ﻣﻦ ﺩﻟﻤﻮ ﻻ‌ﺯﻡ ﺩﺍﺭﻡ؟ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ؟
ﺟﺎﯼ “ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻏﺼـﻪ ﻧﺨﻮﺭ” ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ
ﺩﯾﺎﺯﭘﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﺍﺳﺖ . .قلبم را به بندهای کفشم میبندم…زیر پای خودم له شود بهتر نیست؟؟؟شیرینی عشقم که برایت لذتی نداشت…!!!
حال تصمیم گرفته ام تکه های قلبم رادرسرکه بخوابانم…!!!
شایدکه سالهای دورازترشی خاطره ام لذتی نصیبت گردد…!!!گـــاهـــی وقـــت هـــا بعضـیـــا رو خیلــی راحت میـبخشــی ؛
چــون دوســت داری بـــازم تو زندگــیت باشــن …
دیــر مـیفـهمـی که لیاقـت نـدارن✔ﺩﺭﺱِ ﻋﺒﺮﺗﻴــــ ﺷــﺪﻱ ﺑﺮﺍﻳَﻢ …
ﺍﻳــﻦ ﺑـــﺎﺭ
ﭘُﺸﺖِ ﺩﺳﺘــﻢ ﺭﺍ ﻧﻪ !
ﭘـﺸـﺘــــ ﻗـﻠـﺒــ ـﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﻍ ﻣـﻲ ﮔـﺬﺍﺭﻡ !…روی میخ زندگی نشسته ایم و هنوز می اندیشیم که علم بهتر است یا ثروت…
صداقت بهتر است یا بکارت…و هنوز نمیدانیم فرق درد و لذت را فرق عشق و شهوت را…
فرق پرستش و بع بع کردن را.و همه تلاشها بیهوده است.
ما را تا از فرقمان بیرون نکشند هیچ فرقی را نخواهیم فهمید.اگر روزی عاشق شدی…

قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن…

این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ..!

سنگ لازم نیست!!!!
آنقدر از طعنه هایت ترک خورده ام که برای شکستنم تلنگری کافیست!!!!!!ﺑﻬﺘﺮﻩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺶ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻧﺪﻭﻧﯽ ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺷﺮﯾﮑﯽبعضی آدما خطای دیدن،،آدم نیستن!ﺩﻝ ﺭﺍ
ﺑﺪ ﻧﺎﻡ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ
ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺳﺮﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﺩﻝ !…اصلا مهم نیست که
۳میلیارد جنس مونث تو دنیا هست و من یکیشو ندارم ٫
مهم اینه که…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
۳میلیارد دختر در آرزوی یه پسر خوب هستن و منو ندارن :-))))دروغ میگویی تا من خوشحال شوم
و من”احمق”میشوم تا تو دلگیر نشوی!!!مرا پاپتى میخواند؟! آنکه کفشهایم در راهش پاره شد…اونایی که برای ما بیچاره های تنگ دست ناز میکنن….همونایی ان که مثل سگ دنبال یکی دیگه له له میزنن…زخمهایت را پنهان کن آدمهای این دنیا زیادی با نمکند…از عشق های این روزا داستانی به بلندای شنگول و منگول هم نمیتوان نوشت !
چه برسد به شیرین و فرهاد ✔زمین جاییست که وقتى زانوهایت را از شدت تنهایى بغل گرفته اى بجاى همدردى برایت پول خرد مى اندازند . . .رفت و امد، رفت و امد، اینقدر رفت و امد که از یاد برد ، چیزی به نام ماندن هم وجود دارد !روحم”باکره”بوداین غم هاونگرانی ها”فرزندنامشروع”خوابیدن باخیال توست!…♥♡♥♡دوشینه به من این همه دشنام که دادی
از یُمن دعاییست که بر جان تو کردمسلام کلا هر دختری هرچی بگه لایک میکنن ولی پسرا …ﻧﻪ
ﺗﻮ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﭘﺮﺕ ﺍﺳﺖ!
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ
ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﮐﻪ “ ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ” ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪﺳﻼﻡ ﻧﺴﻠﻬﺎﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ
ﻋﺼﺮ ، ﻋﺼﺮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍﺯ ﺳﺮ ﺧﺎﻣﯽ ،
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﻧﺴﺎﺯﯾﺪ ﺑُﺖدیشب خدارو دیدم …گوشه ای آرام میگریست …من هم کنارش رفتم و گریستم !هر دو یک درد داشتیم:
آدم ها …اولین حس مادر نسبت ب من تهوع بود!!! از دیگران چ انتظاریست?شرط دل دادن دل گرفتن است وگرنه یکی بیدل میشود و دیگری دودل.
.عشق خواسته نیست،معرفت نیست، ستایش نیست،چالش است
آتشى است که میسوزاند
بى آنکه ببینمش.کوئلیوبرایت زود بود… ظرفیت این همه توجه را نداشتی…! تو کجا…؟ عشق کجا… برو آرایشت را کن..!!!در چکاچاک لحظه های تنهاییم تو را بیاد میآورم که با دمپایی بدنبالم هستی اما من تو را دوست میدارم چون تو سوکس دیدی.به بعضی ها باید محبت و معرفتتو قطره قطره با قطره چکون بدی
چون جنبه همشو یکجا ندارن …
چون یه دفعه میزنن زیر همه چیز !ای کاش عشق اینقدر عاشق را مطیع نمیکرد تا که معشوق هرچی میخواد سرش بیاره.”دکتر عاشق”عشـــــــــــــــــــــــــق مـن دیگـــر شعـر هایــم تمام شـده…
میشود نــگـاهـــــم را بــخـــوانی؟؟؟ما عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم، تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم. مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ، ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن …اینکه هر بار سرت با یکی گرم باشه دلیل بر ارزشت نیست،آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستخـــــــــواسـتـنـد از عـشـق …
آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد …
عـشـق … !
از آغـوش و بـوســـه
حـذف شـد … !!!
ﺯﯾﺎﺩﻯ ﺧﻮﺑﻰ ﻧﮑﻦ !!!
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ !!!
ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﻰ ﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻰ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ
ﻣﯿﺰﻧﺪ !!!
ﭘﺸﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ , ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺕ !!!
ﺣﺘﯽ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :
ﺷﻤﺎ … ؟ !!ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻦ ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ !!!
ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻢ ﺑﻮﺩﯾﻦ !!!گنجشک همیشه لاف میزند جیک جیک جیک…
عشقش که رفت,جیکش هم در نیامد!!ﻧﯿﺎ ﺑﺎﺭﺍﻥ . . .
ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻧﮑﻦ !
ﺑﯿﻦ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻭ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖدعایم برای خوشبختیت نگرفت…
خدا چه زود تقاص دلی را که شکستی دستت داد…ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻋﺮﻭﺳﮑﯽ ﺍﺯﭼﻮﺏ ﺍﺳﺖ،ﻣﺜﻞ ﻗﺼﻪ ﯼ ﭘﯿﻨﻮﮐﯿﻮ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺍﺳﺖ،ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﺩﻣﺎﻏﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ،ﺍﺯﺑﺲ ﮐﻪ
ﻧﻮﺷﺘﻪ”ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ !!عکساى قشنگت دلیل بر زیبایى تو نیست!! ساخته دست عکاس است ….

درونت را زیبا کـــن که مــدیون هیچ ….عکاسى نباشــــى

ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺍﺭﺩ…!!ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ.!ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺍﺯ ﻣﺘﺮﺳﮑﻬﺎ ﺁﻣﻮﺧﺖ!ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﻣﻲ ﺍﻳﺴﺘﻨﺪ؛ﺗﺎ ﺁﺩﻡ ﺣﺴﺎﺑﺸﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ.سهم من از این دنیافقط باریدن بودوبس آه چقدرسخته…سهم دیگری از این دنیا نداشته باشی.ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﺎ ﺗﻮﭘﻪ ﻣﻴﺪﻭﻱ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮﭖ اﻣﺎ ﻭﻗﺖ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﻴﺪﻱ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﻮﺗﺶ ﻣﻴﻜﻨﻲعشقی که همه چیز را بلعکس میبیند و همه چیز را بر عکس میخواند هیچ وقت نباید بهش بگی درک کن منو …!ﻑ ﯼ ﻝ ﺕ ﺭ
ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
ﺩﻝ ﺭﺍ
ﺩﺭﺩ !……
ﺑﺒﯿﻦ ..
” ﺑــــــــــﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ”زنده بودن را باهم بگذرانیم،که سالها به اجبار خواهیم خفت…ﻧﻘــّـــــــــﺎﺵِ ﺧــــﻮﺑﯽ ﻧــــﺒﻮﺩﻡ
ﺍﻣﺎ
ﺍﯾـــــــــــــﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﺑﻪ ﻟﻄـــــــــــﻒِ ﺗــــــــــﻮ
ﺍﻧـــﺘﻈــــــﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﯾـــــــــــﺪﻧﯽ ﻣﯿﮑـــــِـــــــﺸـَـﻢمهربان که باشی تورابه داشتن انگیزهای پنهانی متهم میکنند…دیگر قاصدک هابه دست ما نمیرسند!چون شرم دارندپیغام چند نفر رابه یک مقصد ببرند!! با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است ، نه خواب میخواهد ، نه خوراک !✔ﺗﺴــــﺒــﯿﺢ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺯﯾﺮ ﺍﻧﮕﺸــــﺘﺎﻧﺖ
.
.
.
.
.
ﺩﺍﻧـــﻪ ﺩﺍﻧــــﻪ ﻣﯿـــﺮﺍﻧـــﯽ ﺍﻡ
ﺗﺎ ﺧــــﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺒـــــﺮﯼ . .ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﻢ ..
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻮﯼ ﺣﺎﻓﻆ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ..!
ﺗـﻔﺄﻝ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ ..
ﮐﻨﻌـﺎﻧﻢ ..
ﺑﺪﺟـﻮﺭ !!
ﯾﻮﺳﻔﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪﺗﻮ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﯼ …
ﻣﻦ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺍﻡ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺁﺭﺯﻭ ﺳﺎﺧﺘﻢ !
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ
ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﺷﺪ
ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﯽسنگت را بر سیــنه زدم … دیـدم … سنگ بر سنـگ بند نمی شـود …روحـــم مـی خواهد بــرود یک گوشــه بنشــیند…پشتـــش را بکنـــد به دنیــــا… ؛پاهایش را بغــــل کنـــد و بلنـــد بلنـــد بگوید… من دیگر بـــــازی نمـــی کنـــم…. خستــــــــــــــــــه ام!!!!….عاشق شده ای ای دل…..
غمهایت مبارک…….سوختنم را دیدی و خندیدی

خنده ات را دیدم و سوختم

خنده هایم را خواهی دید

دیدارِ ما به وقت سوختنت

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﮔﻔﺖ : ﻋـــﺰﯾـــﺰﻡ، ﺗﻮ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫــﺎﺕ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧــــﯽ ﻭﺍﯾﺴـــﯽ
ﭼـﻪ ﺑـــﺮﺳﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﺕیه زمانی آدمها دوست داشتن که اولین عشق یه نفر باشن…..
الان باید دعا کنن که آخریش باشن…ﻏﺮﻭﺭﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ
ﺩﺍﺭﯼ ﺑﺸﮑﻦ ﻭﻟﯽ ﺩﻝ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﻏﺮﻭﺭﻧﺸﮑﻦ …ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺯﯼ‌ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﯼ…

ﮔﺮﻓﺘﻨﯽ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽ‌…

ﺩﺍﺩﻧﯽ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ” ﻧﺪﺍﺩﯼ “…

ﺣﺴﺮﺕ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺎﺷﺘﯽ…

ﺯﺧﻢ‌ﻫﺎ ﺭﺍ ﺯﺩﯼ …

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ…

ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ …

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ …

ﻣﺤﺘﺎﺝ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯽ‌ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ..

ﺍﺯ ﺗﻮ …
ﺷﺒـــــــﯽ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺩﺭ ﻣــــــــــــــﻥ
ﮐﻪ ﺻﺒــﺢ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷـــــــﺪﻋﺸﻖ ﻣﺎ
ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ!
ﺗﻮ ﺷﻨﺒﻪ ﻭ ﻣﻦ ﺟﻤﻌﻪ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ
ﺟﻤﻌﻪ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺍﺳﺖ
ﺍﻣﺎ ﺷﻨﺒﻪ ﺍﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺩﻭﺭ ….؟از “نبــودنـــــت ” دلگیـــــــر نیستــــــم . . .

از اینـکـــــه روزگـــــاری ” بــــــودی ” دلگیـــــــرم

اعتماد کردن به بعضیا تو این دنیا مصل فتح کردن قله اورست با دمپایى ابرى میمونه*ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻫﻤﻪ ﺑﻐﻀﺎﺕ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺧﻮﻧﺪﻩ ﺑﺸﻪ ﮐﻪ ﺟﺴﺎﺭﺕ ﮔﻔﺘﻦ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮔﻨﮓ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻭ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﺜﻠﻪ:ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺪﻩ؟؟؟!
ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻐﻀﺘﻮ ﺑﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﮑﻮﺗﺖ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﺸﯽ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﮕﯽ:
ﻧﻪ ﻫﯿﭽﯽ…! *این روزا هیچی سر جاش نیست!جز تو…بدجور جا گرفتی تو دلم…ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎﯾﻢ ﺳﺮﻙ ﻧﻜﺶ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ  ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺍﻡ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﯼدیروز آفتاب پرست را دیدم هر آدمی را میبیند میگوید این داداشه بزرگمه .
گفتم تو چرا به آدم ها میگی داداش . جواب داد : چون رنگ عوض میکنن . گفتم چرا حالا دادش بزرگ . گفت: چون از منم بیشتر رنگ عوض میکنن .
راست میگفت آفتاب پرست بیچاره ما دیگه بویه آدمیت نمیدیم هــــــــی مهربانــــــــم. . .

ساده بگم. . .

ایـن روزا. . .

خوب که باشی. . .

خیــــــــر نمی بینى. . .✔

ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ
ﻋﻠﺘﺶ ﭘﻮﻝ ﻧﺒﻮﺩ
ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺟﻮﮎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻧﺒﻮﺩ
ﻋﻠﺘﺶ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﮊﻭﻟﯿﺪﻩ ﯼ ﯾﮏ ﺩﻟﻘﮏ ﮔﯿﺞ
ﯾﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﮏ ﮐﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩ
ﻣﻦ ﺑﻪ »ﻣﻦ « ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ
ﮐﻪ ﭼﻮﻧﺎﻥ ﺩﻟﻘﮏ ﮔﯿﺞ ﭘﺎﯼ ﻣﯿﻠﻨﮕﺎﻡ
ﻧﻘﺶ ﯾﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺩﻟﻢ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ …..دوره‌ی نان بازو خوردن سرآمد؛ زمانه زمانه‌ی نان با زور خوردن است …اون دوره گذشت که عشق و عاشقى برایم رنگى داشت…یاد گرفتم…دستانم این بار که یخ کرد…دیگر دستانت را نگیرم…!
آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند…!!!اگه تو این سوی دنیا روی نیمکتی نشستی که تمام آنچه نداری کسی است،درست آن سوی دنیا رو یه نیمکت دیگه کسی است که تمام آنچه ندارد تویی.
نیمکت های دنیا را اشتباه چیده اند…فقط یکیو میخوام باهاش برم کافه…
برم پارک..با هم قدم بزنیم…
ربات هم بود, بود
بی احساسیش شرف دارد به احساس بعضی آدمهاهر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلند هر چی قلبتو آسون تر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن و اگر بدونند که منتظری و بهشون احتیاج داری اندازه یه دنیا ازت فاصله میگیرنﻫﯽ ﻟﻌﻨﺘﯽ ، ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻮﺻﯿﻔﺖ ﮐﻨﻢ :ﺧﯿﺎﻁ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﻭﺻﻠﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﻮﺭ ﻭﺍﺟﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﺩﯼﺁﺷﭙﺰ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﺁﺵ ﭼﺮﺑﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﭘﺨﺘﯽﮐﻔﺎﺵ ﻧﺒﻮﺩﯼ ﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ، ﮐﻔﺶ ﺭﻓﺘﻨﻢ ﺭﺍ ﺩﻭﺧﺘﯽ…عشق عاشقی شده یک دروغ دیگه هیچ کس نمیگه عاشقت شدم میگه دوستت دآرم عشق عاشقی دیگه از مد افتاده همه به دوستت دارم رو آوردن دیگه وفا داری هم باعشق عاشقی از مد افتادهبعضی ها فقط فعل هایی رو صرف میکنن
که
براشون صرف داشته باشه…ساده نیست
دســـــتت را بـــگیرند

و با قول یکـــ عروســک

خیابانــ

خیابانـــ

خیابانــ

و آخر خـــیابان آخرے بفهــمے

تو عروســکے بودے

که دســـتت را گــرفتــه بودند…!!!

ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ …
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻝ ﺗﻮ …
ﺗﻮ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻣﻦ …ﻗﺎﯾﻘﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ

ﺑﺎﺩﺑﺎﻧﻢ ﺑﺎﺵ

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮﭼﻪ ﺣﺮﻑ ﭘﺸﺖ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﻣﺮﺩﻡ

ﺑﺎﺩ ﻫﻮﺍ ﺷﻮﺩ

ﺩﻭﺭﺗﺮﻣﺎﻥ ﮐﻨﺪ !

راحت بگم..
سنگ شده ام.. سنگ را که میشناسی.. جنسش خوب است نمیشکند
اما…
اما خرد میشوددوای بیماری ات دست من است, کمی بی وفایی که بچشی ناز کردن یادت می رود..عاشقانه مپرستمت…
ظالمانه شکنجه ام میکنی…عزیزم، “مهم”بودن خوبه…
ولی”خوب”بودن مهم ترها!!!!!ﮔﻼﯾﻪ ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪارد ؛ ﮐﻨﺎﯾﻪ وﯾﺮان ﻣﯽ ﮐﻨﺪ …ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ……….
ﺷﺒﻬﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﻓﺮﺩﺍ ﭼﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟؟؟
ﺍﻻﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﻓﺮﺩﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﭼﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﺍﯼ ﺑﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ﺑﮑﻨﻪ !!!!!……عشق درخت کهنسالی ست که همیشه شاداب است و با اشک چشم آب یاری میشود.دیـــــــگر

استــفــاده نمی کنــم

از میــم مالکــیـــت !!!

شـــب بـخـیــــــر

عـزیــزش

عشق مثل آب میمونه که توی دستهات قایمش کردی و یه وقت دستت رو باز میکنی میبینی نیست،قطره قطره چکیده و بدون اینکه بفهمی دستت پر شده از خاطره! مراقب گذر زمان باش،اونقدر دیر دستت رو باز نکنی که خاطره ها هم بیرنگ شده باشه و چیزی جز حسرت باقی نمونه….می گویند : شاد بنویس…!!
نوشته هایت درد دارند…!!
و من یاد مردی می افتم ، که با ویالونش…!!
گوشه ی خیابان شاد میزد…!!
اما با چشمهای خیس…!!فیلمی می سازی از من و او و آنهـــا ؟!
در آمدت را تقسیم کن ، ما هم بد بازیگرانی نیستیم . .ﻧﮕﻮ ﺷﺒﺎﻫﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ …
ﺑﺨﺘﻢ ﺷﺒﯿﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮﺳﺖ ، ﺳﯿـــــــــــﺎﻩ …ﺑﻪ ﺳﮓ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯽ ﺑﺮاﯾﺖ دم ﺗﮑﺎن ﻣﯿﺪﻫﺪ ؛ ، اﻣﺎ …. ﺗﻮدرﻗﺒﺎل آن ﻫﻤﻪ ﻣﺤﺒﺖ !! … وﻗﺖ رﻓﺘﻦ ﺣﺘﯽ دﺳﺖ ﺗﮑﺎن ﻧﺪادیقلب بعضی ها , بوی پا میده ٬ بس که همه در رفت و آمدن توش…اگه خاطرخواه زیاد داری معنیش این نیست که فوق العاده بی نقصی
شاید خیلی ارزون قیمتی…!میگن یه لیوان آب خنک آدم رو آروم میکنه ولی دوستای من هیچ کدوم اندازه یه لیوان آب خنک هم نیستن!ﺯﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺖ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺗﮑﻴﻪ ﮔﺎﻩ ﻧﻴﺴﺖ،
ﺍﻣﻨﻴﺖ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ…ﺑﻪ ” ﺍﻭ ” ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ،
ﮐﻤﺘﺮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻤﯿﺮﺩ !
ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ … ﮐﺠﺎ ﺧﺎﮐﺶ ﮐﻨﻢ !این روزها دختر پسرها از عشق و دوستی هیچ نفعی نمی برند!

اونهایی که نفع می برند:

رستوران ها

کافی شاپ ها

ایرانسل و همراه اول!

ﮔﻠﻮ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭم . . .

ﺳﺮﻣا ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ . . . ؟!

ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣـے ﺩﺍﻧـے . . .

ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻥِ ﺍﻳﻦ ﺑُﻐﺾِ ﻟﻌﻨﺘـے . . .

ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ . . .

ﻣﯽﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻪ یک ﺷﺐ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﻭ
ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ
یکی ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﮕﻪ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ..عادت بدی دارم …

از بی خیالی هایت دلگیرم ولی گلایه نمیکنم
نفس میکشم در هوای احساس سردت

تو هم عادت های خوبی داری مهربانم
میبینی ولی توجهی نمکنی

نقطه مشترکمان همین است

همیشه در عجب بودم
که چرا در جاده ی عشق
پا به پایم نمی آیی
حتی وقتی آهسته و پیوسته میرفتم
امروز فهمیدم…
ریگی که در کفشت بود،تو را می آزرداین که هربارسرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزشت نیست

آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه توهستند.

عزیزکم یادت هست
چه ساده
شکستی
کندی
و راحت رفتی
عاشق دیوانه ات را هم کمی آدم حساب کندوباره سیب بچین حوا من خسته ام، بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند.ﻋﺠﯿﺐ ﺍﺳﺖ !
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺎﻟﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﯾﻐﻤﺎ ﺑﺮﺩﻧﺪرویاهای خیسم میان دستهای روزگار خشک میشوند….
توبگو…
من رویاهایم را درکدامین گلدان صداقت کشت کنم که گلهایی ازجنس راستی بدهند…؟؟سمفونی سرفه های صبحگاهیم شده موسیقی دل آزاراین روزهایم
سرماخوردگی ازسروجانم بیرون نمیرود
انگارمن خودزمستانمﺗــﺼــﻤـــﯿــﻢ ﮔـــﺮﻓـــﺘــﻢ ﺗــﻤــﺎﻡ ﻫــﺴــﺘــــﯿـــﻢ ﺭﺍ ﻧــﻘــــﺎﺷــــﯽ ﮐــﻨـــﻢ !!!
ﮐــﺎﺭﻡ ﮐــﻪ ﺗـــﻤــﺎﻡ ﺷـــﺪ…
ﺧـــﻴـــﻠﯽ ﺷـــﺒـــﻴـــﻪ ﺗــــــــــﻮ ﺷــﺪﻩ ﺑـــﻮﺩ…ﻣﺪﺗﯽ ﺳﺖ ﺳﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﻛﻨﺪ …
ﺩﻛﺘﺮ ﻫﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ: ﺗﻮﺩﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﺳﺮ
ﺩﺍﺭﻡ.. ..زنان عاشق مردانی می شوند که قدرت نگاه مردانه شان
بتواند دنیای زنانه ی آنها را تسخیر کند

زن معنی تمام نگاهها را می داند.
میداند چه نگاهی برای دیدن قلبش است
و چه نگاهی برای کشف اندامش..!!
پنجره ی قلب زن چشمان اوست….

زخمی ام کردی
می بخشمت
یادم نبود کاکتوس را نوازش نمی کنند…راز دل به دل بگفت دل بنهفت
صبح که دمید دگری هم بگفت
من بودم دل پس که رازم رابگفت
ازاین پس راز دل به دل هم نتوان گفتآقا قبول. شما با کلاسی،همش لباس های مارکدار میپوشی. اما اینو بدون گاوم پوستش چرم خالصه. ذات آدم مهمه … ╰╮از “ماندن” که چیزی نمیدانی
لااقل
درست ” رفتن” را یاد بگیر . . .✔ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺵ ……………………..
.. ؛
ﺣﺘﯽ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺕ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﮐﺮﺩ !…………………..ﻣﺸﻜﻞ ﺍﻳﻨﺠﺎﺳﺖ ﻛﻪ
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻳﻚ ﺁﺩﻡ
ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ
ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ،ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺍﻋﺘﻴﺎﺩ ﺍﺳﺖ !!نمی دانم اگر روزی کوچه علی چپ ،
مشمول طرح ترمیم بافت فرسوده شود ،
وقتی من و تو پس از مدت ها ؛
یکدیگر را بر حسب اتفاق ببینیم !
چه خاکی بر سر خواهیم کرد . . . ؟!ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﻭﺩ ﻫﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﻩ ﺑﺮﻓﺖ.((؟))بعضیام هستن فقط میان تو زندگی ادم که ببینن توش چه خبره بعد که میبینن نه خبری نیست گورشونو گم میکنن اینجور آدما خیلی آشغالن اذیتشون نکنید…✔اگه یه روز یکی با همه ی قلبش دوست داشت
حواست باشه
تو خاص نیستی
اونه که آدم کمیابیه و در حال انقراض
مواظبش باش .بعضی وقتا لازمه گیاه باشی..
فتوسنتز کنی و محتاج بعضیها نباشیﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﻟﻢ
ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻧﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻟﺮﺯﯾﺪ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﺗﻮ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯﯼ
ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ
ﻋﻘﻞ ﻧﺪﺍﺭﺩ ..ﺣﻮّﺍﯾﺖ ﻣﯽﺷﺪﻡ ،
ﺍﮔﺮ ﺳﯿﺐِ ﺳﺮﺧﯽ ﺩﺍﺷﺘﯽ !
ﺣﯿﻒ …
» ﺁﺩﻡ « ﻧﯿﺴﺘﯽ !!!ﺳَﺨـﺖ ﺍﺳـﺖ …
ﺍﺗﻔـﺂﻗﮯ ﺭﺁ ﺍﻧـﺘـﻈـﺂﺭ ﺑڪـﺸﮯ ڪـﮧ
ﺧﻮﺩﺕ ﻫـﻤـ ﺑـﺪﺁﻧﮯ …
ﺩﺭ ﺭﺁﻩ ﻧـﻴـﺴـﺖ !..بهم میگه اگه ترکم کنی…
عمرا نمیتونی یکی مثل منو پیدا کنی…
من موندم چی باعث شده که فکر کنه باز هم…
“یکی مثل اونو میخوام..!ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛
گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد !
هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛
کـــه دریـــده شـــده ایــــم…!بعضیا عــــــــددی نبودن
ما اون ها را به تــــــــوان رسوندیم …
اما… . . . . .
باید به همونا گفت ما همونجور که ادمارو به توان میرسونیم،همونجورم میبریمشون زیر رادیکــــــــال…!مقصر تو نیستی رفیق.مقصر معلم اول دبستان بود،
که هر وقت رفیقت میرفت میگفت،
جای خالی را پر کنید…احترام بیش از حد من ب تو ب ” تنت” زار میزند! باید کمی برایت تنگش کنم تا اندازه ات شود…زﻧﺪﮔﯽ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﺮدﯾﺦ ﻓﺮوﺷﯿﺴﺖ ﮐﻪ ازاوﻣﯿﭙﺮﺳﻨﺪ .ﻓﺮوﺧﺘﯽ؟ﺟﻮاب ﻣﯿﺪﻫﺪ:ﻧﻪ اﻣﺎﺗﻤﻮﻣﺸﺪﺍﻭ ﺭﻓﺖ ”
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺩ
ﺷﻌﺮ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﺍﺳﺖﺑﺮ ﻟﺒﻪ ﻱ ﺟﻬﺎﻥ
ﻣﻌﻠﻖ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ ﻧﻴﺴﺘﻲ
ﺑﺮ ﭘﻨﺠﻪ ﻱ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﻲ ﺷﻮﻡ
ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﺸﺎﻳﻢ
ﺗﺎ ﺑﺎﺩ ﺍﺯ ﻛﺪﺍﻡ ﺟﺎﻧﺐ ﺑﻮﺯﺩ
ﺑﻮﺩﻥ
ﻳﺎ
ﻧﺒﻮﺩﻥای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد…

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد…

ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺘﺖ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩﻡ ، ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺣﺮﺍﺝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺭﺍﯾﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩدو چیز بین ما هست که هیچ وقت تموم نمیشه:حماقت من و دروغ های توآسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمیپاشد ز هم دنیا چرا…
شهریار*باشه
حالا تو هی منو دور بزن!
سرت که گیج رفت٬ میُفتی جلو پآی خودم!ﺣـﺎﻟـﺖ ِ ﺗـــﻬﻮﻉ ،
ﻫﻤﯿـــﺸﻪ ﻧـــﺸﺎﻧﻪ ﯼ ﺑـــﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ﻧﯿـــﺴﺖ ،
ﮔــﺎﻫــﯽ ﻣــﯽ ﺧــﻮﺍﻫﯽ
ﺗـــﻤﺎﻡ ِ ﮔــﺬﺷــﺘﻪ ﺭﺍ ﺑــﺎﻻ ﺑــﯿﺎﻭﺭﯼ !!ﺩﯾﺸﺐ ﺑﺎﻟﺸﻢ ﻋﻮﺽ ﺷﺪ … ﺗﺎ ﺻﺒﺢ

ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻧﺒﺮﺩ …

ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺧﻮﺍﺑﺖ

ﺑﺮﺩ؟؟؟؟؟؟؟

شبهایم درد دارد وقتی نمیدانم چراغ اتاقت قرار است بادستان چه کسی خاموش شودﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﺍﺳﺖ . . .
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ . . .
ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ . . .
ﺗﻤﺎﻡ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ . . .ﻫﯽ ﻟﻌﻨﺘـــــــــــــــــــــــﯽ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ
ﭘﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻨﻢ ﺣﺎﻻکسی که یک بار رفته اگر هم برگرده یادت باشه که راه رفتن رو یاد گرفتهﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﺜﻠﻪ دﺳﺘﻪ صندلى ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ

ﻣﻌﻠﻮم ﻧﯿﺴﺖ ﻣﺎل ﺗﻮﺋﻪ ﯾﺎ ﺑﻐﻞ دﺳﺘﯽ … ╰╮

زوزه کن ای باد، از چه میترسانی مرا.. دیگرچراغ خاموش را غمی نیست..عزیزم . . .

نگران نباش . . .

این زخم ها از یادم خواهند رفت . . .

فقط . . .

امیدوارم مثل زخم های کودکی باشند . . .

“بزرگ می شی یادت می ره”

درد ندارد دیگرمشترک هم که باشی در دسترس هم که نباشی دیگر مورد نظر نیستیﯾﻪ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺗﺮﮐﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ !
ﻭﻟﯽ ﺑﻠﺪﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻦ
ﺗﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﯾﻮﺍﺵ ﯾﻮﺍﺵ ﺗﺮﮐﺸﻮﻥ ﮐﻨﯽ …کاش آدما دلی همانند سگ ها داشتند به هرکه میدادند وفادارش می ماندند ♡کبری کودکی ما امروز درس آخر است تصمیمش فقط دل حسنک را شکستن است
ﮐﻢ ﻃﺎﻗﺘﯽ

، ﻋﺎدت آن روزﻫﺎﯾﺖ ﺑﻮد

اﯾﻦ روزﻫﺎ

ﺑﺮای ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺧﺒﺮی از ﻣﻦ

!!!! ﻋﺠﯿﺐ ﺻﺒﻮر ﺷﺪﻩ ای

باید به بعضیا گفت ناراحت چی هستی ؟
دنیا که به آخر نرسیده…
من نشد یکی دیگه..تو که عادت داری..!دیروزیکی بهم گفت بروبمیر.
میخواستم ببوسمش مدتهابودکسی ازاین ارزوهای خوب واسم نداشت.ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﯼ
ﺁﻧﻘـــــﺪﺭ ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﯾﺎﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ
.
.
.
.
.
” ﺗﻮ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ ﻭ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﻧﯿﺴﺖکاهی هیجکس را نداشته باشی بهتر است
بعضی ها فقط تنهاترت میکنندﻧﻪ، ﺗﻮ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ . ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﭘَﺮﺕ ﺑﻮﺩ . . .
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ” ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ”
ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﮐﻪ ” ﺑﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ”
ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ . . .در صندلیه قرارمون باز هم جات خالیه…. من حدس میزدم ک شلوغیه خیابونا همش ی بهونست…. بهت تبریک میگم صلیقت نمونست…دل خسته مشتری نداره.اما دل زخمی چرا؟؟؟چون یه عالمه گرگ وقتی خون ببینند به سمتش حمله می کنند.سربلندی گرتوخواهی گرجهان یکرنگ باش/قالی ازصدرنگ بودن زیرپای افتاده است/به معشوقم بگوییدکه یکرنگ باشد….!“دل من” دیگه خطا نکن…با غریبه ها وفا نکن
زندگی رو باختی دل من…مردو شناختی دل من
تا ب کی خراب محبتی…تا ب کی سروپا حقیقتی…
همنشین اینو اون میشی…خسته و پریشون, خون میشی…کاشکی ما آدما شبیه “قو” بودیم که وقتی جفتمون میمیره انقدفریادمیزدیم تابمیریم، 
ولی حیف ما آدما وقتی جفتمون میمیره انقد فریاد میزنیم که نکنه ازتنهایی بمیریم…سالهاست در گلو مانده اند!
کم کم دارد به بغض هایم
خمس تعلق می گیرد…!ﺳﺮ ﺩﺭﺩ …

ﺩﺭﺩ ﺳﺮ …

ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻢ …

ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ …

ﺳﺮ ﺑﻪ ﻫﻮﺍ …

ﭼﻘﺪﺭ ” ﺳــــﺮ ” ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺑﯽ ﺗﻮ !…

ﺩﺳﺘﻢ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ ﺍﺯﺑﻮﺩﻥِ ﺗﻮ …

ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻢ ، ﺗﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ؛ ﺍﺯ
ﺗﻮ، ﭘُﺮ ﺍﺳﺖ …

اگر تمام شب برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست خواهی داد..!صدای گریه همسایه می آمد!.نمیدانم دیوارها نازک شده یا دردها بزرگ…دیر اومدی. خیلی دیر.
نه اینکه کسی جات اومده باشه، نه
من دیگه اون آدم ساده ی سابق نیستم.
متاسفم برای دلم که مثل قدیما ساده نیست.ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺣﺼﺎﺭ ﺑﺮﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺯﯾﺴﺘﻦ ﺑﺎ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﯽ
ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﻪ ﺫﻫﻨﺸﺎﻥ ﺧﻄﻮﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ.ﺯﻣﺎﻧﯽ “ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ” ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭ “ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ” ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻣﺎﻥ
.
.
.
ﺣﺎﻝ “ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ” ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺍﻣﺎ “ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ” ﺑﯿﻦ ﻣﺎﻥیادت می آید…..
ببخشید یادم رفته بود که حتی یاد من را هم فروختی به هیچ..ﺗــــﻮ ﺭﺍ
ﺧُـــﻮﺩﻡ ﭼﺸــﻢ ﺯَﺩﻡ !!!
ﺑـــﺲ ﮐﻪ ﻧﻮﺷـــﺘﻤﺖ ﻣﻴــﺎﻥ ﺷﻌــﺮﻫﺎﻳﻢ ،
ﺑـــــﻲ ﺁﻧﮑﻪ “ﺍﺳــﭙﻨﺪ” ﺑﭽـــﺮﺧﺎﻧﻢ ﻣﻴـــﺎﻥ ﻭﺍﮊﻩ ﻫــﺎﻳﻢ . . .ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮﺍﯼ ِ ﺗﻮ ﭘﯿﺮﺍﻫﻦ ﺧﺮﯾﺪﻩﺍَﻡ
ﻟﻄﯿﻒ ﻭُ ﻧﺮﻡ
ﻣﺜﻞِ ﭼﺸﻢﻫﺎﯼِ ﺗﻮ
ﮐﻪ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﻦَﺕ ﻧﺮﺳﺪ
ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼِ ﺗﻮ ﺷﺎﻝ ﻣﯽﮔﯿﺮﻡ
ﺑﻠﻨﺪ ﻭُ ﺯﯾﺒﺎ
ﮐﻪ ﺑﺎﺩ ﻣﻮﻫﺎﯼَﺕ ﺭﺍ
ﺟﺎﯾﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻨﺪ
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﯼ !
ﭼﻪﻗﺪﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻧﺎﺯ ﺧﺮﯾﺪﻡ
ﺣﺎﻻ ﺑﻪﺧﻮﺍﺏ
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﯾﮏ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﺏﺩﺍﺭ ﺑﺨﺮﻡسلام
حال همه ما خوب است!
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند
بااین همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل ناماندگار بی درمان!
از نو برایت مینویسم:
سلام
حال همه ما خوب است
اما تو باور نکن . . .!ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﺭﻓﺘﯽ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩﯼ….. ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ،ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ….. ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻧﯿﺴﺘﯽ!!ﻓــﺮﺍﻣـ ـﻮﺵ ﻛﺮﺩﻧﺘــــ
ﺑﺮﺍﯾـﻤـ ﻣﺜـ ـﻞ ﺁﺑــ ﺧـ ـﻮﺭﺩﻥ ﺑـ ـﻮﺩ
ﺍﺯ ﻫﻤـﺎﻧـ ـ ﺁﺑـ ـﻬﺎﯾـ ـﯽ ﻛﻪ ﻣـﯽ ﭘـ ـﺮﺩ
ﺗﻮﯼ ﮔﻠــﻮ ﻭ ﺳـ ـﺎﻟﻬﺎ ﺳـﺮﻓـﻪ ﻣـ ـﯽ ﻛﻨﯿﻤــ!غریبه ها که هیچ،دوستان هم گاهی به اندازه دو سه خط بیشتر حوصله ات را ندارند!ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ” ﺧﻮﺩﺵ ” ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ …
ﻭﺑﺮﺍﯼ” ﺧﻮﺩ ” ﺭﻫﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩﻡ …به بعضیا هم باید گفت اینجوریام که تو فک میکنى نیستااا زیاد خودتو دست بالا نگیر
کلا من اسم تورو که میشنوم تا دو هفته بدشانسى میارم چه برسه به اینکه عاشقت باشم =))سیاهی جشمانت را دوست دارم
جون رنک روزگارمن است..!دیدار ما به پیش بینی هواشناسی ربطی نداﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﯼ!!!شاید یک روزی دوباره برگردی !!
اما 
 “من”
دیگر تکرار نمیشوم…!! ببخشیدﺁﺩﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯿﺎﺩ…
ﺗﺎ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﻤﯿﺎﺩ…
ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻩ…
مثل من که کم کم دارم کنار میرم 🙁ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺨﺖ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺍﺵ
ﮐﻤﯽ ﻫﻢ
ﺩﺳﺘﺎﻥ ِ ﻣﺮﺍ
ﺳﺨﺖ ﺑﮕﯿﺮرو به این جاده به بن بست برو
یه نفر میونمون هست برو
این صدا رو خاطرت از یاد برد
بس که من خوندم و آواز نشد
همه ی سعیمو کردم مگه نه
من به هر دری زدم باز نشدهمیشه کسی کمر ادمو میشکونه که یه روزی دستاش دور کمرت بود.گاهی وقتا باید به بعضی ها بگی:چی شده؟! دنیا که به آخر نرسیده،من نشدم یکی دیگه… تو که عادت داری!ﮔﻮﺷﻬﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻡ…

ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻨﺪﻡ…

ﻭ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﻴﮕﻴﺮﻡ…

ﻭﻟﻲ…

ﺣﺮﻳﻒ ﺍﻓﮑﺎﺭﻡ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﻡ…

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺍﺳﺖ…

ﻓﻬﻤﻴﺪﻥ!

عقاب” همیشه تنهاست ، اما “لاشخورها” همیشه با هم هستند . .خوشحالم دورت شلوغه…✔من غم برای خوردن زیاد دارم !

بی زحمت،ه تو یکی دیگر برایم لقمه نگیر.

ﻫـﻤـﯿـﺸـﻪ ، ﭘُــﺨــﺘـﻪ ﺗـــﺮ ﻧــﻤﯿـﺸﯽ !
ﮔـــﺎﻫــﯽ ، ﻣﯿﺴـﻮﺯﯼ ﻭ .. ﺗــَﻪ ﻣﯿﮕﯿـــﺮﯼ !همیشه رفیق پا برهنه ها باش، چون هیچ ریگی به کفششان نیست …بی تومن برتخت شاهی یک گدای بی کسم،باتودراوج فلاکت پادشاه عالمم،بی توازچشمان خیسم اشک خون جاری شود،باتودرزندان زنجیردربهشتی کوچکم…!ﺗــــــــــﻮ ، ﺑــــــﯽ ﺧـــــــﺒـﺮ ﺍﺯ ﻣـــــﻦ
ﻭ…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺗﻤـــﺎﻡ ﻣـــــﻦ ، ﺩﺭﮔـــﯿﺮ ﺗــﻮ !.ﺍﺳﻢ ﻫﺮ ﺩﻭﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﯿﻨﺲ ﺛﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ !
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻦ ﺭﮐﻮﺭﺩ ﺯﺩﯼ … ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﺮﺩﻥ … !!!
.ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﯿﺨﺮﻡ …
ﻧﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢﻧﻤـﮯ ﺩﺍﻧﻢ ﮐِـﮯ ﺳﻴﺮ ﻣـﮯ ﺷﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﺩِﻝ . . .

ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥِ ﻏَﻢ ﻫﺎ . . .

روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هرکسی غصه ی اینکه چه میکرد نداشت
چشمه ی سادگی از لطف زمین میجوشید
خودمانیم، زمین این همه نامرد نداشتﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ
ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﭙﺮﺱ !
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ !…نمیدونم چرا وقتى این همه بازى تو دنیا هست ادما با احساس هم بازى میکنن!!!!زخــمهـایــم به طعنـه مـی گــوینــد :دوستــانــت ، چـــقدر بـــانمـــک انـــد!!!سرا پا ادعایی …
انکار نکن،طعم عشقت را چشیده ام !
مزه کشک میدهد .آری می دانم
خط فقر جاییست
میان بود و نبود تو
جاییست میان
داروندار منﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻮﺭ ﺩﯾﺪﻧﯽ

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺮ ﺷﻨﯿﺪﻧﯽ

 ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻻ‌ﻝ ﮔﻔﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ

من دارم سعى مى کنم ،همرنگ جماعت شوم!
اما ! مى شود کمکم کنید؟
آى جماعت !
شما دقیقا چه رنگى هستید؟!ﺗـﻮ ﮐـﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧــﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾــﻢ ﭼﻘــــﺪﺭ ﺩﺭﺩ ﻣـﯿﮑﻨﺪ ،
ﻓـﻘﻂ ﻣﯿﺒﯿﻨــﯽ ﮐـﻪ ﻣـﯿﺨﻨﺪﻡ ،
ﭘﺲ ﻗـﻀﺎﻭﺕ ﺑـﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯿـــﻢ ﻧـﮑﻦ .. .عشق بازیست نه بازی که مرا مات کنی ، نازنینا دل من صفحه ی شطرنج که نیستاگر میدانستم که روزی تورا به خاک میسپارند…!
خاک میشدم تا تورا به من بسپارند…
چه بی لیاقت است این خاک…!
خاک بر سر خاک!!!ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻪ ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻮﺏ ﻫﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﻮﺩ ، ﭼﺸﻢ ﻣﯽ ﺑﺴﺖ ﺍﺯ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺁﻣﺪﻧﺖهـــــــــی فلانــــــــی؛
تــو را مـن “تــــــــو” کـــردم، وگرنــه کــلمه ی “هوی” هــم زیــادت بــود
واســه مــن “شــما شــما” نــکـن‘حوا’ که باشی،بعضی ها ‘هوا’ برشان می دارد که آدمندراستی،داشت یادم میرفت،چرا انروز که دستانم را گرفتیو گفتی دوستت دارم،چشمانت به جایه دیگری نگاه میکرد.رقاص که باشی ، دیگر آهنگ خاصی مــعنی ندارد
بـا هـر آهنگی بـاید برقـصی !!!
و ایـن روزهـا . . .
چه بـد آهنگــ هایـی میزنـد روزگــــار ،
و مـن . . .
هر روز برایش میرقــصمما آدما رو ببین……
اگه یه نفر بهت خیانت کنه ازش متنفر میشی
اما… اگه یه نفر به خاطر تو به یه نفر دیگه خیانت می کنه عاشقش میشی.آنقدر رسم وفا مرده که ترسم شبی مجنون زنده شود و یادی ز لیلی نکندﮔﻮﯾﯽ ﺭﮒ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺭﺍ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ
ﻏﻢ ﻧﺪﯾﺪﻧﺖ ﺑﻨﺪ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ
ﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ
ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻭﻡ …♥ﺯﻧﻬﺎ ﺭﺳﻢ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ …
ﺯﻣﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺳﺨﺖ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ
ﻧﺎﺧﻦ ﻫﺎ، ﻣﻮﻫﺎ، ﺣﺮﻑ ﻫﺎ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ …
دلم گرفته من اینا رو واسه ی خودم میزارم …..اگه از ماخوبی بدی دیدی حلال کن فردا قراره بیمارستا بستری بشم برا جراحی قلب میخوام یک دریچه بزارم که فقط به روی توباز بشهگفتم خنده ات شیرین است و ارام بخش ولی نگفتم برای همه بخند…ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦﻫﻤﻪ ﻭﻗﺖ …
ﺟﻮﺍﺑﺎﯼ ﺗﻠﮕﺮﺍﻓﯽ …
ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﻓﮑﺮﺕ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺳﻤﺖ ﻣﻦ ﻧﯿﺎﺩ،ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ !
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺭﺩ ﻣﯽﺷﯽ ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﻢ،
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﻓﻬﻤﻢ ﯾﻪﺟﺎ ﻫﺴﺘﯽ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﻤﯽﺭﯾﺰﻩ ﻭ ﺑﯽﺗﺎﺑﯽ ﻧﻤﯽﮐﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﯾﺪﻧﺖ،
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻣﺪﺕﻫﺎﺳﺖ ﺷﺒﺎ ﺑﺎﻟﺸﻢ ﺧﺸﮑﻪ،
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ …
ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﻬﺖ ﻓﮑﺮ ﻫﻢ ﻧﻤﯽﮐﻨﻢ …
ﻫﻪ …
ﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ،ﺗﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ …ساعت از نیمه شب گذشته ومن به این می اندیشم:اگر کاری که ” عشق ” بامن کرد باتو میکرد…
چند روز دوام می آوردی؟عحب دنیایی شده:
تا گفته ای غلام توام، می‌فروشنتﺩﻟﻢ ﻳﻪ آغوش ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺩ،
ﺩﻟﻢ ﻳﻪ آغوش ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺩ ﻛﻪ ﺗﻮﺵ ﻣﻨﻮ ﻣﺤﻜﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺑﮕﻪ ..
ﻋﺰﻳـــﺰﻡ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻨﻘﺪﻩ ﭘﺮﻳﺸﻮﻧﻲ؟ﻣﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﭘﻴﺸﺘﻢ ﻏﺼﻪ ﻱ ﻫﻴﭽﻴﻮ ﻧﺨﻮﺭ.
ﯾﻪ آغوش کﻪ ﺩﺳﺘﺎﺷﻮ ﺳﻔﺖ ﺑﭙﯿﭽﻪ ﺩﻭﺭﻡ
ﯾﻪ آعوش ﮐﻪ ﺑﺮﻡ ﺗﻮﺵ ﻭ ﻫﯽ ﻧﺘﺮﺳﻢ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ.
ﺩﻟﻢ ﺑﺪ ﻫﻮﺍﻱ آغوش قبر رو کﺮﺩﻩ ……..ﺍﺳـــــﻤﺖ ﭼـــﻪ ﺑﻮﺩ؟
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫــــﻢ ﺑــﺎﺭ ﺩﯾﮕــﺮ …
ﺑﻦ ﺑـــﺴــﺖ ﻫﺎﯼ ﺯﻧــﺪﮔـــﯿــﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻛﻨﻢ …دُرُسـْــت زَمـــــــٰـانی کــــــــــــه

ســــــرت جـــــٰـای دیگـــــری گـــــرم اســــــــت. . . .

دل مـَــــــــــن . . . .

هَـمـیـــْـــن جــــــــــــٰـا

یــَــــــــــــــخ مـْی زنــــــــد. . . .!

چـــه فــاصـله زیــــــادی ســـت. . . .؛

از ســــر ِ تــــــــــو. . . .

تــــــــا دل مـَـــــــــــن. . . .

…به نبودنم مشکوکی

در بودنم مردد

از هیچ گلایه می سازی

…از همه چیز بهانه

من

کجای این نمایشم ؟

دلیل سر گیجه هام چرخش زمین نیست
چرخش ۱۸۰درجه ای ادماست……..با نیش خند و تعنه چه از من پرسیدى…

من هم مثل همه آدم ها /درد/دارم

حتما نباید جاى زخم هایم را به تو نشان دهم تا باورت شود……..✔

ﻟﻌﻨـــــــــــــــــﺘﯽ !!!
ﺑﺒﺨــــــــــــــــــــــــﺶ …
ﮐﻪ ﻧﻤـــــــــــــــــــــــﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ..
ﺟـــــــــــــــــﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨــــــــــــــﻢ ..!!!
ﺍﯾــﻦ ﻫـــــــــــــــﻤﻪ ﻧﺎﻣـــــــــﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺕ
ﺭﺍ …اعتماد
مانند یک کاغذ است…
وقتی مچاله شد
دیگر نمیتواند به حالت اولش برگردد !اگہ حوصلش و نداری..
بهش بگو!
اما؛
هیچ وقت
جوری رفتار نکن که…
احساس کنه اضافیه!.
.
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی
ولی…
وای از اون روزی که همون بشه درد دلت!!!اﮔﻪ ى روز ﺑﻔﻬﻤﻢتو هم دوﺳﺘﻢ ﻧﺪاری ﻣﺜﻞ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎی زرد ﺗﭙﻠﯽ وﺳﻂ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻣﯿﺸﯿﻨﻢ، داد ﻣﯿﺰﻧﻢ: ﭘﯿﺸﯽ ﺑﯿﺎ ﻣﻨﻮ ﺑﺨﻮر…ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﻡ !
.
ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ !
.
ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﻫﻢ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﻩ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ
.
.
.
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ . . .ah sarnevesht ! Oscar haghe tost……….salhast ke Mara film kardei.با فکر کردن به هر الاغی ذهن خود را باغ وحش نکنید…تعجب نکن
در بی لیاقتی تو شکی نیست. . .
دلیل دوست داشتنم
“خریت” خودم است
نه “لیاقت” تو !دلگیر نباش تقصیر از خودت بود…
دسته کلید علاقه که گم شد باید عوض میکردى قفل تمام آرزوهارا…ﻣُﺮﻍِ پَﺮ ﺑﺴﺘﻪ . . .

ﮐﻪ ﮐُﺸﺘَﻦ ﻧﺪﺍﺭﻩ . . .

وﻗﺘـے ﮐُﺸﺘـے . . .

ﺩﻳﮕﻪ ﮔُﻔﺘﻦ ﻧﺪﺍﺭﻩ . . .

ﺗﻮ ﺭﮒ ﺷﻮﺧﯽ ﺍﺕ ﺑﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔُﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ….
ﻭ ﻣﻦ ﺭﮒ ﻏﯿﺮﺗﻢ ﺑﺎﺩ!…..
ﻋﺠﺐ!
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﮔﻬﺎ ﻫﻢ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺩﺍﺭﻧﺪ!!من دوست دارم و میمیرم برات دیگه قدیمی شده
حداقل بچه های قدیم اگه میگفتن یه عزتی توحرفشون بود
ولی الان معنی دوست دارم یعنی بروکشکت وبسابدنـیـای تـو رنـگارنـگ اسـت

و دنیـای مـن سیـاه

انـتـخـاب سـختـی نـیـست

یـک رنـگی ِ مـن

بـه تـمام دنـیـایـت می ارزد …!

بزرگترین پرورش مار …. در کل دنیا ، آستینِ بنده است … !!!✔شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکے بودن.،
قحطیه سفیدیا بود همه انگار مشکے بودن.،نجار ها هم کورند ،

هنوز تخت دو نفره می سازند …

نمی بینند همه تنهاییم ..!

حتی آنهایی که دو نفره می خوابند …!!✔

شاید اگر خیلی سالها پیش میزیستیم!

این عاشقانه هایی که برای تو مینویسم!

همان نامه هایی بودند که برگشت میخوردند!!!

کاش آدما هم به شرط چاقو بودند …..قبل از راه دادن به حریمت…. یا از سرخی قلبشان مطمئن میشدی…. یا دست کم از چشم سفیدشان…..امان از خنده های تلخی که از جداییت بر زبانم جاریست
امان
امان
امانﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺑﭙﺮﺳﻲ ﻣﺮﺍ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﻼﻟﻲ ” ﺗﻮ ﭼﻄﻮﺭ ؟
ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺸﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﮒ ﻭ ﻗﻠﻢ ﻫﺴﺖ ﻛﻨﺎﺭﻡ ” ﺗﻮ ﭼﻄﻮﺭ ؟
ﺍﺯ ﻳﺎﺩ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺴﺘﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﮔﻠﻬﺎﻱ ﻗﺸﻨﮓ ﺁﺧﺮﻳﻨﺖ ” ﺗﻮ ﭼﻄﻮﺭ ؟
ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﺑﭙﺮﺳﻲ ﻓﻴﺶ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﺳﺎﺩﻩ ، ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻱ ﭘﺎﺭﻣﺘﺮﻱ ﻛﻴﻔﻲ ﻛﻬﻨﻪ ،
ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺎﻣﻼ ﺍﻣﺮﻭﺯﻳﺴﺖ ﺩﻝ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﻭ ﭘﺮ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﺮ ﻡ ﺍﻣﺎ ﺧﺴﺘﻪ ” ، ﺗﻮ ﭼﻄﻮﺭﺗـــــﺎ ﺳَﻨـــــﮓ ﻧﺒـــــﺎﺷﯽ …
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑــُﺖ ﻧﻤﯿــــﺸﯽ !باشه…
تو برو!
تو مال من نیستی، مال مردمی!!!
“به سلامتیه دلم که مال مردم خور نیست!!!,من بودم
او بود.
اما قسمت نبود………ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺧﺎﺭ ﭘﺸﺘﻲ
.
.
.
.
… .
.
.
.
.
.
.
. ﮐﻪ ﺗﻴﻎ ﻫﺎﻳﺶ ﺩﻧﻴﺎ ﻱ ﺍﻣﻨﻲ ﺑﺮﺍﻳﺶ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻣﺎ ﺣﺴﺮﺕ ﻧﻮﺍﺯﺷﻲ
ﺭﺍ ﺑﺮﺩﻟﺶ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ“ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺍﺳﺖ”
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻏﻮﻧﺘﺮﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ …
ﻫﯿﺸﮑﯽ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﮔﻮﺵ ﻧﻤﯿﺪﻩ
ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﮔﻮﺵ
ﻣﯿﺪﻥ ﺣﺘﯽ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯿﺸﻢ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻥ
ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ؛
ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦراست میگفتی عاشق لبانم بودی
استفاده ات را کردی
و حالا شدم دل زده ات…فرهادم،دلم یک کوه نمک میخواهد وقتی شیرین های این روزگار دیگر شیرین نیستند…تمام زندگی ام را میدهم که برگردی

و همین که برگشتی بگویم:

دیگر نمی خواهمت گــ ــمــ ــشــ ــو”

ﻣﯿﺶ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﻣﻦ !…. ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ ﺯﯾﺮ ﺩﺳﺖ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻧﻔﺮ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺗﺎ ﮔﺮﮒ ﺷﺪﯼ؟!!ﺗﻘﺼﯿﺮ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺷﻮﻧﺪ، ﻧﻪ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ…راستش رابگو
نکند تو همان””این نیز””هستی که همیشه میگذری…؟ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﻗﻔﺲ ﺑﺴﺖ ﻣﺴﯿﺮ ﻧﻔﺴﻢ را ﺣﺎﻻ ﮐﻪ دری ﻫﺴﺖ ﻣﺮا ﺑﺎل و ﭘﺮی ﻧﯿﺴﺖ … ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﻣﻘﺪر ﺷﺪﻩ آرام ﺑﮕﯿﺮم ﺳﯿﻼب ﻣﺮا ﺑﺮدﻩ و از ﻣﻦ اﺛﺮی ﻧﯿﺴﺖ … ﺑﮕﺬار ﮐﻪ درﻫﺎ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ وﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﮕﺮان ﭘﺸﺖ دری ﻧﯿﺴﺖعاشقانه هایم همه رابه زمین زده!

توبه عشق چه کسی ایستاده ای…!

آش نخورده ودهان سوخته یعنی
باد بین موهای تو بپیچد
پریشانی قسمت ما شود!ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ
ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ
ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻟﯽ ﺗﻮﺍﺯ ﻭﻗﺘـے ˝ﺁﻟﺰﺍﻳﻤِﺮ˝ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ . . .

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ˝ﺁﺩﻡ ﻫﺎﮮ ﺟﺪﻳﺪﮮ˝ ﺁﺷﻨﺎ ﻣـے ﺷﻮﻡ . . .

زندگی غم کده ای بیش نبود بهر ما جز غم تشویق نبود به کدام خاطره اش خوش باشم که کدام خاطره اش نیش نبودیــــــــک روزبه خودت می آیـــــی …
آن روز می فهمـــــی خــــــودت رابه پـــــای کســـی کـــــه هیـــــچ وقــــت پیـــــشت نبـــــــوده ، پیـــــر کــــردی …دلم واسه اون بدبختی میسوزه که توفقط واسه ازار
من بهش اهمیت میدی…مرا ببخش
که ساده بودنم دلت را زد
مرا ببخش
اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست
میروم تا آنان که توانا ترند
تو را به پوچ بودنت برسانند!مخاطب هاى امروزى را هر چه خاص تر کنى بى خاصیت تر میشوندزندگی را دور بزن و انگاه که بر تارک بلندترین قله ها رسیدی لبخندت را نثار تمام سنگ ریزه ها یی کن که پایت را خراشیدند…اینقدر منو از رفتنت نترسان,ماندن کنار من لیاقت میخواست نه بهانه…میخواهی بروی برو!بلند میگویم ب درک ک رفتی…ﺩﻟﺘﻨﮕﻢ ؛ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﻩ
ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﯿﻤﻪ ﺍﺵ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻻﻏﺮﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . .ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺑﺮﻓﯽ
ﻣﺘﺮﺳﮏ
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﮐﻼﻍ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺭﺍ ﭘﺮﺍﻧﺪ
ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺵ ﺁﺷﯿﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ
ﺩﺭ ﺑﻬﺎﺭ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﺑﮕﺬﺍﺭ ﻓﺎﺣﺸﻪ ﺍﻡ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨــﺪ !
ﺍﯾﻦ ﮐﺒــﻮﺩﮮ ـﻬﺎ ، ﺑـﺮ ﺗﻨـــﻢ
ﺭﺩ ِ ﭘــﺎﮮ ِ ﺗــﻮ ﺭﺍ ﻣﮯ ﺭﺳــﺎﻧﻨــﺪ .
ﻣﻦ ـﻬﻨــﻮﺯ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺕ
ﯾﻘـﻪ ﮮ ِ ﻟﺒﺎﺱ ـﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﮯ ﮔـﺬﺍﺭﻡ !
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﻧﯿـﺎ ﺑـﺪﺍﻧـﺪ
ﻃﻌﻢ ِ ـﻬﺮﺯﻩ ﮔـﮯ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ; ﻣﻦ ﭼﺸﯿـﺪﻩ ﺍﻣـگآھ یک دوست چنآن بآ دلت مے کند
کہ دلت بدجور
برآے دشمنت تنگ مے شود!ﻋﻄﺮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺣﺘﯽ ﺷﯿﺸﻪ ﺧﺎﻟﯿﺸﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻮﯼ
ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ؛ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ” ﺗﻮ ….شکست دل من،
نگو که صدایی نیست
که این صدا،
به قیامت،بلند خواهد شد..سرگذشتم این چنین شد:
ما به دنیا آمدیم؛ دنیا به ما نیامد!
حالا که ما بیخیال دنیا شدیم، دنیا بیخیال ما نمیشهنمیدونم چجوریه که وقتی عاشق یکی میشیم دیگه خودمونو آدم حساب نمیکنیم و وقتی یکی عاشقمون میشه دیگه اونو آدم به حساب نمیاریم…زندگی شعله ی شمعی ست که در بزم وجود ،
به نسیم مژه بر هم زدنی
خاموش است.شـــــاید نفهمیدی … ! من حواســــم به تو بود و تو دلت سر به هوا …!بَــعضیــها رُو بـایَــد…!

بــــــــــــــــــعضی ها را در جوب بایــد شــست

تــا لــجن ها هَمه خوشحــال شــوند کــه

کــَـثیف تـــر اَز خوُدشــان هَم هــَست…!

ممنون که نمى پرسى: حالت چطوراست؟ تامجبورنشوم دروغ بگویم که: خوبمﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ ﭼﻘﺪﺭ ﺣـــــــــﺮﻑ ﺗــﻪِ ﺩﻟﺖ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ،
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﯽ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ،
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﻤﻪ ﻭﺍﺳﺸﻮﻥ !
ﻓﻘﻂ … ﻣﻬـــﻤّـﻪ ﺣﺮﻓﺎﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﯾﮏ ﺧﻂ ﺑﺰﻧﯽ …
ﯾﮏ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺸﻪ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﻧﺪﻧﺶُ ﻧﺪﺍﺭﻥ … ﺣﻮﺻـﻠﻪ ﯼ ﺷﻨﯿﺪﻧﺶُ ﻧﺪﺍﺭﻥ …
ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻦ !
ﻣﺘﺎﺳﻔــﺎﻧﻪ ﺁﺩﻣﻬــﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻧﺴﻞِ ﯾﮏ ﺧﻄﯽ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺣـﺎﻝ ﺍﻓﺰﺍﯾﺸﻪﺩﻟــﻢ ﺯﯾــﺎﺩﯼ ﺭﻭﺷﻦ ﺑــﻮﺩ ،……………………………….. ﺳـــــــﻮﺧـﺖghatar rahat ra begir va boro…! digar na koh tavane rikhtan darad na rizali lebase ezafe baraye atash zadan…!! rozegar rozegare digarist…!!!دوره ای شده که حاضرم جای »پت«باشم امایه رفیقی واقعی مثل»مت«داشته باشم!ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭِ ﺭﺳﯿﺪﻥِ ﻣﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭِ ﺭﺳﯿﺪﻥِ ﺗﻮ
ﻭﻟﯽ ﻣﺎ،
ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﺑﻪﻫﻢ ﻧﻤﯽﺭﺳﯿﻢ .
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥﻣﺎﻥ
ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﻭ ﮐﺎﻝْ ﺑﭽﯿﻨﺪ !✘قسمت نشد”دستشو”بگیرم…
ولی روزای آخر،خوب”مچشو”گرفتم…قابل توجه دوستان:
زیادی صاف نباش
آدما تو جاهای صاف بیشتر ویراژ میدنهربارکه کودکانه دست کسی راگرفتم،گم شدم.ترس من ازگم شدن نیست،ازگرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کند…عاشق تمام کلماتی هستم که تو با آن جمله میسازی
تا به دروغ بگویی دوستم داری!ﻣـ ـﻦ ﺭﻓـﺘـﻨـﯽ ﻧـﺒـﻮﺩﻡ . . .
ﺗـ ـﻮ ﺑـﻨـﺪ ﮐـﻔـﺶ ﻫـﺎﯾـﻢ ﺭﺍ ﻣُـﺤـﮑـﻢ ﮐـﺮﺩﯼ !دوریت تلخ،
اشکهای من شور،
یادت شیرین،
زندگی ام 
بامزه است…!ﺁﻏﻮﺵ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﭘﻬﻨﺎﻭﺭ …
ﻋﺎﻟﻤﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺵناراحت چه هستی؟
دنیا که به آخر نرسیده!
من نشد.. دیگری
تو که عادت داری…ﻣﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﮐﺴﯽ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﯿﻢ
ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﻣﻮﻥ ﺑﺮﻩ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻧﺎﺯﺷﻮ ﺑﺨﺮﯾﻢ ﮐﻪ
ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ..
ﻣﺎﻫﺎ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ
ﻣﺎﻫﺎ ﺑﯽ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﻧﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ
ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﯾﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻥ
ﮐﻪ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺑــــﺎﻭﺭﺍﻣﻮﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺑـــﺮﺩﻥ!سراز کارت درنیاوردم
نمیدانم مرا احمق فرض کرده اى؟؟؟؟!!!!
بعد از نفرینیکه مرا کردى..میگویى: مرا حلال کن!!!!
باشد حلال
ولى بدان روزى ک نفرینت دامن گیرم شود عذاب وجدانى خواهى گرفت ک دیگر دراین دنیا نیستم……
برو عشق من” تو را هم اشتباهى گرفتم! ! !معنای دوری و دوستی را هم فهمیدم از وقتی ک دور شدی ودوستی پیدا کردی!!سرنوشتم رابه رنگ چشمانت نوشتى آه چه سیاه سرنوشتىدوست داشتن امروز فقط یک حیله شده همین که دل دادی چاقو دستش هست و دلت رو جدا کردن عاشقان الان قصاب هستندست سرنوشت راباید قطع کرد
اودزدآرزوهای من است…تابستان را باور نکن !
هوا بی تو سردتر از این حرفهاست !زیاد خوب نباش…
زیاد دم دست هم نباش…
زیاد که خوب باشی,دل ادم ها را می زنی 
ادم ها این روزها,عجیب به خوبی به شیرینی حساسیت دارند 
زیاد که باشی,زیادی می شوی ….شاید خودمان پر از فریبیم که نگاه بی دروغ کسی را باور نداریم…ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍﺗﺼﻮﺭ ﻛﻦ
ﺑﻲ ﺍﻭ
ﺷﺎﻳﺪ ﺑﻔﻬﻤﻲ ﭼﻪ ﻛﺸﻴـــــﺪﻡ
ﺑﻲ ﺗـــﻮاین روزها شیر هم راضیه با دمش بازی کنن ولی با دلش نهشبها خوابم نمی برد از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبم ، بی انصاف محکم زدی جایش مانده است.آنچه نادیدنى بود ازمردم دنیا دیدم.
باورم گشت آرامش نابینا ازچیست…؟ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﭘﺮﺳﻪ ﺯﺩﯼ ﮐﻪ ﻭﺍﮊﻫﻬﺎ ﻫﻢ ﺑﺪ ﻋﺎﺩﺕ ﺷﺪﻧﺪ …
ﭼﻪ ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ …ﯾﮏﺭﻭﺯ ﺑﺎﺩ ﻣﻮﯾﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ ﻭُ
ﻣﺮﺍ ﮐﺸﯿﺪ ﻭُ
ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ
ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﻭُ
ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺑﺎﺩﻡاون قبل تر ها که
جلوی تلفن های عمومی صف می کشیدند
عشق ها با ارزشتر بود
از این روز ها که
پشت خطی ها صف می کشند . . . !مشکل اینجاست که من از هر کرمی انتظار پروانه شدن دارم.واقعا باید به بعضی ها گفت:عزیزم تو خیلی خوب بودی …تنها چیزی که کم داشتی لیاقت بود.هرچقدر هم که پای یه علف هرز آب و کود بریزی واست میوه نمیاره!

ببین وقتت رو با کی پر میکنی…

دیرشناختمت!توخیلی خوب بودی…ولی خودت نبودی!به رسم رفاقت دیرینه مان ،چشمانم رامیبندم،تو هم نقابت رابرداررفیق…بگذارصورتت هوایی بخورد..!!افسوس…آن زمان که بایددوست بداریم کوتاهی میکنیم,آن زمانی که دوستمان دارندلجبازی میکنیم بعد….برای آنچه ازدست رفته آه میکشیم.ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﺨﻮﺍﺏ … ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﯾﺎﺯﭘﺎﻡ …عاشق شدم که از زندگی رها شوم عاشق شدم که با خود بیگانه شم عاشق شدم و هر لحظه خودم را لعنت میکنم این رسمه روزگارستما دانه نخورده طعمه ی دام شدیم”
ناکرده گنه دیدیم چه بدنام شدیم”
بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم”
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم”
دل را به کف هرکه نهادیم باز پس آورد”
کس تاب نگهداری دل دیوانه ماندارد…دل درد عجیبی دارم …

انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم دادی…

در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی..
و من.. همه چیز از دست دادم
من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند،
و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی،…چه بلاتکلیفند خاطراتمان!!!عِشــــــْـــــ ـ ـق نه خوشگلے میخواد…
نه پول میخواد…
نه ماشیـــــن…
نه هیــــچ چیــــــز دیگر…
فقط دوتا آدم میخواد…تأکیــــد میکنم آدَمْ .
عشق یعنی ترس از دست دادن تو.آسمان عشق مرا پس میدهی؟ﺗﻮ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺻﻼﺑﺖ ﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻰ ﮐﻪ،
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﻦ،
ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﺎﻧﻢ،
ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺟﻤﻌﺶ ﮐﻨﻢ،
ﻭﻗﺘﻰ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﭘﯿﺶ ﺗﻮﺳﺖ !…من آن سیب سرخ بالای درختم. دقت کن رسیدن به من آسان نیست!
اگر همتش را نداری آسیب به درخت نرسان
به همان سیبهای کرم خورده روی زمین قانع باشﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﻔﺲ ﺍﻓﺘﺎﺩ ،
ﺩﺭ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺍﺑﺮﯼ ﺍﺳﺖ…ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﻣﺜل ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﻥ ﻗﻠﻪ ﺍﻭِﺭِﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﻣپﺎﯾﯽ ﺍﺑﺮﯼ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ … ╰╮ساکت نیستم ، لبهایم هم نسوخته ، تنها تمام من تاول زده از آﺷﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮرده ام …هروقت زخم خوردی
مزه مزه اش کن!
نمکش آشناست…ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫـــــــــــــﺎ ﺑﻪ ﻃـﺮﺯ ﻋﺠﻴـــــﺒــﻲ ﺑـﺎ ﺧـــــــــﻮﺩﻡ ﻣﻲ
ﺟﻨﮕـﻢ
ﮐـﻪ ﺩﻳـــــﺪﻩ ﻫــﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳــﺪﻩ ﺑﮕﻴــﺮﻡ
ﻭ ﺷﻨﻴــﺪﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﻴــﺪﻩ ….این روز ها بیشرمی مسری شده است !!!!!

ماسک های پزشکی دیگر کفاف نمیدهند

هرکه به من میرسد بی چشم و روست ….

ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ﻋﺸﻖ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ
ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ
ﻋﺸﻖ ﺭﻧﮕﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﻧﯿﺎﯾﻨﺪ ﺩﻭ ﭼﺸﻤﺖ !
ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ …agar payane dastan residan b to nabashe bezar ghesego hartor mikhad ghesero tamom kone..ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ ﻧﻮﺷﺖ …
ﺑﻌﻀﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩگـاهــﮯ نـدانـسـتـﮧ از یــک نـفـر بـتـﮯ درســت مــیـکـنـﮯآنــقـدر بـزرگ کـﮧ از دســت ابـراهـیـم نـیـز کــارـﮯ بـر نـمـﮯ آیـد…ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺳﺎﺕ ﺷﺪﻩ ﻣﺜﻞ ﺩﺍﺭﻭ . ﯾﮑﯽ ﺻﺒﺢ
ﯾﮑﯽ ﺷﺐ . ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﻩ . ﻫﺮ
ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﺭﻭ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪعده ای مثل قرص جوشانند…
در لیوان آب که بیاندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند…
اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند…در طول زندگیم خیلی پیش بینی های اشتباه کردم اما احمقانه ترینش این بود که خیال می کردم روزی متوجه میشوی که چقدر در حقم بدی کرده ای…گفت :
بی من چه میکشی ؟
گفتم :
نفس !!!ساعت ها ی رفتن چه تلخ میگذرد
وخاطرات رفتنت چه سخت تر از یاد میرود
ودراین همه سختی توچه راحت از من وساعت وخاطره ها میگذریاز بعضی ها هم باید پرسید پر و بال که خودم بهت دادم, دم از کجا در اوردی?آلزایمر ، درد نیست ، براى بعضیها درمان است .ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﻣﻦ ﻫﺮﮔﺰ ﻻﯾﻖ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻡ

ﻣﻠﺘﻤﺴﺎﻧﻪ ﺍﺯﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ
ﮐﻪ ﻻﯾﻖ ﺩﺭﻭﻏﻬﺎﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ

روزگار اگه اینچنین به من سخت میگیری ، با خبر باش که پژمردن من آسان نیست گرچه دلگیر تر از دیروزم ، گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم دل خوشی ها کم نیست ، زندگی باید کرد هر چند زندگی سخت است. دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید !
ارزش “خاص بودن” را نداشت …من در میان مردمی هستم
که باورشان نمیشود تنهایــــم
میگویند خوش بحالت که خوشحالی
نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست
برای دوست داشتن مــــــــن….زندگـــــــی همیشـــه در جریانه، ولی مشـــــــکل اینجاست :
کـــه مـــا رو در جـــــریان نمیــــــذاره . . .به درک برو





رفتی?
آهای با توام بهت گفتم برو ولی نگفتم کیﺩِﻝ ﮐﻪ ﻣـے ﺩَﻫـے ﺑﻪ ﺍﻭ . . .

ﺟﺎﻥ ﻣـے ﺩﻫـے ﺑﺪﻭﻥِ ﺍﻭ . . .

راحت بگم عزیزم حسرت چیزی نیس ک من بخورم حسرت چیزیه ک من ب دلت میزارم!ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﮐﺸﺖ !!
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ..
ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ !!
ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ..
ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺩﻭﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ!هه اون لعنتى که
ساده ترین بهانه براى “زیستنم “بود
شد ساده‌تــرین بهـــانه ، بــرای ِ “گریستنم”بالاخره تموم میشه ریاضت و زجر!
منو تو کنار همیم زیر نور شب!
ستاره ها میسوزونن خاطرات بد!
تولد دوباره ای رو میگیریم جشن!ﮔﻔﺘﯽ ﻣﯽﺁﯾﯽ

ﻭ ﯾﺎﺩ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﻫﻮﺍﺷﻨﺎﺳﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﮐﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺎﺭﺍﻥﻫﺎﯼ ﺑﯽﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺑَﺮﺩ….

ﮔﻔﺘﯽ ﻣﯽﺁﯾﯽ

ﻭ ﯾﺎﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
ﮐﻪ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﭼﺘﺮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ……(︶︿︶)

شکستنی تر از آنم که در پی سنگی باشی تلنگــــــــــری بزن آوار می شــــوم . . . !ﺁﻣـــﺪﯼ ..
ﻣﺎﻧــﺪﯼ ..
ﺭﻓﺘـــﯽ !
ﻭ ﻣـﻦ ،
ﺁﻥ ﻭﺳﻂ ..
ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴـﺮﺍﯾـﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒـــﻮﺩﻡ …ﮏ ﺷﺐ ﯾﮏ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﻫﻤﻪ ﮐَﺴﺖ …

ﯾﮏ ﺷﺐ ﻫﻤﻪ ﮐَﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻏﺮﯾﺒﻪکاش ما ادماهم مثل گربها باچند لحظه بو کشیدن میفهمیدیم ک هر اشغالی ارزش نداره…..یادم میماند که از کسی مثل تو درخواست علاقه نکنم چون عشق را درک نکرده ایﻏﺮﯾﺒﻪ
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ
ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻤﻨﺪ
ﭼﻄﻮﺭ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻨﺪ
ﻭ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ
ﭼﻘﺪﺭ ﺷﺒﯿﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽﺩﺭﺩ ﻣﺮﺍ ..

ﺷﻤﻌﻲ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﺪﻥ ﻳﻚ ﭼﻴﺰ . .

ﺁﺗﺸﺶ ﺯﺩﻧﺪ . .

قرص های آرامبخش.

هدیه ی این روزگار و مردمش است به من

آهای ایــــوبــــــ کجایی؟!

تا برایتــــــ از صبــــــر بگویـــــم . . .

ﻏﻢ ﺧﻮرده ام ﻣﺮﺳﯽ ﻣﯿﻞ ﻧﺪارم دﯾﮕﺮ اﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﻮد ﯾﮏ اﺳﺘﮑﺎن ﻣﺮگ ﺑﺮاﯾﻢ ﺑﺮﯾﺰ •ﻣــــﯽ ﺗﺮﺳَـــﻢ ﺑﺎﺩَﺳــــﺘﺎﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷِﻌﺮﯼ ﮐﻨــــﻢ

ﮐﻬـ ﻗــــﺮﻥ ﻫﺎﻭِﺭﺩ ﺯَ ﺑــــﺎﻥ ﻣَﺮﺩُﻡ ﺷــــﻬﺮ ﺷــــﻮﯼ

ﻭ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﺗﺎ ﺩﻭ ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﻱ ﺩﺍﻍ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭﻳﺴﺖ ﺟﻨﮓ ﺧﻮﻧﻴﻦ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻢ
ﺗﺎ ﺩﺭ ﺷﺒﻲ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ
ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺧﺪﺍﻱ ﺧﻮﻳﺶ
ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﻢ ﻧﻮﺵ ﮐﻨﻴﻢﻫﯿﺲ …
ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻥ !
ﺻﺪﺍﯼ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﺖ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺭﻡدچار چه تناقص تلخی شده ام…دلم شور میزند، اما دستانم نمک ندارند…!اسـمـش “تـقـصـیـر” اســـت

“حالا تو خودت را آرام کن و بگو “تقدیر….

کاش میدانستى عشق وهوس دو مقوله ى جدا از هم هستند
عشق بهانه ات است….به هوس هایت برس…آسوده ز صحرا گذرو بیم مدار،گرگ ها خاطرشان هست تو آهوی منیشیرینم تـقصـیر تـــو نیـست …
حـتمـاً اشـتبـاه از متـصـدی ِ آرزوهـا بـوده
کـه تـو نصـیب دیــــــگری شـدی.ﺧـﻮاﻫــِــﺶ ﻣــﯽ ﮐــُـﻨـــَـــــــﻢ!!

از ﭘـﯿــﺶِ او ﻧــَــﺮو. . . .!!

ﻫـﯿـﭽــﮑـــﺲ ﻃـﺎﻗــﺘـــﯽ ﮐـﻪ ﻣــــﻦ داﺷــﺘــَــﻢ را ﻧـــَـــﺪارد. . .✔

ﺧﺪﺍﯾﺎ…!ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻧﻔﻬﻤﯽ ﻋﻄﺎ ﮐﻦﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ!ﻣﺮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﺲ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﯾﻢ…!ﺑــــﺎﯾﺪ ﺑـﺮﻭﻡ ﭘﺸﺖ ﮐﻮﻩ ﻫـــﺎ
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺧــــــﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺑﻢ
ﺷـﮏ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﻋﻤـــﻮ ﺯﻧـﺠﯿـــﺮ ﺑﺎﻑ
ﺣـﻠﻘﻪ ﻫﺎﯼ ﻣــــﺮﺍ ﺑﺎﻓـﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻧـــﻪ ؟نشسته بودم تو اتاق داشتم درس می خوندم.به جمله ای رسیدم که نوشته بود”در یک نگاه…” ناگهان یاد دوستانی افتادم که با یک نگاه روزی صدبار عاشق می شدن و هزار بار فارغ!!
اون روزا این قصه ها فقط مال دخترا بود اما این روزا گویا پسرا هم مبتلا شده اندبعضی ها دستشان رو می شود ولی رویشان کم نمی شود!!! چقدر زیاد هستن این بعضی ها…ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ …
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ
ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ …
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻡ …
ﺩﺭﮐﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡhamishe abr ha mibarand,amma adama asheghe setare ha mishan.namardie on hame gerye ro be cheshmak forokhtan.اون خره بود تو کلاه قرمزی ..
دو روز که تحویلش گرفتن ،از فرداش اومد گفت من اسبم …
بعضی از آدما هم همیننطورین!!!!!!میگویند سیگار به آدم آرامش میدهد … لاکردار در حد یک نخ سیگار هم نبودى … دست مریزاد دلم با این انتخابت …ﺍﯼ ﮐﺎﺵ …
ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻡ ﺗﻮ
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ
ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ
ﮐﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ
ﺭﺍ ﺑﻪ
ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻧﮕﻮﯾﻢ!!!حرفت را بزن
چکار داری که باران نمی‌آید…
اینجا سالهاست عادت کرده‌اند به قصه‌های هم گوش ندهند
دست خودشان نیست…
به شرط چاقو به دنیا آمده‌اند
 تا پیراهنت را سیاه نبینند 
باور نمی‌کنند چیزی(همه چیزت) را از دست داده‌ای…ﺩﻟﮕﯿــﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﻭﻗﺘـﯽ:
ﻓﮑـــﺮ ﻣﯿــﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧــﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴَــﻢ
ﻣﺜﻞِ ﭼﺎﯼ ﻫﺎﯾـﯽ ﻫﺴﺘَﻨــﺪ ﮐﻪ ﺧـﻮﺭﺩﻩ ﻧﻤﯿﺸــﻮﻧﺪ!!! !
ﯾَﺦ ﻣﯿﮑﻨﻨــﺪ ﻭ ﺑﺎﯾــﺪ ﺩﻭﺭ ﺭﯾﺨﺖ !… !!بعضے آ
جنبہ ارتفآع ندآرن…
انقدر بآلآ نبرینشون!عزیزم بامن باش واز وجودمن به زندگیت گرما وصمیمیت ببخش وسرمای سخت زندگیت رابا اعتماد به من ازبین ببر ایران رادیاتور.ساعت هایم را همه بخشیدم. . . !

بی تو بودن که شمارش نمی خواهد . . . .

ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ؛ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻧﺮﻭﺩ ﻫﺮ
ﺁﻧﮑﻪ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺮﻓﺖ ….مهم نیست پشتم بد گفتی مهم اینه که آب دریا بادهان سگ کثیف نمیشه…شاید الان بتونی کسی رو بپیچونی و پیش خودت ذوق کنی اما زمین گرده در جریان باش عزیزمدلم درد می کند . . .
عشق مسموم بود . . . ؟ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷـﮯ . . .

ﺳَﺨﺖ ﻣـﮯ ﺷﮑﻨـﮯ . . .

لیاقتت همون گوسفندایی هستن که هر شب میشمری تا خوابت ببره
نه اون شب بخیری که من هرشب بهت میگفتم!ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ
ﯾﮑــــــــــــــــﺒﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ
ﻣﯿﺪﻫﻢ ﺩﻭﺑــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﺎﺭﻩ
ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﯿــــــــﺵ …ازاسب که بیفتی اسیرسرزنش خاک میشوی دراین سرزمین،سقوط آزادهم ممکن نیست…تـوکوربودی ومَـن کرولال
مــن برایتــ دَستــ تکــان دادمــ وَ تــومَـــراصِــدازدی
برای هَمیــن بود کهـ مـ ـاهــرگز بهمــ نَرسیدیمــ…!!دورشدن را
ازکدام قطاربی برگشت
یادگرفتی
وقتی همیشه
روی سکوی خانه بازی می کردیم
وتاخط ریل ها
یک دنیافاصله بود؟!می گوید: کلمات گـــــــــــاهی بار معنایی خود را از دست می دهند …

این روزها ” دوستـــــت دارم ” ها دیگر قلــــــب کســـی را به تپش وا نمیدارد !

و گونه کسی را سرخ نمیکند !

می گویـــــــــم : مشکل از دوست داشتن نیست مشکل از تکـــــــــرار است !

khodaya….
delam zange tafrih mikhahad…..bovar kon khaste shodam az in kelase raghsidan be donyaاگه تو روت خندیدم بخاطر این بود که نخواستم تو روت بالا بیارم ..
اینو بفهم ……به مهرت دل بستم گفتم مهربان است. به عشقت دل بستم گفتم عاشقم است. ولى افسوس که نمیدانستم دلم را از سرراه گیر آورده بودم که مثل سیم بکسل به توبسته بودمش.عاشقی کار تو نبود من عاشقت بودمو بسفکرنمی کردم تحملم انقدر برایت سخت باشد

که بخواهی گره دستهایمان را با دندان باز کنی…

ضریب شکست آب وشیشه وهوا را میدانیم ولی آیا دلها ضریب شکست ندارند؟
میترسم روزی برسد که شکستن دل مهم نباشد.ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺼﺮﻫﺎﯼ ﺟﻤﻌﻪ ﺍﻡ، ﺗﻮ ﮐﻪ
ﻧﺒﺎﺷﯽ ﮔﻮﺭ ﭘﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺷﺒﻬﺎ …20 نفر واست سالاد فصل درست میکنن و لب نمی زنی!!!!
ولی دوست داری تره ای رو بخوری که اون هیچ وقت واست خرد نمیکن♥♥راستى وقتى نوشته بودى دوستت دارم بجز من واسه چند نفر دیگه ارسالش کردى؟؟؟؟؟roozhast dargiram….
mandeam kodam ra razi konam?
deli ke mikhahad ashegh bashad
ya …………
aghli ke mikhahad aghel bashad.وقتی گریه کردیم گفتن که بچه است … … … … … …وقتی که خندیدیم گفتن دیوونه است… … … … … …وقتی که جدی بودیم گفتن مغروره… … … … … …وقتی شوخ کردیم گفتن سنگین باش… … … … … …وقتی که حرف زدیم گفتن زیاد حرف میزنه… … … … … …وقتی که ساکت شدیم گفتن عاشقه … … … … … …حالا هم که عاشق شدیم میگن گناهه وای تو رو خدا گیر ندینمستی عشق نیست درسرتو
روکه تو مست آب انگوریمردم این شهر چقدر خوبند
دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش درست کردند …درد دارد
درد دارد دلت پیش کسی باشد
که نه حرفایی را که زد به یاد می آورد
نه قول هایی را که داد
نه جایی را که بود
نه دلی را که شکست
درد داردﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ،ﺳــﺮﺕ ﺑــﻪ ” ﺳﻨﮕــﯽ ” ﺑــــﺨـﻮﺭﺩ ……
ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ،
ﺑــﻪ “ﺳﯿــﻨـﻪ ﺍﺕ ” ﻣﯿــــﺰﺩﯼﺗﻮ ﺟﺎﻧﻤﻲ ، ﭼﻪ ﺧﻮﺵ اﺳﺖ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﻪ ﻟﺒﻢ ﻣﻲ ﺭﺳﻲﻏﻤﮕﯿﻦ ﻧﺒﺎﺵ!
ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻢ ﺗﺒﻌﯿﺪﻣﺎﻥ ﮐﻨﻨﺪ
ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ ، ﺍﻣﺎ ﯾﮏ ” ﺳﯿﺐ” ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﺎﺯﺵ ﺑﺰﻥ
ﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﯼ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﻮﺍﯼ ﺧﻮﺑﻢ .دلگیرم …
دلم سخت میگیرد
از این روزها…
از ثانیه های تکراری …
از خاطرات تهی …
از نگاهی که مرا میبیند اما مرا نمیفهمد …از کسی که نمی شناسیم ،

گـــــــاهی بُــتی درست می کنیم …

آنقـــــــدر بزرگ که از ابراهیم هم کـــــــار ی برنمی آید … !!!

ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ …
ﺟﺰ ﺟﻤﻠﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ…
ﭼﯿﺰﯼ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ.. .زندگی چقد شیرینه زخم های بهت میزنه که جلوی خدا زانو میزنی التماس میکنی که جونتو بگیره زخمای که خاتمه ی دردش فقط مرگه زنده باد زندگی ممنونم خدا از دنیای خوبت
دنیا کاری کردی که دارم به خدام تیکه میندازم.میدونی کی میفهمی دنیا دو روزه…
وقتی اونی که دوست داره بهت میگه تا آخر دنیا باهاتم.سنگ…

کاغذ…

قیچی…

چه فرقی میکند وقتی تو با پنبه سر میبری؟؟!

فکر میکنی از تو تنفر دارم؟؟

اشتباه میکنی

!!! من به تو فکر هم نمیکنم,

چون تنفر هم یه نوع احساسه و تو لیاقت هیچ احساسی رو نداری

ﻣــــــــــﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﺪﺍﺭﻡ !….
ﺍﻣــــــــــﺎ
ﺍﻣــــــــﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻋﮑﺲ ﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎ
ﺗــــــــــﻮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ۲ ﻧﻔﺮﻩ ﺑﺎﺷﻪ !..ﺁﯾــﺎ ﻓــﺮﻕ ﺑــﯿــﻦ
ﻋــﻬــﺪﻫــﺎ ﻭ ﺧـﺎﻃــﺮﻩ ﻫــﺎ
ﺭﺍ ﻣــﯿــﺪﺍﻧــﯿــﺪ ….؟
ﻣــﺎ ﻋــﻬــﺪﻫــﺎ ﺭﺍ ﻣـﯿــﺸـﮑــﻨــﯿـﻡ ”” ﺧــﺎﻃـﺮﻩ ﻫــﺎ ﻣــﺎﺭﺍاز او خوب مینویسم پشت من بد میگوید…آنقدر از او خوب نوشته ام که قلمم با وصف خوبی هایش عاشقش شده…عیبی ندارد بگذار پشت من بد بگوید خورشید با لکه ای ابر ناپدید نمیشود….آدم ها مترسک نیستن که برا کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنیوسعت عشق پسرا این قدرزیاد هست ک اگر عاشق دختری بشن عاشق دوستای اونم میتونن بشنبعضی ها رو باید در قطعه هنرمندان دفن کنن از بس که خوب نقش بازی میکننﺩﻋــﺎﮮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﭼﺮﺍ ؟

ﺩﻋــﺎﮮ ﻋﺸــﻖ ﺑﺨـــﻮﺍﻥ !!

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺩﻟﻬﺎ ﺗــﺸﻨﻪ ﺗﺮﻧــﺪ ﺗــﺎ ﺯﻣﯿﻨــ

ﺧﺪﺍﯾــــﺎ ﮐﻤﮯ ﻋﺸﻖ ﺑﺒـــﺎﺭ —

رفیقان آمدند !
دشمن به دادم برس !ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻱ ﺍﻻﻛﻠﻨﮓ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺑﺰﺭﮔﻲ
ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻭ ﻣﻲ ﻧﺸﻴﻨﺪ
ﺗﺎ ﺩﮔﺮﻱ ﭘﺮﻭﺯﺍ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﻨﺪاگه تورو با یکی دیگه ببینم ناراحت نمیشم …
چون مامانم بهم یاد داده اسباب بازی کهنمو بدم به بقیه هم باهاش بازی کنن…زمانی کوه بودی حالا آدم شدی! میرسیم به هم…ﺍﯾﻦ ﻃــﻮﺭ ﻗـﺒـــﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ !
ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﮕﺬﺍﺭ
ﺑﯿﺎ …
ﺩﺳـﺖ ﺧـﺎﻟﯽ ﺑﺠﻨﮕﯿﻢ …ﺗﻮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺑﻩ ﻓﺮﻫﺎﺩ ؟؟ﯾﮎ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﯾﮏ ﺑﯿﺴﺘﻮﻥ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮎ ﻭﺟﺐ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻓﺎﺻﻠﻪ رابرداراین‌روزها دلم بیمار است..
هی دارد بالا می‌آورد
پس‌مانده‌های تو را …!ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺪﻭﻧﻦ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ
ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻧﻤﯿﺎﺭﯼ
“ ﺍﺯ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻧﯿﺴﺖ ”
ﺷﺎﯾﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺣﺴﺎﺱ
ﺑﺎﺷﯽ ….ﯾﻪ وﻗﺘﺎﯾﯽ ﯾﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ رو ﺗﻮ زﻧﺪﮔﯿﻤﻮن راه ﻣﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﻨﻪ ﺑﺎﺑﺎﺷﻮن ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻪ زور راﺷﻮن ﻣﯿﺪنسرت رو بالا بگیر

سینه ات را سپرکن

صدایت را بیانداز ته حلقت و فریادبزن:

“من فراموشش کردم”

بعد راست بینی ات را بگیرو

تا ته بی نهایت برو

پینوکیوی بیچاره…

صدا نزدی اسمم را …
“جانَمی” را که برایت کنار گذاشته بودم ، گندید !روز های تعطیل سخت تر می گذرد،
زیرا میدانم وقت داری به من بیندیشی؛
ولی نمی اندیشیباشه این بار نوبت من است من دزد وتوپلیس
فقط آن قلبی را که دزدیدی پس بدهدیگر به دنبال ِ همراه ِ “اوّل” نیستم ! این روزها اول ِ راه ، همه همراهند….
این روزها ، باید به دنبال ِ همراه ِ “آخر” گشت …دنیامثل شهربازی شده ، جایزه بازی با آدما ، یه عروسک دیگست.هى
دور شده ای
آنقـــــــــدر که حتی
یادم نیست دوستت دارم یا داشتم!ﻟﻌﻨﺖ ﺑﻪ ﺣﺲ ّ ِ ﺧـﺂﺹ ﺑﻮﺩﻥ
ﺣﺲ ّ ِ ﺗﮏ ﺑﻮﺩﻥ
ﺣﺲ ّ ِ ﻏﺮﻭﺭ
ﮔﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧـَﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ !*ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ…

ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ…

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ…

ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺩﻭﺍﻡ ﻣﯽ ﺍﻭﺭﺩﯼ؟؟؟*

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻣﺜﻞ ﻗﺮﺹ ﺟﻮﺷﺎﻧﻨﺪ، ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻪ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﯾﺸﺎﻥ
ﻃﻮﺭﯼ ﻏﻠﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺳَﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ﺍﻣﺎ
ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﺻﺒﺮ ﮐﻨﯽ، ﺑﻌﺪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺼﻒ
ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﻫﺴﺘﻦ ….ﻫﺮ ﮐﻪ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﯾﻢ، ﺍﺯ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻭ ﻋﺸﻘﺶ ﻗﺼﻪ ﮔﻔﺖ / ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﻩ، ﭼﻪ ﺑﺮ ﻟﯿﻼ‌ ﮔﺬﺷﺖای قطار !
راهت را بگیر و برو ، نه کوه توان ریزش دارد نه ریزعلی پیراهن اضافه دارد
 “روزگار دیگریست”دگرتقدیررابرای نیامدنت بهانه نکن!!!!!مردباش… وبگونخواستی…..ونیامدی..ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﻣـی ﺷﻮی . . .
ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻣـی ﺷﻮﺩ . . .
و ﺳﺎﻋﺖ ، ﺭﻭﺯ . . .
ﺭﻭﺯ ، ﻫﻔﺘﻪ،/و ﻫﻔﺘﻪ ، ﻣﺎﻩ/ و ﻣﺎﻩ ، ﺳﺎﻝ . . .
ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯی ﮐﻪ ﻧﺰﺩﻳﮑـی….ﻳﮏ ﺭﻭﺯ ، ﻳﮏ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺍﺳﺖ . . . !!ﺟَﺒﺮِ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻣـی ﮐﻨﺪ . . . ؟؟

ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﺭﯾﮓ ﮐﻔﺶ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ ،
ﺍﻭﻟﺶ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻗِﻠﺶ ﺑﺪﯼ ﺗﻪ ﮐﻔﺸﺘﻮ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﮐﻨﺎﺭ
ﺑﯿﺎﯼ
ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﻨﺪﺍﺯﯾﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ…صداقت و معرفت یعنئ یک ماهه عزیزترین کست تنهات گذاشته باشه بعد جلو غریبه ها رو خودت نیارئ و تعریفشو بکنئﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﮐﺎﺭ ﺁﺳﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ! ﮐﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸﻢ، ﭼﺸﻤﻬﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﻡ ﻭ ﻧﻔﺲ ﻧﮑﺸﻢ!ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﻟــﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﺳــــﮑﻮﺕ
ﭘــﺮ ﻫﯿﺎﻫﻮ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻗـﺎﯾﻖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﻣــﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺁﻧــــــﭽـــﻪ ﻣــــﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑـﮕﻮﯾﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﻧــﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ
ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ …
ﻣﺚ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ… .kash hamishe dar kudaki mimandim ta bejaye delhayeman sare zanu hayeman zakhmi mishodدیوانه ام میکند
حرف هایت
وقتی حتی نمیتوانی
وعده هایت را به یاد آوری
تقصیر تو نیست عشق من
تقصیر دل بیچاره من استدلت طفل بود …
قدت به قد عاشقی هم نمی رسید
که کوچک شمردی
عظمت عاشقانه هایم را …من سزاوار این”فراموشی” نبودم… همانطور که تو، لایق این”عشق”نبودی…دنبال کلاغى میگردم تا قارقارش را به فال نیک بگیرم وقتى قاصدکها همه لال اندعشق چیست؟
تمایلی درونی ست
چمشمها حسش را بیان میکنند
و
لبها از بیانش عاجزند،کمتر حرفی از آن میزنندشکستنم راهمه دیدند. جز اوکه به خاطرش شکستم.
تازه میـپرسد: صدای چه بودسرنوشت تصمیم میگیرد که تودرزندگىباچه کسىملاقات کنى اما قلب توست که میتواند تصمیم بگیرد چه کسى درزندگىتوباقىمیماند.قشنگ بازی میکنه دیدیش؟؟؟؟
اون نه بازیگر نه فوتبالیست…
فقط یه آدمه که ادای عاشقارو در میاره…من نمک پرورده ی تو ام. . . . .

بس که به زخم هایم نمک پاشیدی. . .

ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ، ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﻢ

“ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯿﻬﺎ ”

ﻭﺍﻡ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﺑﺎ ﺑﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﻨﮕﯿﻦ . .

عزیزم، وقتی یکی رو “تیک” می زنی، رو بقیه “ضربدر” بزن لطفا!!!سفر کردی که مرا از یاد ببری غافل از اینکه هیچگاه مرا به خاطر نسپرده بودی!روغ چرا؟!قطعا بعد از تو هیچ چیز قصد گذشتن ندارد…زمان که جای خود دارد…ﺩﻭﺭﺑﺎﺵ ﺍﻣﺎﻧﺰﺩﻳﻚ،
ﻣﻦ ﺍﺯﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻮﺩﻧﻬﺎﻱ ﺩﻭﺭﻣﻴﺘﺮﺳﻢ!.مشکل از تو نبوداز من بودبا کسی حرف میزدمکه سمعک هایش راپیش دیگری جا گذاشته بود . . .کاش دنیـــا برعکس بود آدما عاشق نمی شدند
عاشقا آدم می شدند….!!بعضی چیزها گفتن ندارد اما …

فهمیدن که دارد!!!

بعضی چیزها را نگفته بفهم …

امروز با گریه به یاد خنده های دیروزم با او زندگی میکنم
اما مطمئنم که فردا به این گریه ها و حماقت میخندم
اما گریه را بر صورت او خواهم دیدعشق این روزا عین ادامسه تا شیرینیش تموم میشه ولش میکنیﻋﺠﺐ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﻋﺠﻴﺒﻴﺴﺖ!

ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻣﻦ ﺑﻪ

ﻳﮏ ﻧﻘﻄﻪ ﺑﻨﺪ ﺑﻮﺩ

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻲ”ﺑﺮﻭ”

ﭼﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﻲ ﺷﺪ

ﺍﮔﺮ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﺵ ﺑﺎﻻ

ﺑﻮﺩ.

ﺩﯾﺸﺐ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﯾﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮐﺎﺭﺕ ﻋﺮﻭﺳﯿﺶ ﺭﺳﯿﺪ ﺩﺳﺘﻢ !…
ﺭﻭ ﮐﺎﺭﺗﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ …. ﺳﺎﻟﯿﺎﻥ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﮕﺎﻥ … ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺑﻬﻢ
ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ
ﺁﺗﯿﺶ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺧﻮﻧﺪﻡ..ﻣـــــــﻦ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﺸﺘﻢ
ﻛﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺖ
ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺒـــــــــــــــــــــﻢ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺩﺍﺭﺩعاشقانه های من را با او تکرار نکن
اگه عاشقت باشد
عاشقانه ای برایت می سازد
که من جا انداخته ام ….دروغ گفتن ھنر بزرگیه، چون باید ذھنطرف رو طوری آماده کنى که احساس گاو بودن بکنه و سراپا گوش بایسته و به دروغات گوش بده،و در ذهنش شما رو باور کنه و راستگوترین فرد بدونه!عجب حکایتیه عشق …

آویزونی گریزونه …

گریزونی آویزونه …

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود

دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم

گفتم که می میرم گفتی که میدانم

باور نمی کردم هرگز جدایی را

آن آمدن با عشق این بی وفایی را…!!!!!؟

روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت
……دیگر تقدیر را

برای نیامدنت بهانه نکن!!!

مرد باش…

وبگو نخواستی…

ونیامدی…

طعم صداقتت ! را چشیده ام
تعریفی نداشت لعنتــــی!!.
لطفا کمی دروغ بگو
شاید دروغ هایت, صادقانه تر باشد…دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم
نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم
برای اینکه نگذارم بیایندامروز مادرم گفت:حتما باید یک سر برویم دکتر!
دلم برایش میسوزد…نمیداند از این بغض های همیشگیست که گلو درد دارم نه سرما خوردگی!!….فقط برای خودم هستم…
خود خودم…
نه زیبایم، نه عروسکی و نه محتاج نگاهی…
برای تو که صورتهای رنگ شده را می پرستی، نه سیرت آدم هارا; هیچ ندارم… راهت را بگیرو برو… حوالی من… توقف ممنوع!شبی در جوانی و طیب نعم**جوانان نشستیم چندی بهم
چو بلبل، سرایان چو گل تازه روی**ز شوخی در افگنده غلغل به کوی
جهاندیده پیری ز ما بر کنار**ز دور فلک لیل مویش نهار
چو فندق دهان از سخن بسته بود**نه چون ما لب از خنده چون پسته بود
جوانی فرا رفت کای پیرمرد**چه در کنج حسرت نشینی به درد؟
یکی سر برآر از گریبان غم**به آرام دل با جوانان بچم
برآورد سر سالخورد از نهفت**جوابش نگر تا چه پیرانه گفت
چو باد صبا بر گلستان وزد**چمیدن درخت جوان را سزد
چمد تا جوان است و سر سبز خوید**شکسته شود چون به زردی رسید
بهاران که بید آرود بید مشک**بریزد درخت گشن برگ خشک
نزیبد مرا با جوانان چمید**که بر عارضم صبح پیری دمید
به قید اندرم جره بازی که بود**دمادم سر رشته خواهد ربود
شما راست نوبت بر این خوان نشست**که ما از تنعم بشستیم دست
چو بر سر نشست از بزرگی غبار**دگر چشم عیش جوانی مدار
مرا برف باریده بر پر زاغ**نشاید چو بلبل تماشای باغ
کند جلوه طاووس صاحب جمال**چه می‌خواهی از باز برکنده بال؟
مرا غله تنگ اندر آمد درو**شما را کنون می‌دمد سبزه نو
گلستان ما را طراوت گذشت**که گل دسته بندد چو پژمرده گشت؟
مرا تکیه جان پدر بر عصاست**دگر تکیه بر زندگانی خطاست
مسلم جوان راست بر پای جست**که پیران برند استعانت به دست
گل سرخ رویم نگر زر ناب**فرو رفت، چون زرد شد آفتاب
هوس پختن از کودک ناتمام**چنان زشت نبود که از پیر خام
مرا می‌بباید چو طفلان گریست**ز شرم گناهان، نه طفلانه زیست
نکو گفت لقمان که نازیستن**به از سالها بر خطا زیستن
هم از بامدادان در کلبه بست**به از سود و سرمایه دادن ز دست
جوان تا رساند سیاهی به نور**برد پیر مسکین سپیدی به گور!!!دانشجوها که منظورمو فهمیدند!ﺁﺧﺮ ﻫﻢ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﺭﺩﻡ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ!
ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪﻡ …؟
ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺖ …؟
… ﺩﺭﺩ ﺁﻣﺪ …؟
ﭼﺮﺍ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﻓﻌﻞ “ﺭﻓﺘﻦ” ﺻﺮﻑ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ؟به بعضیا باس گفت:
نه عزیزم اینجا نه،
اینجا زندگیه منه
توالت اونطرفه!!!!شب درکارنامه سیاه زندگی اش چه کرده است که افتخار گرفتن این همه ستاره را دارد.ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺵ ﺑﺎﺷﻢ…
ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﻣﻦ ﺧﻮﺵ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻫﺴﺘﻢ
ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ
ﻭ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ…
ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺩﺳﺖ ﻧﮑﺶ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻠﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ !!..هی رفیق ازتوچه پنهان آدمهاآنقدردورم زده اندکه بعیدنیست یکی ازهمین روزهامیدانی رابه نامم کنند!نــَـمـَــکــ بَـــر زَخمــَم نَپـــــــاش
یادَت باشَــــــــــــــد
این نَـــمَـــــکـــ هـــارا از سـَـــرِ سُـــفره ی دِلِ مَـــــن بَــــرداشتی…شعراوزیبابود،شعرمن تکراراست/جرم من تقلیداست،لااقل حرف دل است/خوب می دانم که،سهراب مرامی بخشد/آخراوحرف دلش رازدورفت/حرف من جامانده/پس چنین می گویم:اهل شعرم،اهل تنهایی ودرد/پیشه ام فریاداست/کاسبم،کاسب دل/صادراتم شادی،وارداتم غم ودل/دوستانی دارم سردترازسردی برف/گاه گاهی یخشان می شکند/گاه گاهی دلشان می سوزد/ولی ازروی ترحم/سرزمینی دارم،مردمانش همه دوست،ولی ازروی ریا/خنده ام می گیردA B C D E F G H -J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
دنبال I نکرد چون فدای U شدهﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ
ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﻟﻬﺮﻩ
ﺍﺯ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ
ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﻢ
ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﺍﺯ ﯽﭘ ﻣﻦ ﺗﻨﺪ ﺩﻭﯾﺪ
ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﯾﺪ
ﻏﻀﺐ ﺁﻟﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻧﮕﺎﻩ
ﺳﯿﺐ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﺯﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ
ﻭ ﺗﻮ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ
ﺧﺶ ﺧﺶ ﮔﺎﻡ ﺗﻮ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﺎﻥ
ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺁﺯﺍﺭﻡ
ﻭ ﻣﻦ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻨﺎﻥ
ﻏﺮﻕ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪﺍﺭﻡ
ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻮﭼﮏ ﻣﺎ ﺳﯿﺐ ﻧﺪﺍﺷﺖﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺑﻌﻀﻴﺎ
ﺩﺭﺩ ﻛﻪ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻫﻴﭽﻲ !
ﺍﺳﻮﺩﻩ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻩ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺸﻪin ke namash zendgist ma ra kosht….
mandeam an ke namash marg ast ba ma che khahad kard….ﮔﻠﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ …
ﺧﻮﺩﻡ ﺁﺭﺯﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﺳﯽ .
ﺁﺭﺯﻭﯾﻢ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪ …
ﺑﻪ ” ﺍﻭ ” ﺭﺳﯿﺪﯼ !!!…
ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺎﺷﻪروزگار عجیبیست.

من به تو معتادم…

تو مرا ترک میکنی!!!!

ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻋﯿﻨﮏ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ؛
ﺩﻧﯿﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎﺳﺖ !!!
ﻋﯿﻨﮏ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ …
ﻭﺣﺸﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼ ﺭﻧﮕﻬﺎ ،
ﻋﯿﻨﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﯿﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮑﺮﻧﮕﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮﻡبزرگترین حماقت انسان در زندگى ؛

لبخند زدن به کسیه که ارزش لگدم نداره … ╰╮

آنقدر به آدم های روی زمین بی اعتماد شده ام که می ترسم وقتی از خوشحالی به هوا بپرم،
زمین را از زیر پایم بکشند.شاید تــــو روبــــاه بـــاشی . . . .

اما مــن آدمــــــــم ،

زاغ نــیــســتــــم!

دســت بـــردار

از ایــــن ابـــراز مـــحــبــتـــهای ریـــاکـــارانــــه ات …

میان ماندن ونماندن فقط یک حرف ساده بود…
ازقول من به باران بى امان بگو …
دل اگر دل باشد،آب ازآسیاب علاقه اش نمى افتد
نیازمندیم
به یه مخاطب آدم….
نخواستیم خاص باشه آدم باشه
کافیه.ﺑﭽﻪ ﮎ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺑﺴﺘﻨﯽ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍﮔﺎﺯ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪﻏﻮﻏﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ….! ﭼﻪ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯾﻢ، ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﺭﺍﮔﺎﺯ ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ… ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ…..هیچ هم براى خودش عالمى دارد…

وقتى ((همه))هایت هیچ میشوند…

آنوقت هیچ برایت ((همه)) دنیاست.

اگه یه روز همه فراموشت کردن من با توأم…
اگه همه به تو ظلم کردن من با توأم…
ولى اگه همه دوست داشتن، شرمنده! من با اونام!!!کسى که نگاهت را نمیفهمد توضیح هاى طولانى ات را نخواهد فهمید.ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺟﻮﺭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻦ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ ..
ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺭﺩ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﻡ ..
“ ﻫﻮﺍﺷﻨﺎﺱ ﻣﻦ ” ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻡ ﮐﻦ ؛
ﺑﺎﺭﺵ ﭘﺮﺍﮐﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻏﺒﺎﺭ ﻣﺤﻠﯽ ﺍﻡ !
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﯾﻢ .. ..
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ !راست است که می گویند هر چه بدون سختی به دست آید از دست دادنشم هم راحت است…..
تو گناهی نداری گناه از من است که آنقدر راحت خود را به تو سپردم که اکنون از دست دادن من تو را نمی رنجاند……دلم روزی با من سخنی گفت :
آهای صاحب ،
من اصلو حیات توام چقدر راحت مرا بدست دیگران میسپاری
الزایمر درد نیست…
برای بعضی ها درمان است.تلخ کنی دهان من
قند به دیگران دهی
شیر سجودمیکند
چون به سگ استخوان دهی!ﻣـﺮﺩﻫـﺎ ﺭﺍ ﺑـﺎ ﺳـﺒـﯿـﻞ ﻫـﺎﯾـﺸـﺎﻥ ﻣـﯿـﺸـﻨـﺎﺳَـﻨـﺪ
ﺑـﺎ ﻗـﻄـﺮ ِ ﺑـﺎﺯﻭﻫـﺎﯾـﺸـﺎﻥ
ﺑـﺎ ﮐـﻠـﻔـﺘـﯽ ِ ﺻـﺪﺍﯾـﺸـﺎﻥ
ﺑــﺎ ﺟـﯿـﺐ ﻫـﺎﯼ ِﺧــﺎﻟـﯽ ﯾـﺎ ﭘُـﺮﺷـﺎﻥ
ﺑـﺎ ﮐَـﻔـﺶ ﻫـﺎﯼ ِﮐـﻬـﻨـﻪ ﯾـﺎ ﺍﺗـﻮﻣـﺒـﯿـﻞ ِﺁﺧَـﺮﯾـﻦ ﻣـﺪﻟـﺸـﺎﻥ !
ﺍﻣـﺎ ﮐَـﺴﯽ ﻣَـﺮﺩﻫـﺎ ﺭﺍ ﺑـﺎ ﻗَـﻠـﺒـﺸـﺎﻥ ﻧـﻤـﯽ ﺷـﻨـﺎﺳَـﺪ !
ﻗَـﻠـﺒـﯽ ﮐـﻪ ﭘـﺸـﺖ ِ ﻏـﺮﻭﺭ ِ ﻣَـﺮﺩﺍﻧـﮕـﯽ ﺷـﺎﻥ ﭘـﻨـﻬـﺎﻥ ﺷـﺪﻩ
ﻗـﻠـﺒـﯽ ﮐـﻪ ﻣـﯽ ﺍﻓـﺘـﺪ ﺍﺯ ﺩﺳـﺖ ِﻇـﺮﯾـﻔـﯽ
ﻗـﻠـﺒـﯽ ﮐـﻪ ﻣـﯿـﺸـﮑـﻨـﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑـﯽ ﺻـﺪﺍ
ﺻـﺪﺍﯼ ِ ” ﺷـﮑـﺴـﺘـﻦ ﺍﺵ ” ، ﭘـﺸـﺖ ِﺻـﺪﺍﯼ ِ ﻣـﺮﺩﺍﻧـﻪ ﺷـﺎﻥ،
ﺑـﻪ ﮔـﻮﺵ ِ ﻫـﯿـﭻ “ﻇَـﺮﯾـﻔـﯽ ” ﻧـﻤـﯿـﺮﺳـﺪ…میدونستی ما هممون یه جورایی,یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودیم…
چون یه ,گاو,هایی رو به عنوان عشقامون می پرستیدیمنمی دانستم آنقدر زهر ماری

که طعم تلخت از زیر
زبان _ دلم بیرون نمی رود

عشق….
میدانی نگه داشتن حرمت این کلمه چیست؟؟؟عشق واژه گمشده ای بین جمله های یک کتاب خاک خورده گم شده است
از وقتی دیگر به جای نامه برای یکدیگر ایمیل میفرستیم….روز اول که نگاهم کردی

مردم!

تو گفتی:

چه زود می میری،

نمی خواهمت!!!!!

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﻌﺎﺩﮔﺎﻩ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺑﯿﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ !!
ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﯿﺎﻟﻢ ….ﺩﺭ ﻧﻤﺎﻳﺸﻜﺎﻩ ﺳﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﻗﻴﻤﺘﻲ, ﺟﺎﻱ ﺩﻟﺖ ﺧﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ♡عشق امانت با ارزشیه که هرکس تو قلبش میزاره برای همینه که هر وقت بخوای از کسی پسش بگیری باید قلبشو بشکنیراه بدی را انتخاب کردم برای نگه داشتنت…
صداقت…
مهربانی…
زیاد به “تو”توجه داشتن…
و خیلی حماقت های دیگر…
این روز ها ،هرچه خائن تر باشی،دوست داشتنی تری…ﺗـــــﻮ ﻣـــــﺮﺍ ﻧـﺎﺩﯾــــﺪﻩ
ﺑـﮕـﯿــــﺮ . . .
ﻭ ﻣــــــــﻦ
ﺑـﺪﻧـــﻢ ﺭﻭﺯ ﺑـــﻪ ﺭﻭﺯ
ﮐـﺒـــــﻮﺩﺗـﺮ ﻣـﯽ ﺷــــﻮﺩ . . .
ﺍﺯ ﺑــــــﺲ . . .
ﺧــــﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣـﯽ ﺯﻧـــــﻢ ،
ﺑـــــﻪ ﻧـﻔـﻬـﻤـــﯽ . . .عشقم عشقای قدیم لااقل تا تهش باهم بودن زیرابی نداشتﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ ﻋﺼﺐ ﻛﺸﻰ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﻳﮕﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﻯ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﻣﻴﻠﺮﺯﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ
ﮔﺮﻣﻰ ﺁﻏﻮﺷﻰ ﻣﻴﺘﭙﺪﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻩ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﺪﺍﻧﻬﺎﯾﻢ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ … —–…
ﻧﻔﺲ ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻨﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺷﮏ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﻭ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﻫﻤﻪ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﻢ
ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻭ ﻭﺯﻥ ﺷﻌﺮ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻭﺯﻥ ﺁﻫﻨﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻣﺮﺩﺩ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ
ﻭ ﺗﻼﻓﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ
ﻫﺮ ﺻﺒﺢ
ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ
ﺑﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻣﯿﮑﻨﺪAfsos an zaman k bayad dost bedarim kotahi mikunim va an zaman k dosteman darand lajbazi mikunim va bad baray anche az dast dadim ah mikeshim.ﺻﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ
ﺗﺎ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﯿﻢ
ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﯾﻢ“دیوار” که باشی
عاشقِ کسی می شوی
که یادش نیست
کِی، کجا
به تو «تکیه » داده است…یک تلنگرکافى بود براى شکستنم….

به هرحال ممنون ازمشتت…

اگه خوبی همه آدمها به قشنگی عکس پروفایل فیسبوکشون بود، دنیا هیچ مشکلی نداشت.سیــگار کشیدم
مشــروب رو سر کـشیدم
درد کـشیدم
تنهــایی کشیـدم
همـه ی اینها رو کـشیدم…
امــا
نیامدی
با اینکــه گفته بودی بی وفا نیــستی!!!دروطن غریبانم نمی دانم چرا؟روزوشب سردر گریبانم نمیدانم چرا؟ هر
که ازروی دل جانم فدایش میکنم مثل عقرب میزندنیش نمیدانم چرا؟دلـــم شکـــست….؟!
عــــیـبی نـــدارد….
شکستنی است دیگر…
می شکــــند…!!!
اصلا فدای سرت …
قضــا وبلا بـود …
از سرت دور شد…!
اشکم بی امان می ریزد..؟!
مهــــم نیــست…
آب روشنی است…
خانه ات تا ابد روشن باد…ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻣﺘﺮﺳﮓ
ﺳﺮﺗﺎﺳﺮ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﮐﺮﺩ …
ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻓﺼﻞ ﺳﺮﺩ ، ﺗﻨﺶ ﻫﯿﺰﻡ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﺷﺪ…
ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺟﺰ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖهرکی عشق روفهمید عذاب کشید…هرکی عشق رونفهمید عذاب داد…ﺩﺭ ﻋﺠﺒﻢ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺧﺪﺍ…
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ
ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻳﮑﺘﺎ ﭘﺮﺳﺘﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻣﻦ ..!اگه یه روز بفهمم دوسم نداری..
میرم مثل جوجه های توپولی وسط باغچه میشینم داد میزنم پیشی بیا منو بخور!ﺩﺭﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭﮐﺖ
ﺑﻪ ﺩﺭﺩﻡ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ !!…ﺗﻤﺎﻡ ﻋﮑﺎﺳﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ
 ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﯾﮏ ﻋﮑﺲ ﻗﺪﯼ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﺥ
 ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﻡ ،
 ﻓﺘﻮﺷﺎﭖ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ .دلت را به هر کسی نسپار ، این روزها برخی ها از سپرده ات هم بهره میخواهند .قول هایی که داده بودی به کنار، قول هایی که گرفته بودی را هم فراموش کردیمدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !
کاش میشد آخر اسمــت نقطه گذاشت تا دیگر شــــروع نشوی … !
کاش میشـــــــد فریاد بزنم : “ پایــــــان ”
دلم خیـــــــلی گرفته اســـت …………..
اینجا نمیتـــــوان به کسی نزدیـــــــک شـــــــد …
آدمهـــا از دور دوست داشتــــنی ترنــــد … !
.ﺍﯾﻨـــ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺸـــ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺘــــ
ﻣﻨـــ ﺭﺍ ﮐﺸﺘـــ !
ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻣـــ …
ﺁﻧـــﮑﻪ ﻧﺎﻣﺸـــ ﻣﺮﮔـــ ﺍﺳﺘـــ ﺑﺎ ﻣﻨـــ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟!
.
..

مانده امـــ …دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی
ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی …ﻟﻌﻨـــــــــــــــﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ
ﮐﻪ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻻﺯﻡ ﺷﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﺑﺮﻋﮑﺲ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺩﺭﻣﯽ ﺁﯾﻨــــــــــــﺩ
ﻣﺜﻼ ﻫﻤﯿﻦ ﺣــــــــــــــــــــﺎﻻ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﻭ ﻃﺒﻖ ﻣﻌﻤﻮﻝ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻦ ﺍﺳﺘـــــــــــــــــــ ..ﺗﻮ ﺁﻧﺴﻮﯼ ﺭﯾﻞ … ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺳﻮ

ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﻮﯾﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺮﺩﻡ

ﻗﻄﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺎ ﺭﺩ ﺷﺪ !

ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﺳﺮﺕ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ. . .
ﻣﺰﺍﺣﻤﺖ ﻧﻤﻴﺸﻮﻡ،
ﺍﻣﺎ ﺑﺪﺍﻥ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ﻫﺎﻳﺖ ﻣﺮﺍ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪ …ﺳﺮ ﺧﺎﮎ ﻣﻦ …
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮔﺮﯾﻪ
ﻣﯿﮑﻨﻪ …
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﯾﺪﻥ ﺟﺴﺪﻡ…
ﺍﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮ
ﺗﺎﺑﻮﺗﻤﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ…
ﺍﻭﻧﯿﮑﻪ ﺳﻼﻡ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺎﺩ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ …
ﻋﺠﺐ ﺭﻭﺯﯾﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ… ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﻢ
ﺑﺒﯿﻨﻢ …فکر میکردم اگه قلبم باهات صاف باشه همه چی حله،
ولی اشتباه فکر میکردمو جاش دهنم صاف شد.ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﺯﺩﻩ !!! ﺗﻮ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﯼ؟عشق یک نوع مرضى است که میکروب آن از طریق چشم وارد قلب میشود مرض عشق این روزها شباهت زیادى به آدامس دارد؛اول شیرین بعد دوست داشتنى سپس تکرارى وخسته کننده و در آخر دور انداختنى.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﺮا ﻳﺎﺩ ﭼﺘﺮ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﺩ
ﭼﺘﺮ ﻣﺮﺍ ﻳﺎﺩ ﻗﺮﺍﺭﻣﺎﻥ…
ﻗﺮﺍﺭﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻳﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ!!؟؟
ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﭼﺘﺮ ﮐﻨﯽ
ﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺧﻴﺲ ﻧﺸﻮﻧﺪ…اصالت عشق یک چیز است اما شما هزاران نسخه ی کپی شده از ان پیدا میکنید…گاهی چه صرار بیهوده ایست ، اثبات دوست داشتنمان. چرا که دوست ترمان دارند زمانی که دوستشان نداریم…از وقتی شوخی اختراع شد

آدمها راحت شده اند

دیگه هیچ حرفی توی دلشون نمی مونه

Ze ajayebe eshgh hamin ast ke haman aghooshi aramat mikonad ke delat ra atash zade…دقت کردین

لیلی و مجنون های عصر ما

هر روز می گن بای واسه همیشه !

ماازهم جداشدیم ولی من ازباتوبودن خیلی چیزهایادگرفتم!یادگرفتم،می توان هرروزلافِ عاشقی زدوقتی عاشق نیستی یادگرفتم،دیگربرای هیچکس غرورم رازیر پانگذارماگه به کسی که یکبارتنهاتون گذاشته فرصت دوباره برگشتن دادیدمثل این میمونه که بهش اجازه دادیدباماشین دنده عقب بگیره وبرگرده وکارتوتموم کنه…….ار سخت…!
گاهی فکرمیکنم…
کار تو سخت تر از من است…!
من یک دنیا دوستت دارم…
و …
تو زیر بار این همه عشق ،
قد خم نمیکنی…!!!زندگی مانندکتابیست پرماجرا،هیچگاه آنرابخاطریه ورقش دورمینداز.ﻭﻗﺘــ‗__‗ ــﯽ ﮔﯿــ‗__‗ ــﺞ ﻣﯿﺸــ‗__‗ ــﺪﻡ ﺑـﻪ
ﮐﻠــ‗__‗ ــﻤﺎﺕ ﭘﻨــ‗__‗ ــﺎﻩ ﻣﯿﺒــ‗__‗ ــﺮﺩﻡ
ﺍﻣــ‗__‗ ــﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻣــ‗__‗ ــﺮﻭﺯ ﮐــ‗__‗ ــﻪ ﮐﻠﻤــ‗__‗ــﺎﺕ
ﺧﻮﺩﺷــ‗__‗ــﺎﻥ ﻫﻢ ﮔﯿــ‗_‗ــﺞ ﻭ ﻭﯾــ‗_‗ ــﺞ ﺷــ‗__‗ــﺪﻩ
ﺍﻧﺪ….گفت مرا فراموش کن !..
اما ندانست که ارزش به یاد ماندن را نداشت . . .نبردی از وفا یه ذره بویی
به هر ساعت شوی مایل به سویی
فقط یه نکته میگویم قبول کن
عزیزم واقعا بی چشم و روییﺭﺍﻫﯽ ﺟﺰ ﺳﻘﻮﻁ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﮒ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ؛
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﺩﺭﺧﺖ؛
ﻋﺸﻖِ ﺑﺮﮒِ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﺩ …عشق اول
عشق دوم
عشق سوم
عشق چهارم
بس است..
پس عشق اول و اخر کو!!گرمای تنت ارزونیه همون لاشخورا
من سرمای تنهاییمو به گرمای هوست ترجیح میدمﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺸﺖ ﺍﻭﻝ ﮐﺞ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮ ﺭﺍ ﺯﺩﯼ
ﺷﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪسهم من اززندگانی هیچ بود/دل به هرکس خوش نمودم پوچ بود/رنج غربت به تن خسته نشست/درد تنهای عمرم رو شکست/روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت/وقتی به یکی تو زندگیت زیاد اهمیت بدی؛اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی…. به همین راحتی.اگر بخواهم زندگیمو از اول بنویسم…
تو میشی پیام بازرگانی وسطش!!!ﻫﻤﯿﺸــــﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒـــــــﻮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﯿﺴﺖ،

ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺍﺳﺘـــــــ…
ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺗــــــــﻮ ﻧﯿﺴﺘــــــــ

یک مانور کوچک بود…
قراربود تیر های نگاهت مشقی باشد…
اما ببین یک جای سالم بر قلبم نیست…آغاز کسی باش که پایانش تو باشی …دیگر تحسینت نمی کنم…
حالا که عاقل شده ام،
می بینم که آنقدر ها هم دوست داشتنی نبودی..دنیام مثل ماروپلہ شدہ…ولے افسوس تو فقط پلہ ھا نسیبتہ منم نیش مار…دىگر نمىخواهم به خىال کسى بروم….
انقدر “خوشقدم”هستم,که هربارکسى جایم را مى گیرد…عاقبت هر دو می بریم،
من رنج می برم و عاشق می شوم،
تو جان می بری و جانان می شوی.ﺑﺎﻟﺶ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯿﺪﻫﻢ
ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﺜﻞ ﺑﺎﻟﺶ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﺎﻓﺮﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ
ﺧ ﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺳﺮﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺗﮑﯿ ﻪ ﮔﺎﻩ
ﺑﻮﺩﻩ!!!!……اگر تو موهام مثل شپش باشی قول میدم برای موندنت تا عبد حمام نرم!!!!!!!!همیشه ابرها می بارند,اما انسان ها ستاره هارادوست دارند,چه موجودات عجیبی! این همه گریه رابه چشمکی می فروشند…!سیاهی روزهایم ازین است:
نگاهت همیشه مبهم بود ،خودم به ان معنی میدادم…ظرفیت پشت تکمیل است … لطفا از جلو خنجر بزنید …ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ؛
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ؛
ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ ، ﻟﺒﺎﺱ ﺑﺨﺮﻡ …
ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻫﺘﺮ ﮐﻨﻢ

ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!ﺑﯿﺎ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ …
ﻣﻦ ﺑﺎ ” ﺗـــــــــﻮ ” ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺧﻮﺍﺳﺖ!
ﻓﻘﻂ ﺑﯿــــــــــﺎ ﻗﺪﻡ ﺑﺰﻧﯿﻢ …
ﺍﺻﻼ ﺑﯿﺎ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭ … ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷـــــــــــﻢ …
ﺳﺎﯾﻪ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺩﺍﺭﺩ .. ؟راحت از من گذشت…
اگر خدا هم, راحت از او بگذرد…
قیامت را…
من، به پا میکنم!!!عمریست خودم را به خریت زده ام…که چیزى نفهمم از تو…

دلم براى آن روى سگم تنگ شده است..

زندگی کن…به ضرب المثل ها اعتمادی نیس…ماهی را هر وقت از اب بگیری میمیرد……..زندگی تمامش خطای دید است!
.
.
.
من تورا میبینم اما تو مرا نمیبینی…!راستش را بگویم
دلم می خواهد تا صبح تکرار کنم
بی تو یعنی خالی
خالی یعنی بی تو
اما میدانم با تو هم خالی خواهد بود
همه ی” با تو” های دوره زمونه ی ما خالی شده اند…صدا …….
دوربین …….
حرکت …….
.
.
.
.
بازم برایم نقش بازى کن .ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣـے ﺭﺳﻴﺪﻡ ﺩﺳﺘﮑﺶ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻴﺐ ﻣـے ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﻢ . . .

ﺍﻓﺴﻮﺱ . . . !!!

ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﮑﺶ ﺩﺍﺷﺘـے . . .

BaraYe dadaNe gol B digaraN
MoNTazere MaraSeMe Tadfine aNha nabaShIN….ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺟﺴﺪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﭘﯿﺪﺍ ﺷﺪ … !!!!
ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ،ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ …ما عشق را در دانشگاهى آموختیم که بابت شهریه اش زندگیمان را دادیملــعـنــتــی … باشـــــه !
مـن بـــه تــــو نـمیــــــام ،
امــا تـــــــو بـه خــودت بـیـــا . .ﺗﻘﺼﯿــــﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ …
ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻫﻤﯿﺸـــــﻪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻤﺎﻧﯽ ،
ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﭙﺮﺳﻢ …
ﻛﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﯾﺎ ﺧﺎﻃـــــــﺮﻩ ﻫﺎﯾﺖ … ؟ ! ؟شاید!
شعر همین است
مهمه عاشق تو باشم وتو!
با هر که میخواهیبه بعضیا باس گف:تو تفی هستی که من انداختمت رو زمین…حالا هرکی میخواد جمعش کنه،نوش جونشﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ
“ﻣﻦ” ﺗﻨﻬﺎﺗﺮﯾﻦ ﺿﻤﯿﺮ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﻭ “ ﺍﻭ ” ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺿﻤﯿﺮ ﺩﻧﯿﺎ
ﭼﻮﻥ “ ﺗﻮ ” ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ . . .من گم شده ام:
از یابنده تقاضا میشود
همچنان به بی تفاوتی خود ادامه دهد…زمانه عوض شده !!!
رفاقتهم لباس معرفتشو با منفعت عوض کردهﯾﮑﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﻧﻔﺲ ﺣﻮﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ من ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾم ﻧﺪﺍﺭم…از ی پیرزن پرسیدم چرا خدا اونو قسمتم نکرد جوابش کوتاه بود ولی خیلی خوشگل گفت یادت بمونه خدا حسود نیس برو پی کارتﺁﻫﻨﮓ ﺯﻧﮓ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻓﺮﻕ
ﺩﺍﺷﺖ، ﻭﻟﯽ ﺁﻫﻨﮓ ﺯﻧﮕﺖ ﺭﻭ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﯿﻪ
ﺑﻮﺩ!!
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻣﻨﻢ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﺗﻮﯾﯽ……آهــــــــــــــای تـــــــــــــو که دلتــــــــــــــــــنگــــــتم.!!
….بیــــــــــــا..
……گــــاه گــــداری دو ســــــه خـــــــــــط بیــــــت شعـــــــــــری..
..
……نتـــــــــــــــرس نــــــــــــمک گیــر نمــــــــــیشوی..
………
…………..فقـــــــــط “” نگـــــــــاهت “” را ازم نگـــــــــــــــــیر..
..

웃◎سرگرمے ام شده گرفتن فال حافظ و من خســـ ـته از جوابهاے تکرارے!
غــ ـم تمام میشود…
غصه نخور…
مشکلات حل میشود…
و…
دلــ ـم میگیرد چرا حافظ نمے داند بے او
هیــــــ ـچ چیز تمامے ندارد جز این
زندگــــ ـے!ﺍﮔﺮ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺕ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﺖ ﺑﮕﻮ ﺍﺳﭙﻨﺪ ﺩﻭﺩ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﮐﻪ ﻧﻪ …
ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﯼ !دیگر نمی توانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم

تقصیر خودت بود

آمدی ، رفتی و به هر چه کوتاه عادتم دادی …

اس ام اس و اشعار زیبا ویژه ولادت حضرت علی اکبر

ای اهل سماوات بریزید ستاره میلاد محمّد شده تکرار دوباره امشب همه والشمس بخوانید از پارۀ دل گل بفشانید

یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر

****

این آینۀ ختم رسل هست حسین است انگار محمّد به سرِ دست حسین است این لاله و ریحان حسین است والله قسم جان حسین است یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر

 

****

این در دل شب شمع شب تار حسین است در دامن گهواره گرفتار حسین است هم ختم رسل را جگر است این هم خون خدا را پسر است این یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر

****

میکال بخوانید بر او لاله ببارد جبرییل بگویید بر او وحی بیارد لیلا ثمرت باد مبارک قرص قمرت باد مبارک یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر

****

سر تا به‌قدم حسن خدایی علی‌اکبر انگار که پیغمبر مایی علی‌اکبر تو چشم و چراغ همه هستی قرآن حسین بر سر دستی یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر

****

یا فاطمه امشب به عروست نظری کن در بیت امام شهدا جلوه‌گری کن لیلا که سلامش ز خدا باد بر دسته‌گلت دسته‌گلی داد یوسف زهرا علی اکبر خوش آمدی علی‌اکبر استاد سازگار

 

شده روشن چراغ سحرت لیلا صلوات خدا، بر پسرت لیلا ای یم عصمت گوهـــر آوردی مرحبـا لیـلا پسر آوردی (2)

****

جلوۀ روی او همه رسول‌الله خلق او خوی او همه رسول‌الله جلوۀ حُسنِ- داور آوردی مرحبا لیلا پسر آوردی‌ (2)

****

از رسول خدا آینه داری تو شرف و عزت آمنه داری تو حیدر آوردی حیــدر آوردی مرحبـا لیلا پسر آوردی (2)

 

****

یار خون خدا بر تو سلام الله بر روی دست خود داری کلام‌الله امشب عباسِ- دیگــر آوردی مرحبـا لیلا پسر آوردی (2)

****

این پسر رهبر نسل جوانان است حسن و خال و خطش تمام قرآن است تو جوانان را رهبــر آوردی مرحبا لیلا پسر آوردی (2)

****

تو به دامن علی می‌پروری لیلا یا مگر مادر پیغمبری لیلا ای یم عصمت گوهـر آوردی مرحبا لیلا پسر آوردی

پیامک تبریک شب چله(7)

مجموعه: اس ام اس های جالب

بدو که روز کوتاهه / پاییز آخر راهه
هندونه رو آوردی ؟ / جوجه هاتو شمردی ؟
زمستون میشه فردا / مبارک باشه یلدا !

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

همه لحظه های پایانی پاییزت ، پر از خش خش آرزوهای قشنگ
یلدا مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

در آغاز زمستان هرگز زمستانی مباد ، بهار آرزوهایت
یلدا مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

عمرتون صد شب یلدا / پولتون قدر یه دنیا
توی این شبهای سرما / یادتون همیشه با ما
دل خوش باشه نصیبت / غم بمونه واسه فردا

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدا عزیزِ هندوونه
اگر چه ترش و لیزه هندوونه
بهایش را چو پرسیدم ز یارو
بگفتا هیس !!! جیزه هندوونه

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

محفل آریایی تان طلایی ، دلهایتان دریایی
شادیهایتان یلدایی ، پیشاپیش مبارک باد این شب اهورایی

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب چله◊◊◊◊◊◊

 

میان دوستان افتاده ای تک / رخت هندونه ز لطف عین پشمک !
برایت میزنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گل مبارک !

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

بلندای شب یلدای من باش / طلوع روشن فردای من باش
ولی فردا خدا داند کجایی / همین حالا همین حالای من باش

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

ما منتظر صبح شب یلداییم / دستی به دعا تا فرج فرداییم

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

باور به نور و روشنایی است که شام تیره از دل شب یلدا ، جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی ، روزهایتان پر فروغ ، شبهایتان ستاره باران !

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلد ا و وصف بی مثالش / خداوندا مخواه ، هرگز زوالش
شب یلدا فراتر از همه شب / نبینم هیچ کس افتاده در تب
شب یلدا مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدا شب بزم و سرور است / شبی طولانی و غمها به دور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه / بساط خنده و شادی چه جوراست

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

تو دلداری چو من دیوونه داری / تو مجنونی چو من بی خونه داری
شب یلدا مرا دعوت کن ای دوست / اگه تو یخچالت هندونه داری !

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

آری امشب شب یلدا است
شب فال
شب عشق
شب هندوانه
و شب آزادی و شب رهایی
چیزی به یادم نمی آید جز اینکه امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

من بلندای شب یلدا را / تا خود صبح شکیبا بودم
شب شوریده ی بی فردا را / با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود ! عجب زجری بود ! غم آن شب که شب یلدا بود

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

سهم من از شب یلدا شاید ، قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
غم هایم بلند همانند شب یلداست

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام / از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام
گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من / اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

امشب ، میوه سربسته حرف هایمان را روبه روى هم مى گذاریم تا طعم شیرین دوستى را به کام زمستانى روزگار بچشانیم

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شادی هایت به بلندای امشب و غم هایت به کوتاهی امروز

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

هیچ زمستانی ماندنی نیست حتی اگر همه شبهایش شب یلدا باشد

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر / زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق / رخ معشوقه و مدهوشی دلداده عشق

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

بیا ماه من و یلدای من باش
شب بارانیه دی ماه من باش
بیا زیباترین مجنون این شب
یه عمری با من و لیلای من باش . . .

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست
هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد
امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . .
شب یلدا مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم
و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی…روزهایتان پر فروغ، شبهایتان ستاره باران . . .

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدای من آغاز شد
نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه
بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست
بی من یلدایت مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

با تو من عزیز عشقم دیگه هیچ غمی ندارم
واسه ی همیشه ی عمر،عاشقونه دل میذارم
با تو یلدا پره عشقه،عشقی از جنس عزیزش
که نمیتونه بگیره کسی از دل،عشق پاکش . . .

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

آری ام شب شب یلدا است
شب فال
شب عشق
شب هندوانه
و شب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

مهر رخشا نکوترین چهر است / شب یلدا تولد مهر است
این همایون شب خیال انگیز / هست درآخرین شب پاییز
بیخ وبن در حماسه گستردست / در نهادش حماسه پرور دست
لفظ یلدا اگر چه سریانیست / شب مهرآفرین ایرانی ست . . .

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

من بلندای شب یلدا را تا خود صبح شکیبا بودم
شب شوریده ی بی فردا را  با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود ، عجب زجری بود
غم آن شب که شب یلدا بود . . .

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق
رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق
شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد

 

◊◊◊◊◊◊اس ام اس های شب یلدا◊◊◊◊◊◊

 

شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام
از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام
گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من
اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام

منبع:3ali3.com

پیام تبریک تولد به خرداد ماهی ها

پیام های خاص و زیبا برای تبریک تولد متولدین ماه خرداد

خرداد سومین ماه از منطقه البروج است که به وسیله سیاره مرکوری هدایت می شود و جوزا نماد متولدین این ماه است. خرداد ماهی ها خوش صحبت و بذله گو و قلب مهربان و رئوف بودن آنها زبان زد است. در این بخش از نمناک متن و جملاتی را برای تبریک تولد متولدین ماه خرداد آماده کرده ایم.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

باز خرداد آمد و عشق شد پدید

باز بر این دل نوید گل رسید

باز آمد عطر گل از سوی یار

بر سر شاخه شکوفه گشت پدید

خردادماهی عزیزم تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خرداد یعنی انتهای کوچه ی بهار

یعنی همان جاییکه تو بدنیا آمدی

کاش برای یک بار هم شده

تو را در انتهای این کوچه ملاقات کنم

و تولدت را چشم در چشمت، به تو تبریک بگویم

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

زیباترین گلها را برای زیبایی زندگیت و

کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزومندم

خردادی عزیزم تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

هوا که ابری نبود…

اون فرشته ها هستن که دارن گریه میکنن……

آخه یکی ازشون کم شده

مهربون ترین تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

جشن کوچکی در دلم برپاست ؛ چون امروز روز تولد توست

کاش روزی هم تولد حضور تو در قلبم را جشن بگیرم

جشنی با شکوه و بزرگ

خردادماهی عزیزم تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

عصر دلتنگی اینست که در بهار باشی

و اردیبهشت از دستت برود

و تو هیچ ندانی که خرداد

آذرخش فاصله های دیگری ست

که بهار جانم رابه تپش رفتن وامیدارد

تولدت مبارک خردادماهی جان.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

تولدت عزیزم پر از ستاره بارون

پر از بادکنک و شوق، پر از آینه شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز بیان یه عالم عاشق

بیاد هزار تا مهمون

خردادی جان تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

یه خرداد ماهی مثل یه تصادف وحشتناکه ؛ کلی کشته مرده میده

خردادی ماهی جان تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خردادی یعنی انرژی خالص

وقتی وارد زندگی کسی میشه

زندگی طرف 180 درجه عوض میشه

به هرچیزی که میخواد میرسه…

تمام نقطه ضعف های بدش

از بین میره و میشه یه آدم کامل

خردادی جان تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

امروز سالگرد زیباترین هدیه خداوند به زمینی ها ست

و سالروز جدایی تو از فرشته ها

از خداوند به خاطر حضور دوباره تو سپاسگذارم . . .

خردادماهی عزیزم تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

تمام اردیبهشت ها خزان می شود

تا تو خرداد را بیاوری

سرمست می شود بهار

از عطر گیسوان تو

که بوی بهشت را منتشر می کند.

ای جاودانه ترین خواهش بی منت

امشب

ای د ل پذیر…

خرداد را بیاور!

تولدت مبارک عزیزم.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

ای تماشایی ترین مخلوق در روی زمین

آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم…

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

تولدت مبارک خرداد ماهی

ای زیباترین ترانه هستی

بدان که شب میلادت برایم ارمغان خوبیها و زیباییهاست

پس ای سرکرده خوبیها میلادت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

هوا که ابری نبود…

.اون فرشته ها هستن که دارن گریه میکنن……

آخه یکی ازشون کم شده

مهربون ترین تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

یه خردادی کسیه که … اگه خوبی هایش را فراموش کنند، اما او هرگز “خوب بودنش” رو فراموش نخواهد کرد… مهربون ترین تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

تصویر اشک ها و لبخند هایت فراموش شدنی نیست

بلکه صفحه هایی از دفتر خاطراتم را در بر گرفته

که مرا در عمق لحظاتش غرق می کند

امشب در تب تلخم که برای فردایم چه بنویسم

همین یک جمله را می نویسم:

تولدت مبارک خرداد ماه ایم

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

روز میلاد روز آفرینش است و بهترین روز خدا

روز میلاد تو آفرینش بهترین هدیه برای قلب تنهای من است

روز میلادت رابا 20 شاخه گل سرخ تبریک می گویم . . .

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی ؛

اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی ؛

اگه ستاره بودی روشن ترین بودی

و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی .

روز تولدت مبارک خداد ماهی عزیزم

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

غریبانه ترین لحظات چشمهایم را

به تو میبخشم تا به یکرنگی من شک نکنی

حقیقت محض است؛؛

خالص و بی ریا؛

عاشقانه دوستت دارم

تولدت مبارک خرداد ماهی جان

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

آسمون با وسعتش تقدیم تو

رقص ماهی های دریا مال تو

هر چی دارم از تو دارم

زندگیم امروز و فردا مال تو

خرداد ماهی من تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

عزیزم موزیک صدایت با بدنیا آمدنت زیبا ترین ترانه زندگیم

نفس هایت تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم است

پس با من بمان تا زنده بمانم …

تولدت مبارک متولد بهترین ماه خدا

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

عزیزم روز تولدت را با آسمانی پر از ستاره های چشمک زن

با دشتی پر از شقایق ها و با آرزوی موفقیت برای تو

به تو تبریک می گویم . . . گل من تولدت مبارک

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

پیامک های احساسی برای متولدین خرداد

خردادی است دیگر…

شاید همیشه سکوت کند،

اما…

حرف هایش را در نگاهش میریزد…

دلتنگی ، قسمتی از قلبش است…

و صبر… تکه ای از روحش…

خردادی است دیگر…

در خودش می ریزد…

چیزی به کسی نمی گوید…

دوست دارد وقت اشک ریختن تنها باشد…

خردادی است دیگر…

فرمانروای احساسات… خلاصه ی همه ی دنیا…

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

من زاده ی خردادم

اگر اشکم را کمتر میبینی،

به حساب بی احساسی ام نزار

من بیشتر در خودم میبارم…

کمتر غم را ابراز می کنم…

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خردادیا اینقدر خوبن که

باید زیر لحظه هایی که باهاشونی کاربن بزاری.

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

متولدین ماه خرداد، ته تغاری های فصل بهار تولدتان مبارک، بهترینها را برایتان آرزومندیم.

وقتی یه خرداد ماهی سکوت میکنه.. ینی هیچ کلمه ای نمیتونه غم تو وجودشو بیان کنه ..

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

یه خرداد ماهی دو تا دندنش خیلی خوب کار میکنه .. یکی دنده چپش.. یکی دنده لجش

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خردادی یعنی قلبی که رفت و برگشت نداره یعنی اگه رفت به یادت رفت …

_-_-_—♥️ ♥️ ♥️—_-_-_

خرداد ماهی ها غمشون رو واسه تنهاییی هاشون میذارن و خندشون رو برای جمع دوستی…

سری جدید پیامک های صبح بخیر گفتن 99

اس ام اس صبح بخیر گفتن

همیشه صبح بخیر گفتن های با روحیه میتواند هم به شما و هم به فرد دیگر هم روحیه خاصی دهد در ادامه میتوانید با سری جدید پیامک های صبح بخیر گفتن 99 سایت تالاب را دنبال کنید.

 

*****پیامک صبح بخیر *****

 

“صبح”
یعنی بوی گل مریم
که سراسر شب را پر کرده بود
و حالا با نوازش حس بویایی ات
بیدارت می کند…
“صبح”
یعنی آغاز؛
آغاز یک عبور
ودریچه یک”سلام” …
گوش کن! …
در نبض کودکانه ی صبح،
این راز برکت است که می نوازد…
به حرکت سلام کن …

 

*****اس ام اس صبح بخیر *****

 

سلام صبح بخیر دوستان

انوار طلایی خورشید نوید مهربانی ولطف پروردگار را میدهند
که دراین روز زیبا به روی همگی مالبخند میزند

بیاید به یکدیگر لبخند بزنیم وصبحی پراز عشق ومهربانی را آغاز کنیم
که عشق منشا درمان همه دردهای بشریست .

صبح همگی بخیر روز خوب و سرشار از شادی برای همگی مان آرزو دارم .

سلام صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم

را در آینه تو سبز میبینم و تو خودت را در آینه من

آبی بیا برویم باورمان را قدم بزنیم تا

شانه های خیابان خیال کنند جنگل و دریا بهم رسیده اند !؟

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن *****

 

سلام بر تو که عاشق سلام بر تو که

شیدا سلام بر تو که خوابی سلام بر تو که رویا سلام شعر

فریبا سلام دلبر زیبا سلام راوی غم ها سلام عاشق شیدا

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن 99 *****

 

سلام من به هر چه وبه هر کــــسی که با سحر تمام جسم و جان او پر از نماز می شود

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

من به تو سلام میکنم تو که تک ستاره دمادم غروبی

ای مهوش غزالها ای ترانه ساز هستی

ای که جادوی کلماتت قلمها را سرنگون میکند سلام

 

****پیامک صبح بخیر گفتن جدید 98 *****

 

صبحا که تو می خوابی/من همیشه بیدارم
تو خواب بد می بینی/من دنبال یه کارم
تو تنبلی و بدحال/من خوشحالم و سرحال
پاشو دیگه تنبل
پیشاپیش صبحت بخیر

 

*****پیامک صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

سلام آفتاب من صبح زیبات بخیر
آفتاب من اجازه میدن امروز من شروع بشه

 

*****پیامک صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

هرچیزی یک آخری دارد و آخر آرزوهایم باتوبودن است.

به وسعت آخرعشق،دوستت دارم.صبحت بخیرعزیزترین آدم دنیای من

 

*****پیامک صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

صبح زمانیست که تو بیدار میشوی …
ساعت من به وقت چشمان تو تنظیم است !
صبحت بخیر .

 سلام صبح شده، شیشه مه

گرفته ی زندگیت را پاک نمی کنی؟

منظره قشنگی در انتظارته…

امروز، اولین روز بقیه ی زندگی توست.

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

هر طلوعی تولدی دوباره است
و هر تولدی شروعی دوباره!
صبحتون بخیر
لبتون خندون
دلتون بی غم
زندگیتون پر از عشق و امید

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم

و دلم لبریز است از دیدن خورشید جانم تا جان ببخشد

و ذوب کند یخهای کسالت و اندوه را تو با چشمانت زندگی

و شادی را برایم به ارمغان می اوری ساده می ایی و پر شکوه

و چه میدانی از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم . چشانم

سخت تورا میجویند ای جاری زلال . ای تابیده بر دلت مهر.

و من باز هم از دستانت شکوفه مهربانی میچینم امروز .

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

لبخند خدا یعنی همین باز شدن پلک های هر روزت…
دوباره امروز متولد شدی “آدم”
پس خجسته باد هر روزت…
( صبحتون بخیر دوستان)

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

سلاااااااام دوستان
سلاااااااام زندگی
عجب صبحی است امروز
زیباترین صبح خدا در حال آغاز است
سلااااااام ای شاهکار خلقت

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

ﭼـﺸـﻤـﻬـﺎ ﺭﺍ بستم …
و باز،باز کردم
این صبح ﺟـﻮﺭ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺩﯾـﺪﻡ …
ﺑـﺎﺯ ﻫـﻢ ﻓـﺮﻗـﯽ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ …
ﺗـــــﻮ ﻫـﻤـﺎﻥ عزیز،عزیزی
سلام عزیزم.صبحت بخیر

هر صبح!
پلکهایت؛
فصل جدیدی از زندگی را ورق میزند،
سطر اول همیشه این است:
“خدا همیشه با ماست”

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

سلام به قاصدک های خبر رسان

که محکوم به خبرند و سلام به

شقایقهایی که محکوم به عشقند و

سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی.

 

*****اس ام اس صبح بخیر گفتن جدید 99 *****

 

سلام من به غنچه ای که صبحدم به خنده باز می شود

 

سری جدید پیامک های صبح بخیر گفتن 98

اس ام اس جدید با موضوعات مختلف جالب روز

اس ام اس جدید با موضوعات مختلف جالب روز

اس ام اس روز 
یارو رفته بود سر خاک یکی دور واستاده بود و گریه میکرد
بهش میگن چرا نمیری نزدیک و سر خاک ؟؟؟؟
میگه اخه از فامیلای دور مرحوم هستم
.
.
.
.
اس ام اس روز sms roz
گاهی بایدفرو ریخته شوی برای ساختن بنای جدید
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
اون عشقی که حتی عشقش رو درک نکنه اون عشقش نیست نبودنش بهتر از بودنش هست
.
.
.
.
اس ام اس های روز
میخواهم برگردم به روزایی که بالاترین نقطه ى زمین
شونه های پدرم بود
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ
ﺑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ
ﺧﻨﺪﻩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ
ﻭ دلتنگی ﻣﺜﻞ ﻗﺎﺭﻩﺍﯼ ﮐﺸﻒ ﻧﺸﺪﻩ
ﺑﺮﺍیم ﻏﺮﯾﺐ ﺑﻮﺩ
.
.
.
.
اس ام اس  روز
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست
روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
هیچ انتظاری از کسی ندارم
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است
.
.
.
.
اس ام اس روز 
مرد باس
روزی یه ساعت کنارخانومش بشینه
بگه خانومم من آماده ام
هرچی دلت میخاد غر بزن

 

 

نم نم معرفتت رابادریای محبت هیچکس عوض نمیکنم حتی اگرازچشمانم دورباشی
.
.
.
.
اس ام اس روز
برگی بی درختم
در مسیر
باد ها
.
.
.
.
اس ام اس به روز
اگه بهشت زیر پای مادران است
عرضم به خدمتتون امروز دو بار گوشیم رفت بهشت
.
.
.
.
اس ام اس های روز
در قبر هستم
خوابیده ام به پهلوی راست
گوش چسپانده ام به خاک
منتظر شنیدن صدای گامهایت
فاتحه بهانه است
من هنوز هم دوست دارم
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
راز خود را به یک زن لال بگویید
خواهید دید به اذن پروردگار شفا پیدا میکند
.
.
.
.
اس ام اس روز
برایم در ردیف کسانی هستی که به قول نیما یادت روشنم می دارد
.
.
.
.
اس ام اس به روز
دل خسته مشتری نداره.اما دل زخمی چرا؟؟؟چون یه عالمه گرگ وقتی خون ببینند به سمتش حمله می کنند
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
خوانده بود:زیر باران باید رفت
فکر میکرد زیر باران باید، رفت
.
.
.
.
اس ام اس به روز
مینویسم دوستت دارم
نگوکه تکراریست،شایدروزی برسد که نباشم تاتکرارش کنم
.
.
.
.
اس ام اس روز 
مردهای واقعی زیباترین دختر دنیا رو دوست ندارند اونها دختری رو دوست دارند که بتونه دنیاشون رو به زیباترین شکل بسازه
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
فکر میکردم اگه بری ؛
نبودنت میشه یه جای خالی گوشه ی زندگیم
وقتی رفتی دیدم
زندگیم کز کرده
گوشه ی جای خالیت
.
.
.
.
اس ام اس های روز
ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ
ﺭﻭ ﺑﻔﻬﻤﺪ ، ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭﺵ ﮐﻨﯽ
.
.
.
.
اس ام اس روز جدید
محبت را از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمیدارد
.
.
.
.
اس ام اس روز
ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگی کن
و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها
جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را
فقط به نمایش می گذارد ندارد

 

 

اس ام اس قهر و آشتی – اسمس جدید

تسلیم نشو
توروخدا یه کم دیگه فقط یه کم
نباز نباز که آبروت میره
عشقم فقط کمی طاقت بیار …

بى تو دنىا بر سرم اوار شد .بىن ما هر پنجره دىوار شد.
درد ما در بودن ما رىشه داشت.
رفتن و مردن علاج کار شد.
هر که روزى نوش دارو مى نمود .
بر لب ما نىش زهر مار شد.
عاقبت با حىله سودا گران ،
عشق هم کالاى هر بازار شد.
آب ىکجا مانده ام درىا کجاست،
مىروم بس زندگى تکرار شد..این روزها ،هیچ اتفاقی نمی افتد،تو رفته ای…
واین بزرگترین حادثه ی روزهای نیامده ی من است بى وفا…اگه احساس به خاموشی مطلق برسد/بازهم عاطفه ای هست میان من و تو.برام بمون ، بهونه باش برای دل سپردن
نزار که آرزوم بشه یه روز بی تو مردنباید تو رو پیدا کنم

شاید هنوزم دیر نیست

تو ساده دل کندی ولی

تقدیر بی تقصیر نیست.

♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥

امــــــــروز با همه ی دنـیــــــــا
قهــــــرم …

امــــــا …

تــــــــــو صدایــــــم کــن …

بـــــــــــه خــــــــــــدا

بـرمـی گـــــــــــــردم !!!✔

ای که مدت هاست با من نیستی من همانم که تو با من زیستی رنجهایم را شنیدی باز هم عاقبت گفتی غریبه کیستی؟بیا…
در کوچه شهریور، انتهای خیابان تابستان
منتظر قدم هایت هستم…
بیا…
تا با هم بودنمان را به رخ پاییز بکشم…
بیا تا که دلتنگی هایم برگ ها را به مرگ وادار نکند…
بیا…بهترین حس زنده بودن: امید رسیدن به معشوق حتى براى یک لحظه با هم بودنببخش منو که باعث عذاب وجدانت شدم
ببخش منو که بچگی کردم و خواهانت شدم
ببخش که التماس من می لرزونه دل تو رو
ببخش که میخوام بدونم هر لحظه ای حال تو رو
تو رو خدا ببخش اگه غرورم و جا می ذارم
وقتی که اسم تو میاد رو همه چی پا میذارم
عزیز من ببخش اگه فراموشت نمی کنم
ببخش که تو خیالمم حتی بوست نمی کنم
ببخش که نیمه های شب فاصله رو داد میزنم
ببخش که توی خوابمم اسمت و فریاد میزنم
ببخش که دست من هنوز لایق دستات نشده
راستی بدون که قلب من دلخور از حرفات نشدهگرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است.ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد,لطفا کمی با من حرف بزن.برایم کــَـف زدند

در آغوشـَـم گرفتند

تایید و تشویقــَـم کردند .. که آخــر فرامــ.ــوشت کــردم

دیگر تا ابـ.َـد بر لـَـبانم لبخنــدی تــَـصنعـی مهمـان است

اما بیــن ِ خــودمـان باشــد ،

هنــوز تنهــ.ــا دلـبـَـرکــَـم تــ…ُــو هسـتــی✔

به اندازه همه ستاره ها که می درخشند ……

با وسعتی از نور که می پراکنند……

که در آسمان آبی می درخشند ……دلم ….

دلم هوای دیدن اسمانی را دارد که تو در آن ……

که تو در زیر آن نفس می کشی……

قدم می زنی ……

بــی معــرفت !

دارمــ در دریــای اشــکـ هایــمـ

غــرق مـی شومــ …

بــر نمیگــردی ؟

میــترسم خــاطــراتـت را فـ ـراموش کــنم …!

به من چیزی بگو شاید

هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید یه حس تازه بیدا شه

یه راهی رو به من وا کن

تو این بیراهه ی بنبست

یه کاری کب برای ما

اگر مایی هنوزم هست

به من چیزی بگو از عشق از این حالی که من دارم

من از احساس شک کردن

به احساس تو بیزارم

برگرد!!
خود را از آدم های تکراری اطرافت رها کن! میدانم تو هم خسته ای! شاید اینجا به زیبایی جایی که تو هستی نباشد! شاید تاریک و سرد باشد اما بدان اینجا کسی انتظارت را میکشد که اگر برگردی دنیا را برایت گلستان میکند!“عشق”…
باز هم “عشق”…
بیا”شینش” مال تو…
من تمام احساسم را”عق” میزنم…بااینکه درحوالی چشمم ندارمت…اماهمیشه کنج دلم دوست دارمت!بی تو چه حواس پرت شده ام کسی اسمم را میپرسد نام تو را میگویم !!!باخودت چه فکر کرده اى…!!

ابراهیم که نیستم میگذاری میروی…

این آتش نبودنت بر من گلستان نخواهد شد…✔

بنویس با خط الماس رو تن نازک شیشه که بدون نور چشمات شب من سحر نمیشهﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺗﻤﻮﻡ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻡ ﺑﻮﯼ ﻏﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ
ﺭﻧﮕﺶ ﻣﺸﮑﯿﻪ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺲ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ
ﺍﻣﺮﻩ ﻋﺎﺩﯾﻪ
ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ ﺣﺲ ﮏﯾ ﻟﺤﻈﻪ ﻧﺒﻮﺩﺕ ﻣﻨﻮ ﺗﺎ ﺍﻭﺝ
ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻣﯿﺒﺮﻩ
ﺗﻮ ﺭﻭ ﺟﻮﻥ ﻣﻦ ﻭ ﻫﺮﭼﯽ ﻋﺎﺷﻘﻪ ﻧﺮﻭ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﻩ ﻭ ﻃﯽ ﮐﻨﻢاگر دهکده ای بسوزد همه دودش را میبینند؛ امااگر قلبی بسوزد هیچکس حتی شعله اش رانمیبیند ؛پس میسوزم به عشق کسی که هیچوقت سوختنم را ندید .با خودم عهد بستم که بار دیگر تو را دیدم بگویم از “تو دلگیرم”
ولی باز تو را دیدم و گفتم
بی تو می میرم.خیلی دور هم بروی، نقطه نمی شوی. سه نقطه میشوی در شعرهایم‌ﺑــــــﺮﮔﺮﺩ …

ﭼﻮﻥ ﻣﻦ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻢ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺗــــــﻮ ﻫﯿﭽـــﮑﺲ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ…

ﺣﺘﯽ ” ﻏـــــــــبار…”

اﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﻢ
ﺷﺒﯿﻪ ﺗـــــــﻮ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﻨﺪ !!!به تو بیشتر از چشمانم اعتماد داشتم!
و تو بارها گفتی تا همیشه میمانی…
حالا اما. . .
چگونه چشمانم را باور کنم که میبینند رفتنت را . . .این بـــار کــــه آمدی دستانت را روی قلبم بـــگذار
تـــــا بفهمی این دل با دیدن تــو نمی تپد …میلـرزد.بردی ازیادم
دادی بر بادم
بایادت شادم دل به تو دادم
سوزمو از سوز نگاهت هنوز چشمم هست چشم براهت هنوز
چه شد آن همه پیمان که از آن لب خندان بشنیدمو هرگز نشد خبری از آن10عدد کوچکی است
اما چقدر بزرگ می شود
وقتی ۱۰سال بعد به هم میرسیم
که دیگر نه تو آرزوی منی
ونهمن رویای تو…برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
تو بمان و دگران وای به حال دگران
شهریار*بیا ای نگار من
بیا ای هستی من
بیا ای بی وفای من
و امشب را فقط امشب
برای خاطر آن لحظه های درد
کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن
که من امشب برای حرمت عشقی
که ویران شد
برایت قصه ها دارم
تو امشب آخرین اشکم بروی گونه می بینی
و امشب آخرین اندوه من مهمان توست
بیا نامهرباناگر بگویم وجودت گرمی بخش زندگیم نیست دروغ گفته‌ام،
اما چگونه می‌توانم اینطور آرام و صبور به انتظارت بنشینم وقتی نمی‌دانم پس از طلوع آفتاب
کدامین روز به دیدارم خواهی آمد♥به تقویم نگاه میکردم
روزهای آخر مهـر ماه…
نیامدی و نماندی برایم، مهربانم؛
این مهــر هم
خانه ام از عطر تو خالی بود…ﺍﻣــــــــﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻧـﯿــــــــﺎ ﻗﻬــــــﺮﻡ …
ﺍﻣــــــﺎ …
ﺗــــــــــﻮ ﺻﺪﺍﯾــــــﻢ ﮐــﻦ …
ﺑـﺮﻣـﯽ ﮔـــــــــــــﺮﺩﻡ ♥!!!بعضی وقتها به خاطر خودتم که شده باید به بعضی ها بگی برو….
موندنش که آرومت نکرد شاید رفتنش آرامشت و برگردونه…روزی گله کردم من از عالم مستی/توهم به دل گرفتی دل منوشکستی/من ازمستی نوشتم ولی قلب تو رنجید/توقهرکردی قهرت مصیبت شدوبارید/پشیمون وخستم اگه عهدی شکستم/آخه مست توهستم اگه مجرم و مستم…برای دیدن تو چشم میکند گدایی / به خدا که این گدایی ندهم به پادشاهیبا محبت قلبهایمان گل عشق را کاشتیم ٬ و با داس های دستهامان از ریشه بریدیمشان و شکایت از خشکسالی احساس می کنیمبا اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم، میبینم سر جاتی!این روزها. . .

دلتنگ که نه !

محتاج صدای تواًم. . .

باور کن. . .

این یکی دیگر شعر نیست✔

بهانه گیری هایت را به جان می خرم…
تو قول بده عشقم را به بازی نگیری..باز هم شب شدو و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
امشب درانتظار یک شب به خیر تا صبح بیدار خواهم ماند اما تو چشماهای زیبایت را به رویاها بسپار…. شب به خیربرگرد
برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شودچه کرده ای با من که این روزها تــــو رافقط به اندازه ی یک اشتباه می شناسم ؟!؟!؟بیا باز فریب بخوریم
تو فریب حرفهای مرا و
من فریب نگاه تو را
مگر زندگی چه میخواد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری و
من نگویم
که دوستت دارم
“شهاب مقربین”اگر روزی برگشتی از سر راهت برایم یک ”” بغض ”” خوب بگیر. . . .

بغض من که بغض نیست. . . !

هر شب پشت پنجره خیره به باران روی شیشه می شکند. . . .

باتومیشه صدهزارنامه نوشت باتومیشه خیمه زدتوشهرعشق ولی افسوی نمیذاره سرنوشتبخیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی
این دیگه یه التماسه من میخام بیای بمونی
من تو چه بیکسیم وقتی تکیه مون به بادهﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﺷﺘﯽ:…. ﻣﻦ ﺁﺧﻪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻟﺎﻣﺼﺐ؟؟ 😐تمام می شوم شبی… فکرش را بکنی! یک روز می آیی و می بینی نه من هستم نه این کلمات…تا پنجره باز است ، پرده فرصت رقصیدن دارد …..!
تنهایم مگذار …بی تو با خاطره هایت چه کنم، ای مهربان….ﻫــــﻮﺍ ﺭﺍ ﻫــــــﺮ ﭼــــﻘــﺪﺭ ﻧﻔـــــﺲ ﺑــﮑــﺸـــﯽ
ﺑـــﺎﺯ ﻫــــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﮐــﺸﯿـــﺪﻧﺶ ﺑـــﺎﻝ ﺑـــﺎﻝ
ﻣﯿﺰﻧﯽ …
ﻣــﺜـــﻞ ﺗـــــــــــــﻮ …
ﮐـــﻪ ﻫـــﺮ ﭼــــﻘﺪﺭ ﮐـــﻪ ﺑــﺎﺷــﯽ …
ﺑــﺎﺯ ﺑــﺎﯾﺪ ﺑـــﺎﺷﯽ !
ﻣـﯿـﻔﻬــﻤﯽ ﭼـــــﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾــــﻢ؟؟!!!
ﺑـــــــــــــﻮﺩﻧـــﺖ ﻣﻬــــــــــــﻢ ﺍﺳـــﺖ !!!..…منو ببخش اگه پاکم……منم ببخش اگه دوس دارم ساده و بی شیله پیله باشم…..منو ببخش اگه تو اولین اخرین نفری واسه من……منو ببخش اگه نمیتونم مثه اکثر پسرا ننگ باشم….منو ببخش اگه نمیتونم بهت خیانت کنم….منو ببخش اگه نمیتونم بعضی احساساتتو از پشت گوشی براورده کنم……منو ببخش اگه دور زدن و مخ زدن تو مرامم نیس…..منو ببخش اگه بهت پیشنهاد بد نمیدم…..منو ببخش ببخش ببخش ببخش بخاطر کمبود هایی که دارم و دس خودم نبوده منو ببخش بخاطر کم لطفیام……منو ببخش اگه تورو میخوام تا پای مرگ….منو ببخش اگه همیشه واست وقت داشتم……منو ببخش اگه همیشه دلتنگتم…..منو ببخش اگه شبا با یادت اشک میریزم….منو ببخش اگه تحملم برات سخت شده…..منو ببخش اگه همیشه خوبم…منو ببخش اگه عاشقتم….منو ببخش اگه گاهی مجبور میشی بهم فک کنی……منو ببخش اگه یادم بغضو میاره تو گلوت….منو ببخش اگه تنهام گذاشتی و رفتی….منو ببخش اگه واست می میرم….منو ببخش اگه تنها کسم توییی…
…منو ببخش اگه بازم میخوام منتظرت بمونم….بعضی از حقایق خیلی ساده است ؛

ولی درکش خیلی پیچیده و سخته ….

مثل کنار اومدن با این جمله : خب دوستت نداره دیگه زور که نیست

به دیدارم بیا …… دو ضربه بر درب تنهایم بکوب
و به سرزمین من قدم بگذار
من از کلام و سنگ ام
من از گیاه و روشنی ام
و هزار سالاست
که دل تنگ توام
به دیدارم بیابرای تو می میرم.تو وانمود کن تب کرده ای .. همین کافی است….بگو هنوز از پشت پنجره ها
نگاهم میکنی
هنوز برای امدنم دعا میکنی
که یک روز
بین این فاصله ها پل میزنی
که یک روز
تمام ورق های گذشته را بر میزنی
بگو این بار اگر برگردم
مرا “ماه من” صدا میزنی؟
بگو برگرد
برمیگردمبیا تمامش کنیم همه چیز را .. که نه من سد راه تو باشم نه تو مجبور به ماندن..نگران نباش.. قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد..اما فراموشم کن..بخند تو که مقصر نبودی..من این بازی را شروع کردم خودم هم تمامش میکنم.. میدانی..گاهی نرسیدن زیبا ترین پایان یک عاشقانه است..””بیا به هم نرسیم.””با خود عهد کردم که تو را دیدم بگویم از تو دلگیرم …… ولی باز تو را دیدیم و گفتم بی تو میمیرمتـمـام شـد . . .
بـه جـز ایـن اشـکـها ،
بـرای بـاخـتـن ،
دیـگر چـیـزی نـدارم…
تا بـریـزم بـه پـایـت، مـــی مــــانـــی…؟برگشتنت
همانقدر محال است
که خیال میکردم رفتنت.بیا نقش بازی کنیم من در آغوش توطلب بوسه میکنم تو هم بی هوا در من هیچ شو …بگذار یک سکانس با هم بودن هم اجرا کرده باشیم…یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست ، فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی؟
.بر نیمکت اولین قرارمان. . .
جای تو نشسته ام. . .
تا جای خودم خالی باشد !!!بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی
گفتمت نامهــــــــــربانی دم زحاشا میزدی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر
کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی….دل تنگم…نیستی…هیچکس مرا به وجد نمی آورد…تنها خنده ای محو روی لبانم نقاشی شده تا کسی حال دلم را نفهمد…بی تو اوضاعه من خراب تر آن است که فکر میکردم….بی رحم نباش…برگردبعــ ـد رفتنت همش به خودم میگفتم نمیتونے برمیگردی…
چه دلخوش بودم به این دلخوشیه احمقانه!
گاهے اونقدر بد میبینی از سرنوشت که دلت دیگه واست دل نمیشه…
برنگشتے …
من موندمو یه دنیا بغض…
راستے بعد تو بازم ادمم که بتونم عاشق شم؟؟؟
اصلا زندگے میکنم؟
یا فقط نفس میکشم….به جای دسته گلی که فردابرمزارم میگذاری،امروزباشاخه گلی کوچک یادم کن،به جای سیل اشکی که فرداروی قبرم میریزی باتبسمی شادم کن….!تلخ باش امانرو… بغض کن امانباز… خشک شوامانریز… دیرکن امابیا…ای اسم تو کلام من تو مرهم درد منی
چرا به عشق پاک من به خنده طعنه می زنی
به من نخند برای من مقدسی
مثل نیایش سحر مرا که خسته تو ام
به اوج زندگی ببر
لحظه ی با تو بودن رایت خواستن من
صدای التماسم همیشه از تو گفتن
برای من عزیزی مثل نفس کشیدن
تمام انتظارم همیشه با تو بودناینکه صدایت میکنم و نمیشنوی یک بحث جداست…
و اینکه بشنوی و جواب ندی یک بحث جدا نیست, یک دنیایه جداست…تا صبح

پهلو به پهلو می شوم

تا شب

این درو آن در می زنم

شاید کمبودت فراموشم شود

لحظه به لحظه بدتر میشود

جستجو می کنم نبودنت را……..

باز هم پستچی پیر نامه ها را نیاورد.
نمیدانم باید خانه را عوض کنم یا پستچی را؟
تو هر روز برایم نامه مینویسی … مگر نه؟اینــبآر هَم کـــنآر بکش ..
محـضِـ رضــــآیِ خـُــدا کـِ نـہ …!
محضِـ رضـــآیِ دِلَتش …بیمارستانم دکتر گفته:اگه نفست نیاد میمیری اس زدم بگم ًنفسمً نمیای!!بـرو!
ترس ازهیچ چیزندارم…!
وقتی که یقین دارم بیشتر از من هیچکس دوستت نخواهد داشت…
بیشتر از من کسی طاقت کم محلی هایت را ندارد…
برو!
ترس برای چه؟؟؟
وقتی میدانم یک روز تف می اندازی به روی تمام آنهایی که به خاطرشان من را از دست دادی!افتاده ام میان دو خط…

ماندنم درد دارد…

رفتنم توان میخواهد…

و من توان درد ندارم…✔

از تو.گذشتم…به همان محکمی که پای داشتنت مانده بودم…ﺑِﺒﻴـــــــــــــﻦ . . .

ﭼﻪ ﺯﻭﺩ ﺩﻳــــــر ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . .

ﺗﺎ ﺩﻳــــــﺮ ﻧﺸُﺪﻩ ﺑَﺮﮔﺮﺩ . . .

برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !
برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ !
تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر …
برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !بذار دستاتو تو دستام… نرو از لحظه هام بیرون
نگو دنیای قلب من برای تو شده زندون
نمیتونی بری وایسا! من اینجا عاشقت هستم
همیشه رفتنت سخته… بمون من دل بهت بستمﻣـﻦ ﺭﻓـﺘﻢ ﻭ ﺗـﻮ ﻓـﻘـﻂ ﮔـﻔـﺘﻲ ﺑـﺮﻭ ﺑـﻪ …
ﻣـﺪﺕ ﻫـﺎﺳﺖ ﮐـﻪ ﺑـﻲ ﺗـﺎﺑـﻢ
ﺑـﻲ ﺗـﺎﺏ ِ ﺑـﺎﺯﮔـﺸـﺘﺖ
ﻭ ﮐﻠـﺎﻡ ﺁﺧـﺮﺕ
ﺭﺍﺳـﺘﻲ
“ ﺑـﻪ ﺳـﻼﻣـﺖ” ﺑـﻮﺩ
ﻳـﺎ “ ﺑـﻪ ﺟـﻬـﻨــﻢ ” ؟ﻫــــﺮ ﺭﺍﻫـــﯽ ﺭﺍ ﮐــــﻪ ﺭﻓـــﺘــﻪ ﺑـــﺎﺷــــﻢ …
ﻫــــﺮ ﭼـــﻘــــﺪﺭ ﻫــــﻢ ﺩﻭﺭﺗــــﺮ
ﮐـﻮﺗــﺎﻩ ﺗــﺮﯾــﻦ ﺍﺳــﺖ ﺑــﺮﺍﯼ ﺭﺳــﯿﺪﻥِ ﺩﻭﺑــﺎﺭﻩ
ﺑــﻪ ﺗــﻮ
ﮐـــﺎﻓــــﯽ ﺳــــﺖ ﮐـــﻪ ﯾــﮑــﺒـــﺎﺭ ﺩﯾــــﮕـــﺮ
ﻧــــﺎﻣـــﻢ ﺭﺍ ﺻـــﺪﺍ ﺑـــﺰﻧـــﯽ
ﺑـــﺮ ﻣــــﯽ ﮔـــــﺮﺩﻡبه باغم یاسمن بودى چه میشد ؟
عروس این چمن بودى چه میشد ؟
چرا چون باد رفتى از کنارم ؟
همیشه مال من بودى چه میشد ؟تمام اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم!حالا هر روز بهم زنگ میزنی،یکبار هم نه، چند بار،تازه تغییر صداهم میدی!من که میدونم تو هم دلت تنگ منه…این روزها انگار می آیی، انگار قرار است که بیایی

بیرون از ذهن من و دستان خدا

قرار است بیایی و رنگ بدهی این بی رنگی مرا

زنگ بدهی این بی صدایی مرا

قرار است وقتی آمدی من این درد را یادم برود

خط بکشم روی هر چه سردرد است….

قرار است همه آنچه را گذشت پاک کنم

خط پر رنگ بکشم دور تو که بمانی مهم برای خودم!

قرار است آمدی بگویم این زندگی که گذاشتی و بخشیدی زیاد است

بعد دوباره پسش بدهم به خودت که ببخشی به خدا!

ته فنجان قهوه ام عکس کفش های توست …
فقط نمیدانم می آیی؟!!!…….یا میروی؟!!!!بعـد از تـو دگـر هستـی مـا پـا نگـرفتــ ،بعـد از تـو کسـی در دل مـا جـانگـرفتــ ،در کلبـه تنـهایـی خـود پـوسیـدم ،بعـد از تـو کسـی سـراغـی از مـا نگـرفتــ . . .بی”تو”
 حتی
 باران هم…
بوی تشنگی میدهد…”آنگاه ک پر از بغضم
آنگاه ک پر از فریادهاى خفه
آنگاه ک شانه اى میخواهم خالى

آیا می آیى ک مرحمى باشى بر این دل سودا زده؟؟؟

بیــا…

در کوچه شهریور ، انتهای خیابان تابستان

منتظر قــدم هایت هستم…

بیــا…

تا با هم بودنمان را به رخ پاییــز بکشم…

بیــا تا که دلتنگی هایم بــرگ ها را به مرگ وادار نکند…

بیــا…

اگه گفتی چرا بی من راحت رفتی چون دوسم نداشتی
ولی من بی تو نمی تونم حتی نفس راحت بکشم.از چشمانم افتادی
همان جا که دست تو رو شد، از گوشه ی چشمم سر خوردی …به سلامت اما . . . . .اینگونه خداحافظی نمی کننداﻱ ﺩﻝ ﺩﻳﮕﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎﺵ و ﺑﺴﻮﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻧﺪﻭﺯ ﺩﻳﮕﻪ اﻭﻥ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻧﻤﻴﺎﺩشنیدم بوسه پلی است میان قهرواشتی ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ هی قهرکنیم هی اشتی! /به من گفتی هر موقع میام بیرون خدا خدا میکنم که ببینمت
دیدی؟چرا سرت رو آنقدر پایین انداخته بودی؟
نمیتونی به چشمام نگاه کنی آره
ولی من هر بار که میام بیرون خدا خدا میکنم که نبینمت چون قلبم درد میکنه چشمام اذیتم میکنن تمام بدنم میلرزه به یاد آن همه خاطره
بی معرفت هنوزم عاشقتمترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ..✔بااین دستای سردم الاهی دورت بگردم.بااین قلب پوردردم الاهی دورت بگردم.الانکه دارم میگردم راهبفتی برمی گردمبرگرد. . . .
داری میری بدبخت !!!!
از یادمﮐﺎش ﻣﯿﺸﺪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰاﯾﯽ رو ﻫﻢ ﺗﻮ ﯾﺎد ﺑﮕﯿﺮی ﺳﺎدﻩ اذﯾﺖ ﻧﮑﺮدن ﺳﺎدﻩ رد ﻧﺸﺪن ﺳﺎدﻩ ﻧﺨﻮاﺳﺘﻦ …وﺳﺎدﻩ وﻟﺶ ﮐﻦ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺲ !!!!ﺗﻮ ﮐﻪ ﺳﺎدﻩ ﯾﺎد ﻧﻤﯿﮕﯿﺮیبجز دستت ندارم یار دیگر
بجز آینه بازى کار دیگر
چو بستى چشم را آینه بشکست
نگاهم کن فقط یک بار دیگربه چه می خندی ای شمع به شب تیره خآموشم به خدامردم ازاین حسرت که چرانیست دراغوشمبرهوتیست دلم بی تو…
و دستانت گرمی بخش
بارور می شود حتی نمک…
گر بپاشی بر زخمهایمبیاباهم قراربگذاریم که هیچگاه باهم قراری نگذاریم…
بگذاراتفاق بیفتد…
اینطوربهتراست…من هرلحظه منتظراتفاق باشم…!!!
هراتفاق نابی که بهانه ای باشد…
برای رساندن….
من به تو!!!این روزها حس میکنم جایى را تنگ کرده ام! جایى در قلب تو براى آمدن دیگرى.بانو …
مرد نبوده ای تا بدانی
سرت بر روی بازوانم …
امنیت تو نیست …
آرامش من است …بی قرارم امشب …

دلم آغوشت را میخواهد،

تا در آن آرام و رام گوش کنم به صدای قلبت.

و زندگی کنم در هوای نفس هایت،

و عاشق تر شوم.

و نفس هایم به شماره بیفتند

و بیقرار تر شوم…

دلم میخواهد باز

تو باشی

و من

همین و بس…

به دنبال تو تا هر جا بتوانم میگردم
میگردم و میگردم
تا شاید روزی
یا تو را پیدا کنم
یا در خاک کویت فدا شومباز هم سرم گیج می رود…

دستانم می لرزد…

و دلم چه بی تابانه می تپد…!

گمان می کنم…

باز تو داری…

می آیی..

ای کاش فردا که از خواب بیدار می شدم زندگی رنگ دیگری به خود می گرفت .

رنگ رویاهایم.♥

برو بی وفا…! حیف اون بوسه ها که خرج تو کردم…ایـنּ روزهآ (او) نــہ (تـ ـ ـ ــو) است نــہ (شُمــ ـ ـــآ)

:(او)یـے ست که رفتـــہ است و روے ج جُــدآیــےنشستــہ است✔

ﻣﻌﻨﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﻝ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﻣﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ ﺑﮕﻮ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺁﻥ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﭼﯿﺴﺖ ؟
ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻡ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ ﺯ ﺧﻮﯾﺶ
ﭼﺎﺭﻩ ﯼ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﭼﯿﺴﺖ . . . ؟ ای مثل روز آمدنت روشن،این روزها که می گذرد هر روز در انتظار آمدنت هستم اما با من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم؟؟؟…ته فنجون فالم دنبال اسمتو میگشتم،تورادیدم اما صدافسوس که درحال رفتن بودیبَدتریـــن دَرد
مُــردَن نیست
دل بَــستن به کسیــه که

کــنــآرت نیستـــ …

بعضی وقتا نباید ب فکر رفت ک بعدها چه خواهد شد… باید خیلی رک بهش بگی برو به درکبــــــرگـــــرد
و زمـــــان را غــــافـــــلـــگیـــــر کـــــــــن
مــــــن بـــا تـــک تـــک ثـــانــــیــــه هـــا شــــرط بــــســــتــه ام✔با من از بودن بگو
گوشم را پر کرده
ﻫـﯿـﺂﻫـﻮـےِ ﻧــﹷـﺒﻮدﻧـﺘـــ ـــ ـاینجا زمین است…
قیمت یک عشق تا عشق دیگر یک قهر ساده است…به سراغ مـــن اگر می آیی٬تنــد و آهســته چه فرقی دارد؟؟؟تــــــو به هر جور دلت خواست بـــــیا !… …مثل سهراب دگر……جنس تنهایی من چینــی نیست٬که ترک برداردمثل آهــــن شده چینی نازک تنهایی مــــنتـــــو فقط . .زود بیا!!!!بر من نیستی،جانا،کجایی
بهر هر جایی که هستی
جان مایی..ﺷﺎل ﮔﺮدن ﮔﺮﻣﻢ را ﺑﻪ ﮔﺮدن ﺳﺮد اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺖ ﺑﯿﻨﺪاز

ﺗﺤﻤﻞ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺮدی اﺣﺴﺎس ﺳﺨﺖ اﺳﺖ

بدون آنکه ماری در کار باشد؛ مزه ی “زهر مار” را میچشم!  وقتی نیستیاین اخره رویاست که می خوام باتوباشم،هرلحظه شب و روز تو اغوش تو باشم،این اخره عشقه که چشمات روبرومه،باتو همه دنیا همه چی خوبه خوبهاینقد به گوشیم خیره شدم که شاید ازت خبری بشنوم ولی افسوس که بی رحمیبخشیدن کسى آسان است!!
اما اینکه دوباره بتوان به آن اعتماد کرد ؛
داستان کاملا متفاوتى ااست…ایجاد تغئیرات بزرگ زندگی

تا حدی ترسناک است.

اما می دانید حتی ترسناک تر

از آن چیست؟

حسرت.

بیا..!!
این چه رفتنى است…
نگاهت…
دستهایت…
هوایت…
همه جا مانده اند در تبسم هایم…
بیا..!!
بى تو…
هیچ کدوم از اینها بوى خوشبختى نمیدهند…
بیا..!!
ببین…
هواى وحشیانه ات…
مرا ،رام نگاهت…
وبى تاب دستهایت کرده…
بیا..!!
بمان…
نرو…✔باید حواسم را بیشتر جمع کنم
آن قدر جاذبه داری
که تا بند افکارم را شل می کنم
تنهایم می گذارند
دور تو جمع می شوند!بیا کلاغ پر بازی کنیم ،روزهای بی تو بودن پر،فکر بی تو بودن پر،دوست داشتن کسی جز تو پر،عشق کسی جز تو تو سرم پر ،فقط خواهش می کنم تو نپرای دلبر ما مباش بی دل بر ما
یک دل بر ما به که دوصد دلبرما
نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما
یا دل بر ما فرست یا دلبر مابی محلی بی وفایی بی تفاوت تا به کی
زخم و آتش بر دلم خواهی زد اما تا به کیبه شوق آنکه بیایی ببینمت یکبار،چقدربی تونشستم کناراین دیوار،شبیه سقف ترک خورده زیربارش اشک،هزارمرتبه درخویش گشته ام آوار،به آیه آیه چشمان توسوگند،که ازنگاه توهرگزنمیشوم بیزار،به جزتوهیچکس آرامشم نخاهدداد،بیادوباره قدم روی چشم من بگذار…برو باشد ولی من هم خدا و عالمی دارم،
من از دنیا گله مندم که از مهر تو کم دارم،
ببین یک خواهشی دارم مرا در خود کمی حل کن،
نگو رفتم خداحافظ کمی دیگر معطل کنبهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد،
من تو را در قلبم دارم
نه در دنیا…به جای سیل اشکهای که فردا سر مزارم میریزی،
امروز با لبخندی کوتاه یادم کن…
به جای دست گل های که فردا رو سنگ قبرم میزاری،
امروز با شاخه گلی شادم کن…
به جای متن های تسلیتی که فردا بر سر مزارم مینویسی،
امروز با پیغامی خوشحالم کن…
.
.
اری من امروز به تو نیاز دارم نه فردا….بهشون بگو بخدا بدونت میمیرم ی ثانیه خودمو زنده نمیذارم.تورم نمیذارمﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﺗﻮ ﻧﺪﯾﺪﯼ
ﻫﺮ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﺸﻨﯿﺪﯼ
ﻣﻦ ﮐﺪﻭﻡ ﻋﻬﺪ ﺭﻭ ﺷﮑﺴﺘﻢ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻧﻤﯽ ﺩﯼ ؟!بَهآنہ ے تُو
دِلَم چِہ کُودکآنِہ بَهآنہ ے تُو رآ میگیرَد
اما تُو بُزرگانِہ بِہ دِل نَگیر
فَقَط بِگو :کُودک است دیگَر….گاهی گاه گاهی آدم ناخواسته چقدر دلش لک میزند واسه پیامکی که نوشته : میای آشتیبه بعضیا باید بگی :

عزیزم حتی اگه “خدا” خودش بیاد پایین واسه تضمینت

یا شیطانو بفرسته واسه به گردن گرفتن تقصیرت ،

دیگه فایده نداره !

“خراب شد تصویرت”

تنها چیزى که از فردا میدانم این است که خدا قبل ازخورشید بیدار است.ازاو میخواهم که قبل از همه درکنار تو باشدو راه را برایت هموار کند

فردایت سپیداینبار اگر پرسیدی چرا به دنبالت می آیم..?
چون تکه ای از چیزی را که شکستی به پایت رفته….
راه میروی…
درد میکـــــــشم….از تـو چـه پنهــانـ
گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ
کـه شـروع مۓ کنم
بـه شمــارش تکـ تکـ ثانیـه ها
براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن
بـه بوۓ تنتــ …
پیشانی اَت بُقعه ی هَمیشــه اَمن یاد ِ من استـ …
می بوسَمش شایـــد از پُشت این ضَریـح حــاجت رَوا شومـــ !!!اگه یه روزدلم رو شکستى فداى سرت فقط باکفش بیا که خرده هاش توى پات نرهبی تو نه شعر می چسبد .. نه مرور خاطره نه سیگار… من دلم آغوش میخواهد.. میفهمی؟؟؟؟چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین

حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین ♥

بمون یا برو .. چه فرقی می کنه..؟
دروغ که به میون بیاد .. گرمی دستات .. آغوش گرمت .. هیچکدوم امن نیست ..این چند ماه
که منتظرت بودم
به اندازۀ چند سال نگذشت
به اندازۀ همین چند ماه گذشت
اما فهمیدم
ماه یعنی چه
روز یعنی چه
لحظه یعنی چه…

بی اختیار گریه میکنم بی تو…
شاید هوای دلم هنوز دربهار به سرمی برد.تــ ـ ـ ـــو برمی‌گردی

و زنــ ـ ـ ــد گـ ـ ـ ـــی را از جایی‌که پاره شده

دوباره به‌هم می‌دوزیم.

در صندوقِ خاطره‌ها هنوز

نخ برای بخیه زدن هستـــــــــ…!

برکرد و زمان را غافلکیر کن…
من با تک تک ثانیه ها شرط بسته امبرایم فرقی نمی کند

که این شهر لعنتی

چقدر ساختمان و خانه و خیابان دارد

وقتی که “تو” در این شهر نباشی

من….

برج زهرمارم…!!!

احمقانه ترین، مضحک ترین، ودروغین ترین
بهانه برای پایان دادن به یک رابطه این جمله است:
“عزیزم تو خیلی خوبی، من لیاقت تو رو ندارمتنها دلیل زندگی، با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه؛ اسمتو وقتی میارم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچوقت نگیر…..ﺍﺯ ﺩﻭﺭﻳﺖ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﻣﻴﺴﻮﺯﻡ، ﻙ ﺣﺘﻲ ﺍﺷﻜﻬﺎﻳﻢ ﺍﺯ ﻋﻬﺪﻩ ﺧﺎﻣﻮﺵ
ﻛﺮﺩﻧﺶ ﺑﺮﻧﻤﻲ ﺍﻳﻨﺪ
بیا و برگرد عشقمتـــو به رَفتـــَنــَت ادآمه بــده ..!!!!!
ایــن اشــکهـآ ،
رَبــطی بــه تـُـو نَــدارَد …برگشتن به رابطه ای که از بین رفته”
مثل…..
.
.

خوردن داروی تاریخ گذشته است که به جای اینکه حالتو خوب کنه”
بلایی سرت میاره که آرزو کنی دوباره برگردی به همون درد همیشگیت”

با کابوس های نیامدنت…چه خواهد کردیوسفی که ادعای تعبیر خواب داشت…؟!به کدامین گناه از بهشت آغوشت رانده شدم؟؟؟؟؟؟
من که حتی وسوسه ی سیب نداشتم . .بیا
مرا
به خودت بسپار!
.
هر وقت
مرا
به خدا سپردی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گریه امانم را برید …..
.ﺁﻏﻮﺷﺘﻮ ﺑﻪ ﺭﻭﻡ ﻧﺒﻨﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺩﻕ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻣﭩﻞ ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺍﻭﻝ ﻋﺎﺷﻘﯿﻢ
ﮬﻖ ﮬﻖ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﮬﯿﺸﮑﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺟﺰ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻨﻪ ﺩﻟﺨﻮﺷﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ
ﻧﺎﺧﻮﺷﯽ ﺣﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﻢ ﮐﻨﻪباید نباشم
نباشم تا آبروی احساس برای همیشه نرفته باشد….
هر وقت فهمیدی هر مرد سبیل داری من نمیشود
بگو
برخواهم گشت….”بـــه خــدا تـــرک بـــرداشتــه دلــــــــم !
از بــس کــه تــو گـــرم و ســردش کــردی …ﺁﻏﻮﺵِ ﺗــــــــــﻮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ….
ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﺴﺘـــــــــﮕﯽ ﻧـــــــــﯿﺴﺖ ..
ﻭ ﺗـــــــــﭙﺶِ ﻫﺎﯼِ ﻗــــــــــﻠﺒﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻻﻻﯾﯽِ ﮐــــــــﻮﺩﮐﺎﻧﻪ
ﺍﻡ ……..
ﮐــــــــﻨﺎﺭﻡ ﺑـــــــــــﻤﺎﻥ ….
ﻣـــــــــﯿﺨﻮﺍﻩﻡ ..
ﺻـــــــﺒﺢ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ
ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩِ ﺗــــــــﻮ …
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ .. !!بیا باهم خانه ای بسازیم
بی هیچ دری به بیرون
تنها دریچه ای کافیست
تا به خیابان نگاه کنیم و بخندیم
به این زندانی های سرگردان…
🙂بارانی که روی این شهر می بارد
یک شب
روی استانبول نیز خواهد بارید
همین طور روی لندن
پراگ
و یا باکو
هر کجا باشی
یک شب
به یاد نخستین دیدار
دل تو نیز خواهد شکست
مثل دل من
زیر بارانی از ابر خاطره ها می بارد(زخمها) مثل قهر ها خوب میشن با آشتی، اما خوب شدن با(مثل روز اول شدن) خیلی فرق میکنه!بازگشته ام

با کوله باری از شعر های ناگفته….

تنها اینجا

مکان امن عاشقانه های من است ….

ﻣﺜﻞ ﻗﺎﻟﯽ ﻧﯿﻤﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺑﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ
ﯾﺎ ﺑﺒﺎﻓﻢ، ﯾﺎ ﺑﺸﮑﺎﻓﻢ
ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﯽﺍﻓﺘﻢدیدی بعضی وقتا میشه با عشقت بحثت میشه بعد یه چند ساعتی از دسته هم دلخورین گوشیتو از خودت دور نمیکنی منتظری که اون پیام بده بهت وای که چقد لذت بخشه وقتی بهت پیام بده بگه معذرت میخوام بعد بگه بیا آشتی کنیم بعد تو بهش پیام بدی بگی منم معذرت می خوام عشقم …تن تو ظهر تابستونو بیادم میاره
رنگ چشمهای تو بارونو بیادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو بیادم میاره

من نمازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

تلخ است ولی:

من

هنوز هم به عشق ””تو””

چشم توی چشم کسی نمی شوم . . .
(︶︿︶)

به شوق دیدارت چه آب و جارویی راه انداخته اند چشمها و مژه هایم…بعضی وقتا از دستت عصبانی میشم بدون هییییچ دلیلی، ولی وقتی بیشتر نگا میکنم میبینم غیر از تو هیچ کسیو ندارم، میخواستم کنارم بودی تا با تمام وجودم بغلت میکردم…ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺸﯿﻢ ﻣﺜﻞ ﻗﺪﯾﻢ
ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﯿﻢ
ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ
ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺜﻞ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺷﯿﻢ
ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﺯﻡ ﺑﺮﯾﻢ ﺗﻮ ﻗﺼﻪ ﻫﺎ
ﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎﻭﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺸﯿﻢ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍباز منم …

اینجا

تهی ،

خالی ،

تنها

با یک دل شکسته

باز تو نیستی

و من …

شاید در باورت مرده باشم

از این سرزمین رها می شوم

تنها یک خاطر از من می ماند

چشم همیشه در انتظارم

در آغوش نگاهت ….

این دل که میداند بی تو نمی ماند

مردم چه میدانند قلبم ز چه مینالد

قدرم نمیدانی با من نمی مانی

با من بیا یارم تنها تو را دارم

ایــــــن اشکــــــــ هــــا از قلبیستــــــــ که شبیــــــه دخترکـــــــــے لجبـــــــاز
فقطـــ تــــو را مے خواهـــد و از بـــــازے با خاطراتـــــ ــــــ خستهـــ شـــــــده . . .این به دور از انصاف است که تو چنین زیبا باشی و من چنین عاشق زیبایی…برگرد…
بیا در خزان آرزوهایم کمی قدم بزن،دلم برای راه رفتنت تنگ شده است!
دلم را در غمت کردم ز هر ویرانه ویرانتر
چو دیدم دوست میدارد دلت دلهای ویران را√ای که سنگی بر دل من می زنی چشم دل واکن که خود را نشکنیآنقدر از قهر و آشتی هایت گفتم که دیگر خودم هم خسته شده ام…
بچه نیستی که دنبالت بیایم این بار خودت برگرد…بغل می گیرم عکساتوشایداروم شه اغوشم،لباسی رو که دوست داشتی برای ایینه می پوشم بغل می گیرم عکساتوشایداروم شه اغوشم،لباسی رو که دوست داشتی برای ایینه می پوشمبه سراغ من اگر میایى دگر آهسته نیا,چندوقتیست که از سنگ شده چینى نازک تنهایى من…اگر یک شب برم بودی, چه میشد★
چو گل تاج سرم بودی, چه میشد★
خوشم با قهر و نازت دلبر من★
شبی در بسترم بودی, چه میشد★
☆s☆اگه بری میشی اسم پسرم…
اگه بمونی میشی باباش.ﻣﯽ‌ﺩﻭﻧﻢ ﺩﻟﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘُﺮﻩ .. ﻣﯽ‌ﺩﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺯﺟﺮﯼ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯽ 
ﻫمه ﺯﻧـﺪﮔﯿﺖ‌ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ .. ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﻟﺨﻮﺭ ﺑﺸﯽ 

ﻣﻦ‌ﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺪﯼ‌ﻫﺎﻡ ﺑﺒﺨﺶ .. ﮐﻪ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﻡ ﺯﺩﻡ 
ﺗﻮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ، ﺑﺴﻮﺯﯼ ﺑﻪ ﭘﺎﻡ .. ﻣﻦِ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺯﯾﺮ ﺣﺮﻓﻢ ﺯﺩﻡ 

ﭼﺸﺎﺗﻮ ﻧﺪﯾﺪﻡ، ﺍﺯﺕ ﺩﻝ ﺑﺮﯾﺪﻡ 
ﺩﺍﺭﻡ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻡ 

ﭘُﺮ ﺍﺯ ﺑﻐﺾ ﻭ ﺩﺭﺩﯼ، ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﯼ 
ﻣﯽ‌ﺗﺮﺳﻢ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩﯼ 

ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﺻﻼ‌ً ﭼﺮﺍ ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ .. ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺩ ﺷﺪﻡ 
ﯾﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺟﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ .. ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺪ ﺷﺪﻡ 

ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﻧﯿﺎﻡ‌ﻭ ﻭﺍﺭﻭﻧﻪ ﮐﺮﺩ .. ﯾﻪ ﺣﺴﯽ ﭼﺸﺎﻡ‌ﻭ ﺭﻭ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﺴﺖ 
ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺩﻝ ﺑُﺮﯾﺪ … ﺩﻟﺖ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻝ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺷﮑﺴﺖ

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،

یـــــا اصـــلا نبودی !!!

ایـــــن که هســـتی

و کنــــارم نیســــتی …

دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد ”

بفــــــهم دیوانه …!!

احساس غربت میکنم وقتی کنارم نیستی / با اشک خلوت میکنم وقتی کنارم نیستی

تصویر زیبای تو را کنج دلم چسبانده ام / او را زیارت می کنم وقتی کنارم نیستی

اینجاصدای پازیاد میشنوم امـــا … هـیچکدامـــ تـــــــو نیستی”دلـــــم”خوش کردهـ خودش را بهـ این کهـ شاید ” پا برهـنهـ بیایی…به خوابهایم سرک نکش وقتی در لحظات بیداریم حضور نداری…بازم میگم نرو
چون میدونم بهتر از تو برام پیدا نمیشه
دل شکسته و داغون خریدار ندارهبااینکه میدونم دلت با من یکی نیست,با اینکه میبینم به رفتن مبتلایی,چشمامومیبندم که میمونی کنارم,بااینکه میدونم کنارمن کجایی؟با اینکه تو،از من دل بریدی.
زود رفتیو.اشکامو ندیدی.
با اینکه،هیچ وقت درکم نکردی.
هیچ موقع از دردم کم نکردی.
اما برام سخته این جدایی.
دلتنگتم،این روزا کجایی.
نمیدونی همه کس منی،تو نفس منی،برگرد کنارم.
بیاهو حرف دلتو بزن،اما نگو به من دوست ندارم.
بخدا بی تو اینجا،دیوونه میشم،دیگه برگردیو بمونی پیشم.
شاید منم بی تقصیر نبودم،تو قهر تو بی تاثیر نبودم.
غیر از خودت هیچکی رو نداشتم،شاید یکم واست کم گذاشتم،اما هنوز عشقت روبرومه،بی عشق تو کار من تمومه.
نمیدونی همه کس منی،تو نفس منی،برگرد کنارم.
بیاهو حرف دلتو بزن،اما نگو به من دوست ندارم.
بخدا بی تو اینجا،دیوونه میشم،دیگه برگردیو بمونی پیشم.ای وای در این دارِ فنا ، خستگی ما…
چیزی نَبُوَد جز غمِ دلبستگی ما…!ای عشق … بیا ببین با من چه کردی … هنوز دارم در تبت میسوزم و در نبودنت غرق میشوم…این زندگی به یک “تو” نیاز دارد ، خواهش میکنم پیدا شو …برنگرد جانم، دیگر کسی منتظرت نیست…ایــــــــــن دیگــــــــــــه یــه التماســـــــــــــــه…

مــــــــن میخــــــــوام بیـــــــای بمونــــــــــــی…!.!

براى پریدن لازم نیست،پرنده باشم،همین که تو بخندى
بال در مى آورم .تــفـــال مـــیـــزنـــــم ؛

بی فایده است !

غـــــزل ِ حـــا فــــظ هـــــم

جـــــای نـــــقــــطـــه چـــیـــن هـــای مُـــدام ِ تــــــو را

پُـــــــر نــمـــیــــکــنـــد

. . .

باید جشن بگیرم اشکهایم دوباره بامن آشتی کردند…بیا آنقدر وحشیانه به هم عشق بورزیم
که هیچ انسان متمدنی شجاعت این را نداشته باشد
که به حریممان نزدیک شود !
من از آدمها می ترسم . . .✔برو ای دوست برو برو ای دخترپالان محبت بردوش دیده بر دیده من مفکن و نازم مفروش به خدا سیرم سیر به سیرم از عشق دو پهلوی تو پست تف بران دامان نا پاکی که تورا پروردستباور کن!!
بی تو
کنار این همه خاطره نشستن ” دل ” میخواهد…

ای گل سرخو سفیدو ارغوانی فراموشم نکن تا میتوانی:-*جتابستان هم آمد
باز هم تو نیامدی
راستی
چرافصلها به هر قیمتی می آیند
اما تو نه؟!!ﻣﺎﻩ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺸﺖ ﺍﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ
ﮔﺎﻫﯽ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽﻧﺮﻭ . . . !

ﻧَﺬﺍﺭ ﺑِﮔﻦ ﻋﺸﻖ ﻳﻌﻨـے ﺣﺴﺮﺕ . . .

اگر دل بستی بی خیال نشو
اگر دل کندی دیگه الکی فکر نکن
هستی بمون
رفتی فراموش کن
اما هیچ وقت بد نکنتردیدی نیست که تو هرروز همیشه از من فاصله میگیری
ولی بپذیر که وقتی تمام دنیا مال من است به هرآنجا که بروی باز هم تودر دنیایی منیتمام آدمها،
اگر ” تو “…
هیچکدامشان نباشی!
فقط مرا تنهاتر میکنند…آنکه گریان به سرخاک من آمد چوشمع*کاش در زندگی ازخاک مرا بر می داشتدستت رو قلبم بذار از تهه قلبت بگو دوباره عاشقت شدم چشم دنیا رو میبندم تو فقط منو نگاه کن نفسهای خسته تو تو هوای خسته دلم رها کن سرنوشتمو عوض کن که عمرمو بهت میدم مدتی که نبودی که ببینی چه کشیدمبا من راه بیا….
برای تو
از بیراهه های زیادی گذشته ام….ﻗﻬﺮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ…

ﺑﯽ ﺣﻮﺍﺱ ﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ…

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ
ﺩﺳﺖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺗﻮﯼ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ…

ﺑﺸﻘﺎﺏ ﻏﺬﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ…

ای که دور از منی و یاد منی…
بـا خبـر باش که دنیـای منی….
شــادیت شادی من….
غصه ات غصه ی من….
قلب من خـانــه ی تو….
خانه ی تو قبله ی من….تقصیرمن نیست
راه خانه ات از حافظه کفش هایم پاک نمی شود..!بامن ازبودن بگو…

گوشم راکرکرده هیاهوی نبودنت!

ﻧﺎﻟﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﮐﺎﺭِ ﻗﻠﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺟﺰ ﻏﻢ ﺩﻭﺭﯼِ ﺗﻮ ﻏﻢ ﻧﯿﺴﺖ
ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻧﮕﻮ ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐِﺸﻢ ﻣﻦ؟
ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﻡ ! ﺩﺳﺖِ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺖ !باران` تکراری `نمیشود `هر` وقت `بیاید دوست `داشتنی` است` {تو` برای `من` بارانی}بی اختیارچشمانم خیس میشود،کسی میگوید شاید حساسیت فصلی باشد!اری،من بی تو به تمام فصل ها حساسیت دارم…برای بازگشتت شمع ها را روشن نگاه میدارم پس تا نامت در دل جاریست بازگرد.ببین!
تو جاودانه شدی
این قلب برای تو می تپد
این دست ها تنت را
به حافظه ی جانش سپرده
این نگاه رد آمدنت را
از ته خیابان می گیرد هر روز
این قلم برای تو
می چرخد هنوز
در دلم شاعری
همچو شمع شعله می کشد
پروانه ی نارنجی من!
هر قطره که می چکم
یک شعر به دامنت می افتد
بزن به موهات
و راه بیفت
می خواهم آمدنت را
قاب کنم.ای دلبر من تا غم واوست تورم/
محراب به یاد خم ابروی شما نیست/برایـ ـــم مهم نیسـ ـــت چه میشـــود؛
به همــــه ی باورهـ ـــایم سوگنـ ـــد
هیچ چیـ ـــزی برایــ ــم مهـ ـــم نیسـ ــت!
فراموشـ ــت نمیکنـ ـــم
یک کـ ـــلام
و این یعنـ ـــی
نهایـ ـــت خوشـ ــبختی!!این شبها نوازش آرام دست هایی مرا خواب میکند، نمیدانم تو در رویا مرا میکاوی یا او در واقعیت مرا کشف میکند…بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیمﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺩﻭﺭﺗﺮ ، ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ،
ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺎﻣﻢ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯽ ، ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡﺑﻐﺾ ﯾﻌﻨﯽ :
.
.
.
.
.
ﻧﺮﻭووووووووووو………
ﺑﻔﻬﻢ . . . .♥♡بیا و عاشقانه سلام کن
و بعد برای همیشه برو …
دلگیر نخواهم شد
دیگر به دیدارهای ناگهانی…
دوست داشتنهای موقتی…
و رفتنهای بی خداحافظی
عادت کرده ام …بـــرگــــرد
میخوام تـــلـــافــــی کــــنـــم
مــــن هــــم قـــصـــد لــــه کــــردنــــــت رو دارم
امـــا نــه مـــثـــل تــــــو
نـــــــه زیــــــر پـــــــــا
بـــــلــــــکــــه در آغـــــــوشــــــم
بــــرگــــــردببین !
غرورم را زیر پاهایت انداختم اما. . .
من ترسو نیستم. . .
ترس را با نبودنت یادم نده. . .
به خدا سخت نیست !!
همه ی بودنم برای لحظه های تو. . .
میدانم جایم خالی نخواهد شد. . .
فقط
فقط بگذار هوایمان باهم بماند !!!بــنـد دلــــــم کـه پــاره مـــی شــود
دلـــم بــهـانـه ات را مــی گـــیـرد
هــر چــه مـــی کشم هــم از ســر ایــن بــنـد دلـــم هـــسـت
بــه نــبـودنــت اعــتـراض نـمــی کــنـم
بــنـد دلــــم را خــواب هــایــی پــاره مــی کــنـند
که بــهـانـه ات را به دلـــم مــی انــدازد
بــاور کــن بــه نــبـودنـت اعــتـراضـی نــدارم . .رو سر بنه ببالین تنها مرا رها کن
ترک, من, خراب , دردمند, مبتلا کن
ماییم و موج سودا , شب تابه صبح تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کنای کاش …به جای تمام آنهایی که هستند،تو بودی!
به جای تمام آنهایی که می آیند و می روند تو می آمدی و دیگر نمی رفتی!
ای کاش …تنها ، تو بودی!
وقتی اینجا حتی لبخندهایشان به خاطر نبودن توست نگاه هایشان جای خالی تو را نشانه گرفته اند و صداهایشان که به گوش میرسد در غیاب ندای توست بیا…که این جای خالی جز با توپر نمی شود…بهترین توصیف من در فراقت :
خندهایم زجر آور است …بازامشب چشمهایم سخت زندانی شده
سرزمین قصه های عشق بارانی شده
مهربان!بارفتنت دورازنگاه آفتاب
کوچه های بی کسی گویی چراغانی شده!تمام زندگی من شدی
اماهیچ کجای زندگی ام نیستی….بیاعزیزکم
این بودن ونبودنت,نابودم میکند

بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد ۱ اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته ((میمیرم برات))برو ای غریبه بامن،دیگه دستاتو نمی خوام.من خودم یه دنیا دردم،زخم حرفاتو نمی خوام. یادته بهت می گفتم یروزی تنها می مونی،دارم از شهر تو میرم تاکه قدرمو بدونی…به آسمان نگاه کن حتی اگر دور باشی مهتاب نگاهمان را به هم گره خواهد زد….بی انصاف !
این گره با یک نگاه تو باز میشد!
تمام دندانهایم درد میکند..به روی زندگی دو خط زرد می کشم
و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم
تو رفتی و بدون تو کسی نگفت با خودش
که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم✔ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮد!
ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺪﻩ!
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﻏﺮﻕ ﺷﻮﻡ!
ﻫﻮﺍﯼ ﺩﻟﻢ ﺑﺎﺭﻧﯽ ﺳﺖ…
ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺮﻭ..!
ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﮕﺬﺍﺭ!
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ،
ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺳﺮﭘﻨﺎﻫﻢ ﺷﻮﯼ!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ..،
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﺳﻮﺕ ﻭ ﮐﻮﺭ…،
ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ ﻫﺴﺘﯽ!
ﻭ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ!باورم نمیشه اما دیگه نیستی چه کنم اره نیستی منم تنها نشستم با خودم با خودم میگم خواب وخیال مگه میشه تو نباشی نه نه همش خواب وخیال…اگر بار دیگر خورشید نگاهت بتابد از باران اشک هایم برایت رنگین کمان خواهم ساخت…اگه دلم دل نبود ببخش
ولی خودت هزار بار شکسته بودیش
الهی فدات شم ببخش اگه صدای شکستنش گوشت رو اذیت کردبی آنکه بخواهم آمدی. . .

بی آنکه بدانم ماندی. . .

گــــــــل من بمان. . .

که ماندنت را. . .

سخت دوست دارم. . .

باور کن از نبودنت. . .

میـــــــترســـــــم. . .✔

باخودم عهدبستم باردیگرتورا دیدم،بگویم ازتودلگیرم ولی بازتورادیدم گفتم بی تو میمیرمباید ببینمت! چرا که روی نوار قلبی ام پیوسته نام تو بود و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام تو را تجویز کرده است.بخشش ار بزرگ تر هاست
پس ببخشا ای قناری این دل شکسته ی مارااگه مثل گنجشک رو قلبم بشینى قول میدم قلبمو از تپیدن نگه دارم تا نپرى.بـــــــــــــی منطــق ترین عضو بـد نـــــــم

چشمهـــــــــایم اند

مــــی بیننـــــد ڪـه دیــــگر دوستـــــم نـداری

امــــا هنـــوز تشنــه دیدنت هستند . . .

بودم بودند بود ولی در آخر چرا تو نبودیبا تمام عشقم سمتت آمدم برایت کافے نبودم!!
اما این را ب د ا ن من در می ان مردان هوس آلود این
شهر فقط یک پسر ساده ام فقط هم ین….ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﺪﻥ ِ ﺗﻮ
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﯼ ﺳﺖ …
ﭘﺮﯾﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﺗﻨﮓ، ﻣﺎﻫﯽ ﮐﻮﭼﮏ
ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺏ ﺗﺮﯼ ﺳﺖ !بی توبودن کارمن نیس تادلت نرفته برگرداین روزها دلم غریبی میکند…
دلم، دلی را میخواهد که برایش دل باشد، عشق باشد، مهر باشد…
دلم تنها یک دل میخواهد…
همیناگر دیوانگى نیست پس چیست؟؟؟؟ وقتى در این دنیا به این بزرگى…… دلت فقط هواى یک نفر را میکند…..!!!روزهای خوب باهم بودنمان گذشت
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است…
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد.ای نشسته درخیال من، فراموشم مکنبا فراموشی و تنهایی، هم آغوشم مکنزندگانی می کنم چون شعله با خود سوختنزنده ام با سوز و ساز خویش، خاموشم مکنمی تراود تا شراب بوسه از جام لبتاز شراب تلخ تنهایی قدح نوشم مکندودم و از شعله دارم دامنی رنگین به باراین شرر از من مگیر از نو سیاه پوشم مکنچون صبا در جستجو خود به هر سویم مکشهمچو گیسوی سیاهت خانه بر دوشم مکناین دل درد آشنا را در شرار غم بسوزهر چه می خواهی بکن اما فراموشم مکنبعد از تو در شبان تیره و تار من ،
دیگر چگونه ماه
آوازهای طرح جاری نورش را ،
تکرار می کند
بعد از تو ، من چگونه ،
این آتش نهفته به جان را ،
خاموش می کنم ؟
این سینه سوز درد نهان را
بعد از تو من چگونه فراموش می کنم ؟

من با امید ِ مهر ِ تو پیوسته زیستم
بعد از تو ،
این مباد ،
که بعد از تو نیستم

بعد از تو آفتاب سیاه است
دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست
بعد از تو
در آسمان زندگی ام مهر و ماه نیست

بعد از من آسمان آبی ست

با من رفت و آمد نکن
رفتن فعل قشنگی نیست…
با من فقط راه بیابیا…
رویاهامو قد تن پوشه تو میبافم.
چشمامو از جاده بردار.
از جاده های بی نشونه کلافم.
بیا…
منو بگیر از این پنجره های خاموش.
منو ببر به روزای خوش.
ننو ببر به لحظه های گرمه اغوش.
ای اندوه ترانه ها.این بغض نبودنت.هرواژه همراهمه.
ای هم خاطره ی قدیم.ابرای صدتا بهار همواره تو نگاهمه.
باز چشمامو میبندم و تو گریه میخندمو میگم تو میای یروز.
باز…دلتنگ تو میشمو میخوام تورو پیشمو.من عاشقتم هنوز.برو خوشبخت شی عزیزم

….
…..
خیلی عاشق تو بودم…!بی تو مهتاب شبی…….
نّه
بی تو آن کوچه دگر ماه ندارد…؛؛اینجاصدای پازیادمی شنوم

اما ….

هیچ کدام تو نیستی

“دلم”

خوش کرده خودش رابه این فکر که شاید “پابرهنه بیایی”✔

بفهـــــــــــم لعنتـــــی !
دارد نــــاز تـــــو را میکشــــد
دختــــــری کـــه از غـــرور خورشـــید هـــم بــه گــرد پایــــش نمـی رســــد . .بی تو من چیستم؟
ابر اندوه…
بی تو برگ پاییزم در پنجه ی باد
بی تو اشکم…
دردم…
آهم…
آشیان برده ز یاد
مرغ درمانده به شب گمراهم
بی تو خاکستر سردم
خاموش…
نتپد دیگر در سینه ی من دل با شوق…
نه مرا بر لب بانگ شادی نه خروش…
با تو چون سرو استوارم از باد …
همچو قاصدکان رقصانم…شاد
با تو خورشید،نورش را می تاباند تا آن سوی تاریکی ها
با تو آن غنچه ی سرمست…
آن آواز خوش بلبلکان می شوم.
آری بی تو هیچ و با تو من،من می شوم.ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ
ﺩﺍﺭﯼ
ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ …
ﺗﻨﻬﺎ ﻫﻤﯿﻦ ۲ ﮐﻠﻤﻪ :
ﺑﺮﮔـــــــﺮﺩ ..…… ﺩﻟﺘﻨــــــــﮕﻢ ….
ﺑﺮﮔﺮﺩ …..تمام اثاث خانه ام را فروختم جز یک صندلی

شاید روزی که بر میگردی خسته باشی…

اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخشبرگ ازدرخت خسته میشود،،پاییزبهانه استبی تکلم تکرار گام تو را پلک میزنم نزدیک تر بیا که از عشق به تو نزدیک تر منم.بهش بگید اینجا یکی منتظره عبور شه

بهش بگید اینجا یکی دیوونه ی غرورشه

بهش بگید اگه نیاد یه نفر اینجا میمیره

بهش بگید یکی داره از دوریش اتیش میگیره

بگید از اون روزی که رفت دلم گرفتس واسه نبودنش

بهش بگید بی معرفت یکی میمیره واسه اون صدات

برو با خیال راحت…
من رازهایت رادر گوشه ی ذهنم دفن کردم.
ترساندن از فاش کردن رازت فقط رفتنت را ب تاخیر می اندازد اگر رفتنت را منتفی میکرد حتما این کار را میکردم.بی تو زندگیم تیره و تاره تو نیستی زندگیم مثل گیتار بدون تازهبگو با من چه کردى مهربانم , که ابرى شد تمام آسمانم , بیا آتش بزن خاکسترم کن بدون تو نمیخواهم بمانم….برای ۱ ثانیه عاشقم باش…

من باتری ساعتم را در میآورم لعنتی!!!

با یک کلیک دوباره نگاهت را دراغوش میکشم..
این عصرتکنولوژی،عصرغریبیست…
نگاهت را دارم..خندهایت را دارم..اما بوی عطرتت را چه کنم؟
گرمی اغوشت را چه کنم؟درکدامین دنیا هوایمان را دارند؟
اینجا،اسمانش ابری است وخاکستری..
دلم اسمان ابی میخواهد!دلم خورشیدنگاهت رامیخواهد،
من بیقرارپخش زنده نگاهت هستم!ای کاش یا بودی،
یا از اول نبودی!!!
این که هستی
و کنارم نیستی…
” دیوانه ام میکند ”
بفهم بی انصاف…!تصمیم گرفته ای که دیگر نیایی؟؟
افرین چه تصمیم با اراده ایی…..
لعنت به دبستانی که از درس هایش فقط تصمیم کبری را اموخته ای……بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد………بازگشتی در کار نیست …
یک بار که برود
برای همه ی عمر … رفته‌ است …
حتی اگر برگردد
باز هم دیگر او نیست…بیا با من مدارا کن
که من مجنونم و مستم
اگر از عاشقی پرسی
بدان دل تنگ آن هستم
بیا با من مدارا کن
که دل غمگین و جان خستم
اگر از درد من پرسی
بدان لب را فرو بستم
بیا از غم شکایت کن
که من همدرد تو هستم
بیا شکوه از دل کن
که من نازک دلی خستم
جدایی را حکایت کن
که من زخمی آن هستم
اگر از زخم دل پرسی
برایش مرحمی هستمایستاده ام …

بگذار سرنوشت راهش را برود

من،

همین جا،

کنار قول هایت،

درست روبه روی دوست داشتنت

و در عمق نبودنت،

محکم ایستاده ام !!

آنقـــدر محـــال شـده ای
کـه دیگـــر تــــو را . . .
آرزو هــم نمیکـــنم .تمام دنیا لرزان شده اند…

قلم در دستم

صدا درون حنجره ام

اشک روی گونه ام

قلب درون سینه ام

و حتی این واژه ها روی کاغذ…

به تمام این لرزهای عاشقانه ام قسم

هنوز بی صدا دچارم

به لرزی

که رفتنت در جانم انداخت…

روزهایی که برای خواسته هایش تن میدادی
من برای خواسته هایت جان میدادم
تنت ارزانیش….
جانم را پس بدهاین روزها دلم خیلی میگیرد همش خودم را با خیال اینکه پاییز دلگیر است…آرام میکنم! اما دلم که خوب می داند پاییز بهانه است…دلم تورا می خواهد:-(اون خط قرمزی که زیر لبت میکشی، دور منم بکش…!!!تقویم روزهایـــــمـ شکسته و گــــُ ــــم است
“بی تـــــ ــو” چه فـَــرقی میکند امروز چــندمـ استـــــ ؟!بی من نرو…
به خیالت که به آبادی رسیدی
نه…
چراغی که درسیاهی میدرخشدچشم گرگ است…برگرد با برگشتن از فاصله دورم کن
یه خاطره بامن باش یه گریه مرورم کن…با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست…در عفو لذتی است که در انتقام نیستﻣﯿﺪﺍﻧﯿـــــ … ؟
ﻫﻤــﻪ ﺭﺁ ﺍﻣﺘﺤـﺎﻧــ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻣـ !…
ﻗﺮﺻـ ﺧﻮﺁﺑــ ﻭ ﻣﺴﮑﻦ ﺭﻭﺁﻧﺸﻨﺎﺳـ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺂﯼ ﺯﻭﺭﮐﯽ …
ﻫﻨﺬﻓﺮﯼ ﺗﻮﯾــ ﮔﻮﺵ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ …
ﺳﯿﮕــــــﺎﺭ ﻭ ﻣﺸـــــﺮﻭﺏ …
ﺩﻭﺳﺘــــــﺂﻥ ﺟﺪﯾﺪ …
ﺩﻝ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺣـــــﺮﻓﻬـﺂ ﺣﺎﻟـﯿﺶ ﻧﻤﯿﺸـﻮﺩ !
ﻓﻘــــﻄــــ ﺁﻏﻮﺷﺘــــــ ﺭﺁ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﻫﻤـ …
ﺑﺮﮔـــــــــﺮﺩ ….به دستانت محتاجم ..
نه برای سردی هوا!
برای سردی این فاصله ها که
تمام هستی ام را منجمد کرده است !از تو متنفرم!
حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان دوستم داشته باشی…
برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون …
باید بمانی و خوشبختی من و بدبختی خودت را ببینی!!!
منتظر آن روز هستم!
مانند روزی که رفتی و گفتی…
دیگر باز نمی گردی!!!باز منو البوم عکسات،گریه هاوشب اخر
بازمیخوای بری عزیزشی اخه از اینم عزیزتر؟
بس نبود انقد ک رفتی ماهاروشکنجه کردی
هردفعه میری ومیگی بازدوباره برمیگیردی
برق چشمای قشنگت گفت باید دیوونه ترشم
دل زده ب سیم اخرمیگه عازم سفرشم
اماجزچشمای نازت من ک جایروندارم
لااقل نرو،بذارمن اب و اسپندوبیارمبیخودی به خودت زحمت نده!
این بذرهای تنفر که در دلم می کاری
هرگز جوانه نخواهد زد…باز باران بارید، خیس شد خاطره ها
مرحبا بر دل ابری هوا
هرکجا هستی باش، آسمانت آبی و تمام دلت از غصه ی دنیا خالیای که دور از من و در قلب منی
دوست دارم که بدانی همه دنیای منی*تمام خواسته ام در این شب ها…

فقط یک چیز است…

براى یک بار…فقط یک بار…

شنیدن صداى تو…✔

ببین هیچ انتظاری نیست
نشد که تو دل تو جا شم..
اما باور بکن نازم
که من محتاج محتاجم…گاهی آدم ناخواسته چقدر دلش لک میزنه
واسه اس ام اسی که نوشته “میــــــــای آشتــــــــی” …اگرصدامو می شنوی،دیگه ازم جدانشو،دنیا بهم وفا نکرد ،تودیگه بی وفانشو!ای کاش دوباره صبح بشه
دوباره مهمونت کنم
با گفتن صحبت بخیر
گلها رو قربونت کنماگه در دلتو زدم باز نکنی
مجبورم یا در را بشکنم
یا از پنجره بیام
تو میدانی من بی صبرم
فقط جای من آن جاستبی تودرخلوت دل، چشم به راهت دارم.
چه کنم دست خودم نیست که دوستت دارم.این بی تفآوتیهآ
این بی خَبَری هآ
گآهی دیدآر از سَر اجبآر
نَبودَن هآ… نَدیدَن هآ
یَعنی بُرو
گآهی چِقَدر خِنگ میشویم…تمام دلم را آب و جارو کردم

و سالها

پای ایوان چوبی خاطراتت نشستم

تا شاید دوباره

در مسیر سبزهای خیره ام

قرار بگیری

و آنقدر نشستم

که موهایم مثل دندان هایم سفید شد!

راستی امروز

باز هم

ایوان چوبی مادربزرگ سراغ تو را می گرفت!

اگر واسه تو دلگرمی نبودم

ولی در حد سرگرمی که بودم

بی انصافی نکن تغییر کردی

منو از زنده بودن سیر کردی

ولی باز به تو حسی خاص دارم

عزیزم خب منم احساس دارم

از عشقت بی رمق شد تارو پودم

منو برگردون اون جایی که بودم

اینبار پخته تر شده ام. فقط قهر میکنم.بدون هیچ صدایی و فریادی.
همه بر گلویشان بغض می نشیند و من بر قلبم.
و اینگونه است که هیچ اشکی از چشمان نمی آید‌‌ از روزی که عهد کرده ام از درون قلبم و ذهنم چیزی بر کسی نگویم.
تاپ و تاپ قلبم و فشاری که نمی گذارد زندگی کنم.گاهی می اندیشم مرا روز اسایش کی خواهد آمد.باش……….

آنگاه که تو در کنارم نیستی …

شب یا روز

کدام یک بهتر است؟

چه بگویم

اما میدانم که :

هر دو بی ارزشند

آنگاه که تو در کنارم نیستی .

بهم میگفت چشات خیلی قشنگ !میگفت میخوام عکسه چشاتو بکشم اما نمیدونم چی شد رفته که بکشه تاالان هنوز نیمده! حتما مداد رنگه چشامو پیدا نکرده روش نمیشه برگردهبه بدرقه ام نیا!
میروم کمی بمیرم…
تنها که شدی
نامم را آتش بزن،
قول می دهم به خاطرت زنده شوم…ﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﯼ ﻣﻦ !
ﺑﺒﺨﺶ …. ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﻏﺮ ﺯﺩﻡ !
ﺑﺒﺨﺶ … ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺣﺴﻮﺩﯼ ﮐﺮﺩﻡ !
ﺑﺒﺨﺶ …. ﺍﮔﻪ ﺷﺒﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﺭﻭﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯾﺎﯼ ﺷﺒﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺧﺮﺍﺏ ﺷﺪ !
ﺑﺒﺨﺶ …. ﺑﺒﺨﺶ ﻣﻨﻮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﮕﯿﺮ ﺑﻮﺩﻧﻢ !
ﺑﺒﺨﺶ …
ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺒﺨﺸﻢ .. ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺍﺭﺯﻭﻧﯽ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﮐﺮﺩ !
ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻭ .. ﺣﺘﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﻤﻢ ﺑﺨﺸﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺍﻭﻥبی تو نه حرفى می چسبد
نه مرور خاطره
نه هیچ…

من دلم آغوش می خواهد
می فهمــــــــــــــــــی…✔

اﻣﯿﺪوارم اﻣﺸﺐ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮاﺑﯽ ﺳﻔﺮ زﯾﺒﺎﯾﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﻪ دﻧﯿﺎی، روﯾﺎﻫﺎﻋﺰﯾﺰﺗﺮﯾﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮﮔﺮدی ﺑﻪ اﻧﺘﻈﺎرت ﺑﯿﺪار ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ… ﺷﺒﺖ ﺑﺨﯿﺮمگذارزنبورهای قهر بین من وتوکندو بسازند
که قلب سفت مرا گزندی نیست
از نیش زنبور ها بخاطر خودت می گویم
که دلت نازک تراز بال سنجاقک هاستبى هوا نفس کشیدن سخت است…
اى هواى دل من
من تمام دل خود را کندم.
بىهوا نفس کشیدن سخت استبغل وا کن که می آیم
به آغوشت ولی خسته
بغل وا کن
بغل وا کن
بغل واکن که می آیم
ز راهی دور که میدانی
ز راهی سخت و جانفرسا که میدانی
بغل واکن که می آیم
به آغوشت ولی خسته
بغل واکن که می آیم زراهی دور که میدانی
زراهی سخت و جانفرسا که میدانی
که میدانی
که میدانی
بغل واکن
بغل واکن

شاعر : احمد نظری زاده

بذرغم رو تو دلم کاشت. . .

دست تو… نداره احساس. . .

این سلام …علیک نداره…!!؟

عیب نداره… منو نشناس. . .

تا ابد از تو میخونم . . .

تا تو برگردى دوباره. . .

نذار این حسرت دورى. . .

جونمو به لب بیاره. . .✔

تا کى دل من چشم به در داشته باشد/اى کاش کسى از تو خبر داشته باشد/آن باد که آغشته به بوى نفس توست/از کوچه ى ما کاش گذر داشته باشد.این شب ها که نیستی….
قرارمان باشد پای تابیدن های ماه….
حواسم هست که تو هم همان ماهی را می بینی
که من می بینم اینجا… بدون تو….
قرارمان باشد با ماه…
برساند نگاهم را به نگاهت…
بی کم و کاست…بی تو
روزگارم را سیاهی ول نمیکند
موی سرم را سپیدی…بیهوده انتظار تو را دارم
دانم دگر تو بازنخواهی گشت
هر چند
اینجا بهشت شاد خدایان است
بی تو برای من
این سرزمین غم زده زندان استباران که می بارد ،

تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم ؛

من تنها نیستم ،

تنها منتظرم … !!

برگرد عشق بى پایان من…✔

برو بانو
بگذار بیدار شوم.
خیال تو را به دوش کشیدن خرج دارد..
باران که می بارد.
تمام شهر پر از فریاد من است..
که می گویم..
من تنها نیستم..
تنها منتظرم!
“تنها” (کیکاووس یاکیده)باورکن تا آخر “خط” میرفتم،
اگر سر راهم “نقطه” نمیگذاشتی.اگرصدامومیشنوی دیگه ازم جدانشو،دنیابهم وفانکرد،تودیگه بی وفانشو! اگرصدامومیشنوی دیگه ازم جدانشو،دنیابهم وفانکرد،تودیگه بی وفانشو!این را بدان اگردرقلبی جای گرفتی وعاطفه ای را به بازی عشق درآوردی،تا ابد در قلبی که دوستت دارد زنده خواهی ماند.بیا و مهربونی کن
نذار تا سینه پرپر شم
تونستم آسمون باشم
نتونستم کبوتر شم
خرابم..خالیم..سردم
خزونم..خسته ام..زردم
به من فرصت بده میخوام
به دوران تو برگردم
به من فرصت بده شاید
از اول عشقو بشناسم
دله لبریز احساست
دله لبریز احساسم
به تن کن پیرهنه دریا
هم از آب و هم آبی باش
بیا در قحطی خورشید
شب ها آفتابی باش
بیا آغوشتو وا کن
به روی دست های من
بیا هم گریه ی عاشق
طلسم بغضمو بشکن
بزن سرمشق چشماتو
که رفتن خشک و دلخیسه
بذار این عاشق شاعر
یه شعر تازه بنویسه
بگیر از دسته من داسو
بده اون بوته ی یاسو
بیا بگردو برگردون
به روز اوله سازو
ببارید ابرها بر من
که من محتاج بارونم
من اینجا تشنه درقحطی
نماز عشق میخونمﺑﮑﺶ ﺑﯿﺮون ﺧﺎﻃﺮاﺗﺖ رو از ﺗﻮی آﻫﻨﮕﻬﺎی ﻣﺤﺒﻮﺑﻢ …ﻣﯿﺨﻮاﻫﻢ ﺑﺎ اﻋﺼﺎب راﺣﺖ ﮔﻮﺷﺸﺎن ﮐﻨﻢ !!ﺍﮔﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﻟﺖ ﺷﮑﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺗﻮ ﻧﻤﻮﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﺑﯽ ﻭﻓﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﺣﺲ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫﺎ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﻋﻬﺪﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﻦ ﺯﺩﻡ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﺪﻡ ﺷﺮﯾﮏ ﻏﻤﻬﺎﺕ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪﯼ ﺑﯽ ﻣﻦ ﺗﻮﯼ ﻏﻤﻬﺎﺕ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﺪﻡ ﻣﺮﺣﻢ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﮔﻪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺗﻮ ﻋﺸﻘﻢ ﮐﻢ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶ
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯿﺖ ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﺗﻮ ﺑﺒﺨﺶتقصیر تو نیست
من خواستنی نیستم که اینگونه مرا رها میکنیاز امروز هرشبم گریست .با یه حس عذاب اور شبو. روزام یکی میشن با این قرص های خواب اوراگه بری…من خواه یا ناخواه میمیرم
آخه هر آدمی بدون نفسش خفه میشهاختراع تلفن بزرگترین خیانت به بشریت بود
خداحافظی باید رو در رو باشد
گاهی اوقات اشک ها ، آدم ها را بیدار میکنند ..
لعنت بر خداحافظی های تلفنیتنــــها چنـد قدم مـــانده بود برســــم به تـــــــو….
اگر این خــواب لعنتــی دیــشب ادامــه داشــت.♥ﯾﮏ ﺭﻭﺡ ﭘﺮﺍﺯ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ … ﺑﺮﮔﺮﺩ !
ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘــﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ … ﺑﺮﮔﺮﺩ !
ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ ” ﻣــــــﻦ ” ﺑﻮﺩﻡ
ﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫــﺶ ﮐﻮﺩﮐــﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﮔﺮﺩ !!!بہ کہ گویم غم خویش؛
بہ سکوت شب سرد؛
بہ گل پرپر یاس؛
اے سراپا ھمہ ناز
دوریت راچہ کنم؟ببین غمگین،
ببین دلتنگ دیدارم…
ببین
خوابم نمی آید،
بیدارم…
نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:
تورا بیش از همه کس دوست میدارمباورت گر بشود یا نشود حرفی نیست اما…
نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیستیادش بخیر روزایی که گل یاست بودم،یادش بخیر قدیما هوش و هواست بودم،حالا ازم رنجیدی گفتی ازم بریدی،دیگه تو قهری با من جوابمو نمیدی،بگو مگه دوستم نداشتی چرا تنهام گذاشتی،دیگه بسه برگرد کنارم عزیزم آشتی آشتیاینجا یک مرد
دور از دوستت دارم های تو
جان به جان آفرین
تسلیم کرد!
اما
نوشدارو اینبار
پس از مرگ سهراب
اثر دارد!
تو برگرد…بیا وقتی برای عشق هورا میکشد احساس
بروی اجتماع بغض حسرت گاز اشک اور بیندازیم
بیا با خود بیندیشیم
اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند
اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید
اگر یک روز شقایق مرد
تکلیف دل ما چیست؟؟
و من احساس سرخی میکنم چندیست
ومن از چند شبنم پیشتر خوابم
نزول عشق را دیدم
چرا بعضی برای عشق دلهاشان نمی لرزد
چرا بعضی نمیدانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد
چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است
ودر ان ذکر هم یاد خدا خالیست…؟؟از کودکی یادمان داده اند جای خالی را با مورد مناسب پر کنیم… موردی مناسب جای خالی ات پیدا نمیکنم… زودتر برگرد تا وقت تمام نشدهباید تو رو ببینم ولی اخه چجوری،اخه چرا تو از چشای من اینقده دوری،این همه دوری…بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره
انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره
در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم
زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم
پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم
من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم
انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره
ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره
.بیا برگرد و ببین چه کردم با دلم تماشا کن عمق قلبم را ،دلم را به عمق دره ی کندمای ابرها نبارید!

من دریا را به پایش ریختم……

برنگشت!

اگه بمونی مشکلاتمون حل میشه
همه چی اینجا مثل روز اول میشه
اگه تو مثل سابقا عاشق من بودی
برت میگردونم جایی که قبلن بودیایــــــن روزها …

هـــــــر نفـــس ،

درد اســـت که میکشـــم !!!

ای کــاش یا بـــــــــــودی ،

یـــــا اصـــلا نبودی !!!

ایـــــن که هســـتی

و کنــــارم نیســــتی …

دیـــــــــوانه ام میکنــــــــــد..

باشد تو رفتی و مرا تنهایم گذاشتی…
اما چرا چرا…
انگاراین چرایی ها هم توان پرسیدن ندارندﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺧﺮﺍﺑﻢ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﺒﺎﺩﻡ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﮐﻪ ﭼﺸﺎﻡ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﺩﯼ ﺗﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺭﯾﺸﻪ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻧﺒﺮﺩﻡ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡresidi?negaran man nabash.. residam… be jayi ke fekrash ra nemikardam!!!برای قامت سبزت, بهار خواهم دوخت
هزار بانگ وجنون را به تار خواهم دوخت
به شوق آمدنت در کویر تنهایی
به چشمان دلم انتظار خواهم دوختاگه مثل اشک تو چشام باشی واسه موندنت تااخر عمرم گریه نمی کنم.بیاو همو دوست داشته باشیم حیفه زیر ی سقف باشیم و دلت را جای دیگر جا گذاشته باشی یا دلت را بیاور یا برو کنار دلتبه تو اصرار میکنم , برگرد
به خوب بودنت اقرار میکنم برگرد
کنار پنجره می ایستم. اسمت را هزار مرتبه تکرار میکنم برگرد
میان این همه عابر , میان این همه دست
ببین فقط به تو اصرار میکنم برگرد
تمام عاشقی ام را ,بهانه خوبم
تو فکر میکنی انکار میکنم? برگرد
من ام …. و این همه تنهایی و شکستن ها
به بی کسی خود اقرار میکنم برگردﻫﺮﺟﻮﺭ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻥ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺳﺎﺯﺵ
ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻫﺮﺑﺎﺭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻤﻢ ﻧﺮﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺶ
ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺑﺎ ﺯﺧﻢ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮ ﺷﺪﻥ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺗﺴﮑﯿﻨﻢ
ﻧﮑﻦ
ﺗﻨﻬﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎﺗﺮ ﺍﺯ
ﺍﯾﻨﻢ ﻧﮑﻦ …اگه پای عشقت هدر رفتم سوختم پات اگه پر حرف دلم لبامو به هم دوخت اینه ناراحتی نداره درخت پیر باغچمون داره هنوز نفس میکشه ب امید دیدن بهار بعدی !!!!تراشکار ماهری شدم بسکه تو نیامدی و من برای دلم بهانه تراشیدم!بی تو بودن کار من نیست، تا دلت نرفته برگردمهم نیست کی مقصر است
باور کن مهم اینست که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم
تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهرآمیز یک عمر را چند لحظه بگوییم
پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهرﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤــﺎﻥ، ﺁﻧﺎﻥ ﮐـﻪ ﺭﻓـﺘـﻨـﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻃﺎﻗـﺖ ﺁﻭﺭﺩﻡ؛ ” ﺗﻮ ” ﻧﺒﻮﺩﯼ …با همه چشم انتظارى با پىامت دلخوشم،
اى قرار بى قرارى ساحل آرامشم
گاهگاهى پر بزن تا خلوت تنهاىى ام،
تا ببىنى در فراقت من چه رنجى مىکشم.برگرد!
نگاه کن!!!
اشتباه برده ای….دل من رابه جای خاطراتت…بى توىک روز در اىن فاصله ها خواهم مرداگریادت کنم دیوانه می شم
فراموشت کنم بیگانه می شم
اگرترکت کنم می میرم ازغم
فراموشت کنم می پاشم ازهماین روزها دلتنگ که نه !
محتاج صدای تواًم
باور کن این یکی دیگر شعر نیست …!این روزها هوای تو رو ندارم..
دارم خفه میشم بی هوای توارزوهایم مرد
همه احساسم مرد
بی توازهم پاشید
سقف رویایی این خانه ی خیسروزی از دست می روم… و تو سوگوار خاطراتم می شوی…!تمامـِ خَندهـ هایمـ رآ نــذر کردهـ امـ کهـ گریه امـ نگیــــرَد،

امـ ـآ شَبـ ــها..

وآی اَز شَبــ هآ…!

هَوایــــِ آغوشتـــْـ دیوانه امـ میکُنـ ــد،

و مَنــــ دَر اَشکــــْ غَـ ــرقــــ می شَوَمــــــ…!

اگه واست مثل شمع ذره ذره آب بشم” قول میدی منوقطره قطره تودلت جاکنی”ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎﻡ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺗﺎﺭﯾﮑﻪ ﻓﺮﺩﺍﻡ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﯾﻪ ﻧﯿﻤﻪ ﺟﻮﻧﻢ، ﻧﺮﻭ ﺗﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﻤﻮﻧﻢ
ﺑﯽ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡوقتی که با من قهر کردی گفتی دیگر تورا لمس نخواهم کرد.
ﺩﯾﺪﯼ ﺁﺧﺮ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﻭﻟﯽ ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﻗﺒﺮ ﻣﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺪﺍﺭﺩ ! .اینجا صدای پا زیاد می شنوم…!
اما هیچکدام تو نیستی…!
دلم؛ خوش کرده خودش را به این فکر؛
که شاید؛ پابرهنه بیایی…به خداسپردمت به خدایی که هیچ وقت نخواست تورابه من بسپارد.تصویرچشمانت رادرکنار لبخندت در قاب خاطره هایم به امیددیدارت نگه میدارماحساس غربت میکنم وقتی کنارم نیستی،بااشک خلوت میکنم وقتی کنارم نیستی،تصویرزیبای تورا
درکنج دل چسبانده ام او
رازیارت میکنم وقتی کنارم نیستی.تماشایت میکنم
تو دور میشوی
جاده هم باریک و باریک تر
و من
خوشحال
که تا چند قدم دیگر
جاده تمام میشود
و تو بر میگردی
منتظر میمانم
تا غروبی دیگر
نه جاده تمام میشود
نه تو بر میگردی
به همین آسانی
.
.
.دیگه نمیخوام از من دور باشی
همه دنیا رو میدم یه هر چی دارمو میدم
تو رو زندانی میکنم بین بازوهام
تا ابدباروﻥ ﻧﻤﯿﺒﺎﺭﻩ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﯾﺮ ﺩﺭﺩ
ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺷﺒﻨﻢ ﭘﻮﺵ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺮﮔﺮﺩ
ﺑﻪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺮﮔﺮﺩ ﺑﺎﻧﻮﯼ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﮔﻞ ﺭﻭ ﺩﺍﻣﻨﺖ ﺩﺍﺭﯼ
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﻣﯿﺒﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ
ﺗﻌﺒﯿﺮ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﺷﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ
ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﻢ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﻢ
ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺑﻢتمام سهم من از عشق تو شد این جمله…….تلفن همراه مشترک مورد نظر شما خاموش میباشدthe mobile
set is offبرای یک ماه
نبودنت را سکوت می کنم . . .
سحر با یک عکس . . .
افطار با یک خاطره . . .اینجا صدای پازیاد میشنوم…!
اما هیچکدام تو نیستی…!
دلم…
خوش کرده خودش را به این فکر که شاید…
پا برهنه بیایی!!!بى مرام دیگـر خـاطـره هـا

کفـافــ تنهـایـی هــایـمـ را نمـیدهنـد

برگرد!!!✔

بهترین پیام دنیا: یا بمان و امید فردایم باش، یا دیروزم را برگردان و برو!اینجاکنارمن…
کنارمن که نه…
درون سینه ام دلیست که…
شهره ی شهراست به بهانه گیری…
مدام بهانه ات رامیگیرد…
مدام هوایت رابرسرش دارد…
ومدام خیالت رازنده کرده وزندگانی اش میکند…به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی؟

چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی؟

چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم؟

کجای جاده بد بودم کجای جاده بد کردم؟

بی وفا!!
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی
بـرای دلـتـنـگـی دارم
و نـه حـوصـلـه ات را..
ولـی بـا ایـن هـمـه،
گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـدبا هم که باشیم
قانون طبیعت را هم نقض می‌کنیم!
می‌خواهم شروع با هم بودنمان
همانند طلوع خورشید باشد،
اما بی غروب…بذار عمرم به امیدت سر شه تا یه ذره خستگى هام در شه عطشه خواستنتو ازم نگیر تا دلم بسوزه خاکستر شه … آخه حتى فکرشم نمیکنم روزگار من از این بهتر شه …اگر همیشه ازت طلبکارم
چون تنها سرمایه زندگیمیاین روزا به شدت در خود احساس نیاز میکنم
احساس نیاز به کسی از جنس آدم…به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم
تو دریای منی ، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم . . .به خیال کدامین آرزو

نگاهت را، که معنای تمام شب هایم بود

از من گرفتی؟

کدامین آرزو؟؟

تو از هر نزدیکی به من نزدیکتری ،
دوری و فاصله فقط برای کسانی معنی داره که دلهاشون از همدیگه دوره !به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام
بی خیال تو و ابروی کمانت شده ام
اشکم از دیده فرو ریخت و رسوایم کرد
حرف آخر ، تو کجایی ؟ نگرانت شده ام !برای دیدن چشمانت برای لمس دستانت برای با تو بودن تا قیامت صبر خواهم کرد فرقی نمی کند امروز باشد یا در فرداها یقین در من موج می زند که روزی با تو خواهم بوداگه نخوای با من باشی، من میجنگم تا بدستت بیارم.
بچه ها، عاشقا
نا امید نشید، واسه بدست آوردن کسی که دوست داری تا میتونی تلاش کن. تا اگه ی وقت خدایی نکرده از دست دادیش پشیمون نشی داداش گلم، خواهرم
نا امید نباش ، آدما در گذر زمان عوض میشنبازنده منم که در را باز می گذارم شاید که بازگردی ؛ دزد هم که بیاید چیز مهمی برای بردن نمی یابد !
مهم من بودم که تو بردی …بی تو من ، با بهار می میرم

بی تو ، من با هر برگ پاییزی می افتم

اما…………..

با تو ، من با بهار می رویم

در هر شکوفه میشکفم ودر عطر گل یاس ها پخش می شوم

پس با من بمان ، ای همه بهانه بودنم

به جه مشغول کنم دیده و دل را که مدام
دل تو را می طلبد دیده تو را می جویدباهمه چشم انتظاری، باپیامت دلخوشم،ای قراربیقراری،ساحل آرامشم،گاه گاهی پربزن تاخلوت تنهاییم،تا ببینی درفراقت من چه رنجی میکشم.ای سراپا همه ناز،رفتنت را بخدا آمدنی نیست دگر،تو نخواهی آمد،بی جهت منتظر معجزه ام.برایم کف زدند. . .
در آغوشم گرفتند. . .
آفرین گفتند. . .
که بالاخره فراموشت کردم، و تا ابد لبخندی تصنعی بر لبانم مهمان است. . . .

بین خودمان بماند!!
هنوز هم عاشقت هستم. . .!

بمن تکیه کن!من تمام هستی ام رادامنی میکنم تا توسرت را برآن نهی!تمام روحم را اغوشی میسازم تا تودران ازهراس بیاسایی!تمام نیرویی را ک دردوست داشتن دارم دستی میکنم تا چهره وگیسویت رانوازش کنم!تمام بودن خود را زانویی میکنم تا بران ب خواب روی!خود را تمام خود را ب تو میسپارم تاهرچ بخواهی از ان بیاشامی،ازان برگیری،هرچ بخواهی ازان بسازی،هرگونه بخواهی،باشم!از این لحظه مرا داشته باشبانو
عزیز دل که باشی،از عزیز مصر هم عزیزتری…با تو بودن ارزویم بود ..
اما ..
با رفتنت مرا ناخواسته به زندگی در شرایط سخت فرا خواندی ..ای معنای انتظار یک لحظه بایست،دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست،یک لحظه بایست و یک جمله بگو:تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟به شوق خلوتی دگر که روبراه کرده ای
تمام هستی مرا شکنجه گاه کرده ای
چه روز ها که از غمت به شکوه لب گشوده ام و نا امید گفته ام که اشتباه کرده ای
چه بار ها که گفته ام به قاب عکس کهنه ات
دل مرا شکسته ای! ببین! گناه کرده ای
ولی تو باز بی صدا ،درون قاب عکس خودفقط سکوت کرده ای ،
فقط نگاه کرده ایبرای دوباره آمدنش دعا نکن ،
شاید وقتی آمد؛همانی نباشد که رفته بودفقط بادوستان می توان قهرکرد
غریبه ها که نازکش نیستنداز اتش روزگار چنان دهانم سوخت که حتی اب یخ را هم فوت میکنم. تو نباشی نمیشهاز دختری که همه چیزشو به پات گذاشت….
بخاطر خوشی تو ازهمه خوشیاش گذشت…
وقت خداحافظی انتظار نداشته باش واست آرزوی خوشبختی کنه!.برگرد …

اجازه ندادم کسی جایت. بنشیند …

حتی غبار

باران که می زند….

همه چیز تازه می شود…

حتی داغ نبودم تو…..!!!

باز امدی ای جان من جانها فدای جان تو.از خواستنـــــــــــــــت که نه…

از نداشتنــــــــــــــــت

بــــــــــدجـــــــــورخسته شده ام به خـــــــــــدا ✔

با هم بودنمان همیشه ماندنی است
گیرم که نباشم ………
گیرم که نباشی……….
خاطره ها را نمیشود آنکاراین روزا نبودنت واسه من یکم سخته
همه چی به هم ریخته آره ، رو هم رفته
حالم زیاد خوش نیست راستی حال تو چطوره
اینجا ثانیه ها هنوزم یاد تو می کنه
زیادی خوب بودم با تو شاید فراموشی داری
فکر نکن نفهمیده بودم که ۲ تا گوشی داری
حالا شدم مثل خودت دیگه عاشق نیستم
واسه بودن با تو تنهای سابق نیستمتمام روزهایی که
بی تو زندگی کرده ام
روزهایی ست که
زندگی نکرده ام…به دلم گفتم آن یوسفی که به کنعان برگشت استثنابود…
تو “غمت” رابخور…بعضی ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ
ﯾﻌﻨﯽ : ﻧﺬﺍﺭ ﺑﺮﻡ…
ﯾﻌﻨﯽ : ﺑﺮﻡ ﮔﺮﺩﻭﻥ…
ﯾﻌﻨﯽ : ﺳﻔﺖ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻦ .. ﻭ
ﺳﺮﻣﻮ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﭽﺴﺒﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﺕ ﻭ
ﺑﮕــــــــــﻮ :
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﻭ ﮐﻮﻓﺖ…
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﻭ ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭ…
ﺑﯿﺨﻮﺩ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﯿﮕﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ !!!
ﺩﻓﻌﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﺎﺷﻪ ها !!!باز باران میبارد من زیر باران انتظار یار ولی یار منتظر فردی دگر باران نبار که انتظارم را نابود ساختی و تنم از سیلی ات صورتم را خورد کردتـــو بـرو …
مــــن هــم بـرایِ اینــکه راحـت بــروی می گـویــم:
” بــاشـد … بــرو … خــیــالی نیـــسـت!!! ”
امـّـا
کیسـت که نــدانــد…
بی تـــو
تــنـهـا چیـزی که هـسـت…
خیـالِ تـوست…به شقایق سوگند که تو برخواهی گشت

من به این معجزه ایمان دارم …

” منتظر باید بود تا زمستان برود، غنچه ها گل بکنند … “

به انتظاردیدنت..
به لحظه ی رسیدنت..
دل داره پرپرمیزنه..بهانه می تراشی و مرا عذاب می دهی به روح بی قرار من تو اضطراب می دهی
دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکنبی معرفت دارم در دریای اشکم غرق میشوم بر نمیگردی???
میترسم خاطراتت فراموشم شود…تنهایى راه رفتن سخت نیست …! ولى وقتى ما این همه راهو با هم رفتیم ،تنهایى برگشتن خیلــــــــى ســــختــــــــــــه
بیا آشتی کنیمتو

یک حس کشنده ی لذت بخشی

و داغ

مثل لیسیدن عسل از لبه ی شکسته ی لیوان

با کامی تلخ

از جویدن هزار بسته ته سیگار

بیا آخرین پک را به من بزن

من هم دود میشوم همین روزها…

“پنجره خیال ”

تا خانه چشمانت راهی نیست ، وقتی که نگاهت را از من دریغ میکنی … چه بگویم

وقتی که نه تنها چشم هایت را ، بلکه دریچه قلبت را برویم بسته ای …

اما…

بدان همیشه پشت پنجره “خیالم” برای چشمهایت چون چلچراغی میدرخشد…

بگذار در وجود تو گم شوم و تودر جستجوی من آهسته مرا بخوانی…

و مرا در قلبت پیدا کنی!!!

ای ماه من بیا که تنهای تنها شده ام
غریب وبی کس جدای از تن ها شده ام
بیا که آسمان شبم تاریک است
همدم سایه های تاریک غم ها شده امبانوای کدوم لالایی وجدانتوخوابوندی که این جوری بی خیال منی?باور کن
ساده نیست گذشتن از کسی که گذشته ات را ساخته…اشک و خاطراتی مبهم از گذشته و احساسی که جا ماند در کوچه های خیس سادگی ام، فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود…

چقدر سخت است که با آشناترینت غریبه باشی! قول میدهم بعد از این همه عبور کبود، قدر خلوتهایم را بدانم.

بگو چه مخدری بود،در بودنت..که این همه نبودنت را..درد میکشم…ﻣﻦ ﻭ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻭ ﺷﺐ ﻭ ﻫﻮﺍﻱ ﻋﺎﻟﻲ/ﻋﺰﻳﺰﻡ ﺟﺎﻱ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻲ/ﻋﻄﺮ ﮔﻞ ﭘﺮﺷﺪﻩ ﺑﺎﺯﺗﻮ ﺍﻳﻦﺣﻮﺍﻟﻲ/ ﻣﺎﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﻴم ﺗﻮ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﻲ؟بــه حتــم،
تــو در راهــی!
چــه آب و جــارویــی بــه راه انــداختــه انــد،
بــاد و بــاران .به من رحم کن من دلم نازکه ,
به حدی که باگریه عاشق شدم,
تاهرجای دنیابری شک نکن ,
باید باز برگردی پیش خودم ,
به جایی رسیدم که حس میکنم ,
نفس کشیدن برام ســـــخت نیست,
تو اونقدر وابسته بودی به من ,
که جز من کسی باتو خوشبخت نیست…برای چک کردن ایمیل‌هایم…هر روز…شماره تلفن تو را تایپ می‌کنم…من پس‌ورد‌هایم را عوض نکرده‌ام!…هنوز…شماره تلفن تو…با من حرف می‌زند…بی آن که جایی…صدا کند…زنگ بزندبیا اینجا صداقت میفروشم / برای تو محبت میفروشم / بیا بهر نگاهی از تو ای دوست / دلم را زیر قیمت به تو میفروشمﻣﮕﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ؟
ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﻔﺘﻢ”ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ” ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺗﻠﺦ ﺷﺪ؟
ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ
ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺳﺮﺍﻏﻢ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮ!
ﺧﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺖ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ
ﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﺟﻮﯾﺎﺷﻮﻡبیادرفصل تنهایى بهارلحظه هایم باش دراین پاییز دلتنگی توتنهاآشنایم باش؟برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن من حتى با خدا هم شرط بسته امبیخودی متاسف نباش
توآمده بودی که بروی
اصــــــــــــــــــــــــــــــــلا
توچه میدانی چه ترسی است ترس از کوچه بعد از خداحافظیت✔زندگی بی امید،همنفس مرگ است،پس هرگاه امید کسی شدی،ناامیدش نکنبیا!
فقط میخواهم شادیهایم را با تو قسمت کنم؛
من غصه هایم را با هر که شریک شدم غمگین ترم کرد!!!باورم نمیشه دستات
توی دست من نباشن
رو در و دیوار خونه
گرد تنهایی بپاشه
تو همونی که می گفتی تو دنیا
هیچ کی مثل من پیدا نمیشه
تو همونی که می گفتی قلبم
مال تو باشه واسه همیشهبی تو
زندگی من
داستان پرنده ای است
که پروازرادوست دارد
و بالی نداردﺗﻮ ﻣﻘﺼﺮﯼ، ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ” ﻣﻦِ ﺳﺎﺑﻖ ” ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﭘـﺲ

ﻣﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ “ﻣـﻦ” ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﻧﮑﻦ !

ﻣﻦ

ﻫﻤـﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﮔﯿـﺮ ﻋﺸﻘﺶ ﺑﻮﺩﯼ

ﯾـﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ؟

ﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧـﻢ

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻮﯼِ ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽ ﺑﺪﻫﻢ …

بی تو
حتی باران هم
بوی تشنگی می دهد.با یک عالمه فاصلـــه ازخودم
انتظــــار دارم به تو برسم !
از اول هم آرزوهـــــایم محــــال بودند ..تنها بهانه بودنم ماندن تو بود !!تو بودی که امید می دادی به دل نا امیدم !
تو بودی که می ساختی قصر خوشبختی را در شهر متروک قلبم !
تو بودی که لحظات را برایم شیرین می کردی !
تو بودی تمامی بودنم …حال نیستی !!!
و من مثل پرستوی عاشق هجرت میکنم!
“از قلب یخ بسته عشق تو”می دانمبه سمتت بر نمی گردم
حتی اگر
تمام دور برگردان ها
خانه تو را
نشانم دهندبرو…
منتظر خداحافظی من نباش…
چون هرکه را به خدا سپردم سر از اغوش دیگری دراورد…باز خیال تو مرا برداشت…به کجا میبرد؟ نمیدانم….!باهمه چیزکنارامده ام جز باورجمله آخرتو…
چیزی بینمون نمونده…..!!!بیا قرار بگذاریم که . . .

هیچ وقت با هم قراری نداشته باشیم !

بگذار همیشه اتفاق بیافتد !

این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم !

منتظر ِ یک اتفاق که ” تــــو ” را به ” مـن ” برساند.

ببین گوش کن :فرقی نمیکنه من و تو متولد کدوم برج سالیم ،مهم اینه که اگه تو نباشی من همیشه برج زهرمارم . . .احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم . . .به عکست نگاه میکنم…
آخ که این عکس پیر نمی شود…
اما پیرم میکند…..!@حرف دل@
دوستان پیامکیم:
عشق زنگیم،برای رسیدن ب خلوت خودش،بدجور روی من خط کشید وخودش به تنهایی رفت سرخط
دلم شکست….
براى برگشتنش دعا کنیداین جا درقلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست…به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم،مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد؟مگر میشود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟بگو معنی تمرین چیست؟بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟بریدن از خودم را؟مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از منی؟از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم،همه میدانند که دوری تو روحم را می آزارد.تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشد.نگاهت را از چشمم برندار مرا از من نگیر..بودن چه مصیبت بزرگی ست
کاش کسی مرا از شاخه ی بودن می چید…” بـَـد نـیـسـتـَـمــ ـ ”
در احــوالـــ ـپـُــرســـی هــای روزانــــ ه
مـَـعـنــی ِ ” خــوبــَــمــــ ـ ” نـمــی دهــَــد ….
حـَـتــی مــَـعــنــی ِ ایـنــکــ ه ” بــَـد هـَـسـتــَـمـــ ـ ” هــَـمـــ نــمــی دهــَـد !!
لــامـَـذهــَـبــــــ ؛ بــَـرزخــی سـتــــ بــَــرای خــودَشــــــ ــ ـ …به نیت بوسیدن دوباره ات می آیم
به نیت دیداری نو
تا فراموش کنیم
تلخی روزهای بی هم بودن را….✔ببین دلخوری ؟ باش
عصبانی ؟ باش….
قهری؟ باش…
اما حق نداری روتو از من برگردونی و با من حرف نزنی!!!!!
آخه مگه من جز تو کیو دارم عشقَم ؟!برای نیــامدنــت
دلیل محکــم دســت ُ پــا کن
آنــقدر محکــم
کــه وقتی چوب لای چــرخ زبانــت می گــذارم ،
و ا ژ ه
هایـــت
لنــگ نزننــد ..برای دیدار توشد دلم اکنون لبریز.
کاسه صبرم زین فراغ شد سرریز.
درحسرت توچشمانم منتظر است.
برای یاریم جان محمدت برخیز.این روزها
تمام دلخوشیم یک چیز است
اینکه حداقل
آسمانمان یکیست۰بیا بچین این حرفو کنار ھم,یہ راہ حل بگو بہ من کہ کنارتم,یہ توجیھے کن یہ بھونہ بگو با چشم گریون ھر شب بہ یادتم….╯▅╰╱▔▔▔▔▔▔▔╲╯╯☼
▕▕╱╱╱╱╱╱╱╱╱╲╲╭╭
▕▕╱╱╱╱╱╱╱╱┛▂╲╲╭
╱▂▂▂▂▂▂╱╱┏▕╋▏╲╲
▔▏▂┗┓▂▕▔┛▂┏▔▂▕▔
▕▕╋▏▕╋▏▏▕┏▏▕╋▏▏
▕┓▔┗┓▔┏▏▕┗▏┓▔┏▏
▔▔▔▔▔▔▔▔▔▔▔▔▔▔▔

این خونه…
بی تو!
هییچ صفایی نداره!!!

تخت خواب دو نفره تضمینی برای باهم بودن نیست……
هم سقف لحظه های من:…..

قبل از رفتن به خیابان های شلوغ….قلبت را در جیب چپ پیراهنم بگذار..!!!

این دلِ بی‌صاحب
کُلنگی شده‌ است انگار
کاش بیایی
بکوبیم، از نو بسازیم.برگرد . . .

این دل هرچه تنگ تر شود…

جای خودت تنگ تر میشود…✔

برو
آهسته و آرام نه
ناگهان برو
مثل گلوله از تفنگ
که تا بخواهم بفهم
خون قلبم پاشیده باشد به دیوار!اگر تو بخواهى دور مى ایستم، همچون آخرین چراغ خیابان!
اما… 
 روشن…!
برای تو …..آیاسزای من خارشدن است؟ من که ازگل نازکــــــتر به تونگفتم..ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺭ ﺗﻔﺮﻗﻪ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﯼ
ﺗﻖ ﺗﻖ ﮔﺎﻡ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺳﻨﮓ ﭼﻪ ﺁﻭﺍﯼ ﺧﻮﺷﯿﺴﺖ
ﮐﺎﺵ ﺍﯾﻦ
ﮐﺎﺵ ﺍﯾﻦ ﺁﻣﺪﻧﺖ
ﺗﺎ ﺍﺑﺪﯾﺖ ﻣﯿﺮﻓﺖبیآ غریبگی نکن…
بیآ!
یک زمآنی مآل من بودی…!باران که می باردهمه چیزتازه میشودحتی داغ نبودن تو.ﻣﻦ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻢ؟ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻢ
ﺑﺪﻭﻥ ﻓﻜﺮ ﺗﻮ ﻧﻔﺲ ﺑﻜﺸﻢ؟ﻣﻦ
ﺩﻟﺴﻮﺯ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ.
ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﺭﺍ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ.
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺑﺎﺷﻲ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺳﻴﺎﻩ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﺳﻔﻴﺪ ﻣﻲ
ﺷﻮﺩ. ﺳﻔﻴﺪﺗﺮﻳﻦ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﻧﻴﺎبرایم مثل بهار می مانی
آمدنت را همیشه تحویل می گیرم …برو…
نترس ,رازهایت را گوشه ذهنم دفن کردم حتی رفتنت هم باعث برملا کردن رازهایت نمیشود.
برو باخیال راحت…از امشب آخرین حرف غزل را زود پیدا کن
بیا و دست های سرد من را زودتر ها کن
شبیه عابری در کوچه های ماه تنهایم
بیا و با زلال اشک های من مدارا کن
بهار قاصدک هایم تو را در باد میخوانم
دل فریادهایم را به روی سایه ها وا کن
من هر شب در خیالم واژه ها را شعر میخوانم
بیا و واژه های شعر هایم را تو زیبا کن
به روی بال ققنوس نگاهم آتشی برپاست
حضورت را برای چشم هایم خوب نجوا کن
تو می آیی و من آرامشت را بوسه می خواهم
نیاز عشق و احساس مرا امشب تو معنا کناخم های تو
بالاترین لذت دنیاست
ای بهانه تمام لوس شدن های من..اگه دنبال خرابه می گردی تا ناراحتی هاتو توش خالی کنی..
دل من خرابه وجودته!!!تاهمه ی فرداها
تا انتهای همه ی جاده های تاریکـِ زندگی
تا اعماق اقیانوس دلتنگی
تابرگ ریزان اقاقیا
تاهمیشه ام … منتظرت خواهم ماند
تا بیایی
بیایی و بگویم که پشیمانم از نبودنت
تادوباره دستانم با وجود نفس ها ی تو گرم شود
تادوستت دارم هایم را با وجود تو
عاشقانه رها کنم
ای بالا ترین آرزوی من
تنها یاد لبخندت برایم کافیست.
عاشقتمباران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم…

در زیر باران اشک می ریزم،

تا تو نبینی

اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام.

اگر در راه عشق گناهى داشته باشم نیاز به زندان نیست حسرت دیدار تو کافیست.به نام کسی که جدایی رو آفرید تا قدر باهم بودنو بدونیم.

خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی که دوست داشتنش دروغ

بوده ولی بازم بهت بگه دوست دارم. خیلی سخته طعم واقعی مرگو

بچشی ولی صبح که چشماتو باز میکنی ببینی بازم نمردیو یه روزدیگه

رو باید بازم با خاطره هاش شروع کنی, ولی اون دیگه پیشت نیست,

پیشت نیست ولی انگار هر لحظه کنارت ولی تو پیش اون بودیو

هیچوقت ندیدت, این مثل اون میمونه, تو رو گریه بندازه تو اونوبخندونی

ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه. خیلی سخته بهت بگه دوست

دارم ولی نمیخوامت, میگن با یادش باید زندگی کنی ولی تا کی

خوابشو ببینی, میگن ناامید نشو آخه درد ناامیدی رو نکشیدن چون

ناامیدی و تنهایی و گریه تنهاهدیه هایی بوده که اون بهت داده ولی تو

تموم زندگیتو بهش دادی. خیلی سخته بهش دل ببندیو دلتو بشکونه,

تو هم میتونستی دلشو بشکونی ولی اینکارو نکردی چون خیلی

دوسش داشتی. خیلی سخته بزرگترین آرزوت مرگ باشه ولی اون

بتونه با یار تازه رسیدش خیلی راحت زندگی کنه بعد کل ثروتت که

عشقت بوده با کاخ آرزوهاتو یکجا خراب کنه, اونوقت زیر آوار بی مهری

و تنهایی از فقر محبت و دوست داشتن تا آخر عمر بشینی و زار زار

گریه کنی. خیلی سخته آرزوت کسی باشه که از این و اون بشنوی

براش هیچ اهمیتی نداشتی, حالا دیگه آرزوی نبودنتو میکنه. خیلی

سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدن اسمش اونقدر خوشحال

میشدی که دوست داشتی داد بزنی ولی حالا با دیدنشم چیزی جز

عذاب نصیبت نمیشه چون اون دیگه واسه تو نیست. خیلی سخته بعد

از چند وقت که میبینیش اشک تو چشمات حلقه بزنه ولی اشکات

فقط واسه خودت مهم باشند. خیلی سخته جرات هر کاری رو داشته

باشی به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی یرگردی و پشتتو نگاه کنی

ببینی یه عمر پشتت به دره بوده, حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگه

هست اصلا تو براش مهم نیستی, اصلا رسم بازیه قایم موشک زمونه

اینه, تو چشم میذاری و من قایم میشم ولی تو یکی دیگه رو پیدا

میکنی.

بعد از دو سال تحقیر ورنج و عذاب , با اینکه میدونم چه ادمی هستیو الانم با یکی دیگه خوش و خرمی هنوزم چشم ب راهتم و دوست دارم ک ببینمت. ;(((
هنوزم عاشقتم ;((روزى بودنم آرزو میشود… اما من دیگرنیستم. آن روز، جاى من خوب است و حال تو خراب… و به گمانم آن روز نزدیک است….به دنبال تو می آیم، غزال تشنه صحرا
نگاهت را نکن پنهان دگر از چشمهای ما
از آن روزی که چشمان توخفتند مجنونم
برای من صفا دیگر ندارد ایل بی لیلاازاتاق خاطراتمـــ. . .

بوی حلوا بلند شده استـــــــــــ. . .

آرام فاتحه ای بخوان. . .

شاید خدا گذشته امـــ را
بیامــــرزد. . .!✔

اگه ىه روز دىدى همه ى درخت هاى کوچه رو برىدن اصلا ناراحت نشو,چون هنوزهم من هستم تا به من تکىه کنىبرگرد هوا سرد است برگرد جاده بی راهه است بمان
بمان این خانه خانه توست بغض من برگرد بمان در گلویم….ﻣﺮﺍ ﺍﺳﯿﺮ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ
ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ
ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﻣﻐﻮﻝ ﻫﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
**ﺑﺨﻨﺪ **با تومسیردریارو طی کردم،بی تو تو مسیر برگشت غرق شدم
نجاتم نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ﺻﺪا ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﻮ را !!! اﯾﻦ ﺟﺎﻧﯽﮐﻪ ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ ﺟﺎﻧﻢ را ﻣﯿﮕﯿﺮد !!! ﻧﺰن اﯾﻦ ﺣﺮف ﻫﺎ را … دل ﻣﻦ ﺟﻨﺒﻪ ﻧﺪارد ، وﻗﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯽ دﻣﺎر از روزﮔﺎرم در ﻣﯿﺎورد .تا چشم کار می کند جای تو خالیست…
دلم برای لمس نگاهت سخت بی تاب شده…
کجایی نور چشم من… روحم خمار نبودنت است…
بیا و دلم را به حضورت روشن کن 🙁به حرمت تمام عاشقانه ها

بمان و عاشقی کن…

شاید حال دلم خوب شود…

کسی چه می داند!!!!

ای چراغ دل تاریکم از این خانه مرو، آشنای تو منم بر در بیگانه مرو ، شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من ، جانفشان تو منم در بر پروانه مرو ، سوختی جان مرا آه مکن، اشک مریز، از بر عاشق دلداده غریبانه مرو…برگرد . . .

من خسته ام از زخم زبان تمام مردم
من دلگیرم از فال حافظ که از نیامدنت خبر داد
من تنها هستم از تمام سیگارهای که نصفه کشیدم بفهم
من مانند غروب دلگیر جمعه ام در انتظار یار

من یعنی ما منفی تو
من یعنی آهنگ تکراری ولی دلنشین
من یعنی شیشه به آخر رسیده مشروب

تو یعنی تنها کسی که در زندگی از صمیم دل دوستش دارم…✔

به دیدارم بیا هر شب

در این تاریکی تنها و تاریک خدا مانند.

دلم تنگ است.

بیا ای روشن ،ای روشن تر از لبخند.

شبم را روز کن

در زیر سرپوش سیاهی ها،دلم تنگ است.

♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥

ایستاده ام به انتظار…
پشت قاب همان پنجره ای که وقت دلتنگیمان به دیدنم می امدی…باغبان به گل هایش دلخوش است.شاعربه شعرهایش،دریا به ماهی هایش ومن….به ساعت برگشتن تو!!!ایـــن روزهـــا چـــقـــدر دلـــم هـــوای آن روزهــــــا را کــــــرده. . . .تمام خنده هایم را نذر کرده ام…

تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت…

دلتنگی ام را به باد می سپارد…

کاش زودتر برگردى…✔

به پات موندم و تا ابد مىمونم
نه واسه اىنکه بهترىنى وفادار ى
ىا بهم اهمیت مىدى تنها دلیلم عشق اشتباهم
به تو.. من اىن اشتباه رو دوست دارماین روزها حالم خوش نیست…!
اوضاع تغییری نکرده است من زیاده خواه شده ام…!
با اینکه دیدنت محال است دیدنت را طلب میکنم
خواسته بزرگیست میدانم….!!!با گفتن یک”عزیزم جایت خالیست”.نه جاى من پر میشود ونه ازعمق شادی هایت کمتر……فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است.ای کاش دنیاساعت بود ومن وتو عقربه هاش بودیم تاهرساعت یک باربهم میرسیدیموقتی که نیستی
همه چیز تنگ میشود
نفسم…
دنیایم…
دلــم…
اتاقم…
زندگیم…
برگرد بى انصاف…
برگرد……….✔ببخش امانت دار خوبی نبودم

دلی که داده بودی شکست….

بارانِ سربی میشود
وقتی نیستی میریزد بر سرم
خاطراتـــــتــــــ . . .ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ؟
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻰ؟
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻣﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﺖ ﺩﻫﻢ ..
ﺑﺮﻭ ﻭ ﻫﺮﻛﺲ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼـــﺮﺍ؟
ﺑﮕﻮ ﻟﺠﻮﺝ ﺑﻮﺩ !
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﺮﺳﺨﺘﺎﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ ..
ﺑﮕﻮ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ !
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ..
ﺑﮕﻮ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻰ ﮔﻔﺖ!
ﻣﻰ ﮔﻔﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﻧﻜﺮﺩﻯ ..
ﺑﮕﻮ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻮﺩ !
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻫﺎ، ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺧﻢ ﻫﺎﯾﻢ، ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ
ﺯﺩ ..
ﺑﮕﻮ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ !
ﻧـﺨـﻮﺍﺳـﺖ ﻛـﺴـﻰ ﺟـﺰ ﻣـﻦ ﺩﺭ ﺩﻟــﺶ ﺧـﺎﻧـﻪ ﻛـﻨـﺪ. . . ! (︶︿︶)روی هر قله ای باشی
برای من هدف میشی
بگردی دور دنیا رو
بازم با من طرف میشیتـــو که نباشی …
” بهشـــــــت ” هم
برود به
” جهنـــــــــم ” …با هیچ بارانی ردپایت از کوچه های قلبم پاک نمی شود.بیا باران را دعوت کنیم ، به جشن دلتنگی رازقی
بیا دوباره عادت کنیم ، به بغض غریبانه عاشقیبه گریه،گریه های غمگانه
هوایت را دلم کرده بهانه!
گرفته مه،فضای کوچه ها را!
نشسته گرد غم،بر روی دنیا
برایت واژه ها هم سوگوارند
پیام تازه ای،حرفی ندارند
چه دلتنگم چه دلتنگم چه دلتنگ!
تو معنای سفر بودی،گذشتی
اسیر این توقف ها نگشتی
تو مثل رود پیوستی به دریا
رها کردی به دشت تشنه ما!به جز ””حضور تو”” هیچ چیز این جهان بیکران را جدی نگرفتم. . . .

حتی عشق را. . . .!

“حسین پناهی”

احمقانه ترین کار دنیا را من کردم…
گفتم: خداحافظ
عاشقانه ترین کار دنیا را تو کردی…
گفتی: هرچی تو بگی…ﺑﻤﻮﻥ ﺑﮕﻮ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ، ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻭ ﻏﻤﻪ / ﺗﻤﻮﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺗﻮﺋﻲ ،
ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺧﻤﺎﺕ ﺗﻮ ﻫﻤﻪاین روزها که جرات دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم !
بگذار دست کم ، گاهی تو را به خواب ببینم !
بگذار در خیال تو باشم !
بگذار . . .
بگذریـم ! . . .به سراغ من اگر می آیی دگر آسوده بیا
چند وقتی ست که فولاد شده چینی نازک تنهایی منبامن بمان آنان که رفتنشان راطاقت آوردم تودرمیانشان نبودیاحساس میکنم دیگ دوسم نداری چه قدر بی ارزش میشم وقتی همه صدا کردن هایت جانم بعدش از ته دل بود ولی الان … هیچکدامشان از ته دل نیست برگرد همونی شو ک بودی مهربان عاشقاخ امون ازدل من چجوری تب کرده واسه دلت امون ازروری که هزار تیکه هم بشم بی فایدستمام عشق تو را قطار جدایى روى ریل سرنوشتم برد…

ولى هنوز گل یادت، اینجا گوشه اى از قلبم منتظر برگشتنت است…

من هر روز یادت را با اشکهایم آب میدهم…

کو دهقان فداکار احساس هایت!!؟✔

تمام این آدم ها

اگر “تو”♥
هیچکدامشان نباشی
فقط مرا تنها تر میکنند . . . ! (︶︿︶)

بــــــــاز پایــــــیـــــز شـــــــــد

آنـــــــــجا را نمیــــــــدانم
امــــــــا اینجـــــــــا

هــــــــوا عجـــــــیب ســــــــرد اســــــــت

دســـــــتــانم یــــــــخ…..

دســـــــــت تــــــــو را نــــــدارم هیـــــــــــــــچ!

نفـــــــــس هـــــم نــــــــدارم که

“هـــــــــــــــا”

کنــــــم…

به پای هم پیر شدیم…….
منو خیال تو….!!!!به من برگردون حسی که
گرفتی از دلم نا گه
دارم شک میکنم حتی
ما باهم بوده ایم یا نه
یه کاری کن منه مُرده
دوباره زنده شم در تو
عزیزم کار سختی نیست
فقط یک لحظه پیدا شوبهانه هایت ک بنی اسرائیلی میشود
بی پناه ترین کودک فلسطینی زمین میشوم وجایی درست درمقابل چشمان بی تفاوتت،تمام خودم را ب رگبار میبندم!!! ✘♡آهاى لعنتى من اسباب بازى نیستم ک هر وقت خواستى بیاى باهام بازى کنى و بعد بندازیم گوشه اتاق.این شعر آبی می نشیند روی کاشی
وقتی که معشوق غزل هایم تو باشی
برگرد…
شاید شعر آرامش بگیرد
چیزی نمانده واژه را از هم بپاشی
.بدترین حسرتی که در زندگی میخورم
از کارهای خطایی که مرتکب شده ام ، نیست…
بلکه از این است که…چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ام …برگرد
یادت را جا گزاشتی نمیخواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش بازمیگردیبالاخره اومدی! عزیزم، همون حرفایی رو که مدتها بود انتظارشو میکشیدم زدی………… موقع ی رفتن سنگ قبرم از اشکهات خیس بود…….بگمانم. پسچی حواس پرت نامه هایت را به خانه همسایه می اندازد وگرنه محال است فراموشم کرده باشی!برنگرد، که بر نمی گردی تو هیچوقت، نمی خواهمم داشته باشمت، نترس فقط بیا، در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت، دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…✔دلم بامشت دیگران ککش هم نمیگزد؛
اما اخم “تو” خردش میکند،چه برسد ب قهر و نبودنت…..بیا حواس تقدیر را پرت کنیم!
تو صدایش کن و من دزدانه فاصله ها را بر میدارم…ﻧـــَـــــﺮﻭ…
ﻣﻦ ﻫﻨــــــــﻮﺯ ﺗﻤــــﺎم ﻋﺎﺷﻘــــﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳــــﻢ ﺭﺍ ﺑـــﻪ ﭘﺎﻳــــﺖ ﻧﺮﻳـــﺨﺘﻪ ﺍﻡ…
ﻫﻨـــــﻮﺯ ﻃﻌــــﻢ ﺷﻴـــﺮﻳﻦ ﺯﻧﺪﮔـــﯽ ﺭﺍ ﮐﻨــــﺎﺭﺕ ﻧﭽﺸـــــﻴﺪﻩ ﺍﻡ…
ﮐﻨـــــــﺎﺭﺕ ﺷﺒـــﯽ ﺭﺍ ﺑـــــﻪ ﻓـــﺮﺩﺍ
ﻧﺮﺳــــﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ…
ﻧَــــــــــــﺮﻭ…
ﺯﻭﺩ ﺍﺳـــﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻳــــﺮﺍﻧﯽ ﻗﺼـــــﺮ ﺭﺅﻳــــﺎﻫﺎﻳـــــﻢ…
ﺧﻴــــــــــــﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺍﺳﺖ…
ﻧَــــــــــــــــــــــــــــــﺮﻭ….ﻣﯽ ﮔـــــــﻢ ﺧـــﺪﺍﺣﺎﻓﻆ
ﮐﻪ ﺗـــﻮ ﭼﺸﻢ ﺗـَـــــــــﺮ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﮕـــــــــﯽ: ﮐﺠــﺎ؟
ﻣﮕﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺗﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻣــﺪﻥ ﻭ ﺭﻓﺘــــﻦ ؟
ﮐﻪ ﺳﻔﺖ ﺑﻐﻠﻢ ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑــﮕــــــﯽ: ﻫﯿﭻ ﺭﻓﺘــﻨﯽ ﺗــــــــــﻮ
ﮐﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ

ﻫﻤﯿﻦ ﺟـﺎ ، ” ﺑﻪ ﺩﻟﺖ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﻨﯽ” ، ﺟﺎﺗﻪ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺁﺧـــــــــﺮِ ﺳﺮﺵ ﻣﺤﮑــــــــــﻢ ﺑﮕﯽ : ﺷـﯿﺮ ﻓــَﻬﻢ ﺷــُﺪ؟؟
ﻭ ﻣَـــﻦ، ﺩﻝ ﺿﻌﻔﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ
ﻣﺤﮑﻤﺖ . . !.به دنبالت می آیم. . .

حتی اگر سهمم. . .

قدم گذاشتن درجای پاهایت باشد✔

به سلطان حقیقتها فراموشت نخواهم کرد، تو تنها شعله ای هستی که خاموشت نخواهم کرد.
–باید ببینمت !
چرا که روی نوار قلبی ام
پیوسته نام تو بود
و پزشک نیز بر آخرین نسخه ام . . .
تو را تجویز کرده است ! ! !
بیا ، تا دیر نشده .آهای تو …
توی این روزهای بارونی فکری به حال جای خالیت کردی ؟؟؟بدون من هوا سرده…
الان گرمی نمیفهمی.اگر دیدی دلی تنها نشسته
میان رنج و غمها تک نشسته
نگو آن دل چرا تنها نشسته
بدان که دوریت او را شکستهبیا با پاییز امسال
مثل هرسال عکس بگیریم
چیزى تا چله نمونده
شب یلدا ما بدون هم میمیرم!!!برو
ترس از هیچ چیز ندارم،
وقتی یقین دارم
بیشتر از من کسی دوستت نخواهد داشت…
ترس برای چی؟
وقتی یقین دارم
یک روز
تف میندازی به روی تمام اعتقاداتی که بخاطرشان منو از دست دادی..بی تابم ودل برای دیدار تو تنگ است-تقصیر دلم نیست،مرام تو قشنگ است!اگه یه روزی بری از پیشم
بدون تو بخدا دیوونه میشم . . .
تورو میخام بیشتر از جونم
میدونی همیشه من پیش تو میمونم . . .
هرجای دنیا باشی سایه به سایه من پا به پاتم
کسی جاتو توی قلبم نمیگیره،تا ابد عاشقونه من باهاتم . . .ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﺤﺮﯾﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ !
ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺁﻏﻮﺷﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﻮﺭﻡ ﺷﺪﻩ !
ﺗﺎ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺑﺮﮔﺮﺩ …
ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !
ﺗﺎ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺎﺧﺒﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺑﺮﮔﺮﺩ …برایِ من این ساعت‌ها جورِ خاصی‌ می گذرند
نمی‌دانی
هیچکس نمی‌داند
پشت نبودن‌های تو
زمان چه بی‌رحمانه نبضش میزند
تیک
تیک
تیک
نیست
نیست
نیست
بعد از تو
هیچ چیز آنقدر تکان دهنده نیست
که حالی‌‌ام شود
تو هرگز نبوده ای
تمرینِ تحملی کشنده است
نیتِ فراموش کردن
هزار بار تکرار می کنم
نبود
نبود
نبود
باز یک نفر در درونم لج می‌کند
و دلش می‌خواهد که تو بوده باشی‌
خدااای من !!!!
حتی نوشتنش هم غمگین ترم می‌کند
تو … دیگر … نیستی
‌تـــو برمی گردی و زندگی را از جایی که پاره شده دوباره به هم می دوزیم
در صندوقِ خاطره ها هنوز نخ برای بخیه زدن هستـــــــــ…!.به خیالت نمیفهمم،
یواشکی مرا در خاطرت مرور میکنی؟!
کاش تو مغرور نبودی،
کاش….برو تو ب رفتن عادت داری و من به موندن
بروبرو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ
برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ
تو را با من نمیخواهم که ما معنا کنم دیگر
برو با یک من دیگر بمان ما شو خداحافظبرای بودن با تو غرورم پایمال شد تو هم اندکی احساس بگذار مساوی که نمی شویم حداقل به من نزدیکتر شو✔بدجور ے دلتنگتم…
تورو خدا برگرد…
بی تو پوچم…
برگردﻳﮏ ﺭﻭﺡ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺑﻬــﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ…
ﺑــــــــــﺮﮔﺮﺩ…

ﻳﮏ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﻋـــــﺎﺷﻘﺎﻧــــﻪ ﺩﺍﺭﻡ…
ﺑـــــــــﺮﮔﺮﺩ…

ﺑﺎﺍﻳﻨﮑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻣﻦ ﺑــﻮﺩﻡ…

ﻳﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﮐــــــﻮﺩﻛـــﺎﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑـــــــــﺮگرد…

بی تو من فقط به یک چیز رسیدم
…….آخـــــــــــــرخـــــــــــــــط……ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺭﻭ ؛
ﺧﯿﻠﯽ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽ !
ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ،
ﺑﺎﺯﻡ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﺎﺷﻦﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻝ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ

ﻗﻠﺒﻤﻮ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ

ﻗﺪﺭﻣﻮ ﺗﻮ ﻧﺪﻭﻧﺴﺘﯽ

ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺍﯾﻨﻮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ

ﮐﺎﺷﮑﯽ ﺍﯾﻨﻮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ..ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ.

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.. ﻓﻘﻂ ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﻧﮑﻦ.

ﺣﺴﺮﺕ ﻃﻌﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺑﺎﻭﺭﻡ

ﭼﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻧﻤﻮﻧﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ

ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﻣ

ﭼﯽ ﻣﯿﺸﺪ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺩﯾﮕﻪ

ﻫﻤﺪﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻦ ﺑﺸﯽ

ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﯾﺸﻮﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺒﺘﻼ

ﻧﺸﯽ.. ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻣﺒﺘﻼ ﻧﺸﯽ

ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ

ﻧﺪﺍﺭﻩ

ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩ ﻣﻦ ﻫﻮﺍﯼ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ

ﻧﺪﺍﺭﻩ

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ.

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﻣﻨﻮ ﺭﻫﺎ ﻧﮑﻦ.

آهاى لعنتى میدونى بى کسى یعنى چه؟؟ میدونى اشک چیه؟؟ برو ولى میشینم ب امید اینکه برگردى و بگى: آرى میدونم یعنى چه….اگر چه خسته از رهم ولی برای دیدنت
به بال شوق یاد تو سوار میشوم بیااینبار مرا دست خودت بسپار
هروقت که مرا دست خدا سپردی
گریه امانم را برید…تا کی بی وفا تا کی آخر چقدر صبر کنم؛ای خدا تا کی
نرو تنهام با این زخم بی کسی-چی کار کنم با این همه دل واپسی
میری و دور میشی خیلی آروم-بی فکر این که بی تو من تنهام
تاکی بی وفا تا کی
اخر چقدر صبر کنم
ای خدا
تاکی
خسته شدم

ای خدا تا کی

برای همه ی کارهایت هم که دلیـل بیاوری،
ـ موجه نیست…
این روزهایی که نیستی،
حتـی اگر گواهی پزشکی هم بیاوری…
همان غیبـت غیـر موجـه است برای دل مـن!ای نازنین جواب معمای من تویی

تنها چراغ روشن شبهای من تویی

وفتی دلم گرفت از انبوه ابرها

احساس آفتابی دنیای من تویی

برایش نوشتم نگذار سادگی‌ کودکانه من به بلوغ زودرس برسد …
نگذار صداقتم زود بمیرد
برایش نوشتم
کسی‌ این نامه را برایت مینویسد که هنوز شبیه خودش است …
بازگرد تا دیر نشده
برایش نوشتم جواب نمیخواهم عزیزم … برگرد ..
هنوز حس ما گرم است … برگرد …بهانه که نمیخواهد..بی تو هر شبم بارانیست.. ﭼﻪ ﺗﻠﺦ ﺍﺳﺖ ﻗﺼﻪ ﯼ
ﻗﺴﻤﺖ ….
ﺁﻧﻬﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ
ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻭ ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ
ﺣﻀﻮﺭ ..بیا
باران باش
پر از تکرار،
که من
از خلاصه دیدنت
سخت دلگیرم…

دستهایم خالی است،
خالی از حجم نوازشگر عشق
چشمهایم خالی است،
خالی از سایه سنگین نگاهی عاشق
مگذار دستان من آن اعتمادی که به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد
تو بیا
تو بمان با من
تنها تو بماناخلاقم گنده؟ب خودم مربوطه
غرورم ازحد گذشته؟ب خودم مربوطه
تمام زندگیم خودخواهانس؟زندگى خودمه
ازعدهاى متنفرم؟بازم ب خودم مربوطه
دوس دارم تنهاباشم؟حس خودمه
میخام عاشق بشم؟دل خودمه
صداى خنده هام ازحدعادى بلندتره؟خوشحالى خودمه
بایه تلنگرب هق هق میافتم؟دردخودمه
پاچه همه رومیگیرم؟اعصاب خودمه
حالم ازبعضیابهم میخوره؟حالت تهوع خودمه
دلم میخاداینجورى باشم مجبورب تحمل نیستم مهم نیس ازبیرون چطورب نظرمیام کسایى ک درونم رومیبینن برام کافیه!اونایى هم ک ازروظاهرم قضاوت میکنن حرفى ندارم همون بیرون بمونن براشون کافیه!!!!!
من فقط براى خودم هستم!!!!صبور,عجول,سنگین,مغرور,!راهت رابگیروبرو حوالى من توقف ممنوع است……!!!دوریت این خونرو ویرونه تر کرد تنهام نذار منو دیوونه برگرد چطور دلت میاد یادم نباشی بی من کی قدرتو میدونه برگرد.ارزش “بودنت” را همیشه از اندیشه” یک لحظه” نبودنت میتوان فهمید!!افتادن همه جورش درد داره
چه از بلندی …!!!
چه از چشم …!!!ترکم مکن

حتی برای ساعتی

که دلتنگی چون بارانی

به آوارم فرو خواهد ریخت

و غبار

چون هاله ای.

جای پایت به شنها امیدم می دهد

و مژگانت آرامشم.

عزیزترین !

ترکم مکن حتی برای ثانیه ای .

وقتی تو نیستی

سرگردان سرگشته این سوال مداومم

که باز خواهی گشت آیا؟

از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی.بی تو تقویم روزهایم شکسته و گم است
تو نباشی چه فرقی می کند امروز چندم استبی تو
تنهاییم را پک می زنم
تا ریه هایم زندگی را کم بیاورد
و شرعی ترین خودکشی را تجربه کنم!!.به شوخى گفتم دیگه نمیخواهمت
خندید و رفت!
فهمیدم شوخى من حرف دلش بود.اگه جای منم بودی …
اکه اینهمه بدی دیده بودی ،
از کسی که دوسش داری ،
تو هم دیوونه میشدی
شوخـــی که نیست …!!!
امروز بیای بگی :
عاشق شدی…
فرداش بیای بگی : دیگه خسته شدی
یه بار، دوبار، سه بار
دیگه خسته شدم آخهـ چقدر باید تو رو من ببخشمتاز خواب پریدم!
چشمانم پر از اشکک بود…
بلند شدم و رفتم دنبال یادگاری از تو…
عطرت بود که روی پیراهنم جامانده بود.
سرکشیدم,بوی نبودنت را….تو آنسوی ریل , من این سو
هر بار که دستم را بسویت دراز کردم
قطاری از میان ما رد شد …..!بعضیا رو باید یهو از زندگیت حذف کنی
مثل کندن چسب زخم ( ‌‌:‌‌:‌‌:‌‌[‌‌ ‌‌]‌‌:‌‌:‌‌:‌‌) از رو پوست
که یهو میکنیش و خلاص میشی✔بااینکه رفتی وباهام نموندی… ولی، یه حسی بهم میگه که تو هم گاهی دلت برای من، برای روزهایی که باهم داشتیم تنگ میشه!آرامش یعنی :
هر وقت قهر کردی ؛ مطمئن باشی که تا آشتی کنی هیچ کسی جاتو نمی گیره …آنروز که یکدیگر را یافتیم “یافتن مان”هنر نبود
هنراین است که همدیگر را “گم”نکنیم!از پرسید چقد دوسم داری بهش گفتم:اندازه یه کف دست
نه یه سرانگشت بازم نه
یه سرسوزن(ناراحت میشه)
اندازه یه تار مو (گریه میکنه)
اندازه یه اتم
(داره میره)
تو چشاش نگاه میکنم و میگم حتی اندازه یه اتتم نذاشتی که دوست نداشته باشم.ﻧــــﺮﻭ !
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺪﺗﺮﯾــטּ ﻭ ﺳﺨﺘـﺮﯾــטּ ﺍِﻟﺘﻤــﺂﺱِ ﺩُﻧﯿـــــﺂ“کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابر ها میومد بیرون
و گوشم رو محکم می گرفت و داد می زد که
آهـــــــــــــــــای !!!
بگیر بشین سر جات
اینقده غر نزن…
… …همینه که هست!
بعد یک چشمک می زد و آروم توی گوشم می گفت
همچی درست میشه…برو ای دوست برو .برو ای دختر پالانه محبت بر دوش دیده بر دیده ی من مفکن و نازت مفروش…من دگر سیرم سیر بخدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست تف بران دامن پستی که تو را پروردست !.کم بگو جای تو کو .مال تو کو .بردیه زر کهنه ی رقاصیه وحشی صفت زنگه ی خر ….باران هر وقت بیاید زیباست ، تو برای من بارانی ……بی تو حتی بهانه ای برای فال گرفتن ندارم…
میبینی با رفتنت حتی کوچکترین دلخوشی ها را هم از دنیای کوچک من گرفته ایباران نبار…نبارلعنتی!یارم بادیگری بیرون است.سرمامیخورد!!به تاریکی نگاه میکنی از وحشت به خود میلرزی و مرا در کنار خود از یاد میبری!به تو عادت دارم

مثل پروانه به آتش
مثل عابد به عبادت..
و تو هرلحظه که از من دوری
من به ویرانگری فاصله می اندیشم..
در کتاب احساس واژه ی فاصله یک فاجعه معنا شده است.
ما توانایی آن را داریم که به این فاجعه پایان بخشیم……

روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ، عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش ، اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش!

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم

*بعد تو زندگی رو میخوام چیکار؟
*فصل سرسبز دلم سر اومده

*خورشید از بخت بدم کرده غروب
*خنده به چهره من نیومده

*چجوری کنار بیام با غم دوریت؟
*چرا سر اومده کاسه صبوری؟

*طوری که هیچکی نفهمه گذاشتی رفتی
*گفتی اینم نه اونی که فک میکردی

*بعد چند سال میتونم که فراموشت کنم؟
*شعله عشق تو رو تو سینه خاموشش کنم؟

*بعد عمری انتظار چطور فراموشت کنم؟
*قلبمو بگو چجوری یه شبه آرومش کنم؟

بیا و عاشقانه سلام کن
و بعد برای همیشه برو…
دلگیر نخواهم شد
دیگر به دیدارهای ناگهانی…
دوست داشتنهای موقتی…
و رفتنهای بی خداحافظی
عادت کرده ام…دلم آهسته شبها به یادت میبارد
دلم آهسته روزها به شوقت می تازد
دلم ناامید شده از این راه بارانی بی پایان
تو رو خدا یه قدم هم تو برداربدون تومىترسم ازاین تنهاى دلگیرازاین روزوشباى سردازاین دنیاى قافلگیربدون تودرگیرم حتى فکرم پریشونه تموم زندگیم حتى بدون تونفسگیره بدون تودلم تنگه حتى قلبم مثل سنگه بیابرگردبمون پیشم بى تودنیام چه بىرنگهﻓﻘﻂ ﯾﮑﺒﺎﺭ ، ﺣﺘﯽ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ
ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ :
” ﭘﺸﯿﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ ”
ﻓﻘﻂ ﯾﮑﺒﺎﺭ ، ﺣﺘﯽ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﺯﻧﯽ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻧﻔﺲ
ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺑﺎﺷﯽ
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻟﻌﻨﺘﯽ !
ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺒﻬﺎﯾﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻫﻖ ﻫﻖ ﺍﺳﺖ .
ﻧﺠﺎﺗﻢ ﺑﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ .
ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ …تو آنجا ، من اینجا ، نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند !بعد از”خداحافظى” برنگرد و عقب را نگاه نکن….

بعد دردسری میشود این “آخرین نگاه”

باد آورده را باد میبرد …اما!!
اما تویی که با پاهای خودت آمده بودی چرا؟؟؟؟؟ای کاش پرده می فهمید!!!
تا پنجره باز است فرصت رقصیدن دارد…
و باد همه فرصت اوست…از آن شب که میان اس ام اس هایمان خوابت برد سالها میگذرد

من هنوز منتظرم ازخواب بیدارشوی….✔

اگه مثه گنجیشک میشدی و روی قلبم مینشستی، بهت قول میدادم قلبمو از حرکت نگهدارم تا نپری…!♥برگرد و از “اول” برو…!
چشمانم پر از “اشک” بود….
”واضح” ندیدمت!باران ببار…

ببار که شاید بعد از بارشِ تو به یادش

رنگین کــمانــی در دلــم برپـا شود!

بیا مگذار و سکوتی تلخ از نیامدنت ، بند بند حصار دل را به حصارت خود در آورد و مرور خاطرات گذشته
دلم را سرزنش کند! بیا و مگذار یکرنگی و عشق و رفاقتمان پشت سایه های خاکستری نیامدنت گم
شود و گلهای آرزوهایمان را خزان به یغما ببرد.بــــــــوی رفــــــــتــــن مـــــیـــــدهــــی…

عـــــــطـــر تــــــــــازه ای خــــریـــده ای؟؟؟

بگذار زمانه از حسادت بترکد ؛ انگشتان من چه به انگشتان تو می آیند….
آنها را از من نگیر….✔تا رسیدن به طلوعت تا به کی صبر کنم؟
چقدر ثانیه ها رو بکشم قبر کنم؟ای کاش بودی ومی دیدی که چشمانم چطور درانتظارتوست…
ای کاش بودی والتماس دستانم رامی دیدی که به سوی تو درازشده وبافریادی بی صداتورابه سوی خود می خواند…
واشکهایم در بدرقه راهت همچوآبی است که مسافررابدرقه می کند ودرانتظارمی نشیند…
آری این منم که ازدوریت دیگر تاب وتوان حرف زدن ندارم…
برگردکه دیگر جانی برایم نمانده…
برگرد!!!ببین ، این اسمش دله !
اگر قرار بود که بفهمه که فاصله یعنی چی
اگه قرار بود که بفهمه که نمیشه. . .
میشد مغز !
دله. . . نمی فهمه. . .!
خواستم اطلاع بدم…..تلخ بودن را دوست دارم وقتی گلویم بغض نبودنت را بیرون میریزد،سخت است غمگین باشی اما ابری برای باریدن نداشته باشی
منتظر طلوعتم رفیق
برگرداین روزها آن قدر سر به زیر شده ای
که دیگر مرا نمی بینی
نکند من خیلی سر به هوا بودم وقتی تو را دیدم….ببخش مرا که برای نگاهت کافی نبوده ام
ببخش اگر دستانم ،
برای نگاه داشتنت کوچک بود
ببخش مرا اگر در قلبم جا شدی
و دیگر برای هیچ جا نبود
اکنون که مرده ام مرا ببخش
اکنون که عاشقم مرا ببخش
ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هایت که عاشقم کرد
و به خاطر تمام اشکهایم که گرفتارت کرد
ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هایت زیاد شد
اکنون که دیگر نیستم مرا ببخش!
اکنون که از یاد برد ه ای با تو زیسته ام مرا ببخش
مرا ببخش اگر نامت را زیاد می خواندم
و یا اگر زیاد در پیش تو می ماندم
آنقدر که حوصله ات را سر میبردم ..
اکنون که نمی خندم مرا ببخش …
اکنون که دیگر هیچگاه اشکی ندارم مرا ببخش!!روزگاری بدی شده!
حتی با افزودنی های غیر مجاز هم اعتباری به ماندگاری بعضی عشق ها نیست…!!!باز هم امشب زیر لب صدایت میکنم

اشک میریزم دو چشمم را فدایت میکنم

درنگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام

هرچه میخواهی بگو

من هم دعایت میکنم.♥#♡

اینجوریا که پیداس قصد نداری راه بیای
بخاطر عشقمون یخورده کوتاه بیای
معلومه که نمیخوای بادله من بسازی
این رسم عاشقی نیس این شده بچه بازی
هروز بایه بهونه میگی میزارم میرم
فک میکنی توبری منم بیتو میمیرم
دوس نداری بمونی جلوتونمیگیرماز اون روزی که تو رفتی/چشام دریایی از خونه/وجودم خسته و تنها/دلم داغونه داغونه.اگر روزی روزگاری بهم رسیدیم, نمیدونم کجا ولی با هم میمیریم…..تمام دنیا هم بکویند تو مال من نیستى…
باز هم این دل زبان نفهم بهانه ات را میکیرد…تمام شب نمیخوابم خدایا
تاکه شایداوراببینم به رویا
بگوبه من ای بهترینم
که تاکی چشم به راحت من بمونماین روزها مردم سرم را گرم می کنند
اما دلم را فقط تو گرم می کردی
لباس های گرم تنم را جان می دهند
اما تو به روح من جان داده بودی
چشمانم همه چیز را زشت می بیند
اما تو چشم مرا به زیبایی ها عادت داده بودی
حالا کجایی؟؟؟
دلم روحم و چشمانم به یکباره تو را می خوانند
کجایی. . .دل واسه دیدنت پر می کشید…بی تو بی محلی می کرد به هرچی که می دید… بی تو، توزمستون یخ زده بی تو… ولی فدای خنده هات هرچی کشید..ﺗﺮﻛﻢ ﻧﻜﻦ ﻣﻦ ﺑﻲ ﺗﻮ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻢ.
ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻛﻴﻤﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺪﻳﻮﻧﻢ
ﻣﻦ ﺑﻲ ﺗﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺪﻱ ﺩﺍﺭﻡ
ﻣﻦ ﺑﻲ ﺗﻮ… ﻣﻦ ﺑﻲ ﺗﻮ…
ﻣﻦ ﺑﻲ ﺗﻮ ﺣﺮﻓﺸﻢ ﻧﺰﻥ ﺟﻮﻧﻢبه آغوشم این روزها ، یک “تو” بدهکارم
برگرد ، از بدهکار بودن بیزارم …بیا قایم باشک !

من چشم میگذارم . تو برو قایم شو

من چشم باز میکنم . اما جان من این بار پیدا شو ..
( ︶؛ _ ؛︶ )

دستم به نوشتن نمی رود
این روزها بدجور دلتنگم…
لطفا مرا ببخشید!ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﭘَﺮ
ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺑﯽ ﺗﻮ ﭘﺮ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﻡ ﭘﺮ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﭘﺮ
ﺟﺰ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﭘﺮ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ ﻧﭙﺮاز یه جایی به بعد
آدم دیگه دوس نداره همه چی درست بشه
دوس داره همه چی تمام بشه !!!✔بعضی وقت ها خداحافظ
یعنی :نذار برم
یعنی :برم گردون
یعنی :سفت بغلم کن.. و
سرمو محکم بچسبون به سینه ات و
بگو:
خداحافظ و کوفت
خداحافظ و زهر مار
بیخود کردی میگی
خداحافظ
دفعه آخرت باشه
مال خودمی…بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم که شب آرامش نگاه تو را برایم زمزمه می کند.آرام بخواب که من بی قرارم، بیدارم تا تو آرام بخوابی…ایستاده است

تا صبح

چشم به راه بوسه ایی

که نفرستادی

بیچاره دلم…✔

بهت گفتم خدانگهدار عزیزم
اما, به امید دیدار نشنیدم♘این روزها
هر نفس،
درد است که میکشم!!!
درد نبودنت
ای کاش یا بودی
یا اصلا نبودی!!!
این که هستی
و کنارم نیستی
دیوانه ام میکند
بفهم بی انصاف!بیا ای همنشین سرد پاییز
به آواهای شب هایم درآمیز
بیا ای رنگ مهتاب بلورین
تو شعر تازه ای در من برانگیزاینگونه بی تو زیستن سخت عذاب میدهد قلب کوچکم را…
به خدایت بگو جهنم را تو آفریدی… نه او…بی تو ترک برداشته ام
به هر بهانه ای دلم میشکند.اینجا مـــــــن هستم !!

نیــــــــمکتی چوبی وچتــــری که بسته است …!

دلم تنـــــــگ نیست …

تنـــــــــها منتظر بـــــارانم …

که قــــــطره هایش بهانه ای باشد برای نمناک بودن لحظــــــه هایم …

و … اثبـــــات بی گناهی چـــــــشمانم …!

بیا آخرین پک را به من بزن

من هم دود میشوم همین روزها✔

تا ﺣﺎﻻ ﺷﺪﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺯﻧﮓ ﯾﺎ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺎﺷﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯﺵ ﻧﺸﻪ
ﺯﻝ ﺑﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﻋﮑﺴﺶ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﯽ ﯾﺎ ﻋﮑﺴﺸﻮ ﺑﺒﯿﻨﯽ
ﯾﻬﻮ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺕ ﺧﯿﺲ ﺷﻪ؟؟tamame geryehayam zire sare tost

bidar sho mikhaham bardaramo bebaram

تنهــا یکــ حرف مـرا آزار میـدهــد ..

حتــی یک کلمـه هم نمیشــود !

تنهـا یک حــرف مـرا هر روز غمگیــن تـر میکنــد ..

تنهــا یک … “ن” ….

که در ابتــدای “بودنـت” نشســته است…..✔

ای به مژگانه دوچشمت آرزویه دیدار باد .نگذر از ما تا بفهمی لایقه گفتار بادبرو ای دوست برو، برو ای دختر پالان محبت بر دوش،دیده بر دیده ی من مفکن و نازت مفروش،من دگر سیرم سیر، ب خدا سیرم از این عشق دو پهلوی تو پست،توف بران دامنپستی ک تودا پروردست،کم بگو جاه تو کو،مال تو کو برده ی زر،کهنه رقاصه ی وحشی صفت زنگیه خر،گر طلا نیست مرا،تخم طلا مردم من،زاده ی رنجمو پرورده ی دامان شرف،دل من چون دل تو صحنه ی دلقک ها نیست،دیده ام مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست،دل من ای زن بدبخت هوس پرور پست،شعله اتش شیرین شکن فرهاد است. حیف از این قلب، تز این طرب پرور درد. ک ب فرمان تو تسلیم تو جانی کردم.حیف از ان عمر ک با سوز و شراری جان سوز پایمال هوسی هرزه و آنی کردم. در عوض با من شوریده چه کردی نامرد؟ دل ب من دادی نیست؟ صحبت دل مون این لانه ی شهوت دل نیست هان بگیر این دلت از سینه فکندم ب در، ببرش تحفه ز بهر پدرت گرگ پدراینقد میشینم تا شاید پیدا شی
برگردی و بازم مال خودم باشی
اینجا بعد از تو هر روز بارونه
حس و حالم داغونه
اثری بعد از تو از من نمی مونه
قلبمو نبودن تو می سوزونه
کی مثل من قدر اشکاتو میدونه
بیا برگرد به این خونهدلم بدجور برای تو
برای حرفهایت
درد دلهایت
صدای گریه هایت
تنگ شده است
عزیزم برگرد تا دوباره جان بگیرم
و منی که اینک خسته از زندگی ام نفس بگیرمتاکورنگشته دیدگانم توبیا
تامورنخورده استخوانم توبیا
گرآمدی و ندیدی ازمن چیزی
ازبهرتماشای مزارم توبیاتمامی نیمکت های پارک دو نفره اند خیالی نیست روی چمن می نشینم تابیایی..تو ازم جون بخواه
من که به تو نه نمیگم
حتی یه لحظتو به کل دنیا نمیدم
منو تنها نذار قربون اون چشات بشم
بیا تنهام نذار فدای اون دلت بشم
آخه دوستت دارم
هرچی میخوای همون میشم
بیا پیشم بمون
هرچی میخوای همون میشم
آخه من بدون تو یه لحظه آروم ندارم
آخه من بدون تو همش دارم کم میارم
بیا تنهام نذار من دیگه طاقت ندارم
دیگه بهت قول میدم
گلم واست کم نذارمبهترینم
من از این دنیای بی تو بودن بیزارم، دنیایی که بی تو، برایم جهنمی بیش نیست
خسته ام از روزهای تکراری و دغدغه های به تو رسیدن
هیچ کدام از این دلخوشی ها برایم کافی نیست
کوله بارم را بسته ام
میخواهم از این دنیای واهی و پوچ سفر کنم
چشمانم را می بندم
راهی که پیداست بسیار طولانیست اما من به پایانش امید دارم
آن سو بهشت باید منتظرم باشد
آری
دنیای باتو بودن یک دنیای دیگر است
من به خود ایمان دارم
روزی به تو خواهم رسیدتنهام ودرانتظاره تو…چه میشوداگربیای وبگویی میخاهمت باتمام گناهانت…باتمام خطاهایت…بگویی من هم خسته ام ازبی توبودن….بگویی زندگی بی توبرایه من هم بی معنیست..دستان سردم رافشاردهی وقلبم ازبودنت گرم شود…انجاست ک دنیایه کوچکم راتقدیمت میکنم ای همه ی داروندارم…برگرد 
یادت راجاگذاشتی…
نمیخواهم عمری به این امیدباشم که برای بردنش بازمیگردی..
برگردوتمام دنیاراغافلگیرکن من حتی باخداهم شرط بسته ام.بخشندگی را از گل بیاموز
حتی ته کفشی که لگدمالش میکند
خوش بو میکندباید اسطوره میشدم

دل کندن از کوه کندن آسان تر نـــــــــــبود !!!

با تو سخن میگویم ای تک سوار عشق
تا کی میگویی ز این دنیا ی پر پیچ و هراس؟
دیگر بس است
شیون و ناله ز هجران یار، دخمه ی مشکی و افسار دار
نرسد هیچ کدام به فریادم …
دانی تو چرا؟؟؟؟ هه!
ز بس غم دارم و غم خوارم………….تحمل میکنم نبودنت را،تاب میاورم رفتن را،تحمل میکنم فراموش شدنم را،باور میکنم اما!!!فراموش کردنت دیگر کار من نیست!!!bodanam dar hasrate khastanat tamom shod…
dir amadi…ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﺗﻮ
ﺩﺷﻤﻨﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ
ﺑﯽ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺷﺎﯾﺪ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ
ﺑﯽ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺳﺮ ﮐﻨﻢبالاخره یه روز تموم میشن
یا نفس های من، یا روزهای بدون تو….

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ برای قهر
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ
ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ
ﺑﯿﺎ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ ﻣﻦ ﺳﺮ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻭ
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽبی تفاوت باش ..
به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!ترس من از نبودن ابدی ات دنیا را به آخر رسانده!
و تو چه میدانی چه حالی دارد
ایستادن روی لبه ی آخر دنیا!؟بیا یک خط زیر قانون خط های موازی بنویسیم :
“دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسند اما این دلیل نمی شود همدیگر را دوست نداشته باشند .از این همه احساس
یک عالمه حسرت به من دادی
وخود
دربی نگاهی یک آینه
پنهان شدی
میدانی چرا قاصدک را دوست دارم؟
چون نه از تو
بلکه از امید آمدنت
خبرمی آوردایــن روزهـــا خیلــی چیـزهـــا دست من نیست…
.
.
.
.
.
مثلا..
.
.
.
.
.
.
دست هایت✔باورم نمیشه اونی که خودش منووو انتخاب کرده بود. حالا دیگه منووو نمیخواد.
دلم خییییلیییی براش تنگ میشه. برا صداش. برا حرفاش….
ای خدااااا
کاش دنیا دکمه بازگشت داشت…ازارم میدهی …به عمد…اما من انقدر خسته ام،انقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم…حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است…بــآ مـَن از بـودن بـگـــو …
گـوشــم را کــَـر کـرده….
هـیـآهـوـےِ نــَـبودنـتـــ ـــ ـتمام ماهی ها فرار میکنند
تنها ، منم که می مانم
و دلم را به قلابت بَند میکنم
سال هاست ….
… و تو ، فراموش کرده ای ، مرا بالا بکشی …!!!تا آمدنت زیر باران خواهم ایستاد…….به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام چگونه بشکنم ثانیه هاى سخت دوریت راﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ
ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻗﻬﺮ ﻧﮑﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﻭ ﯾﺎﺩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺣﺮﻓﺎﺷﻮ ﺑﻪ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺑﺰﻧﻪ ….برای من این ساعت هــا جــور خاصی میگذرنــــد..
نمی دانــی !
هیچ کس نمی دانــد !
پشت نبودن هـــای تــو زمان چـــه بی رحمانه نبضش می زندبیقرار هیچ قراری نبوده ام…
مگر قراری ک با تو داشتم
و هرگز نیامدی…تنها
نشسته ام. . جایت این وسط ….روی نقطه چین هاخالیست برگرد تنهایم نگذار با تنهاییم

:(:(:(:S:(:(:(

بی ﺍﻧﺼﺎﻑ … ﻣﯽ ﺁﯾﯽ … ﻣﯽ ﺭﻭﯼ … ﻭ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺳﻼﻡ …
ﻭﮔﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ …
ﻧﻪ , ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﻧﯿﺴﺖ …ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﺸﻖ …. ﺗﻮ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ
ﺑﯽ ﺗﻔﺎﻭﺗﯽاگه این اسمش بهارهه و قراره که از تو خبری از تو نیاره نمیخوامش
اگه این اسمش بهارهه و قراره بیشتر از ابرای اون دو تا چشمه من بباره نمیخوامش
عیدو بی تو نمیخوام
رختای نو نمیخوام
سال تحویل که هیچ
دنیا رو بی تو نمیخوامتهــی شــده ام از تـــو ایـــن روزهـــا انــقـلابـــ مـی کــنم صبـــوری
را…بچه که بودم میدونستم هروقت گم شدم باید سرجام میموندم تا پیدام کنند،حالا مدت هاست ایستاده ام و منتظرم پیدام کنند!!!بر شیشه های مه گرفته اتوبوس نوشتم،

مثلاً مهربانی دستهای تو
با موهای من….

کاش دستهایت نزدیک من بود.

ﺑﻬﺖ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ
ﺍﻳﻨﮑﻪ ﭼﻘﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻬﺖ ﻣﻲ ﮔﻢ
ﺑﻲ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻢ ﻣﻴﺎﺭﻡ
ﺑﻬﺖ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﺎﺣﺎﻻ
ﮐﻪ ﺑﺪﺟﻮﺭﻱ ﻋﺎﺷﻘﺘﻢ
ﺑﻬﺖ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﻬﺖ ﻣﻲ ﮔﻢ
ﺩﺍﺭﻱ ﮐﺠﺎ ﻫﺎ ﻣﻲ ﮐﺸﻲ
ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺩﻝ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻭ
ﻗﺸﻨﮓ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻣﻦ
ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﺍﺯ ﭘﻴﺸﻢ ﻧﺮﻭ
ﺑﻬﺖ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ
ﺍﻳﻨﮑﻪ ﭼﻘﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﻳﻨﮑﻪ ﭼﻘﺪ ﺁﺭﺯﻭﻣﻪ
ﭘﻴﺶ ﭼﺸﺎﺕ ﮐﻢ ﻧﻴﺎﺭﻡ
ﺩﻟﻢ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﻲ
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﺭﻭ
ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻲ ﮔﻢ ﺑﻤﻮﻥ , ﺑﻤﻮﻥ
ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻲ ﮔﻢ ﻧﺮﻭ , ﻧﺮﻭزمستان ک میشود همه دوست دارند گرم شوند، اما من از خدا خواسته ام سردم کند؛ این بار از تو…مثل تو…شاید راحت تر بخدا بسپارمت!!!بیا قراری بگذاریم و تو نیا…

همان دلهره ی رسیدن تا آنجا مرا از خوشی خواهد کشت

این قرار اخر است..
دیگر بیقرارت نمیشوم….احســـاس نبـــودن تـــو ,

دلتنگـــی نیســـت !

نفـــس تنگیســـت ،

نفـــس تنگـــی …

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاریباز هم هوا سرد شده
و دل من بازهم بی تو زمستان های سرد را سپری می کند
در پس آن نگاه های سرد و سوزان
سکوت تو دارد می کشد مرا
حرفی بزن حداقل کلمه ای یا صدایی
چرا فقط نگاهم می کنی؟؟؟
کاش معنی نگاه ها کلمه می شد و بر لبانمان جاری می شد
تا دیگر هیچ عشق و تنفری ناگفته نماند…!اگر در رفاقت گناه کرده باشیم…
نیاز به زندان نیست…
همین حسرت دیدار کافی ست…بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم
نکن مرا به غریبی رها که می میرم
توان کشمکشم نیست بی تو با ایام
برونم آور از این ماجرا که می میرم
نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی؟
قرار خویش منه زیر پا که می میرم
•عباد•بروترس ازهیچ چیزندارم وقتی یقین دارم بیشترازمن هیچکس دوستت نخواهدداشت بیشترازمن کسی طاقت خیانت هایت رانخواهدداشت.بروترس!!!ترس برای چه؟؟وقتی میدانم یک روز تف می اندازی به روی تمام چیزهایی که به خاطرشان من راازدست دادی…♥آهـآی تـو ک رفتی؛
آره عزیزم باتوام!
برگرد..
برگرد درو ببند،بعدبروگمشـو
باد اورده را باد میبرد اما تو که با پای خودت امده بودی!!!از خانه ای که نساختیم ویرانه ای باقیست
که دیوار ندارد عکس تو را…
بگذریم!
اما الان دنبال خودت نگرد
تو با منی
زیر آوار…!این روزها قدم که میزنم ، منحرف میشوم به سمت چپ !!!
در قلب من چیزی سنگینی می کند مدام …
جای تو خوب است ؟؟؟من او را پیدا کرده ام،من تو راپیدا کرده ام،بیهوده به دنبال او میگشتم،من او را داشتم ونمی دانستم همیشه قیمتی ترین چیزها آن هایی نیستند که در دوردست ها به دنبالشان میگردیم،گاهی همه هستی درکنار ماست.کم سویی ازچشم هاست که مارا به بیراهه میکشاند!
پشیمانم،پشیمان….!
»بیراهه هایی که رفتیم به گذشته بسپار.
وگذشته را به باد.
راه زندگی هیچ کس رو به گذشته نبوده است.
زندگی رو به فرداست که ادامه دارد،نه دیروز!»
برگرد…تمام روز و شب با بیقراری به شوق روی تو بیدار هستم

اگرچه بی غرورم زنده اما به شوق لحظۀ دیدار هستم !

بعضیها زود میرنجن,زود قهر میکنن,زود میرن,زودیم برمیگردن,اما بعضیها دیر میرنجن,دیر قهر میکنن,دیر میرن,ولی دیگه هیچوقت برنمیگردن… /ﺑﯿﺎ ﺑﺎﻫــ ـﻢ
ﺭﻓـ ـﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻧﮑﻨﯿﻢ
ﻣﺜﻼ …
ﻭﻗﺘے ﻣﯿﺎے
ﺩﻳﮕﻪ ﻧـــ ـﺮﻭ…
باشــ ـه??اینروزها دیگر بی تو
حکمم تبعید است
تبعید از رؤیاهایم..!برگشتن روزای خوب
قصه بوی پیرهنت
این که چشام پس بدی
حتی دیگه اومدنت…
به من کمک نمیکنه!!!اینو تو موخت فرو کن اسمت نمی مونه یادم
من که گفتم باختم چرا منو بازی دادن؟
من رو پای خودمم اگه فراموش بشم
به جاش حرفای دلمو همه شبا گوش میدن…این فاصله ها که بین مابسیارند..
ازبودن ما کنار هم بیزارند..
یک روز به دیدنت,
می آیم اما اگر این..
فاصله ها بگذارند…!؟این روزها که نیستی تاهوایم را داشته باشی
چقدر دلم هوایت را میکند,;;,بیهوده به ماندنم اصرار می کنی
مثل رودی که زیر پل جاری است
خواهم رفت
دلی که شکست
پیـراهـنی پشت و رو نیست
که برگـردد…ز تـو بـه کـجـا شـکـایـت کـنـم ؟

ایـنـجـا هـمـه طـرفـدار تــو هـسـتـنـد …

جــســمــم

روحــم

قــلــبــم

دردناکترین انتظار
انتظاریه که قهر میکنی اما دلت رو با خودت نمیبری
با هر مسج با هر تلفن با هر صدا بر میگردی
که شاید اون غرور لعنتیش رو کنار بذاره
و برای یکبارم شده ببینی
چقدر برات ارزش قائله
چقدر دوستت داره
چقدر برای ادامه رابطه تلاش میکنه
اما امان از وقتی که بفهمی
اونقدر که اون برات مهم بوده
تو براش مهم نبودی…ﻧﯿﺎﯾﯽ
ﺑﻬﺎﺭ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ
ﭘﺮﺳﺘﻮﻫﺎ ﺑﯽ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﻏﻢْ ﺑﺎﺩ .
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ؛ ﺍﻣﺎ
ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍَﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﭼﺎﺭﻩ ﻫﺎ؟ !دوباره برگرد، ببین که من بزرگ شدم
شاید کمی دیر، اما شدم
دوباره برگرد ببین که عاشق شدم،
شاید کمی دیر، اما شدم
دوباره برگرد تا نقطه سر خط باشیم،
نه پایان دو خط موازی…تبعید یعنی
سردی وُ غربتی مملو
دور از دست های ِگرم ِتو…تمام زندگیم با تو به انتظار گذشت چقدر لحظه آمدنت را دوست دارم چقدر انتظار آمدنت زیباست اگه بدونم تک ستاره قلبت هستم حاضرم تا ابد انتظار آمدنت را بکشم من این انتظار را با دنیا عوض نمیکنمbodanet pisham hadese nabod fajee bodاین روزها
دیگر رگها هم بی اعتبار شده اند!
بریده که می شوند
باز هیچ اتفاقی نمی افتد!
تلخ است..
اما هنوز هم،
دارم بدون تو
نفس می کشم…!به دعا نویس گفتم : جوری بنویس که حتما
بیاید…!
نه او پرسید : چه کسی؟
نه من گرفتم : مرگ…برگرد

و نگاه کن

از من چه ساخته ای!

ویرانه ای

از پوست و استخوان . . .

ومشتی شعر عاشقانه

این عاقبت کسی ست که

چشمان خیس تو را دید . . .✔

برو
ترس از هیـــچ چیـــز نـــدارم
وقتی یقیـن دارم بیشـتر از مـن
کســی دوستـت نخـــــــواهد داشت
بیشتر از من کسی طاقت کم محـلی هایـت را نـدارد
بُـــــــــــــرو !!!!
ترس بــرای چه؟؟
وقتی می دانم یکــ روز تُف مــی اندازی به روی تمـــام آنهایی کـــه
به خاطرشــــان من را از دست دادی . .بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد، بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی، بگذار کسی باشم که در غم، سوی او می آیی، بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی.با تو همه دنیا میشه بهشت ، با تو هزار قصه میشه نوشت ولی افسوس نمی گزاره سرنوشتبه خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.

بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند

خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند♥

بیاای بهترین درمان قلبم/مداواکن غم پنهان قلبم /قسم برخالق دلهای عاشق/توهستی اخرین سلطان قلبم…بدون تـــــــــــــــو مدتهاست ک دیگر خوش نمیگذرد
فقط میگذرد……!اینجاکنارمن غوغاییست…
نبودنت عجیب کولی بازی درمی آورد…
واین من…
این من بیچاره…
عجیب حریفش نمیشودکه نمیشود…!!!باران امشب تا میتوانی ببار ، نه چتر باخود برد ” نه بارانی اش را !!!!
ببار شاید از درد سرما باز هم برگشت ………بی حضورت لحظه هایم شکلاتی شده……..زیادی خالص…….تلخ تلخ!!بوی رفتن میدهی…!
عطر تازه ای خریده ای…!؟باورش سخت است

ولی

با آن همه آزرده خاطری. . . .

هنوز هم خاطرت را می خواهم. . . . .

ببین دلخوری، باش عصبانی هستی، باش قهری، باش هرچی می‌خوای باشی، باش !
ولی حق نداری با من حرف نزنی، فــَهمیــدی؟

یادش بخیر…….✔

ﺑﺮﮔﺮﺩ ﺑﺎﻧﻮ
ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺗﻮ، ﺑﻮﺩﻥ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ..
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﺑﺎﻧﻮ
ﻧﮕﺬﺍﺭ ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﯾﺘﯿﻢ ﺷﻮﻧﺪ..،
ﺷﻌﺮﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ..
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﺑﺎﻧﻮ
ﺷﻌﺮﻫﺎﯾﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ،
ﻭﻗﺘﯽ ﻭﺍﮊﻩ ﺑﻪ ﻭﺍﮊﻩ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﺩ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ….ای کاش می آمدی…
تا در اقیانوس چشمان سیاه تو
ماهی های رنگ به رنگ خاطره هایم را باز یابم
و تو…
قصه گذشته ها را زمزمه کنی
از آن زیبایی ها،از جویبار کوچکی که با زمزمه
عاشقانه می گذشت
از شبنم های پاک که بر چهره گل بوسه می زدند
از آن درخت کهنسال که بر پیکرش نام تو بود
از شب دیرپای عاشقان….
ای کاش می آمدی…
تا بار دیگر بگویم همه چیز در چشم تو زیباست
در اقیانوس چشمان سیاه تو….بلاتکلیفم
به اینکه قهری هنوز؟!
دلخوری هنوز؟!
دلتنگم میشوی هنوز؟!
برایت مهمم هنوز؟!
این سوالها را من هر روز در دلم از تو می پرسم…
بلاتکلیفم میان دو کلمه آره یا نه ؟
اما فقط میدانم که می خواهمت
هـنـــــــــــــــــــــــوز….!✔بی ” تــــــــو

هر شب

از خوابهایـــم

صدای گریه می آید … !

بـا خـیـال راحـتـــ دلــم را مـیـشـکـنـی
آخـر مـیـدانـی مـن دیـوانـه تر از آنـم کـه به ایـن عـشـق بگـویم خـداحـافـظـــ ـ ـاینباکس موبایلم هرروزپیامی جدید از دوستام،فامیل،ایرانسل یاهمراه اول،تبلیغات.،حتی پیام اشتباه ازهمه…
همه جز..
توبا هر قدمی که دور شدی روحم خراشی خورد ، حالا با هر نسیمی درونم میسوزد .ادم زودباوری هستم اما هیچگاه نبودنت را باور نکردم۰۰۰دیروزت گذشت دیشبت
گذشت امروزت گذشت
در این فکرم آیا در میان
این همه گذشت از من هم
خواهی گذشت…..؟ﺑﮕــــــــﺬﺍﺭ …ﺗﻮﯼ ﻫﻤﯿــﻦ ﯾـﮑـــــــــ ﺟﻤﻠــﻪ …

ﺩﻭﺑـــﺎﺭﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿـــﻢ !…

ﻣــﻦ ﻧﺎﻣـﺖ ﺭﺍ ﺻـــــــــــــــﺪﺍ ﻣــﯽ ﮐـﻨـــﻢ !…

ﺗـــﻮ ﺑـﮕـــﻮ :
ﺟــــــــــــــــــــــــﺎﻧــﻢ . . !.

باز یــکـی بـود یـــکـی نـبـود
یـه عـــاشـقـی بـود یـه روز
بـهـتـ مـیـگـفـتـ دوسـتـ داره
اخـکـه دوسـتـ داره ، هـنـوز…برای یک لحظه هم شده برگرد شاید دلی را شاد کنید برگرد که من منتظرم برگردتاکی بامن برطبل جنگ میزنی… }سالهاست به تودل باخته ام….این روزها هوای مرا نداری ،
خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !از آنسوى تنهایى/ازآنسوى بغض/ازآنسوى باران/
کسى صدایم میکند…
تـــــــــــــــــوبگو…
بــــــــــــــــــروم یابمــــــــــــــانم…؟✔اجبارنىست دوست بدارى مرا…
عشقى که رنگ ترحم شود “صادقانه” نىست…بیا و عاشقم باش،میشود؟
میشود دلیل خنده هایت باشم؟
میشود سراسیمه به سراغم بیایی بعد بگویی،ببخشید خانوم!میشود برایتان مرد؟
و من بگویم:ببخشید آقا نمیشود!
ناامیدی را در چشمانت ببینم،دستم را به پشتم قفل کنم،سرم را کج،نگاهت کنم،بگویم:آخر شما باید زندگی من باشید!
میشود شیطنت هایم را بفهمی؟میشود باشی و بیخیال نبودن ها باشم؟میشود نفسم باشید؟!تمـام ِ راه هارو وا۳ رسیــدن بـه تـو امتحــان کردَم …
تو ایـن راه پیر شدَم !
نمــی خوای یه تـَقـَلـُب برســونی عشقم ؟تبعـید آدمـ بهــانـه داشتــ ،
یکــ سیـبــ !
امــــا مـن
هنـــوز نـمیـدانــم چـــرا
بــی بهـــانـه از قلــبتــ تبعیــد شــدمـ !به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم …
یک ویرگول میگذارم ،
این هم امیدیست ، شاید که برگردی …اتل متل جدایی، دلم میگه کجایی؟
دوست دارم خدایی، بس که تو بی وفاییتلخ ترین زمان….
“انتظار” است….!!!اگر قرار است دیگر نیاید منتظر نمی مانم
ازو یاد گرفتم تاوان اشتباه را دونگی حساب کنمبى انصاف اىن گره با ىک نگاه تو باز مىشد
تمام دندانهاىم درد مىکندبی وفا…
آرامش ظاهرم گمراهت نکند!!!
آشفته تر از این حرفا هستم…باز باران بارید,خیس شد خاطره ها,مرحبا بر دل ابرى هوا,هر کجا هستى باش,اسمانت ابى و تمام دلت از غصه خالى.به قول خودت، شبهای نبودنت هیچ کدام به تلخی دیشب نبود
که بودی و نبودی!!!باکدام لالایی وجدانت را خواباندی؟ …که ..این چنین بی خیال من شدی!!بی وفا ! برگرد ببین
آیینه،
عکس تو را قاب کرده…
مرا نشان نمی دهد …